ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Fri, 20.03.2026, 16:56
چپ اقتدارگرای جدید؛ رفقای ملاها و قاتلان

نیکلاس پاتر  / ۱۹ مارس ۲۰۲۶
منبع: taz.de

* اگر چپ نتواند در درون صفوف خود مرزهای روشنی در برابر اقتدارگرایی ترسیم کند، خود به تهدیدی بدل خواهد شد — آن هم در زمانی نامناسب.

واکنش برخی از جریان‌های چپ رادیکال به جنگ جاری ایران غافلگیرکننده نبود؛ این واکنش‌ها از پیش، به‌طور ایدئولوژیک، برنامه‌ریزی شده بودند.

گروه کوچک و دگماتیک «سازمان کمونیستی» همبستگی خود را با جمهوری اسلامی اعلام کرده و می‌نویسد: «مرگ بر امپریالیسم — زنده باد مقاومت ملت‌ها!»

فرقه تروتسکیستی «طبقه علیه طبقه» می‌نویسد که چپ باید «به‌روشنی» در کنار ایران بایستد — و از مقاومت تا شکست ایالات متحده، اسرائیل و اروپا حمایت کند. همچنین کمونیست‌های هامبورگ از گروه AKK از برافراشتن پرچم‌های رژیم ملاها در تظاهرات دفاع کرده و نسبت به «سلب مشروعیت» جمهوری اسلامی هشدار می‌دهند.

این‌ها تنها سه نمونه هستند — موارد بسیار بیشتری نیز وجود دارد. می‌توان این جانبداری نسل جدیدی از گروه‌های سرخ را — که پیش‌تر نیز کشتار حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ علیه اسرائیل را به‌عنوان مقاومتی مشروع، حتی اقدامی رهایی‌بخش و ضد استعماری تفسیر کرده بودند — به‌عنوان حاشیه‌ای عجیب و غریب نادیده Terrorgruppe PFLPگرفت. اما این جریان‌ها در حال افزایش نفوذ در میان نیروهای چپ رادیکال هستند. آن‌ها همچنین وارد ائتلاف‌هایی با ساختارهای تثبیت‌شده چپ شده‌اند: برای مثال «سازمان کمونیستی» در دو ائتلاف با زیرگروه‌هایی از حزب چپ حضور دارد — «شبکه کوفیه» و «ائتلاف انترناسیونالیستی برلین».

انتفاضه جهانی‌شده

این گروه‌ها نماد آن چیزی هستند که من از آن به‌عنوان «چپ اقتدارگرای جدید» یاد می‌کنم. مواضع این گروه‌های ذاتاً فرقه‌ای، به دانشگاه‌ها، عرصه فرهنگی و شبکه‌های اجتماعی نیز سرایت می‌کند.

در این فضا، ستایش حملات تروریستی اسلام‌گرایانه به‌طور فزاینده‌ای عادی‌سازی می‌شود — و آن هم در سطح جهانی. فراخوان‌هایی برای «جهانی‌سازی انتفاضه» داده می‌شود، در حالی که از بلژیک تا باندی بیچ، حملاتی علیه یهودیان رخ می‌دهد.

تنها در همین آخر هفته، یکی از شاخه‌های ایالتی حزب چپ با افتخار خود را «ضدصهیونیست» اعلام کرد — و به این ترتیب حق موجودیت اسرائیل را رد کرد. گروه‌های چپ در آلمان، با وجود ممنوعیت شبکه «سامیدون» از سوی وزارت کشور، همچنان با هواداران این شبکه ضداسرائیلی همکاری می‌کنند — شبکه‌ای پوششی برای گروه تروریستی PFLP (جبهه خلق برای آزادی فلسطین).

احساسات قابل‌درک در برابر جنگی بی‌رحمانه که ده‌ها هزار قربانی غیرنظامی فلسطینی — از جمله زنان و کودکان — بر جای گذاشته، به‌طرزی ماهرانه توسط بنیادگرایان مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد. آن‌ها روایتی ساده‌سازی‌شده از خیر و شر ارائه می‌دهند و همزمان فراخوانی فوری برای اقدام علیه «مقصران» — حتی در همین آلمان — مطرح می‌کنند.

غرب به‌طور کلی

در این روایت، شر مطلق در قالب دولت یهودی اسرائیل تجسم می‌یابد. تمامی ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های جامعه متنوع این کشور نادیده گرفته می‌شود تا تصویر آن شیطانی جلوه داده شود. کشوری که محل زندگی بازماندگان هولوکاست و پناهجویان یهودی از خاورمیانه است (از سال ۱۹۴۸ حدود ۸۵۰ هزار یهودی از کشورهای عربی و ایران ناچار به فرار شدند)، به‌عنوان نمونه‌ای تمام‌عیار از استعمار معرفی می‌شود که باید با آن مبارزه کرد — حتی با خشونت علیه غیرنظامیان. گروه‌های مسلحی که دقیقاً چنین می‌کنند — چه حماس، چه حزب‌الله یا حوثی‌ها — به‌عنوان مبارزان قهرمان مقاومت ستایش شده و اقداماتشان توجیه می‌شود.

همچنین «غرب» به‌طور کلی و ایالات متحده به‌طور خاص به دشمن اصلی چپ اقتدارگرای جدید بدل شده‌اند — «شیطان بزرگ»، به تعبیر آیت‌الله‌ها. لازم نیست طرفدار ترامپ بود تا دید چه خطری در کمین است اگر دولت‌های اقتدارگرایی مانند چین، روسیه و ایران موفق شوند نظم تک‌قطبی آمریکا را در هم بشکنند. چنین وضعیتی قطعاً به جهانی امن‌تر منجر نخواهد شد.

الگوی دوگانه‌انگارانه دوست-دشمن در چپ اقتدارگرای جدید، به درون نیز تعمیم داده می‌شود. هرکس مخالفت کند یا «هم‌خط» نباشد، به‌سرعت به‌عنوان دشمن و خائن شناخته شده و با او به‌شدت برخورد می‌شود.

در چت‌های تلگرامی شاخه جوانان حزب چپ آلمان، حتی درباره تیراندازی به مخالفان سیاسی درون اردوگاه چپ، موسوم به «آنتی‌دویچ»، خیال‌پردازی می‌شود. در کنگره سراسری این سازمان در نوامبر ۲۰۲۵، نمایندگان گزارش دادند که برخی «رفقا» آن‌ها را تهدید کرده‌اند که شبانه به اتاق‌های هتل‌شان خواهند رفت. برخی به همین دلیل زودتر محل را ترک کردند و برخی دیگر از نامزدی برای هیئت رهبری انصراف دادند.

از تجربه شخصی

من خود، از نزدیک با خشونت و پرخاشگری چپ اقتدارگرای جدید آشنا هستم. به‌دلیل گزارش‌هایم، من نیز هدف تهدید قرار گرفته‌ام. بر روی دستگاه‌های فروش بلیت، ستون‌های تبلیغاتی و سطل‌های زباله، برچسب‌هایی با عکس و نام من چسبانده شده که به من توهین کرده و مرا «مبلغ نسل‌کشی» می‌نامند. پوسترهای دست‌ساز «تحت تعقیب» حتی به‌طور علنی خواستار حذف فیزیکی من شده‌اند — همراه با مثلث‌های قرمز حماس.

دشمنی با رسانه‌ها، یکی از ستون‌های اصلی ایدئولوژی ضد دموکراتیک چپ اقتدارگرای جدید را تشکیل می‌دهد. رسانه‌های معتبر — از نیویورک‌تایمز تا تاگس‌اشپیگل و فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ — به دشمن تبدیل شده، با نمادهای حماس علامت‌گذاری شده یا حتی هدف اقدامات اعتراضی قرار می‌گیرند. در ایتالیا، فعالان به دفتر روزنامه «لا استامپا» حمله کرده و خبرنگاران را «تروریست» خواندند. حتی روزنامه تاگس‌سایتونگ (taz) نیز با گرافیتی‌های مرتبط با غزه تخریب شد.

در تظاهرات، خبرنگاران تهدید یا حتی مورد حمله فیزیکی قرار می‌گیرند. در شبکه‌های اجتماعی، خواستار «پاسخ‌گویی» خبرنگاران می‌شوند — حتی از «نورنبرگ ۲.۰» [اشاره به دادگاه محاکمه سران نازی] سخن می‌گویند؛ زبانی که بیشتر از سوی «شهروندان رایش» و جنبش‌های توطئه‌باور شنیده می‌شود.

خلأ رسانه‌ای انتقادی که در این فضا شکل می‌گیرد، توسط وبلاگ‌های توطئه، کانال‌های انتشار اطلاعات نادرست و رسانه‌های تبلیغاتی دولت‌های اقتدارگرا — از ترکیه و قطر تا روسیه — پر می‌شود. حملات علیه من نیز ابتدا از سوی «رد مدیا» آغاز شد؛ پلتفرمی که ارتباط نزدیکی با«راشا تودی» رسانه دولتی روسیه، دارد.

از دل این فضا، اکنون جرائم سنگینی نیز سر برآورده‌اند. در بریتانیا، اعضای گروه «Palestine Action» — که به‌عنوان سازمان تروریستی ممنوع شده — به یک پایگاه نیروی هوایی نفوذ کرده و به هواپیماهای نظامی آسیب رساندند؛ یکی از آن‌ها در اقدام دیگری با پتک، ستون فقرات یک پلیس زن را شکست. این گروه اکنون در آلمان نیز فعال است.

در واشنگتن، مردی که پیش‌تر در یک حزب سوسیالیستی فعال بود، ظاهراً دو کارمند سفارت اسرائیل را به‌طرزی خونسرد به قتل رساند — و از سوی برخی گروه‌های چپ رادیکال مورد همبستگی قرار گرفت. همچنین مجموعه‌ای از حملات آتش‌سوزی توسط عاملان ناشناس رخ داده است — از جمله علیه کافه چپ‌گرای «بای‌زل» در «برلین-نوی‌کولن» که گردانندگان آن نیز با تهدید به قتل مواجه شده‌اند.

این رادیکالیزه شدن اقتدارگرایانه در زمانی نامناسب رخ می‌دهد. زیرا دموکراسی لیبرال همین حالا هم با دشمنان متعددی روبه‌روست — از راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) گرفته تا محور تروریستی ضدغربی ایران و روسیه پوتین. اگر چپ نتواند در درون خود مرزهای روشنی در برابر اقتدارگرایی ترسیم کند، خود به تهدیدی بدل خواهد شد.

————————
* نیکلاس پاتر سردبیر نشریه تاگس‌سایتونگ دو (taz zwei) است.