فرناز فصیحی / نیویورک تایمز / ۳ مارس ۲۰۲۶
تصاویر از آرش خاموشی
ردیفهایی از ساختمانهای مسکونی در آستانه فرو ریختن. بلوک پشتِ بلوک، پوشیده از فلزات مچالهشده، خردههای شیشه و تکههای کاغذ. اتاقی در یک بیمارستان با پنجرههایی که بر اثر انفجار فرو ریخته و تختی که زیر آجر و آوار مدفون شده است.
اینها صحنههایی بود که روز دوشنبه در تهران دیده میشد؛ همزمان با آنکه ایالات متحده و اسرائیل حملات خود علیه ایران را ادامه میدادند؛ تصاویری که ساکنان شهر توصیف کردند و ویدئوها و عکسها ثبت کردهاند. و پس از سه روز بمباران، به گفته ساکنان پایتخت، به نظر میرسید شدت حملات نهتنها کاهش نیافته، بلکه رو به افزایش است.
اواخر روز، ارتش اسرائیل دستور فوری تخلیه برای ساکنان محدوده زندان بدنام اوین صادر کرد؛ زندانی که محل نگهداری مخالفان و زندانیان سیاسی است. در این هشدار آمده بود: «حضور شما در این منطقه جانتان را به خطر میاندازد.»
اندکی بعد، ساکنان تهران از انفجارهای مهیبی خبر دادند که شهر را به لرزه درآورد.
بر اساس گزارش رسانههای رسمی و گفتههای شهروندان، حملات هوایی دفاتر صداوسیمای دولتی در خیابان ولیعصر، در نزدیکی ساختمان تاریخی مجلس سابق در مرکز شهر، و همچنین دیگر نقاط پایتخت را هدف قرار داد. در یکی از شبکههای اجتماعی، صدای ساکنان تهران که بهصورت زنده در یک گفتوگوی عمومی آنلاین صحبت میکردند، با صدای جتهای جنگنده، انفجارها و فریادها قطع شد.
«امشب حملات حتی گستردهتر است»، کامران، یکی از ساکنان تهران، در پیامکی به خبرنگار نیویورکتایمز نوشت. «احساس میشود بمبهای سنگرشکن باشد یا چیزی شبیه آن—انفجار پشت انفجار.» او مانند دیگر ایرانیانی که با خبرنگار گفتوگو کردند، به دلیل نگرانیهای امنیتی خواست نام کاملش منتشر نشود.
پایتخت ایران به انرژی پرجنبوجوش، فرهنگ پررونق کافهنشینی و ترافیکهای بیپایانش شناخته میشود. اما روز دوشنبه، به گفته شش تن از ساکنان تهران و یک عکاس که در شهر گشتوگذار کرده بود، شهر در سکوت فرو رفته بود. فروشگاههای مواد غذایی بسته بودند، داروخانهها تعطیل شده بودند و بیشتر مغازهها کرکرههایشان را پایین کشیده بودند. جادهها و بزرگراهها تقریباً خالی بود.
بسیاری از تهرانیها شهر را ترک کرده و به کوهستانها یا به مناطق شمالی کشور در امتداد ساحل دریای خزر پناه برده بودند. اما برخی نتوانستند خارج شوند — یا جایی برای رفتن نداشتند.
ساکنان در گفتوگوها و شبکههای اجتماعی از صحنههای هرجومرج و وحشت سخن گفتند؛ از خانوادههایی که وسایلشان را با عجله جمع میکردند، در کیسههای پلاستیکی میریختند و از محلههای بمبارانشده میگریختند.
اما به کجا؟
به گفته برخی، خطر از هر سو در کمین بود. و در حالی که خیابانهای پایتخت بهطرزی وهمآلود از خودروها خالی بود، جادههای خروجی شهر با ترافیک سنگین قفل شده بود. شاهدان گفتند نیروهای امنیتی و مأموران اطلاعاتی در سراسر تهران در ایستهای بازرسی مستقر شده و خودروها و رهگذران را متوقف و بازرسی میکنند.
یاسمن، عکاس ۴۰ ساله، در گفتوگوی تلفنی گفت: «حملات دیشب و امروز صبح خیلی به ما نزدیک بود. چهار شب است نخوابیدهام.»
تعداد کشتهشدگان در پایتخت هنوز روشن نیست، اما جمعیت هلالاحمر ایران روز دوشنبه اعلام کرد که در سراسر کشور دستکم ۵۵۵ نفر جان باختهاند. در میان آنان، دستکم ۱۷۵ نفر—که بسیاریشان کودک بودند—در پی اصابت موشک به مدرسهشان در جنوب ایران کشته شدند.

بیمارستان گاندی در تهران
تهران، همچون بسیاری از شهرها، کلانشهری گسترده با بیش از ۱۰ میلیون نفر جمعیت است؛ شهری متراکم که در آن مناطق تجاری، دولتی و نظامی از مناطق مسکونی جدا نشدهاند. این امر، در حالی که ایالات متحده و اسرائیل فهرست اهداف خود را از تأسیسات موشکی و هستهای به ساختمانهای دولتی، دفاتر پخش دولتی و مراکز امنیتی و پلیس گسترش میدهند، غیرنظامیان را بهطور ویژه آسیبپذیر میکند.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، روز دوشنبه گفت: «ضربات سختتر از سوی ارتش ایالات متحده هنوز در راه است.»
در همین حال، ستونهای عظیم دود که شب و روز از نقاط مختلف شهر به آسمان برمیخیزد، به بخشی از چشمانداز تهران تبدیل شده است.
نسیم، یکی از ساکنان پایتخت، در گفتوگوی تلفنی گفت: «تهران شهری است که همهچیز در هم تنیده است. در یک بلوک ممکن است مدرسه، کلانتری و بیمارستان باشد و دور تا دورش ساختمانهای مسکونی.»
مینا، مهندس ۶۱ ساله، گفت شامگاه یکشنبه در حال تماشای تلویزیون در نشیمن خانهاش در خیابان جردن در شمال تهران بود که ساختمان اداریای در سه خانه آنطرفتر هدف قرار گرفت. شدت انفجار، پنجرهها و درهای خانه او و نیز شیشههای همه ساختمانها و خانههای آن بلوک را درهم شکست.
مینا گفت هیچ تصوری ندارد چرا آن ساختمان هدف قرار گرفته است.
او در پیامی صوتی گفت: «حملات خیلی نزدیک است، صداها مهیب است، دعا کنید شب را سالم بگذرانیم.»
نسیم نیز شامگاه یکشنبه شاهد انفجاری عظیم بود، آن هم در حالی که کنار پنجره ایستاده بود. به گفته او، انفجار که با گوی عظیم سرخرنگی از آتش و دود همراه بود، ساختمانش را لرزاند و دیوار نشیمن خانهاش را ترک انداخت.
او گفت: «فکر کردم آپارتمانمان فرو میریزد. وحشتناک بود.»

ساختمان مرکزی ناجا در تهران
آن حمله برج مخابراتی یکی از شبکههای تلویزیونی دولتی را هدف قرار داد که در آن سوی خیابان بیمارستان گاندی قرار دارد. این بیمارستان خصوصی که بهخاطر خدمات درمان ناباروری شناخته میشود، بهشدت آسیب دید و ناچار شد بیماران، از جمله نوزادان در دستگاههای انکوباتور، را تخلیه کند؛ موضوعی که وزارت بهداشت ایران و مسئولان بیمارستان اعلام کردند.
محمدحسن بنیاسد، رئیس بیمارستان، در گفتوگویی که در رسانههای ایرانی منتشر شد، گفت: «ما نوزادان تازهمتولدشده داریم. هشت بیمار در بخش مراقبتهای ویژه داشتیم، دو نفرشان در وضعیت بحرانی بودند. زنانی که در حال زایمان بودند. جنینهایی در بخش درمان ناباروری.»
این جنگ در بستری از جامعهای در حال وقوع است که پیشتر نیز از سرکوب خشن معترضان ضدحکومتی در ژانویه، که به گفته گروههای حقوق بشری دستکم ۷ هزار کشته برجای گذاشت، بهشدت آسیب دیده و دچار تروما شده است.
آن اعتراضات در پی وضعیت وخیم اقتصاد ایران شکل گرفت؛ اقتصادی که به دلیل تحریمهای آمریکا، فساد و سوءمدیریت بهشدت آسیب دیده است. بر اساس گزارش رسانههای دولتی ایران، نرخ تورم حدود ۶۰ درصد است.
اکنون تهدید تازهای بر فراز کشور سایه افکنده است.
احسان، دانشمند ۳۶ ساله، گفت: «مردم عادی آسیب میبینند. حتی اگر کشته یا زخمی نشوند، وقتی خانه یا کسبوکارت را از دست بدهی، در این شرایط اقتصادی بازسازی زندگی بسیار سخت است.»
یکی از کهنترین بناهای تهران، کاخ گلستان، نیز آسیب قابل توجهی دید؛ از جمله تالار آیینه مشهور آن و باغ متقارن ایرانیاش. این کاخ که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده و قدمتش به سال ۱۴۰۴ میلادی بازمیگردد، جنگها، تهاجمها، کودتاها و انقلابها را از سر گذرانده بود. اما بر اساس گزارش رسانههای ایرانی، در پی حمله به یک کلانتری در نزدیکی آن آسیب دید.
امید معماریان، کارشناس ایران در اندیشکده «دموکراسی برای جهان عرب اکنون» (DAWN) مستقر در واشینگتن، گفت: «اگر بمبارانهای ادامهدار به بناهای تاریخی، اماکن فرهنگی و ساختمانهای مسکونی آسیب بزند، این جنگ در نگاه ایرانیان نه فقط حملهای به مراکز نظامی و هستهای، بلکه حملهای به تمدن و مردم ایران، تاریخ، هویت و حافظه فرهنگی آن تلقی خواهد شد.»