سارا الدیب / خبرگزاری آسوشیتدپرس / ۲۷ فوریه ۲۰۲۶
هنگامی که در جریان سرکوب ماه گذشته، معترضان زخمیِ ضدحکومتی به یک بیمارستان در ایران سرازیر شدند، پزشکی جوان با شتاب خود را به بخش اورژانس رساند تا به درمان مردی حدوداً چهلساله کمک کند که از فاصله نزدیک از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته بود.
این پزشک به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت زمانی که او و دیگر کارکنان درمانی تلاش میکردند مرد را احیا کنند، گروهی از مأموران امنیتی مسلح با لباس شخصی راه را بر آنان بستند و با فشار دادن برخی از کادر درمان با قنداق تفنگهایشان، مانع نزدیک شدن آنان شدند.
این پزشک که در شهر رشت در شمال کشور فعالیت میکند، گفت: «او را محاصره کردند و اجازه ندادند جلوتر برویم.»
دقایقی بعد، مرد جان باخت. مأموران پیکر او را در کیسه جسد مشکی قرار دادند و سپس آن را همراه با چند جسد دیگر در پشت یک ون گذاشتند و محل را ترک کردند.
این یک مورد استثنایی نبود.
در طول چند روز در اوایل ژانویه، مأموران لباسشخصی به بیمارستانهای چندین شهر که هزاران مجروحِ ناشی از تیراندازی نیروهای امنیتی ایران به سوی جمعیت را درمان میکردند، هجوم بردند؛ تیراندازیهایی که با هدف سرکوب اعتراضات گسترده علیه جمهوری اسلامی ۴۷ ساله انجام شد. این مأموران بر روند درمان معترضان نظارت داشتند و گاه مانع آن میشدند، کارکنان را تهدید میکردند، معترضان را بازداشت میکردند و اجساد را در کیسههای مخصوص منتقل میکردند. دهها پزشک نیز بازداشت شدند.
این گزارش بر پایه گفتوگوهای آسوشیتدپرس با سه پزشک در داخل ایران و شش تن از کادر درمانی ایرانی مقیم خارج از کشور که با همکاران خود در داخل در ارتباطاند، همچنین گزارشهای نهادهای حقوق بشری و راستیآزمایی بیش از دوازده ویدئوی منتشرشده در شبکههای اجتماعی توسط این خبرگزاری تهیه شده است. تمامی پزشکان داخل ایران به دلیل نگرانی از اقدامات تلافیجویانه، به شرط ناشناس ماندن گفتوگو کردند.
آسوشیتدپرس با همکاری سازمان «Mnemonic» مستقر در برلین، ویدئوها، پستها و دیگر مطالب آنلاین مرتبط با خشونت در بیمارستانها را شناسایی و بررسی کرده است.
پزشکان داخل و خارج از ایران گفتند سطح خشونت و نظامیسازی مراکز درمانی بیسابقه بوده است؛ آن هم در کشوری که طی دههها شاهد سرکوب اعتراضات و نظارت گسترده بر نهادهای عمومی بوده است. بر اساس روایت شاهدی که توسط انجمن IIPHA — نهادی مستقر در آمریکا و متشکل از متخصصان ایرانی حوزه سلامت — ارائه شده، دستکم در یک مورد، تکتیراندازانی بر بام بیمارستانی در شهر گرگان در شمال کشور مستقر بودند و به سوی بیمارانی که قصد ورود داشتند تیراندازی کردند.
«مرکز حقوق بشر ایران» مستقر در اسلو نیز گزارشهای متعددی از داخل بیمارستانها مستند کرده است؛ از جمله جلوگیری مأموران امنیتی از ارائه خدمات درمانی، جدا کردن بیماران از دستگاههای تنفسی، آزار پزشکان و بازداشت معترضان.
محمود امیریمقدم، عصبپژوه ایرانی-نروژی و بنیانگذار این مرکز، گفت: «این روند سیستماتیک است. و ما پیش از این چنین الگویی را تجربه نکرده بودیم.»
دولت ایران اعتراضات و خشونتهای پس از آن را به «تروریستهای مسلح مورد حمایت خارجی» نسبت داده است.
حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، گزارشهای مربوط به جلوگیری از درمان یا انتقال معترضان از بیمارستانها را رد کرد و آنها را «نادرست و اساساً غیرممکن» خواند. رسانههای دولتی از قول او نوشتند که تمامی مجروحان «بدون هیچگونه تبعیض یا دخالت بر اساس دیدگاههای سیاسی» درمان شدهاند. نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد نیز بلافاصله به درخواست اظهارنظر درباره روایت پزشکان پاسخی نداد.
پزشکان کوشیدند از مجروحان محافظت کنند
سرکوبی که در روزهای ۸ و ۹ ژانویه به اوج خود رسید، مرگبارترین سرکوب از زمان به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹ بود. به دلیل محدودیتهای اینترنتی اعمالشده از سوی مقامات، انتشار آمار کامل تلفات و جزئیات دیگر به کندی صورت گرفته است.
«خبرگزاری فعالان حقوق بشر» اعلام کرده که مرگ بیش از ۷ هزار نفر را تأیید کرده و در حال بررسی هزاران مورد دیگر است. دولت ایران کشته شدن بیش از ۳ هزار نفر را پذیرفته، هرچند در ناآرامیهای پیشین نیز آمار قربانیان را کمتر اعلام کرده یا گزارش نکرده بود.
پزشک رشتی گفت پس از آغاز سرکوب، او ۶۶ ساعت جهنمی را پشت سر گذاشت و هر روز برای کمک به مجروحان به مرکز درمانی متفاوتی رفت — ابتدا یک مرکز تروما، سپس یک بیمارستان و در نهایت یک کلینیک خصوصی.
او گفت در ۸ ژانویه «هر ۱۵ تا ۳۰ دقیقه، کل بخش اورژانس تخلیه میشد و سپس با بیماران جدید پر میشد.»
اوضاع در ۹ ژانویه وخیمتر شد؛ زمانی که جراحات ناشی از گلوله جنگی بیشتر شد و مأموران امنیتی تهدیدآمیزتر رفتار کردند.
به گفته این پزشک، مأموران معترضان زخمی را خود به بیمارستان میآوردند و هنگام درمان، بالای سر آنان میایستادند. آنان با سلاحهای خودکار به بخشها یورش میبردند، کارکنان را تهدید میکردند، از بیماران فیلم میگرفتند و مدارک آنان را بررسی میکردند.
او گفت: «وقتی زمان ترخیص بیمار میرسید، هر کسی را که تأیید میشد معترض است، با خود میبردند.»
در مقطعی، مأموران امنیتی پیکر مردی را آوردند که دستانش در جلوی بدنش با دستبند بسته شده بود. او از ناحیه شکم و سینه با ساچمه هدف قرار گرفته و همچنین آثار واضح اصابت گلوله به سر داشت.
پزشک گفت بلافاصله او را شناخت. تنها چند لحظه پیشتر، خانوادهاش در بیمارستان به دنبال او میگشتند و عکسش را نشان میدادند و میپرسیدند آیا بستری شده است یا نه.
سازمان عفو بینالملل اعلام کرده گزارشهای معتبری دریافت کرده که نشان میدهد تیراندازیهای هدفمند از فاصله نزدیک به سوی معترضان صورت گرفته، و این اقدامات «در مقیاسی بسیار گستردهتر» از سرکوبهای پیشین بوده است. دو ویدئوی راستیآزماییشده توسط آسوشیتدپرس نیز پیکر معترضانی را نشان میدهد که از فاصله نزدیک هدف گلوله قرار گرفتهاند و همچنان تجهیزات پزشکی به بدنشان متصل بوده است.
این پزشک گفت او و دیگر کارکنان درمانی تلاش میکردند با ثبت تشخیصهای نادرست در پروندههای بیمارستانی، معترضان زخمی را پنهان کنند. زخمهای ناشی از اصابت گلوله به شکم بهعنوان «درد شکمی» ثبت میشد؛ شکستگی استخوانها «حادثه ناشی از سقوط» عنوان میگرفت. بیماری که از ناحیه اندام تناسلی هدف گلوله قرار گرفته بود، بهعنوان «بیمار اورولوژی» ثبت شد.
او گفت: «میدانستیم هر کاری هم که برای بیماران انجام دهیم، وقتی از بیمارستان بیرون بروند، دیگر در امان نخواهند بود.»
آسوشیتدپرس نتوانست بهطور مستقل روایت این پزشک از رویدادهای بیمارستان رشت را تأیید کند، اما این روایت با دیگر گزارشهای این خبرگزاری همخوانی دارد.
آسوشیتدپرس ویدئوهای منتشرشده از چهار بیمارستان را بهعنوان تصویری اجمالی از فعالیت نیروهای امنیتی ایران راستیآزمایی کرده است. سازمان «Mnemonic» دهها ویدئو، پست و روایت دیگر را گردآوری کرده که به گفته این نهاد، حضور نیروهای امنیتی را در داخل و اطراف ۹ بیمارستان نشان میدهد؛ نیروهایی که در برخی موارد اقدام به تیراندازی و شلیک گاز اشکآور کردهاند. این سازمان از سال ۲۰۲۲ به حفظ شواهد دیجیتال نقض حقوق بشر در ایران میپردازد و همراه با شرکای خود آرشیوی شامل بیش از دو میلیون سند ایجاد کرده است.
یکی از ویدئوهای راستیآزماییشده توسط آسوشیتدپرس نشان میدهد مأموران امنیتی با شکستن درهای شیشهای ورودی «بیمارستان امام خمینی» در شهر ایلام در غرب کشور وارد ساختمان میشوند. سپس با در دست داشتن سلاح در راهروها پیش میروند و بر سر افراد فریاد میکشند.
وزارت بهداشت به رسانههای دولتی اعلام کرد در حال بررسی این حادثه است و تأکید کرد که متعهد به حفاظت از مراکز درمانی، کارکنان و بیماران است.
ویدئوهای دیگری که توسط آسوشیتدپرس راستیآزمایی شده، حضور سنگین نیروهای امنیتی را در اطراف سه بیمارستان در تهران نشان میدهد؛ جایی که گاز اشکآور شلیک میکنند و معترضان را تعقیب میکنند.
درمان مجروحان در خفا
برخی پزشکان دیگر در مراکز مخفیانه فعالیت میکردند تا مجروحان را دور از دسترس مقامات درمان کنند.
شب ۸ ژانویه، یک جراح عمومی ۳۷ ساله در تهران برای صرف شام بیرون رفته بود که تماس تلفنی از یک دوست حرفهای دریافت کرد که سالها از او خبری نداشت. این دوست، چشمپزشک بود و با عباراتی مبهم صحبت میکرد، اما ترس در صدایش نشان میداد که فوراً به کمک نیاز دارد. او نشانی مکانی را به جراح داد.
اندکی پیش از نیمهشب، جراح به آن نشانی — کلینیکی برای اقدامات زیبایی — رفت. در داخل، لابی به بخش تروما تبدیل شده بود؛ بیش از ۳۰ مرد، زن، کودک و سالمند زخمی روی مبلها و کفِ پوشیده از خون دراز کشیده بودند و فریاد میزدند و گریه میکردند.
این جراح میگوید نزدیک به چهار روز در آنجا ماند و به تخمین خود بیش از ۹۰ نفر را درمان کرد، در حالی که داوطلبان، مجروحان بیشتری را میآوردند. در ابتدا فقط او، چشمپزشک، یک دندانپزشک و دو پرستار حضور داشتند.
او برای آتلبندی شکستگیها از جعبههای مقوایی و تکههای فلز نرم استفاده میکرد. به دلیل نبود بیهوشی یا مسکنهای قوی، از شیافهای ضددرد ضعیفتر بهره میبرد. کلینیک ذخیره خون یا امکان انتقال خون نداشت؛ بنابراین او با تزریق سرم وریدی تلاش میکرد بیماران را آبرسانی کرده و فشار خونشان را بالا ببرد — روندی که ساعتها طول میکشید.
در مقطعی از آن شب، خطوط تلفن قطع شد و او به مدت ۱۲ ساعت نتوانست برای دریافت کمک بیشتر تماس بگیرد. آنان نمیتوانستند بیماران را به بیمارستان منتقل کنند، زیرا بیم آن میرفت که بازداشت شوند.
به گفته جراح، زنی حدوداً ۳۰ ساله از فاصله نزدیک با ساچمه هدف قرار گرفته بود؛ بهگونهای که سقف دهان و ناحیه اطراف بینی و زیر چشمانش تخریب شده بود.
مرد جوانی در دهه بیست زندگیاش با گلوله جنگی از ناحیه آرنج هدف قرار گرفته و استخوانش خرد شده بود. جراح زخمها را بخیه زد، اما میدانست که بازوی او باید قطع شود.
به گفته جراح، یک خانواده چهار نفره — پدر، مادر و دو فرزند ۸ و ۱۰ سالهشان — همگی با ساچمه زخمی شده بودند. پسر بزرگتر دهها ساچمه در صورتش داشت، اما بهطرز شگفتانگیزی هیچکدام به چشمانش اصابت نکرده بود.
صبح ۹ ژانویه خطوط تلفن دوباره برقرار شد و جراح با پزشکانی که به آنها اعتماد داشت تماس گرفت تا بیماران را به آنان ارجاع دهد. ابتدا باید مطمئن میشد که تمامی گلولهها و ساچمهها از بدن بیماران خارج شده باشد تا در بیمارستان بازداشت نشوند. او در نامههای ارجاع نوشت که بیماران دچار «تصادف رانندگی» شدهاند.
او سه پزشک دیگر را نیز برای کمک به کلینیک مخفی فراخواند. به گفته او، وقتی مجروحان جدید آورده میشدند، بیمارانی که وضعیتشان تثبیت شده بود برای آنان کف میزدند و علامت پیروزی نشان میدادند.
جراح با صدایی بغضآلود گفت: «با وجود دردشان، سعی میکردند فضا را شاد کنند… آن لحظه را باورم نمیشد. خیلی انسانی بود.»
به گفته او، هیچیک از مجروحان در کلینیک جان نباختند، هرچند دو پیکر با جراحات گلوله به سر به آنجا آورده شد. آسوشیتدپرس نتوانست بهطور مستقل روایت این جراح از وقایع کلینیک را تأیید کند.
بازداشت پزشکان
از ۹ ژانویه تاکنون، دستکم ۷۹ نفر از کارکنان حوزه سلامت — از جمله یک دوجین دانشجوی پزشکی — بازداشت شدهاند. این آمار را هما فتحی، دندانپزشک ایرانی و دانشجوی دکترای مقیم کانادا و عضو انجمن IIPHA که از سال ۲۰۲۲ اقدامات دولت ایران علیه کادر درمان را رصد میکند، اعلام کرده است. به گفته فتحی، بسیاری از بازداشتشدگان به اتهام سرپیچی از دستورات مأموران امنیتی یا اتهامات دیگر مرتبط با ارائه خدمات درمانی به معترضان بازداشت شدهاند.
به گفته او، حدود ۳۰ نفر آزاد شدهاند — عمدتاً با قرار وثیقه — اما بسیاری از آنان همچنان با اتهاماتی روبهرو هستند، از جمله پزشکی که به «محاربه» متهم شده؛ اتهامی که مجازات آن اعدام است. فتحی افزود مقامات همچنین برخی پزشکان را در خانههایشان تحت نظر قرار دادهاند تا اطمینان یابند مجروحان معترض را پذیرش نکرده یا به عیادتشان نمیروند — سطحی از کنترل که به گفته او بیسابقه است.
جراحی که در کلینیک مخفی به درمان معترضان پرداخته بود، گفت از اینکه نیروهای امنیتی هرگز به آن محل یورش نبردند و کسی را بازداشت نکردند، شگفتزده شده است.
اما بازداشتها بعدتر رخ داده است. به گفته او، دو نفر از کارکنان حوزه سلامت که بهصورت داوطلبانه در آن کلینیک فعالیت داشتند، از خانههایشان بازداشت شدند.
او گفت: «من هم منتظرم.»