ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Wed, 04.03.2026, 12:42
تماس عوامل اطلاعاتی ایران با سیا برای مذاکره

مایکل کراولی، جولیان ای. بارنز و رونن برگمن
نیویورک تایمز / ۴ مارس ۲۰۲۶

در عرصه عمومی، رهبران بازمانده ایران با لحنی قاطع از مذاکره با رئیس‌جمهور ترامپ برای پایان دادن به حملات آمریکا و اسرائیل علیه کشورشان خودداری کرده‌اند. اما بنا بر گفته مقام‌هایی که در جریان این تماس قرار گرفته‌اند، تنها یک روز پس از آغاز حملات، عوامل وزارت اطلاعات ایران به‌طور غیرمستقیم از طریق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) برای گفت‌وگو درباره شرایط پایان دادن به درگیری اعلام آمادگی کردند.

به گفته این مقام‌ها، مقام‌های آمریکایی — دست‌کم در کوتاه‌مدت — تردید دارند که نه دولت ترامپ و نه ایران واقعاً آماده یافتن راه خروج از بحران باشند.

با این حال، این پیشنهاد که از طریق دستگاه اطلاعاتی یک کشور ثالث مطرح شده، پرسش‌های مهمی را درباره این موضوع مطرح می‌کند که آیا اصلاً مقام‌های ایرانی توانایی اجرای توافق آتش‌بس را دارند یا خیر؛ آن هم در شرایطی که دولت تهران در وضعیت آشفتگی قرار دارد و رهبرانش به‌طور سیستماتیک در حملات اسرائیل هدف قرار گرفته و حذف می‌شوند.

این پیشنهاد به شرط ناشناس ماندن از سوی مقام‌های خاورمیانه‌ای و مقام‌هایی از یک کشور غربی برای روزنامه نیویورک‌تایمز تشریح شده است.

مقام‌های کاخ سفید و ایران به درخواست‌ها برای اظهار نظر پاسخی ندادند. سازمان سیا نیز از اظهارنظر خودداری کرد.

مقام‌های اسرائیلی که خواهان یک کارزار چند هفته‌ای برای وارد آوردن حداکثر آسیب به توانمندی‌های نظامی ایران — و شاید حتی فروپاشی دولت این کشور — هستند، از ایالات متحده خواسته‌اند این پیشنهاد را نادیده بگیرد. در حال حاضر در واشنگتن این پیشنهاد جدی تلقی نمی‌شود.

و در حالی که ترامپ طی روزهای گذشته اعلام کرده بود آماده گفت‌وگو درباره یک توافق با ایران است، صبح سه‌شنبه در شبکه‌های اجتماعی نوشت که اکنون برای مذاکرات «خیلی دیر شده است».

او بعدتر در گفت‌وگو با خبرنگاران اظهار تأسف کرد که مقام‌های ایرانی‌ای که آمریکا آن‌ها را می‌شناخت و به‌عنوان رهبران بالقوه در نظر داشت، کشته شده‌اند.

ترامپ گفت: «بیشتر کسانی که مد نظر داشتیم، مرده‌اند. به‌زودی دیگر هیچ‌کس را نخواهیم شناخت.»

این تماس محرمانه ایران، و هرج‌ومرج در سطوح رهبری این کشور در حالی که حملات ادامه دارد، مسئله اصلی پیش روی ترامپ را برجسته می‌کند: اینکه چه نوع دولتی در ایران را می‌خواهد شکل دهد یا دست‌کم با آن کنار بیاید. به نظر می‌رسد او دیگر سناریوی اولیه خود مبنی بر خیزش مردمی و ظهور مجموعه‌ای جدید از رهبران را تبلیغ نمی‌کند و در عوض، بهترین نتیجه را در ظهور چهره‌هایی عمل‌گرا در رأس ساختار سیاسی موجود می‌بیند.

حداقل انتظار مقام‌های ترامپ این خواهد بود که هرگونه توافق برای توقف بمباران شامل تعهد تهران به کنار گذاشتن یا به‌شدت محدود کردن برنامه‌های موشک‌های بالستیک و هسته‌ای خود و همچنین قطع حمایت از گروه‌های نیابتی خارجی مانند حزب‌الله باشد. در مقابل، ترامپ تلویحاً گفته است که به رهبران بازمانده ایران اجازه خواهد داد قدرت اقتصادی و سیاسی خود را حفظ کنند.

ترامپ روز سه‌شنبه بار دیگر اشاره کرد که الگوی مدنظر او، ونزوئلا پس از بازداشت رهبر این کشور، نیکلاس مادورو، توسط آمریکا در ماه ژانویه است. او تحت تهدید به استفاده از نیروی بیشتر، جانشین مادورو را وادار کرده است که کنترل صادرات نفت ونزوئلا را به ایالات متحده واگذار کند، بی‌آنکه مطالبات گسترده‌ای برای اصلاحات سیاسی مطرح شود.

ترامپ در گفت‌وگویی که یکشنبه با نیویورک‌تایمز داشت گفت: «کاری که در ونزوئلا انجام دادیم، به نظرم سناریوی ایده‌آل است. می‌شود رهبران را انتخاب کرد.»

اما این چشم‌انداز ممکن است سرابی بیش نباشد.

نخست آنکه روشن نیست ایران واقعاً آماده توافق باشد، با وجود تماس اخیر دستگاه اطلاعاتی‌اش. برخی رهبران ایرانی ممکن است بر این باور باشند که می‌توانند آن‌قدر هزینه‌های فیزیکی، اقتصادی و سیاسی بر آمریکا و اسرائیل تحمیل کنند که آن‌ها را به پایان دادن به حملات وادار سازند. ترامپ هم‌اکنون با فشار سیاسی فزاینده‌ای از سوی متحدان جمهوری‌خواه خود که از این عملیات ناراضی‌اند روبه‌رو است.

به گفته استیون اِی. کوک، کارشناس خاورمیانه در شورای روابط خارجی، اظهارات متغیر ترامپ درباره رهبری ایران ممکن است بازتاب تنش با اسرائیل بر سر اهداف جنگ باشد.

کوک روز دوشنبه در نشستی خبری گفت اسرائیل نمی‌خواهد ترامپ یک «راه‌حل شبیه ونزوئلا» برای تغییر در ایران مهندسی کند؛ احتمالا حتی با حضور یکی از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. این نیروی نخبه نظامی بخش بزرگی از اقتصاد ایران را در کنترل دارد. برخی تحلیلگران و مقام‌های آمریکایی معتقدند در میان صفوف آن، چهره‌هایی عمل‌گرا وجود دارند که کمتر به اصول بنیادگرایانه نظام پایبندند و بیشتر در پی حفظ قدرت و ثروت خود هستند.

روز سه‌شنبه، اسرائیل مجموعه‌ای را هدف قرار داد که در آن روحانیون ارشد ایرانی برای انتخاب جانشین رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای — که شنبه در حمله هوایی کشته شد — گرد هم آمده بودند.

پیش از آغاز حملات به ایران، سازمان سیا ارزیابی اطلاعاتی‌ای تهیه کرده بود که سناریوهای مختلف درباره نوع رهبری‌ای را که ممکن است پس از حمله آمریکا و اسرائیل در ایران ظهور کند بررسی می‌کرد. افرادی که در جریان این سناریوها قرار گرفته‌اند می‌گویند هیچ‌یک از آن‌ها از درجه اطمینان بالایی برخوردار نبود؛ متغیرهای ناشناخته بیش از آن بود که بتوان پیش‌بینی دقیقی از روند تحولات ارائه داد.


اما سیاست‌گذارانی که ارزیابی‌های اطلاعاتی را مرور کرده‌اند، به جمع‌بندی‌های خود درباره محتمل‌ترین سناریوها رسیده‌اند. برخی از آنان ایده اینکه اپوزیسیون ایران بتواند راهی برای به دست گرفتن قدرت پیدا کند را بعید دانسته‌اند. تمرکز بیشتر آنان بر این احتمال بوده است که گروهی از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به بانفوذترین صدای درون دولت تبدیل شوند.

اکنون پرسش پیش روی دولت ترامپ این است که آیا اصلاً هیچ‌یک از آن مقام‌ها از حملات پیاپی به ساختار حاکمیت جان سالم به در خواهند برد یا نه.

ترامپ درباره اهداف جنگی خود چندین اظهارنظر متناقض داشته است، بنابراین این احتمال وجود دارد که پس از رد مذاکرات، بار دیگر موضع خود را تغییر دهد.

اما حتی اگر او جست‌وجوی خود برای یافتن یک رهبر ایرانی را از سر بگیرد، با تضعیف بیشتر دولت، یافتن فردی با نفوذ کافی برای وادار کردن کشور به پایبندی به توافقی با ایالات متحده دشوارتر خواهد شد.

بسیاری از تحلیلگران هشدار می‌دهند که دولت ایران ممکن است به‌زودی کنترل مناطق دورافتاده‌ای را که در آن‌ها اقلیت‌های قومی مانند کردها دست بالا را دارند از دست بدهد، یا حتی به‌طور کامل فروبپاشد؛ وضعیتی که می‌تواند به هرج‌ومرج و خشونتی شبیه جنگ‌های داخلی سوریه و لیبی بینجامد.

ایرانیان نیز ممکن است دولت تضعیف‌شده خود را سرنگون کنند. کارشناسان می‌گویند این نظام به‌شدت نامحبوب است و تنها از طریق سرکوب خشن خیزش‌های مردمی توانسته قدرت را حفظ کند. سخنان ترامپ درباره تغییر رژیم پس از سرکوب شدید اعتراضات در ماه ژانویه مطرح شد.

ترامپ در ویدئویی که بامداد شنبه برای اعلام آغاز حمله منتشر کرد، ایرانیان را به قیام تشویق کرد و گفت «ساعت آزادی شما فرا رسیده است» و هنگامی که حمله پایان یابد، «دولت‌تان را در دست بگیرید؛ مال شماست که آن را تصاحب کنید.»

از آن زمان، ترامپ لحنی منفعلانه‌تر در پیش گرفته است. او به تایمز گفت: «آن‌ها این فرصت را خواهند داشت، اما صادقانه بگویم این به خودشان بستگی دارد. باید خودشان این تصمیم را بگیرند.»

با این حال، تحلیلگران هشدار می‌دهند هیچ تضمینی وجود ندارد که ترامپ از نتیجه یک انقلاب مردمی استقبال کند.

رزْمِری کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه در مؤسسه «اولویت‌های دفاعی» که به‌طور کلی با مداخلات خارجی آمریکا مخالف است، گفت: «احتمال کمی وجود دارد که دولت جانشین، یک دموکراسی لیبرالِ دوست آمریکا باشد — آن هم در حالی که در جنگی با ایالات متحده شکل گرفته است.»

ترامپ روز سه‌شنبه این خطر را پذیرفت.

او گفت: «بدترین سناریو این است که ما این کار را انجام دهیم و بعد کسی روی کار بیاید که به اندازه فرد قبلی بد باشد، درست است؟ ما دوست داریم کسی آنجا باشد که اوضاع را برای مردم بهتر کند.»

در پاسخ به پرسشی درباره احتمال بازگرداندن رضا پهلوی، پسر ارشد شاه سابق ایران که در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد، ترامپ چندان مشتاق به نظر نرسید. او گفت رضا پهلوی «به نظر آدم بسیار خوبی می‌آید»، اما اشاره کرد که ترجیح می‌دهد «کسی که همین حالا آنجاست و محبوب است — اگر چنین فردی وجود داشته باشد» روی کار بیاید.

رضا پهلوی از دهه ۱۹۷۰ در ایران زندگی نکرده است.

برخی ایرانیان در اعتراضات اخیر نام او را شعار دادند، اما مشخص نیست میزان حمایت مردمی از او تا چه حد گسترده باشد.

با این حال، رضا پهلوی یادآور دوره‌ای از روابط نزدیک‌تر میان آمریکا و ایران است. پدر او، محمدرضا پهلوی، در کودتای دهه ۱۹۵۰ که با حمایت آمریکا انجام شد و سلطنت او را برای چندین دهه تثبیت کرد، از پشتیبانی واشنگتن برخوردار بود. او نفت به آمریکا می‌فروخت و از آن کشور سلاح می‌خرید، در کاخ سفید در دوران نیکسون و کارتر مورد تجلیل قرار گرفت و روابط خوبی با اسرائیل داشت.

انقلابیون اسلامی که او را سرنگون کردند، به رهبری آیت‌الله روح‌الله خمینی بودند؛ کسی که حکومتی دینی با دشمنی شدید نسبت به آمریکا و اسرائیل برپا کرد و خود را متعهد به گسترش قرائت بنیادگرایانه خود از اسلام شیعی در سراسر خاورمیانه می‌دانست.

ترامپ و مشاوران ارشدش می‌گویند با رهبران کنونی ایران، با توجه به رادیکالیسم مذهبی و نفرت علنی‌شان از غرب، امکان «معامله» وجود ندارد. آن‌ها استدلال می‌کنند که امتناع ایران از پذیرش خواسته‌های ترامپ در مذاکرات هسته‌ای ماه گذشته — در شرایطی که عملاً تحت تهدید نظامی انجام می‌شد — نشان‌دهنده تعصب ایدئولوژیک رهبران این کشور است.

ترامپ روز دوشنبه رهبران ایران را «دیوانه‌های رادیکال» خواند و افزود: «آن‌ها آدم‌های مریضی هستند. از نظر روانی بیمارند. آدم‌های مریض. عصبانی‌اند. دیوانه‌اند. مریض‌اند.»

اگر دولت ایران دوام بیاورد، پرسش این خواهد بود که آیا ترامپ می‌تواند — به تعبیر خودش در روز سه‌شنبه — یک «میانجی معتدل‌تر» پیدا کند یا نه. چنین فردی باید آن‌قدر در ساختار فعلی حکومت جایگاه داشته باشد که بتواند اعمال اقتدار کند، اما آن‌قدر در ایدئولوژی انقلابی آن سرمایه‌گذاری نکرده باشد.

رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا در گذشته با چهره‌های نسبتاً میانه‌رو درون نظام سیاسی ایران که به نظر می‌رسید به بهبود روابط با غرب تمایل دارند، مذاکره کرده‌اند. باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ با یک رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب ایرانی توافقی امضا کرد که برنامه هسته‌ای این کشور را محدود می‌کرد و در مقابل، تحریم‌های اقتصادی کاهش می‌یافت. (ترامپ در سال ۲۰۱۸ از این توافق خارج شد.)

برخی مقام‌های دولت اوباما امیدوار بودند این توافق بتواند میانه‌روها را تقویت کرده و به‌تدریج ایران را به سوی گشایش به غرب سوق دهد. اما منتقدان — از جمله نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو — یادآور می‌شدند که نظام سیاسی ایران تحت کنترل روحانیون است و استدلال می‌کردند که تصور وجود یک «میانه‌رو» در آن ساختار، توهمی بیش نیست.

رابرت گیتس، وزیر دفاع وقت آمریکا، در سال ۲۰۰۸ با لحنی طنزآمیز گفت: «من سی سال است که در جست‌وجوی آن میانه‌روی دست‌نیافتنی ایرانی مشارکت داشته‌ام.»