ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sat, 07.02.2026, 7:16
تهدید خانواده‌های خبرنگاران بی‌بی‌سی در ایران

گاردین / شنبه ۷ فوریه ۲۰۲۶

خبرنگاران ایرانیِ تبعیدی که برای بی‌بی‌سی کار می‌کنند، هشدار دریافت کرده‌اند که تحرکاتشان به‌طور دقیق از سوی حکومت ایران رصد می‌شود. آنان می‌گویند خانواده‌هایشان در ایران به دلیل فعالیت‌های خبری‌شان بازجویی و تحت فشار قرار گرفته‌اند.

خبرنگاران گفته‌اند که اعضای خانواده‌شان تهدید شده‌اند که اگر آنان پوشش خبری ناآرامی‌های ایران را متوقف نکنند، بازداشت خواهند شد و اموالشان مصادره می‌شود.

گاردین مطلع شده است که در برخی موارد، والدین خبرنگاران با این پیام مواجه شده‌اند که نیروهای امنیتی ایران از محل کار فرزندانشان، ساعت حضورشان و حتی موقعیت دقیق میز کار آنان در اتاق خبر اطلاع دارند.

کارکنان بخش فارسی بی‌بی‌سی – رسانه‌ای که هفته‌ای ۳۰ میلیون مخاطب دارد – می‌گویند فشارها پس از ناآرامی‌هایی که به مرگ ده‌ها هزار نفر انجامید، همچنان ادامه دارد.

به خبرنگاران گفته شده که با وجود حضورشان در خاک بریتانیا، همچنان هدف نیروهای امنیتی ایران هستند. برخی از آنان پس از دریافت تهدیدهای معتبر درباره قتل یا ربایش، تدابیر امنیتی بیشتری اتخاذ کرده‌اند. برخی دیگر نیز به دلیل فشارهای مالی واردشده بر خانواده‌هایشان ناچار به ترک کار شده‌اند.

یکی از خبرنگاران که به دلیل نگرانی از افزایش فشار بر خانواده‌اش نخواست نامش فاش شود، گفت پدرش بازداشت شده و نیروهای امنیتی به او گفته‌اند که خبرنگاران خارج از کشور را زیر نظر دارند.

او گفت: «به‌نوعی همه چیز را درباره من می‌دانستند. گفتند می‌دانند کجا زندگی می‌کنم. حتی آدرس خانه، شماره تلفن و محل دقیق نشستن من در اتاق خبر را به پدرم داده بودند. «می‌دانستند دقیقاً در کدام برنامه کار می‌کنم و گفتند “ما از این برنامه خیلی راضی نیستیم”.» او افزود که به خانواده‌اش هشدار داده شده بود لندن جای امنی نیست.

تهدیدهای جدی علیه خبرنگاران ایرانی در بریتانیا وجود داشته است؛ از جمله حمله با چاقو به یک خبرنگار مقابل خانه‌اش در لندن. سال گذشته سه ایرانی در دادگاه حاضر شدند که متهم بودند خبرنگاران مقیم بریتانیا را هدف قرار داده‌اند. آنان این اتهامات را رد می‌کنند.

وضعیت پس از قطع اینترنت در ایران – که از ۸ ژانویه آغاز شد و پس از نزدیک به دو هفته اعتراضات ضدحکومتی رخ داد – بحرانی‌تر شد. به نظر می‌رسد مقامات اخیراً برخی محدودیت‌ها را کاهش داده‌اند، اما هنوز به‌طور کامل رفع نشده‌اند؛ آن هم پس از سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات توسط نیروهای امنیتی.

بهرنگ تاجدین، خبرنگار اقتصادی تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی، گفت مادرش بازداشت شده و درباره کار او مورد بازجویی قرار گرفته است. او گفت در جریان قطع اینترنت که از سوی حکومت اعمال شد، سه هفته هیچ خبری از مادرش نداشت.

او گفت: «برخی از تهدیدها بسیار جدی‌اند و از سوی افرادی مطرح می‌شوند که شاید در ایران نباشند؛ بنابراین ممکن است توانایی اجرای آنچه می‌گویند را داشته باشند. از سال ۲۰۲۲ به نظر می‌رسد حکومت ایران برای آسیب رساندن به خبرنگاران و فعالان ایرانیِ مقیم بریتانیا، از مجرمان ثالث استفاده می‌کند.

«من و بسیاری از خبرنگاران بی‌بی‌سی شاید در یک ساختمان کار کنیم، اما از نظر احساس امنیت، زندگی مشابهی نداریم. ما باید اوضاع را جدی بگیریم و این وضعیت همچنان ادامه دارد. باید بسیار، بسیار محتاط باشیم.»

تاجدین گفت اعضای خانواده همکارانش تهدید شده‌اند که مجوز کسب‌وکارشان لغو می‌شود یا مجبور به بازنشستگی اجباری خواهند شد.

خبرنگار دیگری از بی‌بی‌سی که نخواست نامش فاش شود، گفت هنگام تماس با خانواده‌اش باید بسیار محتاط باشد. او گفت: «بعد از این اعتراضات، ما را رها نکردند. پس از این اعتراضات اصلاً امن نیست که خیلی واضح صحبت کنیم. «دارایی‌های خانواده بسیاری از همکارانم مسدود شده است. برخی مجبور شده‌اند بی‌بی‌سی را ترک کنند. حداقل دو نفر را می‌شناسم که به دلیل فشار شدید مالی بر خانواده‌هایشان و نیاز به پول، کارشان را رها کردند.»

این خبرنگار گفت هدف این فشارها بیرون راندن آنان از حرفه روزنامه‌نگاری است و این موضوع احساس گناه ایجاد می‌کند. او گفت: «آنها خوب بلدند فشار روانی وارد کنند. خانواده من چاره‌ای ندارند، چون این انتخاب من بوده که روزنامه‌نگار باشم و از ایران خارج شوم – فشار روی آنهاست.

«این چیزی است که واقعاً نمی‌توانم خودم را بابتش ببخشم. حتی گاهی وقتی خوشحال هستم و می‌خواهم با دوستانم بیرون بروم و زندگی عادی داشته باشم، در درونم احساس شرم می‌کنم، چون فکر می‌کنم خانواده‌ام تحت فشارند، هر لحظه ممکن است اتفاقی برایشان بیفتد، اما من اینجا آزادانه زندگی می‌کنم.»

تاجدین گفت: «نمی‌توانم تعداد دفعاتی را بشمارم که همکارم با چشمانی اشک‌آلود نزد من آمده و گفته: “پدرم فوت کرد، مادرم فوت کرد و من نتوانستم آنجا باشم و خداحافظی کنم. نتوانستم در مراسم خاکسپاری‌شان شرکت کنم.” یا حتی بدتر – خانواده‌شان دچار بیماری‌های لاعلاج شده‌اند و آنها نمی‌توانند کنارشان باشند.

«نمی‌توانم این را به اندازه کافی تأکید کنم – تک‌تک ما می‌دانیم که اعضای خانواده‌مان در ایران به‌خاطر ما مجازات می‌شوند.»