رافائل اس. کوهن (مدیر برنامه «راهبرد و دکترین» در پروژه نیروی هوایی اندیشکده رَند)
فارین پالیسی / ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶
* دور بعدی درگیری میتواند بزرگتر و خشنتر از جنگ ۱۲روزه سال گذشته باشد.
اگر بتوان یک خط فکری ثابت در سیاست خارجی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، شناسایی کرد، بیتردید موضع سختگیرانه او در قبال ایران است. او دهههاست که نسبت به خطرات در اختیار داشتن سلاح هستهای توسط آیتاللهها هشدار میدهد. از دید او، رژیمی که شعار همیشگیاش «مرگ بر اسرائیل» است و یک شمارشمعکوس برای نابودی اسرائیل را در قلب تهران به نمایش گذاشته، تهدیدی مستقیم علیه بقای کشورش محسوب میشود. اسرائیل و ایران سالها درگیر یک جنگ پنهان بودند و از زمان کشتار ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به دست حماسِ مورد حمایت ایران، سه دور رویارویی مستقیم را تجربه کردند که در نهایت به یک جنگ محدود ۱۲روزه در ژوئن گذشته انجامید. این درگیری هیچ نشانهای از پایان قطعی در خود ندارد.
اما، چنانکه گاهی در خاورمیانه رخ میدهد، اتفاقی غیرمنتظره روی داد. در حالی که ایران با ناآرامیهای گسترده ناشی از تورم بالا و نارضایتی عمومی از رژیم مواجه بود، نتانیاهوی همواره تندرو در قبال ایران، عقبنشینی کرد. گزارشها حاکی از آن است که اسرائیل با ایران به توافقی دست یافت که بر اساس آن، هیچیک به دیگری حمله نکند و همچنین، اسرائیل به همراه کشورهای حاشیه خلیج فارس، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، را از بمباران ایران در این مقطع منصرف کرد.
با این حال، توافق نتانیاهو با تهران بیش از آنکه تغییردهنده قواعد بازی در این رقابت دیرینه باشد، یک توقف تاکتیکی بود. این وقفه به احتمال زیاد دوام چندانی نخواهد داشت و دلایل متعددی وجود دارد که نشان میدهد دور بعدی جنگ ایران و اسرائیل میتواند حتی از قبل نیز گستردهتر باشد.
اسرائیل در مقطع کنونی، دلایل عملیاتی قانعکنندهای برای پرهیز از یک رویارویی مستقیم دیگر داشت. در جریان جنگ ۱۲روزه تابستان گذشته، موشکهای ایرانی دستکم ۳۳ نفر را در اسرائیل کشتند، بیش از ۳۵۰۰ نفر را زخمی کردند و حداقل ۱.۵ میلیارد دلار خسارت به بار آوردند. سامانههای پدافند هوایی اسرائیل و ایالات متحده مانع از آن شدند که این تلفات و خسارات بسیار بیشتر شود. با این حال، در پایان جنگ، بنا بر گزارشها ذخایر رهگیرهای اسرائیل — بهویژه سامانه پیشرفته «آرو» که توان رهگیری موشکهای بالستیک را دارد — رو به کاهش گذاشت. افزون بر این، ایالات متحده اکنون نسبت به تابستان گذشته، داراییهای نظامی کمتری در منطقه برای کمک به دفاع اسرائیل در اختیار دارد.
اسرائیل همچنین با تهدیدهای فوریتری روبهرو است. این کشور مدتهاست نگران آن است که حزبالله، مهمترین نیروی نیابتی ایران در مرزهای اسرائیل، بتواند حملهای مشابه حمله حماس را در شمال اسرائیل اجرا کند — اما در ابعادی حتی بزرگتر. هرچند ارتش اسرائیل در کارزار خود در لبنان در پاییز ۲۰۲۴ حدود ۴۰۰۰ نیروی حزبالله را از پای درآورد، این گروه همچنان دهها هزار رزمنده در اختیار دارد. اسرائیل حتی پس از اجرایی شدن آتشبس در نوامبر ۲۰۲۴ نیز به اعمال فشار نظامی بر این گروه ادامه داد و بنا به گفته مقامهای آمریکایی، ایران در سال ۲۰۲۵ همچنان حدود یک میلیارد دلار به حزبالله منتقل کرده است.
اگر این عوامل عملی را با تردید کلی نسبت به این موضوع در نظر بگیریم که آیا حملات هوایی میتوانست در جریان اعتراضات، به فروپاشی رژیم ایران منجر شود یا نه، روشن میشود که اسرائیل پیش از ورود به دور تازهای از درگیری با ایران، اولویتهای دیگری داشته است.
با این حال، محاسبات نتانیاهو ممکن است بهزودی بار دیگر تغییر کند. مقامهای وزارت دفاع اسرائیل پیشتر وعده دادهاند که تولید رهگیرهای «آرو» را در تابستان بهطور «قابلتوجهی تسریع» کنند و ارتش این کشور اخیراً سامانه جدید پدافند هوایی «آرو ۴» را نیز آزمایش کرده است. در جبهه شمالی، دولت لبنان طبق توافق آتشبس، به حزبالله تا پایان سال گذشته مهلت داد تا خلع سلاح شود و همزمان، استقرار نیروهای خود را به سمت جنوب آغاز کرد. دفتر نخستوزیری اسرائیل این اقدامات را «آغازی امیدوارکننده، اما بههیچوجه کافی» توصیف کرد. به بیان دیگر، اسرائیل بهزودی با این انتخاب روبهرو خواهد شد که یا اجازه دهد روند خلع سلاح ادامه یابد، یا خود بهصورت نظامی برای «پایان دادن به کار» وارد عمل شود.
پس از آنکه هر یک از این دو مسیر طی شود، تمرکز اسرائیل ناگزیر بار دیگر به سوی ایران بازخواهد گشت. اگرچه عملیات هوایی اسرائیل و ایالات متحده در تابستان گذشته، برنامه هستهای ایران را برای چندین سال — یا حتی بیشتر — به عقب راند، اما رژیم ایران از جاهطلبیهای هستهای خود دست نکشیده است. گزارشی از مؤسسه ایتالیایی مطالعات سیاسی بینالمللی که اواخر سال گذشته منتشر شد و به نقل از منابع نامشخص در ایران بود، اعلام کرد که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بهطور خصوصی با توسعه کلاهکهای هستهای کوچکسازیشده موافقت کرده است. در حالی که مطالعهای از سوی «مؤسسه علم و امنیت بینالمللی» در اواخر نوامبر نتیجه گرفت که تأسیسات اصلی هستهای ایران در فردو، نطنز و اصفهان «تا حد زیادی تخریب شدهاند و از زمان جنگ فعالیت قابلتوجهی نداشتهاند»، ارزیابیهای دیگر از وجود یک سایت هستهای جدید خبر دادند — سایتی موسوم به «کوه کلنگ» — که در عمق بیشتری از زمین دفن شده است.
تلاشهای هستهای ایران ممکن است همچنین از حمایت بازیگران خارجی برخوردار باشد؛ بهویژه روسیه. هرچند روسیه بهطور رسمی با اشاعه سلاحهای هستهای مخالف است، اما کرملین — که در جنگ اوکراین به فناوری پهپادی ایران متکی بوده — بارها بر «حق ایران برای برخورداری از یک برنامه هستهای صلحآمیز» تأکید کرده، با حملات هوایی اسرائیل در ماه ژوئن مخالفت ورزیده و امکان کمک به ایران در هرگونه رویارویی آینده با غرب را منتفی ندانسته است. در سپتامبر گذشته، دو کشور توافقی ۲۵ میلیارد دلاری امضا کردند که بر اساس آن، شرکت دولتی هستهای روسیه، «روساتم»، چهار راکتور هستهای غیرنظامی در ایران احداث خواهد کرد.
ایران همزمان در حال تقویت دیگر توانمندیهای نظامی خود نیز هست. پاییز گذشته، گزارش شد که چین مواد اولیه لازم برای برنامه موشکهای بالستیک ایران را ارسال کرده است. در ماه دسامبر، یک رسانه وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از انجام آزمایشهای موشک بالستیک خبر داد؛ گزارشی که بعدتر خبرگزاری رسمی دولت آن را تکذیب کرد. همچنین ماه گذشته، یک رسانه ایرانی — به نقل از منابع نظامی نامشخص — مدعی شد که ایران در حال کار بر روی کلاهکهای شیمیایی و بیولوژیک است. بهطور جداگانه، روسیه چندین ماهواره مخابراتی ایرانی را به فضا پرتاب کرد که گفته میشود کاربرد غیرنظامی دارند، هرچند برخی تحلیلگران تردید دارند که این ماهوارهها صرفاً اهداف غیرنظامی را دنبال کنند.
بعید است اسرائیل اجازه دهد بازسازی توان نظامی ایران بدون پاسخ بماند. حتی پیش از جنگ ژوئن نیز، نتانیاهو نسبت به اینکه ایران داوطلبانه از برنامه هستهای خود دست بکشد — چه رسد به کنار گذاشتن برنامه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی منطقهای — بدبین بود. اکنون که ایران نشان داده هم اراده و هم توان حمله مستقیم به اسرائیل با رگبار موشکها و پهپادها را دارد، اسرائیل هرگونه دستیابی احتمالی ایران به سلاحهای هستهای، بیولوژیک یا شیمیایی را بیش از پیش تهدیدی وجودی تلقی میکند. در چارچوب ذهنیت راهبردی اسرائیل پس از ۷ اکتبر، «اقدام پیشدستانه» بر «بازدارندگی» بهعنوان ابزار ترجیحی مواجهه با چنین تهدیدهایی برتری یافته است.
به این معادله باید این واقعیت را هم افزود که سال ۲۰۲۶، سال انتخابات در اسرائیل است. نتانیاهو سرمایه سیاسی خود را بر تضمین امنیت — بهویژه در برابر ایران — بنا کرده است. افزون بر این، برای ادامه حکمرانی ناگزیر است رضایت ائتلاف راست افراطی خود را جلب کند. همین حالا نیز چند تن از اعضای تندروتر، با آتشبسی که به جنگ ژوئن پایان داد مخالفت کرده و خواستار پایانی قاطعتر بودند. حتی اگر دولت نتانیاهو سقوط کند، روشن نیست که یک دولت میانهروتر در اسرائیل، رویکرد نرمتری در قبال ایران در پیش بگیرد.
اسرائیل بهطور علنی از احتمال یک حمله پیشدستانه دیگر سخن گفته است. اواخر دسامبر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، سپهبد ایال زمیر، هشدار داد که «ایران همان طرفی است که حلقه خفهکننده پیرامون اسرائیل را تأمین مالی و تسلیح کرد و پشت طرحهای نابودی آن ایستاده است»، و افزود اسرائیل «در هر کجا که لازم باشد، در جبهههای نزدیک و دور، پاسخ خواهد داد.» چند روز بعد، نتانیاهو در جریان سفر به اقامتگاه مارالاگوی ترامپ، ایده دور تازهای از حملات را مطرح کرد. ترامپ پس از دیدارشان تهدید کرد که اگر ایران برنامه هستهای خود را از سر بگیرد، «بهشدت آن را در هم خواهد کوبید».
اگر اسرائیل واقعاً در اندیشه حملهای دیگر به ایران باشد، این حمله احتمالاً زودتر از آنچه انتظار میرود رخ خواهد داد. جنگ تابستان گذشته بسیاری از سامانههای پدافند هوایی ایران را از بین برد و حدود نیمی از پرتابگرهای موشکهای زمینبهزمین را نابود کرد. هرچند ایران بلافاصله پس از پایان جنگ بازسازی پدافند هوایی خود را آغاز کرد، اما هنوز بهطور کامل از این ضربه رهایی نیافته است. حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین ایران، اوایل دسامبر گفت: «آسمان ایران کاملاً برای دشمن امن شده است.» از منظر عملیاتی، اسرائیل بهاحتمال زیاد ترجیح میدهد تا زمانی که این پنجره باز است، دست به حمله بزند.
این جنگ همچنین ممکن است گستردهتر از کارزار ژوئن گذشته باشد. فاصله حدود ۹۰۰ مایلی میان ایران و اسرائیل، محدودیتهایی برای عملیات نظامی ایجاد میکند، اما بهراحتی میتوان یک جنگ هوایی طولانیتر و ویرانگرتر را تصور کرد. پس از جنگ ۱۲روزه، ایران دیگر مکان ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را اعلام نکرد و برخی تحلیلگران نگراناند که ایران بتواند این مواد را نسبتاً آسان در سراسر کشور جابهجا کند. افزون بر این، اگر ایران واقعاً دارای برنامه شیمیایی و بیولوژیک باشد، تولید این سلاحها به زیرساختهای بزرگ و تخصصی — مانند مجموعه سانتریفیوژها — که برای سلاحهای هستهای لازم است، نیاز ندارد و میتواند در مکانهای متعددی انجام شود. همه اینها بدان معناست که اهداف اسرائیل صرفاً به چند سایت هستهای بزرگ محدود نخواهد بود.
به همین ترتیب، تأسیساتی که در عمق بیشتری زیر زمین دفن شدهاند — مانند «کوه کلنگ» — برای هدف قرار گرفتن مؤثر، به مواد منفجره بسیار قدرتمندتری نیاز دارند. از آنجا که اسرائیل نه بمبافکن در اختیار دارد و نه مهمات لازم برای این کار، برای نابودی چنین سایتی به کمک ایالات متحده نیاز خواهد داشت؛ امری که میتواند دامنه درگیری را گسترش دهد. اگر حمایت آمریکا فراهم نشود، اسرائیل ناچار خواهد بود بارها به این سایت حمله کند یا نوعی عملیات خرابکارانه پرخطر را برای تخریب آن به اجرا بگذارد. مجموع این عوامل به جنگی گستردهتر از جنگ ژوئن گذشته اشاره دارد.
در مقابل، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استدلال میکند که اسرائیل قادر نخواهد بود یک کارزار طولانیتر و پرهزینهتر را تحمل کند و از این رو، به نظر میرسد که خود نیز مایل است جنگ به درازا بکشد. چشمانداز یک شکست سریع و نامتوازن دیگر، نهتنها ضربهای به اعتبار ایران خواهد بود، بلکه میتواند بیش از پیش کنترل رژیم بر قدرت را تضعیف کند. رهبری ایران که هنوز از بزرگترین اعتراضات ضدحکومتی دهههای اخیر به خود میلرزد، توان آن را ندارد که ضعیف جلوه کند.
البته در خاورمیانه هیچچیز هرگز قطعی نیست. اگر اعتراضات کنونی در ایران دوباره شعلهور شود یا حتی به سرنگونی رژیم بینجامد، میتواند سیاست خارجی ایران را دگرگون کند. در سوی اسرائیل، افزایش خستگی از جنگ ممکن است میل سیاستمداران به یک رویارویی دیگر را محدود سازد. ترامپ نیز ممکن است، فارغ از خواست نتانیاهو، تصمیم به بمباران ایران بگیرد — یا برعکس، ابتکار تازهای برای حلوفصل دیپلماتیک در پیش گیرد. بازیگران دیگری نیز حضور دارند: چین، که روزانه حدود ۷۵۰ هزار بشکه نفت از ایران وارد میکند، بیتردید نگران اختلال جنگ در تأمین انرژی خود خواهد بود.
با این همه، در شرایط کنونی نشانهها حاکی از آن است که تنشزدایی میان ایران و اسرائیل دوام چندانی نخواهد داشت. و هنگامی که این آرامش فروبپاشد، دور بعدی درگیری میتواند حتی بزرگتر و زشتتر از دورههای پیشین باشد.