بزن سنگ
بزن سنگ
به منِ فاجر
فاسق
تبهکار
بزن سنگ
سرخ پوشيده بودم
بزن سنگ
رنگِ خونم بود پيراهنم
بزن سنگ
جلف است رنگِ خون
بزن سنگ
گيسوانم هوا میخواست
بزن سنگ
نامحرم است هوا
بزن سنگ
قدمهايم صدا داد
بزن سنگ
شهوتآور است صدا
بزن سنگ
میديد
مرد را
چشمانم!
بزن سنگ
غدغن است ديدن بزن سنگ
غدغن است بوسيدن بزن سنگ
غدغن است مستی بزن سنگ
غدغن است هشياری بزن سنگ
غدغن است گذشته بزن سنگ
غدغن است آينده بزن سنگ
زنم من . . . ! بزن سنگ
چشم دارم بزن سنگ
زبان دارم بزن سنگ
مغز دارم بزن سنگ
ای از مادر نزاده !
زنم من ! بزن سنگ
بزن سنگ
سنگ . . .
سنگ . . .
سنگ . . .