زمان
دایرهای غایب است وُ
راهْ،
پروازی
که از دستهای مرگ میوزد، گرم، وُ
از چشمهای ما
میگذرد، روشن، شبیه نور...
وَ آینه میشود آتش
در سیاهیِ مردمکهامان
که بر مدار فصلهای ناشناس میگردند.
برهنهایم از پوست، از نقش،
از سایه؛
وَ باد
صدای سُرخمان را
در آشیان خورشید
مینشاند هر روز
تا هزار وُ یک سیب
از گلویمان چیده شود
برای زمین،
که تنهاست
و تنهای ما
آبهای روشنی
که آبستنِ آسمانهای خاکیاند وُ
منظومههای پنهان
در دردهای منظوم
بر کتیبههای خیابان وُ
چشمی
که شهرزاد میشود، هر شب
تا خاموش شود،
سقوط کند، قتل
در بلندای زندگی
که سخاوتِ آزادی است.
۱۱ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی (ژوئن ۲۰۲۳م)