ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Thu, 29.10.2026, 16:49

تاب‌آوری جامعه، حکومت و زمانه بحران‌ها

سعید پیوندی

تاب‌آوری جامعه مفهومی است که از مدتی پیش به ادبیات حکومتی و رسانه‌ها راه یافته است. به نظر می‌رسد حمله نظامی به ایران و هم‌زمانی بحران‌های بزرگ از جمله سقوط قدرت خرید دلیل اصلی ظهور این مفهوم در گفتمان رسمی و عرصه عمومی شده است.

تاب‌آوری در شرایط بحرانی از جمله به این معناست که جامعه در برابر فشارها، نابسامانی‌ها و شرایط سخت زندگی ایستادگی کند، در کارکردهای حیاتی خود دچار فروپاشی نشود و با وجود رنج‌ها و آسیب‌های ناشی از مشکلات خود را با وضعیت دشوار سازگار سازد. در زمانه مشکلات بزرگ و بحران‌ها، تاب‌آوری امکان حفظ انسجام اجتماعی و نیز توانایی بازسازی زندگی جمعی را افزایش می‌دهد.

پرسش اصلی اما چگونگی شکل‌گیری و یا ارتقای تاب‌آوری جمعی در شرایط بحرانی است. آیا تاب‌آوری کنشی درون‌زا افراد یک جامعه است یا پدیده آگاهانه و نوعی برساخت جمعی که خمیرمایه آن را تعامل میان جامعه و نظام حکمرانی تشکیل می‌دهد؟ اگر هزینه بحران به‌طور نامتناسب بر دوش بخشی از جامعه یا تهیدستان قرار گیرد، واکنش به امر تاب‌آوری چه خواهد بود؟

بخشی از تاب‌آوری، به ویژه در سویه فردی، واکنش ناگزیر، طبیعی و شرط ادامه زندگی در زمانه بحران‌های بزرگ مانند جنگ، قحطی، حوادث طبیعی و یا سقوط قدرت خرید است. انسان‌ها، بدون آن‌که منتظر فراخوان و یا یاری ساختارهای رسمی یا مدنی بمانند، به گونه فردی یا در گروه‌های کوچک با غریزه و اراده زندگی و همبستگی می‌توانند در برابر بحران‌ها مقاومت کنند.

تاب‌آوری به عنوان رفتار جمعی و آگاهانه گروه‌های بزرگ اما برساخت اجتماعی است و بازتاب شکل‌گیری نوعی هوشیاری و انگاره جمعی. بازیگران این کنش جمعی هم شهروندان و نهادهای مدنی و یا شخصیت‌های مستقل تاثیرگذار می‌توانند باشند و هم ساختارهای رسمی و نظام حکمرانی. تفاهم میان جامعه و نظام حکمرانی اما یک‌سویه نیست و در برابر تاب‌آوری مردم، حکومت هم باید نشان دهد که قرار است چه دگرگونی‌های معناداری در حوزه حکمرانی، جلب اعتماد عمومی، اصلاح سیاست‌ها و شکل‌دادن به یک آینده متفاوت به‌وجود آید چرا که در بسیاری موارد بحران‌ها نتیجه مستقیم سیاست و کارکرد دستگاه حکومتی‌اند. تاب‌آوری جمعی که پی‌آمد تعامل و “بده و بستان” جامعه و نظام حکمرانی باشد را می‌توان تفاهمی یا مشارکتی نام داد.
در فرایند شکل‌گیری تاب‌آوری تفاهمی، مشروعیت سیاسی و اخلاقی و کارایی دولت و اعتماد عمومی عوامل مهمی به شمار می‌روند و امکان بهره‌جستن از ظرفیت‌ها و منابع کشور را افزایش می‌دهند. در بحران‌های چندسویه، اعتماد عمومی نه ‌فقط شرط تعامل جامعه و نظام حکمرانی، که یکی از منابع اساسی برای مدیریت بحران نیز هست. اگر برای تاب‌آوری قرار است “گذشتی” در میان باشد همه باید بخشی از آن را به‌عهده گیرند.

حال اگر به شرایط ایران بازگردیم پرسش بر سر این است که آیا بحرانی مانند حمله نظامی به خودی‌خود نوعی از تاب‌آوری جمعی را در پی می‌آورد؟ آیا فراخوان مسئولین به تاب‌آوری کافی است؟

آن‌چه تا کنون پیش رفته است حکایت از همان رابطه آمرانه همیشگی نظام حکمرانی با جامعه می‌کند. یعنی فهم حکومت این است که با ابلاغ دستور تاب‌آوری، بدون هزینه و تغییر رفتار و سیاست‌هایی که کشور را به سوی بحران‌های بزرگ سوق داده‌اند، می‌توان از مردم چنین چیزی را خواست. روایت رسمی حکومت از خود قربانی توطئه خارجی ترسیم می‌کند و به نام منافع ملی و تهدید خارجی از مردم می‌خواهد در برابر مشکلاتی که گویا فقط بیگانان به‌وجود آوردند مقاومت کنند.

این روایت تقلیلی و یک‌سویه حکومت که سیاست‌ها و رویکردهای نادرست خود را هم به پای “دشمنان” می‌نویسد با تجربه زیسته مردم هم‌خوانی ندارد و به همین خاطر هم نمی‌تواند گوش‌های شنوای چندانی پیدا کند. گام مهم برساخت یک تاب‌آوری جمعی تفاهمی اصلاح نظام حکمرانی و سیاست‌های تنش‌آفرین و بحران‌زا در داخل و خارج از کشور برای جلب اعتماد عمومی است.

مشکل دیگر روایت حکومتی این است که در انتهای این تونل تاریک بی‌اتنها هیچ روزنه و روشنایی برای خروج از چرخه بحران‌ها به چشم نمی‌خورد. نبودن امید به تغییر و آینده می‌تواند شرایط تاب‌آوری را به یک فرسایش و خستگی اجتماعی همگانی تبدیل ‌کند.

وقتی حکومت حتا حاضر نیست از برخی اقدامات خود مانند تحمیل حجاب اجباری، متوقف کردن اعدام‌ها، دستگیری‌ها، اذیت و آزارها دست بکشد و یا به سیاست‌های تبعیض‌آمیز پایان دهد چگونه مردم می‌توانند به فراخوان‌های یک‌سویه مسئولین روی خوش نشان دهند؟

نظرخواهی‌ها در ایران پس از ترومای کشتار دی‌ماه و حمله اسرائیل و امریکا نشان می‌دهند که برخلاف ادعای رسمی بی‌اعتمادی گسترده و شکاف میان بخش‌های بزرگی از مردم با نظام حکمرانی ترمیم نشده و ۷۵ درصد مردم در نظرخواهی که آقای ربیعی برای نهادهای رسمی بازگو کرده، خواهان تغییرات ساختاری و یا تغییر نظام هستند.

تاب‌آوری اگر تفاهمی و مشارکتی نباشد می‌تواند جایش را به فرسایش اجتماعی، افزایش خستگی روحی خشم عمومی بدهد. حکومت باید میان داغ و درفش و صلح اجتماعی انتخاب کند.

لینک گفتگو با رویا کریمی‌مجد
https://www.radiofarda.com/a/33883578.html
کانال شخصی سعید پیوندی
https://t.me/paivandisaeed



نظر خوانندگان:


☑️ با درود به جناب پیوندی عزیز و سپاس از موضوع تحقیقی جالب تاب‌آوری.
تاب‌آوری چیست و چگونه اندازه‌گیری میشود و چگونه در بین ملل جهان تغییر می‌کند؟ آیا ایرانیان تاب‌آورترین مردم جهان امروزند؟
شاید جالب باشه که برگردیم به عقب و به تاریخ وقایع مهم کشورمان و همچنین بقیه کشورهای مهم دیگر، از مردمان کشورهای همجوار گرفته تا شرق و غرب دور، یعنی چین و روم و اروپا، تا ببینیم وضعیت “تاب آوری” مردم ما و دیگر کشورها، از زمان ایران باستان تاکنون چگونه بوده است.
مثلا، مردم ما چگونه با تغییرات مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، جغرافیایی و فرهنگی و بویژه در اثر اشغال مملکت، شکست های جنگی، خرابی ها و قحطی ها و مهاجرت های عظیم از روستا به شهر و از کشور به کشور، تغییر بافت اجتماعی و شهری کشوری، طغیان، شورش، انقلاب، کودتا، و بسیاری عوامل دیگر ، چه رفتارهایی را در جامعه درخود ذخیره، پرورانده، و یا بروز داده اند، و در این راستا چه اسناد و مدارک و مشاهداتی را از خود بجا گذاشته‌اند.
مثلا، جنگهای طاقت فرسا با رومیان چه اثری در رفتار و تاب آوری مردم ایران داشته؟ حملات اسکندر مقدونی، اعراب حجاز و مکه، مغول و تاتار و غیره چه اثرات و یا پیامدهای رفتاری کوتاه و بلند مدت روی مردم ما در طول تاریخ داشته؟ فاکتورها و علایم این گونه رفتارها چگونه بوجود آمده و در طول تاریخ چگونه رشد کرده؟ ما تا کی و کجا تاب میاوریم و کی و چگونه دیگر تاب و تحمل خود را از دست میدهیم و فرضا برای تغییرات بنیادی و سیاسی به یک انقلابی سیاسی تبدیل میشویم؟ آیا ایران کنونی در و ضعیت پیشا انقلابی و یا انقلابی است؟
و حتی اگر بنگریم به رفتار تاب آوری خودمان در تاریخ مدرن ایران، و بپرسیم آیا مردم ما بعد از گسل ۵۷ تاب آور تر شده اند یا خیر؟ این درحالی است که جهان اطراف ما طور دیگری مارا میپنداشت. هنوز خوشبینی کارتر و سیا آمریکا را نبایستی از یاد برده باشیم که در سال ۱۹۷۸ ایران را جزیره ثبات خاورمیانه میدیدند و پیشبینی میکردند: “ایران در وضعیت انقلابی یا حتی پیشاانقلابی نیست.”!
اگرچه تاب‌آوری افراد مختلف جامعه در مقابل درد و رنج و سرکوب بسیار متفاوت است، ولی محدود است و بینهایت نیست. در هر کسی یک آستانه ای از تاب آوری و تحمل وجود دارد که پس از گذشتن از آن حد ماکزیمم ، همه چیز از هم میگسلد و فرد رفتارهایی را بروز میدهد که هیچوقت انجام نداده و فی الواقع همیشه از آنها حذر و پرهیز کرده بوده: اعمالی نظیر، ریزش ترس از حکومت و سرکوب، فریاد علنی و عریان علیه ظلم و ستم و تبعیض، اعتراضات عریان، شرکت در تظاهرات مردم، اعتصاب کردن و پیوستن به شورش و خشم و خشونت و تظاهرات خیابانی و پذیرفتن احتمال دستگیری و شکنجه و روانه زندان شدن، کمک به انقلاب و شرکت در جنگ و خونریزی علیه حکومت تا زمانیکه امید به پیروزی از بین نرفته.
کلا، تاب‌آوری یک فرد در یک جامعه بستگی به عوامل و یا فاکتورهای زیادی دارد، از جمله: وضعیت طبقاتی، شغلی و اقتصادی و مالی، دغدغه سیاسی و میزان خشم و تنفر و درگیری های او و میزان تلفات و سرکوب و شکنجه و زندان و خسران و زیان های مختلفی که از طرف رژیم و حکومت به وی تحمیل شده، ضعف و ناتوانی و نالایقی افراد رژیم، حمایت های مالی و سکونتی و معیشتی خانواده و بستگان و دوستان، میزان دانش و فهم و شعور سیاسی و اجتماعی، همدلی و دلسوزی برای دیگر مردمان آسیب دیده، ستمدیده و محروم، تجربه توهین و درد و سرکوب و شکنجه و زندان به خود و دیگران و بسیاری دیگر از این قبیل.
تاب‌آوری یک زندانی سیاسی رژیم ج.ا. مسلما از مردمان اطراف زندان، که در همان شهر مجهز به زندان، به طور معمول به زندگی معمولی و روزمره شان میپردازند، بسیار کمتر است. اگر تاب آوری بیشتری وجود داشت که هیچوقت به زندان نمیافتاد. پس باید موضوع تاب آوری را، هم از نظر تاریخی و هم از نقطه نظر جایگاه اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و صنفی و گروهی افراد جامعه مدرن امروزی ایران، مورد مطالعه دقیق قرار دهیم و تمام فاکتورهای مؤثر را شناخته و تعریف و باز تعریف کنیم، و بویژه نقش فاکتور های مهم “امید به آینده” و “امید به زندگی بهتر” را مورد تحقیق علمی دقیق قرار دهیم. بسنجیم، چرا بعضی از ما مردمان زندانی سیاسی شده اند و یا میشوند؟ که آیا صرف قبولی و رفتن به دانشگاه حس “امید به زندگی بهتر” را با خود میاورد، و یا اینکه برعکس، حس “بدبختی و فلاکت بیشتر” را در دانشجویان امروز ایران تداعی میکند؟ آیا رفتار اعتراضی و سیاسی و گروهی دانشجویان امروز بدنبال تغییر برای بهترشدن زندگی است، یا ناشی از افسردگی و نگرانی برای نوعی “بی آیندگی” ایران و سراب دیدن آینده پرمخاطره و وحشتناک ایرانیان در زیر حکومت ج.ا. ؟ و یا ناشی از بی انگیزگی مطلق، که دیگر دیرشده و هیچگونه راه حلی و امیدی برای بهبود وطن وجود ندارد، ویا اینکه ج.ا. آنقدر در طول نیم قرن خرابی و ویرانی جبران ناپذیر و غیرقابل ترمیم و اصلاح برجای گذاشته، که هرگونه امکان و احتمال بازسازی چنین ساختار ها و ذخایر و منابع و ثروت میهن را بکلی ازبین برده است؟ این طیف و سیع متغیر تاب آوری سیاسی را چگونه بر مردم خودمان تعریف و تطبیق دهیم تا نتایجی واقعی، همچون مشاهدات عینی از رفتار متفاوت مردم متفاوت امروز ایران، حاصل شود؟
با تقدیم احترام آرمان امیدوار