انتخابات بریتانیا: شکست حزب کارگر و پیروزی احزاب استقلالطلب در ویلز و اسکاتلند
در روز پنجشنبه هفتم می ۲۰۲۶، انتخابات شهرداریها در انگلستان و انتخابات پارلمانی در دو کشور ویلز و اسکاتلند برگزار شد.
انگلستان: در این کشور، اقبال مردم بیشتر به سوی حزب راستگرای «اصلاح بریتانیا» بود که حزب حاکم کارگر را شکست سختی داد و تاکنون بیش از ۱۴۴۴ کرسی شوراهای محلی انگلستان را بهدست آورده و کنترل چهارده شورا را در دست گرفته است. در انتخابات شوراهای شهر انگلستان، رقابت میان پنج حزب سراسری بود که گرایشهای مختلف سیاسی دارند؛ از چپ تا راست.
اسکاتلند: در اینجا، ما گواه برگزاری انتخابات پارلمان بودیم که مقرّش در ادینبورگ – پایتخت این کشور – قرار دارد. از ۱۲۹ کرسی پارلمان اسکاتلند، حزب ملی اسکاتلند (اسانپی) ۵۷ کرسی، احزاب سراسری محافظهکار ۱۶ کرسی، اصلاح بریتانیا ۱۵ کرسی، سبزها ۱۳ کرسی و لیبرال دموکرات ۹ کرسی بهدست آوردهاند. حزب ملی اسکاتلند میتواند حکومت اسکاتلند را با اکثریتی شکننده به تنهایی تشکیل دهد.
جان سوینی، رهبر حزب ملی اسکاتلند اعلام کرد که برای خدمت به کشور خود از هیچ کوششی فروگذار نخواهد بود. این حزب خواهان استقلال اسکاتلند از بریتانیاست و این را در منشور خود ذکر کرده است. حزب ملی اسکاتلند، بار نخست در سال ۲۰۱۴ یک همهپرسی برای استقلال اسکاتلند ترتیب داد اما ۵۵ درصد مردم اسکاتلند به آن رأی منفی دادند و خواستار ماندن در بریتانیا شدند. البته با توجه به مخالفت اکثریت ملت اسکات با خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (برکسیت)، این حزب همچنان برای تحقق این هدف میکوشد؛ اما با توجه به اینکه اکثریت مطلق پارلمان را در دست ندارد، ممکن است در ائتلاف با حزب سبزها – که خود نیز خواهان استقلال اسکاتلند است – بتواند همهپرسی دیگری را برگزار کند.
ویلز، صعود یک حزب هویتطلب پس از صد سال: حزب هویتطلب «پلاید کامری» با دستیابی به ۴۳ کرسی کشور ویلز، بیشترین شمار کرسیهای پارلمان ویلز را که در کاردیف – پایتخت ویلز – مستقر است، از آن خود کرد و به این ترتیب توانست به هیمنه صد ساله حزب کارگر در انتخابات مختلف و سیطره بیستوهفت ساله این حزب بر پارلمان ویلز پایان دهد. در بریتانیا، پیروزی این حزب هویتطلب و شکست حزب چپگرای کارگر را یک رویداد تاریخی بهشمار میآورند. رون آرپ یورورت، رهبر حزب «پلاید کامری» گفت که حزبش حکومت آینده ویلز را تشکیل خواهد داد. البته برای دستیابی به اکثریت آرا و تشکیل حکومت مجبور است با حزب کارگر – که ۹ کرسی بهدست آورده – ائتلاف کند. دیگر احزاب سراسری از جمله حزب اصلاح بریتانیا ۳۴ کرسی، حزب محافظهکار ۷ کرسی، حزب سبزها ۲ کرسی و حزب لیبرال دموکرات یک کرسی بهدست آوردهاند.
موضوع استقلال ویلز در منشور حزب «پلاید کامری» نیامده است اما تحلیلگران انگلیسی معتقدند که بهتدریج و بسته به اوضاع، این موضوع مطرح خواهد شد. همچنین با توجه به رأی منفی ناسیونالیستها و حزب پلاید کامری ویلز به برکسیت، احتمال طرح موضوع استقلال مطرح است اما در قیاس با اسکاتلند ضعیفتر مینماید.
ممالک بریتانیا و ممالک محروسه ایران: بریتانیا از چهار منطقه انگلستان، اسکاتلند، ویلز و ایرلند شمالی تشکیل میشود که در فرهنگ سیاسی بریتانیا از آنها با عنوان چهار کشور (Country) و از ساکنانشان با عنوان چهار ملت (Nation) یاد میشود. هر کدام از اینها در قرون گذشته «مملکت» بودهاند که گاه مستقل و گاه وابسته به دولت انگلیس بودهاند.
در زمان حکومت حزب کارگر در سال ۱۹۹۹، قانونی تحت عنوان «تفویض» (Devolution) به اجرا درآمد که به موجب آن به اسکاتلند، ویلز و ایرلند شمالی نوعی خودمختاری اعطا شد. طبق این قانون، این سه «کشور» دارای پارلمان و حکومت خاص خود خواهند بود که جز در عرصههای دفاعی، اقتصاد عمومی و امور خارجه، از اختیارات وسیعی برخوردار شدند. این انتخابات، ثمره آن قانون تاریخی است.
در ایران نیز همانند بریتانیا، مملکتهایی وجود داشتند که به آنها «ممالک محروسه» میگفتند. برخی از این مملکتها، گاه مستقل و گاه جزو دولتهای حاکم بر ایران قرار میگرفتند. در دوره صفویه، افشاریه و زندیه، چهار مملکت عربستان (خوزستان کنونی)، لرستان، کردستان و گرجستان، ممالک محروسه را تشکیل میدادند. در دوره قاجار، با جدا شدن گرجستان، شمار این مملکتها به شش رسید: عربستان، لرستان، کردستان، آذربایجان، گیلان و خراسان.
در بریتانیا که فرآیند سیاسی همراه با دموکراسی نسبی بوده است، در قرن بیستم، مملکتهای اسکاتلند، ویلز و انگلستان به «کشور» بدل شدند. در ایران اما با ظهور مانعی به نام دیکتاتوری پهلوی، ما شاهد پایمال شدن دستاوردهای انقلاب مشروطه در زمینه دموکراسی و عدم تمرکز و نیز شناسایی حکومتهای محلی ممالک محروسه و بازگشت دوباره استبداد بودهایم؛ در نتیجه، مملکتها به استانها بدل شدند و بحران ملیتها پدید آمد که هماکنون یکی از معضلات اساسی ایران بهشمار میرود.
■ با درود به هم میهنان و نویسنده محترم که به خطا گفتهاید: “در ایران نیز همانند بریتانیا، مملکتهایی وجود داشتند که به آنها «ممالک محروسه» میگفتند. برخی از این مملکتها، گاه مستقل و گاه جزو دولتهای حاکم بر ایران قرار میگرفتند. در دوره صفویه، افشاریه و زندیه، چهار مملکت عربستان (خوزستان کنونی)، لرستان، کردستان و گرجستان، ممالک محروسه را تشکیل میدادند. در دوره قاجار، با جدا شدن گرجستان، شمار این مملکتها به شش رسید: عربستان، لرستان، کردستان، آذربایجان، گیلان و خراسان.”
توجه بفرمایید که:
۱. برخلاف انگلستان که با الحاق تدریجی این سرزمین ها بعد از قرن دوازده بزرگتر شد، ایران بتدریج کوچکتر شد و سرزمین هایش را بخصوص بعد از حمله اعراب از دست داد. یعنی در انگستان ترکیب و در ایران تجزیه، عمدتا در اثر جنگها و حوکمتهای وابسته و نالایق، رخ داد.
۲. البته که در انگستان استعمارگر پیر امروز دموکراسی برقراره، در حالیکه در ایران، بعلت فرهنگ خرافی غالب و بیسوادی سرسام آورو بافت دینی و مذهبی، بویژه شیعه آخوندی دوازده امامی مستقر شده صفوی، و دوئالیزم شریعت و قانون و عرف، هیچوقت دموکراسی نمیتوانست و نمی تواند برقرار بشه، و همین هم باعث شکست انقلاب مشروطیت آرمانی آزادیخواهان شد، و این هیچ ربطی به حکومت پهلوی ها ندارد، که ریشه های مدرنیته و توسعه اقتصادی را در ایران فرسوده قاجار بنیان نهادند، ولو با زور و قدرت، خلاف نظر و فتوای آخوندهای عقب افتاده تاریک اندیش و ضد هر تجدد و تمدن دیگری.
۳. رضا شاه و محمد رضا شاه هر دو هم ایران را بسیار دوست داشتند و هم در فکر ساختن الگوی یک کشور مدرن و متجدد در خاورمیانه و قاره بزرگ آسیا، که آرزویشان، بواسطه یک لیست بزرگی از دلایل، سرانجام برآورده نشد و بختک ج.ا. کشور ممالک محروسه و امت خرافات پرور مورد ذکر شما آنرا مصادره کامل کرد.
۴. قانون و انتخابات آزاد در انگلستان حکمفرماست. در ایران، بگذارید اول دموکراسی برقرار شود تا نمایندگان واقعی مردم براساس قوانین نو و مترقی انتخاب شوند و اگر مردم و نمایندگان منتخبشان لازم و ضروری دیدند، به اینگونه مسائل فدرالیزم، خود مختاری و احیانا تجزیه و جدا شدن بپردازند.
با تقدیم احترام، آرمان امیدوار
■ هر حکومتی سر کار بیاید خوزستان و کردستان ایران جدا نخواهد شد. تفاوت ایران و بریتانیا اشکار است.
زارعی