۱۷ تن از چهرههای دانشگاهی و سیاسی ایرانی خارج از کشور در سه نامه جداگانه به دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، مسعود پزشکیان و رهبران موقت جمهوری اسلامی ایران و سرداران سپاه پاسداران، خواستار پایان جنگ و حمایت از تلاشها برای گفتوگو و گذار کمهزینهتر سیاسی در ایران شدهاند.
نامه اول: به دونالد ترامپ
ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا
کاخ سفید
واشنگتن دی.سی.
جناب آقای رئیسجمهور،
ما جمعی از مخالفان جمهوری اسلامی از طیفهای گوناگون سیاسی و فکری هستیم که در یک هدف مشترک با یکدیگر هم نظریم: پایان یافتن حاکمیت جمهوری اسلامی و برپایی حکومتی دموکراتیک و سکولار به دست شهروندان در ایران.
ما این نامه را در لحظهای سرنوشتساز در منازعه نظامی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران به شما مینویسیم. به نظر ما اهدافی که در آغاز این منازعه بهطور علنی اعلام کردهاید یعنی پایان دادن به برنامه هستهای ایران و خنثیسازی تواناییهای موشکی آن، اکنون تحقق یافتهاند.
دولت شما بهروشنی اعلام کرده بود که هدف از این عملیات نابودی ایران بهعنوان یک ملت یا ویران کردن زیرساختهای اقتصادی و غیرنظامی این کشور نیست. بلکه هدف اعلامشده، برچیدن سازوکارهای سرکوبگرانه یک رژیم بنیادگرا بود که سالها مردم ایران را در تنگنا قرار داده و ثبات منطقه را نیز به خطر انداخته بود. با توجه به تحولات اخیر، از جمله حذف علی خامنهای و تضعیف ابزارهای سرکوب داخلی رژیم، به نظر میرسد اهداف اصلی که مبنای این درگیری بودند عملاً محقق شدهاند.
از این رو، ما معتقدیم که اکنون زمان آن فرا رسیده است که گام بعدی و سازندهای برداشته شود: اعلام آتشبس و آغاز گفتوگوهایی با حمایت جامعه بینالمللی و جامعه سیاسی و مدنی ایران برای تسهیل شکلگیری یک نظم سیاسی جدید در ایرانِ پس از خامنهای. چنین روندی میتواند شرایط لازم را برای شکلگیری حکومتی فراهم کند که نماینده ملت و در جهت آرمانها و خواستههای مردمان ایران باشد.
با توجه به درخواست اخیر شما برای تسلیم بیقید و شرط، ما نگران آن هستیم که ادامه سرسختی جمهوری اسلامی روی سیاستهای قبلیاش ممکن است به از دست رفتن جانهای بیگناه بیشتری از مردم ایران ونابودی داراییها و زیرساختهای ملی کشورمان بینجامد. از این رو، ما همزمان نامهای به رئیسجمهور، رهبری موقت و نظامیان در ایران نوشتهایم و از آنان خواستهایم که برای آتشبسی فوری اقدام کرده و گامهای معناداری در جهت کاهش تنشها بردارند. این اقدامات شامل آغاز روندی برای برچیدن چارچوب قانون اساسی مبتنی بر حکومت دینی، اعلام عفو عمومی، پایان دادن به سرکوب اعتراضات مدنیِ مسالمتآمیز و آزادی فوری همه زندانیان سیاسی است. همچنین از مقامات ایران خواستهایم کهگامهای عملی برای تشکیل یک دولت انتقالی با مشارکت شخصیتهای سیاسی برخوردار از احترام و اعتماد عمومی، چه در داخل کشور و چه درمیان چهرههای شناختهشده ایرانی در خارج از کشور، بردارند.
جناب آقای رئیسجمهور،
ما بر این باوریم که آمادگی شما برای پذیرش آتشبس و آغاز گفتوگوهایی با حمایت جامعه بینالملل و نیز جامعه سیاسی و مدنی ایران، میتواند به شکلگیری نظم سیاسی جدیدی در ایرانِ پس از خامنهای کمک کند.
باید به خاطر داشت که ایران کشوری با نزدیک به نود میلیون نفر جمعیت است؛ مردمی که زندگی، معیشت و آیندهشان پیشتر نیز بهطور عمیقی تحت تأثیر سالها سرکوب، درگیری و تحریم قرار گرفته است. ادامه جنگ یا گسترش آن تا حدی که بنیانهای اقتصادی کشور نابود شود، میتواندیک کشور و ملت را به سالها سختی و بیثباتی محکوم کند و همچنین شرایطی ایجاد کند که به بیثباتی، ناآرامی، خشونتهای طولانیمدت یا حتی جنگ داخلی بینجامد.
مردم ایران شایسته آن هستند که فرصتی برای بازسازی کشور و زندگی خود در فضایی از صلح، ثبات و کرامت داشته باشند. اعلام آتشبس وآغاز یک روند دیپلماتیک میتواند بهترین فرصت را برای جلوگیری از رنجبیشتر و حمایت از گذار به سوی نظامی سازنده ، مردم سالار و پاسخگو فراهم آورد.
از این رو ما محترمانه از شما میخواهیم که پایان دادن به مرحله کنونی عملیات نظامی را مدنظر قرار داده و از تلاشها برای گفتوگو و گذار کمهزینهتر سیاسی حمایت کنید. این درخواست بازتابدهنده دیدگاههای بسیاری از ماست که طیف گستردهای از گرایشهای سیاسی و پیشینههای مختلف را در میان جمع متنوع خود نمایندگی میکنیم.
تاریخ اغلب رهبران را نهتنها بر اساس نحوه آغاز یا اداره جنگها، بلکه براساس چگونگی و زمان پایان دادن به آنها قضاوت میکند. امیدواریم این لحظه سرآغاز فصلی تازه باشد، فصلی که به مردم ایران اجازه دهد درفضایی سرشار از آرامش، صلح و همبستگی کشور تاریخی و خللناپذیر خود را بازسازی کنند.
نامه دوم: به مسعود پزشکیان و رهبران موقت جمهوری اسلامی
آقای مسعود پزشکیان و رهبران موقت جمهوری اسلامی ایران
با سلام
ما جمعی از شهروندان و فعالان سیاسی ایران با دیدگاههای سیاسی و فکری متکثر هستیم؛ بسیاری از ما سالها منتقد و مخالف جمهوری اسلامی و سیاستهای آن بودهایم. با وجود تفاوت دیدگاهها اما همگی دریک نگرانی مشترک سهیم هستیم: آینده ایران و رفاه و امنیت مردم آن.
کشور ما اکنون در مقطعی بسیار حساس و خطرناک قرار گرفته است. جنگ اخیر، همراه با افزایش تنشهای بینالمللی و احتمال گسترش درگیریها، تهدیدی جدی برای منابع ملی، زیرساختها و بافت اجتماعی ایران به شمار میرود. از دست رفتن جان انسانهای بیگناه و فشارهای فزایندهای که بر کشور تحمیل شده، ایجاب میکند که برای جلوگیری ازتخریب و خسارت بیشتر، تمامی تلاشهای ممکن صورت گیرد.
در چنین شرایط خطیری، ما بر این باوریم که مسئولان کنونی کشور میتوانند و باید با تصمیماتی سنجیده و مسئولانه، از منافع ملی پاسداری کرده و زمینهای برای کاهش تنشها و حرکت به سوی ثبات و همبستگی ملی فراهم آورند.
در این راستا، پیشنهاد میکنیم که اقدامات زیر مورد توجه و پیگیری قرارگیرد:
۱. درخواست فوری برای آتشبس و اعلام آمادگی برای کاهش تنش ازطریق مجاری دیپلماتیک، از جمله با استفاده از میانجیگری کشورهای مورد اعتمادی مانند دولت عمان.
۲. آغاز روند بازنگری در قانون اساسی و اصلاحات سیاسی بنیادین، از جمله حرکت به سوی برچیدن ساختار کنونی حکومت دینی و نظام ولایت فقیه.
۳. پایان دادن به برخورد با اعتراضات مدنیِ مسالمتآمیز، اعلام عفو عمومی، آزادی همه زندانیان سیاسی و پایان دادن فوری به حصر خانگی نخستوزیر پیشین، مهندس میرحسین موسوی، و شخصیت های دیگر به عنوان گامی در جهت تغییر و همبستگی ملی.
۴. برداشتن گامهای عملی برای تشکیل یک دولت موقت انتقالی با مشارکت شخصیتهای سیاسی مورد احترام و اعتماد عمومی، چه در داخل کشور و چه در میان شخصیت های شناخته شده ایرانی خارج از کشور.
هدف اساسی در این مقطع باید حفظ ایران از ویرانی و خسارتهای بیشتر و ایجاد شرایطی باشد که مردم ایران بتوانند آینده سیاسی خود رابه شکلی مسالمتآمیز و آزادانه تعیین کنند.
ما معتقدیم اقدامهای سازنده در این لحظه میتواند خطر گسترش درگیریهای نظامی را کاهش داده و جامعه بینالمللی را به حمایت از مسیرکاهش تنش و آتشبس ترغیب کند. در همین چارچوب، ما با رئیسجمهور ایالات متحده نیز مکاتبه کرده و از او خواستهایم که در جهت خویشتنداری و آتشبس گام بردارد.
تاریخ اغلب در چنین لحظات سرنوشتسازی رقم میخورد. با اتخاذ تصمیماتی همراه با دوراندیشی و احساس مسئولیت ملی، هنوز میتوان از رنج و خسارت بیشتر جلوگیری کرد و راه را برای آیندهای باثباتتر، به دوراز سناریوهائی مانند آنچه که در غزه مشاهده شد، به شکل مسئولانهتر و صلحآمیزتری برای ایران هموار ساخت.
نامه سوم: به سرداران سپاه
سرداران سپاه و صاحبمنصبان جمهوری اسلامی
با سلام؛
ما جمعی متکثر از طیفهای مختلف فکری و سیاسی ایران هستیم که کاملا مخالف شما اما دغدغهمند سرنوشت کشور کهنمان ایران و ملت و مردمان سرزمینمان هستیم.
بدون هیچ مقدمهای که میتوانیم در آن اختلاف نظر شدیدی داشته باشیم به اصل مطلب میپردازیم؛ شاید شما خودتان هم به خوبی متوجه شده باشید که دیگر حکومت یک اقلیت بر اکثریتی به شدت ناراضی و معترض قابل دوام نیست. کشتار دی ماه، در امتداد حبسها، سرکوبها و کشتارهای قبلی نشان داده است که دیگر دل این ملت با شما صاف نخواهد شد و به ضرب و زور و سرنیزه و کور کردن و جان ستاندن نمیتوان ادامه داد.
همچنین سیاست خارجی جمهوری اسلامی که به جای این که منافع و مصالح کشور و ملت ایران را در سرلوحه و اولویت نخست خود قرار دهد به فکر جبهه مقاومت و نابودی اسرائیل و ستیزهگری با آمریکا بوده نیز با جنگ اخیر که ایران را به رم شهر بی دفاع تبدیل کرده و مهاجمان هر نقطه کشور را که بخواهند تخریب میکنند، به آخر خط رسیده است. همچنین به خوبی میدانید سالهاست که این سیاست مورد اعتراض اکثریت ملت قرار دارد و یک اقلیت نمیتواند کشور و ملت را گروگان اراده و آمال و امیالی که خود برحق میداند، قرار دهد.
حال که رهبر جمهور اسلامی که راهبر این سیاستهای بیحاصل بوده دیگر در قید حیات نیست، از شما میخواهیم به خاطر کشور ایران، ملت ایران و به خصوص مصلحت شخصی و خانوادگی خودتان هم که شده هر چه سریعتر تغییر مسیر بدهید و به جای اینکه با بمبهای خارجی و یا لعن و نفرین و اعتراض و خشم داخلی به نقطه پایان برسید خود راه گذار کمهزینه را برگزینید. در زندانها را باز کنید و با جامعه سیاسی و مدنی ایران برای یک گذار کمهزینه مذاکره و توافق کنید.
شما در وضعیتی سختتر از شرایط شوروی بعد از مرگ استالین و یا شرایط چین بعد از مرگ مائو قرار دارید. چون هم با انبوه نارضایتی مردم کشور روبرو هستید و هم با جنگی یک طرفه شده که دارد کشور را شخم میزند.
ما به رئیس جمهور آمریکا هم نامهای نوشته و از او هم خواستهایم که به این جنگ ویرانگر پایان دهد. این خواسته اما در صورتی پذیرفته خواهد شد که شما نیز با این پیشنهاد همراهی نشان دهید. ایران برای همه ساکنان آن است از جمله برای شما و همفکرانتان.
اگر شما وارد مذاکره با طیفهای وطندوست و ملی بشوید میتوانید به اندازه سهم خود در آینده ایران نیز سهیم باشید. بخش اعظمی از مخالفان جمهوری اسلامی به فکر حذف شما نیستند. اما اگر بخواهید به همان رویه سابق یعنی حکومت اقلیت بر اکثریت و سرکوب و کشتار ادامه بدهید خودتان شخصا نیز هزینه سنگینی پرداخت خواهید کرد.
شما شاید بهتر از هر کسی می دانید، حتی اگر جنگ نیز به آتشبس منجر شود دیگر نمیتوانید اقتصاد کشور و مطالبات مردم را سرو سامان دهید. صبر مردم ناراضی و معترض و جان به لب هم دیگر تمام شده است. بعد از کشتار خونین اخیر شما حتی نتوانستید به مدت چهل روز جو ارعاب و خفقان و سکوت قبرستانی بر کشور حاکم کنید. خودتان شاهد بودید که در تشییع جانباختگان، مراسمهای مختلف بر سر مزارها، دانشگاهها، خانهها و خیابانها و ... دوباره شعار و صدای اعتراض برخاست و حتی اگر آتشفشان خشم مردم در همین روزها دوباره فوران نکند در مدت زمان کوتاهی دوباره در برابر انبوه مردم خشمگین قرار خواهید گرفت. قبل از اینکه جان و مال خود و خانوادهتان زیر چرخ ارابه خشم و خشونت مهارناپذیر مردم قرار بگیرد و ویرانی و ناامنی و تخریب کشور از این هم گستردهتر شود، با مردم از در آشتی در بیایید و صدای انقلاب شان را بشنوید و وارد پروسه گذاری کمهزینه برای شکلگیری یک دولت انتقالی و تدوین یک قانون اساسی جدید شوید.
اسامی امضاء کنندگان به ترتیب حروف الفبا:
عباس امانت(استاد دانشگاه ییل)
بهروز بیات (کارشناس فیزیک هستهای و مشاور سابق آژانس بینالمللیانرژی اتمی)
فرزانه بذرپور(روزنامه نگار و فعال سیاسی)
سعید پیوندی(جامعه شناس و استاد دانشگاه لورن، فرانسه)
مونا تجلی (استاد دانشگاه استنفورد، کالیفرنیا)
نیره توحیدی(استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و فعال حقوق زنان)
شهلا حائری(استاد دانشگاه بوستون)
مهرداد خوانساری(دیپلمات سابق و فعال سیاسی مشروطهخواه)
مجید زمانی(کارآفرین و فعال سیاسی ملی)
هادی زمانی(اقتصاددان و فعال سیاسی ملی)
کاظم علمداری(جامعهشناس و فعال سیاسی جمهوریخواه)
احمد علوی(استاد دانشگاه استکهلم)
رضا علیجانی( روزنامهنگار و فعال سیاسیِ ملی- مذهبیِ سکولار)
مهرانگیز کار (حقوقدان و نویسنده)
مهدیه گلرو(فعال حقوق زنان و فعال سیاسی جمهوریخواه)
هما هودفر (استاد دانشگاه کانکردیا، کانادا)
حمید همتپور(پزشک و فعال حقوق بشر)