ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Wed, 11.03.2026, 20:42
ترامپ تمکین می‌خواهد؛ نتانیاهو می‌خواهد درهم بشکند

وی. جی. هِنیگان / نیویورک تایمز / ۱۱ مارس ۲۰۲۶

شعله‌های عظیم و دود سیاه غلیظی که این هفته پس از بمباران انبارهای نفت در تهران توسط اسرائیل آسمان شهر را پر کرد، صحنه‌ای آخرالزمانی به نظر می‌رسید.

در حالی که دوده و باران سیاه بر سر بیش از ۱۰ میلیون ایرانی ساکن این شهر فرو می‌ریخت، لرزش‌های ناشی از آن حملات هوایی تا واشینگتن نیز احساس شد؛ جایی که مقام‌ها تأثیر آشکار تفاوت در اهداف و جاه‌طلبی‌ها در این جنگ را به‌وضوح درک کردند.

به نظر می‌رسد اهداف رئیس‌جمهور دونالد ترامپ از پیوستن به جنگ هوایی علیه ایران، کم‌کم با اهداف بلندمدت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اصطکاک پیدا کرده است. در حالی که ترامپ در روزهای اخیر گفته است اهداف نظامی آمریکا تقریباً محقق شده‌اند ــ حتی با وجود آنکه آیت‌الله‌ها همچنان در قدرت هستند ــ اسرائیل در پی پایان دادن به این حکومت و درهم کوبیدن نفوذ منطقه‌ای آن است.

به بیان کوتاه، ترامپ می‌خواهد ایران را به تمکین وادارد؛ نتانیاهو می‌خواهد آن را درهم بشکند.

تصاویر سوختن نفت ــ صرف‌نظر از اینکه نفت متعلق به چه کسی باشد ــ نمی‌توانست برای دولت ترامپ صحنه‌ای خوشایند باشد، آن هم در شرایطی که قیمت بنزین در پمپ‌بنزین‌های آمریکا به‌شدت افزایش یافته است. جنگ در ایران بازارهای جهانی انرژی را دچار آشفتگی کرده و کشورها را وادار کرده است خود را برای پیامدهای اقتصادی طولانی‌مدت ناشی از افزایش قیمت سوخت آماده کنند. روز چهارشنبه دست‌کم سه کشتی در تنگه هرمز و اطراف آن هدف قرار گرفتند، زیرا درگیری‌ها یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای تجارت نفت جهان را مختل کرده است. همه اینها بادهای مخالف سیاسی برای ترامپ ایجاد می‌کند؛ در حالی که افکار عمومی خسته از جنگ، هنوز قانع نشده‌اند که دلایل کافی برای این درگیری وجود دارد.

در حال حاضر، منافع دو رهبر تا حد زیادی همسو است. با ورود کارزار هوایی به میانه هفته دوم، ارتش‌های اسرائیل و آمریکا همچنان برای حمله به هزاران هدف در سراسر ایران هماهنگی دارند. اهداف آمریکا و اسرائیل در کوتاه‌مدت همپوشانی دارند: نابودی موشک‌های ایران، برنامه هسته‌ای، نیروی دریایی، تولید تسلیحات و سامانه‌های فرماندهی و کنترل نظامی. هر دو طرف معتقدند حکومت ایران مصمم است تا حد امکان به ایالات متحده و اسرائیل آسیب وارد کند و همزمان خاورمیانه گسترده‌تر را بی‌ثبات سازد.

اما دیدگاه‌های متفاوت آنان درباره پیروزی در بلندمدت ــ یعنی یک دولت مطیع‌تر در تهران در برابر ایجاد حکومتی کاملاً جدید ــ باید حل‌وفصل شود، اگر قرار باشد ایالات متحده از گرفتار شدن در یک جنگ طولانی دیگر جلوگیری کند. ادامه حملات به سطوح مختلف رهبری و زیرساخت‌ها مطمئن‌ترین راه برای کشاندن اوضاع به نوعی پروژه طولانی «ملت‌سازی» است؛ همان چیزی که ترامپ سال‌ها علیه آن موضع گرفته است. گفته می‌شود مقام‌های کاخ سفید از صحنه سوختن میدان‌های نفتی در تهران ناخشنود بودند، و نه فقط به دلیل قیمت نفت؛ این تصاویر یادآور آشوب کنترل‌نشده‌ای بود که در عراق و افغانستان دیده شد.

پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، این هفته تلاش کرد میان آن نمونه‌های ماجراجویی نظامی و مأموریت دولت در ایران تفاوت قائل شود. او روز سه‌شنبه در نشست خبری پنتاگون گفت: «این سال ۲۰۰۳ نیست. این آن نوع ملت‌سازی بی‌پایان در باتلاق‌هایی که در دوران بوش یا اوباما دیدیم، نیست.»

هگست گفت کارزار نظامی آمریکا امروز «حتی نزدیک هم» به آن مرحله نیست ــ اما ممکن است یک، سه یا شش ماه دیگر چنین نباشد. به هر حال، ارتش آمریکا در ماه ژوئن تأسیسات هسته‌ای ایران را بمباران کرد، اما وقتی مذاکرات دیپلماتیک بعدی طولانی شد، ترامپ تنها هشت ماه بعد دستور یک عملیات نظامی پیچیده دیگر بر فراز این کشور را صادر کرد. از زمان ازسرگیری عملیات، هفت نظامی آمریکایی کشته و ۱۴۰ نفر زخمی شده‌اند. همچنین دست‌کم ۱۱ پایگاه و تأسیسات محل استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه آسیب دیده‌اند.

ترامپ در روزهای اخیر اشاره کرده است که نقش آمریکا در این جنگ ممکن است به پایان نزدیک شود، زیرا بخش بزرگی از توان نظامی ایران نابود شده است. اما این همان چیزی نبود که در ابتدا او را به تهدید نظامی علیه ایران واداشت. رئیس‌جمهور ابتدا سرکوب خونین معترضان توسط دولت ایران در ماه ژانویه را به‌عنوان دلیل اقدام نظامی مطرح کرد. از آن زمان، او و مقام‌های دولتش فهرستی طولانی از دلایل متغیر برای این کارزار ارائه کرده‌اند: برنامه هسته‌ای، تولید موشک، ناوهای دریایی و ــ شاید عجیب‌ترین مورد ــ پیش‌دستی برای جلوگیری از تلافی ایران در پاسخ به اقدام نظامی اسرائیل.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، هفته گذشته این ادعا را مطرح کرد و گفت ایالات متحده اقدام کرد زیرا می‌دانست حمله اسرائیل، ایران را به حمله به نیروهای آمریکایی در منطقه وادار خواهد کرد. آمریکایی‌ها عادت ندارند بشنوند که رئیس‌جمهورشان به دنبال یک رهبر متحد وارد جنگ شده است. درست باشد یا نه، این احساس احتمالاً به پایین‌ترین سطح حمایت از این درگیری کمک کرده است: تنها ۴۱ درصد آمریکایی‌ها از جنگ با ایران حمایت می‌کنند؛ در حالی که در سال ۲۰۰۳ اکثریت بزرگی از آمریکایی‌ها از مداخله در عراق حمایت می‌کردند.

این نیز یکی دیگر از دلایلی است که منافع نتانیاهو و ترامپ از یکدیگر فاصله می‌گیرد. بیشتر اسرائیلی‌ها از جنگ حمایت می‌کنند و این موضوع برای نتانیاهو ــ که انتظار می‌رود امسال در انتخابات دشوار دیگری برای نخست‌وزیری شرکت کند ــ یک نقطه قوت سیاسی محسوب می‌شود. اما ترامپ نمی‌خواهد همزمان با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای در ماه نوامبر، جنگی نامحبوب فضای سیاسی را ملتهب کند.

به همین دلیل جای تعجب نیست که ترامپ نشانه‌هایی از تمایل به یافتن راه خروج از این وضعیت نشان داده است. جاوید علی، مقام ارشد پیشین مبارزه با تروریسم در آمریکا، می‌گوید: «صبر او از ابتدا هم قرار نبود در این جنگ خیلی طولانی باشد. پیامی که او می‌خواهد منتقل کند این است: ایران از نظر نظامی خلع دندان شده است. حالا وقت توافق است.»

ترامپ درباره برنامه‌هایش برای آینده ایران سخنان متناقضی گفته است. او از تغییر رژیم، مذاکره، تسلیم بی‌قید و شرط و حتی ضرورت انتخاب شخصی رهبر جدید صحبت کرده است. به گفته او، سناریوی رؤیایی‌اش در ونزوئلا تحقق یافت؛ زمانی که نیروهای آمریکایی نیکلاس مادورو را دستگیر و از قدرت برکنار کردند و دلسی رودریگز، یکی از چهره‌های داخلی و منعطف‌تر، جای او را گرفت. ترامپ هفته گذشته به آکسیوس گفت دوست دارد چنین سناریویی در تهران هم تکرار شود. او گفت: «من باید در تعیین آن فرد دخیل باشم، همان‌طور که درباره دلسی در ونزوئلا بود.»

اما ایران برنامه‌های دیگری دارد. این کشور پس از کشته شدن آیت‌الله علی خامنه‌ای، پسر او مجتبی خامنه‌ای را به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی معرفی کرده است. نشانه فوری‌ای وجود ندارد که او حاضر باشد در برابر ایالات متحده عقب‌نشینی کند.

در نتیجه، بمباران ادامه دارد. دو کشور این جنگ را با هم آغاز کردند؛ اما به سختی می‌توان تصور کرد چگونه بتوانند با هم آن را پایان دهند.