ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 23:00
مردم ایران شایسته حمایت جهانی هستند

۱۴ ژانویه ۲۰۲۶

ایرانیانی که علیه حکومت خود دست به تظاهرات زده‌اند، شجاعتی الهام‌بخش و تحسین‌برانگیز از خود نشان می‌دهند. در ربع قرن گذشته، جنبش‌های اعتراضی در ایران هر چند سال یک‌بار برای دستیابی به آزادی‌های سیاسی بیشتر شکل گرفته‌اند و حکومت هر بار با خشونت آن‌ها را سرکوب کرده است. با این حال، در هفته‌های اخیر ده‌ها هزار ایرانی به خیابان‌ها آمده‌اند تا خواستار تغییر شوند.

آنان این اعتراض‌ها را ادامه می‌دهند، حتی در شرایطی که حکومت آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، با کشتن صدها و شاید هزاران نفر به این اعتراض‌ها پاسخ داده است. معترضان شایسته تحسین همه کسانی هستند که به دموکراسی، آزادی و برابری در برابر قانون باور دارند.

اما این‌که چگونه می‌توان به آن‌ها در دستیابی به آزادی‌ای که سزاوارش هستند کمک کرد، مسئله‌ای دشوارتر است. رژیم دینی حاکم بر تهران، دژی از ثروت نفتی، متحدان اقتدارگرا و خشونت داخلی بنا کرده است. با این حال، گام‌های امیدوارکننده‌ای وجود دارد که ایالات متحده و دیگر کشورها می‌توانند بردارند. رئیس‌جمهور ترامپ به‌درستی حکومت ایران را مورد سرزنش قرار داده است، اما خطر آن وجود دارد که بدون تدوین راهبردی سنجیده، شتاب‌زده به اقدام نظامی روی آورد. پرسش اساسی این است که کدام اقدامات — دیپلماتیک، اقتصادی و در صورت لزوم نظامی — بیشترین شانس را برای تقویت جنبش اعتراضی و ایجاد شکاف در میان نخبگان هم‌پیمان با حکومت خامنه‌ای دارند.

خشونت‌های اخیر این حکومت بار دیگر بر واقعیتی تأکید می‌کند که دهه‌هاست روشن بوده است: این حکومت یکی از شریرترین رژیم‌های جهان است و بیشترین هزینه را شهروندان ایران می‌پردازند.

سال گذشته، ایران به‌طور میانگین روزانه حدود شش نفر را اعدام کرد — در مجموع بیش از دو هزار نفر. این حکومت با جلوگیری از حضور نامزدهایی که وفاداری خود به رژیم را اثبات نکرده‌اند، دموکراسی را تضعیف می‌کند. انتقاد را سانسور می‌کند. علیه اقلیت‌های مذهبی تبعیض قائل می‌شود؛ بهائیان را از ورود به دانشگاه‌ها منع می‌کند و در مواردی حتی اجازه ساخت مسجد به مسلمانان سنی نمی‌دهد.

زن‌ستیزی سیاست رسمی حکومت است. در دادگاه‌ها، شهادت زنان وزن کمتری نسبت به شهادت مردان دارد. چندهمسری قانونی است و شوهران می‌توانند همسران خود را از اشتغال یا سفر به خارج از کشور منع کنند. زنان اغلب به دلیل نداشتن حجاب مورد آزار قرار می‌گیرند و اجازه ندارند به‌تنهایی در انظار عمومی آواز بخوانند یا در بسیاری از رویدادهای ورزشی مردان حضور یابند. خشونت علیه زنان غالباً بدون مجازات باقی می‌ماند. تبعیض علیه افراد ال‌جی‌بی‌تی‌کیو نیز سیاست رسمی است. روابط جنسی همجنس‌گرایانه غیرقانونی است و مجازات آن می‌تواند شلاق و حتی اعدام باشد.

حکومت ایران مردم خود را به فقر کشانده است. تمرکز حکومت بر جنگ‌افروزی به اقتصاد آسیب زده و باعث شده دیگر کشورها ایران را از تجارت جهانی کنار بگذارند. رهبران ایران به‌جای سرمایه‌گذاری در مردم خود، درآمدهای نفتی را صرف پیشبرد برنامه هسته‌ای، حمایت از تروریسم و تأمین سبک زندگی خود کرده‌اند. سرمایه‌گذاری داخلی آن‌قدر ناچیز بوده است که تهران تا آستانه کمبود شدید آب پیش رفته است.

پیش از انقلاب ۱۹۷۹، کشور تحت نوع دیگری از حکومت فاسد و سرکوبگر، به رهبری محمدرضا شاه پهلوی، قرار داشت. با این حال، ایران پیش از انقلاب از نظر درآمد سرانه بالاتر از میانگین جهانی بود. امروز، درآمد سرانه ایران کمتر از نصف میانگین جهانی است. با وجود پیشینه تاریخی ایران در سواد و آموزش، تولید ناخالص داخلی سرانه این کشور از کشورهایی چون گواتمالا، عراق، کوزوو، لیبی و آفریقای جنوبی عقب‌تر افتاده است.


اقتصاد ایران به‌شدت از میانگین جهانی عقب مانده است

در سطح جهانی، حکومت آیت‌الله خامنه‌ای موجب گسترش هرج‌ومرج و مرگ شده است. این حکومت هزاران پهپاد موسوم به «انتحاری» به روسیه ارسال کرده و به ولادیمیر پوتین امکان داده است اوکراینی‌های بیشتری را به قتل برساند. ایران مهم‌ترین متحد رژیم هولناک بشار اسد در سوریه بوده و شبکه گسترده شکنجه او را ممکن ساخته است. بزرگ‌ترین پروژه سیاست خارجی ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹، تلاش برای نابودی اسرائیل بوده است؛ عمدتاً از طریق نیروهای نیابتی تروریستی مانند حماس، حزب‌الله و حوثی‌ها. این گروه‌ها نه‌تنها اسرائیلی‌ها، بلکه غیرنظامیانی از ده‌ها کشور، از جمله آرژانتین، بلغارستان، اتیوپی، فرانسه، تایلند و ایالات متحده را کشته‌اند. حزب‌الله همچنین به فروپاشی لبنان و تبدیل آن به کشوری شکست‌خورده کمک کرده است.

برای دهه‌ها، این اقدامات به ایران اجازه می‌داد تصویری از قدرت بین‌المللی ارائه دهد. آیت‌الله خامنه‌ای که اکنون ۸۶ سال دارد، و دیگر روحانیونی که کشور را اداره می‌کنند، خود را رقیبی برای عربستان سعودی در نفوذ بر خاورمیانه می‌پنداشتند. اما این رژیم در نهایت بسیار ضعیف‌تر از آنچه به نظر می‌رسید، از کار درآمده است.

از زمان حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل حماس و حزب‌الله را به‌شدت تضعیف کرده است. در جریان جنگی ۱۲روزه در سال گذشته، اسرائیل سامانه‌های پدافند هوایی ایران را درهم کوبید و رهبران برنامه هسته‌ای سرکش این کشور را ترور کرد، و در عین حال صدها موشک شلیک‌شده از سوی ایران به سمت اسرائیل را سرنگون ساخت. سپس آقای ترامپ دستور حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را صادر کرد؛ اقدامی که جاه‌طلبی‌های آشکار رهبران ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را به عقب انداخت.

تحریم‌های اقتصادی سخت‌گیرانه جدیدی که سال گذشته از سوی ایالات متحده، کانادا، بریتانیا و سازمان ملل به دلیل برنامه هسته‌ای ایران اعمال شد، ضربه بیشتری به اقتصاد کشور وارد کرده است. بر این فاجعه ملی افزوده شده که حکومت ایران حتی در حفظ جان رهبران خود نیز ناتوان به نظر می‌رسد؛ ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور و یکی از گزینه‌های بالقوه جانشینی خامنه‌ای، به همراه وزیر امور خارجه، در اردیبهشت ۱۴۰۳ (مه ۲۰۲۴) زمانی که بالگردشان در مه غلیظ سقوط کرد، کشته شدند.

این تحولات رژیم خامنه‌ای را تحقیر کرده و مقام‌های نگران را واداشته است برخی محدودیت‌ها بر رفتارهای عمومی — مانند رقص — را کاهش دهند. ضعف آشکار حکومت همچنین به شعله‌ور شدن اعتراض‌های کنونی دامن زده است.

این اعتراض‌ها در ۲۸ دسامبر، با نارضایتی بازاریانی آغاز شد که از سقوط بیش از ۸۰ درصدی ارزش پول ملی ایران در سال گذشته و عبور نرخ تورم سالانه از ۴۰ درصد خشمگین بودند. از آن زمان، اعتراض‌ها رنگ‌وبوی سیاسی‌تری گرفته و به هر ۳۱ استان کشور گسترش یافته است. بر اساس ویدئوها، برخی از این تجمع‌ها بسیار گسترده بوده‌اند. معترضان شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر داده‌اند که اشاره‌ای مستقیم به آیت‌الله خامنه‌ای است. بسیاری از ایرانیان از این خشمگین‌اند که حکومتشان ماجراجویی‌های خارجی را بر رفاه داخلی ترجیح داده است. یکی از شعارهای رایج چنین است: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران».

واکنش مناسب از سوی جهان، پیش از هر چیز، باید با ابراز همبستگی یکپارچه با معترضان آغاز شود. رژیم خامنه‌ای آن‌قدر فاسد و تباه است که امکان اصلاح آن وجود ندارد. این حکومت فرصت‌های فراوانی برای انتخاب مسیری متفاوت داشته است. دولت اوباما از ایران دعوت کرد که در صورت چشم‌پوشی از سلاح هسته‌ای و پایبندی به هنجارهای پایه بین‌المللی، به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شود. اما آیت‌الله‌ها به‌جای آن، افراط‌گرایی و سرکوب را برگزیدند. آنان نشان داده‌اند که فراتر از اصلاح و بازپروری هستند. جنبش اعتراضی بهترین امید برای ایرانی است که در جهان آسیب کمتری وارد کند و بهتر به مردم خود خدمت رساند.

در عمل، دولت ترامپ باید بر تلاش‌های دولت بایدن در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ برای قاچاق کیت‌های استارلینک به داخل ایران بنا کند؛ کیت‌هایی که به معترضان امکان می‌دهد زمانی که حکومت ایران — همان‌گونه که در روزهای اخیر رخ داده — اینترنت را تا حد زیادی قطع می‌کند، از طریق ماهواره با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. ایالات متحده همچنین باید اقداماتی انجام دهد تا این تجهیزات در برابر تلاش‌های حکومت خامنه‌ای برای مسدود کردن آن‌ها همچنان فعال بمانند، و از راه‌های دیگر نیز به کمک معترضان بشتابد.

جهان همچنین می‌تواند تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران را گسترش دهد. دولت ترامپ این هفته از اعمال تعرفه‌های جدید علیه هر کشوری که با ایران دادوستد کند خبر داد و دیگر دموکراسی‌ها نیز باید مجازات‌های اقتصادی خود را اعمال کنند. اروپا می‌تواند نقشی حیاتی ایفا کند. رهبران اروپایی گاه درباره ماهیت حکومت ایران ساده‌لوح بوده‌اند و اکنون باید فعالانه‌تر وارد عمل شوند. آقای ترامپ نیز به نوبه خود باید خصومت عمیقش با اروپا — از جمله جاه‌طلبی‌های مضحک برای تصرف گرینلند — را کنار بگذارد و قدرت یک ائتلاف متحد را به رسمیت بشناسد.

یکی از گزینه‌های سیاستی می‌تواند هدف قرار دادن همه مقام‌های ارشد حکومت خامنه‌ای و نزدیکان آن با تحریم‌های فردی و توقیف دارایی‌ها باشد. آنان باید بدانند که اگر از رژیم فاصله نگیرند، برای همیشه منزوی خواهند شد و دیگر امکان خریدهای لوکس و گردشگری‌ای را که بسیاری از آن‌ها از آن بهره‌مندند، نخواهند داشت. هدف باید ایجاد فشارهای متعارض بر نخبگان ایران و شکاف انداختن میان آنان باشد. چنین اقداماتی می‌تواند وعده آقای ترامپ به معترضان — مبنی بر این‌که «کمک در راه است» — را محقق کند.

البته او تهدید کرده است که بسیار فراتر از این‌ها خواهد رفت. در دوم ژانویه، پنج روز پس از آغاز اعتراض‌ها، او گفت که ایالات متحده «آماده شلیک» است و اگر رژیم علیه معترضان از خشونت استفاده کند، «به کمک آن‌ها خواهد آمد». اگر آقای ترامپ در این تهدید جدی است، از او می‌خواهیم بسیار سنجیده‌تر از آنچه معمولاً عمل می‌کند، پیش برود. او باید پیش از هر اقدام نظامی، مجوز کنگره را دریافت کند. باید محدودیت‌ها و اهداف آن را به‌روشنی بیان کند: این اقدام چگونه رژیم را تضعیف خواهد کرد؟ چگونه از لغزیدن به سوی یک شکست بی‌پایان جلوگیری می‌کند؟ و باید اطمینان حاصل کند که ارتش ایالات متحده به‌واسطه افزایش نیروها در اطراف ونزوئلا بیش از حد تحت فشار قرار نگرفته باشد. حمله به ایران بدون آمادگی و منابع کافی، جان آمریکایی‌ها در منطقه را به خطر خواهد انداخت.

بیش از هر چیز، او باید از فقدان انضباط راهبردی و اقدامات غیرقانونی‌ای که کارزار ونزوئلا را تعریف کرده است، پرهیز کند. او باید بپرسد کدام سیاست‌ها بیشترین شانس را برای تضعیف سرکوب خشونت‌بار رژیم و ایجاد شرایط گذار دموکراتیک دارند.

فارغ از آنچه جهان انجام دهد، ممکن است حکومت خامنه‌ای همچنان در سرکوب اعتراض‌ها موفق شود. این حکومت بی‌تردید به تصویر کردن معترضان به‌عنوان عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی دشمنان خارجی ادامه خواهد داد. اما این اتهام‌زنی‌ها نباید جهان را — آن‌گونه که آیت‌الله‌ها امید دارند — به انفعال بکشاند. مردم ایران هرچه بیشتر پرده از دروغ‌ها و فاجعه‌های رژیم برمی‌دارند. ایرانیان در سال‌های اخیر نه با گرد آمدن زیر پرچم حکومت، بلکه با بسیج برای آینده‌ای بهتر و آزادتر واکنش نشان داده‌اند. آنان شایسته چنین آینده‌ای هستند.

———
* هیئت تحریریه نیویورک‌تایمز گروهی از روزنامه‌نگاران حوزه دیدگاه و نظر است که دیدگاه‌های آنان بر پایه تخصص، پژوهش، گفت‌وگو و مجموعه‌ای از ارزش‌های دیرپا شکل می‌گیرد. این هیئت از تحریریه خبری روزنامه مستقل است.