سامیه نخّول / خبرگزاری رویترز / ۱۶ مارس ۲۰۲۶
به گفته سه منبع در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به خبرگزاری رویترز، این کشورها در ابتدا از ایالات متحده نخواسته بودند وارد جنگ با ایران شود، اما اکنون بسیاری از آنها از واشنگتن میخواهند که کار را نیمهتمام رها نکند و جمهوری اسلامی را در وضعیتی باقی نگذارد که همچنان بتواند شریان حیاتی نفت منطقه و اقتصادهای وابسته به آن را تهدید کند.
در عین حال، این منابع به همراه پنج دیپلمات غربی و عرب گفتند که واشنگتن در حال فشار آوردن به کشورهای خلیج فارس است تا به جنگ آمریکا و اسرائیل بپیوندند. به گفته سه نفر از آنان، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، میخواهد حمایت منطقهای از این کارزار را به نمایش بگذارد تا هم مشروعیت بینالمللی آن تقویت شود و هم پشتیبانی داخلی افزایش یابد.
عبدالعزیز ساغر، رئیس مرکز پژوهشهای خلیج فارس در عربستان سعودی و آشنا با دیدگاههای دولتی، گفت: «در سراسر منطقه خلیج فارس این احساس گسترده وجود دارد که ایران از همه خطوط قرمز با هر یک از کشورهای این منطقه عبور کرده است.»
او افزود: «در ابتدا ما از آنها دفاع میکردیم و با جنگ مخالف بودیم. اما وقتی شروع کردند به هدف قرار دادن ما، به دشمن تبدیل شدند. راه دیگری برای توصیف آنها وجود ندارد.»
حملات ایران به شش کشور خلیج فارس
تهران پیشتر دامنه توان خود را نشان داده و با موشکها و پهپادها فرودگاهها، بنادر، تأسیسات نفتی و مراکز تجاری در شش کشور خلیج فارس را هدف قرار داده و همزمان با ایجاد اختلال در عبور و مرور دریایی از تنگه هرمز – که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند و ستون فقرات اقتصادهای منطقه است – فشار وارد کرده است.
این حملات نگرانی کشورهای خلیج فارس را تقویت کرده که باقی گذاشتن هرگونه توان تهاجمی یا ظرفیت تولید تسلیحات در ایران میتواند این کشور را جسورتر کند تا هر زمان تنشها افزایش یابد، شریان انرژی منطقه را به گروگان بگیرد.
با ورود جنگ به هفته سوم و تشدید حملات هوایی آمریکا و اسرائیل و نیز ادامه شلیکهای ایران به پایگاههای آمریکا و اهداف غیرنظامی در سراسر خلیج فارس، یک منبع منطقهای گفت فضای حاکم میان رهبران کاملاً روشن است: اینکه ترامپ باید توان نظامی ایران را بهطور کامل تضعیف کند.
این منبع افزود گزینه جایگزین، زندگی در سایه تهدید دائمی است. او گفت اگر ایران بهطور جدی تضعیف نشود، به گروگان گرفتن منطقه ادامه خواهد داد.
ایران که عمدتاً شیعه است، همواره با بدبینی عمیقی به همسایگان عرب سنی خود در خلیج فارس – که متحدان نزدیک آمریکا هستند و میزبان پایگاههای نظامی این کشورند – نگاه کرده است، هرچند روابط با قطر و عمان معمولاً تنش کمتری داشته است.
در طول سالها، ایران و متحدان منطقهای آن به حمله به تأسیسات انرژی کشورهای خلیج فارس متهم شدهاند؛ از جمله حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی بقیق و خریص عربستان سعودی – که ایران مسئولیت آن را رد کرد – و باعث شد تولید نفت عربستان به نصف کاهش یابد و بازارهای انرژی دچار تلاطم شوند.
برای رهبران خلیج فارس، اکنون بیعملی خطر بزرگتری محسوب میشود.
تأثیر حملات ایران در این ماه فراتر از خسارات مادی است؛ این حملات نهتنها جریان نفت را مختل کرده، بلکه به تصویر ثبات و امنیتی که کشورهای منطقه برای گسترش تجارت، جذب گردشگر و کاهش وابستگی به صادرات سوختهای فسیلی بهسختی ساخته بودند، آسیب زده است.
ساگر گفت: «اگر آمریکاییها قبل از تکمیل مأموریت عقبنشینی کنند، ما مجبور خواهیم شد بهتنهایی با ایران روبهرو شویم.»
نگرانی خلیج فارس از شعلهور شدن جنگی گستردهتر
در پاسخ به این نگرانیها، کاخ سفید اعلام کرد که ایالات متحده «در حال درهم شکستن توانایی (ایران) برای شلیک این سلاحها یا تولید بیشتر آنها» است و ترامپ «در تماس نزدیک با شرکای ما در خاورمیانه» قرار دارد.
در میان کشورهای خلیج فارس، تنها امارات متحده عربی واکنش رسمی نشان داد و اعلام کرد «تمایلی به کشیده شدن به درگیریها یا تشدید تنش ندارد»، اما بر حق خود برای «اتخاذ تمامی اقدامات لازم» جهت حفاظت از حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی خود و تضمین امنیت ساکنان تأکید کرد.
منابع منطقهای گفتند اقدام نظامی یکجانبه از سوی هر کشور خلیج فارس عملاً منتفی است، زیرا تنها مداخله جمعی میتواند از قرار گرفتن کشورهای منفرد در معرض تلافیجویی جلوگیری کند.
با این حال، اجماع همچنان دور از دسترس است. شش عضو شورای همکاری خلیج فارس – بحرین، کویت، قطر، عربستان سعودی، عمان و امارات – تنها یک نشست مجازی برگزار کردهاند و هیچ نشست عربی برای بررسی اقدام هماهنگ تشکیل نشده است.
رهبران این کشورها همچنان عمیقاً نگران آن هستند که جرقه جنگی گسترده و غیرقابل کنترل زده شود.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، هفته گذشته گفت شرکای خلیج فارس «بیش از پیش در حال افزایش مشارکت هستند» و آمادگی دارند «وارد فاز تهاجمی شوند»، در حالی که هماکنون نیز در زمینه دفاع هوایی جمعی و یکپارچه با واشنگتن همکاری دارند، هرچند مشخص نکرد چه اقدامات بیشتری ممکن است انجام دهند.
یک مقام ارشد اماراتی گفت کشورش خویشتنداری را در پیش گرفته، آن هم پس از آنکه ایران اعلام کرد ارتش آمریکا از خاک امارات برای حمله به جزیره خارگ – محل اصلی پایانه صادرات نفت ایران – استفاده کرده است.
با این حال، ساگر گفت عربستان سعودی، رقیب اصلی ایران در نفوذ منطقهای، ممکن است در صورت عبور ایران از خطوط قرمز – بهویژه با حمله به تأسیسات بزرگ نفتی یا آبشیرینکنها یا وارد کردن تلفات سنگین – ناچار به پاسخگویی شود: «در آن صورت، عربستان چارهای جز مداخله نخواهد داشت.»
او افزود ریاض در عین حال تلاش خواهد کرد هرگونه پاسخ را بهگونهای تنظیم کند که از تشدید بیشتر تنش جلوگیری شود.
معضل راهبردی خلیج فارس
به گفته فواز گرگس از مدرسه اقتصاد لندن، کشورهای عربی خلیج فارس با یک معضل راهبردی روبهرو هستند: ایجاد توازن میان تهدید فوری حملات ایران و خطر بسیار بزرگتر کشیده شدن به جنگی به رهبری آمریکا و اسرائیل.
او گفت پیوستن به این کارزار، در حالی که برتری نظامی واشنگتن از پیش قابل توجه است، دستاورد نظامی چندانی نخواهد داشت، اما بهطور قابل توجهی خطر تلافیجویی ایران را افزایش میدهد. نتیجه، نوعی خویشتنداری حسابشده است: دفاع از حاکمیت و تعیین خطوط قرمز، بدون ورود به جنگی که کشورهای خلیج فارس نه آغازگر آن بودهاند و نه کنترلی بر آن دارند.
در حال حاضر، اهرم فشار ایران آشکار است. این کشور عملاً تعیین میکند کدام کشتیها میتوانند از تنگه عبور کنند؛ وضعیتی که هیچ کشوری در منطقه آن را قابل قبول نمیداند.
برنارد هایکل، استاد مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه پرینستون، گفت: «اکنون که ایران نشان داده میتواند هرمز را ببندد، خلیج فارس با تهدیدی کاملاً متفاوت روبهرو است. اگر به آن رسیدگی نشود، این خطر بلندمدت خواهد بود.»
ترامپ روز یکشنبه – هرچند با موفقیت اولیه اندک – خواستار تشکیل ائتلافی از کشورها برای کمک به بازگشایی این آبراه شد.
هایکل استدلال کرد که در حالی که اقتصاد جهانی به نفت و گاز خلیج فارس وابسته است، بخش عمده آن به سمت چین، ژاپن و سایر اقتصادهای آسیایی میرود؛ بنابراین آنها نیز باید مسئولیت خود را بپذیرند.
او گفت: «چین در تأمین امنیت مسیرهای دریایی در سواحل سومالی نقش داشته است؛ ممکن است در اینجا هم حاضر به ورود باشد.»