|
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی |
|
|
Mon 09 04 2007 19:29
نقش مردان در مبارزات زنان:بخشی از مشکل، و بخشی از راه حلراشل جونز*/برگردان: پویا
http://www.pouyashome.com/weblog/
مسئله ای تنها مربوط به زنان؟ آگاهی، هوشیاری و به رسمیت شناختن برابری جنسیتی و حقوق زنان، در سطح بین المللی طنین انداز شده است. اهداف برنامه ی پیشرفت اجتماعی در این هزاره، موجب تقویت و شتاب این برداشت شده که برابری جنسیتی کلید پیشرفت اجتماعی است. با این حال مسئله ای که در حاشیه ی این موضوع مطرح شده، بحث ضرورت و اهمیت شرکت دادن مردان و تشویق آنها به همراه شدن در مبارزه برای برابری جنسیتی است. امروزه تغییرات مفهومی و برداشت ها در گفتمان توسعه اجتماعی پدید آمده است، یعنی تغییر از مفهوم "زنان درتوسعه اجتماعی" (Women in Development) به مفهوم "جنسیت وتوسعه اجتماعی" (Gender and Development). این تغییر، منعکس کننده ی این مطلب است که در حالیکه نیاز شدید به برنامه ها و طرح های متمرکز روی موضوع توانمندسازی (empowerment) زنان وجود دارد، روابط بین جنسیتی، روابط میان مردان و زنان هم از موضوعات مرکزی و مهم برای آشکار ساختن و شناسایی نابرابری ها هستند. نابرابری هایی که موجب تقویت ِ انقیاد و بندگی زنان می شوند. با این حال، کار با مردان و درگیر کردن آنان در مسائل مربوط به حقوق و توانمندسازی زنان، موجب تردیدها و نگرانی هایی در محافل فمینیستی می شود. در اینجا بحث جا افتاده ای وجود دارد که چگونه و تا کجا مردان می توانند در تلاش برای دست یافتن به حقوق زنان و برابری جنسیتی شرکت کنند. در واقع بعضی از پرسش هایی که مطرح شده است "ما را به عمق فرضیات، ادراک ها، سیاست ها و ایدئولوژی های ما درباره ی موضوع برابری جنسیتی می برند ... برابری جنسیتی یک امر ثابت نیست، بلکه خلاصه و کوتاه شده ی یک روند طولانی ِ تغییر در روابط جنسیتی است. تغییراتی که شامل برابرتر ساختن، عادلانه تر کردن، دموکراتیک تر کردن این روابط و کاهش ستم و خصلت پدرسالارانه ی آنهاست. این، با موضوع تغییر دادن مردان ارتباط پیدا می کند".(1) ولی چگونه می توان به این رسید؟ سازمان بریتانیایی اوکسفام اینطور استدلال می کند: "تردیدهایی درباره ی کار با مردان وجود دارند. همکاری با مردان می تواند بعنوان فاصله گرفتن از کار اصلی که رهایی زنان باشد، تلقی بشود، و یا بعنوان تلاشی از طرف مردان برای همرنگ کردن و همگون کردن کارهایی که اکنون در حال انجام است، در جهت مقاصد خودشان. این می تواند موجب به هدر رفتن امکاناتی که در جهت توانمندسازی زنان وجود دارند بشود. این موضوع موجب نگرانی هایی می شود برای اینکه سطح کمک های موجود کاهش پیدا کند". (2) همینطور در یک مطلب ِ تازه منتشر شده، سازمان بریج (BRIDGE) تصدیق می کند که "مقاومت هایی از طرف بعضی زنان در مقابل شرکت مردان در کار برای برابری جنسیتی و توسعه ی اجتماعی صورت می گیرد. دلیل این مقاومت ها، ترس از کمرنگ شدن شعارها و برنامه های فمینیستی است و همچنین نگرانی از انحراف امکانات محدودی که به موضوع توانمندسازی زنان اختصاص دارد و در اختیار گرفته شدن این امکانات توسط مردان. (3) با وجود این تردیدها، تعداد بیشتر و بیشتری از مدافعان حقوق زنان می پذیرند که شرکت مردان در کار برای حقوق زنان نه تنها قابل قبول است بلکه ضرورت دارد. بل هوک فعال و نویسنده ی فمینیست می نویسد: "بدون حضور مردان بعنوان متحد ما در این مبارزه، جنبش فمینیستی پیشرفت نخواهد کرد". (4) از سازمان های غیر دولتی بین المللی (INGO) شناخته شده گرفته تا سازمان هایی که مستقیما با زنان در ارتباط هستند، یک جریان قوی و رو به رشد وجود دارد که طبق نظر آن، درگیر کردن مردان برای قبول مسئولیت در مبارزه بر علیه پدرسالاری، می تواند به افزایش دستآوردهای این مبارزه برای حقوق زنان در سطج جهانی یاری برساند. متاسفانه مسئله تنها این نیست که زنان بگذارند تا مردان هم در مبارزه و تلاش آنها شرکت کنند، بلکه تعداد محدود مردانی هم که حاضر به چنین شرکتی باشند یک مسئله است. بیشتر ِ بدبینی زنان نسبت به شرکت مردان، مستقیما ریشه در این واقعیت دارد که بسیاری از مردان از روابط پدرسالارانه بهره مند می شوند، پس چرا آنها باید به موضوع رهایی زنان علاقه نشان بدهند؟ مقاومت در برابر شرکت مردان و درگیر شدن آنها در اهداف برابری جنسیتی، از هر دو طرف اِعمال می شود و بدین ترتیب موضوعی چند بُعدی و پیچیده است. کار کردن با هم در فضایی که مقاومتی در برابر شرکت مردان وجود ندارد، همکاری ها رشد می کنند. قبول بیشتر و بیشتر این موضوع که مردان نه تنها بخشی از مشکل، که بخشی از راه حل هم هستند، موجب ابتکارهای جدید برای همکاری در کار مبارزه می شود. بعضی از این ابتکارها توسط مردان شکل می گیرند، در حالیکه سازمان هایی که برای توسعه اجتماعی کار می کنند و فعالان حقوق زنان، بسیاری دیگر از پروژه ها را به پیش می برند. سال ها پیش یعنی در سال 1993، مردان در نیکاراگوئه سازماندهی کارهایی را بعهده داشتند که در رابطه با خشونت علیه زنان در آن کشور بود. مردانی که از شدت خشونت علیه زنان در آن کشور حیرت زده و شوکه شده بودند، اقداماتی را برای عدالت و حقوق اجتماعی زنان سازمان دادند. هدف این اقدامات "عکس العمل بر ضد روش تحمیلی زندگی به ما مردان بود که بعنوان مشوق ما برای نوشیدن بی رویه ی الکل، خشونت و زدو خورد و سلطه و برتری بر زنان عمل می کرد". در سال 1999 این گروه، 360 مرد را در کارگاه های آموزشی مردانه سازمان داده بود. از دیگر کارها بر پایی دو مجمع ملی بود که حاصل آن تاسیس "انجمن مردان نیکاراگوئه بر ضد خشونت" در سال 2000 شد. (5) این انجمن همچنان مشغول بر پا کردن دوره ها و کارگاه های آموزشی برای مردان نوجوان، جوان و بزرگسال است. هدف این دوره ها، بررسی و دادن ِ تعریف جدید درباره مردانگی و خشونت به شرکت کنندگان است. سازمان های توده ای معاصر مشابه "انجمن مردان نیکاراگوئه بر ضد خشونت" به تعداد زیادی وجود دارند و با ملحق شدن به محافل آکادمیک طرفدار فمینیسم، منتقل کننده ی این پیام هستند که: "مردان نقش حیاتی در بهبود روابط میان دو جنس دارند". (6) این، بسیار موثر بوده است و اکنون سازمان های بین المللی کلیدی در امر توسعه ی اجتماعی، تصدیق می کنند که "شرکت مردان و پسران جوان" یک فاکتور و عامل کلیدی برای مطرح کردن و پیش بردن موضوع برابری جنسیتی است. برای مثال، گزارش تازه ی "وضعیت کودکان جهان در سال 2007" که توسط سازمان یونیسف منتشر شده است هفت مورد کلیدی را برای رهایی زنان ذکر می کند. دو تا از این موارد اینها هستند: "زنان، تقویت کننده ی زنان" و "شرکت دادن مردان و پسران جوان". با این حال مطلبی که ارزش توجه و نگرانی را دارد این است که آیا سازمان های بین المللی شناخته شده مانند نهادهای سازمان ملل، اهداف مربوط به شرکت مردان در امور مربوط به حقوق زنان را پیش از موقع و خیلی زود مورد توجه قرار نداده اند؟ مانند بعضی سیاست های غالب جنسیتی، در بر گرفتن چنین موضوع پیچیده ای در یک قالب تکنوکراتیک و بدون درک و تجزیه و تحلیل روابط قدرت و اینکه شرکت مردان در مبارزه چه معنایی دارد، می تواند نامناسب باشد. اینکه این نگرانی ها تا چه حد واقعیت دارند در طول زمان آشکار خواهد شد. شرکت و درگیر شدن مردان در مسئله چه شکلی خواهد داشت؟ سازمان بریج به تازگی یک فهرست از تحقیقات مربوط به استراتژی های مختلف در رابطه با شرکت مردان و پسران جوان را منتشر کرده است. (3) تحقیقات و مطالعات موردی در این فهرست شامل این کشورها و جمعیت ها می شوند: کشورهای جنوب و مرکز آسیا، آمریکای لاتین و حوزه ی دریای کارائیب، آفریقا، کشورهای با اکثریت جمعیت مسلمان، جوامع مهاجر در اروپا و همچنین سازمانهای بزرگ توسعه مانند اوکسفام و "برنامه ی سازمان ملل متحد برای توسعه (United Nations Development Program)". گستردگی و عمق اطلاعاتی که در دسترس قرار داده شده نشان می دهد که مردان در یک سری از موارد که وضعیت زنان را تحت تاثیر قرار می دهند، می توانند بعنوان متحد زنان عمل کنند و در واقع هم می کنند: * مردان بعنوان شریک زندگی و همسر، بر علیه خشونت جنسیتی، * تقویت مقاومت مردان بر علیه خشونت و درگیری، * پرورش شرکت سازنده ی مردان در موضوعات مربوط به سلامت جنسی و امور تولید مثل و حقوق مربوط به آن (شامل ایدز HIV/AIDS)، * تشویق شرکت مثبت مردان بعنوان پدران و سرپرستان، * ترویج بیشتر فرهنگ برابری جنسیتی در درون سازمان های یاری دهنده برای توسعه ی اجتماعی. نوع استراتژی ها و روش ها متفاوت هستند. چند تا را می توان به عنوان مثال ذکر کرد: گروهای کمک به مردانی که مرتکب خشونت می شوند؛ حساسیت پلیس نسبت به موانعی که زنان در مسئله ی مربوط به خشونت خانوادگی با آنها رو به رو هستند؛ آموزش و تمرین هوشیاری و آگاهی مردان نسبت به مسائل جنسیتی؛ و استفاده از نمایش و درام برای ترویج نقش مثبتی که مردان می توانند برای جلوگیری از بیماری ایدز ایفا کنند. سازمان های مردم بومی استرالیا مدت زیادی است که به کار شرکت دادن مردان و پسران جوان در مسائل مربوط به خانواده و پیشگیری و جلوگیری از خشونت خانوادگی همت گذاشته اند. با خودداری از بکار بردن واژه های "خشونت خانگی" یا "خشونت جنسیتی"، زنان بومی استرالیا (Aboriginal and Torres Strait Islander) عبارت "خشونت خانوادگی" را بکار می برند تا با این زبان جدید، هم مردان و هم زنان را در جوامع خودشان ترغیب کنند که در موضوع خشونت مسئولیت بعهده بگیرند. تغییر زبان و کلمات، موجب می شود تا بتوانند برنامه های ترویجی زیادی را مستقیما به مردان اختصاص بدهند و این برنامه ها را مطابق نیازهای آنان تهیه کنند. این برنامه های مخصوص مردان، شامل اردوهای آموزشی پدر- پسر، گروه های کمک به مجرمین مرد، کارگاه های آموزشی درمانی و تعریف هویت و همچنین مراکز مشاوره ی محلی هستند. اگر بخواهیم منحنی ِ تجربیات و کارهای انجام شده برای حقوق زنان را ترسیم کنیم، شرکت دادن و درگیرکردن مردان در کار برای برابری جنسیتی مثبت خواهد بود. سال هایی که در راهند سال های مهم و تعیین کننده ای هستند: هم برای ارزیابی نتایج و هم برای تحقیقات بیشتر دربارهی تاثیرات مثبت و منفی ِ شرکت دادن مردان بر روی کار حقوق زنان. "در جامعه ای که قوانین و کدهای خشک و ثابتی برای رفتار قابل قبول اجتماعی ِ مرد و زن تعریف شده است، هم مردان و هم زنان از نتایج چنین قوانین و کدهایی رنج می برند".(4) * Rochelle Jones - AWID http://www.awid.org/go.php?list=analysis&prefix=analysis&item=00361 Notes: [1] Jeff Hearn 2001. Men and Gender Equality: Resistance, Responsibilities and Reaching Out. Department of Applied Social Science, University of Manchester, UK; and The Swedish School of Economics and Business Administration, Helsinki, Finland. http://www.ashanet.org/focusgroups/sanctuary/articles/Hearn_Men_and_Gender_Equality.doc [2] Sandy Ruxton (Ed.) 2004. Gender Equality and Men. Published by Oxfam GB. Available at: http://www.oxfam.org.uk/what_we_do/resources/geneqmen.htm [3] Emily Esplen. 2006. Engaging Men in Gender Equality: Positive Strategies and Approaches. BRIDGE (development ? gender), Institute of Development Studies, University of Sussex. http://www.bridge.ids.ac.uk/bibliographies.htm [4] Cited in Jenn Ruddy. 2006. Gender Mending: Men, Masculinity, and Feminism: To what extent is it appropriate or possible for men who resist patriarchy to participate in the feminist movement? http://www.xyonline.net/Gendermending.shtml [5] Quoted by Oswaldo Montoya of the Managua Men's Group Against Violence, cited in: Gareth Richards, 2001. 'We're Not From Mars,' Nicaraguan Men Against Violence Assert. Panos London. http://www.panos.org.uk/global/featuredetails.asp?featureid=1040&ID=1005 [6] Michael Flood. 2001. Can men be feminists? Available from http://www.xyonline.net/Canmenbefeminists.shtml [7] Available from: http://www.unicef.org/sowc07/ ارسال به شبکههای اجتماعی
|
|
Iran Emrooz
(iranian political online magazine) iran emrooz©1998-2010 |
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال ميگردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است. |