تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

گنجی ميهمان شرق

Wed / 12 04 2006 / 10:03
شرق: اكبر گنجى شب سه شنبه ميهمان شرق بود. هوا هنوز تاريك نشده بود كه با روزنامه تماس گرفت و گفت ۱۰ دقيقه ديگر در دفتر روزنامه است و البته يك ساعت بعد آمد و گفت در اين مدت كه در زندان بوده با محاسبات شهر بيگانه بوده و تصورى از راه و مسير و ترافيك سنگين تهران نداشته و چون هوا تاريك شد به يادمان آورد كه هنوز روزه است و روزه‌اش را با ۸ ليوان بزرگ چاى كمرنگ كه مثل سانتريفوژهاى غنى كننده اورانيوم بايد همزمان و پياپى خنك مى شدند، باز كند و بعد اندكى ميوه كه بايد به تدريج تا پايان شب بخورد. نسبت به چند شب پيش كه ديده بوديمش اندكى و فقط اندكى چاق تر (و نه چاق) شده بود و آن ريش بلند شب اول آزادى و ته ريش شب هاى بعد به ريشى باريك تبديل شده بود. در ديدار با تحريريه اما گنجى همه جا تكيه و تاكيد مى كرد كه «من حداكثر يك روزنامه نگارم... تازه اگر روزنامه نگارها مرا به اين كار بپذيرند گرچه آقاى شمس‌الواعظين همين تعريف را هم براى من قبول نداشت و مى گفت روزنامه نگار كسى است كه از راه روزنامه نگارى نان بخورد.»
شوخى به كنار اما گنجى واقعاً به روزنامه نگارى انديشه‌نگارانه علاقه‌اى جدى دارد. با بارقه‌اى از اميد و كوله بارى از عشق از كيان و راه نو (دوماهنامه و هفته نامه روشنفكرى دينى در دهه ۷۰) مى گويد كه در اولى به عنوان نويسنده و در ديگرى به عنوان مدير هم حضور داشت. از اينكه دغدغه هاى حوزه انديشه دينى و سياسى براى او جدى تر از مباحث سياسى روز است و اينكه چه نقدهايى بر روشنفكرى دينى دارد و چرا معتقد است بايد در حوزه نسبت دين و تجدد دستگاهى سازگارتر طراحى كرد و با مخاطب و متن صداقت ورزيد.
همسر گنجى اما صبور و نگران در كنار او بود و اميد داشت فرآيند سلامت و آزادى اش همزمان و همراه با هم پيش رود.
گنجى در ميان همه چيزهايى كه در شرق پيش رويش بود متوجه چند كتابى شد كه اشتياق او را براى خواندن برمى انگيخت. از روزهاى پيش روى گنجى مى توان پيش بينى كرد در درجه اول سلامت جسمى اش در دستور كار خانواده قرار گيرد و اگر حجم ديدارهاى پس از آزادى بگذارد ترجيح مى دهد نوشتن را در قالب مباحث انديشه سياسى و دينى پيگيرى كند و شايد وسوسه اين كار و كسب جذاب يعنى روزنامه نگارى او را دگربار مفتون خويش كند.
و اين گونه است كه بايد به «گنجى روزنامه نگار» سلامى دوباره گفت و در پى فرصت هايى گشت كه او خود مشتاقانه از آن استقبال مى كند. فرصتى براى شنيدن نقدهاى او بر اصلاح طلبان و فرصتى براى او در شنيدن نقدهاى اصلاح طلبان بر او. و اين چنين فرصتى براى كسى كه به سطح توانايى هاى خود آگاه است و به گفته خودش «هيچ توهمى درباره جايگاهش ندارد» فرصتى طلايى است. «گنجى روزنامه نگار» (نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد) ديروز به ميان روزنامه نگاران آمده بود.


نظر شما درباره این نوشته
نام شما

پست الکترونیک شما:

پيام شما:

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
Iran Emrooz (iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2005 ........... editor@iran-emrooz.net