نبرد بر سر یک ایرانِ نوین: مریم رجوی، رئیس شورای مقاومت، از انتقاد به پهلوی و همچنین از داعیه دولت موقت خود سخن میگوید
متن کامل مقدمه و مصاحبه روزنامه آلمانی “فرانکفورتر روندشائو” با خانم مریم رجوی:
آیا ایران میتواند بر رژیم ملاها غلبه کند؟ پاسخ هنوز روشن نیست. خانم مریم رجوی، رئیس شورای مخالفان موسوم به “شورای ملی مقاومت ایران” (NWRI)، به پرسشهای روزنامه آلمانی “فرانکفورتر روندشائو” پاسخ داده است.
ایرانیان در داخل کشور و در سراسر جهان به یک تغییر حکومت امید بستهاند – هرچند که بسیاری از کارشناسان نسبت به این امکان تردید دارند. با این حال، به نظر میرسد یک موضوع هنوز حل نشده است: چه کسی میتواند کشور را به سوی آیندهای آزاد هدایت کند. آقای رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران، نیز با برگزاری تظاهرات بزرگ در خارج از کشور خود را بهعنوان گزینهای مطرح کرده است. در همین حال، رئیس “شورای ملی مقاومت ایران” (NWRI)، خانم مریم رجوی – که از جمله از سوی شارل میشل، رئیس پیشین شورای اتحادیه اروپا، حمایت میشود و از دهه ۱۹۷۰ در جنبش ضدشاه فعال بوده – اعلام کرده است که یک «دولت موقت» تشکیل خواهد داد.
هر دو طرف اهداف دموکراتیک و برقراری یک دولت سکولار را اعلام کردهاند. با این حال، نسبت به هر دو نیز بدگمانیهایی وجود دارد: محمدرضاشاه پهلوی مرتکب جنایاتی شده است که پسرش رضا پهلوی از آنها اعلام برائت نکرده است؛ او همچنین احتمال برقراری دوباره یک سلطنت مشروطه را رد نکرده است. “شورای ملی مقاومت ایران” نیز با سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) مرتبط است؛ سازمانی که در جنگ ایران و عراق در کنار عراق علیه ایران تحت رهبری ملاها جنگید و همچنین به داشتن ساختارهای اقتدارگرایانه متهم شده است.
از بیرون، ارزیابی ساختار داخلی و اهداف این جریانهای اپوزیسیون دشوار است. به همین دلیل، روزنامه “فرانکفورتر روندشائو” (Frankfurter Rundschau) از فرصت استفاده کرد تا یک مصاحبه کتبی با خانم رجوی انجام دهد. رئیس شورای ملی مقاومت ایران در این مصاحبه به پرسشهایی درباره نگاه این شورا به آینده ایران، مشروعیت خود و همچنین درباره آقای پهلوی پاسخ داده است. دانستن یک نکته مهم است: همه آمارها و واقعیتها قابل راستیآزمایی نیستند – زیرا در ایران رسانههای آزاد وجود ندارند. همچنین باید توجه داشت که گروههای دیگری نیز – برای مثال با پیشینه کردی یا در قالب اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» – با وجود همه خطرات علیه رژیم در ایران فعالیت کردهاند.
نبرد بر سر آینده ایران: گفتوگو با مریم رجوی، رئیس شورای ملی مقاومت ایران
* خانم رجوی، شما قطعاً با افرادی که در ایران زندگی میکنند در تماس هستید. وضعیت مردم عادی در روزهای پس از نخستین حملات آمریکا چگونه است؟
مردم ایران، بهویژه غیرنظامیان، کودکان و سالمندان، در شرایط دشواری قرار دارند. به همین دلیل من تأکید کردهام که در چنین شرایطی همه طرفهای درگیر باید پیش از هر چیز از جان مردم محافظت کنند، به آسیبدیدگان کمک برسانند و زیرساختهای غیرنظامی را حفظ کنند. اما واقعیت دیگری نیز وجود دارد، و آن اراده راسخ مردم ایران برای سرنگونی این رژیم است. بهویژه در همین روزها، نیروهای مقاومت با وجود شرایط دشوار جنگی به شکلهای مختلف فعال هستند. این جامعه هم خشم انباشتهشده در خود دارد و هم امید به دگرگونی.
* چرا شما با یک مداخله نظامی خارجی مخالفت کردهاید؟
ما موضعی اصولی داریم که همیشه بر آن تأکید کردهایم: تغییر در ایران فقط توسط مردم و مقاومت سازمانیافته امکانپذیر است. نیازی به حضور نیروهای خارجی در خاک ایران نیست. مردم ایران باید خود سرنوشتشان را تعیین کنند.
* اما با این حال اکنون نیز فرصتی برای مقاومت و یک تحول دموکراتیک میبینید؟
«فرصت تغییر» از درون وضعیت انفجاری جامعه، تضعیف رژیم، آمادگی مردم و همچنین گسترش و انسجام مقاومت برمیخیزد. قیام دیماه نتیجه این عوامل اساسی بود. در آن، واحدهای مقاومت سازمان مجاهدین خلق نقش تعیینکنندهای داشتند. همچنین در روزهای اخیر آنها مراکز سرکوب متعددی را در شهرهای مختلف هدف قرار دادهاند. یکی از مهمترین عملیات آنها درگیری ۲۵۰ نیروی مجاهدین خلق ایران با نیروهای امنیتی در مقر بهشدت حفاظتشده خامنهای و مراکز رهبری رژیم در محله پاستور تهران بود. جنگ واقعی، جنگ میان مردم ایران و رژیم ملاهاست.
* شما از “پرسنل میهندوست ارتش” میخواهید از رژیم فاصله بگیرند و از سپاه پاسداران میخواهید سلاحهای خود را زمین بگذارند. این خواست تا چه اندازه واقعبینانه است، وقتی بسیاری از این افراد از خشم – کاملاً قابل درک – مردم ایران بیم داشته باشند؟
ما میان مردم، بدنه نیروهای مسلح و رهبران جنایتکار رژیم تفاوت قائل هستیم. من از نیروهای میهندوست ارتش میخواهم در کنار مردم بایستند. همچنین از اعضای سپاه پاسداران و دیگر نیروهایی که از رژیم محافظت میکنند را فراخواندهام سلاحهای خود را زمین بگذارند و تسلیم مردم شوند. این یک فراخوان سیاسی و ملی برای جلوگیری از خونریزی بیشتر است. شورای ملی مقاومت ایران و دولت موقت آن به دنبال انتقام نیستند. ما صراحتاً اعلام کردهایم که تنها کسانی که دستشان به خون آلوده است باید در برابر عدالت پاسخگو باشند. آنها همه حقوق خود، بهویژه حق دفاع، را خواهند داشت و این روندها با حضور ناظران بینالمللی انجام خواهد شد. شما میدانید که برنامه ما لغو مجازات اعدام را پیشبینی میکند. این ابتکاری است که هیچ جنبش دیگری در مرحله مقاومت اتخاذ نکرده است.
* شما این دولت موقت را اعلام کردهاید. از نظر شما مشروعیت چنین اقدامی از کجا میآید؟
از نظر ما، مشروعیت بر رأی مردم استوار است. اما در شرایطی که امکان سنجش افکار عمومی از طریق انتخابات آزاد و عادلانه وجود ندارد و یک دیکتاتوری خونین حاکم است، تنها معیار مشروعیت، مقاومت است. بنابراین مشروعیت این اقدام از مبارزه طولانی و پیوسته این جنبش علیه این رژیم ناشی میشود. این مشروعیت بر بیش از صد هزار عضو و حامی این مقاومت استوار است که جان خود را برای آزادی ایران فدا کردهاند.
* شما تأکید میکنید که شورای ملی مقاومت و «دولت موقت» به دنبال قدرت نیستند. آقای رضا پهلوی نیز همین را میگوید. اما شورای ملی مقاومت نسبت به این ادعای آقای پهلوی تردیدهای اساسی دارد.
اعتماد برایند بهایی است که هر جریان سیاسی در مبارزه با رژیم میپردازد. شورای ملی مقاومت ایران و سازمانها و شخصیتهای تشکیلدهنده آن بهای سنگینی برای سرنگونی رژیم پرداختهاند، از جمله صد هزار کشته و صدها هزار زندانی سیاسی. پسر یک دیکتاتور که توسط مردم ایران برای همیشه سرنگون شده است، به کسی اعتبار نمیدهد. چگونه مردم میتوانند به کسی اعتماد کنند که نهتنها حاضر نیست نظام تکحزبی و جنایات پدرش را محکوم کند یا دستکم از آنها فاصله بگیرد، بلکه حتی به کارنامه او افتخار میکند؟

* اما چرا مردم ایران باید بیایند و بیشتر به ابتکار شما اعتماد کنند؟
در شرایط سیاسی کنونی ایران، معیار اعتماد صرفاً یک ادعا نیست؛ بلکه ساختار، برنامه، تعهدات مکتوب، پاسخگویی و عملکرد واقعی اهمیت دارد. “شورای ملی مقاومت” برنامهای روشن برای دوره انتقال ارائه کرده است: تشکیل دولت موقت، برگزاری انتخابات در حداکثر شش ماه برای یک مجلس مؤسسان، و سپس انتقال قدرت به نمایندگان منتخب مردم.
* چرا فکر میکنید “شورای ملی مقاومت” در ایران نسبت به پهلوی از حمایت بیشتری برخوردار است و پشتوانه لازم را دارد؟
نخست باید تأکید کنم که در دوران دیکتاتوری، زمانی که امکان فراخواندن مردم به پای صندوق رأی وجود ندارد، معیارهای معمول دموکراتیک برای سنجش محبوبیت یک جریان سیاسی وجود ندارد. هرکس در چنین شرایطی چنین ادعایی کند، به شارلاتانیسم سیاسی دست زده است. به فهرست اعدامشدگان این رژیم در بیش از چهار دهه گذشته نگاه کنید. در کشتار ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۱۹۸۸، بیش از ۹۰درصد آنها عضو سازمان مجاهدین خلق بودند که نیروی اصلی شورای ملی مقاومت است. به زندانهای ایران امروز نگاه کنید: در حال حاضر ۱۸ عضو مجاهدین خلق در صف اعدام هستند و بسیاری دیگر در زندان به سر میبرند و شکنجه میشوند. واحدهای مقاومت مجاهدین خلق در سال گذشته ۳۰۰۰ عملیات ضدسرکوب انجام دادهاند.
* با این حال، ما ویدئوهایی از افرادی میبینیم که شعار “جاوید شاه” سر میدهند.
در شرایط کنونی، ما شاهد یک صحنهسازی سیاسی و رسانهای برای معرفی آلترناتیوهای مصنوعی هستیم – چیزی که رژیم ایران بیشترین سود را از آن میبرد. جدا از این، شواهد و نشانههای بسیاری وجود دارد، از جمله بررسیهای فنی (که شورای ملی مقاومت در صورت درخواست بهعنوان نمونه لینک آن را ارائه کرده است؛ توضیح سردبیر)، که نشان میدهد بسیاری از تصاویر و ویدئوهایی که شما اشاره میکنید جعلی و دوبلهشده هستند. همچنین شواهد غیرقابل انکاری وجود دارد که رژیم ایران برای ایجاد شکاف در میان مردم چنین صحنهسازیهایی انجام داده و دقیقاً همین روایت را ترویج کرده است.
* برخی منتقدان با دیده تردید به شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق نگاه میکنند – تا حدی به دلایل تاریخی و تا حدی بهخاطر ساختارهای بسیار سختگیرانه و سلسلهمراتبی درون این سازمان. پاسخ شما به این انتقاد چیست؟
مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران نهتنها قربانی اصلی سرکوب فیزیکی رژیم ایران بودهاند، بلکه در طول چهار دهه گذشته هدف تبلیغات دروغین و شیطانسازی سیستماتیک و دولتی نیز قرار گرفتهاند. بسیاری از اعضای ما حتی خارج از ایران، از جمله در اروپا، به قتل رسیدهاند. در چنین مبارزهای، انضباط یک ضرورت است. اگر در شورای ملی مقاومت ساختارهای دموکراتیک وجود نداشت، غیرممکن بود که جریانهای مختلف سیاسی درون این شورا بتوانند ۴۴ سال در کنار هم مبارزه کنند.
معیار قضاوت نباید تبلیغات رژیم یا قضاوتهای کلی باشد، بلکه باید عملکرد واقعی شورای ملی مقاومت و اعضای آن باشد. اعضای جنبش مقاومت ایران همگی داوطلبانی هستند که آگاهانه تصمیم گرفتهاند در مبارزه با رژیم ملاها از بسیاری از رفاهها، امتیازات و مزایای یک زندگی عادی – حتی در کشورهای غربی – صرفنظر کنند. مقاومت برای آزادی نتیجه چنین انتخاب آگاهانهای است. هیچ داوطلب آگاهی را نمیتوان با اجبار به مبارزه وادار کرد.
* شما خواهان یک فرایند دموکراتیک برای تشکیل دولت جدید در ایران هستید. این روند چگونه میتواند باشد؟ و چه زمانی میتواند عملاً آغاز شود؟
نقشه راه ما روشن است. اول: استقرار دولت موقت در خاک ایران. دوم: برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه حداکثر ظرف شش ماه برای تشکیل یک مجلس قانونگذاری و مؤسسان. سوم: پایان دولت موقت و انتقال قدرت به نمایندگان منتخب مردم. چهارم: تدوین قانون اساسی جدید و تعیین جمهوری دموکراتیک آینده. پنجم: تشکیل دولتی که بر اساس قانون اساسی جدید و تحت نظارت نهادهایی که از اراده مردم برخاستهاند، مسئولیت اداره کشور را بر عهده بگیرد. از نظر ما، این روند میتواند بلافاصله آغاز شود، بهمحض آنکه شرایط لازم برای ایجاد یک ساختار انتقالی در داخل ایران فراهم گردد.
* در این روزها برای ایرانیان تا چه اندازه خطرناک است که دست به اعتراض بزنند و احتمالاً علیه رژیم قیام کنند؟
انتظار اینکه مردم در جریان بمبارانهای شدید بهطور گسترده به خیابانها بیایند واقعبینانه نیست. علاوه بر این، رژیم از ترس خشم مردم تدابیر امنیتی در شهرها را تشدید کرده است. این رژیم بارها نشان داده است که در برابر اعتراضات آماده کشتار، سرکوب و قطع کامل راههای ارتباطی است. در عین حال، مردم ایران نشان دادهاند که به چیزی کمتر از سرنگونی رژیم رضایت نخواهند داد.
(مصاحبه: فلوریان نائومان و سیلویا بیلرت)