تحلیلی از: برت اچ. مکگورک / سیانان / دوم مارس ۲۰۲۶
در جریان بحرانی مانند آنچه اکنون در خاورمیانه در حال وقوع است، رئیسجمهور یک «ارزیابی کلی» دریافت میکند که بر پایه اطلاعات منابع اطلاعاتی و نظامی تهیه شده است. این ارزیابی ممکن است موازنه نیروها، پویاییهای رهبری و محاسبات راهبردی را بررسی کند — بدون آنکه توصیهای سیاستی ارائه دهد. هدف آن، ایجاد شفافیت است: تعیین یک خط مبنا که تصمیمگیریها بر اساس آن انجام شود.
ما به جریان گزارشهایی که به «اتاق وضعیت» کاخ سفید ارسال میشود دسترسی نداریم. اما آنچه بهطور علنی قابل مشاهده است، برای تدوین یک ارزیابی پایهای منضبط کافی است.
در اینجا ده موضوعی که بیشترین اهمیت را دارند — و آنچه باید در ادامه زیر نظر داشت — آمده است.
۱. برتری هوایی بر فراز ایران
در ساعات اولیه بامداد شنبه، گزارشها حاکی است که نیروهای نظامی آمریکا آنچه از سامانههای پدافند هوایی ایران باقی مانده بود را نابود کردند. البته چیز زیادی باقی نمانده بود، زیرا بخش عمده سامانههای روسی تأمینشده برای ایران طی حملات سال گذشته اسرائیل منهدم شده بود.
اکنون به نظر میرسد آمریکا و اسرائیل برتری هوایی بر فراز ایران دارند. این بدان معناست که هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی میتوانند با ریسک قابل مدیریت، هر زمان که بخواهند در حریم هوایی ایران پرواز کنند — هم در طول این درگیری و هم پس از آن.
۲. آشفتگی در رهبری ایران
دونالد ترامپ گزارش داده است که در ساعات اولیه کارزار هوایی، ۴۸ تن از رهبران ارشد ایران کشته شدهاند، از جمله رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای. چنین رویدادی معادل آن خواهد بود که رئیسجمهور آمریکا، رئیس ستاد مشترک ارتش و چندین عضو کابینه در یک لحظه کشته شوند.
برای کشوری مانند ایران که از زمان جنگ داخلی سال ۱۹۷۹ تنها یک انتقال رهبری را تجربه کرده، این وضعیت احتمالاً موجب آشفتگی عمیق و عدم قطعیت در سراسر زنجیره فرماندهی خواهد شد. وزیر امور خارجه ایران روز یکشنبه در مصاحبهای اذعان کرد که یگانهای نظامی احتمالاً بهطور مستقل و بدون ارتباط با سطوح بالای فرماندهی عمل میکنند.
این اعتراف نشان میدهد که حتی مقامهای ایرانی نیز ممکن است درباره اینکه چه کسی مسئولیت را بر عهده دارد، مطمئن نباشند.
۳. ابهام در جانشینی
حکومت ایران تلاش کرده است به هواداران خود اطمینان دهد که روند جانشینی برای جایگزینی خامنهای طبق سازوکار پیشبینیشده در قانون اساسی در حال انجام است. بر اساس این سازوکار، شورایی موقت متشکل از رئیسجمهور، رئیس قوه قضائیه و یک روحانی که باید تعیین شود، تصمیمگیریها را بر عهده میگیرد. با این حال، هیچیک بهصورت علنی دیده نشدهاند و هواپیماهای اسرائیلی و آمریکایی همچنان رهبران ایران را هدف قرار میدهند. روز شنبه گزارش شد حملهای در نزدیکی محل اقامت رئیسجمهور پیشین ایران، محمود احمدینژاد، صورت گرفته است.
همچنین جانشین روشنی برای خامنهای وجود ندارد. یکی از نامزدهای اصلی، رئیسجمهور پیشین دیگر، ابراهیم رئیسی، دو سال پیش در سانحه سقوط بالگرد جان باخت. گزینه دیگر، مجتبی خامنهای، فرزند رهبر جمهوری اسلامی است که با وجود ارتباطات قوی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با موانع متعددی روبهرو خواهد بود. در غیاب معرفی رسمی جانشین، بنیانهای جمهوری اسلامی ایران ممکن است در هفتههای آینده بیش از پیش فرسوده شود.
۴. محاسبات موشکی
ایران در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل، با شلیک موشک به سوی اسرائیل، تأسیسات آمریکایی در منطقه و اهداف غیرنظامی در سراسر خلیج فارس پاسخ داده است. اولویت اصلی فرماندهان نظامی آمریکا و اسرائیل در این روزهای نخست، تضعیف توان موشکی ایران — بهویژه پرتابگرهای آن — است. تعداد پرتابگرها تعیین میکند ایران در هر نوبت چه تعداد موشک میتواند شلیک کند.
این کار دشوار خواهد بود. ایران تعداد محدودی موشک دوربرد برای هدف قرار دادن اسرائیل در اختیار دارد، اما ذخایر بزرگتری از موشکهای کوتاهبرد و میانبرد برای اهداف نزدیکتر — مانند عراق یا کشورهای حوزه خلیج فارس — در اختیار دارد. این موشکها احتمالاً پیش از استفاده پراکنده و مخفی شدهاند.
در روزهای آینده باید دید آیا ایران میتواند باران موشکی ساعات اولیه را حفظ کند یا اینکه حملات نظامی به داخل ایران، اثر تضعیفکننده مورد نظر را خواهد داشت.
۵. کشورهای خلیج فارس: خروج از حاشیه
شگفتانگیزترین تحول در این ساعات اولیه، تصمیم ایران برای هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی، هتلها و مناطق مسکونی در کشورهای خلیج فارس — از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عمان — بوده است. فرماندهی مرکزی آمریکا روز یکشنبه فهرستی از اهداف مورد حمله را منتشر کرد، پس از آنکه ایران مدعی شده بود صرفاً پایگاههای نظامی آمریکا را هدف قرار داده است.
این کشورها تمایل داشتند خارج از این درگیری باقی بمانند، اما حملات ایران اکنون آنها را درگیر میکند. اختلافات سیاسی در برابر تهدید مشترک کنار گذاشته شده است. اکنون بحث درباره نحوه پاسخگویی مطرح است. اگر برخی از کشورهای خلیج فارس به حملات علیه ایران بپیوندند، این تحول مهمی خواهد بود که سالها تلاش ایران برای آشتی با همسایگان عرب خود را معکوس خواهد کرد.
توضیح: بریتانیا، فرانسه و آلمان روز یکشنبه در بیانیهای مشترک اعلام کردند که ممکن است به حملات علیه تأمین موشکها و پهپادهای ایران بپیوندند. این موضوع نشاندهنده احتمال شکلگیری یک ائتلاف علیه ایران است.
تا اواخر یکشنبه، به نظر میرسید ائتلافی گستردهتر در حال شکلگیری است. پس از موضعگیری موسوم به «E3» (سه کشور اروپایی)، پنج کشور حوزه خلیج فارس به همراه اردن نیز به آمریکا پیوستند و با محکوم کردن ایران، «حق دفاع از خود» در برابر حملات ایران را مورد تأکید قرار دادند.
۶. روسیه و چین — فعلاً غایب
ایران همواره از «شراکت راهبردی» خود با روسیه و چین سخن گفته است. تهران موشکها و پهپادهایی برای استفاده روسیه در جنگ اوکراین تأمین کرده و به سامانههای پدافند هوایی روسی متکی بوده است. این سامانهها اکنون نابود شدهاند و روسیه نیز ظرفیتی برای جایگزینی آنها ندارد. چین نیز به نفت ارزان ایران وابسته است (۸۰ درصد نفت ایران به چین میرود) و همچنین به تجارت جهانی از طریق تنگه هرمز اتکا دارد.
با وجود کشته شدن شریکشان، علی خامنهای، مسکو و پکن واکنش چندانی نشان ندادهاند. اواخر یکشنبه، گزارشی از تماس تلفنی وزرای خارجه روسیه و چین منتشر شد که در آن حملات آمریکا و اسرائیل بهصورت لفظی محکوم شده بود، اما فراتر از آن اقدامی صورت نگرفت. بعید است این وضعیت تغییر کند. ایران در حال حاضر تنها ایستاده است.
۷. هنوز پاسخ نامتقارن عمدهای دیده نمیشود
ابزارهای جنگ نامتقارن ایران — شامل عملیات سایبری، نیروهای نیابتی و اخلال در کشتیرانی — تاکنون غیرفعال به نظر میرسند. مقامهای ایرانی از تهدید بستن تنگه هرمز عقبنشینی کردهاند و گزارش شده است که نیروهای آمریکایی نیروی دریایی ایران را هدف قرار میدهند. مهمترین نیروی نیابتی ایران، حزبالله، پیشتر آسیب دیده و تاکنون در مرز شمالی ایران وارد درگیری نشده است. شبهنظامیان در عراق پهپادهایی به سوی فرودگاه اربیل شلیک کردهاند، اما رهبران عراقی تلاش دارند کشورشان را از ورود به این درگیری دور نگه دارند.
با این حال، این حوزهای است که باید زیر نظر داشت؛ زیرا نبود اقدام میتواند نشاندهنده آشفتگی باشد — یا نشانهای از آمادگی برای اقدامی بزرگتر.
۸. شوک انرژی
هرگونه درگیری پایدار که ایران در آن دخیل باشد، قیمت نفت را افزایش میدهد — بهویژه اگر تردد دریایی از طریق تنگه هرمز تهدید شود. این موضوع قطعی است، چه ایران برای بستن تنگه اقدام کند یا نکند. روز یکشنبه، اوپک — سازمان کشورهای تولیدکننده نفت به رهبری عربستان سعودی — توافق کرد تولید خود را بیش از ۲۰۰ هزار بشکه در روز افزایش دهد. با این حال، همزمان با گشایش بازارها در شامگاه یکشنبه، قیمت نفت ۱۰ درصد افزایش یافت.
معاملهگران در روزهای آینده بازارها را بهدقت زیر نظر خواهند داشت. ایران امیدوار خواهد بود افزایش قیمتها فشار داخلی بر دونالد ترامپ را افزایش دهد؛ رئیسجمهوری که هدفش پایین نگه داشتن قیمتها بوده است.
با این حال، بازارهای جهانی نسبت به دهههای گذشته — دوران بحرانهای انرژی خاورمیانه — تغییر کردهاند. ایالات متحده اکنون بزرگترین تولیدکننده نفت جهان است و هرگونه اختلال عمده جهانی ناشی از صادرات خاورمیانه احتمالاً کوتاهمدت خواهد بود.
۹. برتری در تشدید تنش — نه برتری در تعیین نتیجه
از نظر نظامی، ایالات متحده برتری قاطع متعارف دارد: نیروی هوایی، ناوگروههای تهاجمی دریایی، دسترسی اطلاعاتی جهانی و عمق لجستیکی. اگر ایران تصمیم به تشدید قابل توجه تنش بگیرد، آمریکا به همراه اسرائیل گزینهها و اهداف متعددی در سراسر ایران در اختیار دارند. این برتری در گذر زمان میتواند محاسبات ایران را شکل دهد و از صداهای عملگراتر در روند انتقال رهبری حمایت کند.
با این حال، برتری نظامی بهتنهایی نمیتواند نتایج سیاسی را تضمین کند و در این مرحله احتمال دارد رهبران جدید ایران همچنان به ایدئولوژی انقلاب و خصومت با غرب پایبند بمانند.
۱۰. نقطه پایان طبیعی وجود ندارد
جنگها پس از آغاز، شتاب و پویایی خاص خود را پیدا میکنند و متغیرهایی را وارد میکنند که در ابتدا پیشبینی نشدهاند. در ۴۸ ساعت نخست نمیتوان پیشبینی کرد این روند به کجا خواهد انجامید. نگرانی اصلی از منظر واشنگتن — حتی پس از موفقیت چشمگیر نظامی — این است که مسیر خروج روشن یا نقطه پایان طبیعی برای این کارزار وجود ندارد.
حتی در بهترین سناریو، یعنی خیزش داخلی علیه آنچه از حکومت باقی مانده، بقایای رژیم احتمالاً بار دیگر با نیروی مرگبار برای سرکوب اعتراضات اقدام خواهند کرد. پرسش باز این است که آیا ایالات متحده در آن صورت از قدرت هوایی برای جلوگیری از سرکوب دوباره استفاده خواهد کرد یا خیر. اینها پرسشهایی هستند که باید از همین حالا مورد توجه قرار گیرند.
جمعبندی
برتری راهبردی و تاکتیکی میتواند همزمان با عدم قطعیت عمیق درباره مسیر آینده وجود داشته باشد. به احتمال زیاد، این همان ارزیابی کلی است که دونالد ترامپ دریافت میکند.