ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Thu, 09.04.2026, 12:42
رهبران آسیب‌دیده اما با اعتمادبه‌نفس ایران

یگانه تربتی و اریکا سولومون / نیویورک تایمز / ۹ آوریل ۲۰۲۶

رهبر عالی و فرماندهان ارشدشان کشته شدند. پایگاه‌های نظامی، کارخانه‌ها و پل‌ها به تلی از ویرانه تبدیل شدند. اقتصادشان ضربه پشت ضربه خورده است. با این حال، حاکمان اقتدارگرای ایران بر این باورند که از این جنگ در موقعیتی قوی‌تر نسبت به آغاز آن خارج شده‌اند.

پس از شش هفته کارزار شدید آمریکا و اسرائیل و در شرایطی که آتش‌بس موقتی برقرار شده است، رهبری ایران در آستانه ازسرگیری مذاکرات با ایالات متحده، رویکردی مصالحه‌جویانه ندارد. بلکه با مجموعه‌ای تازه از مطالبات حداکثری وارد گفت‌وگو می‌شود.

محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور ایران، در روز اجرای آتش‌بس در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «صبح پیروزی بخیر! امروز تاریخ ورق تازه‌ای خورد. عصر ایران آغاز شده است.»

صرفاً زنده ماندن در جنگ با آمریکا و اسرائیل، برای جمهوری اسلامی و حامیانش یک پیروزی محسوب می‌شود — نشانه‌ای از توانایی مقاومت در برابر حمله دو نیروی نظامی قدرتمند جهان، و به‌زعم آنان، تأییدی بر ایدئولوژی «مقاومت» که روحانیون را در سال ۱۹۷۹ به قدرت رساند. آن‌ها همچنین با وجود نارضایتی گسترده عمومی، کنترل قاطع خود بر فضای داخلی را حفظ کردند و به اعمال سرکوب ادامه دادند.

دنی سیترینوویچ، رئیس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، گفت: «آن‌ها از نگاه خود توانستند بر دو ابرقدرت غلبه کنند.» به گفته او، این برای حاکمان دینی ایران یک «پیروزی الهی» محسوب می‌شود.

افزون بر این، ایران ممکن است احساس کند که نسبت به پیش از جنگ، در موقعیت بهتری برای مذاکره قرار دارد.

توانایی ادامه‌دار این کشور در اعمال نفوذ بر تنگه راهبردی هرمز — با وجود بمباران‌هایی که به ارزیابی مقامات آمریکا و اسرائیل، بخش عمده‌ای از نیروی هوایی و دریایی ایران را نابود کرده است — ابزاری آزموده برای ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی فراهم کرده است. ایران در پی آن است که جنگ را با کنترل مؤثر بر این مسیر کشتیرانی به پایان برساند؛ مسیری که معمولاً یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند.

حمیدرضا عزیزی، کارشناس مسائل امنیتی ایران در مؤسسه آلمانی امور بین‌الملل و امنیت، گفت: «این در واقع اهرمی قوی‌تر از برنامه هسته‌ای بوده است. اکنون آن‌ها در موقعیت بهتری برای چانه‌زنی قرار دارند.»

در ماه ژانویه، رهبران ایران با یکی از متزلزل‌ترین مقاطع ۴۷ سال حاکمیت خود مواجه بودند.

نیروهای امنیتی ایران برای خاموش کردن اعتراضات سراسری، سرکوبی خونین به راه انداختند و بخش بزرگی از جامعه همچنان خشمگین بود، در حالی که کشور بیش از پیش در بحران اقتصادی فرو می‌رفت. شبکه شبه‌نظامیانی که ایران برای اعمال نفوذ در منطقه از آن‌ها استفاده می‌کرد، در اثر حملات اسرائیل تضعیف شده بود و این کشور را در برابر مطالبات فزاینده و تهاجمی‌تر آمریکا و اسرائیل آسیب‌پذیرتر می‌کرد.

با این حال، همین متحدان همچنان توانستند در کنار ایران، از طریق حملات پهپادی و موشکی، هزینه‌های سنگینی به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس وارد کنند — کشورهایی که میزبان پایگاه‌های آمریکا هستند و اقتصادشان بر تصویر ثبات و رفاه استوار است.

کریم سجادپور، تحلیلگر ایران در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی، گفت: «دو ماه پیش، خبر اصلی جهان کشتار مردم توسط تهران بود. امروز، خبر اصلی جهان مقاومت موفق تهران در برابر آمریکا و اسرائیل است.»

با مرگبارتر و ویرانگرتر شدن حملات به ایران، بسیاری از ایرانیانی که مخالف یا بی‌تفاوت نسبت به حکومت بودند، رنج تحمیل‌شده را غیرقابل قبول دانستند. برخی که پیش‌تر امیدوار بودند بمباران بتواند حاکمان را کنار بزند، اکنون نگران‌اند که بدترین سناریو رقم خورده باشد: کشوری ویران و رهاشده، با رهبری‌ای تثبیت‌شده و جسورتر که ممکن است برخوردی سخت‌تر با مخالفان داشته باشد.

احتمال تبدیل ایران به کره شمالیِ خاورمیانه

علی الفونه، پژوهشگر ارشد در مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس، گفت انتظار دارد موج بزرگی از مهاجرت از ایران شکل بگیرد.

به گفته او، ایرانیان ممکن است به‌زودی با انزوای عمیق‌تری در جهان روبه‌رو شوند، چرا که رهبران جدید احتمالاً به این نتیجه می‌رسند که بقا نه از مسیر مذاکره و اعتدال، بلکه از طریق بازدارندگی سخت‌تر — و شاید حتی حرکت به‌سوی سلاح هسته‌ای — حاصل می‌شود.

او افزود: «این الگو ایران را به کره شمالیِ خاورمیانه تبدیل خواهد کرد: منزوی از نظر دیپلماتیک، فقیر، ملی‌گرا و انتقام‌جو.»

با این حال، حتی در حالی که رهبران ایران از پیروزی سخن می‌گویند، جنگی که از آن جان سالم به در برده‌اند، ممکن است به‌تدریج زمینه‌ساز بحران بعدی آن‌ها شود.

ایران پیش از جنگ نیز در بحران اقتصادی بود — و فشارهای ناشی از آن، یکی از محرک‌های اعتراضات اخیر به شمار می‌رفت. بازسازی کشور چالشی عظیم و پرهزینه خواهد بود و اینکه دولت ایران چگونه توان مالی آن را تأمین خواهد کرد، پرسشی باز است. تولیدکنندگان بزرگ فولاد که تأمین‌کننده صنایع داخلی بودند، پس از حملات هوایی تولید خود را — احتمالاً برای ماه‌ها — متوقف کرده‌اند و بسیاری از کسب‌وکارهای خرده‌فروشی نیز در ماه‌های اخیرِ ناآرامی و جنگ، با کاهش شدید فروش مواجه شده‌اند. برخی ایرانیان در گفت‌وگوها ابراز نگرانی کردند که موجی از بیکاری گسترده در راه است که درآمدهای مالیاتی دولت را کاهش خواهد داد.

ایران همچنین روند بازسازی را با دوستانی کمتر در منطقه آغاز خواهد کرد: روابطی که سال‌ها برای ایجاد آن‌ها با همسایگان عرب خلیج فارس تلاش کرده بود، اکنون از هم گسسته است.

حمیدرضا عزیزی، کارشناس مسائل امنیتی ایران، گفت حتی در میان پایگاه حمایتی حکومت نیز ممکن است رهبران با خطراتی مواجه شوند.

به گفته او، بسیاری از تندروها تمایلی به پذیرش آتش‌بس نداشتند و خواهان ادامه جنگ بودند. اگر مذاکرات برنامه‌ریزی‌شده به نتیجه نرسد، «این می‌تواند به شکاف‌های واقعی درون سیستم منجر شود.»

و در حالی که هم واشنگتن و هم تهران اعلام می‌کنند در این دور از تقابل دست بالا را دارند، بسیاری از کارشناسان منطقه‌ای بر این باورند که آینده نه به سمت آشتی، بلکه به سوی جنگی دیگر پیش می‌رود.

بهنام بن‌طالب‌لو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، گفت: «تمام مسائلی که آمریکا و ایران را از هم جدا می‌کرد، اکنون حل‌وفصل آن‌ها از طریق مصالحه دشوارتر شده است. بنابراین، دیر یا زود، دور دیگری از درگیری محتمل است.»