ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sat, 28.03.2026, 11:38
در مرزهای ناهموار ایران، کردها در آرزوی پیوستن به جنگ

اریکا سولومون
نیویورک تایمز /  ۲۸ مارس ۲۰۲۶
تصاویر: دنیل برهولاک

در میان قله‌های سنگلاخی کوهستان و در تونل‌هایی که در اعماق زمین حفر شده‌اند، نیروهای یک شورش احتمالی کردی در کمین نشسته‌اند.

دهه‌هاست که مرز ناهموار رشته‌کوه زاگرس میان ایران و عراق به پناهگاه این شبه‌نظامیان ایرانیِ تبعیدی تبدیل شده است؛ نیروهایی که اردوگاه‌هایی را در منطقه نیمه‌خودمختار کردستان عراق برپا کرده‌اند — با این شرط که دردسر زیادی ایجاد نکنند.

اکنون، جنگنده‌های آمریکایی و پهپادهای ایرانی آن‌قدر مکرر بر فراز این منطقه عبور می‌کنند که نیروهای مستقر تنها با شنیدن صدا، مدل آن‌ها را تشخیص می‌دهند. آنها در حالی که پیگیر تحولات جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران هستند، آرزو دارند خود نیز به این نبرد بپیوندند.

رباز شریفی، یکی از فرماندهان نیروهای حزب آزادی کردستان، می‌گوید: «ما فقط کافی است چکمه‌هایمان را بپوشیم؛ آماده‌ایم.»

حزب او یکی از چندین گروه کرد ایرانی است که طی چهار دهه تلاش شورشیانه علیه ایران، از خانه‌های خود رانده شده‌اند.

رویای دیرینه این گروه‌ها ایجاد نوعی خودمختاری فدرال، مشابه آنچه کردهای عراق دارند، بوده است. اکنون که رهبران ایران تحت فشار هستند و تضعیف شده‌اند، آن‌ها امیدوارند لحظه‌شان فرا رسیده باشد.

کردها معتقدند که با حمایت نظامی غرب می‌توانند وارد ایرانِ درگیر جنگ شوند و در مناطق کردنشین غرب کشور جرقه یک شورش را بزنند. به باور آن‌ها، این اقدام می‌تواند سایر اقلیت‌های تحت فشار و گروه‌های مخالف را نیز به قیام ترغیب کرده و در نهایت به سقوط حکومت منجر شود.

شریفی می‌گوید: «ایران با موشک و پهپاد سقوط نخواهد کرد. ایران نیاز به نیرویی دارد که وارد خاکش شود، به مردم امید بدهد و در این زمان از آن‌ها برای سرنگونی رژیم حمایت کند. آن نیرو باید کردها باشند.»

اما تمایل کردها برای جنگ با مانع دیپلماتیک مواجه شده است. هنگامی که جنگ علیه ایران در ماه گذشته آغاز شد، مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی به‌طور موقت بررسی کردند که از نیروهای کردی برای ورود به ایران حمایت کنند — اقدامی که می‌توانست جنگ هوایی را به کارزاری پرریسک‌تر تبدیل کند. به گفته چهار مقام عراقی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اندکی پس از آغاز جنگ با رهبران کرد عراق تماس گرفت تا از آن‌ها بخواهد عبور این نیروها به ایران را تسهیل کنند.

اما سپس مقام‌های آمریکایی ناگهان این ایده را متوقف کردند. رهبران عراق و منطقه به‌شدت مخالفت کردند و استدلال کردند که یک نیروی کوچک کردی نمی‌تواند با حکومتی که نشانه‌ای از فروپاشی ندارد مقابله کند — و چنین اقدامی تقریباً قطعاً عراق را نیز وارد جنگ خواهد کرد.

در غیاب حمایت آمریکا و عراق، کردها ناچارند منتظر بمانند و برای نبردی تمرین کنند که شاید هرگز رخ ندهد. در یکی از اردوگاه‌های کوهستانی، وقتی فرمانده‌ای دستور پنهان شدن می‌دهد، نیروهای چریکی مانند آفتاب‌پرست‌های انسانی در چشم‌انداز حل می‌شوند و در سکوت، با شلوارهای گشاد کردی (شلوار سلوار) و کفش‌های فرسوده، در میان صخره‌ها جابه‌جا می‌شوند.

تهران همچنان از احتمال حمله کردها به‌شدت نگران است و از همین حالا منطقه را هدف حملات قرار داده است.

صدای برخورد موشک‌ها به فرودگاه‌ها، کنسولگری‌ها و پایگاه‌های نظامی اقلیم کردستان عراق — یا رهگیری آن‌ها در آسمان — به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. پایگاه شریفی که در میان تپه‌ها پنهان شده، با گودال‌های عظیم ناشی از حملات پهپادی آسیب دیده است.

برای فرار از حملات شبانه، شریفی و نیروهایش به حاشیه اردوگاه منتقل می‌شوند. آن‌ها در حالی که به زوزه شغال‌ها در دوردست گوش می‌دهند، موتورهایی را که از پهپادهای منهدم‌شده جدا کرده‌اند بررسی می‌کنند؛ مشتاق آن‌اند که درباره دشمنی که امیدوارند به‌زودی با آن روبه‌رو شوند، بیشتر بیاموزند.

عملیات پنهانی

کردها یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های قومی جهان هستند که کشور مستقلی ندارند. برآورد می‌شود حدود ۴۰ میلیون نفر از آن‌ها در مناطق مرزی ایران، عراق، سوریه و ترکیه زندگی می‌کنند. در طول دهه‌ها، دولت‌های این کشورها اغلب کردها را مورد تبعیض قرار داده، فرهنگ آن‌ها را سرکوب کرده و زبان و سنت‌هایشان را ممنوع کرده‌اند.

گروه‌های کردی در هر چهار کشور، برای دستیابی به استقلال یا خودمختاری بیشتر، تلاش‌هایی — چه مسلحانه و چه غیرمسلحانه — انجام داده‌اند. به همین دلیل، کردها اغلب در منطقه با نیروهای آمریکایی همسو شده‌اند؛ به‌ویژه در حمله سال ۲۰۰۳ آمریکا به عراق که به سرنگونی صدام حسین انجامید و به کردهای عراق امکان دستیابی به سطحی از خودمختاری را داد.

اکنون در جنگ جاری، رهبران کرد می‌گویند بار دیگر با ایالات متحده هم‌راستا هستند و گفت‌وگوهایشان با مقام‌های آمریکایی ادامه دارد — گفت‌وگوهایی که شامل بحث درباره احتمال مشارکت آن‌ها نیز می‌شود. آن‌ها از تلاش‌های فعلی برای آتش‌بس دلسرد نشده‌اند و برخی این مذاکرات را تلاشی فریبکارانه پیش از تشدید بعدی عملیات نظامی آمریکا می‌دانند.

مقام‌های اطلاعاتی عراق می‌گویند کردهای ایرانی از نظر تعداد نیرو قادر به تصرف سرزمین در ایران نیستند و شمار آن‌ها را حدود ۶ هزار نفر برآورد می‌کنند. با این حال، برخی معتقدند این نیروها توانایی شعله‌ور کردن یک شورش منطقه‌ای را دارند. اینکه چنین اقدامی موفق خواهد بود یا صرفاً به هرج‌ومرج مرگبار بیشتری منجر می‌شود، پرسشی باز است.

با این حال، به گفته این مقام‌ها، تمرکز بر توان نظامی کردها، توجه را از نقش بسیار مهم‌تری که آن‌ها طی ماه‌های اخیر در عملیات اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل ایفا کرده‌اند منحرف می‌کند.

پس از آن‌که اسرائیل در ماه ژوئن گذشته حملاتی را علیه ایران آغاز کرد — که برای مدتی کوتاه با مشارکت هواپیماهای جنگی آمریکا همراه شد — فرماندهان سپاه پاسداران ایران به بغداد سفر کردند. به گفته سه مقام ارشد عراقی، آن‌ها تصاویر و ویدئوهایی به همراه داشتند که نشان می‌داد شبه‌نظامیان کرد در حال آموزش با سلاح، دیدار با عوامل مشکوک آمریکایی و اسرائیلی، و قاچاق افراد و تجهیزات پیشرفته نظارتی به داخل ایران هستند.

ایرانی‌ها اعلام کردند این شواهد، تردیدهای چندماهه آن‌ها را تأیید می‌کند مبنی بر اینکه کردها در حال آماده‌سازی برای شعله‌ور کردن یک شورش بوده‌اند و این نیروهای نامنظم، در حال تسهیل عملیات‌های پنهانی آمریکا و اسرائیل علیه ایران هستند.

تایید ارتباط با عوامل خارجی

برخی رهبران کرد در پایگاه‌های کوهستانی، به‌طور غیرعلنی ارتباط با عوامل خارجی را تأیید می‌کنند. دو نفر از آن‌ها گفتند که نیروهایشان طی ماه‌های گذشته از سوی افرادی اطلاعاتی که به‌عنوان آمریکایی شناخته می‌شدند یا از سوی «برادر کوچک آمریکا» — اشاره‌ای غیرمستقیم به اسرائیل — کمک‌های مالی دریافت کرده‌اند. به گفته مقام‌های امنیتی عراق، این پول برای خرید خودروهای شاسی‌بلند و سلاح‌های کلاشینکف در بازار سیاه عراق استفاده شده است.

کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گزارش‌هایی مبنی بر حمایت دونالد ترامپ از طرحی برای آغاز شورش توسط کردها در ایران را «کاملاً نادرست» خوانده است. با این حال، به گفته افرادی آگاه از این طرح، مقام‌های اطلاعاتی آمریکا در تلاش‌های پیشین برای مسلح کردن گروه‌های کردی نقش داشته‌اند.

سازمان اطلاعاتی اسرائیل، موساد، از دیرباز با گروه‌های کردی ایران روابطی برقرار کرده و به آن‌ها سلاح رسانده است. مقام‌های اسرائیلی گفته‌اند که بخشی از برنامه‌های محرمانه آن‌ها برای برانگیختن قیام‌ها در ایران، شامل حمایت از تهاجم نیروهای شبه‌نظامی کرد ایرانی بوده است.

برخی فرماندهان کرد توضیح داده‌اند که چگونه شبکه‌هایی از خبرچین‌ها را در داخل ایران اداره می‌کنند — از جمله درون نهادهای امنیتی دولتی — که تحرکات نیروها و تجهیزات نظامی ایران را رصد می‌کنند. آن‌ها همچنین محل پل‌ها یا تونل‌هایی را که در کوه‌ها حفر شده و موشک‌ها و پهپادهای ایرانی در آن پنهان شده‌اند، شناسایی می‌کنند.

فرماندهان دیگر می‌گویند دستگاه‌های اینترنت ماهواره‌ای مانند استارلینک را برای دور زدن محدودیت‌های ارتباطی ایران، یا ابزارهای مکان‌یابی برای تعیین دقیق اهداف حملات، به داخل کشور قاچاق می‌کنند. آن‌ها از شبکه‌ای مخفی از جاده‌های خاکی استفاده می‌کنند که در میان دره‌های سنگی و قله‌های مه‌آلود مرزی پیچ‌وتاب می‌خورند.

با این حال، یک اتحاد نظامی مستقیم‌تر با واشینگتن بدون خطر نیست.

چنین اقدامی می‌تواند نگرانی‌هایی درباره جدایی‌طلبی در میان اکثریت قوم فارس در ایران ایجاد کند و به‌جای تقویت مخالفان، باعث تفرقه در میان آن‌ها شود. همچنین اگر حکومت سقوط نکند، رهبران آن ممکن است انتقامی سخت و بی‌رحمانه از جمعیت کرد کشور بگیرند.

کاکو علیار، یکی از رهبران ارشد سیاسی حزب کومله — یک جریان سوسیال‌دموکرات از کردهای ایرانی — می‌گوید: «این نامطمئن‌ترین لحظه در تاریخ ماست. ما این جنگ را آغاز نکردیم، اما باید به پایان برسد.»

این نگرانی‌ها چندان دور از واقعیت نیست؛ به‌ویژه با توجه به سرکوب خونین اعتراضات ضدحکومتی که در ماه‌های پیش از جنگ هزاران کشته بر جای گذاشت. کردهای ایران خود را به‌طور خاص آسیب‌پذیر می‌دانند. اقلیت کرد در ایران از دیرباز یکی از سازمان‌یافته‌ترین مخالفان جمهوری اسلامی بوده است و اغلب بیشترین فشار سرکوب دولتی را تحمل کرده‌اند. گروه‌های حقوق بشری می‌گویند بازداشت‌شدگان کرد با احتمال بسیار بیشتری با حکم اعدام مواجه می‌شوند.

علیار افزود: «اگر حکومت دوام بیاورد، آن‌ها آنچه را رخ داده فراموش نخواهند کرد.»

متحدانی که ممکن است کنار گذاشته شوند؟

از مخفیگاه‌های کوهستانی خود، بسیاری از نیروهای کرد معتقدند این بهترین فرصتی است که در طول زندگی‌شان برای دستیابی به نوعی خودمختاری به دست آورده‌اند.

علی بکاس، ۳۱ ساله، از نیروهای حزب کومله در یکی از اردوگاه‌های کوهستانی می‌گوید: «ما کردها ضرب‌المثلی داریم: هر جا آب عمیق‌تر است، بهترین جا برای شنا کردن است. برای ما مهم نیست، آماده‌ایم وارد آب شویم.»

بکاس آن‌چنان به این آرمان پایبند است که همسرش را نیز بلافاصله پس از ازدواج متقاعد کرده به او بپیوندد. آن‌ها از مرزها عبور می‌کنند تا هرجا که نبرد در جریان است بجنگند — چه در ترکیه، چه در سوریه یا عراق.

در نقطه‌ای صخره‌ای در نزدیکی، شاهو بلوری، فرمانده‌ای ۵۷ ساله، به نیروهای تازه‌وارد فنون استتار در کوهستان را آموزش می‌دهد؛ مهارت‌هایی که طی بیش از پنج دهه شورش‌های کردی منتقل شده‌اند.

او می‌گوید: «این تاریخ ماست. همه ما از یکدیگر یاد گرفته‌ایم.»

آن‌ها همچنین از تاریخ معاصر درس می‌گیرند — به‌ویژه از اتحاد پیشین کردهای سوریه با نیروهای آمریکایی در نبرد طولانی علیه گروه داعش. واشینگتن سال گذشته به‌طور ناگهانی این اتحاد را به نفع دولت مرکزی جدید سوریه پایان داد.

این تصمیم یادآور تلخی بود: کردها به‌عنوان مردمی بدون کشور، متحدانی هستند که به‌راحتی کنار گذاشته می‌شوند.

با این حال، کردهای ایران اکنون از آموزش‌هایی که برخی از نیروهایشان از ارتش آمریکا در سوریه دریافت کرده‌اند بهره‌مند می‌شوند.

در فاصله ده‌ها مایل از اردوگاه بلوری، در اعماق کوهی نزدیک مرز، نیروهای کارآزموده‌ای که از سوریه بازگشته‌اند، به فرماندهان خود در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) ملحق می‌شوند.

این نیروها در شبکه‌ای از تونل‌ها پناه گرفته‌اند که با سقف‌های فلزی موج‌دار تقویت شده و به امکاناتی مانند حمام و آشپزخانه مجهز است. دوربین‌های نظارتی، تحولات سطح زمین را زیر نظر دارند.

در حالی که چشم‌انداز روشنی برای پیوستن فوری به نبرد وجود ندارد، برخی نیروهای خسته و بی‌حوصله، دیواره‌های تونل‌ها را با نقاشی گل‌های سرخ بزرگ تزئین کرده‌اند.

فؤاد بریتان، فرمانده آن‌ها، می‌گوید گفت‌وگو با همتایان آمریکایی باعث شده رهبران کرد نسبت به میزان اندک آگاهی‌شان از اهداف نهایی آمریکا محتاط شوند.

او تأکید می‌کند اشتیاق شدید برای جنگ نباید محاسبات آن‌ها درباره واقع‌گرایی سیاسی میان قدرت‌های بزرگ را تحت‌الشعاع قرار دهد.

او می‌گوید: «اگر آمریکا و ایران به‌نحوی به توافق برسند، چه بر سر ما خواهد آمد؟»