|
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی |
|
اظهارات آقای خامنهای در نماز جمعه
Fri / 19 08 2005 / 15:41
ايرنا: آيتالله خامنهاي در خطبه دوم نماز جمعه تهران با اشاره به اينكه "دولت در آستانه تشكيل است" و ضمن تاكيد بر وظايف و حقوق مجلس و رييس جمهوري ابراز اميدواري كرد كه با تفاهم مجلس و رييس جمهوري ، كار كشور معوق نماند. متن كامل خطبه دوم نماز جمعه تهران به شرح زير است: "مردم اهل انصافند" در اين خطبه دوم چند مطلب لازم را مطرح ميكنم انشاالله و اميدوارم بتوانم آنچه در ذهن است در فاصله كوتاهي آنها را عرض كنم مطلب اول درباره دولت است بحمدالله انتخابات ملت ايران مايه آبروي كشور شد، مايه عزت و سربلندي و اقتدار ملي شد. ملت ايران در اين برهه بسيار حركت پرمعنايي را انجام دادند و آثار آن هم در دنيا ظاهر شد. كساني كه اهل سياست و اهل اطلاع از جريانهاي جهاني هستند خوب ميفهمند كه من روي چه چيزي دارم تكيه ميكنم. ملت ايران قدرت خود، اراده خود، جهتگيري خود و ايستادگي خود را به دنيا نشان داد. امروز بحمدالله دولت تقريبا در آستانه تشكيل شدن است، در مجلس، نمايندگان وظايفي دارند، حقوقي دارند، رييس جمهوري وظايفي دارد، حقوقي دارد هر دو طرف بايد به وظايف خود عمل كنند و از حقوق خود استفاده كنند. البته بايد بنا بر تفاهم باشد كه كار پيشرفت كند و كار كشور معوق نماند. بعد از تشكيل دولت هم انشاالله مجلس و دولت بنا را بر همكاري داشته باشند، وظايف خودشان را انحام بدهند منتها برادرانه، مجلس نظارت خود را بكند، محاسبه خود را بكند، سوال خود را بكند، كه اينها وظايف مجلس است و انتظار از مجلس همين چيزها هست و اينها كمك به دولت است و دولت هم تلاش خود را، حركت خود را انشاالله با قدرت و كفايت لازم انجام بدهد. قانون براي نياز دولت بگذرانند تا دولت بتواند به وعدههاي خود عمل كند، دولت هم به اميد خدا با توكل به خدا با پشتيباني مردم بتواند خواستههاي مردم را در حدي كه براي او در مدت مشخص قانوني ممكن هست و مقدور هست، عمل كند. بنده حقير هم به عنوان خدمتگذار از رييس جمهوري و از كليت دولت مثل هميشه حمايت خواهم كرد، بنده و قبل از من امام عزيز و بزرگوار ما داب ايشان و داب بنده اين بوده و هست و انشاالله خواهد بود، ما از رييس جمهوري كه منتخب مردم هست حمايت ميكنيم، از كليت دولت حمايت ميكنيم و از حقوق و مطالبات مردم هم حمايت ميكنيم . برادران عزيز ما در دولت و رييس جمهور محترممان كه به حمدالله متكي به محبت مردم و راي مردم است بعد از اينكه دولت تشكيل شد وعدههايي را كه به مردم دادند ، مرور كنند و به جد براي تحقق اين وعدهها تلاش كنند. مردم كساني را كه صادقانه عمل ميكنند ميشناسند، سرعت عمل خوب است، عجله و انفعال و شتابزدگي بد است. مبادا در مقابل برخي از كساني كه حرف هاي خودشان را و مطالبات خودشان را به عنوان مطالبات مردم جا ميزنند ، دولت دچار انفعال بشود ، نه ، كار خوشان را بكنند ، مطالبات حقيقي مردم را همان چيزهايي كه بحمدالله در شعارها و اظهارات رييس جمهور محترممان هم به صورت برجستهاي گفته و تكرار شده است ،همينها چيزهاي خوبي است مردم هم همينها را ميخواهند، اينها را دنبال بكنند با جد ، بدون دستپاچگي، با تدبير درست و در طول مدت مقرر و معقول. ما از تاخير انداختن كارها كه كار پنج ساله را در عرض ۱۲سال انجام بدهند هميشه گله كرديم. اگر بتوانند كار پنچ ساله را در پنچ سال انجام دهند ما ممنونيم ، كار پنج ساله را اگر توانستند در چهار سال انجام بدهند بيشتر ممنونيم ، اما اگر قرار شد كه كار پنج ساله و چهار ساله را بخواهيم با سرهمبندي ، عجله و شتابزدگي در مدت كوتاهي انجام بدهيم، نه، اينجور كاري را مردم نميپسندند بنده هم دنبال اينچنين چيزي نيستم البته مسوولين محترممان هم قطعا اينجور نميخواهند عمل كنند. بنابراين امروز بحمدالله يك افق روشني جلو چشم مردم هست، انتخابات در كشور ما معناي واقعي خود را دارد، در خيلي از كشورهاي به اصطلاح دموكراسي انتخابات اينجوري نيست انتخابات تابع صندوقهاي پول قدرتمندان و ثروتمندان و خواست آنهاست ، اينكه نامزدي از دل مردم حركت بكند، بدون اينكه با بخشهاي قدرت متصل باشد، بتواند با مردم حرف بزند و آرا مردم را جلب كند، حزبي دنبال او نباشد، جريانهاي سياسي دنبال او نباشد، مردم خودشان فكر كنند و انتخاب كنند اين در كمتر جايي از دنيا ديده ميشود. اين مال شما است ،مال شما مردم .اين يك نو شدن است.اين يك روز نو است يك افق جديد است. اين بحمدالله در كشور ما رخ داده است، مردم هم مشكلات زياد دارند. منتظر هم هستند. با شناختي كه از مردم دارم و با ارتباطاتي كه در طول اين سالها با متن مردم داشتم، ميدانم كه مردم اهل انصافند، اين طور نيست كه حل مشكلات متراكم را در مدت كوتاه بخواهند. بعضيها در گوشهوكنار حرفي ميزنند، مطلبي مينويسند، آن حرف آنها است، حرف مردم نيست، دست دولت هم بحمدالله باز است، اختيارات رييس جمهوري ، اختيارات بسيار وسيعي است، بودجه كشور هم در اختيار رييس جمهوري است. انشاءالله يك دولت قوي و كارآمدي سركار بيايد، با ايمان، با انگيزه، با تقوا، با مراقبت از خود، با نظارت مجلس و دستگاههاي نظارتي، با قوانين پيشرفته و خوب، با قوه قضاييه حاضر يراق و آماده به كار در مقابل تخلفات قانوني، انشاءالله بتوانند در اين مدتي كه قانون به آنها فرصت داده است كارهايي را كه به مردم وعده دادهاند، و دراين مدت ميشود انجام داد، انجام بدهند و كارهاي درازمدت را هم در اين مدت پايهگذاري كنند. در مورد عراق مطلب دوم در مورد عراق است، مااز دولت عراق كه يك دولت مردمي است حمايت ميكنيم، ملت عراق هم كه برادران هميشگي ما هستند. اين دولت كنوني عراق كه با راي مردم بر سر كار آمده است، در طول تاريخ عراق از اول كه خداي متعال اين منطقه را آفريده است تاامروز سابقه نداشته است ، هيچ وقت ملت عراق با انتخاب براي خودشان رييس دولت انتخاب نكردهاند و نداشتند. هميشه رييس دولت، يك مدتهاي طولاني كه از طرف عثمانيها ميآمد، از استانبول، قبل از آن هم كه به شكل ديگري بود و حكومتهاي مستبد قبلي، بعد از آن هم دست انگليسيها بود سالهاي متمادي، بعد هم دست احزاب چپ، آخرينش هم كه اين صدام روسياه و حزب بعث، هيچ وقت مردم در صحنه عراق نبودند. اين اولين دولت مردمي است كه در عراق دارد سر كار ميآيد، نميخواستند بگذارند آمريكاييها، اين جور دوست نميداشتند، حالا عرض خواهم كرد، اما ملت عراق خواستند، روحانيت پيشرو خواست، مرجعيت وارد ميدان شد و بحمدالله اين پيش آمده است. آرزوي ما رفاه مردم، آبادي عراق و امنيت عراق است، از اين ناامنيهايي كه در عراق اتفاق ميافتد، اين كشتارهايي كه روزانه در مسجد، در حسينيه، در خيابان، در اجتماعات، مردم بيچاره عراق را قرباني ميكند به شدت آزرده هستيم. كشتن مردم مظلوم جرم بزرگي است، فرقي نميكند كه اين جرم را چهكسي مرتكب ميشود، مسلسل آمريكاييها كه مردم عراق را قرباني ميكند مجرماست، آن عوامل بمبگذاري هم كه اجتماعات مردم را منفجر ميكنند مجرمند. ما البته متهم اول اين حوادث را آمريكا ميدانيم، متهم اول اين حوادث آمريكا است چون تروريسم عراق زير چشم آمريكا است، هزاران نيروي نظامي، نيروي اطلاعاتي و امنيتي و نيروي سياسي از آمريكاييها امروز در همه جاي عراق گستردهاند. اگر ميخواستند ناامني را در عراق از بين ببرند، ميتوانستند. بعضي معتقدند، كه قرائني كه در اين اعتقاد وجود دارد كه اين ترورها كار خود سرويسهاي جاسوسي آمريكا و صهيونيستها است، بعيد كه نيست، قرائني هم دارد. چرا؟! نميخواهند اين دولت موفق بشود، ناامني بهانه ادامه اشغال است، چون ناامن است ما بايد بمانيم، اگر برويم زمين به آسمان ميآيد، براي اين كه در عراق بيشتر بمانند. آنچه كه درعراق پيش آمده آن چيزي نيست كه آمريكاييها ميخواستند، آنها يك دولت دست نشانده خودشان ميخواستند، آنها ميخواستند عراق به ظاهر حكومت مردمي داشته باشد، اما در باطن مزدور آنها بر عراق حاكم باشد، اين نشد، اينها نتوانستند. ملت عراق همت كردند، مرجعيت همت كرد، نخبگان سياسي عراق همت كردند، نگذاشتند اين كار انجام بگيرد، كما اين كه امروز در تدوين قانون اساسي هم دارند دخالت ميكنند. آمريكاييها رسما در تدوين قانون اساسي عراق دارند دخالت ميكنند. به شما چه؟ بگذاريد عراقيها كارشان را بكنند، دخالت ميكنند فلان چيز باشد، فلان چيز نباشد. البته آمريكا در عراق شكست خورده، ترديدي در اين نيست،خرج زيادي كردند، وعدههايشان هيچكدام تحقق پيدا نكرد، نفرت مردم عراق هم روز به روز از آنها بيشتر شد، شايد امروز در كشور عراق هيچ عنصري منفورتر از اين "جرج بوش" نباشد. روز به روز اين نفرت ملت عراق از آمريكاييها بيشتر ميشود، مخصوص ملت عراق هم نيست، در دنياي اسلام، در سطح جهان، بلكه در خود آمريكا اعتراضها عليه آمريكا، دولت آمريكا بخاطر مداخله در كار عراق، مداخله نظامي روزافزون است. درداخل آمريكا هم همين جور است، اعتراضها به نخبگان سياسي آمريكا كشيده شده، تند و زننده به دولت خودشان اعتراض ميكنند. نظرسنجي هفته گذشته در آمريكا نشان داد كهاكثر مردمآمريكا مخالف مداخله آمريكا در عراقند و مخالف ادامه اشغال عراق هستند. اكثر مردم آمريكا مخالفند، نتايج را منفي ميدانند، درست هم فهميدند، آمريكا در عراق شكست خورد، اين هياهوي ظاهري دليل موفقيت نيست و متهم كردن اين و آن هم مايه تبرئه از اتهام نيست كه آمريكاييها ايران و سوريه را متهم ميكنند كه از مرزهاي شما تروريست و مواد منفجره ميآيد، اين ها حرفهاي بيمعنا و مهملي است كه تكرار ميكنند. امنيت دست آنها است، امنيت زير چشم آنها است، چه كسي در دنيا است كه نداند كه اين گروههاي تروريستي كه به نام آنها امروز در عراق اين ترورها انجام ميگيرد، بعضي از آنها ساخته دست خود آمريكا هستند و بعضيها زير نفوذ آمريكا هستند؟ چه كسي است كه نداند اينها دارند در عراق اختلاف بين شيعه و سني ايجاد ميكنند؟ چه كسي است كه نتواند حدس بزند كه اينها ناامني را ميخواهند باشد تا اين كه بتوانند به اشغال غير قانوني و غير مشروع خود ادامه دهند؟ آنها مسوولند، آنها متهمند، تروريستها زير چشم خود آنها دارند حركت ميكنند. ما اطلاع داريم، اين حدس نيست، اين اطلاع است، در بعضي از مرزهاي عراق، تروريستها زير چشم خود آمريكاييها، شايد با كمك خود آنها از اينجا به آنجا منتقل ميشوند. اينها وجود دارد، آنوقت ميآيند بيخود ايران و سوريه را متهم ميكنند. ما ۱۳۰۰كيلومتر با عراق مرز داريم، اين مرزها را هم محكم گرفتهايم، البته، هر مرز محكمي ممكن است خروج غير قانوني در آن باشد. آمريكاييها بعد از سالهاي متمادي هنوز نتوانستهاند مرزهاي خودشان با مكزيك را ببندند، مرتب افراد غير قانوني ميآيند و ميروند. غير قانوني ممكن است ترددي بشود، لكن ما ايستادهايم و نميگذاريم، امنيت عراق، امنيت ماست، پيشرفت عراق دستاوردي بزرگ براي ما است و ما اين را ميخواهيم. اميدواريم كه ملت عراق هرچه زودتر از اين محنتهايي كه دچار آن شدهاند نجات پيدا كند و اين كشور ثروتمند (عراق كشور ثروتمندي است ازلحاظ طبيعي) بتواند به آن شكلي كه شايسته اوست برسد. عقب نشيني از غزه حادثه مهمي است. مطلب بعدي مساله فلسطين است، عقب نشيني صهيونيستها از غزه بعد از ۳۸ سال اشغال غزه، اين حادثه مهمي است. جالب است بدانيد كه اين عقب نشيني يك انتخاب نبود، كه رژيم صهيونيستي انجام داد، اين يك شكست بود، يك اجبار بود، از روي ناچاري و ناگزيري بود. الان فشار رواني اين شكست روي همه اركان ملت و دولت صهيونيستي اثر گذاشته و دارد آنها را تكان ميدهد، بعضيهاشان قهر ميكنند، بعضيهاشان اعتراض ميكنند، يك تظاهرات ۲۰۰هزار نفره همين چند روز پيش در تلآويو راه انداختند، متلاطمند اما چارهاي نداشتند. يك عدهاي ميخواهند وانمود كنند كه اين عقب نشيني بر اثر مذاكره بود، اين حرف خيلي كودكانه است، در طول ۷۰سال اشغال فلسطين، صهيونيستها از يك متر از خاك اشغالي عقب ننشستند، مذاكره كدام است؟ بر اثر مقاومت فلسطينيها بود، اين حادثه دوم بود، حادثه اول عقب نشيني و فرار ازجنوب لبنان بود. اين هم حادثه دوماست ، بر اثر مقاومت، ملت فلسطين بداند، گروههاي جهادي فلسطين بدانند در اين دام نيفتند كه خيال كنند مذاكره غزه را آزاد كرد. نخير، مذاكره غزه را آزاد نكرد، هيچ نقطهاي ديگر را هم آزاد نكرد، تا ابد هم هيچ جا را آزاد نخواهد كرد، عامل آزاد كردن آن، اين فشار مقاومت ملت فلسطين است، اينها ناچار شدند. نكته مهم ديگر اين است كه مساله فلسطين هم با اين عقب نشينيها حل نخواهد شد. هم آمريكا بداند، هم صهيونيستها بدانند، هم آن كسانيكه حالت دلالي دارند و به شكل دلال دارند عمل ميكنند، بدانند كه مساله فلسطين اين طور حل نخواهد شد. اين كه حالا از يك قسمتي عقب نشيني كنند، بعد تمام شود، اين نميشود، كسي بيايد خانه شما را اشغال كند بهزور، بعد از مدتي يك اتاق كوچكي را در گوشه خانه به شما بدهد و بقيه خانه را به اسم خودش ثبت كند، مگر چيين چيزي ميشود؟ فلسطين را گرفتهاند، حالا يك گوشهاي از فلسطين را ناچار شدند عقب نشيني كردند، كسي بگويد خيلي خوب، حالا كه اينجا را داديد بقيه فلسطين مال شما! مگر ميشود چنين چيزي؟ مساله فلسطين فقط يكراه دارد، همان چيزي كه ما چند سال پيش اعلام كرديم، از فلسطينيهاي اصيل نظرخواهي كنند، از فلسطينيهاي اصيل رفراندوم بشود، چه آنهايي كه داخل فلسطين ميباشند، چه آنهايي كه در اردوگاهها هستند، چه آنهايي كه در كشورهاي ديگر ساكن هستند. چه مسلمان باشند، چه يهودي باشند، چه مسيحي باشند، فرقي نميكند. فلسطيني باشند، از آنها نظرخواهي كنند، هردولتي كه آنها خواستند سر كار بيايد، آن دولت اگر مسلمان باشد، اگر مسيحي باشد، اگر يهودي باشد، اگر مخلوط باشد، برخاسته از آراي خود فلسطينيها باشد، مورد قبول است و مساله فلسطين را حل خواهد كرد. مساله هستهاي مساله آخري كه عرض ميكنم، مساله هستهاي است، قبل از آن كه دو سه جمله دربارهمساله هستهاي توضيح دهم، اين خدعهتبليغاتي غربيها بخصوص آمريكاييها را درست تبيين كنم. اينها در تبليغاتشان، اول هم آمريكاييها اين را گفتند و حالا انسان متاسفانه ميبيند كه بعضي از اروپايي هم اينها را تكرار ميكنند، وقتي ميخواهند راجع به مساله هستهاي اظهار نظر بكنند ميگويند ما با سلاح هستهاي در ايران مخالفيم، سلاح هستهاي خطر بزرگي است، كانه ايران دنبال سلاح هسته اي است، اين حضرات هم مخالف باسلاح هستهاي هستند. اين يك خدعه است، خودشان هم ميدانند كه خدعه است، اين براي فريب دادن افكار عمومي خودشان است. بحث سلاح هستهاي در ايران نيست، مسوولين ما گفتهاند، آحاد ملت ما هم همه قبول كردهاند، دولتها گفتهاند، بنده مكرر گفتهام ما دنبال سلاح هستهاي نيستيم. اورانيومي كه در ايران در اين چرخه سوخت غني ميشود بين سه تا چهار درصد غني خواهد شد. غنيسازي سه تا چهار درصد اورانيم است، براي بمب و سلاح هستهاي اورانيوم بايد ۹۹درصد يا نود و چند درصد غنيسازي شود، فاصله اين قدر است. ما ميخواهيم اورانيومي را كه مال خود ما است، معدن خود ماست، با تجهيزاتي كه متعلق به خود ماست، از كسي آن را وام نگرفتهايم، رهين منت كسي نيستيم، بچهها و جوانهاي خودمان آنرا به كار انداختند، ميخواهيم آن اورانيم را در اين تشكيلات، غنيسازي سه تا چهار درصد بكنيم تا بتوانيم سوخت را به نيروگاه هستهايمان، كه در بوشهر فعلا يكي از آنها را به صورت نيمهتمام داريم، برسانيم. اصلا بحث سر سوخت اوست، ما ميخواهيم سوخت نيروگاه هستهاي را خودمان توليد كنيم، آنها ميگويند خودتان توليد نكنيد، بياييد نيروگاه بسازند برايتان، اما بياييد سوختش را از ما بخريد، يعني چه؟ يعني وابسته بمانيم. ملت ايران بايد وابسته بماند به قدرتهاي توليدكننده سوخت هستهاي اگر آنها يك وقتي خواستند سوخت ندهند، يك شرطي بگذارند، دولت و ملت ايران مجبور باشند، ناچار باشند، دستشان را ببرند بالا و بگويند چارهاي نداريم. سوخت ما، برق ما و امكانات ما وابسته به اوست، اين بايد از آنطرف بيايد و الا نيروگاه ما خواهد خوابيد. آنها اين را ميگويند و اينرا ميخواهند كه ملت ايران بايد وابسته بماند. براي ما مساله هستهاي مساله علمي و اقتصادي است، ما اگر در مساله هستهاي اين راهي را كه تا حالا آمديم و بحمدالله بطور كامل هم موفق بوديم، اگر بتوانيم اين را را پيش برويم و به آخر برسانيم اين يك پيشرفت علمي براي كشور است. جوانان ايراني در اين ميدان مهارت خودشان را، استعداد خودشان را توانايي علمي خودشان را ثابت كردند. اين خيلي براي ما با ارزش است، از لحاظ علمي، از لحاظ اقتصادي هم همين طور. مقرون به صرفه است، آنها ميگويند شما از همين نفت استفاده كنيد، سوختهاي فسيلي، يعني منابع تجديد ناپذير و تمام شدني، مثل اين است كه شما بخواهيد توي باغچه خودتان سبزي بكاريد يا ميوه مثلا توليد كنيد، بفروشيد، زندگي خود را از آن اداره كنيد، يك كسي ميگويد، نه آقا، شما برو آن اشيايي كه تو خانهتان هست، آن يادگارهاي قديمي، آن نگين تاريخي، اينها را بفروش و بخور. فرش زير پايت را بفروش و بخور. معنايش اين است. ما ميخواهيم منابع تجديدناپذير ما براي نسلهاي ديگر بماند، اين طور نباشد كه ۲۵سال ديگر اين كشور ديگر نفت نداشته باشد و مجبور باشيم نفتمان را هم از آمريكا يا از عوامل آمريكا بخريم. ميخواهيم جايگزين نفت داشته باشيم و آن انرژي هستهاي است، آنها ميگويند نه نداشته باشيد. همان نفتتان را مصرف كنيد تا تمام شود، اگر ميخواهيد نيروگاه هستهاي هم داشته باشيد، سوختش را از ما بخريد. اين حرف زوري است كه امروز يك بخشي از دنياي غرب دارد با ما در ميان مي گذارد، مجرم اين قضيه در درجه اول آمريكا است. ما تا اين لحظه هيچ تعهد بينالمللي را نقض نكرديم، هيچ تفاهم نامه و موافقتنامهاي را دو جانبه يا چند جانبه نقض نكرديم، ما خيلي منطقي و آرام، با مدارا پيش رفتيم، اما از اول هم گفتيم، حالا هم تكرار ميكنيم تحميل، زورگويي، باجگيري از ملت ايران را از هيچ كس قبول نميكنيم. سياست ما مذاكره و تفاهم و تقويت اعتماد است،اما اعتماد از دو طرف بايد تقويت شود، اين دو سه تا كشور اروپايي ميگويند شما اعتمادسازي كنيد يعني كاري كنيد ما به شما اعتماد پيدا كنيم، بنده هم به آنها ميگويم شما هم كاري كنيد كه ما به شما اعتماد پيدا كنيم. دليلي ندارد كه ايران به شما اعتماد داشته باشد وقتي شما كاري ميكنيد كه موجب بياعتمادي است، اگر اين طرف اعتمادسازي لازم است آنطرف هم اعتماد سازي لازم است. اروپاييها با لحن طلبكار نبايد حرف بزنند، امروز قرن نوزدهم نيست، ملت ايران آن ملتي نيست كه يك روزي يك رژيم دست نشانده انگليس و آمريكا در اينجا بر سر كار بود و هرچه ميگفتند ناچار بود بپذيرد. نه، امروز نظام جمهوري اسلامي متكي به ۷۰ميليون جمعيت است. امروز ملت ايران و دولت ايران و مسوولين ايراني در خودشان مثلكوه احساس استواري و قدرت ميكنند. مااز هيچكس نميترسيم، ما قدرت و توانايي لازم را براي دفاع از حقوق خودمان هميشه داريم و از اين حقوق كوتاه نميآييم و كسي حق ندارد كه حق ملت را در اين جا مورد معامله قرار بدهد. مساله هستهاي هم خوشبختانه در كشور ما يك مساله جناحي و گروهي نيست، يك مساله ملي است، يك مساله همگاني است، همه به اين مساله اعتقاد دارند. اروپاييها هم يك قدري بيشتر روي ابعاد مساله فكر كنند، بيشتر تعمق و تامل كنند و تحت تاثير آمريكا و صهيونيستها قرار نگيرند. اروپا اين توصيه ما را بشنود، بداند كه آمريكا و صهيونيستها، نه، خير آنها را ميخواهند و نه، خير ما را. آمريكا انحصار طلب است، همه دنيا را تحت قدرت خودش ميخواهد، او همه را دنبالهرو خودش ميخواهد، اروپاييها نبايد در مقابل او تسليم بشوند. ما در فكر يك كار علمي، يك كار اقتصادي، يك كار مطابق مصالح ملي هستيم، ملت ما هم اين را ميخواهند، ما هم ايستادهايم، اين يك خدعه تبليغاتي بود. خدعه تبليغاتي دوم هم اين است كه در اظهارات اروپاييها و روزنامههاشان، "اجماع جهاني عليه ايران" است، نه آقا،چنين چيزي نيست، هيچ اجماع جهاني نيست. در خود اروپا هم دولتهايي كه مخالف اين روش زورگيري و باجگيري هستند، وجود دارند، ما به آنها ميگوييم كه بدانيد كه هستند. اجماع جهاني در دنيا عليه تسليحات اتمي است كه امروز مركز آن آمريكا و خطرناكترين آن رژيم صهيونيستي و بعضي دولتهاي اروپايي است . اجماع جهاني عليه اين است، و الا همه كشورهايي كه آرزو دارند كه يك چنين فناوري مستقلي را داشته باشند، طرفدار ما هستند، پشتيبان ما هستند. ملتها و دولتهاي آنها پشتيبان ما هستند، كدام اجماع جهاني؟ به دروغ ميگويند يكاجماع جهاني. اگر اجماع جهاني هم بود، ملت از حق خودش نميگذشت، اما چنين چيزي وجود خارجي ندارد و بدانند انشاءالله در آينده نه چندان دوري اين ملت ما و اين جوانان ما نيروگاه هستهاي را هم خودشان خواهند ساخت.
نظر شما درباره این نوشته
نام شما پست الکترونیک شما: پيام شما: |
|
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك) Iran Emrooz (iranian political online magazine) iran emrooz©1998-2005 ........... editor@iran-emrooz.net |