ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sun, 14.01.2007, 20:24

تب و لرز

مهرانگيز رساپور(م. پگاه)






تبِ شبانه 
تبِ شبانه 
لحظه‌ها را دانه به دانه
                               می‌ترکانم ، می‌ترکانم

ساکن يک گلدانم
                        جای ريشه‌هايم تنگ
                        رگ‌هايم خشک
                        روحم گيج
                        رويايم خشک
                        خشک است 
                                           آسمان‌ام 

ميهمان يک حيوانم
                          آب‌ام پَست
                           نان‌ام پَست
                           زمين وآسمان‌ام پَست
                           پَست است 
                                          ميزبان‌ام

قفل‌های يک زندانم
                          از درخجل 
                          از پنجره خجل
                          از پرنده خجل
                           کليد !
                                    بيا . . . برهانم 

*   *   *

برف . . . برف . . . برف  
نبر مرا برهنه زير برف
نبند
گيسوانم را به قنديل‌های يخ
آه مدفون شد زير برف 
                                 داستان‌ام

اژدها !  
            با آن دهان شعله ‌ور . . . بيا  
            آتش خوب است برای برف !
سردم است

. . . 

سرکلاس انشای دبستانم
                                  موضوع : جهنم
                                  قلم = کبريت
                                  جوهر = نفت
مبصر کلاس ؟
                    « من! »

( انگار کسی گفت « کبريت بزن »! )
. . . 
سوختم
           سوخت معلم ‌ام 
           سوختند بچه‌ها
                                آه سوخت . . . دبستان‌ام !