رابی گرامر و الکس لیری / وال استریت ژورنال / ۱۲ آوریل ۲۰۲۶
به گفته مقامها و افراد آگاه، رئیسجمهور دونالد ترامپ و مشاورانش در حال بررسی ازسرگیری حملات نظامی محدود علیه ایران، در کنار ادامه محاصره دریایی تنگه هرمز هستند؛ اقدامی که هدف آن شکستن بنبست در مذاکرات صلح عنوان شده است.
مقامها اعلام کردند این گزینه از جمله مواردی بود که ترامپ روز یکشنبه، تنها چند ساعت پس از فروپاشی مذاکرات در اسلامآباد، مورد بررسی قرار داد. او همچنین میتواند یک کارزار بمباران گسترده را از سر بگیرد، هرچند مقامها میگویند این گزینه با توجه به خطر بیثباتتر شدن منطقه و تمایل رئیسجمهور به پرهیز از درگیریهای طولانیمدت، کمتر محتمل است. گزینه دیگر میتواند اعمال یک محاصره موقتتر باشد، همزمان با فشار بر متحدان برای برعهده گرفتن مأموریت اسکورت نظامی طولانیمدت در این تنگه در آینده.
پس از شکست مذاکرات میان آمریکا و ایران در پاکستان، ترامپ بخش زیادی از روز یکشنبه را در اقامتگاه خود در حومه میامی، دورال در ایالت فلوریدا، سپری کرد؛ جایی که در برنامهای از شبکه فاکسنیوز شرکت کرد، گلف بازی کرد و با مشاورانش گفتوگو داشت. دستیاران او میگویند که وی همچنان به یک راهحل دیپلماتیک باز است، هرچند همزمان وعده ادامه محاصره را داده و بار دیگر ایران را به هدف قرار دادن زیرساختهایش تهدید کرده است.
ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز گفت: «دوست ندارم این کار را انجام دهم، اما این منابع آب آنهاست، تأسیسات نمکزدایی و نیروگاههای تولید برقشان که هدف قرار دادنشان بسیار آسان است.»
سخنگوی کاخ سفید از ارائه جزئیات درباره گزینههای مشخص ترامپ خودداری کرد.
اولیویا ویلز، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «رئیسجمهور پیشتر دستور محاصره دریایی تنگه هرمز را صادر کرده و به اخاذی ایران پایان داده است و در عین حال عاقلانه تمام گزینههای دیگر را روی میز نگه داشته است. هر کسی که به والاستریت ژورنال میگوید میداند رئیسجمهور ترامپ چه خواهد کرد، صرفاً در حال گمانهزنی است.»
ترامپ مدعی شد که ایران خواهان بازگشت به میز مذاکره است و یک مقام نزدیک به تیم مذاکرهکننده آمریکا نیز گفت که پیشنهاد همچنان پابرجاست. رضا امیری مقدم، از اعضای ارشد هیئت ایرانی، این مذاکرات را آغاز یک فرآیند توصیف کرد و در شبکههای اجتماعی نوشت: «گفتوگوهای اسلامآباد پایهگذار روندی دیپلماتیک بود که در صورت تقویت اعتماد و اراده، میتواند چارچوبی پایدار برای منافع همه طرفها ایجاد کند.»
مقامهای آمریکایی خطوط قرمز ترامپ در مذاکرات آینده با ایران را چنین برشمردند: بازگشایی کامل تنگه هرمز بدون دریافت عوارض عبور؛ توقف کامل غنیسازی اورانیوم و برچیدن تأسیسات مربوطه؛ تحویل اورانیوم با غنای بالا؛ پذیرش یک چارچوب امنیتی گستردهتر شامل متحدان منطقهای؛ و پایان دادن به حمایت مالی از نیروهای نیابتی مانند حزبالله در لبنان و شورشیان حوثی در یمن.
مذاکرات پاکستان که به رهبری معاون رئیسجمهور جیدی ونس برگزار شد، پس از آن شکست خورد که ایران از کنار گذاشتن برنامه هستهای خود امتناع کرد. ترامپ گفته است جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای یکی از عوامل اصلی آغاز این جنگ بوده است.
مقامهای آمریکایی و افراد نزدیک به دولت تأکید کردند هر گزینهای که ترامپ انتخاب کند، با خطرات قابل توجهی همراه است. ازسرگیری جنگی تمامعیار میتواند ذخایر حیاتی تسلیحاتی آمریکا را بیش از پیش تحلیل برده و واکنش منفی بخشی از رأیدهندگان که نسبت به درگیریهای خاورمیانه بدبین هستند را برانگیزد. در مقابل، کاهش عملیات نظامی در حالی که حکومت ایران همچنان پابرجاست و اهداف هستهای و کنترل تنگه را حفظ کرده، میتواند بهعنوان پیروزی تهران تلقی شود.
برخی مقامها و تحلیلگران تصمیم ترامپ برای اعمال محاصره دریایی را بهترین یا «کمبدترین» گزینه موجود دانستند. حدود نیمی از درآمد دولت ایران از نفت و گاز تأمین میشود و یک محاصره موفق میتواند صادرات نفت ایران — محرک اصلی اقتصاد آن — را مختل کرده و به متحدان آمریکا و بازارهای نگران انرژی نشان دهد که تهران نمیتواند تنگه را به گروگان بگیرد.
متیو کرونیگ، از مقامهای پیشین پنتاگون که اکنون در اندیشکده Atlantic Council فعالیت دارد، گفت: «ما شاهد بودهایم که این راهبرد محاصره عملاً در مورد ونزوئلا جواب داده و ترامپ فرصت دارد آن را در اینجا تکرار کند. این روشی برای افزایش جدی فشار بر حکومت و وادار کردن آن به انتخابهای دشوار است.»
با این حال، محاصره نیز با معایب خاص خود همراه است.
دولت ایران تاکنون در برابر فشارهای اقتصادی آمریکا — از جمله دههها تحریم فلجکننده — تسلیم نشده و پس از هفتهها بمباران شدید آمریکا و اسرائیل همچنان سرسخت باقی مانده است. مقامهای آمریکایی هشدار دادند که شناورهای نظامی در تنگه باریک نزدیک سواحل ایران ممکن است با حملات جدید موشکی و پهپادی مواجه شوند، آن هم با فرصت اندک برای واکنش.
ترامپ در طول جنگ بارها رویکرد خود را تغییر داده و ابتدا اهمیت تنگه را کمرنگ جلوه میداد، اما سپس تمرکز بیشتری بر آن گذاشت. او تحت فشار متحدانی قرار دارد که بیشترین آسیب را از محدود شدن عبور و مرور در این گذرگاه — که حدود ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان را جابهجا میکند — متحمل شدهاند. در داخل نیز با انتقادات سیاسی فزاینده روبهروست و اذعان کرده که قیمت بنزین ممکن است بالا باقی بماند؛ موضوعی که میتواند برای جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای هزینهساز باشد.
رئیسجمهور که همزمان با پایان مذاکرات فشرده در اسلامآباد توسط ونس، در یک مسابقه بوکس در میامی حضور داشت، روز یکشنبه در گفتوگو با فاکسنیوز از آنچه پوشش ناعادلانه رسانهای جنگ میداند ابراز نارضایتی کرد.
ادامه یک جنگ طولانیمدت میتواند نگرانیها درباره هزینههای اقتصادی، از جمله افزایش قیمت انرژی، را در میان مشاوران، متحدان و رهبران شرکتها تشدید کند.
استیو مور، مشاور اقتصادی ترامپ، گفت: «توصیه من به افرادی در کاخ سفید که با آنها صحبت کردهام این است که تنگه را به هر قیمتی و فوراً به دلایل اقتصادی، امنیت ملی و امنیت جهانی تضمین کنند. ما توانایی حفاظت از جریان تجارت بینالمللی را داریم و باید از آن استفاده کنیم؛ در غیر این صورت، کل اقتصاد جهان ممکن است به رکود جهانی سقوط کند.»
ترامپ روز یکشنبه فشارهای کوتاهمدت را بهایی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای دانست.
فرد فلیتز، از مقامهای ارشد شورای امنیت ملی در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، گفت حضور هیئت بزرگ ایران در اسلامآباد نشان میدهد که دستیابی به یک راهحل دیپلماتیک ممکن است. او افزود: «فکر میکنم ترامپ درست میگوید، ایران دیگر کارت زیادی در دست ندارد. این درگیری تنها چند هفته است که آغاز شده و برای قضاوت درباره نتیجه آن زود است، اما به نظر امیدوارکننده میآید.»