ضمن تشکر ار نکات آموزنده کاظم کردوانی و سعید پیوندی در گفتگوی تلوزیونی «جمهوری ایران» در باره تظاهر کنندگانی که دلتنگ رفتار ساواک با دگراندیشان قبل ار انقلاب شدهاند.
لازم به یادآوری است که ارتشبد نعمتالله نصیری از بهمن ۱۳۴۳ تا ۱۶ خرداد ۱۳۵۷ رئیس ساواک و یکی از نظامیان مورد توجّه محمدرضا شاه بود. او که برای مدتی کوتاه سفیر ایران در پاکستان شده بود با اوجگیری نا آرامیها و تظاهرات انقلابی به تهران باز گشت و به دستور شاه دستگیر و زندانی شد.
همزمان، امیر عباس هویدا که ۱۳ سال نخست وزیرشاه بود یار زندانی نصیری گردید. روزنامهها و رادیو و تلوزیونهای دولتی جرات این سئوال را نداشتند که اتّهام نصیری و هویدا چیست. شاه حتی پیش از خروج از کشور آنها را آزاد نکرد. لذا بعد از فروپاشی پادشاهی، نصیری و هویدا در دادگاه فاشیسم ولائی به ریاست صادق خلخالی به جرم محاربه با خدا و افساد فیالأرض اعدام شدند.
واقعيت این بود که شاه برای کاهش فشار و خشم مردم که ساواک را مسئول سرکوب و شکنجه میدانستند، تصمیم گرفت که دستور دستگیری نصیری و هویدا را صادر کند و تلویحاً مدعی شد که از جنایات ساواک بیاطلاع بوده است.
لذا از هموطنانی که برای دفاع از ساواک در کشورهای اروپائی تظاهرات خیابانی سازمان میدهند باید سوُال کرد که رفتار شاه را چگونه توجیه میکنند. آیا او که صدای انقلاب را شنیده بود قصد مجازات مسئولینی را داشت که در طول عمر سیاسی خود مطیع بیچون و چرای او بودند و یا تصور میکرد که با زندانی کردن این افراد میتواند از ظلم و جور رژیمش تبری جوید؟
■ آقای فرهنگ گرامی، شما نیز براستی در انگشت نمودن در زخمهای کهنه خوب مهارت دارید. من نیز اصلن از این گونه نمایشهای رقتانگیز و مسخره متنفرم. ولی در رسانههای اجتماعی اندکی جستجو کردم و اعتراض. دو مورد جالب توجه بود: ۱) چرا چپها هر ساله برای کشتن شماری پاسبان و نگهبان در یک پاسگاه جشن برگزار میکنند و شادی (سیاهکل)!؟ ۲) به ما سالیان سال دروغ گفتند: مصدق رهبر یکتای دمکراسی و آزاده(بستن مجلس سنا، لغو مجلس، گرفتن ریاست کل نیروها مسلح و آزاد کردن قاتلان رزم آرا)، به ما گفتند که تختی را شاه کشت، به ما گفتند که صمد بهرنگی را شاه کشت، به ما گفتند که یکی را از پنکه سقفی آویزان کردند، به ما گفتند که گذاشتند که خرس به یک نفر تجاوز جنسی کند، کمر یکی را با اتوی داغ سوزاندهاند ... سپس ما پیدا کردیم که همه اینها دروغ بوده است. از نگر شما، واکنش روانی اینگونه لباس-آرمدار پوشیدن چیست!؟
ممنون؛ بابک
■ بابک گرامی، با تک به تک نکته های شما موافقم. ولی در نظر داشته باشید که جریانهای روشنفکری از ملی تا چپ بارها بصورت فردی، گروهی و سیستماتیک با اشتباهات سیاسی گذشته برخورد تحلیلی کردهاند و رژیم محمد رضا شاه را با وجود اشتباهات بسیارش وطنپرست و مدرنیست خواندهاند، اما همیشه صداهایی اینجا و آنجا پیدا خواهد شد که آب را گلآلود کند و نمیتوان جلوی آنرا گرفت. همینطور است در جناح سلطنت خواهی، که از سالیان پیش شاهد بر خوردهای نفرت پراکنانه از طرف معدودی بودهایم ولی آگاهان اپوزیسیون سعی در متمایز کردن مجموعه جریان پادشاهی خواهی از خشونتطلبان داشتهاند.
تفاوتی که در این اواخر در حال وقوع و در حال رشد است تبدیل تمامیت خواهی به جریان اصلی سلطنتطلبان است. واکنش افراطی گروههای هوادار سلطنت نیز وامدار همین انحصارگرایی روزافزون است و در اشکال و اندازه هایی بروز میکنند که تا قبل از این سابقه نداشته است. چیزی که شاید همه ما بتوانیم روی آن به توافق برسیم این است که رادیکالیزه شدم جامعه و سیاست همواره به ضرر مردم تمام خواهد شد.
موفق باشید، پیروز.