اختر ماکویی / روزنامه تلگراف / ۵ فوریه ۲۰۲۶
ایران چشمانداز خود از جنگ با ایالات متحده را آشکار کرده و شرح داده است که چگونه میتواند قدرتمندترین ارتش جهان را مغلوب کرده و اقتصاد جهانی را به گروگان بگیرد.
بر اساس یک طرح نبرد مفصل که خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، منتشر کرده، رهبران ایران حمله به پایگاههای آمریکا، گشایش جبهههای جدید توسط نیروهای نیابتی، جنگ سایبری و فلجسازی تجارت جهانی نفت را در دستور کار خود میبینند. ایران تأکید دارد که جغرافیای خاورمیانه بر فناوری آمریکایی غلبه خواهد کرد.
گفتوگوهای میان دو کشور پیش از آنکه دو طرف با برگزاری نشستی در عمان در روز جمعه موافقت کنند، در آستانه فروپاشی قرار داشت. با این حال، دونالد ترامپ شامگاه چهارشنبه اعلام کرد که رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، همچنان باید «بسیار نگران» باشد؛ اظهارنظری که نگرانیها از تشدید دوباره تنشها را افزایش داده است.
مرحله اول: آمریکا به ایران حمله میکند
سناریوی ایران با حملات هوایی و موشکی آمریکا آغاز میشود که تأسیسات هستهای، مراکز نظامی و پایگاههای سپاه پاسداران را هدف قرار میدهد؛ مراکزی که بخش عمدهای از آنها در مناطق پرجمعیت واقع شدهاند.
به احتمال زیاد، نیروهای آمریکایی این حملات را از ناوهای هواپیمابر – از جمله گروه ضربت ناو «یواساس آبراهام لینکلن» که هماکنون در منطقه حضور دارد – بمبافکنهای راهبردی مستقر در خاک آمریکا یا پایگاههای اروپایی، و احتمالاً سامانههای زمینی در کشورهای متحد انجام خواهند داد.

پنتاگون طی دههها برنامهریزی گستردهای برای چنین عملیاتی انجام داده و در ماه ژوئن گذشته نیز حملاتی را علیه پایگاههای هستهای ایران اجرا کرده است. آقای ترامپ پس از سرکوب خونین معترضان ضدحکومتی توسط نیروهای دولتی – که به کشته شدن هزاران نفر انجامید – بارها تهدید کرده است که دوباره به ایران حمله خواهد کرد.
سر ریچارد دیرلاو، رئیس پیشین سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا (MI6)، در گفتوگو با پادکست «Planet Normal» روزنامه تلگراف گفت: «به نظر من احتمال حمله نسبتاً بالاست، و دلیل آن هم این است که اسرائیلیها بهشدت ترامپ را به انجام چنین کاری ترغیب میکنند.»
بستههای تهاجمی آمریکا شامل هواپیماهای رادارگریز، مهمات هدایتشونده دقیق و حملات هماهنگشدهای خواهد بود که با هدف درهم شکستن سامانههای پدافند هوایی ایران و در عین حال به حداقل رساندن تلفات هواپیماهای آمریکایی طراحی شدهاند.
پیشرفتهای فناورانه در حوزه سلاحهای هایپرسونیک و جنگ الکترونیک، مزیتهای قابل توجهی در اختیار آمریکا قرار میدهد.
با این حال، ایران معتقد است که با مستحکمسازی و پراکندهسازی داراییهای حیاتی، ایجاد ساختارهای فرماندهی جایگزین و توسعه گسترده تأسیسات زیرزمینی – که توان بقا در برابر حملات اولیه را دارند – خود را برای این سناریو آماده کرده است.
محاسبات تهران نه بر جلوگیری کامل از خسارت، بلکه بر حفظ توان کافی برای انجام حملات متقابل استوار است.
مرحله دوم: پاسخ ایران – با کمک متحدان
پاسخ ایران بلافاصله میدان نبرد را فراتر از مرزهای این کشور گسترش خواهد داد. طبق این طرح، تهران ظرف چند ساعت رگبارهایی از موشکهای بالستیک و پهپادها را به سوی تأسیسات نظامی آمریکا در سراسر منطقه شلیک خواهد کرد.
اهداف اصلی شامل پایگاه هوایی «العدید» در قطر خواهد بود که میزبان مقر پیشروی فرماندهی مرکزی آمریکا و مرکز اصلی عملیات هوایی است. ایران سال گذشته، پس از آنکه سایتهای هستهایاش هدف بمبافکنهای B-2 آمریکا قرار گرفت، این پایگاه را هدف حمله قرار داد.
در کویت، پایگاه هوایی «علی السالم» و «کمپ عریفجان» – یکی از مراکز اصلی لجستیکی نیروهای زمینی آمریکا – هدف قرار خواهند گرفت. همچنین تأسیسات نظامی در سراسر امارات متحده عربی و یک پایگاه آمریکا در سوریه، جایی که هنوز ۲ هزار نیروی آمریکایی حضور دارند، در فهرست اهداف قرار خواهند داشت.

ایران پس از ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰، پایگاه «عینالاسد» در عراق را با موشکهای بالستیک هدف قرار داد که در نتیجه آن بیش از ۱۰۰ نظامی آمریکایی دچار آسیبهای مغزی شدند. ایران ممکن است بار دیگر نیز چنین حملهای را تکرار کند، هرچند نیروهای آمریکایی ماه گذشته «خروج کامل» خود از این پایگاه را به پایان رساندند.
در این گزارش آمده است: «ایران خود را در جنگ یک “جزیره منزوی” نمیبیند، بلکه خود را مرکز بالقوه یک شبکه از رویاروییها تلقی میکند.»
راهبرد ایران بر غلبه بر پدافندهای آمریکا از طریق «حجم حملات» استوار است؛ شلیک همزمان صدها یا هزاران پرتابه برای اشباع سامانههای دفاع موشکی پاتریوت و تاد.
ایران در زرادخانه خود پهپادهای «شاهد-۱۳۶» با کلاهک ۵۰ کیلوگرمی، موشکهای بالستیک «خیبرشکن» با سرجنگی مانورپذیر برای عبور از سامانههای دفاع موشکی، موشکهای بالستیک «عماد» با کلاهک ۷۵۰ کیلوگرمی، و موشکهای کروز «پاوه» با بردی در حدود هزار مایل در اختیار دارد.
هرچند بسیاری از این پرتابهها رهگیری خواهند شد، اما ایران معتقد است تعداد کافی از آنها عبور کرده و تلفات قابل توجه و خسارات سنگینی به زیرساختهای حیاتی وارد خواهند کرد. همزمان، تصور میشود که «محور مقاومت» ایران در چندین جبهه فعال شود.
حزبالله لبنان بهصراحت اعلام کرده است که هرگونه جنگ علیه ایران را جنگ خود میداند و میتواند با شلیک راکت و موشک به سوی اسرائیل، این متحد آمریکا را وادار به انحراف منابع خود به سمت دفاع کند.
حوثیهای یمن حملات خود به کشتیها در دریای سرخ، اسرائیل و پایگاههای آمریکا در منطقه را تشدید خواهند کرد. گروههای شبهنظامی عراقی همسو با تهران نیز نیروهای آمریکایی و مراکز دیپلماتیک را هدف قرار خواهند داد.
با این حال، این راهبرد چندنیابتی با چالشهای جدی مواجه است. عملیاتهای نظامی اخیر اسرائیل توانمندیهای حزبالله و حماس را بهشدت تضعیف کرده است.
این فرض که این گروهها بتوانند بلافاصله حملاتی مؤثر و هماهنگ را آغاز کنند و همزمان در برابر اقدامات متقابل اسرائیل و آمریکا نیز از خود دفاع کنند، خوشبینانه به نظر میرسد.
کشورهای میزبان، از جمله عراق و لبنان، ممکن است بهطور فعال تلاش کنند مانع استفاده از خاک خود برای حملاتی شوند که میتواند واکنشهای ویرانگر و تلافیجویانهای را به دنبال داشته باشد.
با این حال، هدف رویکرد چندجبههای، پراکندهکردن نیروهای آمریکا در منطقه از طریق گشودن همزمان چندین درگیری در نقاط مختلف است؛ اقدامی که توان واشنگتن برای تمرکز نیروها علیه خود ایران را محدود میکند.
تهران هشدار داده است هر کشوری که حریم هوایی، پایگاه یا پشتیبانی لجستیکی در اختیار عملیات آمریکا قرار دهد، «هدف مشروع» تلقی خواهد شد.
مرحله سوم: جنگ سایبری
ایران قصد دارد حملات سایبری را علیه آنچه نقاط آسیبپذیر آمریکا میداند آغاز کند؛ از جمله شبکههای حملونقل، زیرساختهای انرژی، نظام مالی و ارتباطات نظامی.
تهران بر این باور است که عملیات سایبری میتواند لجستیک نظامی آمریکا را مختل کرده، فرماندهی و کنترل نیروها را پیچیده سازد و در کشورهای متحدی که میزبان نیروهای آمریکایی هستند، آشوب ایجاد کند.
ایران با هدف تحت فشار قرار دادن دولتهای میزبان برای اخراج نیروهای آمریکایی، امیدوار است با حمله به زیرساختهای غیرنظامی مانند شبکههای برق یا سامانههای آبرسانی، هزینههای سیاسی و اجتماعی حضور آمریکا را افزایش دهد.
هکرهای ایرانی پیشتر توانمندیهایی را در حمله به اهداف منطقهای نشان دادهاند. در سال ۲۰۱۲، ویروس «شمعون» ۳۰ هزار رایانه شرکت نفتی آرامکوی عربستان سعودی را مختل کرد.

در سالهای اخیر نیز گروههای ایرانی زیرساختهای آمریکا را مورد آزمون قرار دادهاند، هرچند در برابر شبکههای نظامی مستحکم آمریکا موفقیت محدودی داشتهاند.
با این حال، فرماندهی سایبری آمریکا سالهاست خود را برای چنین سناریوهایی آماده کرده است. توانمندیهای سایبری آمریکا بهمراتب فراتر از ایران است و این کشور قادر است حملات متقابلی علیه زیرساختهای ایران انجام دهد؛ زیرساختهایی که نسبت به سامانههای آمریکا آسیبپذیرتر هستند.
پنتاگون میتواند تولید برق ایران را از کار بیندازد، سامانههای هدایت موشکی را مختل کند و شبکههای ارتباطی را به خطر بیندازد.
مرحله چهارم: فلجسازی عرضه جهانی نفت
به گفته ایران، قدرتمندترین سلاح این کشور جغرافیاست: کنترل تنگه هرمز؛ گذرگاهی که روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت – معادل تقریباً ۲۱ درصد نفت جهان – از آن عبور میکند.
این آبراه که در باریکترین نقطه تنها ۲۴ مایل عرض دارد، یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان به شمار میرود. ایران در دورههای تنش شدید، بارها تهدید کرده است که این تنگه را خواهد بست.
این تاکتیک شامل مینگذاری مسیر کشتیرانی، حمله به نفتکشها با موشک و پهپاد و حتی غرقکردن کشتیها برای مسدودسازی مسیرهای عبور خواهد بود.

نیروهای دریایی سپاه پاسداران تمرینهایی برای اجرای تاکتیک «حمله گروهی» انجام دادهاند؛ استفاده از قایقهای تندرو کوچک مجهز به راکت و اژدر که برای غلبه بر ناوهای بزرگ طراحی شدهاند.
چنین اقداماتی میتواند قیمت نفت را بهشدت افزایش دهد و آن را به بشکهای ۲۰۰ دلار یا بیشتر برساند؛ وضعیتی که خسارات اقتصادی سنگینی در سراسر جهان وارد کرده و فشار زیادی بر آمریکا برای عقبنشینی ایجاد خواهد کرد.
حسین شریعتمداری، نماینده آیتالله علی خامنهای، گفته است: «ما میتوانیم علیه آمریکا، فرانسه، بریتانیا و آلمان در تنگه هرمز محدودیت اعمال کنیم و اجازه تردد به آنها ندهیم.»
ایران محاسبه میکند که این سلاح اقتصادی میتواند ائتلاف بینالمللی حامی اقدام نظامی آمریکا را دچار شکاف کند.
ایالات متحده برای باز نگه داشتن تنگه هرمز برنامههای اضطراری در اختیار دارد؛ از جمله عملیات مینروبی، اسکورت نفتکشها توسط ناوشکنها و حمله به تأسیسات ساحلی ایران.
با این حال، حتی کاهش نسبی عبور و مرور کشتیها از این تنگه نیز میتواند بازارهای جهانی را دچار تلاطم شدید کند. ایران معتقد است هزینه اقتصادی چنین وضعیتی در نهایت واشنگتن را وادار خواهد کرد بهجای ادامه یک جنگ طولانی، وارد مذاکره شود.
با این حال، این راهبرد برای خود ایران نیز مخاطرات بزرگی به همراه دارد؛ صادرات نفت بخش عمده درآمد دولت را تشکیل میدهد و بستن تنگه هرمز میتواند اقتصاد ایران را حتی بیش از دشمنانش ویران کند.
مرحله پنجم: بازی نهایی
راهبرد تهران بر این فرض استوار است که آمریکا و متحدانش در نهایت به این جمعبندی برسند که هزینههای تداوم درگیری از منافع آن فراتر میرود.
ایران با تهدید عرضه جهانی انرژی، اعمال حملات مستمر در چندین کشور و احتمال وارد کردن تلفات قابل توجه به نیروهای آمریکایی، امیدوار است وضعیتی چندجبههای و ناپایدار ایجاد کند.
برنامهریزان ایرانی معتقدند آمریکا پس از جنگهای افغانستان و عراق، تمایل محدودی به درگیریهای طولانیمدت دارد.
جنگ همزمان با نیروهای نیابتی تثبیتشده در لبنان، یمن، عراق و احتمالاً سوریه، در کنار دفاع از متحدان حوزه خلیج فارس و حفظ باز بودن مسیرهای کشتیرانی، حتی توان نظامی آمریکا را نیز تحت فشار قرار خواهد داد.
ایران راهبرد خود را «فرسایش نامتقارن» میداند؛ این کشور میپذیرد که قادر به پیروزی نظامی نیست، اما باور دارد میتواند پیروزی را برای واشنگتن بیش از حد پرهزینه کند.
این محاسبه بر این فرض متکی است که آمریکا بهجای بهکارگیری تمام توان متعارف خود – که میتواند زیرساختها و نیروهای نظامی ایران را ویران کند – مسیر کاهش تنش را انتخاب خواهد کرد.
در نهایت، پرسش اصلی نه توان نظامی، بلکه «اراده سیاسی» است.
این راهبرد همچنین فرض میکند که تصمیمگیری در هر دو طرف عقلانی خواهد بود؛ در حالی که پویاییهای تشدید تنش در جنگ بهطور بدنامی غیرقابل پیشبینی هستند. آنچه ایران آن را فشار حسابشده میداند، ممکن است به واکنش ویرانگر آمریکا بینجامد، بهویژه اگر تلفات آمریکاییها بالا باشد.
ایران این واقعیت را میداند. و اگرچه این طرح پیروزی را ترسیم میکند، اما در پسِ آن امیدی خاموش وجود دارد که هرگز به مرحله اجرا نرسد.
—-
اختَر ماکویی، خبرنگار امور بینالملل روزنامه تلگراف، مستقر در لندن