جیورجیا والنتِه / مدیا لاین / جروزالم پست / ۱۵ آوریل ۲۰۲۶
رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، از همان ابتدا حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کرد. سپس موشکهای ایرانی وارد حریم هوایی ترکیه شدند و مقامهای اسرائیلی، آنکارا را متهم کردند که خشم بیشتری را متوجه اورشلیم کرده تا تهران. این تبادل اتهامات، روابط از پیش آسیبدیده اسرائیل و ترکیه را تندتر کرده و آن را به اختلافی نهفقط بر سر لحن، بلکه درباره بازدارندگی، نظم منطقهای و اینکه چه کسی واقعاً در حال تشدید جنگ است، تبدیل کرده است.
این شکاف از جنگ ایران آغاز نشد. اسرائیل و ترکیه که زمانی شرکای راهبردی نزدیک با روابط نظامی قوی بودند، پس از حمله به کشتی «ماوی مرمره» در سال ۲۰۱۰ شاهد فروپاشی روابط خود شدند. احیای کامل روابط دیپلماتیک و تبادل سفیر در سال ۲۰۲۲ نیز از جنگ غزه جان سالم به در نبرد. پس از اکتبر ۲۰۲۳، آنکارا سفیر خود را برای مشورت فراخواند، انتقاداتش از اسرائیل را تشدید کرد و در سال ۲۰۲۴ تجارت با اسرائیل را به حالت تعلیق درآورد.
تا آوریل ۲۰۲۶، این گسست نهتنها در سیاستها بلکه در لحن نیز کاملاً مشهود بود. دیپلماتهای اسرائیلی مدتها پیش و پس از فروپاشی روابط دیپلماتیک در پی جنگ غزه، کنسولگری استانبول را ترک کرده بودند. نبود کارکنان اسرائیلی هنگام حمله افراد مسلح به ساختمان محل استقرار کنسولگری اسرائیل در استانبول در ۷ آوریل، نشان داد که روابط دو کشور تا چه حد از خوشبینی کوتاهمدت سال ۲۰۲۲ فاصله گرفته است.
جنگ ایران به این روند افولی، عرصهای تازه بخشید. در ۲۸ فوریه، اردوغان اعلام کرد حملات آمریکا و اسرائیل نقض حاکمیت ایران و برهمزننده آرامش مردم این کشور است؛ در عین حال، حملات تلافیجویانه ایران به کشورهای حوزه خلیج فارس را نیز غیرقابل قبول دانست. دو روز بعد، او این حملات را «نقض آشکار» حقوق بینالملل توصیف کرد و افزود: «ما بهعنوان همسایه و برادر، در درد مردم ایران شریک هستیم.» این چارچوببندی به ادعاهای اسرائیل دامن زد که اردوغان خود را به تهران نزدیکتر نشان میدهد، حتی در حالی که ترکیه را بهعنوان میانجی منطقهای معرفی میکند.
اختلاف زمانی تندتر شد که جنگ به حریم هوایی ترکیه کشیده شد. خبرگزاریهای رویترز و آسوشیتدپرس از وقوع مکرر حوادثی در ماه مارس خبر دادند که در آن موشکهای بالستیک ایرانی وارد حریم هوایی ترکیه شده و به گفته مقامات ترک توسط سامانههای دفاعی ناتو رهگیری شدند؛ بقایای این موشکها در جنوبشرق ترکیه سقوط کرد، اما گزارشی از تلفات منتشر نشد. آنکارا بهطور رسمی اعتراض کرد و به تهران هشدار داد که چنین نقضهایی غیرقابل قبول است. با این حال، ترکیه هیچ پاسخ نظامی علیه ایران نداد و همچنین سازوکار مشورتی ماده ۴ ناتو یا بند دفاع جمعی ماده ۵ را فعال نکرد.
انتقال اختلاف به شبکههای اجتماعی
مقامات ترکیه میگویند این خویشتنداری نشان میدهد آنکارا در تلاش است از لغزش منطقه بهسوی جنگی گستردهتر جلوگیری کند. اما منتقدان اسرائیلی اردوغان همین خویشتنداری را نشانهای میدانند از اینکه ترکیه حتی پس از قرار گرفتن در معرض درگیری، موضع سختتری در قبال اسرائیل نسبت به ایران اتخاذ کرده است.
سپس این اختلاف به شبکههای اجتماعی کشیده شد. در پستهایی که توسط حسابهای رسمی و نزدیک به دولت ترکیه در شبکه «ایکس» منتشر شد، اردوغان و دیگر مقامات ترک جنگ را بیثباتکننده، غیرقانونی و بهلحاظ سیاسی به نفع نخستوزیر بنیامین نتانیاهو توصیف کردند. در یکی از پیامهای پرانتشار اردوغان آمده بود: «هر قطره خونی که در جنگی ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران ریخته شود، به بقای سیاسی نتانیاهو کمک خواهد کرد.» حسابهای ریاستجمهوری ترکیه همچنین تأکید کردند که این کشور نه حملات به ایران را تأیید میکند و نه اقدامات تلافیجویانه ایران علیه کشورهای منطقه را.
مقامات اسرائیلی نیز بهصورت علنی پاسخ دادند. بر اساس گزارشها از پست ۱۱ آوریل نتانیاهو در شبکه ایکس، او نوشت: «اسرائیل تحت رهبری من به مبارزه با رژیم تروریستی ایران و نیروهای نیابتی آن ادامه خواهد داد، برخلاف اردوغان که با آنها مدارا میکند و شهروندان کُرد خود را قتلعام میکند.» رسانههای اسرائیلی همچنین گزارش دادند که وزیر دفاع، اسرائیل کاتس، اردوغان را متهم کرده است که حتی پس از ورود یا تهدید موشکهای ایرانی به حریم هوایی ترکیه، واکنش قاطع نشان نداده و او را به داشتن لفاظی بدون اقدام عملی متهم کرده است. این تبادل اتهامات، روایت اسرائیل علیه آنکارا را تقویت کرد، هرچند بخشی از این نقلقولها همچنان از طریق منابع غیرمستقیم بازتاب یافتهاند.
کوبی مایکل، تحلیلگر سیاسی در مؤسسه مطالعات امنیت ملی و مؤسسه میسگاو، معتقد است که رویارویی نظامی مستقیم میان اسرائیل و ترکیه همچنان بعید است، زیرا هر دو کشور از شرکای نزدیک ایالات متحده هستند و واشنگتن نفوذ قابلتوجهی بر هر دو دارد. او به «مدیا لاین» گفت: «ما عملاً به لبه این تنش رسیدهایم و وضعیت از این بدتر نخواهد شد، چون ترکیه و اسرائیل متحدان بسیار نزدیک آمریکا هستند. ایالات متحده اهرم فشار بسیار سنگینی بر هر دو کشور دارد. فکر نمیکنم اسرائیل اصلاً تمایلی به تشدید اوضاع داشته باشد.» او افزود: «اما اگر ترکیه تلاش کند اوضاع را تشدید کند، بهنظر من آمریکاییها مانع خواهند شد. آنها بر ترکیه نفوذ دارند. باور ندارم که به رویارویی نظامی با ترکها برسیم.»
مایکل گفت اردوغان در ضعف ایران، بیثباتی منطقه و مشکلات دیپلماتیک اسرائیل، یک فرصت میبیند. او اظهار داشت: «اردوغان جاهطلبیهای هژمونیک در خاورمیانه بزرگتر دارد. او ترکیه و خودش را رهبر جهان سنی و حتی یک امپراتوری عثمانیِ آینده میداند. اکنون اردوغان یک پنجره فرصت میبیند، زمانی که ایران ضعیفتر شده است.» بهاعتقاد او، این فرصت با تضعیف جایگاه بینالمللی اسرائیل و همچنین تحولات ایدئولوژیک در داخل ترکیه تقویت شده است؛ تحولاتی که احتمال بازتنظیم روابط در کوتاهمدت را کاهش میدهد.
او گفت: «اسرائیل از نظر جایگاه و موقعیت در برابر جامعه بینالمللی در وضعیت نسبتاً دشواری قرار دارد. بنابراین، آنچه میبینیم در واقع یک بازی ژئواستراتژیک است… اردوغان تلاش میکند در میان هرجومرج منطقهای و احساسات بسیار قوی ضداسرائیلی در جهان، موقعیت راهبردی خود را بهبود دهد.»
مایکل انتظار بهبود سریع روابط را ندارد. او گفت: «فکر نمیکنم در آینده قابل پیشبینی تغییر چشمگیری رخ دهد، زیرا ترکیه تا حدی به یک حکومت دینی تبدیل شده است… این کشور در چارچوب اخوانالمسلمین تعریف میشود.» او افزود: «بعید میدانم در سطح دیپلماتیک تغییرات اساسی میان دو کشور رخ دهد، مگر آنکه تحول سیاسی بسیار مهمی در داخل ترکیه روی دهد که به روی کار آمدن اپوزیسیون منجر شود.»
در مقابل، بارین کایائوغلو، رئیس مطالعات آمریکایی در دانشگاه علوم اجتماعی آنکارا، برداشت کاملاً متفاوتی ارائه میدهد. او ترکیه را نه کشوری متمایل به ایران، بلکه بازیگری مستقل میداند که خویشتنداری و رویکرد منطقهایاش از سوی اسرائیل بهدرستی درک نشده است. او به «مدیا لاین» گفت: «ترکیه با مهمترین نیروی نیابتی ایران در منطقه، یعنی رژیم اسد، مقابله کرد و در سرنگونی آن نقش داشت.» او همچنین به نقش آنکارا در عراق اشاره کرد، هرچند این نقش تحت تأثیر نفوذ تهران محدود است. وی افزود: «در هر دو مورد، ترکیه نشان داده که از نظر امنیت منطقهای بازیگری مفیدتر از اسرائیل است.»
کایائوغلو همچنین برداشت اسرائیل مبتنی بر ناتو را رد کرد و گفت: «این ادعا از سوی اسرائیلیها بیمعنی است. ایران به ناتو حمله نکرده است. هیچکس درخواست مشورت بر اساس ماده ۴ یا اجرای ماده ۵ را مطرح نکرد.» او افزود: «اگر دولت آمریکا میخواست ناتو وارد عمل شود، باید درخواست برگزاری نشست شورای آتلانتیک شمالی را مطرح میکرد.» او همچنین ابعاد حوادث مربوط به حریم هوایی را کماهمیت جلوه داد و گفت: «از میان چهار موشک بالستیک ایرانی که وارد حریم هوایی ترکیه شدند… تنها یکی واقعاً بهطور قابل توجهی وارد این حریم شد.»
او همچنین نسبت به هرگونه تصور در اسرائیل مبنی بر امکان تحت فشار قرار دادن یا مهار نظامی ترکیه هشدار داد و گفت: «بهنظر میرسد در میان رهبری اسرائیل این امید وجود دارد که بتوانند آمریکا را به حمله به ترکیه تحریک کنند؛ این ایده بسیار خطرناکی است.» او افزود: «توانایی ترکیه برای آسیب رساندن به اسرائیل حتی از ایران نیز متنوعتر است.»
او در ادامه گفت: «هرگونه درگیری نظامی میان دو طرف برای هر دو فاجعهبار خواهد بود.» درباره عادیسازی روابط دیپلماتیک نیز کایائوغلو اظهار داشت که این روند در نهایت تنها پس از یک تغییر سیاسی بزرگ در اسرائیل از سر گرفته خواهد شد.
این دو تحلیلگر، برداشتهایی کاملاً متفاوت از یک بحران واحد ارائه میدهند. مایکل معتقد است اردوغان از جنگ، ضعف ایران و مشکلات دیپلماتیک اسرائیل برای بهبود موقعیت راهبردی ترکیه بهرهبرداری میکند. در مقابل، کایائوغلو ترکیه را بازیگری مستقل میداند که خویشتنداری و رویکرد منطقهایاش از سوی اسرائیل بهدرستی تفسیر نمیشود.
آنچه در نهایت نمایان میشود، رابطهای است که دیگر صرفاً با اختلافات دیپلماتیک تعریف نمیشود، بلکه با روایتهای راهبردی رقیب شکل گرفته که بهصورت همزمان از طریق بیانیههای عمومی، حوادث نظامی و پیامرسانی سیاسی تقویت میشوند. هیچیک از طرفین ظاهراً خواهان جنگ مستقیم نیستند و هر دو همچنان به ایالات متحده و در مورد ترکیه، به ناتو، پیوند خوردهاند.
با این حال، هر بحران جدید منطقهای اکنون به هر دو دولت دلیل بیشتری میدهد تا این ادعا را تقویت کنند که طرف مقابل نهفقط یک رقیب، بلکه بخشی از تهدید است.