ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Wed, 21.01.2026, 18:55
روایت‌ کشته‌شدن علیرضا رحیمی ۲۶ساله در تهران‌پارس

سازمان حقوق بشر ایران / ۱ بهمن ۱۴۰۴

«با چشم‌ خودم دیدم که حدود ۴۰ نفر فقط در یک نقطه کشته شدند»

بیست‌وپنج روز از آغاز دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران می‌گذرد و باوجود ادامه قطعی اینترنت در سراسر ایران، به‌تدریج برخی روایات به‌دست سازمان حقوق بشر ایران می‌رسد که ابعاد گسترده سرکوب و کشتار سیستماتیک معترضان را آشکارتر می‌کند. سازمان حقوق بشر ایران پیش از این اعلام کرده است که اطلاعات دریافتی از شاهدان عینی، خانواده‌ها و دیگر شهروندان، در کنار دیگر شواهد موجود، نشان می‌دهد که تعداد معترضان کشته‌شده ممکن است حتی از بالاترین برآوردهای رسانه‌ای نیز فراتر رود.

یک شاهد عینی که در اعتراضات گسترده ضدحکومتی در منطقه تهران‌پارس در شرق تهران حضور داشته است، پس‌از خروج از ایران، اطلاعاتی از سرکوب خونین معترضان در این محله در شب ۱۸ دی‌ماه و کشته‌شدن علیرضا رحیمی ۲۶ساله با شلیک مأموران حکومتی در اختیار سازمان حقوق بشر ایران گذاشت. او گفت که با چشم‌های خودش دیده است نزدیک به ۴۰ نفر فقط در یک نقطه کشته شدند و به‌نقل از یکی از دوستانش، افزود که آن شب، تنها طی یک ساعت، «پیکر بی‌جان حدود ۱۲۰ معترض» را به یکی از بیمارستان‌های تهران‌پارس آورده‌اند.

این معترض که اکنون در خارج از ایران به‌سر می‌برد، به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «هجدهم دی‌ماه، حدود ساعت ۱۰ شب تجمع بزرگی مقابل پایگاه بسیج سر کوچه ۲۰۲ تهران‌پارس شکل گرفته بود. از پشت‌بام مخابرات سپاه از فاصله نزدیک مستقیم به پشت سر علیرضا رحیمی شلیک شد. با اینکه گلوله ساچمه‌ای بود، چون در سر علیرضا منفجر شد، باعث کشته شدنش شد. عمو و برادر دوقلوی علیرضا پیشش بودند که او را به بیمارستان رساندند.»

او می‌گوید پس از اینکه علیرضا رحیمی به بیمارستان منتقل شد، با دیگر معترضان به‌سمت کلانتری ۱۲۶ فلکه سوم تهران‌پارس در خیابان رشید رفته است. به‌گفته این شاهد عینی، جمعیت معترضان در منطقه تهران‌پارس به‌حدی زیاد بوده است که مأموران دچار وحشت شده بودند. 

او در گفت‌وگو با سازمان حقوق بشر ایران، حال‌وهوای روز ۱۸ دی‌ماه را چنین شرح می‌دهد: «تابه‌حال چنین جمعیتی ندیده بودم. شاید ۱۰۰هزار نفر فقط در تهران‌پارس به خیابان‌ها آمده بودند. مأموران در چهارراه تیرانداز از بالای ساختمان کلانتری ۱۲۶ شروع به تیراندازی به‌سمت معترضان کردند. اول گلوله‌های مشقی بود، ولی بعد شروع به تیراندازی با گلوله‌های جنگی کردند. به سر معترضان شلیک می‌کردند. من با چشم‌های خودم دیدم که نزدیک به ۴۰ نفر فقط آنجا کشته شدند. بیشتر آن‌ها جوان بودند. سه نفرشان هم زن بودند. یکی از مأموران کلانتری بعداً گفت که ۳ مأمور هم کشته شده‌اند. این مأمور می‌گفت بیش‌از ۸۰درصد مأموران کلانتری می‌خواستند خود را تسلیم معترضان کنند که فرماندهانشان مانع شدند.»

این شاهد عینی درباره سرکوب معترضان در شامگاه ۱۸ دی‌ماه می‌گوید: «تا ساعت ۱۰ و نیم شب، وضعیت طوری شده بود که گویا تهران‌پارس از کنترل حکومت خارج شده و به‌دست مردم افتاده. با حضور نیروهای نوپو و لشگر فاطمیون ورق برگشت. آن‌ها هیچ ملاحظه‌ای نداشتند. به قصد قتل عام مردم آمده بودند. زن و مرد و پیر و جوان برایشان فرقی نداشت. معترضان را به رگبار بستند. اسلحه‌های یوزی و کلاشنیکف داشتند. بیشتر مردها از سر هدف قرار می‌گرفتند و زنان از قلب. صحنه وحشتناکی بود. گازهای اشک‌آور مرتب پرتاب می‌شد. معترضان توانستند تعدادی از مجروحان را به بیمارستان آرش در فلکه سوم تهران‌پارس برسانند. یکی از دوستانم خبر داد که تنها در یک ساعت، پیکر بی‌جان حدود ۱۲۰ معترض به این بیمارستان آورده شد.»

این معترض اهل تهران‌پارس در مورد چگونگی تحویل پیکر علیرضا رحیمی گفت: «خانواده علیرضا پس از پرداخت پول به یکی از راننده‌های آمبولانس در بهشت زهرا، توانستند پیکر او را درمیان انبوه چندهزار نفری پیکرهای داخل سوله‌ها پیدا کنند. پیکر بی‌جان علیرضا درمیان چند جان‌باخته دیگر شناسایی شد.»

این شاهد عینی با تأیید گزارش‌های منتشرشده درمورد تحویل پیکر معترضان کشته‌شده درازای دریافت پول، گفت: «از دو نفر از اعضای خانواده‌ کشته‌شدگان اعتراضات، نفری ۱ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان گرفتند تا پیکر عزیزانشان را تحویل دهند، آن هم پس از ۶ روز که پیکرها در سردخانه کهریزک مانده بودند. به یکی دیگر از خانواده‌ها هم که وضع مالی خوبی  داشت، گفته شد درازای تحویل پیکر عزیزش باید ۳میلیارد تومان بدهد و همین‌طور امضا کند که فرزندش عضو بسیج بوده است. آن‌‌ها این درخواست را رد کردند. گویا به حساب بانکی افراد نگاه می‌کنند و هرکس پولدارتر باشد، از او پول بیشتری می‌خواهند.»

این معترض اهل تهران‌پارس از ازدحام بسیار زیاد در بهشت‌زهرای تهران هنگام خاکسپاری معترضان خبر داد و گفت: «در غسالخانه بهشت زهرا جای سوزن‌انداختن نبود. من خودم شاهد بودم پیکرها را با کانتینر می آوردند. هر یک دقیقه، یک پیکر خارج می‌شد. قطعه ۳۲۷ بهشت‌زهرا در یک روز پر شد. کسی نوحه نمی‌خواند. خانواده‌ها برای کشته‌شدگانشان دست می‌زدند و شعارهای ضدحکومتی سرمی‌دادند. علیرضا را در قطعه‌ای که مزار خانوادگی آن‌ها بود، خاک کردند؛ او بدون خواندن نماز و مراسم مذهبی و با پخش موسیقی‌های مورد علاقه‌اش به خاک سپرده شد.»

این شاهد عینی از دوستی دیرینه خود با علیرضا رحیمی می‌گوید و از او به‌عنوان جوانی دوست‌داشتنی، مؤدب و عاشق فوتبال یاد می‌کند که درمیان همه بستگان و دوستانش محبوب بود.