تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول
Sun   07 03 2010   19:25

8 مارس روز جهانی زن

اتحاد عمل جنبش زنان برای جهانی بدون تبعیض

پویا

http://www.pouyashome.net/weblog

فردا هشتم مارس، صدمین سالی است که این روز بعنوان روز جهانی زن اعلام شده. روز اعلام تلاش و مبارزه برای جامعه ای رها از تبعیض های جنسیتی، جامعه ای که همه ی افراد آن صرف نظر از جنسیت از حقوق و امکانات برابر برخوردار باشند. نمی خواهم این نوشته را به تاریخ مبارزات زنان اختصاص بدهم. علاوه بر تبریک روز جهانی زن، می خواهم به چند نکته ی پراکنده هم اشاره کنم که ممکن است حتی زیاد مربوط به هم به نظر نیایند. و همین اشاره های پراکنده را هم فقط برای توجه کردن به آنها می آورم. وگرنه در مورد هر کدام اینها کتاب ها نوشته شده و با این یادداشت های پراکنده نمی شود حتی ادعای طرح آن مطلب را داشت.

1- روز 8 مارس، روز «جهانی» زن است. اما جهان زنان جهانی همگون و یکدست نیست. برای همین مطالبات زنان هم تابعی از مناسبات و روابط اجتماعی است که زنان در آن زندگی می کنند. در جوامعی مثل جوامع در حال رشد، زنان برای حقوقی مبارزه می کنند که در دنیای پیشرفته ی صنعتی یا مدتهاست که زنان به آن حقوق دست پیدا کرده اند و یا اصولا روابط فرهنگی آن جوامع اصلا زمینه ای برای مطالبه ی آن حقوق نگذاشته است. مثلا در جوامع پیشرفته امروز حق برابر ارث یا سرپرستی فرزندان تا حدود زیادی شناخته شده و در قوانین نهادینه شده است. در حالیکه همین حقوق در کشوری مثل کشور ما در چارچوب قانون و فرهنگ اجتماعی، به ضرر زنان، تبعیض نهادینه شده است.

از طرف دیگر در همین جوامع پیشرفته، بسیاری از زنان باید همچنان برای حقوق برابر مبارزه کنند. برای چنین زنانی، تبعیض ها فقط تبعیض جنسیتی نیست. این تبعیض ها در بسیاری موارد شکل تبعیض نژادی هم بخودش می گیرد. در جوامع غربی بطور کلی، امروز زنان مهاجر قشر بزرگی از اجتماع را تشکیل می دهند که هم با تبعیض های جنسیتی شدید در اجتماع و در خانه رو به رو هستند و هم با نابرابری های اجتماعی.

2- در جوامعی که قوانین مربوط به زنان در چارچوب دین و مذهب نوشته و اجرا می شوند، دو شکل مبارزه ی زنان در جریان است. یک جریان که می خواهد با تفسیرهای جدید از متون دینی، قوانین زنان را به اصطلاح امروزی و با نیازهای اجتماعی زنان هماهنگ کند. اما بخش مهمی از جنبش زنان هم در این کشورها وجود دارد که سکولار است و هدف اش بیرون آوردن قوانین مربوط به زنان از چارچوب های دینی بوده است. در این بخش جنبش، هم زنان دیندار وجود دارند و هم زنان لائیک. نمونه ی این دو بخشی بودن جنبش زنان هم در مصر و مراکش وجود دارد و هم در فلسطین. در کشور ما هم جنبش زنان بطور کلی همین دو گروه را در بر می گیرد. اما به نظر من با وجود این اختلاف ها در جهان بینی، جنبش زنان می تواند بعنوان یک جنبش یکپارچه در عمل فعالیت کند. و اتفاقا اگر این احترام به یکدیگر و به رسمیت شناختن یکدیگر آگاهانه و صادقانه باشد در واقع جنبش زنان می تواند مبارزه ی ضد تبعیض را در دو جبهه پیش ببرد.

3 – اما در مورد کشور خودمان: جنبش سبز پس از انتخابات در شرایطی شکل گرفت که بخشی از جنبش زنان با بسیج نیروهای اش در جریان «همگرائی زنان» در بحبوحه ی انتخابات توانست مُهر خودش را بر تبلیغات انتخاباتی کاندیداها بزند. بطوری که حتی کسی مانند محسن رضائی هم – هر چند با حفظ دیدگاه های محافاظه کارانه- مجبور شد به مطالبات زنان بپردازد. به نظر من جریان «همگرائی زنان» در پیش بردن گفتمان مطالبه-محور در حد توان اجتماعی اش موفق بود. اما این همه ی واقعیت نیست.

4- جنبش سبز پس از انتخابات در شرایطی شکل گرفت، که جنبش زنان بیشتر از همه وقت از چند دستگی و پراکندگی رنج می برد. شاید بتوانیم اوج فعالیت و محبوبیت جنبش زنان را مربوط به کمپین 1 میلیون امضا بدانیم که بیشتر از همه بخاطر شکل فعالیت رو در رو با مردم با توجه و اقبال اجتماعی مواجه شد. جنبش زنان ایران، امروز از همان توجه و محبوبیت برخوردار است و استفاده می کند بدون اینکه ضرورتا همان میزان فعالیت و تلاش آن روزها را داشته باشد. بسیاری از مشکلات به اوضاع سیاسی کشورمان بر می گردد. دستگاه های امنیتی از همان ابتدای شکوفایی جنبش زنان در شکل کمپین های مختلف – بخصوص کمپین 1 میلیون امضا- با این تلاش ها بعنوان تهدیدهای امنیتی برخورد کرده است. با بسته شدن فضای سیاسی، بخصوص پس از انتخابات، این فضای امنیتی از همیشه بسته تر و خطرناک تر شد.

اما همه ی مشکلات به اوضاع سیاسی بر نمی گردد. جنبش زنان ماهها پیش از انتخابات دچار چنددستگی هایی شد که به نظر من – بعنوان یک نظر شخصی- بسیاری از این چنددستگی ها نه ریشه های فکری که ریشه های شخصی و فردی داشتند. جنبش زنان عملا به گروهبندی هایی تقسیم شد و هر فعالیتی بسختی می توانست برچسب تعلق گروهی را نخورد. حتی فعالان خارج کشور که از درگیری ها و اختلافات فعالان داخل بی خبر یا نسبت به آنها بی تفاوت بودند، آگاهانه یا ناآگاهانه باید در یکی از این گروهبندی ها فعالیت می کردند. حتی نوشتن در یک سایت، به معنی تعلق به یک گروهبندی مشخص تلقی می شده است. این جدایی ها و پراکنده شدن ها – به نظر من – چون ریشه در اختلاف های شخصی داشته اند فقط بیشتر وبیشتر جدی شده اند. اگر جنبش زنان از یک فضای مسموم امنیتی از بیرون زیر فشار است، از یک فضای مسموم درونی هم متاسفانه رنج می برد: فضایی پر از کینه و کنایه و اصرار بر عدم همکاری و همفکری.

من مخصوصا خواستم که به این مسائل در روز 8 مارس اشاره کنم. چون روز 8 مارس مظهر و نشانه ی اتحاد عمل جنبش زنان است، با وجود همه ی تفاوت ها دراندیشه. اما امید زیادی به حل این مسائل، لااقل در کوتاه مدت، در جنبش زنان ایران ندارم چرا که بسیاری از اختلاف ها را شخصی می دانم و نه لزوما تفاوت در اندیشه و حتی راهکارها و شیوه های عمل.
اما قاعدتا باید بتوانیم بر این چنددستگی ها و اختلافات غلبه کنیم. یعنی اگر جنبش زنان را بعنوان یک جنبش پویای اجتماعی و بخش مهمی از جامعه ی مدنی می دانیم، باید بتوانیم به این چنددستگی های پر از کینه و مخرب پایان بدهیم. فراموش نکنیم که توجه و اقبال داخلی و بین المللی امروز به جنبش زنان، مدیون فعالیت ها و تلاش های متحد همه ی ما در سال های گذشته هستند. مطمئن نباشیم که این اقبال و توجه همیشه و تحت هر شرایطی باقی خواهد ماند، اگر نتوانیم شکوفایی و پویایی جنبش مان را هر روز و هر ماه و هر سال تضمین کنیم.

روز هشت مارس، روز جهانی زن را بعنوان مظهر تلاش و مبارزه برای جامعه ای رها از تبعیض و نابرابری، گرامی بداریم.



ارسال به شبکه‌های اجتماعی
Bookmark and Share
نظر شما درباره این نوشته:







Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2010
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال مي‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.