مجله تایم / ۲ آوریل ۲۰۲۶
نظرسنجیهایی که تونی فابریزیو، نظرسنج قدیمی ترامپ، انجام داده بود نشان میداد جنگی که ترامپ آغاز کرده، بهطور فزایندهای در میان افکار عمومی نامحبوب میشود. قیمت بنزین از هر گالن ۴ دلار عبور کرده، بازارهای سهام به پایینترین سطح خود در چند سال اخیر سقوط کرده بودند و میلیونها آمریکایی خود را برای حضور در خیابانها در اعتراض آماده میکردند. مرگ سیزده نظامی آمریکایی تأیید شده بود. برخی از حامیان اصلی و علنی ترامپ نیز شروع به انتقاد از جنگی کرده بودند که پایان روشنی برای آن دیده نمیشد.
این وظیفه به عهده سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید، و گروه کوچکی از دستیاران افتاد تا به رئیسجمهور بگویند هرچه جنگ طولانیتر شود، بیشتر حمایت عمومی از او و همچنین شانس جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر را تهدید خواهد کرد.
برای ترامپ، این هشدار صریح نگرانکننده بود. به گفته یکی از مقامهای ارشد دولت، او در بسیاری از صبحهای اخیر، روز خود را با تماشای ویدئوهایی آغاز میکرد که مقامهای نظامی از موفقیتهای میدان نبرد تهیه کرده بودند. او به مشاورانش گفته بود که ایفای نقش فرمانده کل قوا در از میان بردن تهدید هستهای ایران میتواند به یکی از دستاوردهای شاخص او تبدیل شود.
اما به گفته دو منبع در کاخ سفید، وایلز نگران بود که برخی از دستیاران، تصویری بیش از حد خوشبینانه از برداشت داخلی نسبت به جنگ به رئیسجمهور ارائه میدهند و به جای آنکه آنچه لازم است بشنود را بگویند، صرفاً آنچه را که او مایل به شنیدن است بازگو میکنند. به گفته این مقامها، او همکارانش را ترغیب کرده بود که در مورد خطرات سیاسی و اقتصادی، «صریحتر با رئیس» صحبت کنند.
این جلسه بازتاب واقعیتی بود که کاخ سفید دیگر نمیتواند آن را نادیده بگیرد: زمان به سرعت در حال از دست رفتن است، پیش از آنکه رئیسجمهور، حزب او و مردم آمریکا بهای بهمراتب سنگینتری بپردازند. ترامپ وعده داده بود اقتصاد را احیا کند و ایالات متحده را از درگیریهای خارجی دور نگه دارد. اما اکنون او جنگی را آغاز کرده که مجوزی برای آن نگرفته بود و درد اقتصادی آن شاید تازه در حال آغاز شدن باشد.
یک ماه پس از بزرگترین شوک نفتی در تاریخ معاصر، پیشبینیهای رشد جهانی در حال کاهش است، کمبودها در سراسر اروپا و آسیا در حال ظهور است و معاملهگران انرژی هشدار میدهند که جهان هنوز شدت کامل این اختلال را تجربه نکرده است. بسته شدن طولانیمدت تنگه هرمز — آبراه باریکی که مسیر اصلی خروج نفت و گاز از خلیج فارس است — میتواند اقتصاد جهانی را به رکود بکشاند.
به گفته دو مشاور و دو عضو کنگره که طی هفته گذشته با او گفتوگو داشتهاند، این وضعیت ترامپ را سرخورده کرده، او را در تقابل با برخی از مقامهای خودش قرار داده و باعث خشمش از برداشتهای منفی درباره جنگ شده است. افزایش هزینههای سیاسی و اقتصادی باعث شده او به دنبال راهی برای خروج باشد.
در جستجوی راهی برای اعلام پیروزی
ترامپ به آنها گفته که میخواهد این عملیات را جمعبندی کند، زیرا از یک درگیری طولانیمدت که میتواند به جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای آسیب بزند، نگران است. در عین حال، او میخواهد این عملیات بهعنوان یک موفقیت قاطع ثبت شود. متحدانش میگویند او در جستوجوی راهی است تا بتواند اعلام پیروزی کند، جنگ را متوقف سازد و امیدوار باشد که شرایط اقتصادی پیش از تثبیت آسیبهای سیاسی، بهبود یابد.
یکی از مقامهای ارشد دولت که مانند دیگران برای ارائه ارزیابی صریح از دیدگاههای رئیسجمهور، نامش فاش نشده، میگوید: «یک پنجره زمانی بسیار محدود وجود دارد.»
ترامپ در سخنرانی تلویزیونی سراسری خود در اول آوریل تلاش کرد این وضعیت پیچیده را مدیریت کند. او از پیروزیهای نظامی سخن گفت و اعلام کرد عملیات «به مراحل پایانی نزدیک میشود»، اما در عین حال افزود که ایالات متحده طی دو تا سه هفته آینده «بهشدت» به جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد و تهدید کرد زیرساختهای انرژی این کشور را نابود خواهد ساخت.
رئیسجمهور گفت: «ما آنها را به عصر حجر برمیگردانیم، جایی که به آن تعلق دارند.»
ترامپ صبح روز بعد در یک مصاحبه تلفنی به مجله تایم گفت ایران مشتاق رسیدن به توافق برای پایان دادن به درگیری است. او گفت: «چرا تماس نگیرند؟ ما دیشب سه پل بزرگ آنها را منفجر کردیم. آنها دارند نابود میشوند. میگویند ترامپ با ایران مذاکره نمیکند. منظورم این است که این یک مذاکره نسبتاً آسان است.»
با این حال، پشت این لفاظیها، در داخل بخش غربی کاخ سفید بهتدریج این درک در حال شکلگیری است که ممکن است اوضاع از کنترل خارج شود. برخی از مقامهای کلیدی دولت ترامپ، از جمله وزیر دفاع پیت هگست، از موج حملات تلافیجویانهای که تهران علیه اهداف آمریکا و اسرائیل در سراسر منطقه انجام داد، غافلگیر شدند؛ حملاتی که حتی کشورهایی را هدف قرار داد که پیشتر تصور میشد از این درگیریها مصون خواهند ماند، از جمله کویت، بحرین، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر — کشوری که هم میزبان نیروهای نیابتی ایران بوده و هم بهعنوان کانالی برای دیپلماسی پشتپرده میان آمریکا و حماس عمل کرده است.
این واکنش، این فرض را که تهران به اقدامات تلافیجویانه نمادین بسنده خواهد کرد، در هم شکست. در بحثهای داخلی پیش از آغاز جنگ، هگست به واکنش محدود ایران به حملات قبلی ترامپ اشاره کرده و آن را نشانهای میدانست که استفاده حسابشده از زور میتواند بدون کشاندن درگیری به یک جنگ گسترده، هزینههایی را به تهران تحمیل کند.
یک فرد آگاه از دیدگاههای او میگوید: «هگست غافلگیر شد؛ هیچ تردیدی در این باره نیست.»
«خشم حماسی» یک موفقیت نظامی بدون ابهام!
پنتاگون این روایت را رد میکند. شان پارنل، سخنگوی ارشد وزیر دفاع پیت هگست، به مجله تایم میگوید: «ارتش ایالات متحده پیشرفتهترین، جامعترین و آزمودهشدهترین سازمان برنامهریزی نظامی در جهان است. مدتها پیش از آغاز عملیات “خشم حماسی” (Epic Fury)، ما همه سناریوهای ممکن واکنش ایران — از ضعیفترین واکنش تا شدیدترین سطح تشدید تنش — را پیشبینی، شبیهسازی و برای آنها کاملاً آماده شده بودیم. هیچ اقدام ایران ما را غافلگیر نمیکند. ما آمادهایم، برتری داریم و در حال پیروزی هستیم.»
بر اساس ارزیابی پنتاگون، عملیات «خشم حماسی» یک موفقیت نظامی بدون ابهام بوده است: ۹۰ درصد از توان موشکی ایران تضعیف یا نابود شده، حدود ۷۰ درصد از سکوهای پرتاب آن از کار افتاده، بیش از ۱۵۰ شناور دریایی از کار افتاده یا نابود شدهاند، و علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به همراه بسیاری از فرماندهان ارشد او کشته شدهاند. با این حال، به نظر میرسد دستیابی ترامپ به اهداف گستردهتری که مطرح کرده بود — از جمله مسدود کردن دائمی مسیر تهران به سوی سلاح هستهای، برچیدن برنامه موشکهای بالستیک، و جایگزینی حاکمیت تندروهای دینی جمهوری اسلامی با رژیمی دوستانهتر — در بازه زمانی فشردهای که کاخ سفید مدنظر دارد، بهطور فزایندهای بعید به نظر میرسد.
ترامپ در سخنرانی خود، عملیات را در آستانه پیروزی توصیف کرد و گفت: «تمام برگهای برنده دست ماست. آنها هیچ ندارند. ما در مسیر تکمیل همه اهداف نظامی آمریکا در آیندهای نزدیک هستیم.» با این حال، مرحله پایانی جنگ همچنان مبهم است: ترامپ همزمان وعده داده که جنگ را تشدید کند و آن را به پایان برساند.
او تعهد داده که از ابزارهای بیسابقهای برای وارد کردن ضربات ویرانگر به ایران استفاده خواهد کرد، اما در گفتوگو با تایم تأکید کرده که هرگز اجازه نخواهد داد هوش مصنوعی تصمیمات مرگبار اتخاذ کند و همواره یک انسان زنجیره فرماندهی را کنترل خواهد کرد. ترامپ میگوید: «اجازه نمیدهم هوش مصنوعی این کار را انجام دهد. به هوش مصنوعی احترام میگذارم، اما این تصمیمی است که رئیسجمهور باید بگیرد — البته به شرط آنکه صلاحیت داشته باشد.» فراتر از این، به نظر میرسد گزینههای بسیار کمی وجود دارد که او حاضر باشد از روی میز بردارد.
استیو ویتکاف، دوست قدیمی و فرستاده ویژه رئیسجمهور، این رویکرد را حاصل تجربه ترامپ در دنیای کسبوکار میداند؛ جایی که حفظ گزینههای متعدد اهمیت حیاتی داشت. ویتکاف به همکاران خود در کاخ سفید و وزارت خارجه گفته است: «دونالد ترامپ همیشه چندین راهبرد خروج دارد. او گزینههای زیادی و مسیرهای مختلف خروج را حفظ میکند و سپس در طول مسیر تصمیم میگیرد.»
اما جنگها اغلب از برنامههای یک رئیسجمهور پیشی میگیرند. خطر شرطبندی ترامپ این است که تشدید عملیات نظامی در هفتههای آینده، بهجای ایجاد مسیرهای خروج، آنها را مسدود کند.
با آغاز تدارکات جنگ، دولت آمریکا معتقد بود به یک فرمول برنده دست یافته است: ایالات متحده ضربه آغازینی چنان قاطع وارد خواهد کرد که تنها واکنش ممکن برای تهران، یک پاسخ محدود باشد — واکنشی که برای اقناع افکار عمومی داخلی کافی باشد، اما به حملات بیشتر منجر نشود. این نظریه بر پایه تجربیات گذشته شکل گرفته بود. زمانی که ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود دستور ترور قاسم سلیمانی، فرمانده ایرانی، را صادر کرد، پاسخ ایران حمله موشکی به یک پایگاه آمریکایی بود که تلفات انسانی نداشت و از پیش اطلاعرسانی شده بود. همچنین پس از عملیات «چکش نیمهشب» (Midnight Hammer)، کارزار هوایی ژوئن ۲۰۲۵ علیه تأسیسات هستهای ایران، واکنش تهران بهطور مشابه محدود بود.
ترامپ از دیرباز طرفدار عملیاتهایی بوده که دستیارانش آنها را «یکضرب و تمام» توصیف میکنند. او چنین عملیاتهایی را در یمن، سوریه و سومالی انجام داده است. در ماه ژانویه، او موفق شد با اقدامی جسورانه، نیکولاس مادورو، رهبر ونزوئلا، را بازداشت کرده و از کشور خارج کند تا در ایالات متحده محاکمه شود؛ اقدامی که راه را برای به قدرت رسیدن شریک مطلوبتری، یعنی دلسی رودریگز بهعنوان رئیسجمهور موقت، هموار کرد. سپس او برای تسهیل دسترسی آمریکا به ذخایر نفتی ونزوئلا — از بزرگترین ذخایر جهان — اقدام کرد. دستیاران میگویند ترامپ ونزوئلا را نمونهای میدید که نشان میدهد یک مداخله سریع و دقیق میتواند یک رژیم خصمانه را سرنگون کند، جایگزینی همسو به قدرت برساند و منافع آمریکا را تأمین کند، بدون آنکه کشور را وارد یک درگیری فرسایشی کند.
نتانیاهو: کاری را که شروع کردهایم تمام کنیم
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و از حامیان حمله نظامی به ایران، دیدگاه متفاوتی داشت. به گفته یک مقام اسرائیلی، او طی شش ماه گذشته بارها به ترامپ گفته بود که موفقیتهای قبلی علیه ایران باید مقدمهای برای یک کارزار نهایی و طولانیتر باشد. در ۱۱ فوریه، نتانیاهو برای دیداری خصوصی و چندساعته به واشینگتن رفت. به گفته یکی از منابع حاضر در جلسه، او به ترامپ گفت: «ما تا اینجا آمدهایم، دونالد. باید کاری را که شروع کردهایم تمام کنیم.»
نتانیاهو به ترامپ گفته بود که ایران در حال خریدن زمان است و بهطور مخفیانه بهسوی دستیابی به بمب حرکت خواهد کرد. یک مقام اسرائیلی دیگر نیز میگوید: «بعد از ضربهای که دفعه قبل خوردند، فکر کردند دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند» و استدلال میکند که تهران توسعه سلاح هستهای را تنها راه جلوگیری از تکرار چنین حملاتی خواهد دانست.
به گفته دو مقام ارشد آمریکایی، طرح حمله تقریباً یک ماه پیش از اجرای آن نهایی شد. این طرح نیازمند هفتهها هماهنگی دقیق بود که بخش زیادی از آن در همکاری نزدیک با همتایان اسرائیلی انجام گرفت. زمانی که روزنامه نیویورک تایمز در ۱۷ فوریه جزئیاتی از برنامهریزی این عملیات را منتشر کرد، ترامپ بهشدت خشمگین شد و به گفته یک مقام ارشد دولت، سیلی از الفاظ رکیک را نثار دستیاران خود کرد.

او سپس به خبرنگاران گفت که ظرف «۱۰ تا ۱۵ روز» درباره حمله تصمیم خواهد گرفت، در حالی که میدانست ایالات متحده قصد دارد بسیار زودتر اقدام کند. یک مقام کاخ سفید میگوید: «او عمداً در عرصه عمومی اطلاعات گمراهکننده منتشر میکرد تا از مأموریت حفاظت کند.»
ترامپ تا آنجا نسبت به درز اطلاعات بدگمان شده بود که حتی برخی از دستیاران خود او هدف فریبکاری قرار گرفتند. در ۲۷ فوریه، او به مارالاگو سفر کرد. دستیاران در یک «اتاق وضعیت» موقت گرد هم آمدند. ترامپ از تعداد زیاد افراد حاضر ناراضی بود. یکی از مقامها به یاد میآورد: «او فکر میکرد جمع بیش از حد بزرگ است»؛ در میان حاضران افرادی بودند که ترامپ آنها را نمیشناخت یا احساس میکرد به اندازه کافی به آنها اعتماد ندارد.
در مقطعی، رئیسجمهور ناگهان اعلام کرد که عملیات لغو شده و گفت همچنان به بررسی ادامه خواهد داد. اما این نیز نوعی فریب بود: ترامپ از پیش تصمیم خود را برای حمله در همان شب گرفته بود. پس از آنکه اتاق تخلیه شد، او حلقه کوچکتری از افراد مورد اعتماد را دوباره فراخواند — کسانی که میخواست در لحظه آغاز اولین بمبارانها در کنار او باشند.
آن شب، ترامپ در فضای باز مارالاگو شام را با گروهی صرف کرد که شامل استیون میلر، معاون رئیس دفتر، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، استیو ویتکاف، و دیوید وارینگتون، مشاور حقوقی کاخ سفید بود. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، در این جمع حضور نداشت و در «اتاق وضعیت» در واشینگتن بود. یک مقام دولت ترامپ میگوید این موضوع مطابق با پروتکلهای معمول «تداوم دولت» بود که بر اساس آن، در عملیاتهای حساس امنیت ملی، زمانی که هر دو در کاخ سفید نیستند، رئیسجمهور و معاونش جدا از یکدیگر نگه داشته میشوند.
به گفته دو منبع آگاه از روند تصمیمگیری، در میان حلقه نزدیکان ترامپ، ونس بیش از همه با این عملیات مخالفت کرده بود. ترامپ در جمعی که زیر آسمان پالم بیچ گرد آمده بودند گفت: «جیدی واقعاً از این خوشش نمیآید. اما وقتی تصمیم گرفته شود، دیگر تصمیم گرفته شده، درست است؟»
یک منبع کاخ سفید میگوید ونس در آستانه آغاز حمله، هم مزایا و هم خطرات را تشریح کرده و افزوده بود که «وقتی رئیسجمهور تصمیم بگیرد، معاون رئیسجمهور ۱۱۰ درصد پشت او میایستد.» (یکی از دستیاران ونس از اظهارنظر خودداری کرد.)
هگست غافلگیر شد
عملیات «خشم حماسی» با موجی گسترده از حملات آغاز شد که به کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی انجامید. پاسخ تهران گسترده بود: شلیک موجی از موشکها و پهپادها به پایگاههای آمریکا در عراق و سوریه، حملات گسترده به شهرهای اسرائیل، ایجاد مزاحمت برای کشتیرانی تجاری در خلیج فارس، و حملات هماهنگ توسط نیروهای نیابتی در سراسر منطقه.
به گفته فردی آگاه از دیدگاههای وزیر دفاع، هگست نیز از جمله کسانی بود که غافلگیر شد: «او انتظار داشت ایران به شکلی واکنش نشان دهد. اما وقتی آنها شروع کردند به حمله به تقریباً کل منطقه، انگار تازه فهمید که ‘وای، ما واقعاً وارد یک جنگ تمامعیار شدهایم.’»
دولت آمریکا همچنین زمانی که ایران به یک اهرم مهم متوسل شد، غافلگیر به نظر رسید: کنترل تنگه هرمز — گذرگاهی که روزانه حدود ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان از آن عبور میکند. در پاسخ به حملات آمریکا، تهران عملاً نوعی محاصره دریایی اعمال کرد و اعلام نمود این گذرگاه عملاً بسته است و عبور را به کشتیهای «غیردشمن» محدود کرد.
شوک اقتصادی ناشی از این اقدام، پیامدهایی داخلی داشت که فراتر از پیشبینی حلقه نزدیک ترامپ بود. با جهش شدید قیمت بنزین، ترامپ تلاش کرد هزینههای بالاتر را بهعنوان بهایی ضروری بازتعریف کند — فشاری کوتاهمدت در راستای از بین بردن تهدید ایرانِ مجهز به سلاح هستهای.
از یک سو، ترامپ در واکنش تهاجمی ایران نوعی ارزش میدید و معتقد بود این رفتار استدلال او را مبنی بر تهدیدآمیز بودن جمهوری اسلامی تقویت میکند. او در تماس تلفنی ۴ مارس گفت: «حالا که دیدید آنها طی دو روز گذشته با کشورهای دیگر منطقه چگونه رفتار کردند، اگر میتوانستند همه را نابود میکردند.»
اما در عین حال، مشاوران نگران بودند که جنگ باعث دور شدن حامیان سیاسی شود — حامیانی که به وعده او برای پرهیز از درگیریهای جدید خارجی جذب شده بودند. ترامپ در سال ۲۰۲۴ با وعده بهبود قدرت خرید، حمله به دولت بایدن بهخاطر تورم، و بهرهگیری از نوعی نوستالژی نسبت به اقتصاد پیش از همهگیری، دوباره به قدرت بازگشت. اکنون با افزایش قیمت سوخت و هزینههای مصرفکننده، جنگ ایران تهدیدی برای فرسایش برخی از وعدههای محوری او محسوب میشود.
ترامپ همچنین با نوعی وضعیت «دوراهی» روبهرو بود: او میخواهد جنگ را پایان دهد، اما نه بدون دستیابی به اهدافی که بهطور قطعی مانع نزدیک شدن ایران به سلاح هستهای شود. در بحثهای داخلی، برخی مقامهای امنیت ملی هشدار دادهاند که یک حمله طولانیمدت ممکن است بیش از آنکه بازدارنده باشد، انگیزههای تهران را تسریع کند.
یک مقام دیگر کاخ سفید میگوید: «تنها راهی که آنها فکر میکنند میتوانند از تکرار چنین چیزی جلوگیری کنند، داشتن سلاح هستهای است. اکنون بار مسئولیت بیشتری بر دوش ماست تا به یک توافق ملموس و قابل اجرا دست یابیم که آنها را بهطور مؤثر از عبور از آستانه هستهای بازدارد.»
ترامپ تحت تأثیر تابآوری تهران
با طولانیتر شدن درگیری، ترامپ تحت تأثیر میزان تابآوری تهران قرار گرفته است. او به تایم میگوید: «آنها بسیار سرسخت هستند. توان تحمل درد زیادی دارند. برای همین به آنها احترام میگذارم. واقعیت این است که فکر میکنم در مذاکره بهتر از جنگیدن عمل میکنند.»
اکنون دولت با چالشی پیچیده و ظریف روبهرو است: یافتن راهی برای خروج از جنگ، بدون آنکه به نظر برسد دستاوردها بسیار ناچیز بودهاند. مهندسی یک رژیم جایگزین که باثباتتر و همسو با غرب باشد، بسیار دشوارتر از آن چیزی از آب درآمده که ترامپ تصور میکرد. به گفته یکی از مقامهای دولت، جنگ اکنون به نوعی بازی تلخ «ضربه به موشها» (whack-a-mole) شباهت پیدا کرده است؛ حملاتی که رهبران را یکی پس از دیگری از میان برمیدارند، در حالی که مقامها به دنبال یافتن جایگزینی قابل دوام در میان ویرانهها هستند.
ترامپ در اوایل ماه مارس، در گفتوگو با تایم، از تغییر رژیم سخن گفته بود: «میخواهم در انتخاب [رهبر جدید ایران] نقش داشته باشم.» او افزود: «آنها میتوانند انتخاب کنند، اما ما باید مطمئن شویم فردی است که برای ایالات متحده قابل قبول باشد.» با این حال، تصور چنین نتیجهای دشوار است؛ ترامپ در سخنرانی اول آوریل خود بهاشتباه ادعا کرد که این هدف هرگز مدنظر نبوده است.
دستیاران میگویند امید آن است که تضعیف توان نظامی ایران و نابودی ساختار رهبری آن، مسیر دستیابی به سلاح هستهای را مسدود کند، برنامه موشکهای بالستیک را برچیند و شرایط را برای تغییرات داخلی فراهم آورد. اما این مسیر نیز با مخاطرات جدی همراه است. شهروندان عادی ایران عمدتاً غیرمسلح هستند و با ارتشی پیشرفته روبهرو هستند که آماده است از نیرویی قاطع علیه مردم خود استفاده کند.
تحلیلگران مستقل میگویند بازگشایی تنگه هرمز احتمالاً یا مستلزم یک اشغال نظامی طولانیمدت با حضور نیروهای زمینی آمریکا خواهد بود یا پایان دادن به درگیری از طریق مذاکره. هیچیک از این دو مسیر ساده نیست. بنیامین نتانیاهو و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، تمایل دارند درگیری را طولانیتر کنند و آن را فرصتی نادر برای تضعیف یک دشمن مشترک میدانند. با این حال، آنها به وابستگی خود به جدول زمانی ترامپ نیز واقفاند.
به گفته یک مقام اسرائیلی، با نزدیک شدن انتخابات در اسرائیل، نتانیاهو بدون حمایت ترامپ فضای مانور چندانی ندارد. ترامپ در گفتوگو با تایم درباره اسرائیلیها میگوید: «آنها کاری را که من بگویم انجام میدهند. آنها شریک بسیار خوبی بودهاند. وقتی من متوقف شوم، آنها هم متوقف میشوند. مگر اینکه تحریک شوند که در آن صورت چارهای ندارند، اما در غیر این صورت، وقتی من متوقف شوم، آنها هم متوقف میشوند.»
اینکه جنگ چگونه ممکن است بر انتخابات ماه نوامبر تأثیر بگذارد — و نتایج آن چه معنایی برای ادامه ریاستجمهوری ترامپ خواهد داشت — سؤالی است که بر تصمیمات او سایه انداخته است. برخی مشاوران نشانههایی از نوعی پذیرش ناگزیر در طرز فکر رئیسجمهور میبینند. او در گفتوگوهای خصوصی اغلب اشاره میکند که حزب حاکم معمولاً در انتخابات میاندورهای کرسی از دست میدهد.
یکی از دستیاران میگوید: «او در عبور از این واقعیت تاریخی مشکل دارد.» اما تاریخ همچنین نشان میدهد که برای رئیسجمهوری که کشور را وارد جنگ میکند، نتایجی بدتر از باخت در انتخابات نیز ممکن است رخ دهد.