فرناز فصیحی و لیلی نیکونظر / نیویورکتایمز / ۱۶ فوریه ۲۰۲۶
معلمان در زنگ تفریح از دانشآموزان کشتهشده سخن میگویند و اشک میریزند. دانشجویان دانشگاهها در بزرگداشت همکلاسیهای جانباخته خود امتحانات پایانترم را تحریم میکنند. جوانان میگویند با عذاب وجدانِ بازماندگی دستوپنجه نرم میکنند.
مریم، طراح ۵۴ ساله، میگوید هر بار که پسر نوجوانش از خانه خارج میشود دچار وحشت میشود، زیرا دوستان و همکلاسیهای او در جریان اعتراضات هدف گلوله قرار گرفتند و کشته شدند.
او گفت: «واقعیت این است که حالمان اصلاً خوب نیست. هرگز چنین سوگ جمعی و بیثباتیای را تجربه نکرده بودم. نمیدانیم در ساعت بعد چه اتفاقی خواهد افتاد.» مانند بسیاری از افرادی که برای این گزارش با آنها گفتوگو شده، مریم نیز به دلیل ترس از پیامدهای احتمالی، خواست تنها با نام کوچک معرفی شود.
اعتراضاتی که خواستار برکناری حاکمان روحانی اقتدارگرای ایران بود، پایان یافته است. اما بسیاری از ایرانیان میگویند احساس خشم نسبت به حکومت و اضطراب درباره آینده در همه جنبههای زندگی نفوذ کرده و دیگر هیچچیز عادی به نظر نمیرسد.
سرکوبهای مداوم دولت و بازداشت مخالفان، از جمله چهرههای شاخص جناح اصلاحطلب، این احساس را تقویت میکند که تقابل هنوز پایان نیافته است.
در حالی که رهبران ایران برای مهار نارضایتی در داخل تلاش میکنند، با فشارهایی در خارج از مرزها نیز روبهرو هستند. رئیسجمهور ترامپ در آبهای نزدیک ایران بر شمار ناوهای جنگی آمریکا افزوده و اعلام کرده است در صورتی که مذاکرات جاری میان واشینگتن و تهران به توافقی برای محدودسازی توان هستهای و نظامی ایران نینجامد، احتمال حمله وجود دارد.
معلمان میگویند هم خودشان و هم دانشآموزانشان دچار آسیب روانی شدهاند. نفیسه، معلم ۳۵ ساله دبیرستانی در تهران، گفت که در زنگ تفریح، او و دیگر معلمان درباره خیزش مردمی صحبت میکنند و گریه میکنند.
او گفت: «دانشآموزان بهشدت پریشان و وحشتزدهاند»، و افزود: «با کوچکترین صدای آژیر آمبولانس یا هواپیما، از ترس میلرزند.»
دولت ایران کشتارها را به «هستههای تروریستی» مرتبط با ایالات متحده و اسرائیل نسبت داده است. مقامها مدعیاند عوامل مسلح در میان اعتراضات نفوذ کرده بودند و پاسخ نظامی دولت ضروری بوده و این «تروریستها» بسیاری از معترضان را کشتهاند.
اما بیش از صد ویدئو و تصویر که توسط نیویورکتایمز راستیآزمایی شده، گستره خشونت دولتی را نشان میدهد؛ از جمله تصاویری از نیروهای امنیتی با لباس رسمی و سوار بر موتورسیکلت که مستقیماً به سوی معترضان غیرمسلح شلیک میکنند.
دولت اعلام کرده حدود ۳۴۰۰ نفر کشته شدهاند؛ از جمله ۲۰۰ کودک و نوجوان، ۱۰۰ دانشجوی دانشگاه و دستکم ۵۰۰ نیروی امنیتی.
گروههای حقوق بشری مانند «هرانا» مستقر در آمریکا میگویند دستکم ۷۰۰۰ معترض کشته شدهاند و انتظار میرود با تأیید موارد بیشتر، این رقم افزایش یابد.
تعداد بالای کشتهشدگان — که بیشتر آنها طی سه شب در اوایل ژانویه جان باختند — مرگبارترین ناآرامی در تاریخ معاصر ایران را رقم زده است؛ موضوعی که به گفته گروههای حقوق بشری و یک تاریخنگار، جامعه را در شوک فرو برده است.
فضای عاطفی در کشور بهطور چشمگیری تغییر کرده
برخی درمانگران میگویند کارگاههای آنلاین رایگان برای کمک به مردم در مقابله با بحران برگزار میکنند.
روانشناسان میگویند بیمارانشان دچار اضطراب مزمن، خشم عمیق و بیاعتمادی شدهاند.
دکتر بیتا باوادی، روانشناس در تهران، در ایمیلی نوشت: «در هفتههای اخیر، فضای عاطفی در ایران بهطور چشمگیری تغییر کرده است. در کار بالینی خود، ترکیبی شدید از خشم، ترس، درماندگی و سوگ جمعیِ پردازشنشده را مشاهده میکنم.»
تهدید جنگ با ایالات متحده — که ناوهای جنگی خود را در نزدیکی آبهای سرزمینی ایران مستقر کرده — لایه دیگری از عدم قطعیت افزوده است.
رئیسجمهور ترامپ گفته است اگر ایران با توافقی که برنامه هستهایاش را تعلیق کند و برد موشکهایش را محدود سازد موافقت نکند، حمله را مدنظر قرار خواهد داد. او همچنین گفته است تغییر رژیم در ایران میتواند مفید باشد.
ایرانیان، چه حامیان حکومت و چه مخالفان آن، آشکارا درباره احتمال جنگی به رهبری آمریکا و اینکه آیا نظام و رهبر عالی آن، آیتالله علی خامنهای، از چنین بحرانی جان سالم به در خواهند برد یا نه، گفتوگو میکنند.
محمد رنانی، روحانیای که علیه سرکوب معترضان موضعگیری کرده، در شبکههای اجتماعی نوشت: «اولویتهای مردم با اولویتهای حاکمانشان متفاوت است.»
او افزود: «وقتی اولویت مردم نان است و اولویت نظام ایدئولوژیهای سیاسی و تفسیرهای افراطی از باورهای خودش، یک تقابل جدی میان مردم و حکومت شکل میگیرد.»
برخی ایرانیان میگویند آنچنان از وضعیت موجود خشمگین و از امکان تغییر از درون ناامید شدهاند که از مداخله نظامی آمریکا برای رهایی از این حکومت حمایت میکنند.
در مقابل، برخی دیگر میگویند با جنگ مخالفاند، زیرا میتواند به بیثباتی، آوارگی و خشونت بیشتر منجر شود.
کامران، بازرگان ۴۹ ساله، گفت خشونتی که در جریان اعتراضات دیده، نگاهش به جنگ را تغییر داده است.
او گفت: «بعد از این کشتار، بسیاری از ما احساس میکنیم طعمهای در دست شکارچی هستیم، نه مردمی که زیر حاکمیت یک دولت زندگی میکنند. بنابراین چشممان به آسمان است، امیدوار به اینکه بمبها آنها را از میان بردارند و ایران آزاد شود.»
الهه، ۵۲ ساله از تهران، در گفتوگو با خبرنگار گفت با وجود مخالفت با حاکمان روحانی، با مداخله نظامی خارجی مخالف است و باور ندارد دموکراسی با بمب به دست میآید.
او گفت: «ما مشکلات کافی داریم. نمیتوانیم جنگی را تحمل کنیم که شاید زیرساختهایمان را نابود کند، کشور را تجزیه کند و افراد بیشتری را بکشد.»
اقتصاد کشور روزانه ۳۵ میلیون دلار ضرر میکند
اقتصاد ایران که پیشتر به دلیل تحریمهای بینالمللی و فساد در وضعیت وخیمی قرار داشت، از زمان آغاز خیزش در اواخر دسامبر ضربات بیشتری خورده است. ارزش پول ملی سقوط کرده و قطع اینترنت توسط دولت به تجارت آسیب رسانده است.
رضا الفنسب، رئیس اتحادیه کارکنان تجارت الکترونیک، به رسانههای ایرانی گفت کسانی که از راه فعالیتهای آنلاین امرار معاش میکنند با کاهش ۸۰ درصدی درآمد مواجه شدهاند. او همچنین گفت ادامه اختلال در اینترنت و نگرانی از جنگ باعث شده مردم هزینههای غیرضروری را کاهش دهند.
ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، هفته گذشته به رسانههای داخلی گفت زیان کسبوکارهای دیجیتال به روزانه سه میلیون دلار میرسد و کل اقتصاد کشور از زمان آغاز اعتراضات روزانه ۳۵ میلیون دلار ضرر میکند.
بسیاری از صاحبان کسبوکارهای کوچک در حوزه صنایعدستی، نانوایی، مد و موسیقی هفته گذشته در شبکههای اجتماعی از مردم خواستند خرید کنند تا آنها بتوانند دوام بیاورند. برخی گفتند به احترام کشتهشدگان اعتراضات فعالیت خود را متوقف کرده بودند، اما افزودند این وضعیت نیز پایدار نیست.
رضا بدری که حسابدار یک فروشگاه مبلمان است، گفت فروش در یک ماه گذشته تقریباً متوقف شده و مالکان در حال تعدیل نیرو و کاهش تولید هستند. او در شبکههای اجتماعی پرسید آیا کسی میتواند او را به صادرکنندگان خارج از ایران معرفی کند.
او در مصاحبه گفت: «کشته شدن این همه هموطن، که بسیاری همسنوسال خودم بودند، و قیمتهای سرسامآور، ما را از نظر ذهنی، عاطفی و جسمی فرسوده کرده است.»
سپیده، ۳۵ ساله و معلم زبان انگلیسی در تهران، گفت کلاسهای مجازیاش بهطور کامل به دلیل اختلال اینترنت لغو شده و بیش از یک ماه است هیچ درآمدی نداشته است.
او گفت: «تقریباً هر روز گریه میکنم و احساس میکنم در آسیبپذیرترین وضعیت ممکن هستم. در عین حال، احساس خشم هم دارم.»