جاش هولدر و آدینا رنر / نیویورک تایمز / ۶ آوریل ۲۰۲۶
ایالات متحده با وجود وعده دونالد ترامپ برای پایان دادن زودهنگام به جنگ با ایران، حضور نظامی خود را در خاورمیانه افزایش داده است. در روزهای اخیر بیش از پنج هزار تفنگدار دریایی، چترباز و نیروی ویژه به منطقه اعزام شدهاند؛ اقدامی که احتمال آغاز یک عملیات زمینی را افزایش داده است.
آقای ترامپ هفته گذشته تهدید کرد در صورت عدم بازگشایی مسیر کشتیرانی از سوی ایران در تنگه هرمز، به بندر اصلی صادرات نفت ایران یعنی جزیره خارک حمله کرده و تأسیسات آن را «کاملاً نابود» خواهد کرد. ایران از حدود یک ماه پیش، پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل، این گذرگاه حیاتی را عملاً مسدود کرده است.
برای رسیدن به جزیره خارک، نیروهای آبیخاکی آمریکا – که به گفته کارشناسان احتمالاً بخشی از هر عملیات زمینی خواهند بود – باید حدود ۵۰۰ مایل در خلیج فارس پیشروی کنند. مارک اف. کنسیان، مشاور ارشد در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی و سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی، گفت: «این کار بسیار پرخطر است. به همین دلیل معتقدم اقدام نخست احتمالاً بازگشایی تنگه خواهد بود.»
مقامهای آمریکایی میگویند رئیسجمهور همچنین در حال بررسی گزینه تصرف جزایری است که در داخل یا اطراف تنگه واقع شدهاند تا از این طریق مسیر دریایی را باز کند؛ گذرگاهی که در شرایط عادی بخش عظیمی از نفت و گاز جهان از آن عبور میکند.
ایران با داشتن پایگاههای نظامی در چندین جزیره و نیز در سواحل مجاور، میتواند سریعاً مسیر باریک کشتیرانی را با استفاده از پهپادها، موشکهای ضدکشتی و قایقهای تندرو پوشش دهد.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد در انستیتو واشنگتن، میگوید با توجه به توان نظامی ایران، آمریکا برای بازگشایی مؤثر تنگه ناگزیر است تمام مجموعه جزایر اطراف را تصرف کند؛ از جمله قشم، لارک، ابوموسی و جزایر تنب. او افزود: «باید همه آنها را بگیرند.»
به گفته ندیمی، ایالات متحده ۲ هزار چترباز و نیروهای عملیات ویژه را نیز به منطقه اعزام کرده است. اگر این نیروها در جزایر فرود آیند، میتوانند شبکههای تونلی و پایگاههای موشکی زیرزمینی را که «حتی برای بمبهای سنگرشکن نیز غیرقابل نفوذند» خنثی کنند.
فرماندهان باید تصمیم بگیرند که آیا صرفاً تأسیسات را نابود کرده و عقبنشینی کنند یا جزایر را برای مدت طولانیتری در اختیار بگیرند تا امنیت تنگه حفظ شود. در حالت دوم، این جزایر میتوانند در مذاکرات با ایران نوعی ابزار فشار برای آمریکا فراهم کنند.
اما نگه داشتن جزایر نیازمند حضور تفنگداران مجهز به سلاح سنگین و سامانههای پدافند هوایی برای مقابله با پهپادها، موشکها و راکتهای ایرانی از ساحل است. ندیمی تأکید کرد این اقدام «ماموریتی پرریسک و با تلفات بالا» خواهد بود.
حتی یک عملیات زمینی نیز بهتنهایی تضمین نمیکند که عبور کشتیها از تنگه بهطور چشمگیر از سر گرفته شود. آندریاس کریگ، استاد ارشد در دانشکده مطالعات امنیتی کالج کینگز لندن، میگوید: «باید ملوانان، شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران را قانع کنید که عبور از مسیر امن است.»

با وجود احتمال تصرف یک یا چند جزیره در داخل یا نزدیکی تنگه، جزیره خارک همچنان از نظر استراتژیک برای آقای ترامپ اهمیت بالایی خواهد داشت.
نود درصد صادرات نفت ایران از این جزیره انجام میشود و حملات سنگین آمریکا در ماه مارس نیز نتوانست جریان صدور نفت را متوقف کند. تصاویر ماهوارهای نشان میداد چند روز پس از حملات، نفتکشها همچنان در حال بارگیری در پایانههای صادراتی جزیره بودند.
به گفته کارشناسان، تصرف جزیره خارک از سوی آمریکا میتواند فشار شدیدی بر اقتصاد ایران وارد کند. بهنام بنطالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها میگوید: «خارک پاشنه آشیل زیرساخت صادرات نفت رژیم است.»
با این حال، هرگونه تلاش برای پیادهکردن نیروهای آمریکایی در این جزیره نیز به دلیل زمینهای تپهای آن و حضور نیروهای نظامی ایران، خطرناک خواهد بود؛ همچنین ذخایر عظیم نفت در جزیره، خطر انفجار و آتشسوزی را افزایش میدهد.
کارشناسان هشدار میدهند ایران ممکن است راهبرد «زمین سوخته» را در پیش گیرد و تأسیسات نفتی را پیش از تسلط نیروهای آمریکایی نابود کند. برای دولت ترامپ نیز این اقدام از نظر سیاسی پرمخاطره است.
اگر تفنگداران دریایی موفق به تسلط بر جزیرهای شوند اما نتوانند ایران را به تسلیم وادار کنند، عقبنشینی احتمالی میتواند بهمنزله شکست تلقی شود. و اگر آمریکا تصمیم بگیرد جزایر را حفظ کند، ایران به احتمال زیاد جنگ فرسایشی به راه خواهد انداخت.
کریگ در پایان گفت: «آنچه ایران میخواهد، افزایش تلفات در میان نیروهای آمریکایی است؛ زیرا چنین تصاویری میتواند افکار عمومی در ایالات متحده را تغییر دهد.»