سرکوب خونین معترضان در رشت؛ «بازار را آتش زدند و مردمی را که از شعلههای مرگبار میگریختند، به رگبار بستند»
اعتراضات گسترده دیماه ۱۴۰۴ در شهر رشت یکی از خونینترین سرکوبهای اعتراضات ضدحکومتی در ایران را رقم زد. بنابر روایتهای رسیده، صدها نفر در جریان این اعتراضات کشته شدند. بیش از ۳۰۰ مغازه در اثر آتشزدن نیروهای حکومتی سوخت و شهروندانی که برای فرار از رگبار بیوقفه سلاحهای جنگی و سنگین به بازار پناه برده بودند، هدف شلیک مستقیم قرارگرفتند.
تصاویر مغازههای سوخته رشت و فضای سوتوکور این شهر، از نخستین تصاویری بود که صداوسیمای جمهوری اسلامی در روزهای آغازین سرکوب و همزمان با قطعی کامل اینترنت منتشر کرد و آن را «حادثهای تروریستی» خواند و عاملش را معترضان.
با وجود تداوم قطع اینترنت و محدودیت شدید در دسترسی به اطلاعات، بهتدریج گوشههایی از آنچه شاهدان از آن بهعنوان «قتلعام مردم رشت» یاد میکنند، آشکار شده است. چهار شاهد عینی سرکوب خونبار رشت در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، در گفتوگوهایی جداگانه از مشاهدات خود به سازمان حقوق بشر ایران گفتهاند.
آغاز اعتراضات و کشتار بیرحمانه شهروندان
شاهد اول که پس از این رویدادها از ایران خارج شده است، به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «آنچه بر ما در رشت گذشت، قابل توصیف نیست. آنچه امروز در فضای مجازی گفته میشود، حتی یکصدم چیزی نیست که ما شاهد بودیم».
به گفته این شاهد عینی، بازار رشت از روز ۱۷ دیماه شاهد اعتصاب و اعتراض بود، ولی یک روز بعد، یعنی ۱۸ دیماه، مردم رشت بهصورت گسترده به خیابانها آمدند.
او میگوید: «در ساعات اولیه، جمعیت بسیار زیاد بود و تقریباً همه خیابانها مملو از مردم شده بود. نیروهای امنیتی در ابتدا کمتعداد بودند و برخوردی با مردم نداشتند. هر لحظه جمعیت بیشتر میشد و مردم با این حس که شهر در دست آنهاست، شادمانی میکردند. اما پس از گذشت چند ساعت و همزمان با افزایش چشمگیر جمعیت و قطع اینترنت، حمله نیروهای نظامی و امنیتی و سرکوب و کشتار مردم آغاز شد. مأموران با گاز اشکآور، سلاح ساچمهای و سلاح جنگی به جان مردم افتادند. اما مردم مقاومت میکردند و تا ساعت ۳ یا ۴ بامداد، صدای تیراندازی از همهجای شهر شنیده میشد.»
شاهد دوم از نحوه شروع اعتراضات گسترده در رشت میگوید: «من با چند نفر از دوستانم سمت بازار بودیم. پنجشنبه و جمعه جمع شدیم همه دور میدان شهرداری رشت. کمکم همه آمدند، چندهزار نفر، همهجا پر آدم شده بود؛ از زن و مرد و بچه تا پیرمرد و پیرزن شعار میدادیم. ایمان داشتیم این سری کارشان تمام است. کارد به استخوانمان رسیده بود. از روز جمعه تیر جنگی میزدند و هیچ رحمی نداشتند. نمیگذاشتند مردم برسند به خیابان اصلی، ولی اکثر محلهها سنگین مقاومت میکردند. مردم با وجود سركوب، حتی با وجود تیر مستقیم، پشت دیوارهای کوچهها سنگر گرفته بودند.»
شاهد اول تأکید کرد که بخشی از نیروهای حاضر در سرکوب، وابسته به سپاه قدس بودند و ترکیبی از نیروهای ایرانی و نیروهای نیابتی در سرکوب مردم حضور داشتند. او گفت: «برخی از آنها به زبان عربی صحبت میکردند. در میان آنها، افراد بسیار کمسنوسال هم دیده میشدند؛ نیروهای بسیجی ۱۴ یا ۱۵ ساله که به آنها اسلحه داده شده بود.»
شاهد چهارم سرکوب اعتراضات ضدحکومتی در رشت میگوید که «شاهد صحنههایی باورنکردنی بوده است، گویا ارتشی بیگانه وارد کشور شده و دست به قتلعام مردم زده است». او میافزاید: «جسدهای کشتهشدگان را با باتوم میزدند. کودک خردسال یکی از کشتهشدگان را مأموران بهزور میخواستند ببرند که با گریهوزاری مادرش منصرف شدند. هرکس به کوچه پسکوچههای خلوت فرار میکرد را دنبال میکردند و با گلوله جنگی میکشتند. به یکی از بستگانم از نزدیک ۶۰ گلوله ساچمهای زده بودند که خود را کشانکشان به مغازه یکی از آشنایانش رساند و بعد به بیمارستان رفت.»
آتشزدن بازار و کشتار مردم در حال فرار
به گفته این شاهدان، گروهی از معترضان برای فرار از تیراندازی ممتد مأموران حکومتی در روز ۱۸ دیماه به بازار رشت پناه بردند. شاهد نخست میگوید: «مأموران مغازهها و بازار را آتش زدند. مأموران، افرادی را که از آتش فرار میکردند، به رگبار بستند یا بازداشت کردند. درمیان معترضان، افراد سالخورده، جوانان و حتی کودکان حضور داشتند و به هیچکسی رحم نکردند. به زخمیها تیر خلاص میزدند. آن شب ما در میانه تیر و آتش و خون، جهنم را با چشمان خود دیدیم.» او درمورد آتشزدن بازار، اضافه کرد: «مردم رشت معتقدند حکومت با این کار هم از کاسبان معترض که اعتصاب کرده بودند، انتقام گرفت و هم با ساختن سناریو مقصر جلوهدادن معترضان در آتشسوزی بازار، پرونده بازداشتشدهها را سنگینتر کرد.»
شاهد دوم در این ارتباط میگوید: «پنجشنبه رشت از کنترل خارج بود. کسی باورش نمیشد نصف بازار رشت کامل سوخته. بسیاری از ساختمانهای سپاه کامل سوختند و چند مسجد. خیلیها میگویند بازار رشت را مأمورها آتش زدند. بالای ۳۰۰ مغازه آتش گرفت در بازار شهرداری رشت. چندین پایگاه بسیج و ساختمان دیگر هم به آتش کشیده شد که من عکس آنها را دارم ولی جرئت ارسالشان را ندارم. وضعیت جوری نیست که راحت بشود عکس گرفت، ولی شهرداری رشت کپی غزه شده است. عمق فاجعه و آنچه در رشت گذشت، از آنچه پوشش داده میشود، بهمراتب بیشتر است.»
شاهد سوم درمورد کشتار مردم در بازار رشت میگوید: « عصر روز ۱۸ دیماه، در خیابان گلسار و معلم شلوغی زیادی بود که تا ساعت ده الی یازده شب ادامه داشت. مأموران به مردم حمله کردند و جمعیت را بهسمت مرکز شهر کشاندند. در بازار رشت تعداد زیادی از مردم را با تیر کشتند. مردم به داخل مغازهها پناه بردند، اما آنجا را آتش زدند و کسانی را که از آتش فرار میکردند، هدف شلیک قرار میدادند و میکشتند.»
شاهد چهارم میگوید کسانی که در اعتراضات کشته نشدند، از قتلعام فرار کردند: «مردم زیادی بودند. نزدیک بازار همه را به رگبار بستند. اول فکر کردیم صدای گلوله برای ترساندن است، اما گلولههای جنگی برای کشتن مردم بودند. در طالش که از چند روز پیش تجمعات شروع شده بود، نزدیک به ۷۰۰ نفر را کشتند. در لاهیجان، مردم را کشتند. در سیاهکل دستکم ۸ نفر را کشتند.»
شلیک گلولههای جنگی و ربودن زخمیها
شاهد دوم از تعداد بالای کشتهشدگان در اعتراضات ضدحکومتی رشت در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه میگوید: «جمعه ۱۹ دیماه، چهار ساعت تمام تیراندازی بود. نمیگذاشتند مردم از محلهها به خیابانها بیایند. سر کوچهها کمین کرده بودند، هرکسی را میدیدند میزدند؛ مثلاً سر چهار برادران را بسته بودند که مردم به خیابان مطهری نرسند، ولی مردم آنقدر شجاع بودند که مأموران دیوانه شده بودند، تیر جنگی شلیک میکردند. زیر ساختمان ما میدان جنگ بود. دو نفر کشته شدند و کلی زخمی. همه محلات همین بود. تلفات جمعه زیاد بود. کم نکشتند. نمیدانم شاید به هزارنفر رسیده.»
به گفته شاهد اول، نیروهای امینتی به زخمیهایی هم که هنوز شانس زندهماندن داشتند، رحم نکردند. بسیاری از خانوادهها بهتوصیه کادر درمان بیمارستانها، زخمیهای خود را از ترس بازداشت یا کشتهشدن بهدست نیروهای حکومتی به خانه منتقل کردند: «مأموران حکومتی زخمیها را از بیمارستان دزدیدند و به آنها تیر خلاص میزدند. مأموران معترضان بیهوششده یا زخمی را همراه با کشتهشدگان، روی هم، در کانکسها میریختند. اگر کسی زخمی یا بیهوش بود، دربرابر چشمان دیگر معترضان به او تیر خلاص میزدند.»
پول تیر؛ شرط تحویل پیکر کشتهشدگان
یکی از بخشهای سرکوب معترضان در رشت، نحوه برخورد حکومت با خانوادههای کشتهشدگان است.
به گفته این شاهدان، برای تحویل پیکر کشتهشدگان با خانوادهها تماس گرفته و با بدترین و اهانتآمیزترین شکل، به آنها خبر کشته شدن عزیزانشان داده میشد. به یک پدر گفته بودند: «بیا انگل تروریستت را جمع کن و ببر!»
گزارشهای تأییدشدهای که به سازمان حقوق بشر ایران رسیده است، نشان میدهد حکومت برای تحویل پیکر کشتهشدگان از خانوادهها پول مطالبه میکند.
اگر خانوادهها توان پرداخت نداشته باشند، به آنها برگهای حاوی اسامی معترضان بازداشتشده میدهند و از آنها خواسته میشود بهصورت کتبی اعلام کنند که فرزندشان بسیجی بوده و این افراد قاتل فرزندشاناند و خواهان مجازات این افرادند.
به گفته این منبع زمان خاکسپاری نیز ازسوی نهادهای امنیتی تعیین میشود که عموماً شبانه بوده است. در برخی موارد به خانوادههایی که تمکن مالی ندارند «تخفیف» داده میشود، ولی در عوض از آنها خواسته میشود که با یک جعبه شیرینی برای تحویل جنازه مراجعه کنند. عدهای نیز به دلیل فشارها و اهانتها، از مراجعه برای تحویل پیکر عزیزانشان خودداری کردهاند.
شاهد سوم در این ارتباط میگوید: «شنیدم بعضی از خانوادههای جانباختگان، بچههایشان را در حیاط خانه خود دفن کردند و بعضی دیگر اجساد را در کوههای اطراف دفن کردند. گفته شد از تعدادی از آنها پول خواسته بودند و نداشتند. بعضی هم شبانه و دزدکی در یکی از قبرستانها دفن شدند، اما وقتی مأمورها متوجه شدند، اجساد را از خاک بیرون آوردند و با خود بردند.»
فضای امنیتی رشت پس از روزهای سرکوب
بعد از سرکوب خونین دیماه، فضای کاملاً امنیتی و نظامی در رشت حاکم شد. شاهدان عینی میگویند مأموران با یورش به خانهها بهدنبال جمعآوری گیرندههای اینترنت ماهوارهای استارلینک و دیشهای ماهواره رفتند. این یورشها بهویژه در مناطقی مانند دهکده ساحلی در رشت شدیدتر بود.
به گفته شاهدان عینی، تعداد زیادی از زخمیها همچنان در خانهها نگهداری میشوند و از ترس بازداشت یا کشتهشدن، امکان مراجعه به مراکز درمانی را ندارند.
شاهد چهارم، فضای شهر رشت از روز ۲۰ دیماه به بعد را همچون «مناطق اشغالشده اروپا بهدست نیروهای آلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم» توصیف میکند و میگوید: «تصورش سخت است. حکومت نظامی حاکم بود. شهر مثل گورستان شد. مأموران سر کوچهها بودند. شهر خاموش شد.»
شمار دقیق کشتهشدگان رشت مشخص نیست، اما به گفته شاهد اول، بهسختی میتوان خانوادهای را یافت که عزیزی را از دست نداده، یا یکی از بستگانش زخمی نشده باشد. او میافزاید: «بسیاری از کشتهشدگان جوانانی بودند که تنها فرزند خانوادههایشان محسوب میشدند و اکنون خانوادههایی برجای ماندهاند که چیزی برای ازدستدادن ندارند.» با این حال، این شاهد عینی تأکید میکند که مردم رشت همچنان به امید «آزادی ایران» زنده و ایستادهاند.
***
برای طرح پرسشها و ارسال دیدگاهها، لطفاً با
محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، تماس بگیرید.
Tel: +47 91742177
.(JavaScript must be enabled to view this email address)