ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 13.09.2022, 22:47

قتل از خانه‌ای به خانه‌ای می‌رود

زرتشت خاکریز

در یاد نوید افکاری


ای گُل
من اگر به تو بگویم:
«ای گُل تو چه‌قدر زیبایی!» 
آیا به تو متلک گفته‌ام؟
آیا مزاحم‌ات شده‌ام؟ 
این‌جا دستِ پروانه‌ها را به جُرمِ دوست‌داشتن
قطع می‌کنند
شیرینی و شوریده‌گی را که خاصِ دورانِ جوانی است
قدْح می‌کنند

قلم و قَدَح را می‌شکنند
و سنگ را مدح می‌کنند
این‌جا ریش‌ها ریشه ندارند
ریش‌داران پیشه‌یِ آدم‌کُشی دارند
قتل از خانه‌ای به خانه‌ای اسباب‌کشی می‌کند

“رفتن” می‌آید
تنِ خود را که یادش رفته بود برمی‌دارد
و با خود می‌بَرَد
تو مانده‌ای و تو
که هر دوتای‌تان یک گُل هستید
من مانده‌ام و من
که هر دومان یک پروانه
پروانه‌ای که به ملاقات‌اش می‌آید

واژه‌ای نمرده
واژه‌یِ “مژده”
و می‌گوید: «من با “نوید” فرق ندارم
او را دوست دارم
من اصلن اویم
گرچه گاهی به این سوی و گاهی به آن سوی‌ام

قبول کن که قبول می‌شوی تو در امتحانِ طناب
در امتحانِ گردنِ عُناب
قبول کن گفتنِ به گُل که تو زیبایی 
و گفتنِ به عقاب که تو بلندبال و تیزپرواز
اصلن متلک نیست 
اَبَدن جُرم نیست
قبول کن که فرقِ سر چه به چپ باز شود چه به راست
شانه را مختصِ حملِ تابوت دانستن خطاست!