لارا سلیگمن، مایکل آر. گوردون، الکساندر وارد و شلبی هالیدی
والاستریت ژورنال / ۱۸ فوریه ۲۰۲۶
ایالات متحده در حال اعزام تعداد قابلتوجهی جنگندههای پیشرفته و هواپیماهای پشتیبانی به خاورمیانه است؛ اقدامی که به گفته مقامات آمریکایی بزرگترین تمرکز قدرت هوایی این کشور در منطقه از زمان تهاجم به عراق در سال ۲۰۰۳ تاکنون به شمار میرود.
با این حال هنوز مشخص نیست دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، دستور حمله به ایران را صادر خواهد کرد یا نه — و در صورت صدور، هدف حملات دقیقاً چه خواهد بود: متوقفکردن برنامه هستهای ایران، نابودی توان موشکی آن یا حتی تلاش برای سرنگونی حکومت.
به گفته یک مقام آمریکایی و بر اساس دادههای ردیابی پرواز، در روزهای اخیر آمریکا به انتقال جنگندههای پیشرفتهی اف-۳۵ و اف-۲۲ به سمت خاورمیانه ادامه داده است. دومین ناو هواپیمابر حامل جنگندههای تهاجمی و جنگ الکترونیک در راه منطقه است. هواپیماهای فرماندهی و کنترل (which are vital for orchestrating large-scale air operations) نیز بهزودی وارد خواهند شد، و سامانههای پدافندی حیاتی طی هفتههای گذشته در منطقه مستقر شدهاند.
این آرایش نیروها به آمریکا این امکان را میدهد که در صورت حمله، به جای اجرای یک عملیات محدود، جنگ هوایی چند هفتهای و مستمری را علیه ایران انجام دهد. به گفته مقامهای آمریکایی، این اقدامات گزینهای فراتر از عملیات محدود «چکش نیمهشب» در ماه ژوئن گذشته خواهد بود — عملیاتی که سه سایت هستهای ایران را هدف قرار داد.
در همین حال، نمایندگان ایران و آمریکا این هفته در ژنو برای مذاکره درباره توافقی احتمالی بر سر غنیسازی اورانیوم دیدار کردند. «کارولین لیویت» سخنگوی کاخ سفید گفت در گفتوگوها «کمی پیشرفت حاصل شده»، اما افزود که «در برخی موارد هنوز اختلافهای بزرگی وجود دارد.» به گفته او، ایران قرار است طی هفتههای آینده پیشنهاد تفصیلیتری به آمریکا ارائه کند.
مقامهای آمریکایی گفتهاند ترامپ طی جلسات متعدد، گزینههای نظامی را بررسی کرده است — همهی این طرحها برای وارد آوردن حداکثر خسارت به حکومت ایران و نیروهای نیابتی آن طراحی شدهاند.
این گزینهها شامل کارزاری برای هدف قرار دادن دهها نفر از رهبران سیاسی و نظامی ایران با هدف سرنگونی حکومت است، یا در سطحی محدودتر، حملاتی هوایی به تاسیسات هستهای و موشکی کشور. هر دو گزینه مستلزم عملیاتهایی چند هفتهای خواهند بود.
ترامپ هنوز تصمیم نهایی نگرفته است
به گفتهی مقامات، ترامپ هنوز تصمیم نهایی درباره صدور دستور حمله نگرفته است. مشاوران امنیت ملی او روز چهارشنبه در جلسهای در «اتاق وضعیت» کاخ سفید درباره ایران گفتوگو کردند.
ترامپ اشاره کرده که ترجیح میدهد از طریق توافقی دیپلماتیک به نتیجه برسد؛ توافقی که در صورت تحقق کامل خواستههای واشنگتن، شامل برچیده شدن برنامه هستهای ایران، انحلال نیروهای شبهنظامی وابسته به تهران و از بین رفتن توان موشکی این کشور خواهد بود. با این حال، تحلیلگران میگویند ایران بعید است شرط آخر را بپذیرد، زیرا نیروی هوایی ضعیفی دارد و برای بازدارندگی به موشکها متکی است. به گفته ترامپ، تمرکز اصلی او بر موضوع هستهای است و مایل است ایران «غنیسازی اورانیوم را متوقف کند.»
در همین زمان، برخی مشاوران و رهبران خارجی — بهویژه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل — به ترامپ توصیه کردهاند با استفاده از فشار نظامی، امتیازات بیشتری از تهران بگیرد. به گفته مقامهای اسرائیلی، تلآویو خواهان توقف کامل تولید موشکهای بالستیک ایران است.
البته همهی تسلیحاتی که برای حمله احتمالی به ایران در نظر گرفته شدهاند در حال حاضر در خاورمیانه مستقر نیستند و حتی نیازی به استقرار در منطقه ندارند. بمبافکنهای پنهانکار B2 سالهاست برای اجرای عملیاتهای خاورمیانه از خاک آمریکا یا پایگاه مشترک آمریکا و بریتانیا در «دیهگو گارسیا» در اقیانوس هند آموزش دیدهاند. سایر بمبافکنهای دوربرد آمریکا نیز میتوانند چنین مأموریتهایی انجام دهند.
ترامپ روز چهارشنبه در پیامی در شبکههای اجتماعی اعلام کرد «ممکن است ایالات متحده ناچار شود از پایگاه دیهگو گارسیا» برای حمله استفاده کند، اگر ایران به توافق هستهای تن ندهد. او همچنین گفت آمریکا میتواند از پایگاه هوایی «فرفورد» در بریتانیا برای عملیات استفاده کند.
ارتش آمریکا با برخورداری از فناوری پنهانکاری و تسلیحات نقطهزن دوربرد، برتری قاطع نظامی در برابر ایران دارد — کشوری که پدافند هواییاش سال گذشته از سوی اسرائیل هدف قرار گرفته و آسیب دیده است.
با این حال، ایران نیز در صورت وقوع جنگ طولانی ابزارهایی در اختیار دارد: زرادخانه نسبتاً بزرگ موشکهای بالستیک که میتواند اهداف آمریکایی و متحدانش در منطقه را هدف گیرد، و نیروهای نظامی که میتوانند تنگه هرمز — گذرگاه حیاتی نفتکشها — را مسدود کنند.
در چنین شرایطی، برخی فرماندهان بازنشسته آمریکایی میگویند توافق دیپلماتیک ممکن است گزینهای بهتر از جنگ باشد.
ژنرال بازنشسته «دیوید دپتولا»، از فرماندهان اصلی عملیات «طوفان صحرا» در ۱۹۹۱، گفت: «بهصراحت، بهترین نتیجه ممکن این است که افزایش آشکار نیروهای آمریکا پیامی باشد که ترامپ در استفاده از زور تردید ندارد و این موضوع رهبران ایران را به پذیرش توافق وادارد.»
با این حال، مقامات آمریکایی و خارجی روزبهروز بدبینتر میشوند که ایران حاضر به پذیرش خواستههای واشنگتن باشد. بنا بر ارزیابیها، تهران احتمالاً تنها حاضر خواهد شد غنیسازی منحصر به مدت کوتاهی را تعلیق کند — شاید تا زمانی که ترامپ از قدرت کنار برود.
ایران در پی طولانیکردن مذاکرات است
مقامهای خارجی آشنا با طرز فکر تهران گفتهاند ایران امیدوار است با طولانیکردن مذاکرات، حمله آمریکا را به تأخیر بیندازد، اما همزمان آگاه است که ترامپ ممکن است از کشدار شدن روند گفتوگوها خسته شود و دستور حمله دهد.
ترامپ بارها هشدار داده که در صورت شکست مذاکرات، به ایران حمله خواهد کرد. او دوشنبه به خبرنگاران گفت: «فکر نمیکنم آنها خواستار عواقب عدم توافق باشند.»
به گفته دادههای ردیابی پرواز، نیروی هوایی آمریکا در روزهای اخیر دهها جنگنده و هواپیمای پشتیبانی را به پایگاههای «موفقسَلتی» در اردن و «پرنس سلطان» در عربستان منتقل کرده است. این شامل جنگندههای بیشتر اف-۳۵، اف-۱۵ و اف-۱۶ و نیز هواپیماهای هشدار زودهنگام «ای-۳» و ارتباطات هوایی «ای-۱۱» است. هواپیماهای بیشتری نیز در راه منطقهاند.
در همین حال، نیروی دریایی آمریکا به گفته یک مقام نیروی دریایی، اکنون ۱۳ کشتی در خاورمیانه و شرق مدیترانه برای حمایت از عملیات احتمالی دارد؛ از جمله ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» و ۹ ناوشکن مجهز به سامانههای ضد موشک بالستیک. ناو هواپیمابر دوم «یواساس جرالد آر. فورد» نیز بههمراه چهار ناوشکن گروه همراهش در مسیر منطقه است.
پنتاگون همچنین سامانههای پدافندی زمینی بیشتری را در سراسر خاورمیانه مستقر کرده است، امری که پیشتر والاستریت ژورنال گزارش داده بود.
با وجود چشمگیر بودن این آرایش نظامی، حجم آن تنها کسری از نیروی عظیمی است که آمریکا در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ و تهاجم ۲۰۰۳ به عراق به کار گرفت. در جنگ اول، ایالات متحده شش ناو هواپیمابر در خلیج فارس و دریای سرخ مستقر کرده بود و چندین بال کامل از جنگندههای هوایی را به منطقه اعزام نمود. در عملیات «آزادی عراق» در سال ۲۰۰۳، نیروی هوایی آمریکا ۸۶۳ هواپیما در خاورمیانه مستقر داشت؛ در حالی که عملیات «طوفان صحرا» در ۱۹۹۱ شامل ۱۳۰۰ هواپیمای نیروی هوایی، نیروی دریایی و تفنگداران دریایی بود.
شرایط کنونی متفاوت است: نیروی هوایی آمریکا اکنون کوچکتر از گذشته است، نیروهای زمینی آمریکایی یا متحدی در منطقه مستقر نیستند، و ائتلاف بینالمللی گستردهای نیز جز در صورت پیوستن اسرائیل وجود ندارد.
برخلاف سال ۱۹۹۱، عربستان سعودی و امارات متحده عربی حریم هوایی خود را برای حملات احتمالی آمریکا مسدود کردهاند، و بیشتر جنگندههای آمریکایی در اردن تمرکز یافتهاند. با این همه، پیشرفت فناوری نظامی — از جمله توانایی اجرای حملات دقیق، استفاده از هواپیماهای پنهانکار و سامانههای فضایی — مزیت مهمی برای واشنگتن به شمار میرود.
دولت ترامپ هنوز روشن نکرده که پس از یک کارزار هوایی، چه آیندهای در انتظار ایران خواهد بود. «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا در ژانویه به قانونگذاران گفت واشنگتن هیچ درکی از چگونگی جانشینی قدرت در صورت سقوط آیتالله علی خامنهای ندارد. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که فرمانده سپاه پاسداران احتمالا کنترل کشور را به دست خواهد گرفت.
ایرانیان مخالف حکومت، که ترامپ در جریان اعتراضهای خشونتآمیز دیماه وعدهی حمایت از آنان را داده بود، ممکن است پس از حملات هوایی آمریکا بار دیگر به خیابانها بیایند و فرصت را برای افزایش فشار بر حکومت مناسب ببینند. اما چنین وضعی ایالات متحده را با دوگانگی مواجه خواهد کرد: آیا در صورت سرکوب دوباره اعتراضها باید عملیات هوایی را ادامه دهد یا خیر؟
«الیوت کوهن»، پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی که پیشتر هدایت مطالعهای درباره نقش نیروی هوایی در عملیات طوفان صحرا را بر عهده داشت، میگوید یک کمپین هوایی سنگین ممکن است توان حاکمیت ایران را به حدی تضعیف کند که نخبگان بازمانده ناگزیر به توافقی گسترده با واشنگتن شوند.
او افزود: «اگر هدف واقعی ترامپ تضعیف رژیم ایران و عقب راندن توان موشکی آن برای حمله به پایگاههای آمریکا، اسرائیل، عربستان و کشورهای خلیج فارس باشد، چنین کاری احتمالاً نیازمند عملیاتی شدید و طولانیمدت، در حد چند هفته تا چند ماه خواهد بود.»