ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 05.05.2026, 10:06
روسیه چگونه آفریقایی‌ها را به جنگ اوکراین می‌کشاند

متیو امپوکه بیگ، جان الیگن و زیماسا ماتیوانه
عکس‌ها: اد رم
نیویورک تایمز / ۴ مه ۲۰۲۶

جیمز کامائو ندونگو فقط به چند دوست نزدیکش گفته بود که راهی روسیه است. او به آن‌ها گفته بود که در روسیه به او کار کارگری روزمزد پیشنهاد شده است. او ۳۲ سال داشت، در کنیا بیکار بود و به این کار نیاز داشت.

یکی از دوستانش گفت که آقای کامائو ژوئن گذشته عکسی از فرودگاه استانبول برای دوستانش فرستاد و نوشت که در مسیر سفر است. چند هفته بعد، عکس دیگری ارسال کرد؛ این بار یونیفورم نظامی به تن داشت و اسلحه‌ای در دست گرفته بود. در ماه اوت نوشت که در سنگری در اوکراین است. اوضاع بد بود. از دوستانش خواست برایش دعا کنند.

این آخرین خبری بود که کسی در کنیا از او شنید.

تعداد فزاینده‌ای از آفریقایی‌ها اکنون سر از خطوط مقدم جنگ روسیه علیه اوکراین درمی‌آورند. برخی داوطلبانه و به‌عنوان مزدور به آنجا می‌روند، اما شمار بیشتری مانند آقای کامائو هستند؛ مردان جوانی که با وعده شغل‌های عادی غیرنظامی ــ از محافظ شخصی گرفته تا آشپز ــ فریب داده می‌شوند، اما در نهایت مجبور می‌شوند به نیروهای روسیه در میدان جنگ بپیوندند.


در مراسم یادبود کامائو، سوگواری می‌کرد. مادرش ناله می‌کرد: «چرا روسیه پسر مرا گرفته است؟»

در سراسر آفریقا مجموعه‌ای از شرکت‌های موقتی و بی‌ثبات برای جذب این مردان ایجاد شده‌اند. این شرکت‌ها اغلب خود را به‌عنوان آژانس‌های مسافرتی یا کاریابی معرفی می‌کنند و در واتس‌اپ یا تلگرام تبلیغ می‌گذارند.

نیویورک تایمز با چندین قربانی و همچنین جذب‌کننده نیرو گفت‌وگو کرده است. این مصاحبه‌ها نشان می‌دهد که این جذب‌کنندگان مستقیماً برای وزارت دفاع روسیه در مسکو کار نمی‌کنند. قراردادهایی که تایمز مشاهده کرده، به زبان روسی بوده و در نتیجه آفریقایی‌ها قادر به خواندن آن‌ها نبوده‌اند.

در آفریقا یافتن شغل رسمی دشوار است و همین، وعده کار در خارج از کشور را به جاذبه‌ای قدرتمند تبدیل کرده است. آفریقا همچنین سریع‌ترین رشد جمعیت جوانان در جهان را دارد. بسیاری از جوانان بیکارند و همین مسئله این قاره را به هدفی مناسب برای جذب فریبکارانه سربازان ناآگاه بدل کرده است.

هانا وامبویی کامائو، مادر جیمز کامائو، در مراسم یادبود او در ماه مارس، روی دامنه‌ای گل‌آلود در حومه نایروبی، در حالی که در آغوش بستگانش فرو می‌ریخت، شیون می‌کرد: «چرا روسیه پسرم را از من گرفت؟»


سناتور اوکویتی اندرو اومتاتاهون، فعال حقوق بشر و وکیل دعاوی، در نایروبی، کنیا، به همراه بستگان افرادی که توسط روسیه برای جنگ در اوکراین استخدام شده‌اند

مشخص نیست چه تعداد مرد از آفریقا با فریب جذب شده‌اند، هرچند مقام‌های دست‌کم ۹ کشور چنین مواردی را گزارش کرده‌اند. در کنیا، سازمان اطلاعات ملی این کشور دریافته که تاکنون حدود هزار کنیایی به روسیه رفته و سر از اوکراین درآورده‌اند. تنها ۳۰ نفر از آن‌ها زنده بازگشته‌اند. دولت کنیا اعلام کرده برای مهار شمار افرادی که در این دام گرفتار می‌شوند، کنترل‌های بیشتری بر جوانانی که با پروازهای بین‌المللی کشور را ترک می‌کنند اعمال کرده است.

اوکویتی اندرو اومتاتاه، سناتور کنیا، برای توصیف ناامیدی ناشی از بحران اشتغال در آفریقا از یک استعاره استفاده کرد. او گفت: «اگر امروز یک کشتی برده در مومباسا پهلو بگیرد و روی آن نوشته باشد “برده برای غرب نیاز است”، جایی روی آن کشتی پیدا نخواهید کرد.» او به شهر ساحلی مومباسا در کنیا اشاره می‌کرد.

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در ماه مارس اذعان کرد که اتباع خارجی در آنچه مسکو «عملیات ویژه نظامی» در اوکراین می‌نامد، مشارکت دارند، اما گفت دولت روسیه کسی را برخلاف میلش برای جنگ استخدام یا جذب نمی‌کند. او در یک نشست خبری در مسکو گفت: «داوطلبان کاملاً مطابق قوانین روسیه به آنجا می‌روند.»


اعضای خانواده کسانی که در ماه مارس در مقابل ساختمان پارلمان کنیا به روسیه کشانده شدند

دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، هفته گذشته در پاسخ به پرسش نیویورک تایمز درباره اینکه آیا آفریقایی‌هایی با وعده شغل غیرنظامی به روسیه رفته و سپس مجبور به خدمت نظامی شده‌اند یا نه، از طریق دفتر مطبوعاتی خود گفت: «ما از هیچ موردی از این دست اطلاع نداریم.»

اولکساندر شربا، سفیر اوکراین در آفریقای جنوبی، روسیه را متهم کرد که از جوانان آفریقاییِ جویای کار سوءاستفاده می‌کند. او گفت: «واقعاً حیرت می‌کنم که انسان‌ها تا چه اندازه می‌توانند نسبت به آفریقایی‌هایی که فقط به پول نیاز دارند، حیله‌گر، غیرانسانی و امپریالیست باشند.»

کنیا، تانزانیا، زامبیا، آفریقای جنوبی، نیجریه، غنا، توگو، بوتسوانا و مالی همگی گزارش داده‌اند که شهروندانشان با فریب به ارتش روسیه کشانده شده‌اند. دادستان‌های کنیا در ماه فوریه مردی را به اتهام اعزام ۲۲ کنیایی به روسیه متهم کردند. همان ماه، سیریل رامافوسا، رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی، در تماس تلفنی با ولادیمیر پوتین درباره جذب شهروندان آفریقای جنوبی گفت‌وگو کرد. یک هفته بعد، ۱۷ آفریقای جنوبی از خطوط مقدم جنگ به کشورشان بازگشتند. دادستان‌ها در حال تحقیق درباره نقش یک سیاستمدار آفریقای جنوبی در فریب این مردان هستند.


وینسنت اودیامبو آویتی، که در اوکراین برای روسیه جنگید، ماه گذشته در حومه شرقی نایروبی

وینسنت اودهیامبو آویتی گفت سال گذشته توسط فردی که در خیابانی در مرکز نایروبی، پایتخت کنیا، ملاقات کرده بود جذب شد. به گفته او، آن مرد مدعی بود برای «آژانس منابع انسانی گلوبال فیسز» کار می‌کند و به آقای آویتی وعده شغلی در یک فروشگاه در روسیه داده بود. آویتی گفت آن فرد هزینه سفر او و چهار مرد دیگر را برای پرواز به سن‌پترزبورگ در ۱۴ ژوئیه پرداخت کرد.

او گفت: «در نهایت این پیشنهاد را پذیرفتیم، چون کار دیگری نداشتیم. فکر می‌کردیم فرصت فوق‌العاده‌ای است.»

آقای آویتی گفت وقتی به روسیه رسیدند، به او و دیگران گفته شد که باید قراردادی برای پیوستن به ارتش روسیه امضا کنند. او گفت ابتدا مخالفت کردند، اما بعد به آن‌ها گفته شد تنها راه بازگشت به کنیا این است که تمام هزینه‌هایی را که برای انتقالشان به روسیه صرف شده بازپرداخت کنند. هیچ‌یک از آن‌ها چنین پولی نداشتند. او گفت در نهایت همه قرارداد را امضا کردند.

به گفته آقای آویتی، این گروه با قطار برای چهار روز آموزش نظامی به اردوگاهی در نزدیکی شهر شبکینو، در نزدیکی خط مقدم جنوب بلگورود روسیه، منتقل شد. او در آنجا با یک نیروی جذب‌شده مصری روبه‌رو شد که به او و دیگران گفت: «شما مرده‌های متحرک هستید.»


آویتی با عکسی از جراحات دستش که بر اثر ترکش گلوله به او وارد شده بود. او گفت که فکر می‌کرده برای کار در یک مغازه به روسیه می‌رود

آقای آویتی گفت که او را برای جنگ به نزدیکی شهر وووچانسک در استان خارکیف اوکراین فرستادند؛ منطقه‌ای که تابستان گذشته صحنه نبردهای سنگین بود. به گفته او، به واحدشان دستور داده شد برای رسیدن به یک سنگر، از دو رودخانه کوچک و یک زمین باز عبور کنند. او گفت فرمانده واحدشان پیش از رسیدن به رودخانه اول کشته شد.

«سرش از بدنش جدا شد،» آقای آویتی با یادآوری آن صحنه گفت. «آنجا را منطقه مرگ می‌نامند.»

او گفت زمانی که به رودخانه دوم رسید، تقریباً تنها مانده بود. اجساد دفن‌نشده سراسر میدان نبرد را پوشانده بودند و جنازه‌ها روی رودخانه «مثل گل‌های نیلوفر آبی» شناور بودند.

او گفت وقتی به سنگر رسید، بوی مرگ همه‌جا را گرفته بود. سربازان روسی که در آن سنگر پناه گرفته بودند، به‌خاطر اینکه اسلحه‌اش را کنار یکی از رودخانه‌ها رها کرده بود، او را کتک زدند. به او اسلحه دیگری دادند و به گفته خودش، طی ۲۰ روز بعد مجبور شد به سوی دشمنی نامرئی تیراندازی کند. او عکس‌هایی را به نیویورک تایمز نشان داد که می‌گفت کرم‌هایی را نشان می‌دهد که زخم‌هایش را آلوده کرده بودند.

آقای آویتی گفت همراه با یک سرباز فراری روس گریخت؛ سربازی که برای آنکه به‌عنوان فردی ازکارافتاده شناخته شود، به پای خودش شلیک کرد. او گفت با وحشت تماشا می‌کرد که آن سرباز روس چشمانش را بست، اسلحه را به بخش گوشتی ساق پایش نشانه رفت و دو بار شلیک کرد.


در حومه نایروبی هنگام سپیده دم. مشاغل رسمی در آفریقا کمیاب هستند و همین امر نوید کار در خارج از کشور را به یک جاذبه قدرتمند تبدیل می‌کند

آقای آویتی گفت پس از زخمی شدن دست و لگنش در یک حمله پهپادی، در شهر بلگورود تحت درمان قرار گرفت و سپس به بیمارستانی نظامی در مسکو منتقل شد. پزشکان به او گفته بودند پس از بهبودی دوباره به خط مقدم اعزام خواهد شد، اما او توانست خود را به سفارت کنیا برساند و سرانجام با هواپیما به نایروبی بازگردانده شد. سفارت کنیا در مسکو به درخواست نیویورک تایمز برای اظهار نظر پاسخ نداد.

آقای آویتی اکنون بیکار، بی‌پول، زخمی و به‌شدت آسیب‌دیده از نظر روحی است. او در بازنگری تجربه‌اش گفت: «بهتر است همین‌جا بمانی. اینجا آزادی خیلی بیشتری داری.» و افزود: «من برای روسیه می‌جنگیدم. یونیفورم روسی پوشیده بودم. اما آن جنگ، جنگ من نبود.»

مطالعات نشان می‌دهد که سال گذشته دست‌کم ماهانه ۲۵ هزار روس در جنگ کشته یا زخمی شدند. روسیه در واکنش به این وضعیت، از زندان‌ها نیرو جذب کرده، مشوق‌های مالی ارائه داده و نظام سربازگیری اجباریِ نامحبوبی را اجرا کرده است. اما با چنین نرخ سنگین تلفات و فرسایش نیرو، همچنان به نفرات بیشتری نیاز دارد.


باری در حومه شرقی نایروبی، منطقه‌ای که آقای آویتی قبل از رفتن به روسیه در آن زندگی می‌کرد. او در مورد استخدامش گفت: «ما در نهایت این ایده را پذیرفتیم چون من کار دیگری برای انجام دادن نداشتم.»

در طول سال گذشته، شبکه‌های اجتماعی آفریقا مملو از تبلیغات برای خدمت در ارتش روسیه بوده است؛ تبلیغاتی که برخی از آن‌ها حقوق ماهانه تا سه هزار دلار، پرداخت‌های یکجای ۱۸ هزار دلاری و حتی اعطای تابعیت روسیه پس از شش ماه خدمت را وعده می‌دهند. واسطه‌هایی که به‌دنبال کسب درآمد هستند، این فراخوان‌های خدمت نظامی روسیه را به فرصتی تجاری تبدیل کرده‌اند.

«سنت فورچونز تراولز اند لجستیکس» یک آژانس مسافرتی متعلق به فورچون چیمنه آمائووله، شهروند نیجریه‌ای، است. آمائووله در گفت‌وگو با نیویورک تایمز گفت سال گذشته از چندین مشتری آفریقایی درخواست‌هایی دریافت کرده بود که به‌دنبال کمک برای رفتن به روسیه بودند. او گفت این افراد شنیده بودند که می‌توان از طریق ارتش روسیه پول خوبی به دست آورد.

او اکتبر گذشته تبلیغی در فیس‌بوک منتشر کرد با این مضمون: «ظرفیت موجود برای رانندگان، آشپزها، کارکنان لجستیک و دیگر موقعیت‌ها جهت پیوستن به ارتش روسیه و دریافت خودکار تابعیت همراه با مزایای فراوان.»

همان ماه، او عکسی از دو نفر در فیس‌بوک منتشر کرد و نوشت که آن‌ها نیجریه‌ای‌هایی هستند که بابت پیوستن به ارتش روسیه، ۳۰ هزار دلار پاداش دریافت کرده‌اند. در آن پست آمده بود: «فراموش نکنید که روند جذب نیرو همچنان ادامه دارد.»


خویشاوندان مردانی که پس از استخدام در ارتش روسیه مفقود شده بودند، در ماه مارس از پارلمان کنیا درخواست کمک کردند. مقامات حداقل در نه کشور مواردی از اجبار مردان به جنگیدن برای روسیه با ادعاهای واهی را گزارش کرده‌اند

آمائووله گفت یکی از دوستان نیجریه‌ای‌اش که در روسیه زندگی می‌کند و تابعیت روسیه دارد، مسئول هماهنگی سفر متقاضیان کار بوده است. اما او هرگونه اعزام مشتریان به روسیه برای آموزش نظامی را انکار کرد و به پرسش‌ها درباره آن پست فیس‌بوکی که وعده پاداش ۳۰ هزار دلاری می‌داد پاسخ نداد.

به نظر می‌رسد مسیر جذب نیرو از آفریقا به روسیه اغلب بر ارتباطات شخصی، مشابه رابطه آمائووله با دوستش در روسیه، متکی است.

زنی تانزانیایی که به‌دلیل نگرانی‌های امنیتی خواست تنها با نام میانی‌اش، «نیاریوا»، معرفی شود، گفت دوست مرد مالاویایی خود را به مردی روس که سال‌ها پیش از طریق یک اپلیکیشن دوست‌یابی آنلاین با او آشنا شده بود، وصل کرده است. او گفت دوستش علاقه‌مند بود در ارتش روسیه خدمت کند.

نیاریوا گفت تصور می‌کرد آن مرد برای ارتش روسیه کار می‌کند. او گفت پس از آنکه آن مرد به دوستش کمک کرد مدارک لازم برای سفر به روسیه را تهیه کند، افراد دیگری نیز درباره فرصت‌های مشابه از او سؤال کردند. او در نهایت با جذب‌کنندگان نیرو در روسیه ارتباط برقرار کرد و به گفته خودش، برای هر فرد جذب‌شده بین ۱۵۰ تا هزار دلار دریافت می‌کرد.


یکی از بستگان یکی از مردان مفقود شده در جریان اعتراضات در مرکز شهر نایروبی

دولت کامرون در ماه آوریل اعلام کرد که ۱۶ شهروند این کشور در اوکراین کشته شده‌اند، در حالی که غنا در فوریه گفت حدود ۵۵ شهروندش جان خود را از دست داده‌اند. وزیر خارجه بوتسوانا نیز در مارس اعلام کرد که حدود ۱۶ شهروند این کشور هدف جذب‌کنندگانی قرار گرفته‌اند که وعده شغل در حوزه امنیت و خدمات محافظ شخصی می‌دادند و چهار نفر از آن‌ها واقعاً به روسیه سفر کرده‌اند.

یکی از آن‌ها، کگوسی پلککائه ۲۵ ساله بود. او سال گذشته پس از گذراندن دو سال زندان در آفریقای جنوبی به‌دلیل سرقت مسلحانه خودرو، به بوتسوانا، زادگاهش، بازگشته بود. او تصمیم گرفت زندگی‌اش را تغییر دهد و به یکی از دوستانش پیام داد و پرسید آیا کاری شرافتمندانه سراغ دارد یا نه.

به گفته خودش، با شگفتی دید که دوستش پاسخ داد تازه به روسیه رفته و آنجا شغل‌های فراوانی با درآمد خوب وجود دارد. دوستش حتی عکس‌هایی از خودش در حال بازی در برف فرستاد. خیلی زود، آقای پلککائه از طریق تلگرام با مرد روسی‌ای به نام دیمیتری که دوستش او را می‌شناخت، پیام ردوبدل می‌کرد. به گفته پلککائه، آن مرد روس خود را آژانس مسافرتی و جذب‌کننده نیروی کار معرفی کرده بود، اما هیچ اشاره‌ای به ارتش یا جنگ نکرد.


کگوسی پلککائه در گابورون، بوتسوانا. او پس از سفر به روسیه در جستجوی کار، از اردوگاه آموزش نظامی که در آنجا برده شده بود، فرار کرد

آقای پلککائه گفت در ۶ دسامبر مدارک سفرش را برای دیمیتری فرستاد. به گفته او، آن مرد روس برایش بلیت سن‌پترزبورگ خرید. او گفت وقتی رسید، با هواپیما به اردوگاهی آموزشی در شهری دور از سن‌پترزبورگ منتقل شد؛ جایی که به او یونیفورم نظامی دادند و کار با تفنگ را آموزش دادند.

پلککائه گفت وقتی حاضر نشد چند قرارداد روسی‌زبان را امضا کند، دیمیتری او را کتک زد و تحت فشار گذاشت تا امضا کند. او افزود که در جریان این ماجرا، مقام‌های روسی معاینه پزشکی از او گرفتند و متوجه بیماری قلبی‌اش شدند.

او گفت به همین دلیل هرگز به خط مقدم اعزام نشد. وی افزود که توانست از اردوگاه فرار کند و یک دیپلمات بوتسوانایی به او کمک کرد به کشورش بازگردد.