سازمان حقوق بشر ایران / ۳۰ دی ۱۴۰۴
«سنگفرشهای شهرم به رنگ خون جوانانش درآمد»
بیستوچهار روز از آغاز دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران میگذرد و باوجود ادامه قطعی اینترنت در سراسر ایران، بهتدریج برخی روایات بهدست سازمان حقوق بشر ایران میرسد که ابعاد گسترده سرکوب و کشتار سیستماتیک معترضان را آشکارتر میکند.
یک شاهد عینی که در اعتراضات گسترده ضدحکومتی در شهر مشهد حضور داشته، پس از خروج از ایران اطلاعاتی از سرکوب خونین معترضان در این شهر را در اختیار سازمان حقوق بشر ایران گذاشته است.
مهران، ۵۰ ساله و اهل مشهد، به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «روز ۱۸ دیماه، مردم از ساعت ۶ تجمع کردند. محله دانشجو، خیابان ۷ تیر، خیابان صیاد شیرازی، بلوار وکیلآباد و چهارراه پیروزی پر از جمعیت بود. گروهی از معترضان دوربینهای راهنمایی و رانندگی را از کار میانداختند و آتش روشن کرده بودند. در نزدیکی پایگاه بسیج ۷ تیر، مأموران با گلوله جنگی بهسمت معترضان شلیک کردند. مردم، زخمیها را روی دست یا با موتورسیکلت حمل میکردند. درمانگاهی نزدیک به پایگاه بسیج بود، کادر درمان ترسیده بودند، ولی زخمیها را پذیرش کردند.»
این شاهد عینی میگوید در مشهد نیروهای لباس شخصی و یگان ویژه بیشترین نقش را در سرکوب مردم داشتند. به گفته این منبع، در میان معترضان درحوالی پایگاه ۷ تیر بسیج، شنیده شد که در مناطق پارک ملت مشهد و شاندیز سرکوب شدیدتر بوده و معترضان قتلعام شدهاند. این شاهد عینی میگوید شاهد آن بوده است که بسیاری از جوانان کم سنوسال باوجود شنیدن خبر قتلعام مردم، از جان خود گذشته بودند و میگفتند بهسمت پارک ملت میرویم، حتی اگر کشته شویم.
این شاهد عینی حالوهوای روز ۱۹ دیماه را چنین شرح میدهد: «صبح روز ۱۹ دی به خیابان آمدم. هنوز آثار خون مردم روی سنگفرشها وجود داشت. مأموران تلاش کرده بودند آثار سرکوب را از بین ببرند. شعارهای ضدحکومتی روی دیوارها سیاه شده بود؛ اما هنوز ایستگاههای اتوبوسِ شکستهشده و آثار زدوخورد شب پیش وجود داشت.»
این شاهد عینی درباره سرکوب معترضان در شامگاه ۱۹ دیماه میگوید: «معترضان زیادی تجمع کرده بودند. در خیابان جلال مشهد بهحدی گاز اشکآور زدند که حال خیلی از معترضان وخیم شده بود. من فکر میکنم مواد شیمیایی هم استفاده کردند. صدای تیراندازی قطع نمیشد. معترضان سر خیابان دانشآموز مشهد، پایگاه بسیج را آتش زدند. با چشمهای خودم دیدم که دختر نوجوان ۱۶ ساله و لاغراندامی گلوله خورد و کشته شد. در بلوار وکیلآباد بهسمت خیابان دانشآموز هم دیدم با گلوله ساچمهای به چشم معترضان شلیک کردند.»
این معترض مشهدی حمله مأموران حکومتی به خانههای مردمی که به معترضان پناه داده بودند را تأیید کرد و گفت: «مردم در خانههایشان را باز میکردند تا معترضان پناه بگیرند. مأموران لباسشخصی این خانهها را شناسایی کرده بودند. شاهد بودم مأمورانی که کلت و ژ۳ داشتند، با خشونت به خانهها هجوم آوردند؛ با باتوم معترضان را زدند، لباس آنها را روی سرشان کشیدند و با خود بردند.»
این شاهد عینی از جو امنیتی حاکم بر مشهد از صبح روز ۲۰ دیماه و حضور پررنگ نیروهای نظامی در این شهر چنین میگوید: «از روز ۲۰ دی، فضای امنیتی سنگینی بر شهر حاکم شد. موتورسیکلتهای مأموران با صدای هولناک مانور میدادند تا رعب و وحشت ایجاد کنند. ایست-بازرسی در نقاط مختلف شهر گذاشته بودند. مأمورانی که نقاب به چهره داشتند، با اسلحه خودروها را میگشتند. مناطق مختلفی از مشهد در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه شاهد قتلعام معترضان بود. بلوار طوسی، پل فجر، طبرسی، احمدآباد، چناران، همهجا خون راه افتاده بود.»
معترض مشهدی از تعداد بالای کشتهشدگان و مجروحان در اعتراضات ضد حکومتی مشهد چنین میگوید: «نمیشود آمار دقیقی از کشتهشدگان داد؛ به نظرم هزاران نفر. مجروح هم زیاد بود. یکی از بستگان من ۱۰۳ گلوله ساچمهای خورد. اما برای اینکه در مراجعه به بیمارستان باید کارت ملی ثبت کنیم، در خانه ماند. یک پرستار به خانه او رفت و با موچین ساچمهها را درآورد؛ اما هنوز چند گلوله در گردنش باقی مانده است. یکی دیگر از دوستانم به سردخانه مشهد رفت تا خبری از یکی از نزدیکانش کشتهشدهاش بگیرد. تنها روی آیپد تصویر کشتهشدگان را به او نشان دادند. هنگام تحویل پیکر هم به او گفتند بابت هر گلوله باید ۱۵۰ میلیون تومان بدهد. گزینه دیگر این بود که به نام کشتهشده عضو بسیج ثبت شود که دوستم زیربار این موضوع نرفت و با پرداخت پول، پیکر عزیز کشتهشدهاش را تحویل گرفت.»
مشهد از کانونهای اصلی اعتراضات ضدحکومتی دیماه ۱۴۰۴ در ایران بوده است. این اعتراضات که از روز ۷ دیماه در بازار تهران آغاز شد، بهسرعت به شهرهای دیگر ایران گسترش یافت. گزارشهای تأییدشده نشان می دهد روز ۱۴ دیماه نیز تجمع اعتراضی مردم مشهد با سرکوب و بازداشت گسترده معترضان در مناطقی از شهر، ازجمله در خیابان احمدآباد، روبهرو شد.