ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 07.04.2026, 18:13
ترامپ چگونه وارد جنگ با ایران شد؛ ۶ نکته کلیدی

مگی هابرمن و جاناتان سوان / نیویورک تایمز / ۷ آوریل ۲۰۲۶

در دو هفته و نیم پیش از آن‌که ایالات متحده یک کارزار نظامی گسترده علیه ایران را آغاز کند، حلقه کوچکی از مشاوران ترامپ در «اتاق وضعیت» کاخ سفید برای مجموعه‌ای از نشست‌های سرنوشت‌ساز گرد هم آمدند. جزئیات منتشرنشده از آن دوره، که بر اساس گزارش‌گری برای کتابی در دست انتشار با عنوان «تغییر رژیم: درون ریاست‌جمهوری امپراتورگونه دونالد ترامپ» به‌دست آمده، نشان می‌دهد چگونه هم‌سویی رئیس‌جمهور ترامپ با نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، و نبود مخالفت پایدار از سوی همه اعضای حلقه نزدیک رئیس‌جمهور ــ جز یک نفر ــ آمریکا را در مسیر جنگ قرار داد.

در ادامه، شش نکته کلیدی این گزارش آمده است:

🔶 نتانیاهو در «اتاق وضعیت» طرحی مفصل برای جنگ به ترامپ و تیمش ارائه کرد

بنیامین نتانیاهو در حالی که روبه‌روی ترامپ در «اتاق وضعیت» نشسته بود ــ مکانی که به‌ندرت برای جلسات حضوری با رهبران خارجی استفاده می‌شود ــ در ۱۱ فوریه، یک ارائه یک‌ساعته برای رئیس‌جمهور و مشاوران ارشد او انجام داد. او استدلال کرد که ایران در موقعیتی مناسب برای تغییر رژیم قرار دارد و یک کارزار مشترک آمریکا و اسرائیل می‌تواند جمهوری اسلامی را سرنگون کند.

در مقطعی، او ویدئویی پخش کرد که شامل تصاویری از افرادی بود که می‌توانستند در صورت سقوط حکومت دینی، رهبری ایران را بر عهده بگیرند. در میان آن‌ها، رضا پهلوی، فرزند تبعیدی آخرین شاه ایران، نیز دیده می‌شد.

رهبر اسرائیل و مشاورانش تصویری از پیروزی تقریباً قطعی ترسیم کردند: نابودی برنامه موشکی ایران ظرف چند هفته، باز ماندن تنگه هرمز و حداقل واکنش تلافی‌جویانه علیه منافع آمریکا. به گفته آنان، موساد، سازمان اطلاعاتی اسرائیل، می‌تواند به تحریک یک قیام داخلی در ایران برای تکمیل این مأموریت کمک کند.

واکنش ترامپ سریع بود و برای اکثر حاضران در اتاق، نشان‌دهنده تأیید به‌نظر می‌رسید. او به نخست‌وزیر گفت: «به نظر من خوب می‌آید.»

🔶 مقام‌های اطلاعاتی آمریکا سناریوهای «تغییر رژیم» نتانیاهو را «مضحک» توصیف کردند

تحلیلگران آمریکایی به‌سرعت و طی یک شب تلاش کردند آنچه نتانیاهو ارائه کرده بود را ارزیابی کنند. جمع‌بندی آن‌ها که روز بعد در جلسه‌ای دیگر در «اتاق وضعیت» ارائه شد، صریح و بی‌پرده بود.

مقام‌های اطلاعاتی آمریکا نتیجه گرفتند که دو هدف نخست مطرح‌شده در طرح اسرائیل ــ کشتن رهبر عالی ایران و تضعیف توانایی این کشور برای تهدید همسایگانش ــ قابل دستیابی است. اما دو هدف بعدی که نتانیاهو و تیمش مطرح کرده بودند ــ شکل‌گیری یک قیام مردمی در داخل ایران و جایگزینی حکومت اسلامی با یک رهبر سکولار جدید ــ عملی نیست.

جان راتکلیف، رئیس سازمان سیا، برای توصیف سناریوهای تغییر رژیم از یک واژه استفاده کرد: «مضحک». مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، این تعبیر را این‌گونه ترجمه کرد: «به عبارت دیگر، چرت و پرت است.»

ترامپ این ارزیابی را شنید ــ و از آن عبور کرد. او گفت تغییر رژیم «مشکل خودشان خواهد بود». اما علاقه او به حذف رهبران ارشد ایران و برچیدن توان نظامی این کشور همچنان بدون کاهش باقی ماند.

🔶 جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، سرسخت‌ترین مخالف جنگ بود — و تنها کسی که قاطعانه علیه آن استدلال کرد

در میان اعضای حلقه نزدیک ترامپ، جی‌دی ونس بیش از همه تلاش کرد جلوی حرکت به‌سوی جنگ را بگیرد. او پیش‌تر نیز مسیر سیاسی خود را بر مخالفت با چنین ماجراجویی‌های نظامی بنا کرده بود و به همکارانش گفت که جنگ با هدف تغییر رژیم در ایران، یک فاجعه خواهد بود.

ونس در حضور رئیس‌جمهور و دیگر مشاوران هشدار داد که این درگیری می‌تواند موجب آشوب منطقه‌ای و تلفات گسترده شود، ائتلاف سیاسی رئیس‌جمهور را از هم بپاشد و از سوی رأی‌دهندگانی که به وعده «عدم آغاز جنگ‌های جدید» رأی داده بودند، به‌عنوان خیانت تلقی شود.


روزنامه‌نگارانی که در ۱۱ فوریه منتظر ورود نتانیاهو به کاخ سفید بودند

او همچنین بر کاهش ذخایر مهمات آمریکا و خطر واکنش تلافی‌جویانه گسترده و غیرقابل پیش‌بینی تأکید کرد، به‌ویژه با توجه به اینکه بقای نظام حاکم در ایران در معرض خطر قرار می‌گیرد. افزون بر این، او درباره وضعیت تنگه هرمز و احتمال افزایش شدید قیمت بنزین نیز هشدار داد.

ترجیح اصلی جی‌دی ونس این بود که اساساً هیچ حمله‌ای انجام نشود. اما با آگاهی از اینکه ترامپ به‌احتمال زیاد اقدام خواهد کرد، تلاش کرد او را به سمت گزینه‌های محدودتر سوق دهد. هنگامی که این تلاش‌ها ناکام ماند، استدلال کرد که اگر قرار است حمله‌ای صورت گیرد، باید با قدرتی قاطع و گسترده باشد تا کار به‌سرعت پایان یابد.

در نشست نهایی در ۲۶ فوریه، پیام او به رئیس‌جمهور صریح بود: «می‌دانی که فکر می‌کنم این ایده بدی است، اما اگر می‌خواهی این کار را انجام دهی، از تو حمایت می‌کنم.»

🔶 برخی مشاوران ترامپ نگرانی‌های جدی داشتند، اما در نهایت به تصمیم او تمکین کردند

مواضع در حلقه نزدیک ترامپ طیفی متنوع داشت، اما یک نکته مشترک وجود داشت: هیچ‌کس جز ونس تلاش قاطعی برای تغییر نظر ترامپ نکرد.

پیت هگست، وزیر دفاع، مشتاق‌ترین فرد برای اقدام نظامی بود. او در ۲۶ فوریه، یک روز پیش از صدور دستور نهایی ترامپ، به گروه گفت: «بالاخره مجبوریم یک روز با ایرانی‌ها برخورد کنیم، پس چه بهتر که همین حالا انجامش دهیم.»

مارکو روبیو موضعی دوپهلوتر داشت — ترجیح او ادامه سیاست «فشار حداکثری» به‌جای جنگ تمام‌عیار بود — اما او نیز تلاشی برای منصرف کردن رئیس‌جمهور نکرد. سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید، نگران کشیده شدن آمریکا به یک درگیری در خاورمیانه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای بود، اما این را در چارچوب نقش خود نمی‌دید که در یک جمع بزرگ، نگرانی‌اش درباره تصمیمی نظامی را با رئیس‌جمهور مطرح کند.

ژنرال دن کِین، رئیس ستاد مشترک ارتش، نگرانی‌های جدی درباره جنگ داشت و به‌طور مستمر به خطرات اشاره می‌کرد: کاهش ذخایر تسلیحاتی، احتمال بسته شدن تنگه هرمز و دشواری پیش‌بینی واکنش ایران. اما او آن‌قدر محتاط بود که موضعی صریح اتخاذ نکند و مدام تأکید می‌کرد که وظیفه‌اش نیست به رئیس‌جمهور بگوید چه کاری انجام دهد؛ به‌گونه‌ای که برای برخی چنین به‌نظر می‌رسید که هم‌زمان از همه طرف‌ها دفاع می‌کند. در مقابل، ترامپ نیز اغلب به‌نظر می‌رسید تنها آنچه را می‌خواهد بشنود، می‌شنود.

🔶 ترامپ تصور می‌کرد جنگی سریع، مشابه ونزوئلا در پیش است

اعتماد ترامپ به اینکه درگیری با ایران کوتاه و قاطع خواهد بود، عمیق و تا حد زیادی در برابر شواهد مخالف، مقاوم بود. این اعتماد از واکنش محدود ایران به بمباران تأسیسات هسته‌ای‌اش در ماه ژوئن و نیز از عملیات کماندویی چشمگیری که در ۳ ژانویه به دستگیری نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، در محل اقامتش انجامید — بدون تلفات آمریکایی — تقویت شده بود.

زمانی که مشاوران احتمال بسته شدن تنگه هرمز — یکی از گلوگاه‌های حیاتی انتقال نفت و گاز جهان — را مطرح کردند، ترامپ این احتمال را رد کرد و فرض گرفت که حکومت ایران پیش از رسیدن به چنین مرحله‌ای تسلیم خواهد شد.

وقتی به او گفته شد این کارزار می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی ذخایر تسلیحاتی آمریکا، از جمله سامانه‌های رهگیری موشکی که پیش‌تر به‌دلیل حمایت از اوکراین و اسرائیل تحت فشار بوده‌اند، کاهش دهد، ترامپ به‌نظر می‌رسید این هشدار را در کنار نکته‌ای جذاب‌تر می‌سنجد: اینکه ایالات متحده عملاً ذخیره‌ای نامحدود از بمب‌های هدایت‌شونده دقیق و ارزان‌قیمت در اختیار دارد.

زمانی که تاکر کارلسون، مفسر مخالف مداخله‌گری نظامی، در گفت‌وگویی خصوصی از ترامپ پرسید چگونه این‌قدر مطمئن است که همه‌چیز خوب پیش خواهد رفت، رئیس‌جمهور پاسخ داد: «چون همیشه همین‌طور است.»

🔶 تصمیم ترامپ بیشتر غریزی بود و در فضایی اتخاذ شد که دیگر مانند دوره اول او نبود

تصمیم ترامپ برای کشاندن کشور به جنگ، نه بر پایه ارزیابی‌های اطلاعاتی بود و نه حاصل اجماع راهبردی میان مشاورانش — که اساساً چنین اجماعی وجود نداشت. این تصمیم بر مبنای غریزه اتخاذ شد؛ همان غریزه‌ای که تیم او بارها شاهد نتایج غیرمنتظره آن بوده بودند.

برخلاف تیم دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش — که بسیاری از اعضای آن او را خطری می‌دانستند که باید مهار یا متوقف شود — ترامپ در دوره دوم در احاطه مشاورانی قرار دارد که او را شخصیتی بزرگ در تاریخ می‌دانند. پس از بازگشت غیرمنتظره‌اش در سال ۲۰۲۴، پس از مواجهه با کیفرخواست‌ها و تلاش‌های سوءقصد، و پس از صدور دستور عملیات بی‌نقص دستگیری مادورو در ونزوئلا، اطرافیان ترامپ نوعی ایمان تقریباً خرافی به سرنوشت، غریزه و توانایی او در شکل دادن به واقعیت‌های جدید پیدا کرده بودند.

در اتخاذ این تصمیم پرریسک و پرهزینه، تقریباً همه به غریزه رئیس‌جمهور تمکین کردند.

در فضایی که اطرافیان ترامپ در پی اجرای خواسته‌های او بودند و با توجه به اینکه تا آن زمان بسیاری از امور مطابق میل او پیش رفته بود، تقریباً هیچ مانعی میان «غریزه» و «اقدام» باقی نمانده بود.