یاروسلاو تروفیموف / والاستریت ژورنال / ۵ مه ۲۰۲۶
رئیسجمهور ترامپ پس از آنکه ایران سه موج حمله موشکی و پهپادی به امارات متحده عربی، یکی از اصلیترین شرکای آمریکا در خاورمیانه، انجام داد، ترجیح داد چشمپوشی کند؛ این در حالی بود که نزدیک به یک ماه پیش، خود او آتشبسی را میان طرفها میانجیگری کرده بود.
دولتهای حوزه خلیج فارس بیم دارند که نتیجهگیری محتمل در تهران این باشد که تشدید بیشتر تنشها سودآور است، زیرا ترامپ چنان بر خروج خود از جنگ متمرکز است که حملات تازه ایران به متحدان منطقهای آمریکا را نادیده خواهد گرفت.
کشورهای اروپایی و آسیایی — چه متحد و چه رقیب راهبردی — نیز این وضعیت را با دقت زیر نظر دارند.
از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، رهبران ایران بارها عبارتی را که به حسنی مبارک، رئیسجمهور برکنار شده مصر، نسبت داده میشود تکرار کردهاند: «کسانی که خود را در آمریکا میپیچند، برهنهاند.» به گفته دیپلماتها و تحلیلگران، احساس در امارات و دیگر پادشاهیهای خلیج فارس پس از ازسرگیری حملات موشکی و پهپادی تهران در روز دوشنبه این است که شاید این گفته مبارک بیراه نبوده باشد.
ایران بندر فجیره، تنها بندر فعال صادرات نفت امارات، را هدف قرار داد که منجر به آتشسوزی و زخمی شدن سه نفر شد، و همچنین موشکهای بالستیک و کروز به دیگر اهداف اماراتی شلیک کرد. در مجموع، این حملات شامل ۱۵ موشک و چهار پهپاد بود.
ترامپ این حمله را «جزئی» توصیف کرد، هرچند که باعث اختلال در پروازها شد و دولت امارات را وادار کرد مدارس را تا پایان هفته تعطیل کند.
روز سهشنبه، وزیر دفاع آمریکا، پیت هگست، اعلام کرد که از نظر واشنگتن «آتشبس همچنان برقرار است.»
چند ساعت بعد، بنا به اعلام وزارت دفاع امارات، ایران حمله دیگری را آغاز کرد.
مهدی قالوم (Mahdi Ghuloom)، پژوهشگر اندیشکده ORF خاورمیانه در دبی، گفت: «به نظر میرسد ایران آماده فروپاشی آتشبس است، در حالی که آمریکا چنین آمادگیای ندارد؛ بنابراین در حال حاضر با یک آتشبس یکجانبه مواجهیم.»
دانیه طافر (Dania Thafer)، مدیر اندیشکده «مجمع بینالمللی خلیج»، میگوید امارات — که از فوریه تاکنون هدف ۲۸۳۸ موشک و پهپاد قرار گرفته — و دیگر کشورهای خلیج فارس به دلیل تصمیم آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران در معرض خطر قرار گرفتهاند.
او افزود: «از دید کشورهای خلیج فارس، به نظر میرسد آمریکا امنیت آنها را در اولویت قرار نداده و عملاً آنها را قربانی کرده است. اگر آمریکا پاسخ ندهد، ایرانیها نتیجه میگیرند که واشنگتن نمیخواهد دوباره وارد جنگ شود — و این بر بازدارندگی تأثیر میگذارد.»
با ادامه بنبست در مذاکرات میان ایران و آمریکا، مشخص نیست که خویشتنداری ترامپ دوام داشته باشد. جیسون گرینبلات، که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ نماینده کاخ سفید در امور خاورمیانه بود، میگوید: «حملات ایران نشان میدهد که آنها در حال آزمایش حدود هستند. پرسش این است که تا کجا پیش خواهند رفت پیش از آنکه واکنش آمریکا را برانگیزند. این بازی خطرناکی است با رئیسجمهوری که انتظارات مشخصی دارد و آنها را اجرا میکند.»
در میان دولتهای همسو در اروپا و آسیا این نگرانی وجود دارد که ترامپ — همانطور که در مورد امارات عمل کرد — ممکن است حملات احتمالی روسیه، چین یا کره شمالی به خاک آنها را نیز نادیده بگیرد، اگر این کار با مصلحت او سازگار باشد.
در بلندمدت، این رویکرد این پرسش را مطرح میکند که آیا پایگاههای آمریکا در سراسر جهان یک دارایی امنیتی هستند یا یک نقطه ضعف برای کشورهای میزبان.
ادوارد استرینگر، مارشال بازنشسته نیروی هوایی بریتانیا، میگوید: «اگر فکر میکردید با این کار وفاداری آمریکا را میخرید، حالا ممکن است به این نتیجه برسید که تنها کاری که یک پایگاه آمریکایی میکند این است که شما را به هدف تبدیل میکند، در حالی که آمریکا به همان اندازه ممکن است شما را رها کند.»
تا اینجا، به نظر میرسد ایران مطمئن است که زمان به نفعش کار میکند، در حالی که محاصره تنگه هرمز ادامه دارد، و هرچه بیشتر دولت ترامپ را تحت فشار قرار دهد، امتیازات بیشتری به دست خواهد آورد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و مذاکرهکننده ارشد، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ما بهخوبی میدانیم که ادامه وضع موجود برای آمریکا غیرقابل تحمل است، در حالی که ما حتی هنوز شروع نکردهایم.»
الی گرانمایه، کارشناس ایران در شورای روابط خارجی اروپا، میگوید رهبران جوانتر و تندروتر که در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل گرفتهاند، به این نتیجه رسیدهاند که رویکرد محتاطانه نسل پیشین — مانند حملات محدود به پایگاههای آمریکایی در واکنش به بمبارانهای سال گذشته — اشتباه بوده است. آنان اکنون بین ادامه تحمل محاصره دریایی آمریکا یا تشدید تنش، گزینه دوم را انتخاب کردهاند، هرچند هنوز از ورود به یک جنگ تمامعیار خودداری میکنند.
او افزود: «قواعد بازی تغییر کرده است. صبر راهبردی به پایان رسیده و در تهران دیگر خود را در آغاز درگیری محدود نمیکنند. این شاید یک مرحله آزمایشی باشد که در آن میخواهند ببینند این چرخه تشدید تنش تا چه حد میتواند خطوط قرمز خودشان را تعیین کند و مشخص سازد ترامپ تا کجا پیش خواهد رفت.»
البته امارات تنها ناظر منفعل این حملات نیست. این کشور دارای نیروی هوایی قدرتمندی است که توانایی حمله در عمق خاک ایران را دارد و اعلام کرده حق پاسخ به «تجاوزات بدون تحریک ایران» را برای خود محفوظ میداند. با این حال، دیپلماتها میگویند بعید است بدون حمایت آمریکا — حداقل در آینده نزدیک — اقدام نظامی انجام دهد.
محمد بهارون، مدیر مرکز پژوهشهای سیاستگذاری عمومی «بحوث» در دبی، میگوید: «در هر اقدام، محاسبه راهبردی درباره دستاوردها وجود دارد. واکنش صرف، یک واکنش هیجانی است. امارات اینگونه عمل نمیکند.»
مهران حقیریان، مدیر پژوهش بنیاد «بورس و بازار»، میگوید ایران به دلیل همکاری فزاینده امارات با اسرائیل، و نیز تلاش برای بهرهبرداری از شکاف میان امارات و عربستان سعودی بر سر جنگهای یمن و سودان، تمرکز خود را بر امارات گذاشته است.
او افزود: «از دید تهران، اتحاد امارات و اسرائیل عامل اصلی است و تنها دلیل اینکه امارات از میان شش کشور شورای همکاری خلیج فارس هدف قرار گرفته، همین است.»
حمد الثنیان، استاد علوم سیاسی دانشگاه کویت، میگوید تهدید راهبردی ایران — و نگرانی از نیتهای آمریکا — احتمالاً در آینده قابل پیشبینی باعث کاهش رقابتهای دیرینه درون خلیج فارس خواهد شد.
او گفت: «اقدامات ایران آزمونی برای آتشبس، برای وحدت شورای همکاری خلیج فارس و برای عزم آمریکا است. اما تحمل رفتاری که ایران در تلاش است آن را عادیسازی کند، چیزی نیست که کشورهای خلیج فارس بپذیرند.»