سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  
iran-emrooz.net | Tue, 26.05.2020, 20:55

تلاش برای پایان دادن به فعالیت مرکز اسلامی هامبورگ




اسرائیل خواستار حذف حساب کاربری خامنه‌ای در توییتر شد
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 26.05.2020, 20:37

اسرائیل خواستار حذف حساب کاربری خامنه‌ای در توییتر شد




سیزده سؤال درباره قتل رومینا سیزده ساله
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 26.05.2020, 20:19

سیزده سؤال درباره قتل رومینا سیزده ساله




پیوند شوم سرخ و سیاه
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 26.05.2020, 19:52

پیوند شوم سرخ و سیاه

مزدک بامدادان

" width="200" />

زمان برای خواندن: ۱۲ دقیقه

«یادم هست که اولین اعتراضات سیاسی در تهران سیزدهم شهریور در تپه‌های قیطریه و به دعوت گروهی از روحانیون و مشخصاً دکتر محمد مفتح آغاز شد. تجمع و راهپیمایی بعد از نماز عید فطر آغاز میشد. حوالی ساعت ده صبح آنجا بودیم و منتظر که نماز تمام شود و ما که چپ و معتقد به انقلاب سوسیالیسیتی بودیم به مردم بپیوندیم و البته هیچ مشکلی نداشتیم که با چادر مشکی آنجا حاضر شده‌ایم»[۱]

هنگامی که ملیحه محمدی در فوریه ۲۰۱۸ این سخنان را می‌نوشت، کمابیش ۵۰ سال از پیدایش فن‌واژه “ارتجاع سرخ و سیاه” در سپهر سیاسی ایران گذشته بود. شاید بهتر از این نمی‌شد درونمایه آنچه را که محمدرضا شاه چنین نامیده بود، بازگو کرد:

یک زن کمونیست چادر مشکی بر سر می‌کند، به دعوت یک روحانی شیعه لبیک می‌گوید و به جایی می‌رود که مسلمانان می‌خواهند نماز عید فطر بخوانند، تا به نمازگزاران بپیوندد و زیر رهبری روحانیت شیعه، شاه را سرنگون کند. ما به درستی نمی‌دانیم که آیا این کمونیست‌ها به مانند نمونه پاریس در پشت حجت‌الاسلام نماز فطر را هم قربة الی‌الله اقامه کرده بودند، یا نه. همین اندازه می‌دانیم که در این گردهمایی کمونیست‌ها و اسلام‌گرایان دست در دست هم نهاده بودند، تا تیشه بر ریشه کیان و هستی این آب و خاک نهند، همانگونه که نهادند.

پیوند میان اسلام‌گرایان و کمونیست‌ها در ایران به سال ۱۲۹۹ و بنیانگذاری جمهوری سوسیالیستی ایران (جمهوری گیلان) بازمی‌گردد. در آن سال نزدیک به همه کمونیست‌های شناخته شده ایرانی همچون حیدرعمواغلی، آوتیس میکائیلیان، میرجعفر جوادزاده (پیشه‌وری) به یک روحانی شیعه پیوستند تا نخستین جمهوری سوسیالیستی را در ایران برپاسازند. ما می‌توانیم پیوند میان اندیشه سرخ کمونیست‌ها و باورهای سیاه اسلام‌گرایان را در نزدیک به سرتاسر تاریخ سده گذشته ایران نشان دهیم. برای نمونه برخورد حزب توده در کنار مسلمانان باورمندی چون مصدق و دیگر هموندان جبهه ملی به ترور کسروی می‌تواند همسوئی این دو گرایش را به نیکی بازنماید.

شاید هنگامی که خسرو گلسرخی، یکی از تراژیکترین چهره‌های اندیشه سرخ در دادگاه خود را پیرو مولا حسین و مولا علی می‌نامید و در ناخودآگاهش خود را چونان زینب خواهر حسین ابن‌علی می‌پنداشت که در بارگاه یزید ابن‌معاویه فریاد دادخواهی سرداده بود، هرگز نمی‌توانست بیانگارد که سخنانش به یک مانیفست سیاسی برای دو گروه بزرگ و پرهوادار مارکسیستی ایرانی یعنی حزب توده و سازمان اکثریت فراخواهد رُست و سرنوشت آنان را در پی قدرتگیری اسلامگرایان رقم خواهد زد:

«بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است، و ما نیز چنین اسلامی را اسلام حسینی، و اسلام علی را تأیید می‌کنیم»

آنچه که در حکومت پادشاهی “اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه” نامیده می‌شد، زائیده یک ذهن بیمار همه دشمن‌پندار نبود. بوارونه آنچه که پیروان اندیشه‌های سرخ و سیاه چهل سال است به هم‌می‌بافند، هراس شاه از کمونیسم برخاسته از پارانویا نبود؛ از جنگهای ایران و روسیه تزاری بروزگار قاجار و زورگوئی‌های این همسایه شمالی اگر بگذریم، تا آنجا که به‌نام “پهلوی” بازمی‌گشت، این همسایه کمونیست دوبار، یکبار در ۱۲۹۹ و دیگربار در ۱۳۲۰ به ایران لشگر کشیده بود و هر دوبار با بروی کار آوردن حکومتی دست‌نشانده در زیر سرنیزه ارتش سرخ (میرزا کوچک خان ۱۲۹۹ و پیشه‌وری ۱۳۲۴) تلاش کرده بود بخشی از خاک میهن را جدا کند. از آن گذشته ایران با بزرگترین کشور جهان که ارتش‌اش حتا لرزه بر اندام امریکا و اروپا انداخته بود ۱۷۰۰ کیلومتر مرز داشت. در درون کشور حزبی به راه افتاده بود با انبوه هموندان و هواداران که در خیابانهای تهران آشکارا زادروز استالین را به جشن می‌نشست و در روزنامه‌هایش گستاخانه از دولت ایران می‌خواست که نفت شمال را به شوروی ببخشد. از همه اینها هراسناک‌تر برای شاه ولی این بود که این حزب گذشته از سازمان‌های گسترده و تودرتوی سیاسی خود، سازمانی نیز از افسران ارتش داشت که ۶۰۰ افسر برجسته در همه رسته‌ها هموندان آن بودند و در سال ۱۳۲۴ دست به کودتایی نافرجام زده بودند، که آن را به نام “قیام افسران خراسان” می‌شناسیم.

اگر رهبر کشوری با ویژگی‌های ایران اینها را می‌دانست و باز هم از کمونیسم و کمونیست‌ها نمی‌ترسید، جای آن داشت که او را دیوانه بنامیم. هراس شاه از اسلام‌گرایان نیز برخاسته از نگاه درست او به تاریخ بود. او که خود مسلمانی باورمند بود، به‌وارونه کمونیستها نیروی ویرانگر روحانیت شیعه را شناخته بود و می‌دانست که آنان حتا به‌روزگار پدرش که از پشتیبانی گسترده مردم و سرآمدان و اندیشه‌ورزان روزگار خود برخوردار بود هم، توانسته بودند کشور را به آشوب بکشانند و هراس‌شان تنها از چکمه‌های رضاشاهی بود، چکمه‌هایی که واپسین شاه ایران نه می‌خواست و نه می‌توانست درپای کند. او همچنین دیده بود که یک روحانی واپس‌گرای خشک‌مغز چگونه توانسته بود در خرداد ۱۳۴۲ کشور را به به هم بریزد. پس ناگزیر بود با این نیروی هراس‌انگیزی که روشنفکران مشروطه از ترس آن به رضاشاه پناه برده بودند، کجدار و مریز کنار بیاید، در جایی از آنان دلجویی کند و در جایی بر آنها بتازد. با اینهمه او این اندازه تیزهوشی داشت که به روحانیانی چون بروجردی و شریعتمداری که خواهان دوری دین از سیاست بودند پروبال ببخشد و روحانیانی مانند خمینی را که در سودای حکومت بودند، سرکوب کند. بخش بزرگی از کمونیست‌های ایرانی ولی چنانکه دیدیم، به‌زیر عبای همین آیت‌الله خزیدند و نردبانی شدند برای نشستن او بر ماه.

ولی اگر همین شورش واپس‌گرایانه خمینی بر ضد حق رای زنان و برابری دینی نمایندگان مجلس را در نگر بگیریم، کمونیست‌ها چه رفتاری در پیش گرفتند؟ بیژن جزنی آن را “تضاد خلق با استبداد دربار به مثابه عمده‌ترین دشمن خلق” نامید[۲]. یعنی از نگاه جزنی آن فرومایگانی که زنان را کتک می‌زدند و آتش بر کتابخانه‌ها و سینماها می‌افکندند و رهبرشان که همان روزها هم سکس با کودک شیرخواره را حلال می‌دانست، “خلق” بودند. حزب توده نیز در پی افت‌و‌خیزی چند برای خمینی نامه نوشت و پیام‌های او را در رادیوی خود بازخواند.

دو نیروی واپس‌گرای تاریخ نزدیک ایران، یعنی مارکسیسم و اسلامگرایی سرانجام توانستند حکومت پادشاهی را با کمک بیگانگان و پشتیبانی بی‌دریغ بی‌بی‌سی به‌ زانو درآورند. این پیروزی بزرگ آنان را به هم نزدیکتر کرد. اندکی پس از انقلاب اسلامی بخش بزرگتر فدائیان پشت به اپوزیسیون کرد و به همراه حزب توده با همه توان خود به پشتیبانی از دستگاه سرکوب و شکنجه رژیم اسلامی پرداخت. حزب توده حتا تا به‌جایی پیش رفت که نوشت به صادق خلخالی در هرکجای ایران که نامزد انتخابات شود رأی خواهد داد[۳]. کمونیست‌های سرخی که گویا سخنان مارکس درباره افیون بودن دین را فراموش کرده بودند، به‌ناگاه واژگان دینی را برای نوشته‌هایشان برگزیدند، خمینی را “امام” خواندند، سازمان اکثریت عاشورای حسینی را تسلیت گفت و حزب توده در روزنامه‌اش نوشت «کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا»، تا روان خسرو گلسرخی در بهشت شادمان شود.

در سال ۱۳۶۰ ولی رهبری سازمان اکثریت پیوند میان سرخ و سیاه را به چکاد تازه‌ای رساند. این سازمان که رهبرانش رفتار زندان‌بانان رژیم اسلامی با دستگیرشدگان را از تجربه‌هایی چون سرکوب‌های ترکمن‌صحرا و کشتن رهبران ترکمن[۴] و همچنین کشتار مردم کردستان به نیکی می‌شناختند، به هموندان و هوادارانش دستور داد همه مخالفان رژیم را به سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی “لو بدهند”، به همان کسانی که به دوشیزگان زندانی پیش از اعدام تجاوز می‌کردند. بدینگونه و از آن پس پیوند میان سرخ و سیاه دیگر تنها در پهنه نگرش سیاسی نبود، سازمان اکثریت دست همکاری به‌دست سربازان گمنام امام زمان و اسدالله لاجوردی داده بود، تا با یاری هم به شکار مخالفان بپردازند و بر رنگ سیاه سرکوب و اعدام و شکنجه، رگه‌ای سرخ نیز بپاشند[۵].

این همکاری و هم‌پیمانی تا به همین امروز نیز دنباله دارد. همان سرخ‌هایی که در حکومت پادشاهی “هیچ” پدیده خوبی نمی‌یافتند و آن را یکسر سیاه می‌دیدند، چهل سال است پیوسته در این رژیم سرتابپا سیاهِ سنگسار و شکنجه و دزدسالار کسی را می‌جویند، که به‌زیر عبایش بخزند در آغوش‌اش بیارامند. گروهی از هموندان اینان که میهمانان همیشگی بی‌بی‌سی و دیگر رسانه‌های پربیننده هستند، بی‌پرده و آشکار حتا از سیاست‌های سرکوبگرانه رژیم اسلامی نیز دفاع می‌کنند. از دیگر سو کمونیست‌های پیشین ایرانی که هنوز ردای سرخ از تن بدر نکرده‌اند، نه تنها به کسی رآی می‌دهند که دولتش بر پشت کارگران بینوای معدن آق‌دره تازیانه می‌زند، که این شاهکار خود را با انگشت‌های رنگین به رخ این و آن می‌کشند. با رای اینان به ریشهری و رفسنجانی و دری نجف‌آبادی است که ظریف می‌تواند در درون ایران بگوید «ما خودمون این زندگی رو انتخاب کردیم» و در برون از کشور بگوید «اگر ما سرکوبگر بودیم، ۷۵ درسد مردم در انتخابات شرکت نمی‌کردند و به ما رای نمی‌داند». واپس‌گرایان سرخ از یک سد سال پیش تا به امروز یار وفادار مرتجعان اسلام‌گرا و هیزم‌کش آتش ایران‌ستیزی بوده‌اند.

در پهنه اندیشه نیز داستان همین است و یار غار و همدم و هم‌پیاله “فیلسوفانی” که از بازماندگان مارکسیسم-لنینیسم ایرانی هستند، کسی جز مسلمانان واپسگرایان نیست، همانانی که خود را “نواندیش دینی” می‌نامدند، تا رنگ سیاه را با یاری دوستان سرخ‌شان از چهره اسلام سیاسی بزدایند و این‌بار با فریبی دیگر مردم را در پرتگاهی ژرف‌تر بیافکنند. این فیلسوفان و کنشگران “خود چپ‌خوانده” آزرمی از این ندارند در کنار کسی بنشینند[۶] که می‌گوید «خمینی باسوادترین رهبر این کشور بوده تا کنون. از ایام اولیه حکومت هخامنشیان تا روزگار حاضر».

پیوند شوم سرخ و سیاه به گمان من بیش از آنکه از سر سودجوئی‌های سیاسی باشد، ریشه در آن پدیده‌ای دارد که آرامش دوستدار آن را “خویشاوندی پنهان” می‌نامد. نمی‌توان انگاشت کسانی که رفیق چریک خود را به گناه عشق‌ورزیدن به یک زن همخانه‌اش اعدام انقلابی می‌کردند[۷]، در ژرفای اندیشه خود فرق چندانی با کسانی داشته بوده باشند، که سزای “زنای محسنه” را سنگسار می‌دانند. همچنین نمی‌توان پنداشت کسانی که تا به امروز آئین‌های “حماسه سیاهکل” را هر سال پرشکوه‌تر و گسترده‌تر برگزار می‌کنند، در نگاه خود به دین و آئین‌های دینی فرق چندانی با شیعیان مولا حسین و آئین‌های سوگواری او داشته باشند.

آنچه که از روزگار محمدرضا شاه تا به اکنون با هوشیاری و دورنگری “اتحاد نامقدس ارتجاع سرخ و سیاه” ‌نامید می‌شود، افسانه و دروغ نیست. اگر مارکسیست‌ها و بازمانگانشان تنها یکبار با دیدی درست به تاریخ یک سد سال گذشته، از ۱۲۹۹ تا ۱۳۹۹ و از جمهوری سوسیالیستی گیلان تا  انگشتان آلوده به ننگ رای‌دادن به دژخیمان و شکنجه‌گران و آدم‌کشان می‌نگریستند، خود می‌توانستند ببینند چه کسی پندارباف و دچار پارانویا بوده است.

مارکسیسم اگر در بیشتر کشورها دستکم در ظاهر چهره‌ای پیشرو به خود گرفته است، در کشور نگون‌بخت ما روی دیگر سکه شوم واپس‌گرایی است.

و این سکه‌ نیز به‌مانند هر سکه دیگری دو رو دارد؛
یک روی سرخ،
و یک روی سیاه!

خداوند دروغ، دشمن و خشکسالی را از ایران‌زمین بدور دارد
مزدک بامدادان
mbamdadan.blogspot.com
m.bamdadan@gmail.com
facebook.com/mazdak.bamdadan
———————————
[۱] انقلاب بهمن و ضرورت همواره بازبینی‌اش
[۲] بیژن جزنی، جمعبندی مبارزات سی‌ساله اخیر در ایران، موقعیت خلق در برابر اصلاحات ارضی
[۳]  اطلاعیه کمیته مرکزی حزب توده ایران، ۱۳۵۸،۰۵،۰۹
[۴]  توماج، واحدی؛ مختوم، جرجانی
[۵]  کار اکثریت، چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۶۰، برگ ۹
[۶] بزرگداشت اشکوری در شهر کلن؛ کسی که ایده‌هایش را زندگی کرده
[۷]  عبدالله پنجه‌شاهی به گناه رابطه با هم‌تیمی‌اش ادنا ثابت بدست همرزمان سازمانی‌اش اعدام انقلابی شد. از آنجایی که بیشتران رهبران سازمانهای مارکسیستی هنوز زنده‌اند، گزارشهای بیشتری از این دست به بیرون درز نمی‌کنند، چرا که آدمکشی در سرتاسر جهان با گذر زمان بخشوده نمی‌شد و همیشه می‌توان آن را پیگیری نمود. بدینگونه دور از پندار نیست شمار آنچه که “قتلهای درون سازمانی” نامیده می‌شود، بسیار بیشتر از آنی باشد که ما می‌دانیم و رهبران زنده این سازمانها از ترس پیگیری آنها را پنهان نگاه داشته باشند.




واکنش‌ها به قتل رومینا اشرفی ۱۳ ساله به دست پدرش
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
" width="640" />
iran-emrooz.net | Tue, 26.05.2020, 16:13

قانون در ایران راه قتل دختران و زنان را باز گذاشته است

واکنش‌ها به قتل رومینا اشرفی ۱۳ ساله به دست پدرش

رومینا تازه‌ترین قربانی قتل‌های ناموسی در ایران است. او ۱۳ سال داشت و اهل روستای حویق تالش در گیلان بود. روز اول خرداد ۹۹، رومینا بابت عشق به بهمن خاوری، مرد هم‌شهری‌اش و فرار با او، به‌دست پدرش به‌قتل رسیده است. رضا اشرفی، پدر این دختر، فرزندش را در خواب پس‌از این‌که نتوانسته خفه‌اش کند، با داس سر بریده است.

بهمن خاوری، مرد ۳۵ ساله‌ای که گفته می‌شود رومینا با او فرار کرده ‌بوده، به پایگاه خبری “روز نو” گفته عاشق رومینا بوده و یک‌بار با واسطه او را خواستگاری کرده ولی پدر رومینا چون آن ‌دو از یک مذهب نبوده‌اند، با این وصلت مخالفت کرده است:

«چند سالی بود که عاشق هم بودیم و بالاخره تصمیم گرفتم تا یک نفر را بفرستم و او را از پدرش خواستگاری کنم. اما از آنجایی که مذهب ما یکی نبود، مخالفت کردند. به همین خاطر هم دختر به من گفت که پدرم رضایت نمی‌دهد و باید فراری‌اش بدهم. همین شد که باهم فرار کردیم و پنج روزی ناپدید شدیم. بعد از این ماجرا بود که پدرش در پاسگاه حویق از من به جرم آدم‌ربایی شکایت کرد... موقع بازجویی من گفتم که آن دختر را دوست دارم و اجباری در کار نبوده و دختر هم در بازجویی این حرف‌ها را تایید کرد. یک شب در بازداشتگاه ماندم، اما در نهایت تبرئه شدم.»

اما اسفندیار اشرفی، عموی قربانی و برادر قاتل گفته که رومینا اغفال شده بود: «بعد از این موضوع ما خواستیم که بیایند و خواستگاری کنند اما خانواده پسر گفتند نه او اشتباه کرده است. حتی عاقد آمد عقدشان کند اما پسر قصدش چیز دیگری بود.»

عموی رومینا، با اشاره به عکس او در اینستاگرام بهمن پرسیده است: «اصلا کدام مردی وقتی بخواهد با یک دختر ازدواج کند، عکسش را در اینستاگرام می‌گذارد؟ کدام مردی عکس ناموسش را در دنیا پخش می‌کند؟»

بنابر نوشته رسانه‌ها رومینا چون روحیه‌ پدرش را می‌شناخته اصرار داشته که قاضی او را به خانواده‌اش ندهند اما قاضی، این دختر را به پدرش بازمی‌گرداند. پدر رومینا نیز از نبود مادرش در خانه، بهره می‌گیرد و می‌کوشد او را در خواب خفه کند اما چون نتوانسته با داس، سر از بدنش جدا کرده و جنایت‌اش را در کوی ‌و برزن فریاد می‌زند و پلیس بازداشت‌اش می‌کند.

قانون راه قتل دختران و زنان را باز گذاشته است

در پی واکنش‌های گسترده در شبکه‌های اجتماعی و فشار افکار عمومی به قوه قضاییه، قاتل بازداشت شده است. کاظم رزمی، بخشدار حویق شهرستان تالش به رسانه‌ها گفته است: یکی از اهالی این بخش به اتهام قتل دخترش دستگیر شده‌ است و جزئیات این پرونده بعد از طی مراحل قانونی و حقوقی به مردم اطلاع‌رسانی می‌شود.

خبرگزاری «رکنا» خبر داده که معصومه ابتکار، معاون رئیس جمهوری ایران در حوزه زنان و خانواده با صدور دستور ویژه خواستار رسیدگی به چرونده جنایت در تالش شد، اما ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ مجلس ایران می‌گوید: «پدر يا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی‌شود و به پرداخت ديه به ورثه مقتول و تعزير محکوم خواهد شد.»

سارا باقری وکیل دادگستری، نایب رئیس انجمن حقوق کودکان و نوجوانان و فعال این حوزه، به وبسایت “روز نو” گفته چون قاتل، خودش ولی دم است، حکم قصاص مشمول او نخواهد شد و تصمیم در باره چند و چون حبس و دیه نیز بر عهده قاضی پرونده خواهد بود: «دیه هم ابتدا به مادر، سپس به خواهر و برادر تعلق می‌گیرد.»

این حقوقدان، فاجعه اخیر را ملغمه‌ای از آسیب‌های اجتماعی می‌داند و تاکید می‌کند که فرار دختران از خانه در روستاها به وفور دیده می‌شود: «...به محض این که ما از این موضوع‌ها حرف می‌زنیم به سیاه‌نمایی متهم می‌شویم، حال آن که این پرونده به خوبی نشان می‌‌دهد که اوضاع خوب نیست و لازم است تصاویری که نشان داده می‌شود، برگرفته از حقیقت و بطن واقعی آن مکان‌های جغرافیایی باشد. »

شهیندخت ملاوردی، معاون پیشین رییس‌جمهور ایران در امور زنان و خانواده و دبیر کل جمعیت حمایت از حقوق بشر زنان در این کشور در حساب توئیتر خود نوشت: «رومینا نه اولین قربانی قتل‌های ناموسی است و نه آخرین آن؛ تا زمانی که قانون، رویه قضایی و فرهنگ حاکم و مسلط بر جوامع محلی و جهانی بازدارندگی لازم را نداشته و با تشویق و ترویج آن در خدمت این جنایت بشری باشند!»

زنان و دختران زیادی در ایران قربانی قتل‌های ناموسی شده‌اند و رومینای ۱۳ ساله آخرین تازه‌ترین آنهاست. هدیه کیمیایی، خبرنگار حوزه آسیب‌های اجتماعی نوشته است: «آذر ماه پارسال در بویر احمد برادر زینب ۱۴ ساله او را با کتک کشت، چون از پسری خوشش می‌آمد. چند ماه پیش پدر سیما ۲۰ ساله او را در غرب تهران کشت و گفت: او دوست پسر گرفته بود، دستهایم را دور گردنش آنقدر فشار دادم تا مرد. هنوز یک سال از قتل دو دختر ۱۶ و ۲۷ ساله آبادانی به دست عمویشان نمی‌گذرد. جان زنان و دختران ایرانی به دست قانون‌هایی است که راه را برای قتل‌شان باز گذاشته، آن هم وقتی که معاون زنان رئیس جمهورش با خونسردی می‌گوید: خشونت خانگی در ایران چندان حاد نیست.»

ژیلا بنی‌یعقوب روزنامه‌نگار در توییتر درباره حادثه مشابهی که برای زن جوانی به نام «گلبهار» رخ داده نوشته است: «پانزده - شانزده سال پیش ماجرای مشابه رومینا برای دختری به نام گلبهار در چهارمحال و بختیاری اتفاق افتاد، گزارش مفصلی از ماجرا نوشتم، به همراه  یکی از خبرنگاران جدی این حوزه یعنی خانم عذرا فراهانی تا مدتها از مراجع مختلف پیگیر پرونده بودیم، پرونده‌ای که به راحتی مختومه شد. برادر، عمو و پسر عموهای گلبهار، او را در آتش سوزاندند. اول می‌خواستند با طناب دارش بزنند اما هر بار از دستشان فرار می‌کرد. بار آخر برادرش در یک لحظه مقدار زیادی بنزین رویش ریخت و یکی از پسر عموهایش فوری کبریت را کشید… روز بعد هم نوزاد را با خوراندن سم کشتند... آیا همچنان در برهمان پاشنه می‌چرخد و در نهایت پرونده رومینا هم مثل پرونده گلبهار بدون نتیجه مشخص مختومه می شود؟ چند گلبهار و رومینا در این سالها در خانه پدری قربانی شده‌اند و قرار است قربانی شوند؟»

برخی واکنش‌های دیگر در فضای مجازی

شیما قوشه: ‏وقتی با افتخار نام ‎پدر که ‎قاتل است را در اعلامیه می‌نویسند و خبری از نام ‎مادر داغدار نیست، یعنی همچنان در این خانواده ‎زنان قربانی سیستم ‎پدرسالار می‌شوند.

پگاه بنی‌هاشمی: ‏در  قانون مجازات اسلامی ايران، اگر فرزند به دست پدر كشته شود قصاص نمی‌شود اما اگر به دست مادر كشته شود، مادر قصاص می‌شود.

فرزاد صیفی‌کاران: ‏هم می‌کشد و بهش هم تسلیت می‌گویند!
قاتل و هم‌دستان قاتل «گرامی» خوانده می‌شوند و برای تسلیت باز نزد همان قاتل می‌روند... چه حقیرند افرادی که در چنین مراسمی شرکت می‌کنند!
این آگهی طنز تلخِ زندگی زیر سایه  مردسالاری و قوانین متحجرانه است...

بلبل خوش‌الحان: ‌‎معصومه ابتکار چندی پیش گفته بود ‎خشونت خانگى در ایران بحرانی نیست!

فرزانه جلالی: ‏وقتی ‎فرشته نجاتی مرداد ۱۳۸۵درحالیکه خواب بود توسط پدرش گلویش بریده شد رومینا یکی دوسال بیشتر نداشت. علی نجاتی، پدر فرشته بعد از سه سال از زندان آزاد شد. سرخوش و سربلند. آیا باید منتظر بمانیم تا هشتگ کردن نام زنی دیگر؟ چه راهی برای مبارزه داریم؟

سلامتیان:
‌‎سارارخشانی ۱۵ ساله - باردار
هاجر حسین‌بر ۱۵ ساله
رومینا اشرفی ۱۴ ساله
در کمتر از یک ماه کشته شدند.
زن‌کشی؛ وقتی زنی به خاطر جنسیتش کشته میشه، همۀ زنان به درجاتی تهدید میشن. زنان اون خانواده از همه بیشتر، زنان اون شهر، اون کشور و زنان جهان

سما اوریاد: ‌‎زن‌‌کشی یعنی زن نه فقط بخاطر انتخابش، ملیت یا قومیتش که صرفا بخاطر “زن”بودنش از طرف مردان و جامعه‌ مردسالار تحت خشونت مضاعف قرار می‌گیرد. کشته می‌شود چون زندگی‌اش ذیل زندگی‌های دیگری شناخته شده. حفاظت از جانش نه تنها امری ثانویه، که کشتنش از سوی مردان توجیه و بعد پذیرفته می‌شود.

سمانه سوادی: ‏کربلایی رضا اشرفی، قاتل رومینا اشرفی، بر اساس ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، از جهت جنبه عمومي علاوه بر پرداخت ديه به حبس تعزيری ۳ تا ۱۰ سال محكوم خواهد شد. چون پدر است! پدر و جد پدری علت وجود فرزند بودند، عدم فرزند رو به وجود تبدیل کردند و مالکند! تنها تنها، خالی خالی!

خانوم لی: ‏فاجعه‌ی رومینا چنان آش درهم‌جوشی از  کودک‌همسری و قتل ناموسی و پدرسالاریه که آدم نمی‌فهمه کدومش از همه جگرسوزتره. چه جان کوچکی که فدای این حماقت‌ها بشه.

محمد معصومیان: ‏یکی را  تبعیض_سیستماتیک علیه زنان می‌کشد مانند دختر آبی و دیگری را ناموس پرستی پدرش مانند رومینا. همدستی کامل نهاد مردسالار قدرت و خانواده پدرسالار یا حقوق اولیه زنان را به مسلخ می‌برد یا جانشان را.

طراوت مظفریان: ‏نام های زنانی که کشته می شوند..
چطور شب سر بر بالین میگذارید وقتی  لایحه_تامین_امنیت_زنان رو بیش از ده سال پشت درهای بسته مجلس نگه داشتید؟
خون تک تک این زنان بر دستان و سر و روی شما پاشیده...
رومینا اشرفی
سارا رخشانی
هاجر حسین‌بر

شهرام موصلچی: ‏قتل دلخراش (سارا، هاجره، زبیده و رومینا) که بیشترشان کودک بودند، تنها بخشی از ماجرای خوفناک و غم‌انگیز جامعه امروزی ما است. بخش دیگر این ماجرای وحشتناک، ادامه  ‎خشونت_علیه_زنان به شیوه‌های مختلف و مسکوت ماندن قتل‌های بی‌شماری است که هر از گاهی اتفاق می‌افتد، اما رسانه‌ای نمی‌شوند.

الا: ‏اعلامیه‌ی ترحیم رومینا آینه‌ی تمام‌نمای نرینه‌سالاریه. اسم قاتل با فونت درشت، تسلیت به پیشگاه نرینه‌های فامیل، زن‌ها هم که پاک غایب.

منیژه: ‏توی یه بخشی از گزارش نیلوفر عموی رومینا میگه «کدام مردی عکس ناموسش را در دنیا پخش می‌کند؟» این دقیقا همون تفکریه که میگه عکس بی‌حجاب اینستاگرام نذارین. ما انسان نیستیم  ناموس مردهای خانواده و‌بعد حکومتیم، بخشی از مایملکشون.حق تصمیم برای بدن و پوشش ما با خودمون نیست با قیم و ولیه.

مریم طالشی: ‏انگار این دختر نه فرزند مادری بوده و نه قوم و خویش زن دیگه‌ای. اعلامیه پر شده از اسامی مردان منسوب و در رأس، پدر فرزندکش که لابد گمان کردند پیشوند کربلائی گناهش رو پاک می‌کنه.

محمد غلام‌ابوالفضل: ‏بابا آمد بابا با داس آمد.




مجلس یازدهم ایران؛ ۴ کاندیدای ریاست
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 26.05.2020, 15:00

مجلس یازدهم ایران؛ ۴ کاندیدای ریاست




۲۰۰هکتار از گندم‌زارهای ایذه در آتش سوخت
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 25.05.2020, 21:57

۲۰۰هکتار از گندم‌زارهای ایذه در آتش سوخت




دومین نفتکش ایرانی به سواحل ونزوئلا رسید
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 25.05.2020, 21:42

دومین نفتکش ایرانی به سواحل ونزوئلا رسید




مهدی اخوان لنگرودی درگذشت
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 25.05.2020, 21:34

مهدی اخوان لنگرودی درگذشت




قتل یک دختر ۱۳ ساله توسط پدرش
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 25.05.2020, 21:06

قتل یک دختر ۱۳ ساله توسط پدرش




هزاران مزدور واگنر در لیبی به مکانی نامعلوم منتقل شدند
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 25.05.2020, 20:57

هزاران مزدور واگنر در لیبی به مکانی نامعلوم منتقل شدند




نرخ بیکاری در سیستان و بلوچستان تا ۶۰ درصد می‌رسد
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 25.05.2020, 17:09

نرخ بیکاری در سیستان و بلوچستان تا ۶۰ درصد می‌رسد




ناگفته‌های سودجویانه‌ترین کنسرت دوران کرونا
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز
" width="640" />
iran-emrooz.net | Mon, 25.05.2020, 16:49

ناگفته‌های سودجویانه‌ترین کنسرت دوران کرونا

خبرگزاری ایسنا: چه شد که از ادعای برگزاری کنسرت خیابانی برای دل «مردم» به فضاحت احساس عمومی بازی‌خوردگی و خشم بی‌سابقه ناشی از حس مورد سوءاستفاده واقع شدن در جریان سودجویانه‌ترین کنسرت آنلاین در دوران سخت کرونایی «مردم» رسیدیم؟

این پرسش مطرحِ ساعت‌های گذشته از کنسرت آنلاین همایون شجریان است که به صورت پولی، با سرمایه‌گذاری مالی یک اپراتور تلفن همراه (ایرانسل) و مشارکت بنیاد رودکی، نهایتا به شکست در اجرا انجامید.

در روزگاری که در خبرها می‌خوانیم «لیدی گاگا» با همکاری دیگر هنرمندان، بیش از صد میلیون دلار به سازمان بهداشت جهانی برای مقابله با ویروس کرونا یاری رساندند، در روزگاری که ایرانیان بسیاری کنسرت آنلاین رایگان «بوچلی» را با وجود فیلتر بودن یوتیوب در ایران، تماشا کردند، در روزگاری که در همین ایران و از جمله در همین تالار وحدت که محل کنسرت مورد بحث هم بوده است، به صورت رایگان هنرشان را به مردم عرضه کردند که به آنان در گذران دوران سخت کرونایی یاری رسانده باشند، اضلاع چندگانه منتفع از کنسرت پولی مورد بحث، درنهایت شرمنده «مردم» شدند.

چند روزی بود که خبر اجرای آنلاین همایون شجریان نُقل مجالس شده بود و افراد زیادی در فضای مجازی نقشی در خبررسانی این اجرا ایفا کردند. اسپانسر این کنسرت «ایرانسل» بود و قرار شد که اجرا با همراهی ارکستر مجلسی به رهبری بردیا کیارس، یکشنبه چهارم خردادماه، همزمان با عید سعید فطر در تالار وحدت بنیاد رودکی از زیرمجموعه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شود و مخاطبان کنسرت را در اپلیکیشنی به نام «لنز»، با ادعای تلویزیون تعاملی، مشاهده کنند.

به گزارش ایسنا، در ابتدا تبلیغات گسترده‌ای برای این اجرا صورت گرفت، ولی در بین متن خبرها دیده می‌شد که مشترکان این اپراتور تلفن همراه (در صورت خرید سیم‌کارت در گذشته یا برای این منظور)، بدون نیاز به تهیه اشتراک و کاربران غیرایرانسلی با تهیه بلیط ۱۰هزار تومانی (که با مالیات بیش از ۱۱هزار تومان بود)، می‌توانند اجرا را تماشا کنند.

پرداخت هزینه برای این اجرا تا حدودی عجیب جلوه کرد و محل بحث شد؛ مخصوصا که دو ضلع درگیر با این موضوع پیش‌تر مدعی برگزاری کنسرت خیابانی رایگان برای مردم بودند. اما به هر حال، شرایط از نیت اضلاع برگزارکننده این کنسرت در زمینه ورود به کسب و کارهای جدید پساکرونایی و نیز ایجاد رقابت و شکستن انحصار تلویزیون رسمی کشور حکایت داشت، که البته به شکست دست کم مقطعی انجامید.

به هر حال، پس از تمرینات شجریان به همراهی ارکستر مجلسی، شب برگزاری کنسرت در سالن خالی تالار وحدت فرارسید.

در این حین شاید وسوسه جاه‌طلبانه راه‌اندازی تلویزیون سودآورانه تعاملی هم بود که منجر شد به بسته شدن درهای مهمترین و معتبرترین تالار هنری کشور بر روی رسانه‌ها و خبرنگاران فعال فرهنگی هنری بسته شود. با این اقدام، اعمال نظر صاحب سرمایه و پول، درواقع امکان وجود گزینه‌های جایگزین را در صورت به وجود آمدن مشکل در پخش، برای بانیان و مشارکت‌کنندگان در اجرای این کنسرت سلب کرد.

البته به نظر بر اساس ویدیوهایی که از جایگاه ویژه حین این اجرا منتشر شد، ده‌ها نفر در سالن برای اجرایی که قرار بود تماشاچی نداشته باشد، حضور داشتند.

با این همه این اجرا برگزار شد، ولی ماجرا به همین‌جا ختم نشد و صدای مردم از مشکلاتی که برای دیدن اجرا داشتند، به شکل بی‌سابقه‌ای درآمد تا حدی که هشتگ # همایون_شجریان در شبکه‌های مجازی ترند شد تا مشخص شود خیل عظیمی از مردم حتی با وجود خریدن حق عضویت، به دلیل مشکلات فنی خارج از اراده و نقش آنان، نتوانسته بودند کنسرت را تماشا کنند.

خیلی‌ها از همایون شجریان برای انتخاب اسپانسری که ظاهرا توانایی اداره چنین رویدادی را نداشت، گله کردند و برخی هم معتقد بودند که ای کاش همایون شجریان نیز مانند کیهان کلهر از لایو اینستاگرام یا یوتیوب برای اجرای خود استفاده می‌کرد. البته خیلی‌ها نیز از اپراتور تلفن همراه شکایت داشتند و نوشته بودند که وقتی زیرساخت و توانایی کافی برای چنین کاری وجود نداشته، نباید وجهه شجریان را خراب می‌کردند.

متن‌های منتشرشده در فضای مجازی درباره این موضوع آن‌قدر زیاد بود که به تنوع آن‌ها نمی توان پرداخت؛ فقط برای نمونه به واکنش الهام پاوه‌نژاد ـ بازیگر ـ اشاره می‌کنیم که با انتشار تصویری از آن‌چه به جای تماشای کنسرت، در تلفن همراهش به او عرضه شده بود، نوشته بود: آن‌قدر عصبی شدم و بال بال زدم که گفتن ندارد! ... این برای تلویزیون اینترنتی که تا قبل این نمی‌شناختم و با نام بزرگان اسمش را شنیدیم، یک فاجعه است! وقتی توانایی پوشش فنی ندارید محبور نیستید انجامش دهید! خوب می‌دانید چه درآمدی با این کار کسب کردید. خود من برای تعداد زیادی لینک دانلود اپلیکیشن فرستادم ولی ....

او افزوده بود: من فکر می‌کنم به دلیل ضعف تکنیک و فن‌آوری که صدای همایون را در شهر خودم و چند محل آن‌ورتر نتوانستم بشنوم اما صدا و تصویر آندرآ بوچلی را از یک قاره‌ و شهر دیگر با فیلتر شکن به بهترین کیفیت تونستم ببینم!

همچنین افراد زیادی در توییتر به این قضیه واکنش نشان دادند که به عنوان مثال یکی از آن‌ها بیان کرده بود: همایون شجریان و گروهش فکر می‌کنن ما داریم اونا رو می‌بینیم، خبر ندارن زل زدیم به پیغام: «دسترسی شما منقضی شده است»... خوب ملت را سر کار گذاشتید.

در کنار همه جنبه‌های تجربه تلخ یادشده که به مصداق نقض غرض به نظر می‌رسد به جای ایجاد احساس خوب، حس تلخی را برای مردم علاقه‌مند به ارمغان آورد، حقوق مادی تضییع‌شده از آنان است.

تصور کنید مردم برای یک کنسرت بلیت تهیه کرده باشند و در هنگام حضور در سالن متوجه شوند که به دلیلی، برای نمونه، قطعی برق، کنسرت برگزار نخواهد شد. طبعا اولین نکته‌ای که به ذهن متبادر می شود این است که برگزارکنندگان دست کم موظفند هزینه بلیت‌های خریداری‌شده را به مردم بازگردانند.

در مورد اخیر، این حداقل توقع مردم می‌تواند باشد که پول کسرشده از حساب‌شان، برای استفاده از خدماتی که محقق نشد، به حساب‌شان بازگردد.

برخی کاربران هم به این نکته اشاره کرده‌اند که منتظرند وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در این زمینه هم توییتی مبنی بر الزام اپراتور تلفن همراه در راستای توجه عملی به حق‌الناس منتشر کند.

***

ایرانسل پول کنسرت شجریان را پس می‌دهد

مبلغ حق اشتراک به حساب کاربرانی که حق اشتراک ویژه برای تماشای کنسرت آنلاین همایون شجریان خریداری کرده‌ ولی موفق به مشاهدۀ کامل برنامه نشده‌اند، بازگردانده می‌شود.

به گزارش از ایسنا، ایرانسل، با انتشار اطلاعیه‌ای، ضمن اعلام ادامۀ پخش مجدد کنسرت آنلاین همایون شجریان تا روز ۱۳ خرداد طبق برنامۀ از پیش اعلام شده، از برگردانده شدن مبلغ حق اشتراک به حساب کاربرانی که حق اشتراک ویژه خریداری کرده‌ ولی موفق به مشاهدۀ کامل برنامه نشده‌اند، خبر داد.

در این اطلاعیه آمده است:

پخش زندۀ کنسرت «نسیم وصل» جناب آقای همایون شجریان، خوانندۀ محبوب موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی تلفیقی که از ساعت ۲۱ یکشنبه ۴ خردادماه ۹۹، از اپلیکیشن تلویزیون تعاملی لنز ایرانسل آغاز شده بود، با استقبال پرشور علاقه‌مندان به هنر و موسیقی همراه شد و رکورد بیش از ۷۱۰هزار بینندۀ آنلاین برای پخش زندۀ این کنسرت به ثبت رسید.

علاقه‌مندانی که به دلیل استقبال گسترده، موفق به مشاهدۀ  کامل برنامه به صورت زنده نشده‌اند، می‌توانند طبق اعلام قبلی، بازپخش آن را تا روز ۱۳ خرداد در اپلیکیشن و یا نسخۀ تحت وب لنز به نشانی lenz.ir مشاهده کنند.

با تأکید مجدد بر عدم انجام بلیت‌فروشی برای این کنسرت و صرفاً دریافت حق اشتراک اپلیکیشن برای کاربران غیرایرانسلی، ضمن دلجویی از برخی هواداران جناب آقای همایون شجریان که به دلیل استقبال گسترده، موفق به تماشای کنسرت به صورت زنده نشده‌اند، اعلام می‌دارد که به مناسبت عید سعید فطر و با دستور دکتر بیژن عباسی آرند، مدیرعامل ایرانسل، مبلغ حق اشتراک به حساب کاربرانی که حق اشتراک ویژه خریداری کرده‌ ولی موفق به مشاهدۀ کامل برنامه نشده‌اند، بازگردانده می‌شود.

ایرانسل ضمن سپاس از تمام هواداران، فرهنگ‌دوستان و علاقه‌مندانی که در این پروژه بزرگ شرکت کردند، ابراز امیدواری می‌کند که تجربه‌ها و نتایج بزرگ حاصل از اجرای این پروژه، به عنوان بزرگترین کنسرت آنلاین ایران، موجب توسعه، بهبود و ارتقای هر چه بیشتر کیفیت زیرساخت‌های داخلی پخش آنلاین ویدیو شود.




همگرایی و واگرایی نیروهای سیاسی در سال۱۳۹۹
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 26 May 2020
ايران امروز