امرداد ۲۵۸۵
در فضای مجازی، گاهی یک جمله کوتاه میتواند بیشتر از آنچه تصور میکنیم اثر بگذارد. کافی است کسی نظری متفاوت بنویسد، تصویری منتشر کند، درباره موضوعی اجتماعی حرف بزند یا حتی درباره یک مسئله ساده اظهار نظر کند تا ناگهان با موجی از ناسزا، تحقیر و توهین روبهرو شود. کسانی که پشت صفحه تلفن همراه یا رایانه نشستهاند، گاهی کلماتی را به زبان میآورند که شاید در یک گفتوگوی رو در رو هرگز جرئت بیان آن را نداشته باشند.
فحاشی در سایتها و شبکههای اجتماعی دیگر یک اتفاق نادر نیست. در بخش دیدگاههای بسیاری از رسانهها، شبکههای اجتماعی و انجمنهای اینترنتی میتوان نمونههای فراوانی از توهین به افراد، خانوادهها، گروههای اجتماعی و حتی کسانی را دید که هیچ شناختی از یکدیگر ندارند. گاهی اختلاف بر سر یک موضوع ساده، در چند دقیقه به دعوا و توهین کشیده میشود و گفتوگویی که میتوانست فرصتی برای تبادل نظر باشد، به میدان خشم و تحقیر تبدیل میشود.
اما چرا برخی افراد در فضای اینترنت چنین رفتاری دارند؟ آیا این افراد در زندگی واقعی نیز همینگونه رفتار میکنند یا فضای مجازی شرایطی ایجاد کرده است که بخش دیگری از شخصیت آنها را آشکار میکند؟
یکی از مهمترین دلایل افزایش توهین در اینترنت، احساس ناشناسبودن است. فردی که در خیابان یا یک جمع دوستانه با دیگری صحبت میکند، معمولاً با واکنش مستقیم طرف مقابل روبهرو میشود. اگر به کسی توهین کند، ممکن است ناراحتی، اعتراض یا حتی قطع رابطه را ببیند. همین پیامدهای فوری باعث میشود بسیاری از افراد پیش از حرفزدن کمی فکر کنند. اما در فضای مجازی، فاصله میان گوینده و مخاطب بسیار بیشتر است. فرد پشت یک صفحه مجازی قرار دارد و ممکن است احساس کند کسی او را نمیبیند و نمیشناسد. همین احساس میتواند بعضی افراد را به رفتارهایی سوق دهد که در دنیای واقعی از انجام آنها خودداری میکنند.
البته ناشناسبودن بهتنهایی دلیل فحاشی نیست. مسئله مهمتر این است که فضای مجازی در بسیاری از مواقع، واکنش فوری و چهرهبهچهرهای ندارد. فرد ممکن است جملهای تند بنویسد و چند ثانیه بعد از آن عبور کند، بیآنکه ببیند همان جمله چه اثری بر مخاطب گذاشته است.
عامل دیگر، خشم و فشارهای روزمره است. انسانها در زندگی خود با مشکلات مختلفی روبهرو هستند؛ مشکلات اقتصادی، اختلافهای خانوادگی، فشار کاری، نگرانی از آینده و احساس ناکامی میتوانند میزان تحمل افراد را کاهش دهند. گاهی فضای مجازی به محلی برای تخلیه این خشم تبدیل میشود. فردی که از موضوعی ناراحت است، ممکن است خشم خود را متوجه شخصی کند که هیچ نقشی در مشکل او ندارد. در چنین شرایطی، یک نظر ساده یا حتی یک جمله معمولی میتواند بهانهای برای واکنش شدید شود.
البته این مسئله به معنای آن نیست که هر فرد عصبانی الزاماً به دیگران توهین میکند. بیشتر انسانها، حتی در شرایط دشوار، میتوانند خشم خود را کنترل کنند. تفاوت در شیوه تربیت، شخصیت، سلامتیی روان، تجربههای زندگی و مهارتهای ارتباطی باعث میشود افراد در برابر یک موقعیت مشابه واکنشهای متفاوتی داشته باشند.
گاهی نیز توهین در فضای مجازی از میل به دیدهشدن ناشی میشود.برخی کاربران متوجه شدهاند که حرفهای تند و جنجالی معمولاً واکنش بیشتری ایجاد میکند. یک نظر منطقی و آرام ممکن است چند پاسخ دریافت کند، اما یک جمله توهینآمیز میتواند دهها نفر را وارد بحث کند. در نتیجه، بعضی افراد بهتدریج یاد میگیرند که برای جلب توجه بیشتر، لحن خود را تندتر کنند. این چرخه میتواند فضای یک رسانه یا شبکه اجتماعی را به سمت جنجال، درگیری و بیاحترامی ببرد.
در چنین شرایطی، فضای عمومی تحت تأثیر قرار میگیرد. وقتی کاربران ببینند یک بخش از اینترنت پر از ناسزا و تحقیر است، ممکن است ترجیح دهند سکوت کنند و نظر خود را بیان نکنند. این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا یکی از مهمترین ویژگیهای فضای عمومی سالم، امکان بیان دیدگاههای متفاوت است.
اگر کسی بداند که پس از نوشتن یک نظر ممکن است با موجی از توهین روبهرو شود، احتمال دارد دیگر در بحثهای اجتماعی شرکت نکند. در این حالت، افراد منطقی و آرام کمکم کنار میروند و صدای کسانی که با لحن تندتر صحبت میکنند، بیشتر شنیده میشود. نتیجه آن است که فضای گفتوگو به جای آنکه نماینده دیدگاههای گوناگون باشد، بیشتر تحت تأثیر پرسر و صداترین و دهانگشادترین کاربران قرار میگیرد.
برخلاف یک مشاجره کوتاه در خیابان یا محیط کار، نوشتههای اینترنتی ممکن است بارها دیده و بازنشر شوند. یک جمله توهینآمیز میتواند ساعتها، روزها یا حتی سالها در فضای آنلاین باقی بماند. اگر توهین گسترده باشد، فرد ممکن است احساس کند در برابر جمع بزرگی قرار گرفته است. این وضعیت میتواند موجب ناراحتی، اضطراب، انزوا و کاهش اعتمادبهنفس شود.
مشکل زمانی جدیتر میشود که توهین از یک اختلاف نظر ساده عبور کند و به حمله شخصی تبدیل شود. اختلاف نظر بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی است. انسانها قرار نیست درباره همه چیز همنظر باشند. یک جامعه سالم نیز جامعهای نیست که همه افراد در آن یک فکر داشته باشند؛ بلکه جامعهای است که افراد بتوانند با وجود اختلاف، با یکدیگر صحبت کنند.
مرز میان نقد و توهین در همین نقطه اهمیت پیدا میکند. نقد میتواند تند، جدی و حتی ناخوشایند باشد، اما هدف آن بررسی یک نظر یا عملکرد است. در توهین، موضوع از نقد رفتار یا عقیده فرد عبور میکند و خود شخص هدف حمله قرار میگیرد. برای مثال، گفتن اینکه «این تصمیم اشتباه است و دلایل آن قانعکننده نیست» نقد محسوب میشود، اما تحقیر کردن فرد به دلیل داشتن آن نظر، دیگر نقد نیست.
این تفاوت ساده اما مهم است. اگر هر مخالفتی را توهین بدانیم، راه گفتوگو بسته میشود. از طرف دیگر، اگر هر توهینی را به نام آزادی بیان بپذیریم، فضای گفتوگو از بین خواهد رفت. آزادی بیان به این معنا نیست که انسانها هیچ مسئولیتی در برابر سخنان خود ندارند.
رسانهها و مدیران سایتها نیز در این زمینه مسئولیت مهمی دارند. رسانه آنلاین فقط محلی برای انتشار خبر نیست؛ بخش دیدگاهها و فضای گفتوگوی آن نیز بخشی از محیط رسانهای محسوب میشود. اگر یک رسانه اجازه دهد توهین، تهدید و تحقیر بدون هیچ محدودیتی ادامه پیدا کند، بهتدریج فضای خود را برای کاربران سالم و علاقهمند به گفتوگو نامناسب خواهد کرد.
داشتن قوانین روشن برای بخش دیدگاهها میتواند یکی از راههای مقابله با این مشکل باشد. کاربران باید بدانند که انتقاد و مخالفت پذیرفته میشود، اما توهین، تهدید، نفرتپراکنی و حمله به اشخاص قابل قبول نیست. اجرای این قوانین نیز باید تا حد امکان منصفانه و یکسان باشد تا کاربران احساس نکنند مقررات فقط برای برخی افراد اجرا میشود.
از سوی دیگر، خود کاربران نیز نقش مهمی دارند. هر توهینی الزاماً نیازمند پاسخ نیست. گاهی پاسخ دادن به یک جمله توهینآمیز، فقط باعث ادامه پیدا کردن درگیری میشود. فردی که با هدف تحریک دیگران وارد بحث شده است، ممکن است دقیقاً منتظر چنین پاسخی باشد. در بسیاری از موارد، نادیده گرفتن، گزارش کردن محتوای توهینآمیز به مسؤلین و ادامه ندادن بحث میتواند نتیجه بهتری داشته باشد.
البته سکوت همیشه بهترین راه نیست. در مواردی که توهین به تهدید، آزار مداوم، انتشار اطلاعات خصوصی یا حمله سازمانیافته تبدیل میشود، موضوع جدیتر است و باید از ابزارهای گزارشدهی سایتها و در صورت لزوم مسیرهای قانونی استفاده کرد. میان یک بحث تند و یک رفتار آزارگرانه تفاوت وجود دارد و نباید این دو را با یکدیگر یکی دانست.
نکته مهم دیگر، نقش خانواده و آموزش است. کودکان و نوجوانان امروز بخش بزرگی از ارتباطات خود را در فضای آنلاین تجربه میکنند. آنها باید یاد بگیرند که پشت هر حساب کاربری، یک انسان واقعی قرار دارد. جملهای که روی صفحه نمایش نوشته میشود، ممکن است برای نویسنده فقط چند کلمه باشد، اما برای کسی که آن را دریافت میکند، میتواند بسیار سنگین باشد.
آموزش سواد رسانهای فقط به این معنا نیست که افراد یاد بگیرند چگونه از اینترنت استفاده کنند. آنها باید یاد بگیرند چگونه در اینترنت رفتار کنند. تشخیص خبر نادرست، حفظ حریم خصوصی، شناخت کلاهبرداریهای اینترنتی و رعایت حقوق دیگران، همگی بخشی از سواد زندگی در دنیای دیجیتال هستند.
شاید یکی از سادهترین راهها برای کاهش فحاشی در اینترنت این باشد که پیش از فرستادن هر پیام، چند ثانیه مکث کنیم. اگر همین جمله را در حضور طرف مقابل و رو در رو میگفتیم، آیا باز هم آن را مینوشتیم؟ اگر پاسخ منفی است، احتمالاً بهتر است آن جمله را ارسال نکنیم.
این مکث کوتاه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا فضای مجازی سرعت واکنش انسان را بالا برده است. بسیاری از پیامها در لحظه خشم نوشته میشوند و چند دقیقه بعد پشیمانی به سراغ نویسنده میآید. اما در اینترنت، پاک کردن یک پیام همیشه به معنای از بین رفتن آن نیست. ممکن است کسی پیش از حذف پیام از آن عکس گرفته یا آن را بازنشر کرده باشد.
در نهایت، مسئله فحاشی ریشههای فرهنگی، اجتماعی و روانی دارد و نیازمند مجموعهای از راهکارهاست؛ از آموزش و فرهنگسازی گرفته تا مسئولیتپذیری کاربران و مدیریت درست رسانهها و مداوا!
اینترنت قرار بود ارتباط میان انسانها را آسانتر کند و امکان شنیدهشدن صداهای بیشتری را فراهم آورد. اما کیفیت این ارتباط به رفتار خود ما بستگی دارد. اگر قرار باشد هر اختلاف نظری با ناسزا پاسخ داده شود، اینترنت نیز به جای آنکه فضایی برای گفتوگو باشد، به میدان درگیری تبدیل خواهد شد.
اختلاف داشتن با دیگری، طبیعی است؛ حتی عصبانی شدن نیز بخشی از زندگی انسان است. چیزی که اهمیت دارد، نحوه برخورد ما با این احساسات است. میتوان مخالف بود، اعتراض کرد، نقد کرد و حتی با جدیت از یک دیدگاه دفاع کرد، بدون آنکه شخصیت طرف مقابل را تحقیر کنیم.
شاید لازم باشد گاهی پیش از آنکه دکمه «ارسال» را فشار دهیم، از خود بپرسیم: آیا چیزی که مینویسم به گفتوگو کمک میکند یا فقط به خشم موجود اضافه خواهد کرد؟
اگر پاسخ روشن باشد، شاید بخش بزرگی از خشونت کلامی در فضای مجازی اصلاً فرصت شکلگیری پیدا نکند. اینترنت را انسانها ساختهاند و در نهایت این انسانها هستند که تعیین میکنند این فضا تا چه اندازه محترمانه، سالم و قابل گفتوگو باشد.
☑️ با سپاس از توضیحات خوب شما. میدانیم که پدیده ناسزاگویی و خشونت زبانی منحصر به ایرانیان نیست و در فضای گفتگوی دیگر ملل جهان نیز دیده میشود. آنچه توجه مرا جلب میکند شدت و نسبت اینگونه توهینها با میزان اتحاد ملی یا بالعکس قطبی شدن جامعه مربوطه میباشد. رییس جمهور امریکا سال پیش تصاویری به اشتراک گذاشت که وی در حال ریختن مدفوع بر سر آمریکاییهای مخالفش است، در حالی که چند سال پیش از این کسی تصور نمیکرد که چنین کاری از طرف هیچ سیاستمداری امکان داشته باشد؟ فضای سیاسی ایران نیز بویژه بعد از جنگ ۱۲ روزه سال پیش با سرعت بیشتری به سمت قطبی شدن میرود، چه در مجموعه جامعه و چه در میان اپوزیسیون، تاثیر این روند را میتوان در شدت گرفتن ناسزاگویی آنلاین و تحملناپذیری رو به رشد دید.
با احترام، پیروز.