">
چندی پیش گزارش انتخاب نخستین شورای مرکزی “کنگره آزادی ایران” در “ایران امروز” منتشر شد. گزارش و تصویرهائی که نشان از آغاز یک حرکت بدیع و کاملا متفاوت از تمام سازمانهائی که بعد از انقلاب در داخل و خارج ایران وارد صحنه سیاسی شدهاند. بدیع و متفاوت به چند دلیل، بیش از هر چیز، تعداد چشمگیر زنانی که برای سمتهای مختلف، رای آورده و انتخاب شده بودند.
جمع اضداد، به معنای کامل کلمه، نه فقط در شورای مرکزی، بلکه خیلی چشمگیرتر، در ترکیب شرکتکنندگان در نشستهای این کنگره به چشم میخورد. افراد و شخصیتهایی که در شرایط عادی، به آسانی کنار هم نمینشستند، در اینجا ولی با همدیگر، همفکری و همکاری دارند. چهرههای جدیدتر و جوانتر، جایگزین چهرههای جا افتاده گردیدند. و از همه مهمتر، اینجا از شر جدل بین جمهوری و پادشاهی، رهائی یافتیم.
حضور چند شخصیت از چند گرایش سیاسی در شورای مرکزی (که پا در خاک دارند) را نمی توان کم اهمیت شمرد، مانند خانم ناهید بهمنی از کومله، خانم فریبا برهانزهی از حزب مردم بلوچستان، خانم فرزانه عظیمی از حزب چپ، آقای ریوار آبدانان از حزب پژاک و آقای حسین رزاق از گروه ۱۷ نفر.
در اینجا بد نیست نگاهی هم به مسیر نوینی که حزب پژاک میپیماید بیفکنیم. این مسیر نوین، در حقیقت نوعی دگردیسی کامل است. حزب پژاک در گذشته شعبه ایرانی حزب پ.ک.ک. به رهبری عبدالله اوجالان بود. ولی در سالهای اخیر تبدیل به یک حزب کرد ایرانی در درون مرزهای ایران گردید، و همینطور که ملاحظه میکنید یکی از اعضای رهبری و سخنگوی آن حزب، در شورای مرکزی کنگره آزادی ایران انتخاب گردیده. حاجی احمدی، دبیر کل سابق پژاک، در یکی از مصاحبههایش، توضیح داد که آن حزب هوادار ایده خودمختاری قومی نمیباشد، چون کردها در ایران، بخشی از جامعه بزرگ ایرانی گردیدهاند و در یک یا دو نقطه تمرکز نیافتهاند که بتوان دور آنها را (به عنوان یک منطقه خودمختار) مرز کشید، و اضافه کرد راه حل ما، دموکراسی برای سراسر ایران میباشد.
پیش از زمان انتخاب و رایگیری با پدیدهای روبرو گشتیم، که در سازمانها و گروههای سیاسی کشورمان (اگر هم نه بیسابقه) ولی اقلا بسیار کم اتفاق افتاده. دو شخصیت صاحبنام و سابقهدار سیاسی سرزمینمان، از پایه گزاران اولیه این کنگره، اعلام نمودند که خود را کاندید، برای انتخاب در شورای مرکزی، نمینمایند. یک ملیمذهبی و یک مشروطهخواه پادشاهی. یعنی رضا علیجانی و مهرداد خوانساری. این نشان از سعه صدر و ترجیح دادن منافع جنبش و سرزمینمان، به انگیزههای فردی و خصوصی میباشد
من (تا اندازهای) انگیزه و فکر پشت این تصمیم را درک میکنم. با تاکید بر روی (تا اندازهای). من وقتی به تصویر زنان و مردان منتخب مینگرم، طبیعی است که با خود فکر میکنم، جای تاسف میبود اگر هر یک از این عزیزان انتخاب نمیشد. ولی تصمیم این دو دوست، همانند یک سکه دو رو میباشد. یک روی آن را در بالا توضیح دادم. ولی متاسفانه هیچ فردی به آن روی دیگر سکه، و فکر نا خواستهای که درون آن نهفته، فکر نکرد.
تصمیم این دو، میتواند نیز حامل این پیام باشد که لازمه فکر، اندیشه و تصمیم درست سیاسی، دارا بودن یک مرز سنی و تعلق نداشتن به نسل پیشین میباشد. فراموش نکنیم که شهریار آهی (شاید هم به همین دلیل) از همان اول اعلام نمود که تمایلی به انتخاب شدن ندارد. این دو شخصیت، دارای دو خط فکری متفاوت و ریشهدار، در وقایع سیاسی بعد از انقلاب میباشند که نمیتوان سهم عزتالله سحابی و نشریه پر محتوایش (ایران فردا)، و شاپور بختیار با شعار (ایران هرگز نخواهد مرد) را در وقایع آنروز نادیده گرفت. حتی برای درس گرفتن هم، وقایع آنروز میتواند چراغی پیشرویمان باشد.
داریوش مجلسی، می ۲۰۲۶
https://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/more/127615/
https://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/more/127651/
☑️ با درود به آقای مجلسی. خوشحالم که بالاخره افراد فرحیختهای همچون شما به واکاوی کنگره از جمله رویکرد تکثر گرا و تابوشکنش را با همدلی و همکاری با نمایندگان احزاب مردمان غیر فارس زبان ستودهاید. به باور من این کنگره با توجه به تکیهاش بر عاملیت جامعه مدنی و نه امید بستن به جنگ و کمکهای خارجی میتواند برقراری دمکراسی و سکولاریزم را برای مردمان کشور نوید دهد. همکاری با این تشکل راه گشا خواهد بود و شاید به نزدیکی اپوزیسون چند پاره یاری رساند.
با احترام شهرام
☑️ جناب مجلسی، از نگاهتان به روند مثبت اخیر کنگره آزادی ایران خوشحال شدم اگر “اصلاحطلبی” وداع کرده با نظام موجود قدم برای تقویت کنگره بردارد مقدمش گرامی. یک اپوزیسیون قدرتمند میتواند آشیانه “پرندگان” سرگردان و بیخانمان باشد.
از نگاه آقای حاجی احمدی در رد خودمختاری قومی باید استقبال کرد چرا که بدون دمکراسی پایدار در ایران بجز داعش شیعه هیچ قومی، هیچ گروه مذهبی و اقلیت دینی ای و هیچ دگر اندیشی در ایران روزگاری خوش نخواهد داشت.
با احترام سالاری
☑️ با درود و بهروزی برای تمام ایرانیان در جای جای این دنیا.امیدوارم که با پیوند این چند گروه باهم و هماندیشی برای گردآوری دیگر گروههای اپوزیسیون که سالیان سال است از یک دیگر جدا هستند و هم سوئی و همکاری را نادیده میگیرند بارقه امیدی در دل همگان ایجاد شود و بعد از چهل و هفت سال رنج و درد وجدایی از یکدیگر بتوانیم در آینده ایرانی آزاد و مستقل و پیروز داشته باشیم.آن روز در پیشگاه ما ایرانیان است و بزودی به آن خواهیم رسید. مقاله به جا و خوبی بود. ما ایرانیان خود باید پیشاهنگ خودمان باشیم.
طلایی از هلند.