فرناز فصیحی / نیویورک تایمز / ۲۰ مارس ۲۰۲۶
زمانی که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، هفته گذشته برای مدت کوتاهی در یک تجمع ضداسرائیلی در انظار عمومی ظاهر شد تا به شهروندان خوشآمد بگوید، یکی دیگر از اعضای خانوادهاش نیز در آنجا حضور داشت.
یوسف پزشکیان، پسر ۴۴ ساله رئیسجمهور که بهعنوان مشاور او فعالیت میکند، از زمان آغاز جنگ علیه ایران توسط اسرائیل و ایالات متحده در ۲۸ فوریه — زمانی که رهبران کشور به زیرزمینها و مکانهای امن منتقل شدند — نه پدرش را دیده بود و نه با او صحبت کرده بود. او امیدوار بود دستکم نگاهی به او بیندازد، اما همانطور که در یادداشتهای روزانهاش در کانال تلگرام نوشته، این تلاش بینتیجه مانده است.
یوسف که دارای مدرک دکترای فیزیک و استاد دانشگاه است، از آغاز جنگ، یادداشتهای روزانهای نوشته که در آنها تأملات شخصی و تحلیلهای سیاسی را در هم آمیخته است. این دفترچه روزانه، نگاهی کمسابقه به وضعیت چهرههای سیاسی ایران در میانه جنگ — و در حالی که خطر هر لحظه به آنها نزدیکتر میشود — ارائه میدهد. همچنین، شاید ناخواسته، گاهی خوانندگان را به درون بحثها و تصمیمگیریهای پشتپرده در بالاترین سطوح رهبری ایران میبرد.
در حالی که رهبران ایران در اظهارات عمومی خود تصویری از مقاومت و سرسختی ارائه دادهاند، پزشکیانِ جوان از ترسی سخن میگوید که در پس این ظاهر پنهان است؛ ترسی که با هدف قرار گرفتن و کشته شدن پیاپی رهبران در حملات هوایی اسرائیل تشدید شده است.
او در روز ششم جنگ در اوایل ماه مارس نوشت: «فکر میکنم برخی چهرههای سیاسی دچار وحشت شدهاند. مردم از تحلیلگران و رهبران سیاسی ما قویتر و مقاومتر هستند. باید مدام به خودمان یادآوری کنیم که شکست فقط زمانی رخ میدهد که احساس شکست کنیم.»
او همچنین نوشته که نگران پدرش است و گفته او و دو خواهر و برادرش بیصبرانه منتظرند دو سال باقیمانده از دوره ریاستجمهوری به پایان برسد تا «همه بتوانیم به زندگی عادی خود بازگردیم.»
اکنون که ایران وارد چهارمین هفته جنگ شده و رهبران یکی پس از دیگری کشته شدهاند، کسانی که باقی ماندهاند همگی به مکانهایی که تصور میکنند امن است پناه بردهاند. حملات هوایی اسرائیل و آمریکا تاکنون، از جمله، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، را کشته و زنجیره فرماندهی عالی نظامی او را از میان برده است؛ همچنین علی لاریجانی، رئیس شورای عالی امنیت ملی و عملاً حاکم ایران، و اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات، در میان کشتهشدگان هستند.
پزشکیان در یادداشتهایش نوشته که حفاظت از جان مقامات به اولویت نخست کشور تبدیل شده است. او گفته: «متوقف کردن این ترورهای هدفمند اکنون مسئله حیثیت است.»
او از آغاز جنگ تقریباً هر روز یادداشتهایی در صفحه تلگرام خود منتشر کرده و این کار را ادامه سنتی میداند که دستکم از یک سال پیش آغاز کرده بود. برخی از این نوشتهها را نیز در دیگر صفحات رسمی خود در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام بازنشر کرده است.
نوشتههای او ترکیبی است از روایتهای شخصی درباره زمان سپریشده با خانوادهاش، همراه با پیامهایی در حمایت از حاکمان جمهوری اسلامی و در عین حال اشارههایی به منتقدان آنها. از جمله، او در برابر حملات جناحهای رقیب از پدرش دفاع کرده است.
او همچنین روایت کرده که در هفته نخست جنگ در جلسهای با مقامات دولتی شرکت داشته که در آن اختلافنظرهایی درباره راهبرد جنگ بروز کرده است.
او نوشته است: «بزرگترین اختلاف جدی ما این است: قرار است تا چه زمانی بجنگیم؟ برای همیشه؟ تا زمانی که اسرائیل نابود شود و آمریکا عقبنشینی کند؟ یا تا وقتی که ایران کاملاً ویران شود و ما تسلیم شویم؟ باید سناریوهای مختلف را بررسی کنیم.»
پزشکیان به درخواست برای اظهارنظر پاسخی نداده است. دو مقام ایرانی و یک مقام ارشد پیشین که او را میشناسند و در دولت پدرش با او همکاری دارند، گفتهاند که صفحات شبکههای اجتماعی متعلق به خود اوست و نوشتهها را شخصاً مینویسد و مدیریت میکند. رسانههای ایرانی نیز گاه به این نوشتهها اشاره کردهاند.
در این یادداشتها، او میگوید که پیامهایی درباره جنگ نهتنها از دوستان و آشنایان بلکه از افراد ناشناس دریافت میکند. به گفته او، گاهی «در این پیامها خواستار تسلیم شدن و بازگرداندن قدرت به مردم میشوند» — دیدگاهی که او آن را «ناآگاهانه و توهمآمیز» توصیف کرده است.
او همچنین ابراز نگرانی کرده که حملات ایران به کشورهای عربی در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. او نوشته است: «بسیار غمانگیز است که برای دفاع از خود مجبوریم به پایگاههای آمریکایی در کشورهای دوست حمله کنیم. نمیدانم آنها وضعیت ما را درک خواهند کرد یا نه.»
پزشکیانِ جوان با قاطعیت از پدرش دفاع کرد؛ آن هم پس از آنکه مسعود پزشکیان در پیام ویدئویی ۷ مارس بابت حملات به کشورهای عربی عذرخواهی کرد و گفت این حملات متوقف خواهد شد. این عذرخواهی با واکنش خشمگینانه محافظهکاران و فرماندهان نظامی روبهرو شد و وعده رئیسجمهور برای توقف حملات ظرف چند ساعت عقبنشینی شد.
یوسف پزشکیان نوشت: «عذرخواهی از همسایگان یک وظیفه اخلاقی است، نه یک الزام حقوقی.» او افزود که مردم ساکن کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مقصر نیستند و زندگی آنها بهواسطه جنگ دچار آشفتگی شده است.
به گفته سه مقام ارشد ایرانی که به دلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود، توانایی اسرائیل در ردیابی و هدف قرار دادن مقامات بلندپایه در مخفیگاههایشان، رهبران ایران را بهشدت نگران کرده و اضطراب درباره اینکه نفر بعدی چه کسی خواهد بود و چگونه میتوان این خسارات را جبران کرد، افزایش یافته است. این مقامات گفتند برخی از این تلفات، ضربهای سنگینتر از سایرین وارد کردهاند.
برای نمونه، علی لاریجانی از قدرت و نفوذی منحصربهفرد در میان جناحهای مختلف سیاسی و همچنین در ساختارهای امنیتی و نظامی برخوردار بود. او بهعنوان شخصیتی شناخته میشد که شاید بتواند با دولت دونالد ترامپ در مذاکرات آتشبس وارد تعامل شود.
یوسف پزشکیان درباره خبر کشته شدن لاریجانی نوشت: «اصلاً نمیخواستم این خبر را باور کنم. نباید اجازه میدادیم دشمن یک ترور موفق دیگر انجام دهد.»
در غیاب لاریجانی، بسیاری این پرسش را مطرح میکنند که اکنون چه کسی کشور را اداره میکند. مجتبی خامنهای که پس از پدرش بهعنوان رهبر برگزیده شده، همچنان از انظار عمومی دور است.
این سه مقام ارشد ایرانی در گفتوگوها اعلام کردند که در حال حاضر کشور توسط یک کمیته اداره میشود.
فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هدایت عملیات را بر عهده دارند و ژنرال احمد وحیدی که بهتازگی بهعنوان فرمانده کل منصوب شده، مدیریت جنبههای تاکتیکی جنگ را بر عهده دارد. همچنین یکی از اعضای حلقه نزدیکان خامنهای، ژنرال محمدباقر قالیباف، بهطور غیررسمی جای خالی لاریجانی را پر کرده است. او که فرمانده پیشین سپاه و اکنون رئیس مجلس است، مسئول تصمیمگیریهای راهبردی معرفی شده است.
به گفته این مقامات، رئیسجمهور پزشکیان و معاونش، محمدرضا عارف، اداره امور روزمره کشور را بر عهده دارند تا عملکرد دولت ادامه یابد. آنها همچنین گفتند که ژنرالهای بازنشسته، همراه با مدیران و مقامات پیشین، دوباره به خدمت فراخوانده شدهاند.
تحلیلگران معتقدند نظام حکمرانی ایران به یک اکوسیستم مقاوم از نهادهای همپوشان تبدیل شده است؛ شبکهای از رهبران، کارمندان وفادار، کادرهای نظامی و نیروهای اجرایی و دفاعی که نهتنها برای حفظ حاکمیت جمهوری اسلامی، بلکه برای ادامه جنگ بسیج شدهاند.
حذف لایههای بالای رهبری، به فروپاشی نظام منجر نشده است.
علی واعظ، مدیر امور ایران در گروه بینالمللی بحران، گفت: «در مواجهه با خطر دائمی حذف رهبران ارشد توسط اسرائیل، جمهوری اسلامی تلاش جنگی خود را مانند یک ماشین بقا با ساختاری شبکهای پیش میبرد؛ وضعیتی که در آن همه درگیر هستند و قدرت در میان مراکز متعدد و همپوشان توزیع شده است.»
با این حال، یوسف پزشکیان در یادداشتهایش تأکید میکند که اگر ایران نتواند ترورهای هدفمند را متوقف کند، «جنگ را خواهیم باخت.»
او همچنین روایتهایی از زندگی شخصی خود ارائه کرده است: از نقاشی کشیدن با فرزندانش، بردن آنها به پارک برای بازی، و خریدن بادکنک برایشان. او از دیدار با دوستی برای پیادهروی طولانی در پارک نوشته و از عزم خود برای ورزش کردن بهمنظور حفظ توان ذهنی سخن گفته است.
در یک مورد، او گفت پیامی مرموز دریافت کرده که از او خواسته بود به نشانی مشخصی برود. ابتدا دچار وحشت شده و گمان کرده بود تلهای از سوی اسرائیل است. اما پس از هماهنگی با نیروهای امنیتی، متوجه شد که این پیام صرفاً دعوت دوستان برای حضور در یک مهمانی افطار و شکستن روزه ماه رمضان بوده است.
او نوشت شبی، در حالی که به آینده کشور محبوبش میاندیشید، به قرآن رجوع کرده است. او برداشت خود از یکی از آیات را چنین بیان کرد: «برداشت من این است که مصیبتی که اکنون با آن دستوپنجه نرم میکنیم، نتیجه رفتار خود ماست. شاید اشکها و طلب آمرزش، راه رهایی ما باشد.»
او افزود که در همین هفته به دیدار مادربزرگش رفته است. به گفته او، برای بیشتر ایرانیان جنگ گریزی ندارد، اما مادربزرگش کاملاً از آنچه در کشور در حال وقوع است بیخبر بوده — و این موضوع او را در هم شکسته است.
او نوشت: «پس از ۱۹ روز جنگ، بالاخره چندین بار از هم فرو پاشیدم و گریه کردم.»