ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Mon, 17.02.2020, 16:28
انتخاباتشان را برای خودشان بگذاریم

جمعی از زندانیان زن سیاسی محبوس در زندان اوین طی بیانیه‌ای خواستار تحریم شده و نوشته‌اند: تحریم و نفی انتخابات پیمان مردم ایران با شهدا به ویژه شهدای قیام اخیر است.

این زندانیان سیاسی همچنین در بخشی از بیانیه خود نوشته‌اند: «از همان روزهای نخست، آزادی مردم و در پی‌اش آرای آنها به یغما رفت. از همان روز که به جای مجلس موسسان با انتخابات آزاد مردم ایران، مجلس خبرگان برای تشکیل و حفاظت از سلطنت مطلقه‌ی دینی (ولایت فقیه) شکل گرفت حق حاکمیت و انتخاب مردم ایران غصب شد و به سرقت رفت.»


متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

۴١ سال است که با تکرار کلمه ” انتخابات” سعی دارند حکومت سراسر استبدادی شان را دموکراتیک نشان دهند. حال آنکه از همان روزهای نخست، آزادی مردم و درپی اش آرای آنها به یغما رفت.

از همان روز که به جای مجلس موسسان با انتخابات آزاد مردم ایران، مجلس خبرگان برای تشکیل و حفاظت از سلطنت مطلقه‌ی دینی (ولایت فقیه) شکل گرفت حق حاکمیت و انتخاب مردم ایران غصب شد و به سرقت رفت. مجلس شورای اسلامی نیز که با حذف پیشین همه گروههای سیاسی به جز حلقه تنگ هوادارن تام حاکمیت مستبد، شکل گرفت و هر سال این حلقه‌ی راه یابندگان بدان تنگ تر شد و حتی به خودزنی رسید(چنانکه هم اکنون نیز شاهدیم) نه نهادی دموکراتیک بلکه عنصری سراسر ضد مردمی و تمام و کمال در خدمت حاکمیت است و غیر از آن هیچ مصرفی ندارد. چنانچه عموم مصوبات آن طی سالها گواهی میدهد.

امروز بحران استبداد و چپاول جمهوری اسلامی به جایی رسیده که در وحشت از تحریم سراسری انتخابات عوامل حکومت یکی پس از دیگری به صحنه می‌آیند و با عناوینی مردم را به حضور در انتخابات دعوت می‌کنند چنانچه رئیس قوه قضائیه تهدید کرد “هر کسی با هر عنوانی انتخابات را زیر سوال ببرد دشمن نظام است”. اما مردم ایران آرای واقعی و بی بازگشت خود را از دیماه ۹۶ تا قیام خونین آبان ماه ۹۸ و پس از آن با جان برکفی در خیابان‌ها رسا اعلام کره‌اند.

سیاست اکنون نه آنگونه که اصلاح طلبان میخواهندیعنی در فرایند‌های سیاست زدوده‌ی انتخابات بلکه به گونه انقلابی در تظاهرات، اعتصابها، و تشکل یابی مردم در جریان است. حاکمیت مستقر چنان ارتجاعی و واپس گرایانه (همچون تمام طول عمرش) علیه سیاست مردم و انتخاب آنها در خیابانها ایستاد که تنها طی مدتی بسیار کوتاه کشتار وحشیانه‌ی ۱۵۰۰ تن از مردم این سرزمین رخ داد و برگ ننگین دیگری در کارنامه جنایتکارانه رژیم ثبت شد.

این نظام و انتخابات‌هایش تنها بر خون میلیونها جوان بی گناه استوار گشته : فروردین ۵۸، تابستان ۵۸، خرداد ۶۰ و قتل عام دهه ۶۰ بویژه کشتار تابستان ۶۷، قتل‌های زنجیره‌ای دهه۷۰، به خاک و خون کشیدن خاتون و آباد و اسلامشهر و.. کشتار معترضین ۸۸، فجایع کهریزک و اعدام گسترده هموطنان کرد به اسم تروریست در زندانهای ایران، کشتار معترضان ۹۶ و نهایتا کشتار وحشیانه‌ی مردم در آبان ماه ۹۸ و…

اما مردم ایران اجازه نمی‌دهند حتی قطره‌ای از این خون‌های به ناحق ریخته شده بی‌پاسخ بماند، این خونها در اعتراضات و خروش برآمده از درد و رنج مردم علیه استبداد و چپاول شکوفا میگردد .

آینده هیچ گاه از آن تسلیم‌طلبان و سازشکاران نبوده و نخواهد بود. همه مدافعان حاکمیت اسلامی قداره بندان و قلم زنان و ماموران حکومتی، آنها که سر خم می‌کنند و ناحق را می‌پذیرند ادامه همین حاکمیت‌اند و مذموم و باطل؛ چه آنها که در خبرگان رهبری جلوس فرموده‌اند و چه آنها که در مجلس به ظاهر ملی!

برماست که انتخاباتشان را برای خودشان بگذاریم و در میدان واقعی انتخابات مردمی باقی بمانیم. هرکسی که پای صندوق‌های رای می‌رود اثر انگشتش بر روی ماشه‌ی اسلحه‌ای که به سمت جوانان انقلابی شلیک می‌شود ثبت خواهد شد و نشان تاییدی بر نظام حاکم و جنایاتش می‌باشد. تحریم و نفی انتخابات پیمان مردم ایران با شهدا به ویژه شهدای قیام اخیر است.

امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا:

۱- یاسمن آریانی
۲- ندا آشتیانی
۳- راحله احمدی
۴- مریم اکبری منفرد
۵- لیلا حسین زاده
۶- سهیلا حجاب
۷- آتنا دائمی
۸- سپیده فرهان
۹- منیره عرب شاهی
۱۰- صبا کرد افشاری
۱۱- ندا ناجی
۱۲- سمانه نوروز مرادی

iran-emrooz.net | Sun, 16.02.2020, 17:38
تجمع دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به حکومت

جمعی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در تجمعی علیه سرکوب معترضان، فریبکاری و نظامی کردن فضای جامعه شعار دادند. تجمع‌کنندگان همچنین خواستار آزادی شماری از دانشجویان زندانی، از جمله بهاره هدایت شدند.

“به من نگو فتنه‌گر، فتنه تویی ستم‌گر”، “نه تهدید، نه سرکوب، این است حرف مردم”، “آبان دی و خرداد، یاد آخوند و بیداد”، “سپاهی سپاهی قاتل ما شمایی” و .....

اینها برخی از شعارهایی بود که شماری از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در تجمع روز یک‌شنبه ۲۷ بهمن ماه خود در محوطه این دانشگاه سر دادند.

برخی از شعارها تکرار شعارها در حوادث اعتراضی اخیر و بعضی یادآور برخورد خشونت‌آمیز نیروهای امنیتی و نظامی و سرکوب خونین معترضان در این حوادث بود.

“۱۵۰۰ نفر، کشته آبان ماست” یکی از شعارها بود که به قربانیان حرکت‌های اعتراضی گسترده در آبان ماه امسال اشاره داشت. مسئولان دولتی تا کنون از اعلام تعداد قربانیان این حرکت‌های اعتراضی خودداری کرده‌اند اما برخی منابع تعداد آنها را تا ۱۵۰۰ نفر برآورد می‌کنند.

در تجمع اعتراضی روز یک‌شنبه شعارهایی نیز به گوش می‌رسید که به طور مشخص به سرنگونی هواپیمای مسافربری شرکت هواپیمایی اوکراین در نزدیکی فرودگاه تهران و پنهان‌کاری و خلاف‌گویی کارگزاران نظام جمهوری اسلامی در مورد آن مربوط می‌شد.

هواپیمای اوکراینی بامداد ۱۸ دی ماه هدف قرار گرفت و سرنگون شد و تمام ۱۷۶ سرنشین آن کشته شدند. مسئولان جمهوری اسلامی پس از سه روز پنهان‌کاری و خلاف‌گویی سرانجام ۲۱ دی اصابت دو موشک پدافند سپاه به هواپیمای اوکراینی را تائید کردند و آن را حاصل یک “خطای انسانی” خواندند.

مطابق ویدئوهایی که در فضای مجازی منتشر شده یکی از شعارهای دانشجویان معترض دانشگاه امیرکبیر در مورد این واقعه و چنین بوده است: «خطای انسانی تویی، شلیک پنهانی تویی».

«غلط کردی، خطا کردی»

“علط کردی، خطا کردی” یکی از شعارهای دیگر بود که یادآور سخنانی از رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای در تیرماه ۱۳۷۰ و در سومین سالروز حادثه تقریبا مشابهی است که در جریان آن یک هواپیمای مسافربری ایران بر فراز خلیج فارس “به طور اشتباهی” هدف حمله موشکی یک ناو جنگی ایالات متحده قرار گرفت.

خامنه‌ای در آن سخنرانی که فیلم بخشی از آن پس از سرنگونی هواپیمای اوکراینی در فضای مجازی بازپخش شد خطاب به آمریکایی‌هایی که اشتباه خود در سرنگونی هواپیمای ایرانی را پذیرفته بودند گفته است: «غلط کردید اشتباه کردید. اشتباه کردیم یعنی چه؟»

«نه، به حکومت نظامی، تحریم انتخابات»

تعدادی از شعارهای تجمع‌کنندگان در محوطه دانشگاه امیرکبیر، اعتراض به سرکوب معترضان و مخالفان به وسیله نیروهای سپاه و بسیج و نگرانی از قدرت‌گیری بیش از پیش نظامیان را به نمایش می‌گذاشت: «”نه یادگان، نه بنگاه، درود بر دانشگاه”، “حکومت نظامی، نمی‌خواهیم، نمی‌خواهیم”».

در میان شعارهای تجمع‌کنندگان روز یک‌شنبه دانشگاه امیرکبیر چند شعار نیز به تازه‌ترین تحولات سیاسی ایران، انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در دوم اسفند ماه و حمایت از تحریم‌کنندگان آن مربوط می‌شد: “مردم درگیر فقرند، این‌ها تو فکر رأی‌اند”، “نه صندوق، نه آرا، تحریم انتخابات”.

سرکوب فعالان دانشجویی و بازداشت بهاره هدایت

در خواست آزادی بهاره هدایت، دانشجو و فعال سیاسی زندانی نیز در تجمع دانشجویان امیرکبیر شنیده می‌شد. خانم هدایت که تاکنون بارها بازداشت شده شهریور ۹۵ پس از هفت سال زندان آزاد شده بود و تازگی دوباره به زندان افتاده است.

سازمان دانشآموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) که بهاره هدایت یکی از اعضای شاخص و قدیمی آن است با انتشار بیانیه‌ای بازداشت او را به شدت محکوم کرد و این اقدام را در مسیر “روند خطرناک” جلوگیری از دخالت فعالان و نهادهای مدنی در “جهت مشارکت در حیات سیاسی” ارزیابی کرده است.

در این بیانیه تاکید شده است: «تا حصارهای فعالیت قانونی و مدنی احزاب و گروه‌ها و فعالین سیاسی کشور برچیده نشود و رد صلاحیت و بازداشت و تهدید و حصر و ارعاب ابزار حذف افراد و گروه ها باشد، و بازگشت به جامعه آرام صورت نگیرد، هیچ کنشی اعم از انتخابات و صف کشی‌های دستوری خیابانی و رسانه‌ای نخواهد توانست ثبات و امنیت و آرامش را در هیچ زمینه‌ای به کشور بازگرداند.»

سازمان دانش‌آموختگان با انتقاد از دولت حسن روحانی و وزارت علوم که به گفته این سازمان برخلاف وعده‌ها برای حفاظت از حقوق شهروندی، زمینه برخورد غیرقانونی با فعالان دانشجویی و سیاسی را فراهم کرده‌اند خواستار آزادی بی‌قید و شرط بهاره هدایت شده است.

iran-emrooz.net | Sun, 16.02.2020, 12:13
صدور حکم ۷۵ سال حبس برای  مرجان داوری

دویچه وله: مرجان داوری، مترجم ۵۲ ساله محبوس در زندان قرچک ورامین به ۷۵ سال حبس تعزیری محکوم شده که ۲۵ سال آن قابل اجرا خواهد بود. داوری چهار سال پیش در رابطه با پرونده موسسه راه‌معرفت و به اتهام ترویج جنبش اکنکار بازداشت شد.

مرجان داوری، مترجم و پژوهشگر که در پاییز سال ۱۳۹۴ پس از بازداشت به همراه کریم زرگر از مدیران پیشین صدا و سیما، به اعدام محکوم شده بود، روز شنبه ۲۶ بهمن‌ماه ۱۳۹۸ از اعدام تبرئه و در پرونده دیگری به ۷۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

مرجان داوری، محقق ۵۲ ساله اکنون در زندان قرچک ورامین به سر می‌برد.

خبرگزاری هرانا با اشاره به محکومیت داوری در شعبه یک دادگاه کیفری می‌نویسد، با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، ۲۵ سال از حکم ۷۵ ساله حبس تعزیری این مترجم قابل اجرا خواهد بود.

بر اساس حکم صادره، مرجان داوری به اتهام “معاونت در ارتکاب سه فقره زنای در حکم عنف”، به ۷۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

این محقق در خصوص پرونده دیگری که پیشتر به اتهام “افساد فی الارض، رابطه نامشروع، اجتماع و تبانی علیه نظام، عضویت در فرقه عرفانی اکنکار” به اعدام محکوم شده بود، توسط شعبه‌ ۲۳ دادگاه انقلاب تهران از اعدام تبرئه شد.

حکم اعدام مرجان داوری در آذرماه امسال توسط هیئت عمومی دیوان عالی کشور نقض شده و برای محاکمه مجدد به این شعبه ارجاع شده بود. آذرماه سال گذشته نیز حکم این زندانی برای بار دوم توسط دیوان عالی کشور نقض شده بود.

مرجان داوری به نوشته‌ی هرانا، مترجم کتب علوم باطنی و الهی و اشراقیون و یکی از محققان موسسه مطالعات و تحقیقات متافیزیک راه معرفت است.

در مهرماه سال ۱۳۹۴با تعطیل شدن و بازداشت مسئولان موسسه نامبرده، خانم داوری هم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. اتهام او “افساد فی الارض، رابطه نامشروع، اجتماع و تبانی علیه نظام، عضویت در فرقه عرفانی اکنکار” بود که به همراه کریم زرگر، دیگر متهم پرونده، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اعدام محکوم شد.

کریم زرگر، رئیس پیشین دانشکده صدا و سیما، متولد ۱۳۳۲در اهواز، فارغ‌التحصیل حقوق قضایی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران و دکترای حقوق دریایی از دانشگاه استراسبورگ فرانسه، در سال ۱۳۹۴ به همراه مرجان داوری در ارتباط با تبلیغ و ترویج جنبش نوپدید عرفانی “اکنکار”، به اتهاماتی از جمله “فساد فی الارض” به اعدام محکوم و در ۱۰ بهمن ۱۳۹۶ در زندان رجایی شهر کرج اعدام شد.

مرجان داوری متولد ۴ اردیبهشت ۱۳۴۵ دانش‌آموخته‌ رشته گرافیک دانشگاه الزهرا تهران است. او کتاب‌هایی مانند “پنجه زمان” اثر “پل توئیچل”، “جوینده” اثر “فیل موریمیتسو” و “تمرینات معنوی” اثر “هرولد کلمپ” را ترجمه کرده که با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ایران منتشر شده‌اند.

iran-emrooz.net | Sat, 15.02.2020, 22:22
ایران جعبه سیاه هواپیما را به فرانسه تحویل دهد

دویچه وله فارسی

دیپلمات‌های پنج کشور که شهروندانشان در سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراین توسط سپاه کشته شدند در بیانیه‌ای از ایران خواستند جعبه‌های سیاه هواپیما را به کشوری ثالث، ترجیحا فرانسه تحویل دهد تا اطلاعات آنها بازخوانی شود.

نمایندگان پنج کشوری که اتباع آنها در جریان سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراین توسط سپاه پاسداران جان خود را از دست دادند، روز شنبه ۲۶ بهمن ۹۸ (۱۵ فوریه) در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ نشستی برگزار کردند.

در این نشست وزیران امور خارجه کانادا، اوکراین، سوئد و افغانستان و یکی از معاونان وزرات امور خارجه بریتانیا شرکت دادشتند. آنها از جواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز برای حضور در این جمع دعوت کرده بودند.

نمایندگان این پنج کشور در پایان نشست خود با انتشار بیانیه‌ای از دولت ایران خواستند که به مسئولیت بین‌المللی عمل کرده و هر چه زودتر جعبه‌های سیاه هواپیمای اوکراینی را برای بازیافت اطلاعات آن به کشوری ثالث تحویل دهد.

وزیر خارجه کانادا که بیانیه پنج کشور را برای خبرنگاران می‌خواند، بر لزوم همکاری ایران برای انجام تحقیقات کامل درباره سرنگونی هواپیمای مسافری طبق معاهده هوانوردی غیرنظامی بین‌المللی تأکید کرد.

وزیر خارجه کانادا هم‌چنین یادآور شد که نمایندگان پنج کشور شرکت‌کننده در نشست روز شنبه با محمدجواد ظریف نیز گفت‌وگوی مختصری داشته‌اند و در این گفت‌وگو بر شفافیت و مسئولیت‌پذیری کامل از سوی ایران تأکید کرده‌اند.

اوکراین: در حال تصمیم‌گیری با ایرانیم

روز شنبه هم‌چنین وزیر خارجه اوکراین اعلام کرد، کشورش در حال تصمیم‌گیری با ایران بر سر محل رمزگشایی جعبه‌های سیاه هواپیمای اوکراین است.

به گزارش خبرگزاری اینترفکس اوکراین، وادیم پریستایکو وزیر خارجه اوکراین گفت: «ما در حال حاضر با ایرانی‌ها در حال تصمیم‌گیری بر سر این هستیم که در چه محل خاصی و با کمک کدام یک از شرکایمان این کار انجام شود. می‌دانید که فرانسه به عنوان محلی پیشنهادی مطرح است.»

او تجهیزات لازم برای این کار را “بسیار پیچیده” و انتقال آن را “سخت” خواند و افزود: «بنابراین ما باید به دیدگاهی مشترک درباره زمان انجام شدن آن برسیم. از آن‌جا که این موضوع حساس است، ما می‌خواهیم فرصتی به ایران بدهیم که بداند چطور می‌خواهد شفافیت کامل این روند را تامین کند.»

بوئینگ ۷۳۷ شرکت هواپیمایی اوکراین حدود چهل روز پیش (۸ ژانویه ۲۰۲۰) اندکی پس از برخاستن از فرودگاه امام خمینی تهران سقوط کرد. همه ۱۷۶ سرنشیین این هواپیما جان خود را از دست دادند. ساعاتی بعد مقا‌م‌های ایران علت سقوط هواپیمای اوکراینی را “نقص فنی” اعلام کردند.

اما با گذشت چند ساعت تردیدها درباره علت سقوط هواپیما آغاز شد. دو روز بعد از فاجعه، ابتدا رسانه‌های بین‌المللی و سپس مقام‌های آمریکا و کانادا اعلام کردند که اطلاعاتی در دست دارند که نشان می‌دهند هواپیمای مسافری با شلیک موشک پدافند هوایی ایران ساقط شده است. ویدیوهایی نیز منتشر شد که در جهت اثبات این ادعا بودند. اما مقام‌های ایرانی همچنان بر ادعای خود اصرار می‌کردند که علت سقوط هواپیما نقص فنی است.

در نهایت تلاش‌های روشنگرانه روزنامه‌نگاران و رسانه‌های فارسی‌زبان خارج و نیز فشار اوکراین و کانادا منجر به آن شد که مقا‌م‌های ایران صبح روز شنبه ۲۱ دی (۱۱ ژانویه)  اعتراف کردند که پدافند هوایی سپاه پاسداران هواپیمای مسافری را ساقط کرده است. بعدها فرماندهان سپاه اعلام کردند که در همان نخستین ساعات سرنگونی هواپیما، مقام‌های عالی‌رتبه جمهوری اسلامی را در جریان این اقدام قرار داده بودند.

با وجود اعتراف به هدف قرار دادن غیرعمدی هواپیمای مسافری و نیز ناتوانی در رمزگشایی جعبه‌های سیاه هواپیما، مقام‌های جمهوری اسلامی حاضر نیستند جعبه‌های سیاه را در اختیار اوکراین و یا کشورهای دیگر قرار دهند.

جواد ظریف روز شنبه ۲۶ بهمن (۱۵ فوریه) در گفت‌وگو با شبکه خبری “ان.بی.سی” ضمن تکرار این موضوع که ایران ناتوان از “بازیافت اطلاعات جعبه سیاه” است، اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران حاضر به تحویل دادن جعبه سیاه به کشوری ثالث نیست.

iran-emrooz.net | Sat, 15.02.2020, 16:03
پایگاه اجتماعی اصولگرایان و اصلاح طلبان از بین رفته

خبرآنلاین / فائزه عباسی

لحظه موعود برای احزاب و گروه‌های سیاسی که از ماه‌ها قبل فکر رسیدن به کرسی‌های مجلس را در سر می‌پروراندند فرا رسید؛ البته همه‌چیز آنطور که پیش‌بینی می‌شد  پیش نرفت و روند ردصلاحیت‌های شورای نگهبان معادلات انتخاباتی اصلاح‌طلبان را برهم ریخت و کار به جایی رسید که شورایعالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان اعلام کرد لیست انتخاباتی در کار نیست.

هرچند اما و اگرها همچنان درباره لیست اصلاح‌طلبان در میان است و برخی احزاب اصلاح طلب از تصمیم‌شان برای ارائه لیست مشترک خبر داده اند، اما  «مصطفی معین» وزیر علوم دولت اصلاحات و فعال سیاسی اصلاح‌طلب معتقد است لیست دادن اصلاح طلبان در چنین شرایطی از منطق قابل قبولی برخوردار نیست.

او تاکید دارد اصلاح طلبان و اصولگرایان پایگاه اجتماعی‌شان را از دست داده‌اند و در افکار عمومی تفاوت چندانی بین این دو جریان وجود ندارد.  صحبت با این فعال سیاسی اصلاح‌طلب به پیشنهاد رفراندوم برای نظارت استصوابی هم رسید و او این پیشنهاد را برای «ثبت در تاریخ» دانست و بس.

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح این گفت‌وگو است؛

آقای معین! تا انتخابات راه زیادی نیست، پیش بینی شما از مشارکت سیاسی در انتخابات دوم اسفند چیست خصوصا بعد از ردصلاحیت چهره‌های شاخص اصلاح طلب؟

اکنون در افکار عمومی تفاوت زیادی میان اصلاح طلب و یا اصول گرا وجود ندارد و حضور یا عدم حضور آنها چندان تاثیری در میزان مشارکت سیاسی مردم در انتخابات نخواهد داشت. ولی تنش‌های آبان ماه امسال و یا دی ماه سال ۹۶ که ناشی از احساس نابرابری، فشارهای اقتصادی و مشکلات اجتماعی بود می‌تواند انگیزه‌های مشارکت سیاسی مردم را کاهش دهد.

گفته می‌شود تعداد زیادی از کاندیداهای اصلاح‌طلبان رد صلاحیت شده‌اند با این اوصاف بایدها و نبایدهای جریان اصلاحات برای انتخابات چیست از نگاه شما باید با همین کاندیداهای باقی مانده با ارائه لیست در انتخابات شرکت کنند یا ...

من ارتباط نزدیک و سازمان یافته‌ای با تشکل‌ها و چهره‌های شاخص اصلاح طلب یا اصولگرا ندارم و اطلاع دقیقی هم از مباحث و تصمیمات آنها ندارم ولی طبیعی است که با این رویکرد شورای نگهبان، اصلاح طلبان نتوانند لیست جامعی از نامزدان انتخاباتی خود بدهند.

یعنی فکر می‌کنید نگاه شورای نگهبان نسبت به گذشته بسته‌تر شده است؟

بنظرم آنها به این نتیجه رسیده‌اند که حاکمیت یکدست تر شود و آن را به نفع نظام ارزیابی می‌کنند.

بارها و بارها صحبت از رایزنی با شورای نگهبان از سوی اصلاح‌طلبان مطرح شد که این موج رد صلاحیت نشان می‌دهد همه آنها بی‌اثر بوده است به نظرتان آیا بهتر نبود این رایزنی‌ها فراتر از شورای نگهبان می‌رفت مانند اتفاقی که سال ۸۴ رخ داد و خود شما توانستید با توصیه رهبری در انتخابات ریاست‌جمهوری حاضر شوید؟ اساسا آیا اصلاح‌طلبان وارد این نوع رایزنی با حاکمیت و مقامات عالی نظام شد؟

با نظرتان در خصوص منطقی تر و اثر بخش تر بودن رایزنی‌ها  فراتر از سطح شورای نگهبان موافقم، البته بنظر من تذکر مقام رهبری به شورای نگهبان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ برای تجدید نظر در صلاحیت نامزدان انتخاباتی بیشتر بر پایه اهمیتی بود که ایشان به مشارکت حداکثری مردم درانتخابات و بازتاب جهانی آن می‌دادند،من اطلاعی از انجام رایزنی خاص با رهبری در این زمینه در سال ۱۳۸۴ ندارم و فعالیتی صورت نگرفته بود. شاید در آخرین روزهای مانده به انتخابات مجلس به افراد دیگری نیز اجازه ورود بدهند که البته نوشداروی بعد از مرگ سهراب است و فرصتی برای اطلاع رسانی و تبلیغات انتخاباتی وجود نخواهد داشت.

اصلاح‌طلبان بعد از انتخاب کدخدایی در مجلس همواره به نتیجه بخش بودن رایزنی‌ها با شورای نگهبان خوشبین بودند به نظرتان آیا همین رفتار دست به عصای اصلاح‌طلبان که گاهی به گدایی قدرت تعبیر می‌شد باعث نشد رقیب برای عقب زدن آنها بی‌پرواتر شود؟

شاید اینگونه باشد، ولی بنظرم اراده یکدست کردن بافت مجلس و حکومت و ضعیف تر شدن پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان در فرآیند تصمیم گیری شورای نگهبان نقش بیشتری داشته است.

قبول دارید اصلاح‌طلبان با عملکردشان و نگاه‌شان به قدرت در سال‌های اخیر موجب شدند تا  آن سرمایه اجتماعی از دست برود؟

آری، از چند سال قبل به این طرف خود من هم بکرّات نسبت به ضرورت و ارزشمند بودن وجود گرایش‌های مختلف و اصیل سیاسی برای رشد جامعه ، چه اصولگرا باشد و یا اصلاح طلب- تاکید کرده ام. گفتم که بالعکس اگر قرار بر را­نت خواری، آقازادگی و یا سوءاستفاده از قدرت و بی تفاوتی در مقابل مشکلات مردم و گروههای محروم و آسیب دیده باشد، تفاوتی بین این جناح و یا آن جناح سیاسی نخواهد بود. متاسفانه هر دو جناح سیاسی پایگاه اجتماعی شان را تا حد زیادی از دست داده‌اند.

هرچند این روزها بحث بر سر رد صلاحیت‌ها بسیار داغ است اما تصور کنیم این رد صلاحیت‌ها اتفاق نمی‌افتاد و همه کاندیداهای اصلاح‌طلب تائید صلاحیت می‌شدند آیا این جریان می‌توانست مردم را متقاعد کند پای صندوق رای بیایند؟

نه چندان، همانطور که قبلاً گفتم از نظر جامعه بویژه جوانان، موضوع رقابت اصلاح طلب و اصولگرا در عرصه‌های سیاسی و انتخاباتی در این مقطع زمانی، ماجرای تمام شده‌ای است. فقدان سازمان‌های مردم نهاد و احزاب دیرپا و فراگیر سیاسی خود را در این بی ثباتی‌های سیاسی و مدیریتی و سردرگمی‌های اجتماعی نشان می‌دهد.

برخی تئوریسین‌های اصلاح طلب معتقدند که اصلاح طلبان باید یک دوره دوری از قدرت را داشته باشند تا به بازسازی هویت اصلاح طلبانه و اصول و چارچوب آن بپردازند، چقدر این نگاه را قبول دارید؟ این بازسازی هویتی لازم است؟

حداقل از دوم خرداد سال ۱۳۷۶ به این طرف نیاز به تدوین مبانی، اهداف و راهبردهای تفکر  اصلاح طلبی وجود داشته است که بتوانند بر پایه آن نیروهای جوان و فعال جامعه مدنی را سازمان دهی کنند و بیش از پیش از نظم و دیسیپلین تشکیلاتی، کارآیی و اثربخشی، رابطه تنگاتنگ با درد و رنج و مسایل و مشکلات توده مردم و کمک به تامین منافع ملّی برخوردار شوند.

فکر نمی‌کنید اصلاح طلبان در دوره بازگشت به قدرت دردهه ۹۰ برای ماندگار شدن در قدرت گام به گام از اصول خود عقب نشستند؟ یا لازمه  در صحنه بودن این شرایط را ایجاب کرده بود؟

متاسفانه باید فرض اول سوال شما را مورد تائید قرار دهم. قدرت و سیاست تنها ابزاری برای عمل به وظایف و مسئولیت اجتماعی است و نه بالعکس. نباید با هر شیوه و به هر بهایی به دنبال باقی بودن در قدرت و یا به دست گرفتن افسار آن بود. حضور در صحنه می‌تواند در عرصه‌های آگاهی بخشی، تصمیم سازی و ارتقای توانمندی‌ها باشد.

امروز درباره ارائه لیست و لیست ندادن اختلافات زیادی وجود دارد به نظر شما در چنین شرایطی آیا اصلاح طلبان باید وارد این انتخابات بشوند یا خیر؟

دادن لیست نامزدان انتخاباتی، آنهم در زمانی که اصلی ترین چهره‌های اصلاح طلب و بعضاً اصول گرا رد صلاحیت شده‌اند از منطق قوی برخوردار نیست، هر چند که افراد صاحب صلاحیتی که قصد خدمت و وقف خود برای جامعه را دارند می‌توانند بصورت فردی و یا چند نفره نامزدی خود را اعلان نمایند.

چندی پیش موضوع رفراندوم برای نظارت استصوابی مطرح شد و رئیس جمهور دستور تدوین لایحه را دادند، اگر این لایحه در خوشبینانه‌ترین حالت در مجلس هم تصویب شود باید شورای نگهبان آن را تائید کند به نظر شما این موضوع چطور می‌تواند رنگ راهکار به خود بگیرد؟

پیشنهادی غیر منطقی نبوده است ولی طرح آن پس از گذشتن حدود ۶سال از ریاست جمهوری آقای روحانی و کمتر از ۳-۲ هفته به برگزاری انتخابات، بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا اجرایی! “ثبت در تاریخ” دردی از دردهای امروز ما را درمان نخواهد کرد.

iran-emrooz.net | Sat, 15.02.2020, 10:04
بیانیه‌ مشترک:‏ دعوت به تحريم انتخابات فرمايشی!

دعوت به تحريم انتخابات فرمايشی! ‏‎
با تحريم فعال انتخابات فرمايشی،
‏ جنبش اعتراضی عليه جمهوری اسلامی را پرتوان‌تر سازیم! ‏

مردم آزاده‌ی ایران!‏

جمهوری اسلامی در تلاش است که بار دیگر شما را بر سر صندوق‌های رای بکشاند و به جهانیان وانمود کند که از ‏حمایت شما مردم ایران برخوردار است. علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی، با آگاهی از نفرت عمومی از جمهوری ‏اسلامی و اوضاع فلاکت‌باری که این رژیم بر کشور حاکم نموده‌است، نیاز حکومت به رای شما را به صراحت بر زبان ‏آورده‌ و از شما درخواست کرده‌است که اگر هم مخالف جمهوری اسلامی و شخص او هستید، ولی ایران را دوست ‏دارید، به پای صندوق رأی بروید. اما نه جمهوری اسلامی مساوی با ایران است و نه شرکت در انتخابات مجلس یازدهم، ‏راه برون‌رفت از مشکلاتی است که دامنگیر کشور شده‌‌است. امروز بزرگ‌ترین خطر برای آینده‌ی ایران، تداوم حیات ‏این رژیم است. خامنه‌ای قصد دارد این حکومت جنایتکار را با رای شما برخوردار از مقبولیت مردمی جلوه بدهد. اما ‏بخش های مهمی از جامعه‌ی ایران رای خود را با فریاد «نه، به جمهوری اسلامی» در خیزش های اعتراضی آبان و ‏دی‌ماه و در خیابان‌ها اعلام کرده‌اید. ‏

جمهوری اسلامی در شرائطی شما را به شرکت در انتخابات مجلس فرامی‌خواند، که هنوز چند ماه بیشتر از سرکوب ‏اعتراضات گسترده‌ی آبان‌ماه ۱۳۹۸، در بیش از صد شهر و ۲۹ استان کشور نگذشته‌است و خون قربانیان این سرکوب ‏بر سنگفرش خیابان‌ها باقی است.  هنوز شمار دقیق صدها تن از کسانی که در جریان سرکوب خیزش آبان‌ماه جان‌ ‏باخته‌اند، اعلام نشده‌است و هزاران تن در زندان‌ها و زیر شکنجه و فشار بازجویان رژیم قرار دارند. هنوز کسی ‏پاسخگوی شلیک سپاه پاسداران به هواپیمای اوکراین و قتل ۱۷۶ تن مسافر و خدمه‌ی آن نیست و‎ ‎با خودداری از ارسال ‏دو جعبه‌ی سیاه هواپیما از بیان علت اصلی آن فاجعه دهشتناک طفره می روند. هم چنان هر صدای مخالف و منتقدی ‏سرکوب می‌شود. فعالان جنبش های اجتماعی و نهادهای مدنی بازداشت و به زندان‌های طویل المدت محکوم می‌شوند.‏

انتخابات در جمهوری اسلامی، هیچ گاه نه آزاد و نه دمکراتيک بوده‌است. جمهوری اسلامی طی چهل و یک سال گذشته ‏همواره احزاب و جریان‌های مخالف و منتقد را سرکوب کرده‌ و از مشارکت در سرنوشت کشور محروم نموده‌است. حق ‏انتخاب شدن فقط منحصر به نیروهای درون حکومت بوده و هست. اما انتخابات پیش رو، از این نظر نیز، جزو بسته ترين ‏آن‌ها در طول حیات این رژیم است. مهره‌ها را چنان چیده‌اند که از همین حالا روشن است که در اکثر حوزه ها چه ‏کسانی از صندوق‌های رای بیرون خواهند آمد. سران رژیم قصد دارند مجلسی را تشکيل دهند که بیش از پیش، مطیع ‏دستورات ولی فقيه و نيروهای نظامی ـ امنيتی تحت فرمان او باشد. آن ها می‌خواهند با برگزاری نمایش انتخاباتی و با ‏رای شما در این شرایط، چهره‌ی کریه استبداد مذهبی و مستبد حاکم را مشروعیت بخشند.‏

ما احزاب و سازمان‌های جمهوری خواه، دموکرات و مدافع آزادی و برابری، تحريم انتخابات فرمايشی مجلس شورای ‏اسلامی را اقدامی در جهت تشديد مبارزه عليه جمهوری اسلامی و در ادامه‌ی جنبش اعتراضی مردم در دی‌ماه ۹۶ و ‏آبانماه ۹۸ می‌دانيم. ما معتقدیم که تحريم فعال انتخابات فرمايشی مجلس، تلاش حکومت برای بهره گيری از رای شما ‏را، در مشروعيت بخشيدن به سياست هائی که کشور را به سوی فاجعه سوق می دهند، با شکست مواجه می سازد. با ‏تحریم انتخابات فرمايشی، اعتراض خود علیه عدم کارآئی، فساد، رکود اقتصادی، تورم، بيکاری، فقر فزاينده، اختناق و ‏سرکوب را اعلام کنيد و با خالی گذاشتن حوزه‌های رای‌گیری، مبارزه علیه جمهوری اسلامی را پرتوان ‌تر نمائید. در ‏این راستا به درخواست سران رژیم پاسخ «نه» بدهید.‏

نيروهای آزاديخواه!‏

عدم شرکت در انتخابات و اتخاذ سياست تحريم فعال آن توسط نيروهای جنبش دموکراسی‌خواهانه‌ی مردم ايران، فرصت  ‏مساعدی را برای برآمد مشترک و گسترده در اين عرصه فراهم آورده است. بايد با برگزاری گردهمائی، پخش اعلاميه، ‏تراکت  و استفاده از شبکه‌های ارتباط جمعی، مردم را به عدم شرکت در انتخابات دعوت و تشویق نمائیم. بکوشيم با ‏دعوت به تحريم گسترده‌ی انتخابات، وسیع‌ترین نیرو را بسیج کنیم و قدرت عمل نيروهای آزاديخواه را در مقابله با رژیم ‏نشان دهیم و تلاش جمهوری اسلامی برای نمایش کسب رای مردم را به ضد خود تبدیل کنیم.‏

ما همه‌ی نیروهای آزادیخواه و دموکرات ایران را به یک برآمد مشترک و متحد برای مقابله با نقشه‌ی حکومت برای ‏برگزاری انتخابات فرمایشی مجلس یازدهم فرا می‌خوانیم!‏


هیات سیاسی اجرائی اتحاد جمهوریخواهان ایران	                  همبستگی برای آزادی و برابری در ایران
هیات سیاسی اجرائی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)‏
                                                                                  اتحاد دمکراتيک آذربايجان – بيرليک ‏
							                          جنبش جمهوري‌خواهان دموکرات ولائيک ايران
							                          حزب تضامن دمکراتيک اهواز
							                          حزب دمکرات کردستان ايران
							                          حزب دمکرات کردستان
							                          حزب کومه له کردستان ايران
							                          حزب مردم بلوچستان
							                          سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران
							                          شورای موقت سوسياليست‌های چپ ايران
							                          کومه له زحمتکشان کردستان


‏۲۵ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۴ فوريه ۲۰۲۰‏

 

iran-emrooz.net | Sat, 15.02.2020, 9:05
رقابت اصول‌گرایان با یکدیگر در انتخابات مجلس

خبرگزاری آناتولی

با ردصلاحیت کاندیداهای منتقد و مستقل حکومت ایران و همچنین نامزدهای حامی دولت روحانی توسط نهاد شورای نگهبان، یازدهمین دوره انتخابات مجلس این کشور، به‌ویژه در تهران صحنه رقابت دو لیست و گروه متفاوت محافظه‌کاران (اصولگرایان) خواهد بود.

غیبت اصلاح‌طلبان، باعث احساس بی‌رقیبی و اختلاف میان دو گروه اصلی اصولگرایان یعنی «شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی» و «جبهه پایداری» شده است. بنابراین آنها علی‌رغم برخی گفتگوها و جلسات، با دو لیست جداگانه در این انتخابات شرکت خواهند کرد.

غلامعلی حدادعادل، رئیس شورای ائتلاف و محمدباقر قالیباف شهردار سابق تهران سرلیست کاندیداهای این گروه، مذاکراتی را با مرتضی آقاتهرانی، دبیرکل جبهه پایداری و دیگر اعضای تاثیرگذار آن برای ارائه فهرست واحد انجام داده‌اند، اما نتیجه‌بخش نبوده است.

او در نامه‌ای خطاب به حدادعادل گروه‌های مختلف اصولگرا را به سهم‌خواهی متهم کرده و سازوکارهای پیشنهادی شورای ائتلاف برای وحدت را تکرار خطاهای گذشته دانسته است. برخی رسانه‌ها نیز اعلام کرده‌اند که آقاتهرانی خواهان خروج قالیباف از لیست شده است.

قالیباف نیز گفته که حاضر است از لیست کناره‌گیری و به‌صورت منفرد در انتخابات شرکت کند. لیست متبوع او نیز ۲۹ نفره منتشر شود که مورد موافقت ائتلافش قرار نمی‌گیرد. در نهایت نتیجه این شده است که اصولگرایان در این انتخابات با ۲ فهرست حضور یافته اند.

بدین‌ترتیب، دو لیست ۳۰ نفره جداگانه توسط دو گروه مذکور در تهران ارائه شد. گمان می‌رفت قالیباف پس از ناکامی در چند دوره انتخابات‌ ریاست‌جمهوری با حمایت جناح راست در کارزار اسفندماه، بر کرسی ریاست مجلس ایران بنشیند، اما وجود این دو لیست پیش‌بینی را کمی مشکل کرده است.

او در انتخابات سال ۲۰۰۵ نیز با حمایت یارانش در سپاه پاسداران وارد رقابت شد، اما آنها دو روز مانده به رای‌گیری به سمت محمود احمدی‌نژاد رفتند. در سال ۲۰۱۳ نیز او کاندیدای اصلی جناحش بود، اما در مقابل حسن روحانی، توفیقی کسب نکرد. تردید اصولگرایان برای حمایت از قالیباف

در انتخابات ۲۰۱۷ نیز ادامه یافت و او در میانه راه انصراف داد.

هر چند برخی چهره‌های مشترک در هر دو لیست محافظه‌کاران برای کسب کرسی‌های تهران در انتخابات مجلس ایران قرار دارند، اما اختلافات دو طرف آن قدر زیاد است که مشاجرات لفظی و نوشتاری نیز بین آنها شدت گرفته است.

جبهه پایداری پیرو مصباح یزدی از روحانیون رادیکال ایران است. بیشتر اعضای این گروه حول محمود احمدی‌نژاد بودند، اما پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۰۹ و خانه‌نشینی یازده روزه او، اعلام موجودیت مستقل کردند. آقا تهرانی رئیس و صادق محصولی نیز از دیگر چهره‌های اصلی آن هستند.

گروه دیگر از محافظه‌کاران سنتی هستند و با آغاز جنگ ایران و عراق به صحنه آمده و شعار احیای «ارزش‌های انقلابی» می‌دهند. قالیباف و حدادعادل اعضای اصلی این گروهند. آنها در انتخابات گذشته مجلس با لیستی به رهبری وی حاضر شدند اما از حامیان روحانی شکست خوردند. شورای نگهبان این بار با ردصلاحیت ۹۰ نماینده مجلس کنونی که بیشترشان حامی روحانی هستند، پیروزی را برای رقیب آسان کرده است.

در بین نامزدهای هر دو گروه مذکور برخی چهره‌های جوان نیز دیده می‌شوند. جوانترین آنان عاطفه خادمی (متولد ۱۳۶۳) از شورای ائتلاف نیروهای انقلاب است. این ائتلاف با شعار «ایران سربلند» و جبهه پایداری نیز با شعار «مجلس فریاد رس قوی و انقلابی» در رقابت ها حضور می یابد.

از سوی دیگر، شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان “هیچ لیست ائتلافی” برای این انتخابات اعلام نکرده است. حسن روحانی نیز در انتقاد از ردصلاحیت کاندیداهای حامی خود توسط شورای نگهبان گفته است:‌ بزرگترین خطر برای دموکراسی و برای حاکمیت ملی ایران روزی است که انتخابات تشریفات شود.

یازدهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی ایران روز جمعه آینده (۲۱ فوریه ۲۰۲۰) برگزار می‌شود. صلاحیت ۷۱۴۸ نامزد توسط شورای نگهیان تأیید شده است که برای تصاحب ۲۹۰ کرسی در ۲۰۸ حوزه به رقابت خواهند پرداخت. استان تهران با ۳۵ کرسی دارای بیشترین کرسی در مجلس ایران است. خود پایتخت در مجلس ۳۰ کرسی سهم دارد.

iran-emrooz.net | Fri, 14.02.2020, 6:35
سرنوشت نامعلوم زندان و زندانیان اوین

انتقال تعداد زیادی از زندانیان زندان اوین به زندان فشافویه موجی از نگرانی‌ها را درباره سرنوشت و وضعیت فعلی این زندانیان و همچنین زندان اوین ایجاد کرده است. یک منبع آگاه به کمپین حقوق بشر در ایران گفته است که غیر از بازداشتگاه‌های امنیتی و دو بند عمومی، دیگر زندانیان بندهای مختلف زندان اوین بدون هیچ توضیحی به زندان تهران بزرگ(فشافویه) منتقل شده‌اند.

به گفته این منبع آگاه “شواهد از آماده سازی زندان اوین برای اعتراضات احتمالی حکایت دارد و همان طور که سابقا هم برخی مسئولان گفته بودند گویا می خواهند زندان اوین را تبدیل به بازداشتگاهی بزرگ بکنند که در مواقعی همچون اعتراضات مردمی که تعداد بازداشتی ها بسیار زیاد می شود جا برای بازداشت شدگان داشته باشند. به نوعی اعتراضات آبان ماه و تعداد زیاد بازداشتی ها که به دلیل کمبود بازداشتگاه و محل نگهداری ناچار تعدادی را آزاد کردند برای شان تجربه شده و احتمال اعتراضات بیشتر و وسیع تر را می دهند و از حالا زمینه(زندان) را برای معترضان بازداشتی آماده می کنند.”

مصطفی پورمحمدی، وزیر پیشین دادگستری در دولت حسن روحانی، هفتم تیر ماه ۹۶ گفته بود که “در داخل شهر تهران نیاز به یک بازداشتگاه بزرگ برای بازداشت موقت است زیرا هنگام بررسی پرونده در دادسرا یا دادگاه مدام نمی‌توان متخلفان را از فاصله ۴۰ کیلومتری به این مجموعه‌ها منتقل کرد.” هرچند که او گفته بود هنوز تصمیم قطعی گرفته نشده اما حالا با گذشت بیش از دو سال و با انتقال زندانیان زندان اوین به سایر زندان ها، مقام های رسمی قضایی و امنیتی هیچ توضیحی درباره این انتقال ها نداده اند.

یک منبع آگاه به کمپین گفته است: “از ده روز پیش شروع به انتقال زندانیان کرده اند و الان  فقط در بند ۲ و سالن ۷ بند ۸ و سالن ۱۲ بند ۷ تعداد محدودی زندانی باقی مانده اند که اکثرا زندانیان سیاسی، عقیدتی و امنیتی هستند. سایر بندها را بسته  و قفل زده اند و مشخص نیست چه برنامه ای مشخصا دارند.”

سعید ملک پور، زندانی سیاسی سابق که بیش از یازده سال در زندان اوین زندانی بود در فیسبوک شخصی اش خبر داده است که “تمامی درختهای هواخوریهای بند ۷ و ۸ را قطع کرده اند. درختان تناور و بزرگ که تنها دلخوشی زندانی ها در هواخوری بود. باشگاه اندرزگاه ۸ تعطیل شده و زندانی ها اجازه ورزش در باشگاه را ندارند. سالنهای خالی شده در حال ساخت و ساز هستند و برای اولین بار بعد از دهه ۶۰ برای اتاقها درب فلزی کار می گذارند.”

به گفته آقای ملک پور “تمامی شواهد نشان می دهد زندان اوین در حال تبدیل شدن به یک بازداشتگاه امنیتی مثل بند دو الف و بند ۲۰۹ است. کلیه دوربین ها را تعویض کرده و تعداد دوربین ها رو زیادتر کرده اند. دیوار ها را بلند تر و همه جا سیم خاردار و فنس الکتریکی کار گذاشته اند.”

بند ۲۰۹، بند امنیتی متعلق به وزارت اطلاعات و بند ۲ الف، بند امنیتی متعلق به سپاه پاسداران است. یک منبع آگاه از تغییر و تحولاتی در ارتباط با بند ۲ الف سپاه به کمپین گفته است: “بعد از اعتراضات ۸۸ به مرور بند ۲ الف سپاه، عمده ترین بازداشتگاه متعلق به سپاه بود که بازداشتی ها توسط سپاه در این بند تحت بازجویی و شکنجه قرار می گرفتند اما از سال گذشته بازداشتگاه دیگری از سوی سپاه در بیرون از زندان اوین ایجاد شده که همزمان با استفاده از بند ۲ الف سپاه، تعدادی از بازداشت شدگان را به آن بازداشتگاه منتقل کرده اند.”

این منبع به کمپین گفت که “این بازداشتگاه جدید به گفته برخی از بازداشت شدگان ظاهرا نوساز است و تازه ساخته شده. اما هنوز مشخص نیست کجا است و به نوعی بازداشتگاهی مخفی است.”

در زندان اوین اما علاوه بر بازداشتگاههای امنیتی سپاه و وزارت اطلاعات، بند ۲۴۰ متعلق به حفاظت قوه قضائیه هم یک بند امنیتی است. در کنار این بندها، زندانیان سیاسی زن هم در بند زنان زندان اوین نگهداری می شوند. زندانیان غیرسیاسی زن پیش از این به زندان قرچک ورامین منتقل شده اند.

یک منبع آگاه به کمپین گفته است که تغییر و تحولات در زندان اوین بی ارتباط با ریاست غلامرضا ضیایی در این زندان نیست: “تقریبا از زمانی که ضیایی از رجایی شهر به اوین آمد و رئیس زندان اوین شد تغییر و تحولاتی در زندان اوین شروع شده و می گویند که طرح انتقال زندانیان و آماده سازی اوین برای معترضان بازداشتی، طرح ضیایی است که دارد اجرا می شود.”

غلامرضا ضیایی که اوایل مرداد امسال با حکم مدیرکل زندان‌های استان تهران به ریاست زندان اوین منسوب شده، نقش مهمی در افزایش فشار و وضع محدودیت‌های غیر قانونی بر زندانیان این زندان داشته‌ است. ضیایی پیش از این ریاست زندان رجایی‌شهر کرج را بر عهده داشت که به شرایط نامناسب برای زندانیان شهرت دارد. وی همچنین در سال ۱۳۸۸ و در زمان وقوع جنایات کهریزک که به قتل چندین تن از معترضان به نتایج انتخابات انجامید، رییس این بازداشتگاه بود.

اما زندانیان زندان اوین که به زندان تهران بزرگ( فشافویه) منتقل شده اند به گفته منابع کمپین از این زندان وضعیت خوبی ندارند. زندان ظرفیت حجم زندانیانی که در این زندان هستند را ندارد و زندانیانی که از اوین منتقل شده اند بعد از قرنطینه در حالی در بندهای مختلف این زندان پخش می شوند که حتی جای خواب وجود ندارد.

حسن خلیل‌آبادی، رئیس شورای اسلامی شهر ری در جریان از انتقال بازداشتی‌های اعتراضات آبان ماه به زندان فشافویه اعلام کرده بود که زندان فشافویه امکانات لازم را ندارد و استقرار این تعداد بازداشتی در این مکان سخت است و زندان فشافویه جوابگوی این حجم از بازداشتی نیست.

یکی از زندانیان سابق این زندان به کمپین گفته است: “زندان فشافویه واقعا وحشتناک است. در آنجا اصلا آب آشامیدنی و آب شیر مفهومی ندارد رسما نمک است و نمی شود خورد زندانیان باید آب بخرند  که آب هم به میزان کم عرضه می شود و کار حتی به قاچاق آب می رسد. تفکیک جرایم اصلا معنایی ندارد و یک جای بسیار پرت وسط بیابان است که رفت و آمد برای خانواده های زندانیان هم بسیار دشوار است. از نظر بهداشتی بسیار ضعیف است کیفیت غذا واقعا خیلی پایین است حتی فضله موش در غذا پیدا شده، گوشت و میوه در این زندان یک شوخی است در بندهای عادی زندانیان برای هر کاری که می خواهند بکنند باید هزینه پرداخت کنند از جای خواب تا تلفن کردن به خانواده. به یک شکلی است که در هر سالنی چند برابر ظرفیت سالن زندانی حضور دارد و هر زندانی به میزان پولی که دارد و می تواند بپردازد جا پیدا می کند و برخی زندانیان به دلیل کمبود جا جلوی دستشویی می خوابند. همزمان مواد مخدر رسما تجارت می شود و اینقدر رایج است که برخی زندانیان به جای پرداخت پول مثلا برای گرفتن کارت تلفن مواد رد و بدل می کنند. در کل این زندان مستعد فاجعه است و اگر به همین منوال ادامه یابد هر اتفاقی در این زندان ممکن است.”

نادر فتوره‌چی روزنامه‌نگاری که روز یکشنبه ۲۸ مرداد ماه با شکایت تهیه‌کننده سریال “شهرزاد” بازداشت و یک روز را در زندان فشافویه گذراند، با انتشار یک مطلب انتقادی شرایط این زندان را “ضد انسانی و ضد بشری” عنوان کرده که دست‌کمی از”جهنم” ندارد.

iran-emrooz.net | Thu, 13.02.2020, 20:45
رای سنا به محدودیت اختیارات ترامپ برای جنگ با ایران

بی بی سی

مجلس سنای آمریکا قطع‌نامه‌ای که به موجب آن، رئیس‌جمهور ایالات متحده حق اقدام نظامی علیه ایران بدون اجازه کنگره را نخواهد داشت تصویب کرد.

این قطعنامه از رئیس جمهور آمریکا می‌خواهد نیروهای آمریکایی را درگیر نبرد با ایران نکند، مگر آنکه کنگره ابتدا اعلان جنگ کرده یا مجوز مشخصی را برای استفاده از قوای نظامی علیه ایران تصویب کرده باشد.

مصوبه جدید از نوع به اصطلاح “موازی” است و پس از تصویب در دو مجلس کنگره برای امضا تسلیم رئیس‌جمهور نخواهد شد به همین علت هم مانند قوانین آمریکا قدرت اجرایی ندارد.

رای گیری در مجلس سنا ظهر پنجشنبه، ۱۳ فوریه، برگزار شد و در نهایت با ۵۵ رای موافق در برابر ۴۵ رای مخالف به تصویب سنا رسید. مجلس نمایندگان آمریکا هم پیش‌تر این قطعنامه را تصویب کرده بود.

دموکرات‌ها که پیشنهاد دهنده این قطعنامه بودند توانستند با جذب ۸ سناتور جمهوری خواه به اکثریت ۵۵ رای موافق برسند.

سناتور ارشد جمهوری خواه میچ مکانل که ریاست سنا را برعهده دارد در مخالفت با این طرح گفته بود این قطع‌نامه مغایر “قانون اختیارات جنگ” است چون هدف آن قانون جلوگیری از استقرار هزاران سرباز برای نبردهای طولانی مدت بدون مجوز کنگره است.

در مقابل سناتور دموکرات ویرجینیا تیم کین که از تهیه‌کنندگان اصلی این طرح است گفته بود: “وقتی برای حمایت از حاکمیت قانون بلند می‌شویم، پیام ضعف نمی فرستیم. پیام ما نشانه قدرت است و به خصوص برای مردمی که در خیابان‌ها تظاهرات می‌کنند پیامی دارد... چون آنها هم به دنبال حاکمیت قانون هستند.”

جیم ریچ، سناتور جمهوری‌خواه ایالت آیداهو، دقایقی پیش از رای گیری نهایی درباره این طرح گفت: “سه چیز را باید مد نظر داشته باشیم؛ اول این که کنگره مطابق قانون اساسی تنها مرجع قانونی اعلان جنگ است. دوم این که مطابق قانون اساسی رئیس جمهور موظف به دفاع از آمریکا است. و سوم این که هیچ‌کس، هیچ‌کس به دنبال جنگ با ایران نیست.”

دو هفته پیش، مجلس نمایندگان آمریکا به محدود شدن اختیارات رئیس‌جمهور برای آغاز جنگ رای داده بود. اکنون با تصویب سنا، آقای ترامپ برای شروع جنگ علیه ایران نیازمند تایید دو مجلس خواهد بود.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، دیروز، چهارشنبه ۱۲ فوریه، در توییتی خطاب به سناتورها، برخورداری خود از اختیار جنگ با ایران را برای امنیت ایالات متحده “بسیار مهم” دانست و افزود: “ما داریم در ارتباط با ایران خوب عمل می‌کنیم و الان موقع نمایش ضعف نیست.”

رئیس جمهور آمریکا محدود شدن اختیارات خود را به معنی “ارسال علامتی بد” به تهران دانست و با “تروریست” توصیف کردن قاسم سلیمانی، فرمانده سابق سپاه قدس ایران، گفت که آمریکایی‌ها “به شدت” از حمله ای که به او صورت گرفت حمایت می‌کنند.

سرلشکر سلیمانی در ۱۳ دی و در جریان حمله پهپادی ارتش آمریکا به او و همراهانش در خاک عراق کشته شد،

انتقادها و مباحث قانونی درباره مبنای قانونی کشتن آقای سلیمانی یکی از دلایل اصلی پیشنهاد این قطعنامه در کنگره آمریکا بود.

طرح یاد شده به رئیس‌جمهور آمریکا دستور می‌دهد “به استفاده از نیروهای مسلح ایالات متحده” علیه ایران پایان دهد مگر آنکه از کنگره مجوز گرفته باشد.

این طرح برای مواقعی که “دفاع در برابر حملات مسلحانه قریب الوقوع” ضروری است استثنا قائل می‌شود.

مصوبه جدید از نوع به اصطلاح “موازی” است پس از تصویب در دو مجلس کنگره برای امضا تسلیم رئیس‌جمهور نخواهد شد و مانند قوانین کشور قدرت اجرایی ندارد.

این طرح به قانون اختیارات جنگی ۱۹۷۳ استناد می‌کند که به کنگره آمریکا امکان می‌دهد قدرت رئیس جمهور در وارد کردن نیروهای مسلح به مناقشه های نظامی را مهار کند.

با این حال همچنان سوالاتی حقوقی پیرامون این موضوع که آیا کنگره می‌تواند با استفاده از قطعنامه‌ای “موازی” رئیس‌جمهور را به کسب مجوز جنگ ملزم کند، وجود دارد.

iran-emrooz.net | Thu, 13.02.2020, 12:29
گیلانی‌ها در محاصره برف؛ اذعان مسئولان به عدم آمادگی

دویچه وله فارسی

استان گیلان از پنج روز پیش سفیدپوش شده و در برخی مناطق شهری، ارتفاع برف به بیشتر از یک متر و در مناطق حاشیه شهرها و روستاها به بیش از دو متر رسید. اداره هواشناسی استان گیلان یک روز قبل از بارش برف، در اطلاعیه‌ای از ورود یک سامانه سرد و بارشی خبر داده بود که منجر به بارش برف تا ارتفاع ۸۰ سانتی‌متر خواهد شد. این اداره همچنین از ستاد مدیریت بحران خواسته بود تا “تمهیدات لازم برای مقابله با هر گونه بحران احتمالی اتخاذ و پیش‌بینی” شود.

محمدباقر نوبخت، معاون رئیس‌ جمهوری ایران در سفر به گیلان ، میزان بارش برف در این استان را “کمی‌بیشتر” از پیش‌بینی‌های سازمان هواشناسی اعلام کرده است. اما همین “کمی بیشتر” درست همزمان با جشن سالگرد انقلاب ۵۷، زندگی روزانه مردم را در سراسر استان گیلان فلج کرده است.

دستگاه‌های اجرایی و مدیریت بحران استان گیلان هم در کمک‌رسانی و امداد و نجات، خیلی کامیاب نبودند. ارسلان زارع، استاندار گیلان گفته با وجود همه تلاش نیروهای امداد و مدیریت بحران، آمادگی‌ها برای این بحران کافی نبوده است.

وضعیت امروز، پنج شنبه ۲۴ بهمن (۱۳ فوریه) استان گیلان، تغییر چندانی با روزهای پیش نداشته است. برق منازل حدود ۲۰۶ هزار خانوار در برخی مناطق گیلان همچنان قطع است، دسترسی مردم در شهرها به آب شرب به دلیل قطع و تخریب شریان‌های اصلی آبرسانی، ممکن نیست. هفت هزار و ۶۰۰ خانوار روستایی نیز به آب شرب دسترسی ندارند.

زارع، استاندار گیلان در گفت‌وگو با صداوسیمای دولتی مرکز گیلان، میزان بارش باران و برف در این استان را ۲۷ برابر متوسط کشور اعلام کرد و گفت که این وضعیت بحرانی، موجب اختلال ۸۵ درصد از خطوط و شبکه‌های برق‌رسانی شده است.

لاهیجان، صومعه سرا، رودبار، آستانه، فومن، رودسر، لنگرود از شهرستان‌هایی هستند که بنا به گزارش‌ها “بیش‌ترین تاثیر را از برف سنگین گرفته‌اند و زندگی در آن طاقت فرسا شده است.”

تلفات انسانی یک برف

مشکل در استان گیلان فقط تردد در سطح شهر‌ها و دسترسی به مایحتاج عمومی نیست، تا کنون هفت نفر در شهرهای رودبار و رشت بر اثر سقوط از ارتفاع و یا ریزش بهمن جان خود را از دست داده‌اند. به گفته استاندار گیلان، همچنین ۷۸ نفر نیز به دلیل تروما ناشی از سقوط، مصدوم شده‌اند.

به گزارش ایرنا سه نفر از مفقودان ریزش بهمن در رشته‌رود رودبار توسط امدادگران جمعیت هلال احمر پیدا شدند. از میان این سه نفر یک زن مسن، زنده بوده و به بیمارستان منتقل شده است. اما یک زن جوان و کودک او در این حادثه جان باختند و اجساد آنان از میان برف بیرون آورده شد.

وضعیت عبور و مرور در جاده‌های اصلی در محدوده استان گیلان همچنان “دشوار و لغزنده” گزارش شده است. تازه‌ترین گزارش‌ها نشان می‌دهد با گذشت سه روز از بارش شدید برف، تنها “۳۵ درصد راه‌های روستایی بازگشایی شده است”. ایسنا نوشت مسئولان وعده داده‌اند این درصد تا آخرین ساعات امروز، پنج پنجشنبه به ۵۵ درصد برسد.

بازگشایی راه‌های روستایی؛ اولویت دوم

وسعت راه در استان گیلان ۱۰هزار کیلومتر است و به گفته محمدرضا نازک‌کار، مدیرکل راهداری گیلان، به دلیل امکانات محدود و نیروی انسانی کم، بازگشایی مسیر در زمان بحران اولویت‌بندی می‌شود.

به گفته او، اولویت نخست بازگشایی راه‌ها و شریان‌های اصلی است و در مورد راه‌های روستایی باید از امکانات محلی استفاده کرد.

نوبخت، معاون رئیس جمهوری با این ادعا که سازمان مدیریت بحران برای رفع مشکلات آمادگی دارد، گفت که “علت ۷۰ درصد مسدود شدن راه‌های ارتباطی” در حومه شهر رشت، حجم بالای خودروهای ورودی از قزوین به رشت و نداشتن تجهیزات زمستانی است. او با بیان این‌که “تقریبا تمام راه‌های فرعی استان گیلان زیر برف است،” از بازگشایی “اکثر” آن‌ها تا پایان امروز، پنج‌شنبه، خبر داد.

طی بیست و چهار گذشته، نزدیک به ۱۳۵۰مسافر در جاده امامزاده‌ هاشم به رشت، در محاصره برف و یخبندان بودند. بسیاری از آنها به دلیل ناتوانی نیروهای امداد و نجات جاده‌ای، ترجیح دادند از سپیده‌دم چهارشنبه، ۳۰ کیلومتر فاصله تا رشت را با پای پیاده طی کنند و خود را نجات دهند. برخی از این افراد کلیپ‌هایی در این ارتباط در فضای مجازی منتشر کرده‌اند. در همین حال ۵۰۰ نفر از مسافران در جاده مانده، اسکان ضروری یافته‌اند.

برف، روزنامه و سیاست

بارش شدید برف در استان گیلان بهانه‌ای شد تا برخی رسانه‌ها در ایران، “غافلگیر شدن مسئولان در قبال بروز حوادث قابل پیش‌بینی” را دستمایه یادداشت‌ها و گزارش‌هایی قرار بدهند.

رسانه‌های اصولگرا همچون جوان و وطن امروز، غافلگیری مسئولان در دولت حسن روحانی را موضوع جدیدی ندانسته‌اند. وطن امروز در تیتری با عنوان “سر تدبیر زیر برف” مواضع تندی علیه آماده نبودن مجموعه دولت در زمان بحران‌های قابل پیش‌بینی گرفته است.

در مقابل اما روزنامه‌های ایران، ابتکار، اطلاعات و حتی کیهان دست‌کم در صفحات اول خود، گزارش‌هایی درباره شرایط بحرانی گیلان و کمک‌رسانی منتشر کرده‌اند.

برخی رسانه‌هایی همچون سازندگی، اعتماد و شرق در صفحات اول خود، اشاره‌ای به بارش شدید برف نکرده‌اند.

برخی روزنامه‌ها هم از زاویه دیگری به بارش برف نگاه کرده‌اند. مجید رضائیان، روزنامه‌نگار در روزنامه آرمان ملی، ضمن اشاره به ضرورت‌های اطلاع‌رسانی در زمان بحران، محدودیت دسترسی خبرنگاران به منابع درست و رسمی ‌اطلاعات را نابخردانه دانسته و گفته است که اطلاع‌رسانی میدانی توسط خبرنگاران به روند امدادرسانی کمک می‌کند.

آفتاب یزد هم در یادداشتی، نوشته چگونه می‌توان از مدیریت بحران انتقاد کرد در حالی که سازمان هواشناسی به طور مشخص نمی‌گوید چه اتفاقی در کدام مناطق خواهد افتاد و مدیریت بحران باید برای چه بحرانی خودش را آماده کند.

بارش برف امروز در بیشتر نقاط گیلان در حالی قطع شده که مردم در فکر راه‌چاره‌ای برای مقابله با یخبندان و دسترسی به مایحتاج زندگی خود هستند.

iran-emrooz.net | Thu, 13.02.2020, 11:20
خالی گذاشتن “دکه های رای گیری رژیم” یک وظیفه ملی است ‏

‏انتخابات فرمایشی را با بایکوت ملی به رفراندم “نه به حکومت اسلامی” تبدیل کنیم
خالی گذاشتن خیابان ها و “دکه های رای گیری رژیم” یک وظیفه ملی است ‏
هم میهنان عزیز،
‏ آزادی خواهان و دموکراسی خواهان ایران،
حکومت به بن بست رسیده جمهوری اسلامی، نمایش انتخاباتی مجلس یازدهم را در شرایطی ‏برگزار می کند که از یکسو با محاصره گریز ناپذیر نارضایتی ها و اعتراضات سراسری پیوسته ‏مردم روبروست و ازسوی دیگر برای حفظ قدرت متکی به سرکوب و اختناق، ناگزیر از سرهم ‏بندی کردن مجلسی یکدست و گوش به فرمان ولی فقیه است.‏

در نمایش رسوای دوم اسفندماه، حکومتی مدعی برگزاری انتخابات نمایندگان مردم است که تنها در ‏جریان اعتراضات دی ماه ۹۶ و آبان ماه ۹۸ و نیز در فاجعه ساقط کردن هواپیمای مسافربری ‏اوکراینی، دست خود را به خون بیش از هزاران نفر از مردم ایران و ده ها نفر از شهروندان دیگر ‏کشورها آلوده است.‏

ارزیابی درست شما مردم شریف و آگاه ایران از این نمایش، محدود به رویدادهای اخیر نیست. ‏عملکرد تاسف بار مجلس دهم و دولت “تدبیر و امید”، به عنوان آخرین تجربه انتخاباتی کافی بود تا ‏مردم در برآمدهای اعتراضی پی در پی خود، بر چنین صحنه گردانی های سیاسی بی اعتباری زیر ‏نام “انتخابات” مهر پایان بکوبند و خواهان گذار از این نظام خودکامه ی ناهمزمان با تاریخ شوند.

استیصال رژیم در این ورشکستگی سیاسی همه جانبه، در جریان بررسی صلاحیت کاندیداها توسط ‏شورای نگهبان و قلع و قمع کاندیداهای اصلاح طلب نیز بازتابی آشکار یافته و نشان از آن دارد که ‏برای تشکیل مجلس یکدست و تبدیل کامل آن به جزء دیگری از ماشین سرکوب، تاریخ مصرف این ‏دست از کاندیداها برای ولی فقیه و باندهای حاکم به سر رسیده است.

تردیدی نیست که نظام حاکم با بسیج پایگاه اجتماعی اندک خود و “جمعیت گردانی” در خیابان ها با ‏هدایت نیروهای امنیتی، تلاش می کند تا کاندیداهای انتصابی خود را با آرایی مهندسی شده از ‏صندوق بیرون آورد و ادعای مشروعیت ملی کند. سخنان ۱۶ بهمن ماه خامنه ای درباره انتخابات از ‏قبیل: “مردم به دلیل آنکه در انتخابات موضوع آبروی نظام و امنیت کشور در میان است، به میدان ‏خواهند آمد”، خود نشان از اطلاع رژیم از عمق رویگردانی مردم از این حکومت در حال فروپاشی ‏و با هدف رای سازی و اعلام آمارهای دروغین است.‏

برای مردم ایران که بیش از چهل سال است از نان شب گرفته تا کرامت انسانی شان به تاراج این ‏حکومت ضد ملی و بی کفایت رفته، نیازی به یادآوری این حقیقت نیست که چنین نظامی کمترین ‏ارزشی برای رای شهروندان قائل نیست و به ویژه تجربه دوره های انتخاباتی قبل نشان داده که رای ‏دادن در چنین سیستمی، تنها در خدمت مشروعیت بخشیدن به نظامی سر تا پا فاسد و ضد مردمی ‏است.‏

نظام سرکوبگر به چنین نمایش مبتذلی سخت نیازمند است تا بتواند زیر نام “انتخابات” و “مجلس ‏نمایندگان مردم” پروژه ها و قراردادهای ضد ملی داخلی و خارجی چون توافق نامه ننگین قزاقستان ‏در مورد تقسیم دریای خزر و قراردادهای نظامی گسترده تر با روسیه و غارت منابع خلیج فارس ‏توسط چین با همدستی باندهای مافیایی سپاه را به تصویب مجلس یکدست آینده برساند. بدیهی است ‏که مصوبات و قراردادهای ننگین خارجی که چنین مجلس بی پشتوانه ای بخواهد بر آن مهر تایید ‏بزند، از نظر ملت و دولت منتخب آینده ایران کاملا بی اعتبار و فاقد وجاهت حقوقی ملی و بین ‏المللی خواهد بود.‏

شورای مدیریت گذار از شما هموطنان بیدار و آگاه دعوت می کند که در ادامه حرکت های ‏اعتراضی و مبارزات آزادیخواهانه گذشته، این بار با هر گرایش سیاسی و هر برنامه ای که برای ‏آزادی و سربلندی ایران عزیز داریم، در یک برآمد شکوهمند ملی، با خالی گذاشتن خیابان ها و ‏‏”دکان های رای گیری” رژیم و دیگر تاکتیک های میدانی خلاقانه، نمایش انتخاباتی دوم اسفند را با ‏یک اعتصاب انتخاباتی سراسری، رسوا سازیم. نه گفتن به این نمایش فریبکارانه، آغازی دیگر ‏برای یک اتحاد بزرگ در راه آزادی و دموکراسی و پاسخی در خور به آرمان بزرگ جان باحتگان ‏این راه است. آینده ای بدون “حکومت اسلامی” را با بایکوت ملی انتخابات نمایشی رقم بزنیم.‏

شورای مدیریت گذار
بهمن ماه ۱۳۹۸‏‎ ‎

iran-emrooz.net | Wed, 12.02.2020, 16:11
ایران در حال از دست دادن فرصت گذار به دموکراسی است

یورونیوز
گفتگو از هومان دوراندیش

حاتم قادری، استاد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، اواخر هفته گذشته در نشست حزب کارگزاران سازندگی، با ایراد یک سخنرانی انتقادی، از وضع موجود ایران به شدت انتقاد کرد و اصلاح‌طلبان را «مانع فروپاشی» رژیم ایران دانست. سخنان این پژوهشگر سیاسی ابتدا در خبرگزاری ایرنا منتشر شد ولی بعد از مدتی از روی این سایت حذف شد. متن زیر گفت‌وگوی یورونیوز با حاتم قادری درباره نکات مطرح شده در سخنرانی مذکور است. آقای قادری البته می‌گوید فروپاشی سیاسی و اجتماعی را به سود جامعه ایران نمی‌داند و از این بابت نگران است. او امیدوار است فرایندی از «استحاله»، موجب تغییر مسالمت‌آمیز سیاست‌های کلی حکومت ایران شود و از تغییرات سیاسی بنیادین در اثر وقوع انقلاب یا جنگ استقبال نمی‌کند.

یورونیوز: شما در سخنرانی اخیرتان، اصلاح‌طلبان را مانع فروپاشی رژیم ایران دانستید و گفتید این فروپاشی دیر یا زود رخ می‌دهد و اصلاح‌طلبان با به تعویق انداختن این واقعه، آینده خودشان را از بین می‌‍برند. منظورتان از فروپاشی دقیقا چه بود و چرا این بحث را مطرح کردید؟

حاتم قادری: «منظور من از فروپاشی، بیشتر فروپاشی سیاسی-اجتماعی است. من حداقل ۱۵ سال است که این دغدغه را مطرح کرده‌ام که ما باید بتوانیم تمامیت ارضی خودمان را در مواجهه با فشارهای خارجی و بحران‌های داخلی حفظ کنیم و یک نظام بسامان داشته باشیم که همه گروه‌بندی‌های اجتماعی بتوانند نقشی مناسب در آن ایفا کنند. اما چنین امکانی در ایران روز به روز ضعیف‌تر می‌شود. ما زمانی می‌توانیم از انسجام ملی حرف بزنیم که اقتصاد گردش مناسبی داشته باشد به نحوی که مردم از یک تعادل مناسب اقتصادی برخوردار باشند و این همه اختلاف طبقاتی در جامعه وجود نداشته باشد. همچنین از حیث سیاسی، صداهای مختلف مردم شنیده شود؛ چه این مردم سکولار باشند چه مذهبی، چه سوسیالیست چه لیبرال. و گردش قدرت و تعامل فرهنگی در جامعه ایران برقرار باشد. اما وقتی که امکان چنین اموری مرتباً رو به تضعیف باشد، شاید در فرصت‌هایی که در اثر وقایع داخلی یا خارجی پدید آید، بسیاری از اقشار ایرانی مایل نباشند سرنوشت خودشان را در کنار یکدیگر رقم بزنند. این روند بسیار تلخی است. من از این بابت خوشحال نیستم و در واقع دارم هشدار می‌دهم تا کسانی که دلشان برای ایران می‌تپد، برای اینکه مجموعه مناسبی در کشور داشته باشیم، بکوشند سیاست‌هایی در پیش بگیرند که تعامل و رابطه دوستانه بین ایرانیان بیشتر شود. این همه سرکوب و شکاف و فشار و فساد و اختلاس و غیره، قطعاً گروه‌های ایرانی را از هم دور می‌کند. فراموش نکنیم که تمام مرزهای ما قومیتی هستند و این قومیت‌ها در آن سوی مرزهای ایران اقوام مشابهی را می‌بینند. قدرت‌های بزرگ ممکن است بتوانند این اقوام را تحریک کنند. این‌ها نگرانی‌های من بود و در آن سخنرانی این نگرانی‌ها را مطرح کردم.»

یورونیوز: به فساد و فاصله طبقاتی اشاره کردید. رهبر ایران در تابستان سال ۱۳۷۹، در حالی که این تلقی وجود داشت که اصلاحات یعنی دموکراتیزاسیون، اصلاحات را «مبارزه با فقر و فساد و تبعیض» قلمداد کرد. اما طی این ۲۰ سال، ظاهراً فقر و فساد و تبعیض در ایران بیشتر شده است. چرا کار به این جا رسیده است؟

حاتم قادری: «این وضع را باید از زوایای مختلف بررسی کرد. یعنی اقتصاد سیاسی ما، نوع نگرشی که به مردم وجود دارد، خاصه‌‍خرجی‌ها در کشور ما، نوع حضور ما در منطقه و بسیاری عوامل دیگر باعث توسعه فقر در جامعه ما شده است. موجب شده سرمایه‌های کلانی در اختیار نهادهای خاص قرار داده شوند و این نهادها با مردم بیشتر به عنوان رمه رفتار بکنند نه کسانی که صاحب شأن هستند و از حقوق اقتصادی و سیاسی برخوردارند. بعد از اینکه آقای قاسم سلیمانی کشته شد، یک شب من در تجریش بودم و دیدم حدود ۲۰ خودروی گران‌قیمت در حال مانور دادن بودند و سرنشینان آن‌ها شعار انتقام‌خواهی سر می‌دادند. نکته جالب برای من این بود که آن ماشین‌ها شبیه ماشین‌های ترامپ‌های وطنی بودند. یعنی خبری از فقرا نبود.

فقرا در آبان ماه سرکوب شدند و سالیان بسیاری است که مورد استثمار قرار می‌گیرند. فکر می‌کنم بخش زیادی از امکانات اقتصادی که پنهان است، باید شفاف سازی شوند و به گردش مناسب قدرت اقتصادی برگردند و مهم‌تر از همه اینکه، رای سیاسی مردم از حالت تشریفاتی و مناسکی بیرون آید. رای دادن در ایران، حالتی بهره‌کشانه پیدا کرده است. یعنی نوعی بهره‌کشی از رای مردم، برای اینکه عده‌ای بتوانند سیاست‌های خودشان را در ایران دیکته کنند. این پدیده‌ای نامطلوب است و بخش زیادی از مردم را به حاشیه می‌راند. و در حاشیه هم دچار حاشیه می شوند و این فاجعه است.»

یورونیوز: با توجه به مشاهدات شما در میدان تجریش و تعریف جدیدی که از واژه «مستضعف» ارائه شده، انگار ما در ایران شاهد شکل‌گیری قشر«ثروتمندان مستضعف» هستیم. ظهور چنین پدیده عجیبی، محصول ناکارآمدی است یا فقدان دموکراسی؟

حاتم قادری: «نظر شخصی من این است که حکومت ما یک حکومت نابهنگام است. یعنی از حیث نظریه دچار مشکلات اساسی و جدی است و ضمناً هیات حاکمه ما هم نمی‌تواند تدابیر لازم را فراهم کند و کارآمد باشد. شاید اولین لازمه رفع فقر، شفاف شدن اقتصاد باشد. برخورداری‌هایی که در اختیار این و آن هستند، باید در اختیار مردم قرار گیرند. این کار باید با شفافیت انجام شود. کسانی که دلشان برای ایران می‌تپد، باید اعلام کنند این تراست‌ها و کارتل‌های مالی و برج‌ها متعلق به چه کسانی هستند و چه کسانی در گلوگاه‌های اقتصادی ایران جای گرفته‌اند. به جز این، حکومت باید امنیت سرمایه و امنیت کار را فراهم کند. این امر مستلزم تساهل مناسب با کشورهای منطقه و سایر کشورهای جهان است. سرمایه باید احساس اطمینان کند. البته منظورم نه ابرسرمایه بلکه سرمایه معقول است. به نیروهای کار هم باید فرصت و شوق و ذوق کار کردن داشته باشد. این امر مستلزم وجود اتحادیه‌های کارگری است.

نیروهای کار حق دارند و باید صدای خودشان را بشنوند. ولی ما متاسفانه در یک حالت کمپرادوری و وابستگی قرار گرفته‌ایم و سرمایه‌ها عمدتاً پنهان می‌شوند، دلالی رواج گسترده دارد، بسیاری از کارخانه‌ها تعطیل شده‌اند، محیط زیست به شدت آسیب دیده و کشاورزی منهدم شده است. در چنین شرایطی معلوم است که گروه‌های زیادی از روستاها و شهرستان‌ها در اطراف تهران جمع می‌شوند و این وضع به وقوع فاجعه کمک می‌کند. ما باید قدرت را به شکل مناسبی توزیع کنیم و فضای سیاسی را از حالت تک‌صدایی خارج کنیم. از سوی دیگر باید اجازه دهیم چرخش درست اقتصاد با رگه‌هایی از سوسیالیسم صورت گیرد. نمی‌گویم نظام ما کلاً باید سوسیالیستی باشد بلکه باید رگه‌هایی از سوسیالیسم را در بر داشته باشد. همچنین باید از تمرکز جغرافیایی قدرت کاسته شود و قدرت و اختیارات باید از تهران به سایر استان‌ها و مناطق کشور هم واگذار شود تا مردم به تدریج احساس کنند که کشور متعلق به خودشان است و این طور نیست که حاکمان ما فقط در هنگام انتخابات در صدد بهره‌کشی از رای آن‌ها باشند یا وقتی دچار مشکل مالی می‌شوند دست در جیب مردم کنند و یا وقتی از نظر عاطفی کم می‌آورند کاری کنند که مردم به گریه و زاری بیفتند. حکومت باید از این دست‌درازی‌ها به قلب و ذهن و جیب آدم‌ها خودداری کند و اجازه دهد جیب‌‌ها پرتر و قلب‌ها شادتر شود و عقل‌ها هم واقعا راجع به امور خودشان بیاندیشند. این راه به عقیده من راه درست آینده ماست.»

یورونیوز: وقتی می‌گویید در حکومت دموکراتیک ایران در آینده باید رگه‌هایی از سوسیالیسم وجود داشته باشد، منظورتان نوعی دولت رفاهی است؟

حاتم قادری: «حالات مختلفی از سوسیالیسم در مناطق مختلف جهان وجود دارد؛ از دولت‌های رفاهی گرفته تا کشورهای اسکاندیناوی. اینکه ما به چه حد از سوسیالیسم نیاز داریم، نیازمند اجماعی بین عقلای اقتصاد و اقتصاد سیاسی و جامعه‌شناسی و سایر رشته‌های مربوط به اداره کارآمد کشور است.

آنچه مختصراً می‌توانم به آن اشاره کنم، این است که هیچ ایرانی‌ای نباید بدون سرپناه و بدون غذا بماند و وابسته به تفقد گروه‌های خصوصی و اشخاص یا – در بهترین حالت - دولت شود. اگر این طور شود، ما می‌توانیم انتظار داشته باشیم افکارایرانیان شکوفا شود و این فاصله عظیم و عجیبی که بین ما و جهان ایجاد شده، در کوتاه‌مدت یا میان‌مدت، برطرف شود. ما نیاز به اخذ مالیات‌های مناسب و تاسیس تعاونی‌ها و اتحادیه‌های کارگری و غیره داریم. بحث زنان و دانشجویان هم اهمیت دارد. مجموعه این مسائل و عوامل دست به دست هم می‌دهند تا آن رگه‌های سوسیالیستی لازم در جامعه ما متحقق شود.»

یورونیوز: به نظرتان علت اصلی وضع کنونی ایران، سیاست خارجی است یا فقدان مناسبات دموکراتیک در داخل کشور؟

حاتم قادری: «من این دو عامل را از هم تفکیک نمی‌کنم. انتقاد بزرگی که به حکومت ایران وارد است این است که معمولاً خارجی‌ها را دشمن می‌بیند و به داخلی‌ها مظنون است؛ مگر اینکه عکسش ثابت شود. تک‌صدایی حاکم بر ایران مانع از شکل‌گیری روندهای دموکراتیک در داخل کشور می‌شود. نسبت ما با سیاست جهانی و فقدان درک این نکته که اقتصاد کاملاً مستقل وجود ندارد و ما باید با اروپا و آمریکای شمالی و آمریکای لاتین و کشورهای منطقه و سایر نقاط جهان، وارد روابط سازنده بشویم. هر کسی که در کشور ما چنین حرفی بزند، درباره‌اش این تصور وجود دارد که خودفروخته یا مرعوب آمریکاست. اینکه ما همه جهت‌گیری‌هایمان را بر اساس ضدیت با آمریکا تعیین کنیم، خودش یک نقص و یک ضعف است. یعنی هیات حاکمه ایران باید تحلیل روانکاوانه شود. چگونه می‌شود ما دائماً در ضدیت کار کنیم؟ ما باید ایده‌های خودمان را داشته باشیم و ایده‌های ما زمانی ارزش دارد که صدای مردم در قالب گروه‌ها، احزاب و جریان‌های مختلف واقعاً شنیده شود و این صداهای مختلف در تعامل با یکدیگر به کار برده شوند.

الان ما می‌بینیم که راجع به انتخابات مرتباً تهدید می‌کنند. در حالی که اگر صدای مردم در قالب گروه‌ها و احزاب شنیده شود، خودشان با ذوق و شوق پای صندوق‌های رای می‌آیند. مردم ترجیح می‌دهند در سرنوشت خودشان نقش داشته باشند ولی شما از یک طرف تعداد زیادی از کاندیداهای مجلس را قلع و قمع می‌کنید، از طرف دیگر مجلس را کاملاً به حاشیه می‌رانید. آنچه در آبان ماه بر مجلس رفت، حتی وضعی بدتر از به حاشیه رفتن مجلس بود. چنین وضعی در کشور ایجاد کرده‌اند و بعد تهدید می‌کنند مبادا کسی علیه مشارکت مردم در انتخابات مجلس سخنی بگوید. گویی در پس ذهن حکام ما این است که مردم رمه‌ای هستند که باید به سمتی هدایت شوند و اگر کسی مانع هدایت آن‌ها به آن سمت خاص شود، در قالب دشمن ظاهر شده است. در حالی که بهتر است آقایان امکاناتی را فراهم کنند که هر صدایی در ایران جا و مقام مناسب خودش را پیدا کند و با تساهل و بردباری این نکته را درک کنند که صداهای مختلف در جامعه ایران باید با یکدیگر گفت‌وگو کنند نه اینکه در پی حذف خشن و شدید یکدیگر برآیند. به هر حال من سیاست خارجی و عدم سیاست‌های دموکراتیک در ایران را در ارتباط با یکدیگر می‌بینم.»

یورونیوز: به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان جان کلامشان این است که ما در بهترین حالت، می‌توانیم دولت و مجلس را در اختیار داشته باشیم و در بدترین حالت، حتی اگر خارج از ساختار قدرت باشیم، باز از روابط و رانت‌های خودمان برخوردار خواهیم بود. شما از اصلاح‌طلبان خواسته‌اید که قید شرکت در انتخابات را بزنند. اما احتمالا آن‌ها این توصیه شما را خلاف منافع خودشان می‌دانند و عقلشان حکم دیگری می‌کند.

حاتم قادری: «کاملاً درست است. منافع آن‌ها همین است که شما گفتید. این افراد ممکن است اصلاح‌طلبی را در گستره ایران و مردم ایران تعریف کنند. همچنین ممکن است اصلاح‌طلبی بهانه‌ای برای حضور خودشان در ساختار قدرت باشد. حالا اگر توانستند، حضور حداکثری، اگر هم نتوانستند، حضور حداقلی. این مشکلی است که ما در این صد سال پس از مشروطه داشته‌ایم. یعنی منافع و مصالح خودمان را به عنوان منافع و مصالح عمومی تعریف و ترسیم می‌کنیم. شاید اصلاح‌طلبان زمانی می‌توانستند بن‌بست‌هایی را در ایران باز کنند و جلو بروند. ولی در گذر زمان، ناتوانی‌ها و مشکلاتشان تشدید شد. یکی از مشکلاتشان همین نفع‌طلبی مزمن آن‌هاست. بسیاری از اصلاح‌طلبان از همین رانت‌ها استفاده کرده یا به پست‌های مدیریتی عادت کرده‌اند. طبیعی است که اصلاح‌طلبان نمی‌توانند از این منافع عبور کنند. یعنی جرات نه گفتن ندارند.

من حتی نمی‌گویم اصلاح‌طلبان مردم را به عدم مشارکت در انتخابات دعوت کنند. ولی آن‌ها دست کم می‌توانند بگویند وقتی شرایط فراهم نیست، نمی‌توانیم در انتخابات شرکت کنیم. این حداقل انتظاری است که از گروه‌های سیاسی می‌توان داشت. ولی این‌ها معمولاً همه جور آسمان و ریسمان می‌کنند و حرف‌های کلی و متناقض می‌زنند تا بالاخره به نوعی سر این سفره بمانند. این کار شاید برای خودشان خوب باشد ولی برای مردم اصلاً خوب نیست. حتی برای آینده خود اصلاح‌طلبان هم خوب نیست. اصلاح‌طلبان اگر زمانی مفید بودند، که من راجع به آن دوره هم حرف دارم، الان دیگر کاملاً مفید بودنشان را از دست داده‌اند. مگر اینکه واقعا بتوانند سیاست جدیدی در پیش بگیرند. ولی الان فقط میراث‌خوار سال‌های ۷۶ و ۷۷ هستند.

کار اصلاح‌طلبان شده است ترساندن مردم از جناح رقیب. با این کار می‌خواهند رای مردم را جلب کنند. رای دادن بر اساس ترس که در شأن انسان و ایرانی نیست. ولی اصلاح‌طلبان از این موازنه ترس حداکثر بهره‌برداری را می‌کنند. چه در انتخابات مجلس چه در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر. من به این رویه انتقاد دارم.»

یورونیوز: به نظرتان اصلاح‌طلبی از همان سال ۷۶ سرپوشی بود بر منافع یک جناح سیاسی، یا اینکه پس از سپری شدن سه سال اول دولت خاتمی و عیان شدن این واقعیت که پروژه دموکراتیزاسیون در ساختار سیاسی ایران متحقق نخواهد شد، تدریجاً اصلاح‌طلبی در ایران چنین نقشی پیدا کرد؟

حاتم قادری: «اصلاح‌طلبی از آغاز دولت آقای هاشمی شروع شد. ایران پس از جنگ با بحران‌هایی مواجه بود که نیاز به تغییرات احساس می‌شد. انتظاراتی که به دنبال انقلاب ایجاد شده بود و در یک نظام بسته قابل تحقق نبود. خصوصی‌سازی و کنترل جمعیت و باز کردن نسبی فضا و بسی امور دیگر در پاسخ به آن انتظارات پدید آمدند. مثلاً گزاره‌هایی که قبلاً مطلق انگاشته می‌شد، به تدریج گزاره‌هایی زمانمند و مکانمند قلمداد شدند. اصلاحات برآمده از دوم خرداد، معطوف به گردش قدرت سیاسی و حضور حداکثری مردم بود. ابتدا هم این امر به وقوع پیوست ولی بعداً مقاماتی که در رده اول اصلاحات بودند، دچار چند مشکل شدند. اول اینکه نتوانستند به لحاظ نظری به ایده اصلاحات قوام ببخشند. آقای خاتمی برغم کارهای مثبتی که داشت اما شعار جامعه مدنی می‌داد ولی خودش هیچ گاه یک آدم مدنی نبود. من همان موقع در گفت‌وگو با دانشجویانم، خاتمی را با واسلاو هاول مقایسه می‌کردم. هاول یک آدم مدنی بود. یعنی شعار و سلوکش نزدیک به هم بود. اما خاتمی و اصلاح‌طلبان این طور نبودند. وقتی هم که تحت فشار قرار گرفتند، گام به گام عقب نشستند و از انتظاراتی که در جامعه ایجاد شده بود فاصله گرفتند.

وقتی که وزرای آقای خاتمی را در نماز جمعه کتک زدند و خاتمی کار خاصی نکرد، من همان موقع به دوستان و دانشجویانم گفتم که دولت اصلاحات در حال عقب‌نشینی است. اصلاح‌طلبان دولت و مجلس دراختیارشان بود و مردم هم حامی‌شان بودند ولی اقدامات لازم را انجام ندادند. این‌ها حتی روسای دانشگاه‌ها را انتخابی نکردند. دانشگاهی که هزار تا استاد دارد، اگر نتواند رئیس خودش را انتخاب کند، پس انتخابات دموکراتیک کجا قرار است برگزار شود؟ جامعه مدنی فقط یک شعار بود و با سلوک اصلاح‌طلبان سازگاری نداشت. اصلاح‌طلبان وقتی که فهمیدند نمی‌توانند کاری از پیش ببرند، فقط تصمیم گرفتند در حکومت باقی بمانند؛ با ترویج همین ایده که اگر ما در قدرت نباشیم، وضع کشور بدتر می‌شود. به علاوه اینکه به قدرت و وکالت و وزارت و مدیریت عادت کرده بودند. به رانت‌خواری عادت کرده بودند. اگر روزی قرار باشد رانت‌های راست و چپ بررسی شود، معلوم خواهد شد چه وضع وحشتناکی در ایران حاکم بوده است. به همین دلیل حتی اصلاح‌طلبان هم موافق شفافیت نیستند. ولی تا زمانی که بتوانند توپ را در زمین رقیب بیاندازند، پاره‌ای حرف‌های شیک و مدرن را مطرح می‌کنند. اما اگر واقعا به این حرف‌ها اعتقاد دارند، همین الان باید دست به شفافیت مالی در قبال جناح خودشان بزنند. مناسبات مالی و سیاسی خودشان در مجلس و شورای شهر و جاهای دیگر را برای مردم شفاف کنند. بگویند این کارنامه ماست و این ایرادها به کارنامه ما وارد است. اگر این شفاف‌سازی صورت بگیرد، من قبول می‌کنم که اصلاح‌طلبان منافع شخصی و منافع ملی را یکی نمی‌کنند.»

یورونیوز: شما در سخنرانی‌تان گفته‌اید رژیم ایران پایدار نیست. ظاهراً برخلاف اصلاح‌طلبان فرض شما این نیست که نظام سیاسی ایران اصلاح‌پذیر است. چرا؟

حاتم قادری: «نظامی که فرصت اصلاحات دارد و می‌خواهد پایدار بماند، این قدر با احکام شدید قضایی و امنیتی با موضوعات برخورد نمی‌کند. شما ممکن است امنیت را اسفنجی یا شیشه‌ای ببینید. اگر امنیت را شیشه‌ای ببینید، با هر کسی که کوچکترین حرفی بزند، چه در دانشگاه چه در کارخانه‌ها، به شدت برخورد می‌کنید. چنین چیزی نشان می‌دهد که نظام از اتکا به نفس لازم برخوردار نیست. شما وقتی در انتخابات مجلس حتی حاضر نیستید همین اصلاح‌طلبان را - که نشان داده‌اند آدم‌های چندان استواری نیستند – تحمل کنید، این یعنی نظام پایداری و ظرفیت و گشودگی لازم را ندارد. ما هر روز صبح که بیدار می‌شویم، می‌بینیم فلان کس احضار شده و فلان کس حکم زندان گرفته و فلان سایت خبری توقیف شده است. این‌ها همه نشان می‌دهد که نظام نمی‌تواند خودش را باز کند و اصلاح‌پذیر باشد.

وقتی دانشجویان مرعوب و زندانی می‌شوند، ستاذه دار می شوند و آینده شغلی مناسبی ندارند، از این امور چه تفسیری باید داشت؟ وقتی همچنان بر حجاب اجباری پافشاری می‌شود و زنانی که با حجاب اجباری مخالفند، حرمتشان هتک می‌شود و مورد تعدی واقع می‌شوند، آیا از این پافشاری باید اصلاح‌پذیری سیستم را نتیجه گرفت؟ وقتی صداوسیما به همه چیز می‌پردازد جز مسائل اصلی جامعه، معنای این رویکرد روشن است. مجموعه این امور معنایی جز این ندارد که وضع کنونی اصلاح‌پذیر نیست. یعنی آدم‌هایی در نظام حضور ندارند که بتوانند مشکل‌گشا باشند و درک مناسب از مسائل داشته باشند. سخنگویان دولت و وزارتخانه‌ها و سازمان‌های گوناگون، عمدتاً خط اول دروغ را نسبت به مردم تشکیل می‌دهند. خیلی هم جسورانه حاضرند درباره همه چیز دروغ بگویند؛ از سرنگونی هواپیما گرفته تا وقایع دیگر. هیچ کس هم استعفا نمی‌دهد و کنار گذاشته نمی‌شود. یک آدم ناتوان را که قادر به اداره یک باشگاه فوتبال نیست، از آن‌جا برمی‌دارند و رئیس یک فدراسیون دیگر می‌کنند. مجموعه این امور دال بر اصلاح‌پذیری و پایداری نیست.»

یورونیوز: به نظر می‌رسد که بازتاب منفی سرکوب اعتراضات آبان ماه و سرنگونی هواپیمای مسافربری، موجب کاهش مشارکت مردم در انتخابات مجلس شود. در چنین شرایطی، به نظرتان چرا اصلاح‌طلبان در ابعادی گسترده رد صلاحیت شدند؟ چون جناح اصلاح‌طلب در همین شرایط هم دست کم می‌توانست قدری به مشارکت در انتخابات مجلس بیفزاید.

حاتم قادری: «اصلاً فرض کنیم که مردم در انتخابات مجلس حضور حداکثری داشته باشند. این امر مانع از این نیست که من بگویم شأن انسان ایرانی فراتر از این است که در انتخابات صرفاً یک فضای مناسکی را برآورده کند. حتی اگر مردم حضور حداکثری در انتخابات داشته باشند، این دال بر مختار بودن آن‌ها در قبال سرنوشت خودشان نیست. در این صورت باید درک مردم را تقویت کرد تا نگاه درستی به وضعیت خودشان داشته باشند. اما چرا کاندیداها را قلع و قمع کرده‌اند؟ برای اینکه از ابتدای جمهوری اسلامی تعارضی بین حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی وجود داشت و نظام به شکل نیم‌بند و نیمه‌کاره سعی کرد رای مردم را حفظ کند ولی مدام توانایی اصلی نهاد انتخابات را کاهش داد و بر جنبه مناسکی و ویترینی آن افزود. حالا هم عده‌ای در قدرت به نظرشان می‌رسد چرا باید این همه سر و صدا و مخالف‌خوانی برای چیست؟ یعنی می‌گویند اگر می‌توان مجلسی آرام‌تر داشته باشیم، چرا به سمت برپایی چنین مجلسی حرکت نکنیم؟

چنین رویکردی جدا از اینکه مشکلات سیاسی عدیده‌ای در پی دارد، به نظرم مشکلات اخلاقی عدیده‌ای هم برای ایران ایجاد کرده و بعد از این هم این مشکلات بیشتر خواهد شد. نماینده‌ای که در نبود هیچ رقیبی راهی مجلس می‌شود، چگونه می‌تواند به عنوان یک آدم سربلند سرش را بالا بگیرد و بگوید من نماینده مردم ایرانم و از کیان و غرور و آزادگی ملتم دفاع می‌کنم؟ فردی که با چنین روابطی به مجلس می‌رود، در مجلس چه ادعایی می‌تواند داشته باشد و در چه جایگاهی قرار خواهد گرفت. این‌ها اموری است که هیات حاکمه ایران باید در آن تأمل کند. الان فضا آن قدر تنگ شده است که علی مطهری سلب صلاحیت می‌شود. علی مطهری‌ای که مواضع اجتماعی‌اش کاملاً ارتجاعی است و فقط در قبال موضوع حصر رهبران جنبش سبز از خودش قدرت بیان نشان داد. یا حتی علی لاریجانی، رئیس مجلس، گفت به دلیل مشکلاتی که وجود دارد در انتخابات حضور پیدا نمی‌کند. این وضع نشانه افزایش تنگناهاست و من فکر می‌کنند اگر یک عده دیگر را هم حذف کنند، شاید این کشتی به سرمنزل مقصود برسد! که البته این فکر اشتباهی هست.»

یورونیوز: اینکه می‌فرمایید رژیم پایدار نیست، یعنی چه؟ یعنی امکان وقوع انقلاب یا جنگ وجود دارد؟

حاتم قادری: «من امیدوارم نه انقلاب شود نه جنگ. از نظر من بهترین حالت برای تامین منافع مردم، وقوع استحاله‌ای در نظام است. من امیدوارم چنین اتفاقی رخ دهد. یعنی بخش‌های عقلانی هیات حاکمه، که بسیار حاشیه‌ای و اندک هستند، بتوانند دیگر اعضای هیات حاکمه را متقاعد کنند که ادامه این وضع حتی به سود منافع آنان هم نیست. جنگ قطعاً مسائل و مشکلات بسیار زیادی پدید خواهد آورد و من اصلاً با جنگ موافق نیستم. ما باید به سمت صلح و گفت‌وگو با جهان خارج حرکت کنیم. انقلاب هم این طور نیست مدت‌به‌مدت صورت گیرد. انقلاب شرایط و لوازم خودش را می‌خواهد. حرف من این است که ما دچار بحران‌های رو به زوال هستیم. از استحاله تا ظهور یک حکومت دست راستی، که همین اندک صداهای مخالف ظاهری باقی‌مانده را هم خاموش کند، همگی حالاتی متصور برای آینده سیاسی ایران است. ولی استحاله هم اگر دیر صورت گیرد، دیگر مفید نخواهد بود.»

یورونیوز: آیا از بیانیه «گام دوم انقلاب» برمی‌آید که استحاله قریب‌الوقوع باشد؟

حاتم قادری: «نه، من فقط گفتم امید و ترجیحم این است که استحاله رخ دهد. حکومت ایران نمی‌خواهد بجنگد. این واقعیت در نحوه انتقام‌گیری بابت آقای قاسم سلیمانی هم دیده شد. هیجان زیادی در داخل تولید کردند ولی پاسخی که به این هیجان دادند، بسیار متفاوت بود. به نظرم آمریکا هم نمی‌خواهند وارد جنگ شود. البته من متخصص سیاست خارجی و امور نظامی نیستم اما از دور این طور به نظرم می‌رسد. به هر حال من فکر می‌کنم واقعیت‌های زندگی و تنگناها، خواه‌ناخواه نظام را به سمت استحاله می‌برد ولی استحاله اگر دیر صورت گیرد، همین ناآرامی‌های خیابانی شهرستان‌ها مرتبا در انتظار ماست. کافی است دولت مرکزی تا حدی از اعمال قدرتش بکاهد، آن وقت در بسیاری از مناطق قومیتی شاهد ناآرامی‌هایی خواهیم بود. با قطعیت نمی‌توان گفت انقلاب می‌شود یا استحاله یا جنگ. عوامل بسیاری در وقوع هر یک از این سه حالت دخیل‌اند. ما در علوم سیاسی مسائل را تحلیل می‌کنیم و وقایع را پیشگویی نمی‌کنیم. حداکثر پیش‌بینی‌هایی معتبر، آن هم با «اگر» و «اما»، می‌توانیم داشته باشیم.»

یورونیوز: بعنوان آخریم سئوال با توجه به شرایط کنونی، شما چشم‌انداز روشنی برای گذار به دموکراسی در جامعه ایران می‌بینید؟

حاتم قادری: «چنین امری را بسیار دشوار می‌بینم. من حتی گاهی فکر می‌کنم ما داریم فرصت تحقق یک نظام دموکراتیک را از دست می‌دهیم. مگر اینکه دولتی در ایران تشکیل شود که بتواند با درایت و صبر و حوصله، بستر یک فضای دموکراتیک را فراهم کند. این کار نمی‌تواند با سوءاستفاده‌گری پیش برود و جنبه تبلیغی و شعاری داشته باشد. اما مشکل این جاست که بحران‌های ما آن قدر زیاد شده است که من نگرانم دیگر مردم ایران نخواهند در یک فضای دموکراتیک زندگی کنند و در چنین فضایی به آرای یکدیگر احترام بگذارند. ممکن است مسائل مردم به تامین معیشت و هویت‌های قومی‌شان تقلیل یابد. وقتی شما در گرو فقر هستید و به شما فرصت اندیشیدن نمی‌دهند، طبیعی است که اول می‌خواهید فقر خودتان را برطرف کنید. در این صورت دیگر به این موضوع فکر نمی‌کنید که فلان آدم دموکرات چه می‌گوید و چه سیاستی به نفع کشور است و چه سیاستی به ضرر کشور. دغدغه شما فقط می‌شود رفع فقر خودتان. وقتی کار به این ضرورت‌های اولیه برسد، طبیعی است که جا برای دموکراسی محدود و محدودتر می‌شود. امیدوارم کسانی که در هیات حاکمه می‌توانند بیاندیشند و حقیقتاً مصالح ملت ایران را در نظر بگیرند، به این حرف‌ها بیشتر دقت کنند.»

iran-emrooz.net | Tue, 11.02.2020, 22:58
تجهیزات رمزگذاری فروخته شده به ایران متعلق به سیا بود

بی بی سی: بر اساس تحقیق مشترک روزنامه آمریکایی “واشنگتن پست” و تلویزیون “زِد دی اف” آلمان، سیا، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و سازمان اطلاعاتی آلمان، دهه‌ها مخفیانه صاحب یکی از بزرگترین شرکت‌های تولید تجهیزات رمزگذاری بوده‌اند. بر اساس این پژوهش تجهیزات این شرکت سوییسی به نام “کریپتو اِی‌جی” به بیش از ۱۲۰ کشور از جمله ایران فروخته شده است.

سیا در این باره اظهار نظر نکرده است.

سایر خریداران دولت‌های نظامی آمریکای جنوبی، واتیکان، هند، پاکستان و بعضی دیگر از متحدان غرب بوده‌اند.

ماموران سیا بر عملیات شرکت کریپتو ای‌جی نظارت می‌کردند، مدیران شرکت این امکان را فراهم می‌کردند و به این ترتیب میلیون‌ها دلار به سوی شرکت سرازیر شد.

بر اساس این گزارش، تجهیزات رمزگذاری طوری دستکاری می‌شدند که به دستگاه‌های اطلاعاتی امکان رمزشکنی می‌داد.

یک سند طبقه‌بندی شده سیا که به دست روزنامه نگاران رسیده، این عملیات را کودتای اطلاعاتی قرن نام نهاده است.

طبق این سند، این تجهیزات در ۴۰ درصد ارتباطات دیپلماتیک و دیگر تماس‌های بین دولت‌ها به کار می‌رفته است.

شرکت کریپتو ای‌جی در سال ۲۰۱۸ به دو شرکت تقسیم شد، یکی مسئولیت مشتریان سوئیسی را به عهده گرفت و دیگری مشتریان خارجی.

بخش خارجی آن را یک سرمایه‌گذار سوئدی به نام آندریاس لیند خرید و شرکت کریپتو اینترنشنال نام گرفت.

این شرکت این خبر را “بسیار نگران‌کننده” خواند و در وبسایتش نوشت “ما هیچ ارتباطی با دستگاه اطلاعاتی آمریکا و آلمان نداریم.”

“ما در حال ارزیابی شرایط هستیم و وقتی تصویر کاملی داشتیم اظهارنظر خواهیم کرد.”

روسیه و چین هیچ‌وقت از تجهیزات این شرکت سوئیسی استفاده نکردند ولی اسناد به دست آمده حاکی است که جاسوسان آمریکایی با شنود ارتباطات آنان با سایر کشورها به اطلاعات بسیاری دست یافته‌اند.

بعدها با بالاگرفتن سر و صداها درباره امنیت محصولات این شرکت، بسیاری از کشورها از جمله عربستان سعودی، ایتالیا و آرژانتین قرارداد خود با این شرکت را لغو کردند، اما جالب این که مدارک سیا که واشنگتن‌پست به آن اشاره کرده می‌گوید ایران همچنان به خرید از این شرکت ادامه داد.

ارتباط شرکت کریپتو ای‌جی با دستگاه‌های اطلاعاتی غربی از سال‌ها پیش روشن شده بود اما ثابت نشده بود که این نهادهای اطلاعاتی مالک این شرکت باشند.

بی‌بی‌سی در سال ۲۰۱۵ گزارش کرده بود که بوریس هاگلین موسس شرکت سوئیسی رمزگذاری کریپتو ای‌جی در دوران جنگ سرد به دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا (NSA) و بریتانیا (GCHQ) کمک می‌کرده است.

او به این دستگاه‌ها اطلاع می‌داد که چه کشوری چه تجهیزاتی با چه مجهزاتی خریده است و بر حسب توصیه ناتو قدرت رمزشکنی تجهیزات هر کشور را تعیین می‌کرد.

شرکت کریپتو ای‌جی را بوریس هاگلین یک سوئدی متولد روسیه که متخصص رمزگذاری بود در سال ۱۹۵۲ در شهر تسوگ سوئیس تاسیس کرد.

این شرکت قدیمی در طی دهه‌ها بازار فروشش به بیش از صد کشور از جمله ایران، عراق و لیبی گسترش یافته بود.

برای کشورهایی که نگران خرید چنین تجهیزاتی از کشورهای عضو ناتو بودند، این شرکت که در سوئیس بی‌طرف واقع بود و محصولات مرغوبی داشت گزینه مناسبی به شمار می آمد.

به نوشته سایت انقلاب اسلامی، پس از ترور شاپور بختیار، نخست وزیر سابق ایران، “یک نشت اطلاعاتی باعث رسوایی بزرگ می‌شود.”

این سایت می‌‌نویسد ایران در آن‌ زمان مشتری این شرکت سوئیسی بود: “در هفت اوت ۱۹۹۱، روز قبل از کشف جسد بختیار، سازمان اطلاعات ایران پیام رمزی به سفارتخانه‌های ایران ارسال می‌کند با عنوان ‘آیا بختیار مرده است؟’.

تهران در می‌یابد که دولت‌های غربی قادر به کشف رمز پیام شده‌اند. ایران مشکوک به تجهیزات رمزنگاری خود که از شرکت سوئیسی گرفته بود می‌شود.”

به نوشته نشریه سوئیسی وردفرلاگ در سال ۱۹۹۴، “ایران شک خود به منبع درز اطلاعات را با دستگیری هانس بوهلر فروشنده ارشد شرکت کریپتو ای‌جی در هجدهم مارس ۱۹۹۲ نشان داد. در طول نه ماه و نیم زندان انفرادی در زندان اوین تهران، بوهلر بارها و بارها بازجویی شد که آیا کدهای رمز ایران یا لیبی را به قدرت‌های غربی لو داده است یا نه.”

اما بوهلر چیزی درباره این کار شرکت نمی‌دانست. شرکت کریپتو ای‌جی در سال ۱۹۹۳ “یک میلیون دلار” برای آزادی او پرداخت و بعد از بازجویی از او و وقتی مطمئن شد که چیزی به ایران لو نداده اخراج شد چرا که شروع به پرسش‌های دردسرساز کرده بود.

رسانه‌های سوئیس و نشریه اشپبگل آلمان موضوع را پیگری کردند و می‌خواستند بدانند آیا اطلاعات لو رفته به دست قدرت‌های غربی رسیده است یا نه. به نوشته روزنامه آمریکایی بالتیمور سان “پاسخ مثبت بود.”

iran-emrooz.net | Tue, 11.02.2020, 10:34
سهم ایران از اقتصاد جهانی در ۴۰ سال گذشته نصف شده است

دویچه وله فارسی / دالغا خاتین اوغلو.

مرکز آمار ایران روز دوشنبه ۲۱ بهمن‌ماه با انتشار گزارشی گفت تولید ناخالص داخلی ایران طی ۹ ماه سال جاری خورشیدی حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان شده که نسبت به دور مشابه سال گذشته حدود ۷.۶ درصد کاهش یافته است. مهمترین مولفه در افت تولید ناخالص داخلی ایران مربوط به کاهش بیش از ۳۵ درصدی تولیدات معدنی، از جمله نفت خام است.

آمریکا اردیبهشت سال گذشته از برجام خارج شد و تحریم‌های سختی علیه جمهوری اسلامی وضع کرد که تولید روزانه نفت آن را از ۳.۸ میلیون بشکه به زیر ۲.۱ میلیون بشکه رسانده است. صادرات روزانه نفت ایران نیز از ۲.۵ میلیون بشکه به زیر ۳۰۰ هزار بشکه سقوط کرده است.

در بخش غیرنفتی، اقتصاد ایران در ۹ ماه سال جاری نسبت به دور مشابه پارسال رشدی صفر درصدی داشته است.

گروه خدمات که بیش از نیمی از اقتصاد ایران را تشکیل می‌دهد، کماکان در رکود است.

آمارهای وزارت صنعت نیز نشان می‌دهد که این بخش حال و روز خوشی ندارد، خصوصا اینکه تولید خودرو که یکی از محرکه‌های اصلی اقتصاد ایران است، برای دومین سال متوالی با کاهش چشمگیر مواجه است.

تولید خودرو ایران در ۹ ماه ابتدایی سال نسبت به دور مشابه پارسال حدود یک سوم کاهش یافته و نسبت به دور مشابه سال ۹۶ تقریبا نصف شده است.

البته مقامات ایران، از جمله حسن روحانی رئیس‌جمهوری کشور طی ماههای گذشته همواره ادعا کرده بودند که اقتصاد غیرنفتی کشور در سال جاری دوباره رشد مثبت داشته است، اما جزئیات گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد این بخشها هیچ رشدی نداشته است.

ایران از بهار پارسال انتشار آمارهای رشد اقتصادی را متوقف کرد و اکنون به یکباره جزئیاتی از وضعیت اقتصادی کشور منتشر می‌کند که نه تنها وضعیت وخیم بخش نفتی را نشان می‌دهد، بلکه اوضاع نامناسب بخش غیرنفتی نیز به وضوح در آن دیده می‌شود.

لازم به ذکر است که بر اساس ارزیابی صندوق بین‌المللی پول، تولید ناخالص داخلی ایران در سال گذشته میلادی نسبت به سال قبلتر (۲۰۱۸) حدود ۹.۵ درصد افت داشته است. اگر بخش نفتی  و غیرنفتی ایران را تفکیک کنیم، جزئیات آمارها نشان می‌دهد که بخش نفتی ایران رشد منفی ۲۸.۳ درصدی و بخش غیرنفتی ایران رشد منفی ۴.۳ درصدی را شاهد بوده است.

بر اساس ارزیابی صندوق بین‌المللی پول اقتصاد ایران طی دو سال گذشته میلادی روی‌هم‌رفته ۱۴.۳ درصد کوچکتر شده است و در سال جاری میلادی نیز رشد اقتصادی ایران صفر خواهد بود.

نصف شدن سهم ایران از اقتصاد جهانی

اقتصاد ایران از ابتدای انقلاب تحت تاثیر جنگ، مدیریت ناکارآمد، اقتصاد غیرشفاف و فساد و نهایتا تحریم‌های یک دهه گذشته به شدت آسیب دیده است.

مقامات ایران همواره از شکوفایی اقتصادی بعد از انقلاب و رشد چندین برابری اقتصاد کشور سخن می‌گویند که در نگاه اول چندان بیراه به نظر نمی‌رسد، اما در مقام مقایسه با متوسط رشد اقتصاد جهان بسیار پایین است.

برای نمونه، بر اساس آمارهای صندوق بین‌المللی پول، تولید ناخالص داخلی ایران در سال جاری میلادی ۴۶۳ میلیارد دلار خواهد بود که نسبت به اول انقلاب پنج برابر شده است، اما متوسط رشد اقتصادی جهان در این مدت بسیار بیشتر از ایران بوده است، بطوری که سهم ایران از اقتصاد جهانی در سال ۱۹۸۰ حدود دو درصد بود و در سال ۲۰۲۰ به زیر یک درصد سقوط خواهد کرد.

این موضوع در میان همسایه‌های ایران نیز صادق است، بطوری که در سال ۱۹۸۰ حجم اقتصاد ایران با ترکیه و عربستان برابری می‌کرد، اما الان تقریبا نصف این کشورها است یا در مورد امارات، اقتصاد این کشور ۴۰ سال پیش نصف ایران بود، اما در سال جاری به ۴۱۴ میلیارد دلار می‌رسد که فاصله چندانی با تولید ناخالص داخلی ایران ندارد.

برخی همسایه‌های ایران جهش‌های بالایی در مقایسه با ایران داشته‌اند. برای نمونه تولید ناخالص داخلی جمهوری آذربایجان و ترکمنستان در اوایل فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی به یک میلیارد دلار هم نمی‌رسید، اما اکنون هر کدام به بالای ۵۰ میلیارد دلار اوج گرفته است.

یک مثال کلی‌تر شاید وضعیت را روشنتر کند: تولید ناخالص داخلی کشورهای در حال توسعه طی ۴۰ سال گذشته بطور متوسط حدود ۱۳ برابر افزایش یافته است. حتی حجم اقتصاد عراق جنگ‌زده نیز در مقایسه با دوران سقوط صدام حسین حدود ده برابر شده است.

رشد پرشتاب کشورهای در حال توسعه در حالی است که اقتصاد ایران کماکان درگیر تحریم‌ها و رکود است و به نظر نمی‌رسد در آینده نزدیک بتواند از زیر آوار تحریمها بیرون بیاید و حتی در صورت رفع تحریم، باز هم سالها نیاز است تا ترمیم شود و حداقل به سطح اوایل دهه گذشته برسد.

آنچه که مسلم است، وضعیت اقتصاد ایران بدون برداشته شدن تحریمها شانس ترمیم و احیا ندارد، خصوصا اینکه ذخایر ارزی ایران نیز به سرعت در حال کاهش است.

اخیرا موسسه دارایی بین‌المللی گزارشی منتشر کرد که می‌گوید انتظار می‌رود ذخایر ارزی ایران از ۱۱۷ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۶ به حدود ۷۳ میلیارد دلار در بهار سال آینده برسد و اگر تحریم‌ها ادامه یابد، این رقم تا چهار سال آینده به ۲۰ میلیارد دلار سقوط خواهد کرد. 

صندوق بین‌المللی پول می‌گوید برای اولین بار در سال جاری میلادی انتظار می‌رود واردات ایران از صادراتش پیشی بگیرد و به ۵۸.۵ میلیارد دلار برسد که سه میلیارد دلار بیشتر از کل صادرات نفتی و غیرنفتی ایران خواهد بود. کل صادرات ایران نیز به ۵۵.۵ میلیارد دلار خواهد رسید که نصف سال ۲۰۱۷ است.

iran-emrooz.net | Tue, 11.02.2020, 10:33
حاصل انقلاب جامعه‌ای بیمار، مضطرب، ناامید و نگران است

جمعی از فعالان سیاسی داخل کشور در بیانیه‌ای کارنامه انقلاب بهمن ۵۷ را بررسی کرده‌اند. به باور امضاکنندکان این بیانیه که بیشترشان دارای گرایش «ملی- مذهبی»‌اند و شرکت‌کنندگان فعال حوادث منجر به انقلاب ۵۷ بودند، این انقلاب «کارنامه‌ای غیرقابل دفاع دارد و حاصل پروژه چهل سالۀ آن جامعه‌ای بیمار، مضطرب، ناامید و نگران است.»

بیانیه راه برون‌رفت از این بحران چندساحتی را «اصلاحات ساختاری» در راستای استقرار کامل «حاکمیت قانون‌بنیاد» دانسته است.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

به نام خدای محرومان
مردم آگاه و آزاده ایران

در آستانهٔ چهل‌ویکمین سالگرد انقلابی هستیم که قرار بود استقلال و آزادی، جمهوری و عدالت و توسعۀ همه جانبه مادی و معنوی را تحقق بخشد. اهدافی که مردم ایران در همهٔ ادوار مبارزاتی سدهٔ اخیر، از صدر مشروطه تا کنون، تعقیب کرده‌اند؛ مطالباتی در آرزوی نیل به مردم‌سالاری و تحقق یک نظام جمهوری «متعارف»، که با بیانی مذهبی در شعارهای مردم، همچون «جمهوری اسلامی» یا «حکومت عدل علوی» و …، تبلور می‌یافت. این بیان در نزد اقشار آگاه و پیشرو و به‌طورکلی پیشقراولان انقلاب، متأثر از تبیین چند نسل از روشنفکران، به‌ویژه نواندیشان اصلاح‌گر مسلمان بود. بنا بر آموزه‌های این گروه اخیر، میان دو جنبهٔ دینی، همچون فرهنگ غالب نهضت مردمی، و جنبهٔ سیاسی حرکت ملی که عبارت بود از آزادی‌خواهی‌ جمهوری‌خواهانه وعدالت‌طلبی‌ مردمسالارانه در متن توسعه متوازن و پایدار، نه تنها تناقضی وجود نداشت، که به‌عکس، در این روایت از مکتب اسلام (و این قرائت از جهان‌بینی توحید)، دین پشتوانهٔ اخلاقی و معنوی انقلاب سیاسی معرفی می‌شد؛ همان «معنویت سیاسی» گاندی‌واری که در گزارش‌های آن زمان متفکران برجستۀ جهان و در تحلیل‌ ناظران آن حرکت انقلابی و مردمی در رسانه‌های جهان انعکاس می‌یافت.

امروز با گذشت چهار دهه از وقوع انقلاب، هنگام ارزیابی کارنامهٔ استقرار نظام برخاسته از انقلاب فرا رسیده است. به راستی به رغم تمامی فرازو نشیب‌ها و گردش دولت‌ها در چهار دهۀ گذشته، دستاوردهای این نظام کدامند؟

با انقلاب نظام مستقلی در قیاس با استبداد وابستهٔ گذشته، در صحنهٔ توازن قدرت‌ها در منطقهٔ خاورمیانه، پا به عرصهٔ وجود گذارد که توفیقش را درمقام بدیلی در برابر سیاست‌های نواستعماری، توسعه‌طلبی صهیونیستی و رژیم‌های استبدادی-ارتجاعی در منطقه، باید به‌میزان توانایی‌اش در تحقق آرمان‌های آزادی و عدالت و توسعه سنجید.

در یک ارزیابی کلان در شرایط کنونی، کشور با بحران‌های بزرگ و چندوجهی، همچون دالانی تو در تو از مشکلات اقتصادی و اجتماعی، سیاسی و حقوقی، روبه‌رو است. سیر رخدادهای دو دههٔ گذشته، و به‌ویژه دو سال گذشته و به‌صورتی حادتر در نیمه دوم سال جاری، وخیم شدن این بحران را، بالأخص در بُعد اقتصادی و معیشتی، نشان می‌دهد. ریشهٔ اصلی بحران‌های اقتصادی و اجتماعی کنونی اما، سیاسی است؛ چنان‌که ریشهٔ بحران سیاسی و حقوقی، در تحلیل نهایی، فرهنگی و اعتقادی است.

ریشهٔ بینشی و عقیدتی این بحران در درک دینی متفاوت و حتی متباینی با مبانی نواندیشی دینی و اصلاح‌گری اسلامی است که از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی، با گذر از دوران نهضت ملی، پشتیبان جنبش استقلال طلبی و آزادی‌خواهی مردم ایران بود.

دوگانگی، نفاق یا انشقاقِ موجود در گفتمان و ساختار حکومتی، پیامد درکی متصلب و محافظه‌کارانه از شریعت و تفسیری انحصارگرا و اقتدارگرا از فقاهت است؛ و تنش میان دوگانهٔ «اسلامیت و جمهوریت» در نظام، رقابت نهادهای انتصابی و انتخابی، تعهد و تخصص، اجبار و اعتقاد، عدالت و آزادی، پیامد آن نوع نگرش است. این دوگانگی ساختاری، ناشی از آن دوگانه‌بینی اعتقادی به‌تدریج در قدرت به دورویی، ظاهرسازی، ناکارآمدی و فساد (ارتشا و اختلاس و حقوق نجومی و …)، و تهی شدن قدرت از ارج و اعتبار و بحران مشروعیت ‌انجامیده، که نشانهٔ بارز آن نیاز به دست‌یازی به خشونت برای حفظ وضع و نظم موجود و حاکم است.

بحران به‌شکل مستقیم بر سلامت و استقلال قوا به ویژه دستگاه قضا تأثیر گذاشته است. صدور احکام سنگین و بلندمدت باورنکردنی است و به‌طورکلی نظارت، احضار، بازداشت و تعقیب ــ با هدف ارعاب و انفعال ــ دگراندیشان سیاسی، فعالان اجتماعی منتقد، اعم از دانشجویان، معلمان، کارگران و ..، روزنامه‌نگاران مستقل، تلاشگران محیط زیست، مدافعان حقوق زنان و..، که از حد گذشته، امیدی به عدالت قضایی باقی نگذاشته است. بحران اجتماعی ملازم با بحران اقتصادی برخاسته از شرایط رکود، بیکاری، فقر و فلاکت، در شیوع و گسترش آسیب‌‌هایی چون بزه‌کاری و جنایت، اعتیاد و فحشا و..، بازتاب می‌یابد. و بالاخره، اقتصاد نفتی که همچنان در چهل سال پس از انقلاب ادامه یافت، مانع از شکل‌گیری، رشد و شکوفایی اقتصادی مولد و خودکفا شده است. اکنون نظام حاصل از انقلابی که ادعا داشت فرهنگ و معنویت و صلح و آزادی برای ملت به ارمغان می‌آورد، کارنامه‌ای غیرقابل دفاع دارد و حاصل پروژه چهل سالۀ آن جامعه‌ای بیمار، مضطرب، ناامید و نگران است.

آشکاراست که راه برون‌رفت از این بحران چندساحتی «اصلاحات ساختاری» در راستای استقرار کامل «حاکمیت قانون‌بنیاد» است.

برقراری عدالت و کفایت و کاهش نابرابری‌ها و ناکارآمدی‌ها نیارمند بازبینی قوانین اساسی با مراجعۀ مجدد به آرای عمومی است. هدف ومنظور از این بازبینی رفع کلیهٔ تبعیضات و امتیازات به ‌نفع یک جناح، قشر و تفکر است؛ نیز، از میان برداشتن امکان اعمال رویه‌های فراقانونی، استثنایی، اختیاری و اقتدارگرایانۀ حکومتی؛ گام نهادن به راهی دیگر و آغاز دورانی نو در اصلاح‌گری اساسی و کنشگری مدنی و تحول‌طلبی بنیادین در جهت احقاق حقوق شهروندی که یکی از مهم‌ترین آنها حق انتخابات آزاد است، حقی که با تداوم «نظارت استصوابی» برای تصفیهٔ نمایندگان غیرخودی به نقض حاکمیت ملی، تعمیق بحران «مشروعیت»، عدم مشارکت مردم و امتناع مردمسالاری ‌انجامیده است.

در تداوم وضع کنونی و بدون این اصلاحات ساختاری برای خروج از اَبَربحران‌ها، شاهد وقوع و تشدید اعتراضات و شورش‌های پیاپی و فروپاشی تدریجی یا دفعتی نظم حاکم خواهیم بود. در غیاب راه‌حل‌های اساسی و ساختاری، متناسب با ابعاد بحران جاری، و عرضۀ بدیل‌های مطلوب، انتظار فروپاشی اجتماعی دور از ذهن نیست؛ به تبع آن بحران‌ها گریبان‌ مصالح ملی، امنیت همگانی، یکپارچگی ارضی و صلح منطقه‌ای را نیز خواهد گرفت. از این رو با وخامت شرایط کنونی و تداوم بحران، بازگشت به وفاق ملی و نیل به توافقی عمومی برای آغاز گذار دمکراتیک ضرورت و فوریت پیدا می‌کند.

مسئولان و تصمیم‌گیرندگان حاکمیت با مرور تجربۀ انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ باید نیک بدانند که فراخواندن مردم به مشارکت در تعیین سرنوشت ملی خویش نیازمند اعادهٔ اعتماد و افزایش سرمایهٔ اجتماعی است. انقلاب ۵۷ نشان داد بر سر دو راهی انسداد، انفجار و فروپاشی از یک سو و تسلیم شدن به ارادهٔ مردم و حاکمیت قانون از دیگر سو، مسالمت و نرمش در برابر اراده و خواست ملت – پیش از آنکه دیر شود – هزاربار ساده‌تر و شریف‌تر از تداوم سرکوب یا سازش با و تسلیم در برابر قدرت‌های بیگانه است.

بیست و دوم بهمن هزار و سیصد و نود وهشت

هادی احتظاظی، هاشم آقاجری، مجید الهامی، قربان بهزادیان نژاد، علیرضا بهشتی شیرازی، سیدعلیرضا بهشتی، بهزاد حق پناه، امیر خرم، خسرو دلیرثانی، محمود دردکشان، علیرضا رجایی، بهمن رضا خانی، حسین رفیعی، رضا رییس طوسی، علی ساریخانی، فریدون سحابی، تقی شامخی، احسان شریعتی، فیروزه صابر، کیوان صمیمی، طاهره طالقانی(بسته‌نگار)، علی طهماسبی، مهدی غنی، ابوالفضل قدیانی، نظام الدین قهاری، محمد رضا کارخانه چین، رحمان کارگشا، فاطمه گوارایی، محمد محمدی اردهالی، سعید مدنی، احمد معصومی، لطف الله میثمی.

iran-emrooz.net | Mon, 10.02.2020, 17:41
موج تازه فشارهای امنیتی بر روزنامه‌نگاران در ایران

موج تازه فشارهای امنیتی و سرکوب روزنامه نگاران در ایران با احضار و بازجویی بیش از ده روزنامه نگار و توقیف وسایل ارتباطی چندین روزنامه نگار در تهران و شهرهای دیگر وارد فاز جدیدی شده است. روزنامه نگاران ساکن ایران در مصاحبه با کمپین حقوق بشر در ایران گفته‌اند که عمده فشارها به فعالیت های آنها در شبکه های اجتماعی به خصوص توییتر مربوط است و ماموران امنیتی آنها را تحت فشار قرار داده اند از هرگونه نقدی نسبت به سیاست های جمهوری اسلامی پرهیز کنند.

یک روزنامه نگار ساکن تهران به کمپین گفت: “به یک راهبرد جدید رسیده اند که تناقض بسیار جدی در سیستم جمهوری اسلامی را بیش از پیش آشکار می کند. در حالیکه توییتر یک اپلیکیشن ممنوع و فیلترشده در ایران است تمام مقامات از رهبری تا اعضای دولت و نماینده های مجلس از توییتر برای اطلاع رسانی و موضع گیری استفاده می کنند. اما استفاده از همین توییتر را برای یک لایه از روزنامه نگاران منتقد خودشان به ابزار فشار تبدیل می کنند. به این صورت که به صورت دائمی اکانت های این روزنامه نگاران را رصد می کنند و مصادیقی که با سیاست ها و سلایق خودشان نیست مصداق تخلف و جرم تلقی و به واسطه آن اتهام می زنند.”

طی دو هفته گذشته وسایل ارتباطی بیش از ده روزنامه نگار از سوی ماموران اطلاعات سپاه توقیف شده است. یاسمن خالقیان، مازیار خسروی، مولود حاجی زاده، یغما فشخامی، مونا مافی، احسان بداقی و شبنم نظامی از جمله روزنامه نگارانی هستند که ماموران اطلاعات سپاه اقدام به بازرسی و ضبط وسایل ارتباطی آنها و اعضای خانواده شان کرده است. به گفته یک روزنامه نگار “تعداد روزنامه نگارانی که در تهران و دیگر شهرها ماموران سپاه به خانه هایشان هجوم برده اند بیش از کسانی است که مساله را خبری یا رسانه ای کرده اند. مثلا درباره روزنامه نگاران شهرستانی که چنین اتفاقی برایشان افتاده می بینیم که به دلیل فشارهای امنیتی حتی حاضر به عنوان کردن مساله به صورت علنی نشده اند و باز می بینیم که تعدادی از روزنامه نگاران به ناچار حضور در شبکه های اجتماعی را به صفر رسانده اند.”

یک روزنامه نگار در تهران به کمپین گفته است: “یک پروژه جدید را سپاه در سرکوب روزنامه نگاران شروع کرده است. چون بازداشت روزنامه نگاران برایشان هزینه دارد با احضاریه و با حکم دادستانی مبنی بر بازرسی منزل می ریزند خانه های روزنامه نگاران و وسایل ارتباط جمعی آنها و دیگر اعضای خانواده شان مثل کامپیوتر، تلفن همراه، کتاب، دست نوشته‌ و کارت خبرنگاری را توقیف و ضبط می کنند. برای وسایل توقیف شده رسید می دهند و می گویند که باید فلان روز بیایید فلان دفتر سپاه برای توضیحات و وسایل توقیف شده را در راستای تحقیقات عنوان می کنند. یعنی عملا هم مانع فعالیت روزنامه نگاران می شوند هم وسایل شخصی آنها را می برند که اتهام و جرم بتراشند.”

این روزنامه نگار به کمپین گفت: “در مواردی هم از طریق تماس با مدیران مسئول روزنامه ها، روزنامه نگاران را تحت فشار قرار داده اند که در شبکه های اجتماعی در نقد سیاست های جمهوری اسلامی مطلبی منتشر نکنند. از کشته شدگان و بازداشت شدگان اعتراضات آبان ماه تا سرنگونی هواپیمای اوکراینی با موشک سپاه و حالا انتخابات مجلس که دو سه هفته دیگر برگزار می شود مواردی هستند که سپاه چه از طریق ضبط وسایل روزنامه نگاران و چه فشار از طریق مدیران مسئول می خواهد که ما عملا چیزی در شبکه های اجتماعی به خصوص توییتر غیر از روایت رسمی حکومت ننویسیم و نقد نکنیم. اینها مواردی است که ما در روزنامه های مان در چارچوب خاصی اجازه نوشتن داریم که آن هم توسط مدیران روزنامه به شدت سانسور می شود اما در شبکه های اجتماعی و حساب های توییتر خودمان هم الان همان فشارها و سانسورها را دارند با فشارهای امنیتی و تهدید اعمال می کنند. درواقع سیاست شان این است که ما را زندان نبرند اما خانه های ما، روزنامه های ما و زندگی ما را تبدیل به زندان می کنند.”

در کنار شیوه جدید اطلاعات سپاه در جهت ایجاد رعب و وحشت در میان روزنامه نگاران و جلوگیری از فعالیت آنها در شبکه های اجتماعی، برخی از روزنامه نگاران هم از احضار و بازجویی توسط نهادهای امنیتی خبر داده اند. یکی از روزنامه نگاران که هفته پیش تحت بازجویی قرار گرفته به کمپین گفته است: “مشخصا به من گفتند که در آستانه انتخابات هرگونه فعالیت من در شبکه های اجتماعی که برخلاف مواضع اعلام شده توسط رهبر است بازی در زمین دشمن و اقدام علیه امنیت ملی است. گفتند که در شبکه های اجتماعی هم در همان چارچوبی می توانم فعالیت داشته باشم که در روزنامه امکان نوشتن و انتشار مطلب دارم و نباید از خطوط قرمزی که روزنامه دارد در توییتر شخصی ام عدول کنم.”

احضار و بازجویی از روزنامه نگاران درباره فعالیت های آنها در شبکه های اجتماعی اما مختص روزنامه نگاران ساکن تهران نیست. گزارشگران بدون مرز از قول روزنامه‌نگاری در جنوب ایران اعلام کرده که “من را اطلاعات سپاه پاسداران احضار کرد و همه گفته‌هایشان در باره نوشته‌هایم در اینستاگرام بود که از پوشش دروغ حکومتی در باره هواپیما ابراز شرمندگی کرده بودم. در آخر گفتند: اگر نمی‌خواهی ده سال آینده را در زندان بگذرانی و زنده بمانی هم درِ دهانت را ببند و هم حساب‌هایت را در شبکه‌های اجتماعی. همین. با دشمن همکاری نکن.”

همزمان خسرو صادقی بروجنی، روزنامه‌نگار آزاد و پژوهشگر حوزه کار و رفاه در توییتر خود از صدور حکم هشت سال زندان به اتهامات “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و توهین به امام خمینی” توسط دادگاه انقلاب برای خودش خبر داده است.

انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران هم از محکومیت امیر بابایی، یکی از اعضای این انجمن، با شکایت “معاون استاندار کرمانشاه به اتهام نشر اکاذیب، به پرداخت یک‌صد میلیون ریال جزای نقدی” خبر داده است.

حکم دادگاه تجدیدنظر مرضیه امیری، روزنامه‌نگار روزنامه‌ شرق که سال گذشته در حین تهیه گزارش در تجمع روز جهانی کارگر بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده است ۵ سال اعلام شده است. او در دادگاه بدوی به ۱۰ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده بود و در دادگاه تجدید نظر به اتهام “اجتماع و تبانی، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم عمومی” توسط دادگاه انقلاب به پنج سال حبس محکوم شده است. در شهر آبادان هم ماندانا صادقی، سردبیر وبسایت خبری فیدوس به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام احضار و با وثیقه ۴۰ میلیون تومانی آزاد شده است.

سازمان گزارشگران بدون مرز در آخرین گزارش اش اعلام کرده است که ایران از لحاظ رتبه‌بندی آزادی رسانه‌ها در ۱۸۰ کشور جهان با شش رده تنزل نسبت به سال ۲۰۱۸، به جایگاه ۱۷۰ سقوط کرده است.

iran-emrooz.net | Mon, 10.02.2020, 15:01
بیانیه جمعی از فعالان سیاسی در محکومیت معامله قرن

طرح موسوم به “معامله قرن برای حل و فصل بحران خاورمیانه” در میانۀ استیضاح دونالد ترامپ و رسیدگی به اتهام‌های قضایی نتانیاهو رونمایی شد. حتی اگر اعلام این طرح صرفا مانور تبلیغاتی برای اهداف داخلی دولت‌های افراطی ترامپ و نتانیاهو باشد، محتوای آن سیاه‌تر از آن است که نادیده گرفته شود. طرحی نژادپرستانه که حقوق مردم فلسطین درباره قدس و سرنوشت آوارگان فلسطینی را کاملا نادیده گرفته و سهم اندکی از سرزمین فلسطین را در ساختاری تحت محاصره دائمی، به فلسطینیان اختصاص داده است. 

نقشه جغرافیایی دولت فلسطینی مطلوب ترامپ و نتانیاهو که در کنار نقشه‌های پیشین سرزمین فلسطین به نماد اعتراض به این طرح بدل شده است، به‌روشنی نشان‌دهنده سرنوشت تلخی است که افراطی‌ترین رهبران امریکا و اسرائیل برای ملتی تحت ستم تدارک دیده‌اند؛ مناطقی چندپاره که کمتر از ۱۵درصد سرزمین فلسطین است و در محاصره ابدی دولت صهیونیستی قرار می‌گیرد و هیچ فرصت معناداری حتی در حد این جغرافیای کوچک نیز برای استقلال ملت فلسطین باقی نمی‌گذارد.

و چه تکان‌دهنده و هولناک است که ساکنان اسرائیلی امروز سرزمین فلسطین، هویت و آرمان و ادعاهای خود را در چارچوب ظلم‌های نژادپرستانه دولت نازی آلمان علیه یهودیان اروپا در قرن گذشته ترسیم می‌کنند و در همین حال دولتمردان اسرائیلی، نژادپرستانه‌ترین رفتار غیرانسانی را علیه مردمان فلسطینی همان سرزمین اعمال می‌کنند.

و چه تاسف‌بار است که دولت پیمان‌شکن ترامپ در حمایت مطلق از رفتار نژادپرستانه رژیم اسرائیل، نیم نگاهی نیز به ارزش‌های انسانی مورد احترام ملت آمریکا ندارد.

ما امضاکنندگان زیر ضمن محکوم‌کردن سیاست‌های نژادپرستانه، سلطه‌جویانه، یک‌جانبه‌گرا و جنگ‌سالار در دنیا، نقض پیمان‌های بین‌المللی و تخریب سازمان ملل متحد و سایر سازمان‌های حامی صلح و زیست انسانی در جهان و نیز زیرپانهادن ارزش‌های انسانی توسط هر حاکمیتی و تحت هر نام و ادعا را گام‌هایی در جهت گسترش جنایت و تجارت مرگ در دنیا ارزیابی می‌کنیم و از همه آزادی‌خواهان، عدالت‌طلبان و مخالفان جنگ و ترور و ناامنی در منطقه و جهان انتظار داریم درباره چنین تحولات خطرناکی که بنیان‌های انسانی مناسبات بشری را تخریب می‌کند، سکوت نکنند.

روند فزاینده توسل به زور و خشونت و نقض فاحش قوانین و عرف بین‌الملل، از یک‌سو بیانگر این حقیقت تلخ است که قدرت‌پرستان تنها در سایه ترس از قدرت متقابل به تعامل برای صلح جهانی تن می‌دهند و از سوی دیگر دنیایی پر خطر، مشابه شرایط پیش از جنگ جهانی اول را ترسیم می‌کند که در آن قدرتهای کوچک و بزرگ، تنها راه دستیابی به حقوق اساسی و صلح و امنیت برای سرزمین و مردم خود را در گرو جنگ و به‌کارگیری قدرت نظامی می‌دیدند و از همزیستی مسالمت‌آمیز تصویری واقعی نداشتند. فرایندی زیانبار که طی آن، دینامیزم طبیعی رشد جوامع در حال توسعه مختل و امکانات مادی ملت‌ها قربانی مطامع و منافع جنگ‌سالاران می‌شود و نیروهای خیرخواه و پیشرو حقوق بشر و دموکراسی را به حاشیه و محاق می‌برد.

ما از همه روشنفکران و فرهیختگان و مدافعان صلح و امنیت جهانی می‌خواهیم به تلاش‌های خود در اعتراض به یک‌جانبه‌گرایی و مداخله‌جویی کاخ سفید بیافزایند و خطر بازگشت چهره‌های تازه‌ای از فاشیسم و آپارتاید و در نتیجه خطر روزافزون بروز جنگ و ناامنی را در سطح بین‌المللی افشا کنند.

۲۱ بهمن ۱۳۹۸

اسامی امضاکنندگان:

محسن آرمین، ابوطالب آدینه‌وند، امیرحسین آزاد، مرضیه آذرافزا، زهره آقاجری، پروانه آل‌بویه، ناصر آملی، علی‌اصغر اسفندیارپور، ابراهیم اصغرزاده، جواد اطاعت، مهدی اقبال، علیرضا اکبرزادگان، جواد امام، اردشیر امیرارجمند، محسن امین‌زاده، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، محسن باستانی، علی باقری، رضا باوفا، اکبر بدیع‌زادگان، محمدحسین بنی‌اسدی، عماد بهاور، جلال بهرامی، صفا بیطرف، حسین بی‌غم، عاطفه پهلوان، سیدمصطفی تاجزاده، علی تاجرنیا، مهدی تحققی، محمد ترکمان، محسن ترکاشوند، زهره تنکابنی، امیر تنها، زهرا توحیدی، هدی توحیدی، محمد توسلی، غلامعباس توسلی، رضا توفیقی، رضا تهرانی، خسرو تهرانی، علی جباری، حمیدرضا جلایی‌پور، جلال جلالی‌زاده، یونس حاجی‌زاده، محترم حبیبی، سعید حجاریان، مهرداد حجتی، مهدی حسین‌پور، محمد حسینی‌نیا، داود حشمتی، ابوالفضل حکیمی، محمد حیدرزاده، محمدرضا خاتمی، همایون خسروی، حسین خرسندی، مجتبی خندان، محمدحسن داودی، مصطفی درایتی، فاطمه راکعی، مهدی دریس‌پور، علیرضا رجایی، علی رحیمی‌مقدم، حسین رزاق، احد رضایی، عبدالعلی رضایی، علیرضا رجبیان، مصطفی رسته‌مقدم، سیدرضا رئیس‌کرمی، حسین رفیعی، محمدجواد روح، علیرضا زارع، مهدی زمانی، مصطفی سبطی، مسعود سپهر، محمود سرآبادانی، حسین سربندی، محمدرضا سعیدی، داود سلیمانی، بهرام سمیع، زهرا شجاعی، سجاد شجاعی، حسین شریف‌زادگان، احسان شریعتی، آرمین شریفی، گوهر شمیرانی، صادقه شیردل، مطهره شفیعی، مجید شیعه‌علی، هاشم صباغیان، جلیل صحرایی، نادر صدیقی، محسن صفایی‌فراهانی، کیوان صمیمی، حسام طالقانی، محمدفرید طاهری، ریحانه طباطبایی، رحیم عابدان‌زاده، عباس عبدی، فیض‌الله عرب‌سرخی، علیرضا علوی‌تبار، طاهره علیزاده، مهدی عبایی، امید عبدالوهابی، محمد عربی، محمود عمرانی، علی‌اصغر غروی، فریده غیرت، احمد فخیم، غفار فرزدی، پروین فهیمی، مهین فهیمی، ناصر فهیمی، محمدجعفر قائم‌پناه، مریم قدس،‌ محمد قره‌تپه، اقدس کشوری، نورا کنعانی، مهدی کیانی، علی گرجی، کتایون گلرخ، جعفر گنجی، محسن لک، احسان مالکی‌پور، مرتضی مبلغ، سیدعلی مجتهدزاده، فخرالسادات محتشمی‌پور، محسن محققی، جلال محمدلو، اروجعلی محمدی، سعید محمدی، صدرا مرتضوی، علی مزروعی، مصطفی مسکین، رضا مسموعی، ابوذر معتمدی، مهدی معتمدی‌مهر، عباس معینی، نرگس مصطفوی، حسین معصومی، بدرالسادات مفیدی، محمدجواد مظفر، علی ملک‌پور، خسرو منصوری، سیدحمید مهاجرانی، محمدهادی مهرانی، شهیندخت مولاوردی، عبدالله مومنی، لطف‌الله میثمی، الهام ناسوتی، عبدالله ناصری، قاسم میرزایی‌نیکو، ابوالفضل نجفی، محمد نخعی، محمد نصراللهی، کامبیز نوروزی، علی نیک‌جو، حسین واله، محمدامین هادوی، هادی هادی‌زاده یزدی، احمد هاشمی، سیداحمد هاشمی، سیدجواد هاشمی، مجتبی هاشمی، علیرضا هندی.

iran-emrooz.net | Mon, 10.02.2020, 14:14
مرگ همچنان در میانکاله مشغول کار است!

ایرناپلاس- برخی می‌گویند تعداد پرندگان تلف شده در میانکاله از مرز ۲۰ هزار فراتر رفته است، گزارش‌ها و گمانه‌زنی‌های مختلفی هم درباره علت این مرگ‌ومیر منتشر می‌شود با این وجود هنوز مقامات مسئول علت را سم بوتولیسم معرفی می‌کنند. یک فعال محیط زیست می‌گوید اگر سم بوتولیسم دلیل واقعی باشد، عوامل انسانی در به وجود آمدن آن دخیلند و خود تالاب در آن نقشی ندارد.

سازمان حفاظت محیط زیست پرونده پرندگان میانکاله را به استناد بررسی‌های سازمان دامپزشکی تمام شده می‌دانست، اما حالا علت مرگ هزاران پرنده وحشی در تالاب میانکاله با صحبت‌های علی‌اکبر یداللهی معاون فنی اداره کل محیط زیست استان مازندران وارد مرحله جدیدی شده است و افکار عمومی بیش از گذشته خواهان اعلام دلیل این مرگ‌و میر از زبان مسئولان هستند. به ویژه آن که در چند روز گذشته، ۹ منطقه از جنگل‌های هیرکانی نیز طعمه حریق شدند و این دو اتفاق در کنار هم خشم بسیاری از دوستداران محیط زیست را برانگیخته است.

چند روز پیش بود که ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که در آن یداللهی می‌گوید به ما اعلام کردند حق ندارید بگویید عامل این مرگ‌ومیر چیست، ما قطعا می‌دانیم اما نمی‌توانیم آن را بگوییم. به گفته او حتی در ایامی که در حال جمع‌آوری پرنده‌ها از تالاب بودند چند سری از پرنده‌های مرده در بازار فریدون‌کنار عرضه شده است. معاون محیط زیست مازندران در این ویدئو درباره حقیقتی غم‌انگیز هم صحبت کرده بود و آن این که پرنده‌ها به این‌جا می‌آیند؛ و تنها یک‌سومشان دوباره برمی‌گردند؛ دوباره در کشورهایی که ما مرگ بر آن‌ها می‌گوییم، پنج برابر می‌شوند؛ دوباره می‌آیند اینجا و یک‌سوم می‌شوند.

باکتری گرما دوستی که در سرما می‌تازد

مرگ‌ومیر پرندگان وحشی در میانکاله بیش از ۲۰ روز پیش آغاز شد، آن زمان سازمان دامپزشکی دلیل اولیه مرگ پرندگان را سم بوتولیسم اعلام کرد. موضوعی که اما و اگرهای بسیاری در مورد آن مطرح شد. مثلا برخی از کارشناسان محیط زیست اعلام کردند چرا بوتولیسم در زمستان سرد فعال شده؟ چون این باکتری گرما دوست است و موجودی نیست که در بهمن ماه فعالیت کند، آن هم در میانکاله که در گرم‌ترین شرایط  هم برای فعالیت این باکتری مساعد نیست. از طرف دیگر بوتولیسم برای فعال شدن نیاز به جلبک دارد در حالی که در مناطقی که مرگ‌ و میر پرندگان در آن وجود داشته، هیچ جلبکی وجود ندارد.

در حال حاضر به دلیل وجود سرمای شدید در تالاب میانکاله امکان رفت‌وآمد در آن منطقه تا حدود زیادی غیر ممکن است  و همین باعث شده تا بسیاری از فعالان محیط زیست از وضعیت فعلی این تالاب اطلاع دقیقی نداشته باشند. سهیل اولادزاد یکی از فعالان محیط زیست با تاکید بر این موضوع که بوتولیسم در سرما فعالیت نمی‌کند در گفت‌وگو با ایرناپلاس می‌گوید: از آنجا که  غالب پرندگان تلف شده علائم ابتلا به بوتولیسم مثل فلجی گردن، فلجی پلک سوم و سایر علائم را داشتند، نشان می‌دهد عوامل انسانی در ورود بوتولیسم به تالاب در فصل سرما دخیل بوده‌اند. چون در شرایط سرما و با توجه به این که تالاب جلبک ندارد خود تالاب نمی‌تواند عامل ایجاد آن باشد.

اولادزاد در واکنش به صحبت‌های یداللهی معاون فنی اداره کل محیط زیست استان مازندران می‌افزاید: آن طور که به نظر می‌رسد ایشان تحت تاثیر فعالان محیط زیست قرار گرفته بود، چرا که خود محیط زیست هم هیچ آزماش علمی را انجام نداده و اصلا امکان انجام آزمایش و سم‌شناسی را ندارد تا به نتیجه‌ای رسیده باشد که دامپزشکی یا وزارت بهداشت به آن نرسیده باشد.

وی می‌گوید: به ما که اجازه نمونه‌برداری ندادند. حتی نمونه‌هایی که ما جمع‌آوری کرده بودیم، برای یک دانشگاه فرستاده بودیم که آن دانشگاه از انجام آزمایش سرباز زد و نمونه‌های ما را امحا کرد و اعلام شد پیگیر این ماجرا نشوید بهتر است. حتی در زمان نمونه‌برداری هم محیط‌بانان سازمان محیط زیست با پرخاش رفتار کردند. این در حالی است که این سازمان از فعالان محیط زیست خواسته است موضوعات مختلف را پیگیری کرده و با این سازمان همکاری داشته باشند. در چنین شرایطی بهتر است یک سری افراد مستقل هم بتوانند ورود کنند.

اولادزاد می‌افزاید: انتقاداتی که ما از سازمان دامپزشکی داشتیم این بود که به عنوان یک نهاد علمی ظاهر شود ولی عملا این اتفاق نیفتاد. حرف‌هایی که زده شد به نظر درست و براساس شواهد علمی به نظر نمی‌رسید و حتی یک کاربرگ به عنوان گزارش علمی به نهادها ارائه نداده و فقط یک گزارش دو صفحه‌ای در سایت خود منتشر کرده است.

همزمان با دعوای بین فعالان محیط زیست و سازمان دامپزشکی یکی از گمانه‌زنی‌هایی که توسط برخی افراد و فعالان محیط زیست مطرح شد این بود که ممکن است یک بیماری مخصوص پرندگان در تالاب میانکاله شیوع پیدا کرده باشد. در همین زمان بود که حتی یک پزشک معتمد محیط زیست استان مازندران در صفحه اینستاگرام خود نوشت که دلیل مرگ پرندگان «وبای طیور» است. البته این پزشک پستش را چند ساعت بعد از صفحه خود پاک کرد.

اولادزاد می‌گوید: سازمان دامپزشکی تقریبا ساده‌ترین راه را انتخاب کرده است تا هشداری برای مرغداری‌ها نفرستد و اگر اتفاقی برای مرغداری‌ها افتاد مسئولیتی بر گردن این سازمان نباشد. البته ما هیچ احتمالی درباره بیماری نمی‌دهیم، چون هیچ آزمایشی انجام نداده‌ایم. اما اگر بیماری نباشد پس انتقالی هم نیست و اگر سم است باید اجازه بدهند که ما هم از نمونه‌ها آزمایش بگیریم. آنها حتی با چند مرجع علمی دیگر که قصد آزمایش داشتند رفتاری مشابه ما داشتند.

اگرچه در همان هفته اول وقوع تلفات سازمان دامپزشکی اعلام کرده بود تلفات متوقف می‌شود اما با ادامه روند تلفات پرندگان مهاجر زمستانی و تسری آن به برخی از پرندگان شکاری، برخی از کارشناسان در علت اعلام‌شده مرگ تشکیک کردند و این رویه باعث نگرانی مردم و فعالان محیط زیست شد.

از کارخانه کمپوست تا طعمه‌های آلوده

قابل قبول نبودن ادعای سازمان دامپزشکی و ارائه شدن مدارک سم شناسی از سوی دامپرشکی، باعث شد گمانه‌زنی‌های بسیاری از سوی کارشناسان در رسانه‌ها مطرح شود که یکی از آنها حجم بالای آلایندگی تالاب به دلایل مختلف بود. یکی از این دلایل وجود کارخانه کمپوست در ۲ کیلومتری تالاب معرفی شد که گفته می‌شود شیرابه‌های زباله‌های دپوشده این کارخانه به کانالی می‌ریزد که مستقیما به تالاب راه دارد و دقیقا همان جایی است که پرندگان تلف شده‌اند. البته این تنها دلیل نبود، گویا فاضلاب چند شهر هم به این تالاب وارد می شود و شهرک‌های صنعتی و صنایع سنگین و کشتارگاه‌های اطراف تالاب که تقریبا آن را محصور کرده‌اند در این آلایندگی نقش دارند. در این میان برخی از گمانه زنی‌ها هم این بود که سموم کشاورزی وارد تالاب شده و حتی استفاده از طعمه‌های آلوده توسط شکارچیان می‌تواند یکی از دلایل قابل طرح باشد.

اولادزاد در این باره می‌گوید: سوال اینجاست که چرا وقتی تالاب میانکه در حال محصور شدن با کارخانه‌های صنعتی، دامداری‌ها و کشتارگاه‌ها بود، چرا سازمان محیط زیست از ایجاد آنها جلوگیری نکرده است. در حال حاضر حتی کشاورزان هم به حریم تالاب تجاوز می‌کنند و حتی حق‌آبه‌های آن را استفاده می‌کنند در چنین شرایطی به جای آب فقط شیرابه و فاضلاب و خون‌آبه وارد تالاب می‌شود.

چرا بوتولیسم فقط پرنده‌ها را کشته است

پاسخ شهاب‌الدین منتظمی، مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش محیط زیست به این گمانه‌زنی‌ها این بود که اگر سموم کشاورزی، صنعتی و سایر آلاینده‌ها وارد آب شده بود سایر آبزیان از جمله ماهیان نیز باید تلف می‌شدند. در حالی که جمعیت زیاد تلف شدگان در میانکاله پرندگان آبزی هستند. منتظمی بار دیگر ادعای ایجاد سم بوتولیسم را تکرار کرد و گفت: تعداد زیادی پرنده مهاجر کنار آبزی در نقاط کم عمقی تلف شده‌اند که احتمال کاهش اکسیژن در آن مناطق وجود دارد. بنابراین حتی می‌توان گفت که وارد نشدن آب به بالادست تالاب می‌تواند شرایط بی‌هوازی را ایجاد کند و سبب تولید بوتولیسم شود. البته در پاسخ به این صحبت‌های منتظمی می‌توان از استدلال خود وی در مورد وارد نشدن سموم کشاورزی و صنعتی به تالاب استفاده کرد. مسئولان محیط زیست بارها اعلام کرده‌اند که  هر نانوگرم سم بوتولیسم می تواند ۵ نفر را بکشد، پس سوال اینجاست که در صورت وجود سم بوتولیسم چطور سایز آبزیان توانسته‌اند جان سالم از آن به در ببرند؟

پیش‌تر عیسی کلانتری رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در اظهاراتش گفته بود وارد نشدن آب بالادست به تالاب میانکاله دلیل اصلی این اتفاق است. ادعایی که البته واکنش مدیرکل حوضه آبریز دریای خزر درباره آن این بود که در مسیر رهاسازی آب به میانکاله، سازه‌ای مانند سد یا مخزن مهمی نداریم که جلو رهاسازی آب را بگیرد. این صحبت‌ها گمانه‌زنی‌هایی را درباره حق‌آبه این تالاب ایجاد کرد که گفته می‌شود برخی از کشاورزان از ورود آن به تالاب جلوگیری می‌کنند. موضوعی که شاید با صحبت‌های اسماعیل کهرم همخوانی داشته باشد. البته به اعتقاد کهرم کارشناس محیط زیست واقعیت ماجرا در میانکاله این است که در تالاب سم ریخته‌اند.

به گفته وی ما در آن حوالی شکارچی داریم، صیاد ماهی داریم، گله‌دار داریم، گاومیش‌دار داریم، کشاورز داریم و در این میان البته سازمان حفاظت محیط زیست هم داریم. این‌ها وقتی که به دلایلی با یکدیگر به مشکل می‌خورند، وضعیت پیچیده می‌شود و برخی اوقات از سوی برخی از آنان چنین اقداماتی صورت می‌گیرد و در تالاب سم می‌ریزند، مثلا کسی از محیط‌بانی دلخور است برای جبران کردن دلخوری خود می‌رود چندین بار اخطار می‌دهد و بعد تهدید به ریختن سم هم می‌کند و در نهایت تهدید خود را عملی می‌کند.

چه باید کرد؟

تمام این سناریوها در حالی فضای مجازی را پر کرده است که مردم منطقه نسبت به تداوم تلفات و احتمال سرایت بیماری آنها به انسان به هر دلیل که باشد نگرانند. در چنین شرایطی به نظر می‌رسد دامپزشکی باید به جای اکتفا به گزارش اولیه خود، بررسی‌های دقیق میدانی و آزمایش‌های بیشتری را انجام دهد و در کنار آن با اطلاع‌رسانی دقیق و صحیح مردم را از نگرانی خارج کند. چنین اقدامی آن هم در شرایطی که صحبت‌های علی‌اکبر یداللهی معاون فنی اداره کل محیط زیست استان مازندران در مورد علت ماجرا در فضای مجازی پخش شده بیش از پیش ضروری است.

با تمام این تفاسیر، آنچه مسلم است، وضعیت تالاب میانکاله نیازمند اقداماتی جدی‌تر و عاجل‌تر است. در این چند وقتی که از این ماجرا گذشته است، گزارش و اخبار در مورد میانکاله و وضعیت آن به‌کرات در رسانه‌های مختلف منتشر شده و عمق فاجعه مشخص است. شاید مخلص کلام را ناصر کرمی، صاحب نظر مسائل محیط زیست خطاب به مسئولان گفته است؛ «صرفا جهت اطلاع؛ دو هفته گذشته است و هنوز نمی‌دانیم چرا همچنان پرندگان میانکاله هزارتا هزارتا می‌میرند.»

iran-emrooz.net | Sun, 09.02.2020, 14:30
رئیس جمهور آلمان ۲۲ بهمن را تبریک نمی‌گوید

دویچه وله: ارسال پیام تبریک از سوی رئیس‌جمهوری آلمان به مناسبت سال‌روز پیروزی انقلاب اسلامی تبدیل به سنت شده بود. پیام سال گذشته اشتاین‌مایر به روحانی موج گسترده‌ای از انتقاد را در پی داشت. در سال جاری پیام تبریکی ارسال نمی‌شود.

خبرگزاری آلمان (dpa) روز شنبه ۱۹ بهمن (هشتم فوریه) با انتشار گزارشی از برلین خبر عدم ارسال پیام تبریک از سوی فرانک‌والتر اشتاین‌مایر، رئیس جمهوری آلمان به مناسبت سال‌روز پیروزی انقلاب اسلامی را منتشر کرده است.

این خبر پیش از آن در روزنامه آلمانی‌زبان “ولت‌ام زونتاگ” منتشر شده بود. سخنگوی دفتر ریاست جمهوری آلمان در توضیح این سیاست گفته است:

«با توجه به تحولات ماه‌های اخیر در ایران، در سال جاری پیام تبریکی از سوی رئیس‌جمهوری آلمان ارسال نمی‌شود.»

توضیحات بیشتری پیرامون تغییر رویکرد آلمان در سال جاری نسبت به ارسال پیام تبریک به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی رسانه‌ای نشده است. با این‌حال آلمان با عدم ارسال پیام تبریک به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در سال جاری سنت‌شکنی کرده است. افزون بر آن، خودداری از ارسال پیام تبریک از سوی رئیس‌جمهوری آلمان حامل یک پیام سیاسی بوده و به‌مثابه تغییر رویکرد این کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران تفسیر شده است.

سرکوب خشن اعتراضات
در گزارش خبرگزاری آلمان در ارتباط با خودداری اشتاین‌مایراز ارسال پیام تبریک به مناسبت ۲۲ بهمن، به سرکوب خشن معترضان در ایران اشاره شده است.

روزنامه “ولت ام زونتاگ” نیز به سرکوب اخیر اعتراضات در ایران پرداخته است. این روزنامه کشتن ۱۵۰۰ نفر و دستگیری بیش از ۷۰۰۰ نفر در جریان سرکوب اعتراضات آبان‌ماه را یکی از دلایل عدم ارسال پیام تبریک از سوی رئیس جمهوری آلمان ارزیابی کرده است.

در سال گذشته، پیام تبریک فرانک والتر اشتاین‌مایر به حسن روحانی به مناسبت ۲۲ بهمن با انتقادهای شدیدی روبه‌رو شده بود. رئيس جمهوری آلمان، پیام سال گذشته خود را به نام مردم آلمان خطاب به روحانی نوشته بود و اعلام کرده بود که این کشور همه تلاش خود را برای اجرای برجام به کار خواهد بست.

یوزف شوستر، رئيس شورای مرکزی یهودیان در آلمان در آن هنگام از ارسال پیام اشتاین‌مایر به شدت انتقاد کرده بود. مدیر دیده‌بان حقوق بشر نیز از جمله کسانی بود که از ارسال پیام تبریک از سوی رئيس‌جمهوری آلمان انتقاد کرده بود.

بسیاری از شهروندان ایرانی ساکن آلمان نیز ناخشنودی خود را از این اقدام دولت این کشور ابراز کرده بودند. این در حالی است که تصمیم دفتر ریاست جمهوری آلمان مبنی بر عدم ارسال پیام تبریک در سال جاری با استقبال ایرانی‌ها روبه‌رو شده است.

بیژن جیرسرایی، سخنگوی سیاست خارجی حزب دموکرات آزاد آلمان این تصمیم اشتاین‌مایر را “هوشمندانه” خوانده و نسبت به آن ابراز رضایت و خشنودی کرده است.

لازم به یادآوری است که اوایل هفته جاری، شماری از کنشگران مدنی و فعالان فرهنگی و سیاسی در آلمان نامه‌ای خطاب به اشتاین‌مایر ارسال کرده و در این نامه خواستار خودداری او از ارسال پیام تبریک شده بودند.

این نامه از سوی شماری از فعالان حقوق بشر و از جمله مینا احدی، رویا حکاکیان و همچنین از سوی شاهین نجفی، خواننده ایرانی امضا شده است. گونتر والراف، خبرنگار سرشناس آلمانی و همچنین لالا سوس‌کیند، از آموزشکده یهودیان برای دموکراسی نیز از جمله افرادی هستند که با امضای خود از این اقدام حمایت و پشتیبانی کرده‌اند.

هم‌چنین هفته گذشته جمعی از چهره‌های سرشناس ایرانی ساکن شهرهای فرانکفورت و ماینتس متشکل از  پرستو فروهر، نرگس اسکندری گرونبرگ، منیره برادران، بهروز اسدی، فریبرز جعفرپور، مهدی جعفری گرزینی و شکری طریق در دیداری با خانم مالو درایر (Malu Dreyer)، نخست‌وزیر ایالت راین‌لندفالتس آلمان خواستار تصحیح سیاست آلمان در برابر جمهوری اسلامی ایران به سود حقوق بشر و حمایت از مطالبات آزادی‌خواهانه مردم ایران شدند.

iran-emrooz.net | Sat, 08.02.2020, 13:36
با تحريم انتخابات مجلس، خيزش آبان  و دی را تداوم بخشيم!

کمتر از سه هفته به يازدهمين دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی مانده است. جمهوری اسلامی از ابتدا با نهادینه ساختن تبعیض و محدودیت در حق انتخاب شوندگی، ساختاری را پایه گذاشت که نهاد ولایت فقیه به میانجیگری شورای نگهبان با گزینش کاندیداهای دلخواه خود، محدودۀ کنترل شدۀ رقابت های انتخاباتی را تعیین و عملا انتخابات را به انتصابات غیرمستقیم تقلیل دهد. در طول چهار دهه گذشته حوزه مجاری رسمی مشارکت سیاسی و گذشتن از فیلتر شورای نگهبان به تدريج تنگ تر شده است و این روند در “انتخابات” فعلی شدیدتر از گذشته ادامه یافته است. در نتيجه انتخابات مجلس در فضائی به شدت سرد برگزار می شود. علی خامنه ای، سپاه و اصولگرایان تصميم گرفته اند که اکثريت قاطع مجلس را قبضه کنند و آن را يکدست نمايند.

این تصمیم در شرایطی گرفته شده است که کشور در وضعيت بن بست قرار گرفته و با بحران های همه جانبه روبرو است. از آخرين انتخابات به اينسو بر ابعاد بحران ها افزوده شده است. کشور ما در اين فاصله زمانی روزهای پرمخاطره و رويدادهای بس مهمی را پشت سر گذاشته است: از خيزش اعتراضی مردم در ديماه ۹۶ تا خيزش آبان  ۹۸ در بيش از ۱۵۰ شهر و ۲۹ استان بدنبال گران شدن ناگهانی بنزین، از کشتار صدها تن از تظاهرکنندگان تا بازداشت هزاران تن از مردم معترض، از شليک به هواپيمای مسافربری اوکراينی و کشته شدن ۱۷۶ سرنشين آن، دروغگوئی و کتمان آن در طول سه روز تا اعتراض گسترده دانشجويان در دانشگاه های مختلف کشور و زير ضرب قرار گرفتن علی خامنه ای و سپاه پاسداران، از تحريم فلج کننده اقتصاد کشور توسط دولت امريکا تا نوسانات سرسام‌آور دلار و طلا، پرونده‌های قطور فسادهای مالی، گسترش فقر، بيکاری و تعميق شکاف طبقاتی.

اين رويدادها وضعيت سياسی را دگرگون کرده است. نظرسنجی ها نشان می دهد که نارضايتی ها در جامعه از جکومت و به ويژه از بحران اقتصادی به اوج خود رسيده و مردم سياست ها و عملکرد حکومت را عامل اصلی فلج شدن اقتصاد، به فلاکت کشيده شدن زندگی اکثريت مردم، منزوی شدن ايران در سطح جهانی و تشديد تنش ها در منطقه می دانند. از سوی ديگر در خيزش اعتراضی آبانماه و اعتراضات دانشجويان، ترس از حکومت در اذهان مردم شکست، از کارائی ابزار سرکوب کاسته شد و کشتارها قادر نشد که اعتراضات را خاموش کند. حجم نارضايتی و اعتراض در جامعه هم چنان به شدت بالا است و با هر جرقه ای می تواند شعله ور  شود. با رويدادهای چند ماه گذشته، جمهوری اسلامی در موقعيت ضعيفی قرار گرفته و صداهای اعتراضی در سطح جامعه قوی تر شده است، ريزش در بدنه حکومت شتاب گرفته و چالش در “بالا” تشديد شده است.

علي رغم بحرانی بودن وضعيت کشور، حکومت نه تنها به تغيير سياست ها و عملکرد خود تن نمی دهد بلکه برای تنگ تر کردن حلقه قدرت، در جهت يک پارچه کردن بيشتر آن و تشديد فضای پليسی خيز برداشته است و می خواهد بار ديگر انتخابات مجلس را بيش از پيش فرمايشی و مهندسی شده برگزار کند تا آخرین صداهای اعتراض نیز در مجلس شورای اسلامی خاموش شود و فقط نمايندگان گوش به فرمان خامنه ای به مجلس راه يابند و نهادهای نظامی، اطلاعات ـ امنيتی، نفوذ خود در عرصه های سیاسی و اجتماعی و سهم شان از منابع اقتصادی را افزایش دهند.در ايم راستا برای تشکيل مجلسی بی خاصيت تر و مطيع تر از جانب شورای نگهبان مهندسی نقطه به نقطه در آرایش‌ کرسی‌ها صورت گرفته است.

اما بايد توجه داشت که مجلس در جمهوری اسلامی اساسا کارآیی و جايگاه مهم در ساختار سياسی حکومت اسلامی نداشته و با هر حکم حکومتی خامنه ای عقب نشينی کرده است. اتکا حکومت نه به مردم و مجلس، بلکه به سپاه پاسداران، ارگان های متعدد اطلاعاتی ـ امنيتی، تبليغی و پايگاه محدود اجتماعی اش است. جمهوری اسلامی تلاش می کند با تبليغات گسترده مردم را به پای صندوق های رای بکشاند تا مشروعيت فروريخته خود را احيا کند و مدعی شود که مردم بار ديگر با حکومت بيعت کرده‌اند. خامنه ای اخيرأ گفته است: “ممکن است کسی از بنده خوشش نیاید اما اگر ایران را دوست دارد، باید به پای صندوق رأی بیاید.” اما همین آقای خامنه ای چند تن از کسانی را که از او “خوششان” نمی آيد و خواهان استعفايش شده بودند، به ۷۲ سال زندان محکوم کرد.

ما چهار حزب و سازمان دموکرات، جمهوری خواه و ملی براين نکته تاکيد داريم که در این شرائط شرکت در انتخابات فرمایشی، حتی برای دادن رای سفید به عنوان تائید رژیم به حساب می آيد. ما از مردم دعوت می کنيم که با خالی گذاشتن صندوق های رای و انجام اقدام مناسب برای بيان اعتراض، اجازه ندهند که حکومت از رای آن ها برای احيا مشروعيت از دست رفته خود سوء استفاده کند و مدعی شود که مردم حامی جمهوری اسلامی هستند. خالی گذاشتن صندوق های رای و تحريم فعال انتخابات، می تواند ضمن تقويت جنبش اعتراضی، ضربه ديگری بر جمهوری اسلامی وارد آورد و آن را بيش از پيش بی اعتبار سازد. تحريم فعال در ادامه اعتراضات آبان  و دی ماه، فرصتی مناسب برای پيوند زدن امتناع از صندوق رای با اعتراضات خيابانی است.

ما هم چنین از کمپین «اسفند بدون رای» حمایت می کنیم.

هئیت های سیاسی – اجرائی:

اتحاد جمهوری خواهان ایران
حزب چپ ایران (فدائیان خلق)
سازمان های جبهه ملی ایران در خارج از کشور
همبستگی جمهوری خواهان ایران

۱۹ بهمن ۱۳۹۸ (۸ فوريه ۲۰۲۰)

iran-emrooz.net | Sat, 08.02.2020, 11:57
جبهه ملی در انتخابات غیرآزاد و ناعادلانه شرکت نمی کند

جبهه ملی ایران در انتخابات غیرآزاد و ناعادلانه شرکت نمی کند

ملت شرافتمند ایران!
در پاسخ به پرسش هایی که از سوی هموطنان عزیز در مورد موضع جبهه ملی ایران در ارتباط با انتخابات مجلس در اسفند ماه ۹۸ مطرح می شود، صراحتا اعلام می داریم که اعضاء و هواداران جبهه ملی ایران در این انتخابات شرکت نخواهند نمود.

ملت شرافتمند ایران!
جبهه ملی ایران، طلایه دار آزادیخواهی و مردم سالاری که تاسیس و تشکیل آن به هفتاد سال قبل یعنی سال ۱۳۲۸ و به منظور بر قراری آزادی انتخابات در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی باز می گردد و خود در حقیقت مولود انتخابات و بنا بر این یقینا طرف دار انتخابات آزاد و سالم و عادلانه میباشد، اما به دلایل زیر در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت نخواهد کرد.

۱- برای تحقق انتخابات آزاد و سالم و عادلانه، پیش شرط هایی مانند آزادی احزاب، آزادی اجتماعات، آزادی مطبوعات، آزادی قلم وبیان و آزادی داوطلب شدن برای همه شهروندان با هر عقیده و باوری، ضرورتی حتمی و لازم است. در حالیکه در اوضاع کنونی کشور هیچ یک از این شرایط فراهم نیست.

۲- وجود پدیده ی نظارت استصوابی شورای نگهبان که با اعمال ممیزی روی داوطلبان نمایندگی، تنها افراد خودی و وابسته به حکومت را برای شرکت در انتخابات گزینش می کند و سایر افراد ملت را به اصطلاح خود رد صلاحیت کرده و از حضور درعرصه ی انتخابات باز میدارد، تا آنجا که در این دوره حتی بسیاری از شرکای دیروز حکومت هم مشمول این رد صلاحیت های گسترده گردیده و کنار گذاشته شده اند. با وجود این گونه مداخلات بازدارنده‌ی شورای نگهبان، اصولا روح انتخابات، و فلسفه ی آن، مخدوش و بلا موضوع گردیده است. و بدین روال مجلسی از نمایندگان حکومت و نه از نمایندگان ملت تشکیل می‌شود.

۳- وجود جو سرکوب گسترده و برخورد خشونت بار حکومت با ملت که تنها طی همین سه ماهه ی اخیر بیش از هزار کشته و هزاران مجروح و هزاران زندانی بر جای گذاشته و فاجعه ی ساقط کردن هواپیمای مسافر بری که ملت ایران را عزادار نموده است و ده ها مورد دیگر از رفتارهای نادرست و نا معقول در زمینه های سیاسی و اقتصادی، چه انگیزه و روحیه ای برای شرکت مردم در انتخابات باقی مانده است؟

۴- قانون اساسی کنونی دارای اشکالات ساختاری بنیادی است که با وجود آن ها، مجلس همان گونه که شاهد بوده ایم قادر به اثرگذاری در سیاست های داخلی و خارجی کشور و حل کردن مسائل کلان جامعه و دفاع از منافع ملی نیست. و تحت لوای این ساختار، مجلس نمیتواند کم‌ترین اثری روی امور کشور داشته باشد. و تنها به نهادی تشریفاتی و بی خاصیت تبدیل شده است.

نوزدهم بهمن ماه ۱۳۹۸
تهران – شورای مرکزی جبهه ملی ایران

iran-emrooz.net | Sat, 08.02.2020, 0:26
شکایت خانواده قربانیان هواپیمای اوکراینی از خامنه‌ای

بی بی سی

تیمی از وکلای کانادایی، که قبل‌تر در پرونده‌ای دیگر با موفقیت حکومت ایران را محکوم کرده بودند، اکنون وکالت خانواده قربانیان هواپیمای ساقط شده اوکراینی را بر عهده گرفته‌اند‌ و در طرح دعوای خود خواستار پرداخت معادل یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار غرامت شدند.

این وکلا در دعوای حقوقی خود از آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان متهم پرونده و فرمانده کل نیروهای مسلح ایران نام برده‌اند.

وکلای پرونده می‌گویند نام موکل خود را فاش نخواهند کرد و نام شاکی اصلی در این دادخواست “جان دوو” عنوان شده که از خانواده درجه یک “جک دوو” است.

در این پرونده آمده است که هویت شاکی باید محفوظ بماند چرا که این شکایت می‌تواند سبب شود خانواده “جان دوو” که ساکن ایران هستند از سوی حکومت ایران در معرض صدمه یا خطر مرگ قرار گیرند.

پرواز ۷۵۲ اوکراین صبح روز چهارشنبه ۱۸ دی (هشت ژانویه) دقایقی بعد از بلند شدن از فرودگاه بین‌المللی امام خمینی در نزدیکی تهران سقوط کرد. ایران بعد از سه روز انکار، سرانجام اذعان کرد که پدافند سپاه پاسداران “در اثر خطای انسانی” این هواپیما را هدف گرفته و سرنگون کرده است. تمامی ۱۷۶ سرنشین هواپیما کشته شدند.

۵۷ نفر از قربانیان شهروند کانادا هم بودند.

اکنون وکلای کانادایی در دادخواست نوشته‌‍اند سقوط این هواپیما عملی تروریستی و عمدی بوده است.

جوانا آرنولد، به همراه پدرش مارک ارنولد وکالت این خانواده ناشناس را به عهده دارند. آنها چندین پرونده علیه ایران اقامه کردند، از جمله درخواست تجدید نظر که در سال ۲۰۱۷ منجر به توقیف برخی از دارایی‌های ایرانیان در کانادا شد.

مشخص نیست که دارایی‌های دیگری از ایران در کانادا باقیمانده است یا خیر. آقای آرنولد گفته است که “به احتمال زیاد این پرونده با گذشت زمان ابعاد بیشتری پیدا می‌کند”.

مقامات ایران تا کنون در درباره این دعوای حقوقی اظهار نظری نکرده‌اند.

کانادا پیشتر هم مسئله پرداخت غرامت به خانواده‌های ۵۷ شهروند کانادایی که میان ۱۷۶ سرنشین این هواپیما بودند را مطرح کرده بود. مقامات این کشور از ابتدای سقوط هواپیمای اوکراینی به طور مداوم خواهان روشن شدن زوایای این حادثه و احقاق حق از بازماندگان بودند.

iran-emrooz.net | Thu, 06.02.2020, 21:19
احضار و بازداشت بیش از ۲۰ روزنامه‌نگار درچند هفته اخیر

سازمان گزارشگران بدون مرز روز پنجشنبه ۱۷ بهمن ۹۸ (۶ فوریه ۲۰۲۰) در گزارشی از تشدید فشار بر روزنامه‌نگاران در ایران از سوی نهادهای امنیتی این کشور خبر داد.

بنابر این گزارش، در پی سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراین و انتقادها درباره نحوه اطلاع‌رسانی این حادثه از سوی رسانه‌های حکومتی، ده‌ها روزنامه‌نگار بازجویی و احضار شده یا تحت فشار قرار گرفته‌اند.

روزنامه‌نگاران ایران مجبور بودند سه روز دروغ‌های مقام‌های جمهوری اسلامی درباره علت سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین را پوشش دهند. پس از اعتراف مقام‌های ایران به سرنگونی هواپیما با موشک سپاه پاسداران، هشتاد روزنامه‌نگار ایرانی با انتشار بیانیه‌ای به دروغ‌پردازی‌های رسانه‌های حکومتی واکنش نشان دادند.

این روزنامه‌نگاران نوشتند: «ما نیز از شنیدن این‌همه دروغ از رسانه‌های رسمی خسته‌ایم و متاسفیم که تمامی روزنامه‌ها هماهنگ با “رسانه ملی” (تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی) و بدون تحقیق و بررسی جوانب واقعه، به تکرارِ یک دروغ بزرگ اقدام کردند و افشای واقعیت چیزی جز شرمساری و رسوایی برای آن‌ها در برنداشت.»

پس از انتشار این بیانیه شمار زیادی از روزنامه‌نگاران امضاکننده آن احضار و بازجویی شدند. بنا بر اطلاعات گردآوری شده از سوی گزارشگران بدون مرز، از تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۳۹۸، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی دست کم ۲۱ روزنامه‌نگار را در شهرهای مختلف ایران احضار و بازجویی کرده‌اند.

گزارشگران بدون مرز می‌نویسد: «هیچ‌کدام از این روزنامه‌نگاران بازداشت نشده‌اند، اما هر لحظه امکان بازداشت آنها وجود دارد. برخی از این روزنامه‌نگاران هشدار برای “موضع‌‌گیری در شبکه‌های اجتماعی” را از سوی تحریریه خود دریافت کرده‌اند. از این میان شماری مجبور شده‌اند که حساب‌های خود را در اینستناگرام، توییتر و فیس‌بوک ببندند و یا تنها از “وضعیت آب و هوا” بنویسند.»

بنابراین گزارش، در دو هفته اخیر منازل و محل کار برخی از روزنامه‌نگاران بدست اطلاعات سپاه پاسداران بازرسی شده است و کامپیوتر، تلفن همراه، کتاب و دست نوشته‌های آنها ضبط شده است. از این میان مازیار خسروی روزنامه‌نگار سابق روزنامه شرق، یاسمن خالقیان روزنامه‌نگار مستقل، مولود حاجی‌زاده روزنامه‌نگار نشریه تعادل و یغما فشخامی روزنامه‌نگار سابق سایت اطلاع‌رسانی دیده‌بان. این دو آخری، سابقه بازداشت در سال‌های گذشته را دارند. ماموران اطلاعات سپاه به آنها اعلام کرده‌اند در انتظار احضار باشند.

یکی از روزنامه‌نگاران احضار شده در تهران که خواهان فاش شدن نامش نیست به گزارش‌گران بدون مرز گفت: «خبر احضارم را سردبیر روزنامه به من داد، من گفتم این شیوه احضار غیرقانونی است و من نخواهم رفت. همان شب فردی به تلفنم زنگ زد و بدون سلام شروع کرد به فحاشی کردن. فردای آن روز مجبور شدم به محل تعیین شده از سوی وزرات اطلاعات بروم. در آنجا مرا به همه جرم‌های واهی و خیالی متهم کردند. مجبور شدم تعهدی را امضا کنم و همه حساب‌هایم را در شبکه‌های اجتماعی ببندم. گفتند منتظر احضار به دادگاه باش.»

روزنامه‌نگار ‌دیگری نیز از جنوب کشور می‌گوید: «من را اطلاعات سپاه پاسداران احضار کرد و همه گفته‌هایشان در باره نوشته‌هایم در اینستاگرام بود که از پوشش دروغ حکومتی در باره هواپیما ابراز شرمندگی کرده بودم. در آخر گفتند: اگر نمی‌خواهی ده سال آینده را در زندان بگذرانی و زنده بمانی هم درِ دهانت را ببند و هم حساب‌هایت را در شبکه‌های اجتماعی. همین. با دشمن همکاری نکن.»

گزارش‌گران بدون مرز در پایان گزارش خود آورده است: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان در کار شکار فعالانی است که در شبکه‌های اجتماعی خبرهای “خطای انسانی” نظام را نقد و یا روشنگری‌های روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها در خارج از کشور را پوشش می‌دهند. این شهروند-خبرنگاران، امروز در ایران مرکز مبارزه برای اطلاع‌رسانی آزاد هستند. در طی دو ماه گذشته در سراسر ایران دست‌کم بیست تن از آنها خودسرانه احضار و یا بازداشت شده‌اند.»

iran-emrooz.net | Thu, 06.02.2020, 20:26
انتشار فایل صوتی تهدید مهدی محمودیان توسط مامور امنیتی

بی بی سی

مهدی محمودیان، فعال حقوق بشر و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸ از سوی اطلاعات سپاه برای دومین بار در دو ماه گذشته بازداشت شد.

پس از آنکه سپاه پاسداران اعلام کرد هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اوکراین را ساقط کرده، آقای محمودیان همراه با عده‌ای از فعالان مدنی و سیاسی فراخوان به روشن کردن شمع برای کشته‌شدگان این هواپیما داد.

براساس یک فایل صوتی که به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده بازجوی سازمان اطلاعات سپاه با او تماس می‌گیرد و وی را تهدید می‌کند فراخوان را حذف کند و می‌گوید در غیراین صورت، “خودم برت می‌دارم می‌برمت اوین و اونجا از خجالتت در میام”.

ماموران اطلاعات سپاه با مراجعه به منزل آقای محمودیان و تفتیش آن، کامپیوتر و موبایل و وسایل الکترونیک و شخصی‌اش را توقیف کردند و او را به محل کارش بردند و در دفتر کارش هم وسایلی را توقیف کردند. ماموران سپس او را بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند. اتهامات آقای محمودیان و دلیل بازداشت او هنوز اعلام نشده است.

در این فایل صوتی که مربوط به شنبه ۲۱ دی و پس از فراخوان عده‌ای از فعالان مدنی برای همدردی با جان‌باختگان هواپیمای خطوط هوایی اوکراین است، بازجوی اطلاعات سپاه با مهدی محمودیان تماس می‌گیرد و او را مواخذه می‌کند که چرا اقدام به انتشار چنین توییتی در حساب کاربری شخصی‌اش کرده است. بازجو می‌گوید: “شما باید برای این فراخوان مجوز بگیرید” و مهدی محمودیان در پاسخ، به قانون اساسی، آزادی تجمع مسالمت آمیز اشاره می‌کند.
فایل صوتی بازجوی مهدی محمودیان

در ابتدای این فایل صوتی بازجو از مهدی محمودیان سوال می‌کند “این توییت شما چیه” و پاسخ می‌شنود که “۱۸۰نفر آدم مرده‌اند و ما قصد داریم بریم در میدان‌های شهر براشون شمع روشن کنیم، همین، هیچ اتفاقی قرار نیست بیافته”.

بازجو: “مجوز گرفتید برای این کار؟”

محمودیان: “برای شمع روشن کردن مجوز می‌خواد؟”

بازجو: “وقتی فراخوان برای کل کشور می‌دید که ملت برن فلان کار را بکنند باید مجوز بگیرید”.

محمودیان: “از کی باید مجوز بگیریم؟”

بازجو: “شما که خودتون بلدید دیگه، باید یک جایی برید”.

محمودیان: “ما براساس قانون اساسی عمل کردیم”.

بازجو: “تو اوین هم مگه من به شما نگفتم، شما باید برید یک جا تعهد بدید که اسلحه دستت نیست؛ این را من به شما گفتم و اگر شما جوابی داشتید همون موقع باید می‌دادید”.

محمودیان: “همون موقع جواب دادم، شما امنیت ما را تضمین کنید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد”.

محمودیان در ادامه خطاب به بازجو می‌گوید که “این کار قبلا هم انجام شده بود، برای آتش نشان‌ها و برای سردار سلیمانی هم چنین کاری انجام شد و مجوز لازم نداشت”. بازجو می‌گوید “چون شما شروع کننده آن کار نبودید خبر ندارید” و محمودیان می‌گوید “من که رفتم شمع روشن کردم مجوزی در کار نبود”.

در بخش دیگری بازجو می‌گوید: “ما براساس اسناد و مدارک‌مون، اولین نفر برای این فراخوان شما و چند نفر دیگه هستید، امروز ساعت ۵ ملت بیان، شمع روشن کنند و درگیری بشه و اتفاقی بیافته و خون از دماغ کسی بیاد، من دارم به شما می‌گم، مسئولیتش با شماست”.

محمودیان می‌گوید که “مسئولیت امنیت ما با نهاد امنیتی است”. بازجو می‌گوید “ما مسئولیت کاری را به‌عهده می‌گیریم که خودمون شروع کرده باشیم”.

محمودیان در بخش دیگری می‌گوید: “من امیدوارم که نهاد امنیتی و نیروی انتظامی امنیت من را به‌ عنوان یک شهروند تامین کند”.

بازجو: “به‌عنوان یک شهروند امنیت همه تامین است، اما اگر به‌واسطه این موضوع حاشیه‌ای پیش بیاد، مسئله‌ای پیش بیاد، خودم برت می‌دارم می‌برمت اوین و اونجا از خجالتت در میام، نه با این برخوردی که دیدی”.

مهدی محمودیان در ادامه تاکید می‌کند که “هیچ کار غیرقانونی نکرده و کاملا از حق قانونی خودش استفاده کرده است”.

مهدی محمودیان در ۱۹ آذر ماه و به دلیل امضای بیانیه ۷۷ نفر در اعتراض به خشونت‌‌ورزی علیه معترضان آبان‌ماه به دادسرا احضار شد و پس از بازجویی، در پی صدور قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی در پایان ساعات اداری و ناتوانی در تودیع آن بازداشت شد. وی پس از بیش از سه هفته بازداشت، سرانجام در نهم دی ماه آزاد شد.

آقای محمودیان عضو حزب اتحاد ملت است و در سال ۱۳۸۸ هم به دلیل فعالیت‌هایش در کمیته‌ای درباره تحقیق بر سر تعداد کشته‌شدگان اعتراض‌ها، پنج سال زندانی شد.

iran-emrooz.net | Thu, 06.02.2020, 9:45
فراخوان برای تحریم فعال انتخابات «اسفند بدون رای»‏

فراخوان برای کارزار تحریم فعال انتخابات «اسفند بدون رای»‏
دعوت ۱۶۴ فعال سیاسی و مدنی برون مرزی از مردم ایران

انتخابات مجلس یازدهم در شرایطی فرا می‌رسد که ساختار انتخابات جمهوری اسلامی بیش از گذشته با موازین ‏انتخابات آزاد و منصفانه تعارض پیدا کرده است. این انتخابات نمایشی در حالی قرار است برگزار شود که در آن ‏تکلیف ۷۰ درصد حوزه‌های نمایندگی پیشاپیش با مهندسی نهاد ولایت فقیه، شورای نگهبان منصوب و نیروهای ‏نظامی-امنیتی بدون هرگونه رقابت معناداری حتی در بین جناح‌های حکومتی تعیین شده است و هیچ نسبتی با ‏حاکمیت ملی و نمایندگی ملت ایران ندارد‎.‎

‎ما جمعی از فعالان سیاسی و مدنی، مردم ایران را به  تحریم فعال و هدفمند انتخابات در «پویش اسفند بدون ‏رای» دعوت می‌‌نماییم تا شهروندان ایرانی با کاربست «نافرمانی مدنی» از حقوق شهروندی و شأن رای خود ‏دفاع نمایند. تحریم فعال انتخابات فرصت مناسبی برای استمرار اعتراضات و ساماندهی آن در جهت ارتقاء به ‏جنبش اجتماعی توانمند و فراگیر است‎.‎

‎شرکت در این انتصابات به صورتی غیرمستقیم، هم پایمال نمودن خون‌های جان‌باختگان اعتراضات آبان ماه  وبی ‏اعتنایی به انسان‌هایی است که مظلومانه در هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری چشم بر دنیا بستند و هم ‏آب به آسیاب استبداد دینی برای جبران مشروعیت از دست رفته‌اش می‌ریزد. مسئولیت مدنی و رسالت ملی و ‏مردمی ایجاب می‌نماید تا بازی «نمایش مشروعیت حکومت» را برهم زده و با دوری از صندوق‌های «رای زینتی»، ‏حرکت برای شکل‌گیری انتخابات واقعی و متناسب با شأن مردم شریف ایران در آینده را هموار ساخت. انتخاباتی ‏آزاد و منصفانه که محصول آن بتواند بستر اصلی سیاستگذاری و قانون‌گذاری در کشور باشد و گردش قدرت را ‏تضمین نماید، با «نه» گفتن به این انتخابات نمایشی و غیرموثر حاصل می‌شود.

‎ ‎تشکیل مجلسی که در ادامه‌ی مبارزات مردم ایران از نهضت مشروطه تا کنون، عصاره‌ی راستین فضائل ملت ‏باشد و دست غارت‌گران اموال عمومی و انحصارطلبان سیاسی را از  خانه‌ی ملت کوتاه نماید، نیازمند امتناع از ‏شرکت در چنین شبه انتخاباتی است. دستیابی به چنین اتفاق فرخنده‌ای، نیاز به تغییرات ساختاری و گسترده‌ی ‏سیاسی دارد که جمهوری اسلامی تا کنون در برابر آن سرسختانه مقاومت کرده است. ‏

در این راستا کمپین، شعارهای زیر را طرح می‌کند‎:‎

* تحریم انتخابات، پیوست اعتراضات
* رای ما،  «آری» به انتخابات آزاد برای مجلس موسسان
* متحد به انتخابات نمایشی «نه» می‌گوییم
* با تحریم شبه انتخابات، حرمت رای را پاس بداریم
* مجلس حکومتی، خانه مفسدان و متجاوزان به حقوق ملت
* آزادی و عدالت با «نه» به شبه انتخابات
* تحریم انتخابات، مبارزه با تبعیض ‏‎ ‎

کمپین با اتکا به فعالیت‌های خودجوش و شبکه‌ای، شامل همه‌ی اقدامات خلاقانه جهت تشویق به رای ندادن و ‏کاهش نرخ مشارکت بوده و می‌تواند اقدامات زیر را در برگیرد‎:‎

* ‎تماس هر نفر با حداقل ده نفر از اعضای خانواده، همکاران، دوستان و آشنایان جهت اقناع برای تحریم
* ‎تبلیغ فعالانه برای رای ندادن به عنوان «نافرمانی مدنی»‏
* ‎کارهای نمادین‎ ‎
* ‎مستندسازی تصویری درباره‌ی حوزه‌های خالی از رای‌دهنده و خلوت
* ‎انتشار کلیپ‌های تصویری، پوستر و کارهای هنری

با کاستن از شمار رای‌دهندگان به‌خصوص در شهرهای کوچک، شبه انتخابات مجلس یازدهم را به فرصتی برای ‏رشد جنبش اعتراضی فراگیر و زوال استبداد دینی بدل کنیم. هر ایرانی در داخل و بیرون از ایران مخاطب این کمپین ‏است که اقدامان آن مرحله به مرحله به اطلاع افکار عمومی می‌رسد.‏

زنده باد ایران
زنده باد آزادی و عدالت
برقرار باد یاد جانباختگان وطن

فهرست امضا کنندگان:‏
مهدی ابراهیم‌زاده، تورج ابوذرخانی، شاهرخ احکامی، مهرداد احمدزاده، دانیال اصغرخانی، پویان ‏اصلانی، محمد اعظمی، آرش اعلم، بیژن افتخاری، علی افشاری ،محمد اقتداری، مهدی اقدم، خسرو اکبری، بهرام ‏امامی، مهدی امینی، وهاب انصاری، مریم اهری، احمد بابانی، مهران بختیار، شهریار بخشی، رضا بدیعی،یدی بلدی، خسرو بندری، هوشنگ بیات، ‏منصور بیات زاده، داریوش پارسا، کوروش پارسا ،میثاق پارسا، سعید پاکیاری، مهدی پرویز، حسین پورجانکی، محمد ‏پوردوائی، میلاد پورعیسی، احمد پورمندی، علی پورنقوی، امیرحسین پویا، بیژن پیرزاده، محمود تجلی مهر، مریم تنگستانی، نیره توحیدی، رسول تیهوئیان، محمود جعفری، حسن جعفری، رضا جعفریان، آرش جنتی عطایی، فرزاد جواهری، احسان حسین زاده، حمید حسینی، شهرزاد حسینی، محمد حسین خاکباز، مهدی خانباباتهرانی، امیر خدیر، دریا خدیر، یلدا خدیر، بهروز خلیق، ناصر دارابی، مرتضی داور، ریموند درخشانی، مهرداد درویش پور، محمدرضا دفتری، شهره دیبا، فریبا راد، کمال رحمانیان، هوتن رضائی، هومن رضوی، رزا روزبهان، اسماعیل زرگریان،‌ هادی زمانی، حسن زهتاب، مریم سطوت، حجت سلطانی، ساسان سلیمانی، اکبر سوری، مسعود شب افروز، صادق شجاعی، منصوره شجاعی، امیرساسان شرفی، گلنار شفیعی، الهه ‏شکرائی، پروانه شکرائی، مرتضی شکیبائی، خدیجه شکیبائی- کمره‌ای، اسدالله صادقی، زهرا صادقی، جعفر صدیقی، اسماعیل صفرزاده، اشکبوس طالبی، اسفندیار طبری، پیمان عارف، میترا عالی ابوذر، محبوبه عباسقلی‌زاده، غلام عباسی، مجید عبدالرحیم پور، علی ‏عرب، مهدی عربشاهی، نادر عصاره، هژیر عطاری، فرزانه عظیمی، کاظم علمداری، رضا علوی، محمدصادق علی‌‏اصغری، ابراهیم علیپور، رضا علیجانی، رضا فانی یزدی، مهدی فتاپور، علی فتاح، مسعود فتحی، امیرحسین فتوحی، سبحان فخاریان، ‏نادر فروزی، سیامک فرید، فیروزه فولادی، کامبیز قائم مقام، محسن قائم مقام، سیاوش قائنی، مهتاب قریانی، یدی قربانی، رضا قریشی، ‏مسیحا قلع‌ریز، فرخ کابلیان، جمشید کابلیان، صادق کار، مسعود کاظم زاده، بهزاد کریمی، احمد کریمی حکاک، ‏سهیل کشاورز، بهرنگ کشاورز، ارسلان کهنموئی پور، مهدیه گلرو، سهیلا گلشاهی، حسن گلشاهی، منوچهر گلشن، مزدک لیماکشی، بهمن مبشری، امیر مبینی، اکبر محبت زاده، ملیحه محمدی، پرویز مختاری، منوچهر مختاری، تورج ‏مرادی، احمد مشعوف، نیما مشعوف، انوشه مشعوف، لیلی مشعوف، منصور معدل، منوچهر مقصودنیا، پروین ‏ملک، باویان ملک، کیوان ملکی، حسین منتظرحقیقی، پرویز مهرافشان، همایون مهمنش، فریده مهمنش، ‏محمود میرمالک ثانی، رضا میر،  هوشنگ ناصری، ابراهیم نبوی، امید نبوی، احمد نجاتی، پرویز نویدی، مرتضی نیکی، نادر‌ هاشمی، توران همتی، مجید هوشیار

iran-emrooz.net | Wed, 05.02.2020, 10:11
ترامپ در نطق سالانه‌ از کشتن قاسم سلیمانی دفاع کرد

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در نطق سالانه خود در کنگره، در حملات لفظی تازه‌ای به حکومت ایران، از کشتن قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دفاع کرده است.

آقای ترامپ در این سخنرانی همچنین از خط مشی خود در برابر ایران از جمله تشدید تحریم‌های اقتصادی دفاع کرد.

او در این نطق موسوم به “وضعیت کشور” گفت: “سلیمانی بی‌رحم‌ترین قصاب رژیم ایران بود. هیولایی که هزاران نظامی آمریکایی را در عراق کشت و معلول کرد. به عنوان بزرگ‌ترین تروریست در جهان، سلیمانی سازمان دهنده مرگ مردان، زنان و کودکان بی‌شماری بود. او حمله ماه دسامبر علیه نیروهای آمریکایی را در عراق هدایت کرده بود و همچنان مشغول برنامه‌ریزی بود. برای همین ایالات متحده دست به عملیاتی دقیق زد که سلیمانی را کشت و به رعب افکنی شیطانی او برای همیشه پایان داد.”

او همچنین در مورد اعتراضات آبان ماه ایران صحبت کرد:

“در ماه‌های اخیر شاهد بلند شدن صدای مردم سربلند ایران علیه حاکمان سرکوب‌گرشان بوده‌ایم. رژیم ایران باید تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را متوقف کند، به گسترش تروریسم، مرگ و ویرانگری پایان دهد و برای منفعت رساندن به مردم خود مشغول به کار شود. به خاطر تحریم‌های شدید ما، اقتصاد ایران در وضع بدیست. می‌توانیم به آنها کمک کنیم در مدت بسیار کوتاهی اقتصادشان را خیلی بهتر کنند. اما آنها یا خیلی مغرورتر یا احمق‌تر از آنی هستند که کمک بخواهند. ما حاضریم. باید دید چه راهی را انتخاب خواهند کرد. انتخاب با خودشان است.”

آقای ترامپ در این نطق که یک ساعت و ۱۸ دقیقه طول کشید از عملکرد دولت خود در عرصه‌های اقتصادی، مهاجرتی و امنیت ملی دفاع کرد.

او گفت روند احیای عظمت آمریکا سه سال پیش و پس از ورود او به کاخ سفید آغاز شد و ادامه خواهد یافت.

او گفت: “ما هرگز اجازه نخواهیم داد که سوسیالیسم نظام درمانی آمریکا را نابود کند.”

رئیس جمهور آمریکا همچنین با تاکید بر این که “من به وعده‌هایم عمل می‌کنم” یادآور شد که شش روز پیش پیمان تجاری تازه‌ای را به جای پیمان تجاری آمریکا شمالی - نفتا - امضا کرده است.

او گفت که کاهش نرخ بیکاری در آمریکا به کمترین سطح در نیم قرن گذشته رسیده است و افزود: “روزهای زوال اقتصادی به سر آمده است.”

در جریان این سخنرانی جمهوری‌خواهان به دفعات برای او کف زدند، اما دموکرات‌ها بدون هیچ واکنشی به نطق گوش می‌کردند.

هفت نماینده دموکرات مجلس نمایندگان از جمله اوکازیو کورتز این نطق را بایکوت کرده و از حضور در کنگره خودداری کرده‌اند تا به آن چه عادی‌سازی قانون شکنی‌های ترامپ می‌دانند اعتراض کنند.

آقای ترامپ در این سخنرانی همسر و فرزند یک نظامی آمریکایی که در سال ۲۰۰۸ در عراق کشته شده بود را به عنوان مهمان دعوت کرده بود. گروهبان وظیفه کریستوفر هیک در حمله‌ای کشته شد که به نیروی قدس سپاه پاسداران نسبت داده شده است.

خوان گوایدو، رهبر مخالفان ونزوئلا، هم یکی از مهمانان ویژه رئیس جمهوری آمریکا بود.

در جریان نطق آقای ترامپ مردی که دخترش در تیراندازی سال ۲۰۱۸ در دبیرستانی در پارکلند فلوریدا کشته شد بعد از هو کردن رئیس جمهور در جریان سخنرانی از مجلس نمایندگان بیرون برده شد.

فرد گوتنبرگ بعد از آنکه آقای ترامپ قول داد از متمم دوم قانون اساسی - به رسمیت شناختن مالکیت و حمل سلاح - حراست کند کلماتی را فریاد زده بود.

آقای ترامپ در مورد جنگ افغانستان گفت که به خاطر شجاعت نیروهای آمریکایی پیشرفت‌های زیادی انجام شده است و مذاکرات صلح ادامه دارد.

او گفت: “من در پی آن نیستم که صدها هزار نفر از مردم افغانستان که خیلی از آن‌ها بیگناه هستند را بکشم. این همچنین کار ما نیست که به عنوان نیروی پلیس کشورهای دیگر عمل کنیم.”

او گفت سربازان آمریکایی در دنیا بهترین هستند و می‌خواهند در جنگ پیروز شوند یا اصلا نجنگند: “ما تلاش می‌کنیم که سرانجام طولانی ترین جنگ آمریکا را به پایان برسانیم و نیروهای اما را به خانه برگردانیم.”

در لحظه‌ای خبرساز در مراسم امشب زمانی که آقای ترامپ پیش از شروع سخنرانی متن آن را تحویل نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان، می‌داد از دست دادن با او خودداری کرد.

با پایان یافتن نطق سالانه دونالد ترامپ در کنگره، نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان متن سخنرانی آقای ترامپ را پاره کرد.

واکنش دموکرات‌ها

واکنش دموکرات‌ها را گرچن ویتمر فرماندار میشیگان قرائت کرد.

او گفت که برای رد سخنان امشب آقای ترامپ “به خیلی بیش از ده دقیقه وقت نیاز دارد.”

خانم ویتمر گفت: “کارگران آمریکایی گرفتارند. دستمزدها راکد مانده درحالی که حقوق مدیر عامل‌ها سرسام‌آور است” و افزود که شرکت‌های بزرگ “پاداش برنامه کاهش مالیاتی که به آن نیاز ندارند را درو می‌کنند.”

دموکرات‌ها پاسخگو کردن شرکت‌های بزرگ را به عنوان یکی از مسائل عمده انتخابات ۲۰۲۰ مطرح می‌کنند.

iran-emrooz.net | Tue, 04.02.2020, 11:47
نظارت استصوابی به نهادهای مدنی رسید!

کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری مرکز طی بیانیه‌ای ردصلاحیت‌های داوطلبان انتخابات سی و یکمین دوره هیأت مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز را تصمیمی قیم مآبانه منتج به نحیف شدن نهاد وکالت دانست.

متن کامل بیانیه بدین‌شرح است:

نتیجه نظارت بی‌ضابطه و دخالت در انتخابات هیات ‌مدیره کانون وکلا، استحاله نهاد وکالت مستقل است.

کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری مرکز پیرو ردصلاحیت‌های گسترده و مکرر دادگاه انتظامی قضات در انتخابات هیأت مدیره دوره سی و یکم مواردی را اعلام داشته از جمله اینکه حاکمیت قانون در وضعیت تهدید و تحدید نهادهای مستقل مدنی تابِ بقا نداشته و هرگونه آسیب رساندن به اجزای جامعه مدنی، امیدها برای بهبود و توسعه را به سردی و تیرگی سوق می دهد. کانون وکلای مستقل دستاوردی نیست که در تجربه مجاهدت‌های تاریخی ملت، بدون تحمل مصائب و شداید به دست آمده باشد.

همه وکلای آزاده خود را پاسدار این میراث سترگ دانسته و برای سوگند حرفه‌ای که در پیشگاه دادگر هستی به وثاقت گذاشته‌اند، مسئولیت وجدانی قائلند و مماشات نسبت به این میثاق را نقض وفای به عهد می‌دانند.

اکنون باید با صدای رسا اعلام کنیم که ردصلاحیت ٢٩ تن از وکلای نامزد رقابت در انتخابات هیات‌مدیره دوره سی‌ویکم کانون وکلای مرکز و اعلام متعاقب اسامی ٦تن از تأییدصلاحیت‌شدگان به عنوان ردصلاحیت‌شده از سوی دادگاه انتظامی قضات، در سه حوزه ماهیت، آیین و گستره قابل تأمل و تذکر جدی است.

این هشدار ازآن‌روست که این قبیل تصمیمات قیم مآبانه منتج به نحیف شدن نهاد وکالت مستقل شده و در ادامه سیاستی است که نهاد وکالت را جزیی از اجزای حاکمیت و نه نهاد مستقلِ متشخصِ ضامن تحقق حکومت قانون و صیانت‌گر آزادی‌های مشروع شهروندان می‌پسندد!

در برهه‌ای که انتظار بر ارتقای شاخص‌های استقلال نهاد وکالت و پذیرش نهادهای مدنی مستقل در تمامی رژیم‌های حقوقی پیشرو دنیا با معیارهای توسعه مندتر در حال تکامل است، بازگشت به وضعیت پیشامشروطه در قالب گزینش‌گری‌های فاقد معیارهای مشخص قانونی، اعتبار نظام انتخابات کانون‌های وکلا را زیر سوال می‌برد.

این آیین گزینش و غربال‌گری که تداعی‌کننده نظارت‌استصوابی شورای نگهبان است، ناقض حق تعیین سرنوشت جامعه وکالت نسبت به خانه خود، یعنی “کانون وکلا” است.

جامعه وکالت این تخفیف را نمی‌پذیرد که با معیارهای نامشخص و بدون اینکه تصویر واضحی از آیین و مراتب و دلایل تأیید و ردصلاحیت پیش‌روی باشد، با یک سیاهه گزینش‌شده به وسیله سازمان قضاوتی وابسته به نهاد حاکمیتی، حق انتخاب را محدود و مهندسی و انتخابات حرفه را مبدل به انتصابات ببیند.

با لحاظ اصل عدم صلاحیت و با تقید به استقلال نهاد مدنی وکالت و اصل عدم مداخله حاکمیت در تشکیلات کانون‌های وکلا، این اقدامات را هجمه به استقلال نهاد وکالت تلقی نموده و بویژه تصمیم متأخر و شگفت‌انگیز دادگاه عالی انتظامی قضات در اعلام عدم صلاحیت ٦همکار دیگر از جمله رییس فعلی کانون، رییس اسبق و نواب رییس سابق کانون را در خارج از فرصت قانونی، ناموجه و غیرقانونی می‌دانیم.

تردید نداریم این قبیل تصمیمات مداخله‌گرانه عزم وکلای مقید به حکومت قانون و حقوق شهروندان را برای پیگیری مطالبات عمومی و حقوق مشروع خود در بستر استقلال از نهاد قدرت جازم‌تر خواهد کرد.

کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری مرکز در پایان این بیانیه، ضمن فراخواندن جامعه وکالت به همبستگی بیشتر برای دفاع از کیان استقلال کانون، امید دارد مسئولان امر در صدد جبران این روند باژگونه برآیند و از هر آنچه لطمه به اعتبار قوه‌قضاییه بعنوان پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی افراد ملت وارد می‌سازد، بپرهیزند.

iran-emrooz.net | Tue, 04.02.2020, 10:43
فراخوان نرگس محمدی: نه به انتخابات!

ملتی هستیم صلح‌طلب و پایبند به آرمان عدالت و آزادی. در پویش تاریخ پرافتخارمان از مشروطه تاکنون، نسل به نسل و نفس به نفس، آزادی و عدالت جسته و سر خم نکردیم. طی ۴۰ سال گذشته با مدنی‌ترین و مصالمت آمیزترین شیوه‌ها؛ استقلال، آزادی و جمهوری طلبیدیم. اما استبداد سر برافراشت.

ملتی پا به صحنه گذاشت و با خیزشی پایه صندوق‌های رای اصلاحات طلبید. اما حکومت با بحران و سرکوب در مقابل ملت ایستاد.

ملت، حکومت را به اعتدال فراخواند، لیکن افراط و کشتار خیابانی پاسخ بی‌رحمانه‌ی حکومت بود. در اعتراض به تضعیع حقوق اساسی ملت و سیاست‌های سرکوبگرانه‌ی حکومت و بی‌توجهی به رای و خواسته ملت و در شرایطی که حکومت هیچ یک از راه های قانونی و مسالمت آمیز مشارکت و اعتراضات مردمی از جمله تجمعات، راهپیمایی‌ها و تحصن‌ها و شکل گیری نهادهای مردمی و مدنی را برنمی‌تابد و با شیوه‌های خشونت‌آمیز، زندان، شکنجه، سرکوب و کشتار آبان با مردمی بی‌پناه و ستم‌دیده مقابله می‌کند.

شایسته است که  با مدنی ترین شیوه ی اعتراض به پا خیزیم و با راه اندازی کارزار قدرتمند “تحریم انتخابات” پاسخ سیاست‌های تنگ نظرانه و سرکوب‌گرانه حکومت را داده و به حرمت خون کشته‌شدگان مظلوم در پای صندوق‌های رای حضور نیابیم.

iran-emrooz.net | Mon, 03.02.2020, 21:42
استقبال دیده بان حقوق بشر از کانال انتقال دارو به ایران

ایران: کانال سوییس-آمریکا برای انتقال فوری دارو
تراکنش اولیه برای داروهای حیاتی انجام شد

(بیروت، ۳۱ ژانویه ۲۰۲۰) –  دیده‌بان حقوق بشر امروز گفت تکمیل ترتیبات تجارت بشردوستانه سوییس برای انجام تراکنش‌های مالی برای ارسال داروهای حیاتی گامی در جهت صحیح است. این ترتیبات می‌تواند سبب کاهش آسیب‌هایی شود که تحریم‌های آمریکا متوجه حق ایرانیان به سلامت می‌کند.

در ۳۰ ژانویه ۲۰۲۰ وزارت خزانه‌داری آمریکا و اداره امور اقتصادی سوییس اعلام کردند که پرداخت اولیه برای انتقال داروهای پزشکی برای «بیماران سرطانی و پیوند[عضو]» به ارزش ۲/۳ میلیون یورو(۲/۵ میلیون دلار) را به شکل «آزمایشی» تکمیل کرده‌اند. وزارت خزانه‌داری ایجاد کانالی بشردوستانه را در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۹ اعلام کرده بود. این امر پس از این صورت گرفت که وزارت خزانه‌داری در ۲۰ سپتامبر بانک مرکزی ایران را تحت تحریم‌های ضدتروریستی قرار داد؛ اقدامی که جریان تجارت بشردوستانه معاف از تحریم‌ها به داخل ایران با تهدید جدی روبه‌رو کرد.

مایکل پیج، معاون مدیر بخش خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر، گفت «انجام تراکنشی که امکان می‌دهد داروهای حیاتی به دست مردم ایران برسند نشانه‌ای امیدوارکننده برای این نکته است که دولت آمریکا پذیرفته است که تحریم‌های گسترده‌اش اثری منفی روی سلامت ایرانیان می‌گذارند». او اضافه کرد «این تراکنش آزمایشی نباید نیاز به نظامی جامع برای تحت نظر گرفتن اثر منفی تحریم‌های آمریکا روی حقوق بشر، و همچنین برداشتن گام‌هایی برای اصلاح را مخفی کند».

در ۲۹ اکتبر دیده‌بان حقوق بشر گزارشی مبتنی بر این امر منتشر کرد که تحریم‌های گسترده بر تراکنش‌های اقتصادی، در کنار موضع‌گیری‌های تهاجمی از سوی مقامات آمریکایی، به شدت توان نهادهای ایرانی برای تأمین مالی واردات بشردوستانه از جمله تجهیزات پزشکی و داروهای حیاتی را محدود کرده است. دولت آمریکا معافیت‌هایی برای واردات بشردوستانه در رژیم تحریم‌هایش ایجاد کرده بود. اما دیده‌بان حقوق بشر به این نتیجه رسید که این معافیت‌ها عدم تمایل شدید شرکت‌ها و بانک‌های آمریکایی و اروپایی به ریسک مواجهه با اقدامات قانونی و تحت تحریم قرار گرفتن به خاطر صادرات یا تأمین مالی کالاهای بشردوستانه مشمول معافیت را جبران نکرده است.

دیده‌بان حقوق بشر به ثبت مواردی از امتناع شرکت‌ها از فروش دارو به ایران، و همین‌طور مواجهه عملیات‌های غیردولتی و بشردوستانه با موانعی بر سر انتقال پول مرتبط به فعالیت‌هایشان در ایران ادامه داده است.

کشورهایی که تحریم‌های اقتصادی اعمال می‌کنند باید اثر آنها روی حقوق بشر جمعیت تحت تأثیر، مخصوصاً در موارد کالاهای حیاتی از جمله دارو و غذا، را بررسی کنند. تحریم‌های جامع و با پایان باز نظیر آنهایی که دولت ترامپ علیه ایران اعمال کرده است در حقوق بشر ایرانیان و توان آنها برای رسیدگی به نیازهای اولیه‌شان تداخل ایجاد کرده است. دیده‌بان حقوق بشر با تحریم‌هایی که اثر منفی نامتناسب روی حقوق بشر داشته باشند یا آسیبی نالازم، مخصوصاًبرای جمعیت‌های آسیب‌پذیر، ایجاد کند مخالف است.

دیده‌بان حقوق بشر گفت وزارت‌های خارجه و خزانه‌داری آمریکا باید تضمین کنند که کانالی شفاف برای ارتباطات بین سازمان‌های غیردولتی، گروه‌های امدادی، و دیگر گروه‌های مشغول به فعالیت برای حمایت از حقوق مردم ایران وجود داشته باشد.

پیج گفت «کنگره آمریکا باید به مطالبه پاسخگویی از دولت درباره اثر سیاست‌هایش روی حق سلامت ایرانیان ادامه دهد».

برای گزارش‌های دیگر دیده‌بان حقوق بشر درباره ایران لطفاً از این صفحه بازدید کنید:
https://www.hrw.org/middle-east/n-africa/iran

برای اطلاعات بیشتر لطفاً تماس بگیرید:
برای دیده‌بان حقوق بشردر واشنگتن دی‌سی، آندره‌ا پراسو(انگلیسی): +1-202-612-4352؛ +1-917-842-5109 (موبایل)؛ یا  andrea.prasow@hrw.org. توییتر: @andreaprasow
در واشنگتن دی‌سی، تارا سپهری‌فر(انگلیسی و فارسی): +1-617-893-0375 (موبایل)؛ یا sepehrt@hrw.org. توییتر: @sepehrifar
در نیویورک، مایکل پیج(انگلیسی و عربی): +1-617-453-8063 (واتس‌اپ و سیگنال)؛ یا pagem@hrw.org. توییتر: @MichaelARPage

iran-emrooz.net | Mon, 03.02.2020, 10:26
ورود روزانه حدود ۱۰۰۰ مسافر مستعد کرونا به ایران

شرق: هرچه آمار مبتلایان و جان‌باختگان «کروناویروس» بیشتر می‌شود، نگرانی‌های مردم هم افزایش پیدا می‌کند. ایرانیان حالا اخبار مسافرت‌های بین ایران و چین را با دقت و ریزبینی دنبال می‌کنند و به نظر می‌آید بخشی از این نگرانی‌ها هم معقول و دست‌کم پرسش‌هایی بحث‌برانگیز هستند. بررسی‌های «شرق» نشان می‌دهد مسافران ورودی از چین به تهران، فقط از یک دوربین حرارتی گذر می‌کنند و در‌صورتی‌که دمای بدن آنها عادی باشد، به حال خود رها می‌شوند. این موضوع زمانی نگران‌کننده است که بدانیم دوره نهفتگی ویروس کرونا بین ۳ تا ۱۴ روز است و ممکن است تعدادی از حدود هزار مسافر ورودی روزانه، در لحظه ورود به ایران به این ویروس مبتلا ولی در مرحله نهفتگی باشند. اگرچه وزارت بهداشت این احتمال را رد نمی‌کند، اما از اجراکردن پروتکل‌های جهانی می‌گوید.

از خطرناک‌ترین فرودگاه دنیا آمدیم و به حال خود رها شدیم
«سیاوش» یکی از حدود سه هزار دانشجوی ایرانی مشغول به تحصیل در چین است که صبح دیروز به تهران بازگشت. او دانشجوی شهر نانجینگ است و برای رسیدن به ایران، به‌طور مستقیم از فرودگاه شانگهای به فرودگاه بین‌المللی امام خمینی رسیده است. اما فرودگاه شانگهای در روزهای گذشته به‌عنوان یکی از خطرناک‌ترین فرودگاه‌های دنیا در زمینه ویروس کرونا معرفی شده و سیاوش و صدها مسافر دیگر هم از همین فرودگاه به تهران رسیدند.

او می‌گوید در فرودگاه امام خمینی فقط از دوربین حرارتی گذشته است: «فقط دوربین حرارتی گذاشته بودند. دو خانم در ورودی بودند که ماسک زده بودند اما کامل خود را نپوشانده بودند. این ویروس بیشتر از راه تماس انسان با سطوح آلوده منتقل می‌شود و در نتیجه پوشیدن چشم مهم است ولی این دو خانم چشم‌هایشان را نپوشانده بودند. روند هم این‌طور است که یکی از آنها دوربین را به سمت مسافران ورودی می‌گیرد که اگر دمای بدن بیش از حد نرمال باشد، هشدار می‌دهد».

سیاوش به دوره نهفتگی این ویروس هم اشاره می‌کند که با این روش قابل تشخیص نیست: «می‌گویند کسانی که سیستم ایمنی بدنی قوی‌ای دارند، ممکن است نهایتا دو هفته نهفتگی داشته باشند. ما از فرودگاه شانگهایی آمدیم که یکی از خطرناک‌ترین فرودگاه‌های کنونی دنیاست ولی بعد از گذر از دوربین حرارتی به حال خود رها شدیم». او پیشنهاد می‌دهد: «دست‌کم یک شبانه‌روز ما را نگه می‌داشتند که مراقبت بیشتر شود و الان که آمدیم، دست‌کم یک فراخوان دهند که هرکسی از چین آمده، بیاید و کارهای دقیق‌تر را انجام دهد یا اگر این کیت‌های تازه رسیده با آنها بررسی صورت گیرد. این کار را می‌توانند انجام دهند».

پاسخ وزارت بهداشت: پروتکل‌های بهداشت جهانی را رعایت می‌کنیم
مشابه‌ توضیحات سیاوش را چندین مسافر ورودی از چین هم به «شرق» می‌گویند که خلاصه توضیحات الان به نگرانی از دوره نهفتگی این ویروس برمی‌گردد که وزارت بهداشت هم احتمال آن را رد نمی‌کند اما راه دیگری را هم سراغ ندارد. «کیانوش جهان‌پور» مدیر روابط عمومی این وزارتخانه دراین‌باره به «شرق» می‌گوید: «درحال‌حاضر بررسی بیشتری در دنیا وجود ندارد و ما چیزی بیشتر از این نداریم. ما پروتکل‌های جهانی را رعایت می‌کنیم. دستورات سازمان جهانی بهداشت را حتی سخت‌تر انجام می‌دهیم. هر جای دنیا را ببینید الان همین مراقبت‌ها صورت می‌گیرد».

او درباره درخواست قرنطینه چندروزه مسافران ورودی از چین هم می‌گوید: «افرادی که در ووهان بودند، قرنطینه می‌شوند ولی اینکه روزی هزار مسافر چینی را در ایران قرنطینه کنند، منطقی نیست و در هیچ جای دنیا هم این‌طور نیست. علائم بیماری از سه روز تا ۱۴ روز اعلام می‌شود و قرنطینه یکی، دو روز هم کمک نمی‌کند. تنها پروتکل همین مراقبت سندرومیک است که در ایران هم رعایت می‌شود».

اما مسافرانی که از فرودگاه‌های خطرناک چین مستقیم به تهران وارد می‌شوند، ممکن است مبتلا به این ویروس و در دوره نهفتگی باشند. برای مقابله با این وضعیت چه کاری باید انجام داد؟ جهان‌پور در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «قطعا این‌گونه است و این احتمال وجود دارد ولی هیچ جای دنیا این‌طور نیست که همه افراد ورودی قرنطینه شوند و فقط افراد ورودی از شهر اصلی یعنی ووهان قرنطینه می‌شوند».

پروازها به‌زودی قطع می‌شوند
اگرچه در روزهای گذشته و با درخواست وزیر بهداشت و با مصوبه هیئت دولت، قرار بر این شد که پروازهای مستقیم ایران به چین متوقف شود اما همچنان تعدادی از این پروازها به قوت خود باقی است که با نگرانی‌هایی هم همراه شده است. در شبکه‌های اجتماعی حتی فیلم‌های منتشر شده که متقاضیان ورود به چین در فرودگاه‌های مختلف، ابتدا به ایران می‌آیند و سپس از ایران به چین می‌روند که البته مدیر روابط عمومی هواپیمایی ماهان آن را رد می‌کند.

«حسین عبداللهی» دراین‌باره می‌گوید: «هیچ کشوری اعلام نکرده که پروازهایش را ممنوع کرده و ایرلاین‌ها هستند که محدود می‌کنند. ما هم بر اساس تصمیم سازمان هواپیمایی قرار است که یکسری پرواز داشته باشیم که مسافرهای مانده بروند و بیایند و دیگر فروش جدیدی نیست».

او البته ورود متقاضیان چین به ایران و بعد سفر به چین را چندان درست نمی‌داند و می‌گوید: «همین الان ایرلاین ترکیش پروازهای پکن و شانگهای و حدود ۱۰ شهر را دارد و نیاز نیست مسافران چینی از ترکیه به ایران بیایند». عبداللهی درباره تفاوت کنونی پروازهای بین ایران و چین نسبت به دیگر پروازها هم می‌گوید: «معمولا در این پروازها یکسری کارهای بهداشتی انجام می‌شود که وزارت بهداشت در اختیار ما قرار داده است». علاوه‌براین در خبرها و به نقل از منابع معتبر آمده است که ایران کیت‌های مخصوص تشخیص ویروس کرونا را هم خریداری کرده که در راه ورود به کشور هستند. ورود این کیت‌ها می‌تواند تااندازه‌ای نگرانی‌ها را از بین ببرد.

iran-emrooz.net | Mon, 03.02.2020, 9:39
دستمزد ‌ حبس

مرضیه امیری / شرق

روی برد کوچکی جلوی درِ فروشگاه قیمت اقلام را با ماژیک نوشته‌اند. تازه به اینجا آمده‌ام و از تفاوت قیمت‌ها با بیرون از این چهاردیواری تعجب می‌کنم. مسئول فروشگاه می‌گوید همه اجناس با ۲۵ درصد افزایش قیمت نسبت به بازار بیرون فروخته می‌شوند. این «ارزش‌ افزوده» رسمی است که به‌عنوان اصل نانوشته‌ای جاافتاده و ‌کسی هم پاسخی برای چرایش نمی‌گیرد؛ «چون روال این است». اقلام دیگری نیز که به ‌شکل فهرست هفتگی از سوی زندانیان نوشته شده، تا ۴۰ درصد گران‌تر به‌ دستشان می‌رسد و می‌گویند هزینه ایاب‌و‌ذهاب روی آن می‌آید. گرچه بودجه‌ای حدود هزارو ۷۰۰ میلیارد تومان به سازمان زندان‌ها تعلق می‌گیرد، اما آماری وجود ندارد که از این بودجه چه سهمی به زندانیان می‌رسد.

سازوکار گذران معیشت زندانی‌ها طوری تنظیم شده که خود زندانیان به ‌شکلی «خودکفا» هزینه‌های خود را بپردازند و از سوی دیگر تمام امور خدمات‌دهی به زندانیان از‌جمله تهیه و خرید اقلام مورد نیاز، به پیمانکار سپرده شده است. زندانیان زن زندان اوین وضعیت امرار معاششان را با اصطلاح «حبس غیرانتفاعی» توصیف می‌کنند؛ وضعیتی که در زندان‌های عمومی شدیدتر است. در این گزارش با کسانی که در زندان بوده‌اند یا هنوز در زندان به‌ سر می‌برند، گفت‌وگو کرده‌ایم و تلاش شده تصویری کلی از معیشت «ساکنان» زندان‌های اوین و قرچک به صورت نمونه ترسیم شود؛ از اینکه هر زندانی باید چقدر خرج کند تا بتواند حبس بکشد و از وضعیت اشتغال زندانیان در زندان (اسامی افرادی که با آنها حرف زده‌ایم، به ‌صورت مستعار آمده است).

حبس‌های گران
یک مرغ کوچک، ۲۵۰ گرم گوشت قرمز، شش عدد تخم‌مرغ، پنج عدد پنیر کوچک یک‌نفره، برنج، روغن و نیم‌کیلو سیب‌زمینی ‌و پیاز، جیره‌ای است که زندان هر ماه به زندانی‌ها می‌دهد. این جیره متوسط زندانیان بند یک نسوان اوین است که در دوره‌ها و ماه‌های مختلف، متفاوت است؛ در ماه‌هایی به ‌حداقل می‌رسد و گاهی اوقات هم با توجه به خیرمقدم ریاست جدید یا آمدن بازرس، کمی بیشتر می‌شود. کسانی که این جیره را دریافت می‌کنند، دیگر نمی‌توانند غذای زندان را استفاده کنند و باقی‌مانده سفره خود را باید با خرید از فروشگاه کوچک بند و خریدهای هفتگی پر کنند. زندانیان زن بند دو بند نسوان اوین هم از آنجا که آشپزخانه‌ یا گرمخانه‌ای ندارند، از غذای زندان استفاده می‌کنند؛ روزی سه ‌وعده غذا. در این بند چند کودک هم ‌همراه مادرهایشان در زندان به ‌سر می‌برند و از همان غذایی می‌خورند که برای بقیه زندانی‌ها آورده می‌شود.

یکی از کسانی که در بند یک بند نسوان اوین بود، می‌گفت: من در بیرون از زندان با یک‌میلیون‌و ۵۰۰ تومان حقوق یک زندگی حداقلی داشتم و اجاره‌خانه هم می‌دادم؛ حالا اینجا اجاره‌خانه فقط نمی‌دهم و یک‌ میلیون ‌تومان خرجم می‌شود. برای کسانی که پول از طرف خانواده‌هایشان به حسابشان واریز می‌شد، احساس تلخ همیشگی همراهشان بود که با گرانی‌های بیرون از اینجا، آنها مجبور هستند هزینه‌های سنگین اینجا را هم بپردازند و برای کسانی هم که خودشان با کار در زندان مانند چرم‌دوزی و بافتنی معیشت می‌گذراندند، همه‌ چیز آن‌قدر گران بود که از پس خرید آن برنمی‌آمدند. طبق آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، اقلامی که از سوی زندانی‌ها خریداری می‌شود، باید به قیمت مصوب میدان‌های تره‌بار باشد، اما این اصل چندان رعایت نمی‌شود. سبزیجات و میوه‌هایی که به ‌دست زندانیان می‌رسد، بین ۳۰ تا ۵۰ درصد در هفته‌های مختلف گران‌تر از قیمت میادین تره‌بار است.

در کنار این هزینه‌ها، کسب‌وکار به ‌شکل دیگری در زندان پررونق است. تا سال گذشته در زندان اوین، اجناسی که برای دست‌دوزی و صنایع دستی زندانیان مانند چرم و کاموا مورد نیاز بود، از سوی خانواده‌های آنها به‌ دستشان می‌رسید، اما حالا با ممنوع اعلام‌کردن تحویل این اقلام، فروشگاه خود زندان برخی از آنها را می‌آورد و مثلا کاموایی که بیرون از زندان شش هزار تومان است،‌ زندانی‌ها مجبور هستند آن را بین ۱۲ تا ۱۵ هزار تومان بخرند.

در میان کالاهایی که فروشگاه عرضه می‌کند، یک برند بیشتر از همه به چشم می‌خورد؛ برند حامی. این مارکی است که سوله آن در خود زندان اوین است و آن‌طور که زندانی‌ها می‌گویند، این «کارخانه» نه‌ تولیدکننده بلکه بسته‌بندی‌کننده اقلامی است که به‌ صورت عمده خریداری شده و در آنجا بسته‌بندی می‌شود و با قیمتی که حامی تعیین کرده، به ‌فروش می‌رسد. بقیه برندها را نیز بازاریاب‌های خرید زندان تعیین می‌کنند؛ این قسمت از اداره زندان به ‌دست پیمانکار سپرده شده و به ‌قول اسناد توسعه‌ای سیاست‌گذاری در اقتصاد ایران، با «برون‌سپاری» امورات را می‌گذرانند. پیمانکاران باید کالا را وارد فروشگاه‌ها کنند؛ البته با تعیین و اجرای بیشترین سود. حاشیه امن این سود را می‌توان در تفاوت قیمت کالاها در زندان با بیرون از آن مشاهده کرد. یک نمونه آن سیگاری است که در بیرون از زندان هفت هزارو ۵۰۰ تومان است و در فروشگاه زندان تا ۱۲ هزار تومان فروخته می‌شود.

اما این وضعیت در زندان‌های عمومی دیگر و با جمعیت چندهزارنفری به‌مراتب متفاوت‌تر است. در زندان قرچک، غذایی که به زندانیان داده می‌شود شامل برنج و ماکارونی است؛ سویا هم به‌ندرت در غذای آنها ریخته می‌شود. برخی از آنها در زندان کار می‌کنند و در ازای آن، تایم تلفن می‌گیرند و آن را به زندانی‌های دیگر می‌فروشند.

قصه «رای‌کار»ها در زندان قرچک
باران متولد ۷۴ است و در آشپزخانه زندان قرچک کار می‌کند. او از تجربه کار در آشپزخانه می‌گوید. «در بدو ورودم به زندان قرچک ورامین متوجه لفظی به اسم «رای‌کار» شدم. بیشتر از ۱۰ دقیقه حق تماس نداشتم و می‌گفتند اگر «رای‌کار» باشی، از حق تماس بیشتری برخوردار می‌شوی».

در ادبیات زندان رای‌کار به کسی می‌گویند که برای کارگاه‌های زندان کار می‌کند و در ازای آن «امتیازاتی» مانند ماهی یک بار ملاقات حضوری، تماس تلفنی بیش از ۱۰ دقیقه، حق تردد در کریدور و بخش‌های دیگر زندان به او داده می‌شود.

باران می‌گوید: «من توان خرید زمان بیشتر تماس را نداشتم». همین شغلی به نام «رای‌کار» بازاری را در میان زندانی‌ها شکل داده که روی تایم تلفن قیمت می‌گذارند و آن را می‌فروشند. تایم روزانه عمومی زندانیان در هر بند با توجه به جمعیت ۲۰۰‌نفری و  چهار باجه تلفن ۱۰ دقیقه است. تایم‌های تلفن از ۱۰ دقیقه تا یک ‌ساعت فروخته می‌شود و قیمتش هم از ۶۰ هزار تومان برای استفاده ۲۰ دقیقه‌ای دوره ۱۰روزه شروع می‌شود.

باران صحبتش را با شرح سازوکار کار در آشپزخانه ادامه می‌دهد: «با توجه به اینکه آشپزی بلد بودم و از آشپزی‌کردن هم خوشم می‌آمد، تصمیم گرفتم که رای‌کار آشپزخانه شوم. به‌عنوان کارگر آشپزخانه وارد آنجا شدم».

طبق توصیف باران، آشپزخانه قرچک محیطی بزرگ و حدود ۲۰۰ متر است. به جز پنج قابلمه صنعتی هیچ وسیله صنعتی دیگری در آشپزخانه وجود ندارد. در قسمت پشتی آشپزخانه انبار قرار دارد و یک سردخانه هم در آن است. کارگران آشپزخانه دارای وظایف مختلفی هستند. «وسط‌کار»ها که تعدادشان چهار نفر است، کسانی‌ هستند که وظیفه پوست‌کنی و خردکردن سیب‌زمینی، پیاز، بادمجان و نیز شست‌وشوی زمین و جابه‌جایی وسایل انبار و سردخانه را بر‌عهده دارند. فضای نیروی کار آشپزخانه را طوری چیده‌اند که وسط‌کارها باید نیروی بدنی و جسمی بالایی داشته باشند. کار آنها از ساعت هشت صبح شروع می‌شود و تا شش عصر ادامه دارد.

«برنج‌پز»ها مسئول طبخ و کشیدن برنج در قابلمه‌ها هستند. تعدادشان دو نفر است. کیسه‌های برنج را در قابلمه‌های صنعتی می‌ریزند و باقی کارها به روش سنتی و با نیروی جسمی فرد پیش می‌رود. برنج را در آبکش‌ها می‌ریزند و قابلمه‌ها را با دست جابه‌جا می‌کنند.

برنج‌پزی جزء کارهای پرخطر آشپزخانه است. سپیده آبادی، پنج سال است که وظیفه طبخ برنج را برعهده‌ دارد. یک روز آب جوش قابلمه برنج روی دستش می‌ریزد و باعث سوختگی و عفونت می‌شود.

«مسئول خورش» هم شخصی با قدرت بدنی بالاست که پخت خورش در وسایل غیرصنعتی را برعهده دارد. خانم شهلا میرخانی، مسئول آشپزخانه، یک روز برای جابه‌جایی قابلمه خورش قصد کمک به کارگرهای زندانی را داشته که قابلمه می‌ریزد روی سرش و یک سال دوران نقاهتش طول می‌کشد. حمل غذا به بندها و شست‌وشوی قابلمه‌ها از دیگر کارهای مربوط به آشپزخانه است. کارهای آشپزخانه را ۱۱ نفر انجام می‌دهند.

فروغ یکی از زندانی‌های قرچک می‌گوید: «سینک ظرف‌شویی، گاز صنعتی، چاقوی مناسب، میز کار و پوست‌کن می‌تواند شرایط کار در آشپزخانه را بهبود ببخشد».

به گفته فروغ هیچ‌کس حق غذا‌خوردن در قسمت آشپزخانه را ندارد. همچنین تخلف از هرکدام از قوانین زندان از‌جمله پوشیدن لباس‌هایی با آستین خیلی کوتاه یا تنگ و همچنین استفاده از لوازم آرایشی‌ باعث ممنوع‌الکار‌شدن افراد می‌شود. فروغ می‌گوید: «حتما کار در آشپزخانه لطف بزرگی در حق ماست و منتش را هم باید بپذیریم».

در آسایشگاه پرسنل قرچک نیز زندانیانی از صبح تا ساعت ۱۲ شب مشغول آماده‌کردن غذای پرسنل، شستن ظروف و رختخواب‌های آنها و کارهایی از این قبیل بودند که دستمزد آنها روزانه ۴۰ دقیقه حق استفاده از تلفن و ماهانه ۷۰ هزار تومان پول بود. برخی از زندانیان نیز تایم تلفنی را که در ازای کارگری در آشپزخانه یا کارگاه‌های اشتغال به آنها تعلق گرفته، با یک پاکت سیگار معاوضه می‌کنند.

بخش کارگاه اشتغال برای یادگیری حرفه‌هایی مانند قلاب‌بافی، قالی‌بافی و کیف‌دوزی در زندان قرچک تأسیس شده است.

زمان استفاده از کارگاه از صبح تا ظهر است و ۱۵ دقیقه حق استفاده‌ از تلفن را برای کارآموزان به‌همراه دارد. بعد از یادگیری حرفه‌ها، زندان محصولات را تحویل گرفته و خودش آنها را می‌فروشد. مشاغل دیگری هم در زندان هستند؛ مانند کارگری کریدور، کارگری سرویس‌های بهداشتی، توزیع‌کننده غذا، تایمر تلفن، بهداشت‌یار، رابط بهداری یا ریاست اندرزگاه. تمامی خدمات زندان توسط خود زندانی‌ها انجام می‌شود، حتی تهیه غذای پرسنل، شستن ظروف غذای آنها و آسایشگاه‌ها، همه و همه توسط خود زندانی‌ها انجام می‌شود. در زندان اوین نیز همین رویه اجرا می‌شود و تمامی خدمات نظافت بند را خودشان انجام می‌دهند.

امتیازدهی به پیمانکاران برای حفظ «امنیت» سرمایه گذاری
یکی از پیمانکارانی که با زندان اوین و کانون اصلاح و تربیت کار می‌کند، به «شرق» می‌گوید: «ما فضایی را به‌عنوان کارگاه از زندان اوین اجاره کردیم، ماهانه مبلغی اجاره می‌دادیم و معاف از مالیات و پرداخت قبض آب و برق بودیم. در کارگاه من ۳۵ تا ۴۰ نفر زندانی روزانه شش ساعت کار می‌کردند و به‌ آنها بین ۱۰۰ هزار تومان تا ۴۰۰ هزار تومان که به نسبت مهارت و کارایی متفاوت بود، پرداخت می‌کردم. این رویه تا سه سال پیش در جریان بود؛ اما اکنون متفاوت شده. دیگر طرف حساب ما بنیاد تعاون زندان است، اجاره پرداخت نمی‌کنیم و هرچقدر سود فروش کارمان باشد، تقریبا ۵۰-۵۰ تقسیم می‌کنیم. دیگر ما دستمزد زندانی‌ها را نمی‌دهیم و بنیاد تعاون پرداخت می‌کند. آنها هم سودی که خودشان دارند، ۳۰ به ۷۰ تقسیم می‌کنند و تقریبا ۳۰ درصد یا در مواردی ۴۰ تا ۵۰ درصد آن را به‌عنوان دستمزد به زندانی‌ها می‌دهند. به این شکل کار برای ما خیلی خوب شده است. اجاره پرداخت نمی‌کنیم و در واقع اجرت می‌گیریم و خب زندانیان هم مهارت و کارایی‌شان بالا رفته و حجم کار تولیدی ما خیلی بیشتر شده است.

انحصار یک برند در فروشگاه‌های زندان
مواد غذایی زندان‌های اوین و قرچک تقریبا یکسان است؛ اما کم‌بودن امکانات و تعداد کارگران آشپزخانه برای طبخ غذای دو هزار نفر زندانی با جیره غذایی، عملا باعث  اجبار در مراجعه به فروشگاه‌های زندان برای تهیه غذا می‌شود. در مجموع هرچند مارک‌های دیگر هم در میان اجناس فروشگاه‌های این دو زندان پیدا می‌شود اما بیشترین  انحصار در اختیار کارخانجات «حامی» است. یک زندانی اگر بخواهد به‌جای غذای زندان از فروشگاه خرید کند، برای یک وعده جایگزین باید حدود ۲۵ تا ۴۰ هزار تومان هزینه کند. همچنین هزینه تهیه هر شل آب معدنی نیز بسیار بالاست و برای هر بطری آب‌معدنی که در زندان قرچک به‌دلیل شوری آب، مجبور به‌خریدش هستند، باید بین سه‌هزارو ۵۰۰ تا  پنج هزار تومان هزینه کنند.

با توجه به مخارج بسیار بالای زندان قرچک بسیاری از زندانیان برای تأمین نیازهای مالی خود و فرستادن قسمتی از پول به بیرون از زندان، برای خانواده یا نزدیکانشان، مشغول کارکردن هستند.

مریم، یکی از زندانی‌ها می‌گوید: «جالب است، لباس‌هایی که خودمان در کارگاه می‌دوزیم، می‌رود و مارک «حامی» روی آن خورده می‌شود و بعد در بوتیک زندان همان را می‌آورند به ‌قیمت بالا می‌فروشند؛ مثلا برای یک شلوار نخی که بیرون ۲۰ هزار تومان است، اینجا بین ۷۰ تا ۹۰ هزار تومان باید پول بدهیم. برای بلوزهای هم‌شکل و یک‌رنگ، با کیفیت پایینی بوتیک زندان حداقل ۵۸ هزار تومان هزینه می‌کنیم».

مدیرعامل بنیاد تعاون و حرفه‌آموزی زندانیان می‌گوید: هم‌اکنون گروه کارخانجات حامی زندانیان در ۳۱ استان و در ۲۹۰ زندان کشور و همچنین در هزارو ۱۰۰ فروشگاه ویژه زندانیان وجود دارد.

به‌گفته مدیرعامل بنیاد تعاون زندانیان کشور «برای توسعه اشتغال زندانیان در کشور ۲۰۰ میلیارد تومان سرمایه‌گذاری شده و بنیاد تعاون زندانیان به دنبال ایجاد اشتغال در داخل زندان‌ها، پیرامون و خارج از زندان‌هاست تا تولید را با هدف فروش انجام دهد».

مجتمع کشت و صنعت کوثر ساوه یکی از مجتمع‌های بنیاد است که در شش سال گذشته سه طرح توسعه‌ای ترمینال فراوری پسته، میدان پسته‌خشک‌کنی و سوله درجه‌بندی و طرح آبیاری مکانیزه با تحت پوشش قراردادن ۱۶۰ هکتار از باغات پسته با احداث استخر بزرگ با ظرفیت ۲۰ هزار مترمکعب آب را انجام داده است. همچنین شرکت کشت و صنعت حامیان فدک با اجرای هزارو ۵۰۰ هکتار آبیاری مکانیزه در قالب سه طرح ملی در منطقه فشافویه تهران از «دستاورد»‌های بنیاد در شش سال گذشته است.

به‌گفته مدیرعامل بنیاد تعاون زندانیان در حال حاضر به طور کلی در اشتغال مولد و غیرمولد، ۵۰ هزار نفر از زندانیان کشور در کار هستند.

گروه کارخانجات حامی با انعقاد قرارداد با صاحبان صنایع و مشاغل، شهرداری‌ها، شهرک‌های صنعتی، سازمان جهاد کشاورزی و ادارات منابع طبیعی استان‌ها و سایر دستگاه‌ها، زندانیان را در انواع فعالیت‌های تولیدی صنعتی‌، کشاورزی،‌ جنگل‌کاری، آبخیزداری، خدمات شهری تولید قطعات صنعتی و ساخت محصولات متنوع مشغول به کار می‌کند.

جالب است که در آذرماه امسال نیز معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه‌ قضائیه در نامه‌ای به وزیر صنعت، معدن و تجارت از راه‌اندازی سامانه حامی، از سرمایه‌گذاری «مشروع» و شروع به کار آن به‌طور رسمی خبر داده و خواهان معرفی این سامانه به فعالان اقتصادی شده است.

iran-emrooz.net | Mon, 03.02.2020, 9:03
چرا هزاران پرنده در تالاب میانکاله تلف شدند؟

روزنامه شهروند

اطلاعات تازه، احتمال نقش یک خاکریز در بالادست تالاب میانکاله را در مرگ ١٢‌ هزار پرنده قوی کرده است.

«چرا هزاران پرنده در تالاب میانکاله تلف شدند؟» با این که سازمان دامپزشکی دلیل اولیه مرگ پرندگان مهاجر را سم بوتولیسم دانسته، گروهی از فعالان محیط زیست، به دنبال جواب، نمونه‌هایی از پرندگان مرده را به آزمایشگاهی مستقل فرستادند اما آزمایشگاه‌ لاشه‌ها را از بین برد و گفت که نمونه دیگری را بررسی نخواهد کرد. رئیس سازمان حفاظت محیط ‌زیست در آخرین اظهاراتش «وارد نشدن آب بالادست به تالاب میانکاله» را علت تلف‌شدن پرندگان دانسته است، دامپزشکی به آزمایش اولیه اکتفا کرده و سازمان حفاظت محیط زیست هنوز به دلایل وجود سم بوتولیسم در تالاب پی نبرده است.

مرگ پرندگان بیشتر از ١٠ روز پیش در مازندران آغاز شده اما در تالاب میانکاله هنوز لاشه‌هایی برای شمردن پیدا می‌شود. تا دیروز شمار پرندگان مرده به ١٢‌هزار می‌رسید و شهاب‌الدین منتظمی، مدیر کل دفتر مدیریت حیات‌ وحش سازمان حفاظت محیط‌ زیست، اعلام کرد که به دلیل شرایط نامساعد جوی در میانکاله هنوز آمار جدیدی به دست نیامده است: «تعداد زیادی پرنده مهاجر کنار آبزی در نقاط کم‌عمقی تلف شده‌اند که احتمال کاهش اکسیژن در آن مناطق وجود دارد. بنابراین حتی می‌توان گفت که واردنشدن آب به بالادست تالاب می‌تواند شرایط بی‌هوازی را ایجاد و سبب تولید بوتولیسم شود.» از نگاه مسئولان سازمان محیط ‌زیست هم مرگ هزاران پرنده بر اثر سم بوتولیسم موضوع نادری است که نیاز به بررسی دارد.

میانکاله، محصور در مشکلات

بعضی فعالان محیط ‌زیست به دلایل اعلام‌شده مشکوک هستند. سهیل اولادزاد، فعال و کارشناس محیط‌ زیست مازندران یکی از آنهاست که می‌گوید: «آنها می‌خواهند ماجرا را به این ختم کنند که مشکل از تالاب است. طوری که حتی وقتی خواستیم درباره روشن‌شدن ابعاد مرگ‌ومیر پرندگان از نهادهای علمی و دانشگاهی کشور به‌ عنوان افراد بی‌طرف کمک بگیریم، ترسیدند و با ما همکاری نکردند. ما چهار پرنده را با سختی فراوان به کیلومترها دورتر از مازندران فرستادیم اما آزمایشگاه از ترس سازمان دامپزشکی و سازمان محیط ‌زیست همکاری نکرد تا بفهمیم که پرنده‌ها به چه دلیلی مردند.»

او می‌گوید آنها به دلیل بی‌اعتمادی ناچار به این کار شدند: «سازمان دامپزشکی باید نظرات علمی بدهد اما واکنش‌هایش هیجانی است و نظراتش غیر علمی. آنها می‌گویند بوتولیسم عامل مرگ پرندگان است. اما باید پرسید چرا بوتولیسم در زمستان سرد فعال شده است؟ علاوه بر این بوتولیسم نیاز به جلبک دارد در حالی ‌که در مراکزی که مرگ پرندگان مهاجر اتفاق افتاده، هیچ جلبکی وجود نداشته است. از طرف دیگر سنگدان همه این پرندگان خونریزی داشته است. با این شواهد بسیاری از دامپزشکان به چرایی علت این مرگ‌ومیر وسیع به نتیجه رسیده‌اند.»

اولادزاد از انتشار پستی در صفحه اینستاگرام دامپزشک معتمد محیط ‌زیست استان می‌گوید که در آن دلیل مرگ پرندگان را «وبای طیور» اعلام کرده و بعد این پست را پاک کرده بود.

با وجود این اتفاقات بررسی‌های میدانی این فعال محیط‌ زیست نشان می‌دهد، منابع آلاینده تالاب میانکاله بسیارند؛ ازجمله کارخانه کمپوست بهشهر که در فاصله یک و نیم تا دو کیلومتری تالاب راه‌اندازی شده است: «بعد از گذشت دو سال از افتتاح کارخانه و سروصدای بسیار که «مشکل زباله شرق استان را حل کردیم»، کارش نگرفت و در حال حاضر زباله‌ها در این منطقه دپو شده و شیرابه آن به کانالی می‌ریزد که مستقیما به تالاب راه دارد، درست همان‌جایی که مرگ پرنده‌ها اتفاق افتاده است.»

از طرف دیگر به گفته او فاضلاب شمال شهرهای نکا، بهشهر، گلوگاه، بندر گز و بندر ترکمن و تمام روستاهایشان به تالاب میانکاله می‌ریزد و شهرک‌های صنعتی، صنایع سنگین و کشتارگاه‌هایی که تالاب میانکاله را محصور کرده‌اند: «به طور مثال در قلعه‌پایان یک گاوداریِ حدود ٢٠٠ رأسی وجود دارد و خیلی از کشتارگاه‌های شبیه به آن خونابه را به تالاب می‌ریزند و حداقل ٣-٤ کشتارگاه طیور هم همین کار را می‌کنند. از طرف دیگر وجود صنایع کشتی‌سازی صدرا، حفاری شمال، شرکت نفا، کنسروسازی‌های دور تا دور تالاب هم مزید بر علت شده تا به آلودگی در میانکاله دامن بزند: «اگر پساب و شیرابه هر کدام از این صنایع به تالاب بریزد، می‌تواند شکوفایی جلبکی به وجود بیاورد و این خود عامل ایجاد وبا و گرم‌شدن آب و همچنین به وجودآمدن سم بوتولیسم است.»

از نگاه این کارشناس محیط‌ زیست همه این موارد دلیلی بر ضرورت بررسی دقیق و علمی است اما مراکز علمی دولتی کنار کشیده‌اند و کسی نیست که پاسخی علمی بدهد. او می‌گوید اگر به همین طریق پیش برود، فعالان محیط‌ زیست از قوه قضائیه درخواست ورود خواهند کرد.

یک جای کار می‌لنگد

علی کشمیری، فعال حقوق حیوانات که همراه این گروه در تلاش برای ارسال نمونه لاشه به مراکز مستقل بوده، می‌گوید: «بعد از گفت‌وگو با مراکز، هفته پیش نمونه‌هایی را از میانکاله برای ما ارسال کردند؛ پرنده‌هایی که چهارشنبه تلف شده بودند و پنجشنبه به دست من رسید اما در حالی ‌که آزمایشگاه انجام این کار را قبول کرده بود، کنار کشید.»

به گفته او در حالی‌ که آزمایشگاه مرجع برای از بین بردن نمونه باید به مالک اطلاع می‌داد، آنها لاشه را معدوم کردند: «این کار غیر قانونی بود و آنها با از بین بردن نمونه، روی تعهدات‌شان پا گذاشتند. صبح دیروز وقتی دلیل معدوم‌ کردن را پرسیدیم، گفتند دچار فساد بافتی شده و قابلیت آزمایش نداشته است. آنها در نهایت در واکنش به آوردن نمونه جدید گفتند دیگر این کار را انجام نمی‌دهیم.» از نگاه کشمیری ترسی پنهان در این اتفاق مستتر است و «یک جای کار می‌لنگد.»

بعد از این ماجرا او به یاد مرگ ١٦٠ قوچ و میش در پارک میرزا بایلو در شرق استان گلستان افتاده که «آن زمان هم دلایلی را که می‌توانست منجر به مرگ این حیوانات شود، اعلام کردند؛ مسمومیت عمدی، بیماری براکسی، سرما و .... .» ‌سال پیش دست آخر بعد از ٢٠ روز، دامپزشکی علت مرگ‌ومیر این حیوانات را بیماری براکسی تشخیص داد و گفت که حیوانات علوفه یخ‌زده مصرف کرده بودند و این باعث ایجاد زخم در معده و روده آنها شده است.

این فعال حقوق حیوانات آن زمان برای بررسی موضوع به پارک میرزا بایلو می‌رفت که مانع ورودش به منطقه شدند: «در مسیر من را برگرداندند و اجازه ورود ندادند؛ در حالی ‌که حیوانات را دفن کرده بودند و من اطلاع داشتم آماری که اعلام کرده بودند با عدد واقعی نمی‌خواند. در نهایت چیزی را پنهان کرده بودند.» به گفته او، این تجربه باعث شد این‌ بار هم به دلایل مختلفی که برای مرگ پرندگان مهاجر اعلام می‌شود، اعتماد نکند: «تجربه گذشته نشان داد ممکن است مصلحت‌اندیشی پشت قضیه باشد. حیات وحش و پرندگان دغدغه سازمان دامپزشکی نیست. مأموریت و ماهیت شکل‌گیری این نهاد با بیماری‌های مشترک میان انسان و حیوان مرتبط است اما رویکرد محیط ‌زیست متفاوت است.»

هفته پیش گفتند تلفات متوقف شده اما مرگ پرندگان تا دیروز ادامه داشته است. «آنها آمار را ابتدا مخفی کردند. وقتی می‌گفتند زیر پنج‌هزار پرنده تلف شده، ما آمار ١٠‌هزار را داشتیم. افرادی که در دفن و جمع‌آوری لاشه فعالیت می‌کردند از آمار ١٥ هزارتایی می‌گفتند. سوال این است که چرا اعداد را کم‌رنگ می‌کنند و ابعاد را کوچک نشان می‌دهند؟ به همین دلیل تلاش کردیم آزمایش مستقلی انجام دهیم هر چند در نهایت ترسیدند و انجام ندادند.»

وارد نشدن آب بالادست ربطی به خاکریز ندارد

دو روز پیش عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت محیط‌ زیست در مراسم روز تالاب‌ها گفت که وارد نشدن آب بالادست به تالاب میانکاله علت تلف شدن پرندگان است: «زمانی که آب بالادست وارد تالاب نشود، اتفاق میانکاله می‌افتد و شرایط هوازی به جریان بی‌هوازی تبدیل می‌شود و تولید سم بوتولیسم می‌کند. نخستین قربانیان این اتفاق حیات وحش هستند و کم‌کم به انسان هم می‌رسد. ما زنجیره محیط‌ زیست را پاره کردیم، بیایید یک‌ بار با جدیت به محیط ‌زیست بپردازیم. سازمان حفاظت محیط ‌زیست هم با این که بودجه زیادی ندارد اما به صورت قانونی جلوی تخلفات را خواهد گرفت.»

اشاره به وارد نشدن آب بالادست در حالی است که تیرماه امسال سازمان محیط ‌زیست اعلام کرد که احداث یک خاکریز (دایک خاکی) محیط زیستی تالاب میانکاله را نجات داده است. بعضی فعالان نیز در روزهای گذشته بستن راه آب و دو تکه شدن تالاب را دلیل این مرگ‌ومیر دانسته بودند. این طرح البته در ضلع غربی میانکاله افتتاح شده بود.

حسینعلی ابراهیمی کارنامی، مدیر کل محیط‌ زیست استان مازندران احداث دایک را به «بستن آب بالادست» که معاون رئیس جمهوری به‌عنوان دلیل تلفات وسیع پرندگان از آن یاد کرده بود، مرتبط نمی‌داند: «بسته شدن آب به این دایک ربطی ندارد. منظور آقای کلانتری حق‌آبه تالاب است یا مدیریت نشدن آب در منابع آب‌ریز. اگر بپذیریم که بوتولیسم در تالاب فعال شده، یکی از دلایل آن نرسیدن آب از بالادست و حوزه آبخیز خواهد بود. خود این اتفاق هم عمدتا به تغییر اقلیم و مدیریت صحیح منابع آب در حوزه آبریز برمی‌گردد و در کنار آن برداشت غیر مجاز از آب‌های زیرزمینی و مهار آب‌های سطحی از عوامل موثر است. بنابراین به دایک اصلا ربطی ندارد.»

به گفته او «از قدیم هم این دایک را زده بودند. در بهار آب خوبی پشتش جمع شد و کانون گرد و غبار را مهار کرد. این دایک داخل خلیج است اما کانون مرگ‌ومیر پرندگان از روستای قلعه‌پایان گلوگاه تا اسکله گلوگاه است و ارتباطی به اینجا ندارد. عده‌ای می‌خواهند این دو موضوع را به هم ربط دهند. مرجع علمی که باید به ما اعلام کند دامپزشکی بوده که بوتولیسم را دلیل تلفات دانسته است. وظیفه ما هم جمع‌آوری و امحای لاشه‌ها بوده که با همه قوا درحال انجام آن هستیم.»

اما آیا جمع‌آوری لاشه‌ها تنها وظیفه سازمان محیط‌ زیست است؟ آیا با اعلام بوتولیسم به‌عنوان دلیل این تلفات، سازمان محیط‌ زیست نباید به دنبال چرایی سمی شدن تالاب باشد؟ مدیر کل محیط‌ زیست مازندران چنین پاسخی دارد: «در شرایط حال حاضر دستور پروتکل‌های ملی و بین‌المللی در حوزه تلفات پرندگان، این است که لاشه‌ها را برای جلوگیری از انتشار بیماری جمع‌آوری کنیم اما در ادامه حتما دلایل را بررسی خواهیم کرد.»

ابراهیمی کارنامی اینها را می‌گوید و با اشاره به فرستادن نمونه به آزمایشگاه‌های مستقل و در نهایت انجام نشدن آزمایش ادامه می‌دهد: «ترساندن آزمایشگاه از سوی سازمان محیط‌ زیست نبوده. ما به تسریع و شفافیت اطلاعات اعتقاد داریم. سانسور را قبول نداریم و معتقدیم اشکالات باید رفع شود. اگر مرجع علمی به نتیجه متفاوتی رسیده، می‌تواند به ما یا دامپزشکی اعلام کند. درخواست ما این است که اگر نتیجه‌ جدید نظر سازمان دامپزشکی را نقض یا تکمیل می‌کند، حتما ما را در جریان بگذارند.

iran-emrooz.net | Sun, 02.02.2020, 19:36
۷۲ سال حبس برای ۸ امضا کننده درخواست استعفای خامنه‌ای

خبرگزاری هرانا – دادگاه انقلاب مشهد، هاشم خواستار، محمد نوریزاد، عبدالرسول مرتضوی، محمد حسین سپهری، فاطمه سپهری، هاشم رجایی، محمد حسین پور و مرتضی قاسمی، هشت تن از کنشگران مدنی که تابستان امسال با نوشتن نامه‌ای خواستار استعفای آیت الله خامنه‌ای شده بودند را مجموعا به ۷۲ سال حبس تعزیری، ۶ سال ممنوعیت خروج از کشور و ۶ سال تبعید محکوم کرد.

این حکم روز یکشنبه ۱۳ بهمن ماه به متهمان این پرونده ابلاغ شده است. پرونده جواد لعل محمدی دیگر متهم این پرونده نیز کماکان مفتوح است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، هشت تن از کنشگران مدنی که تابستان امسال با نوشتن نامه‌ای خواستار استعفای آیت الله خامنه‌ای شده بودند توسط دادگاه انقلاب مشهد مجموعا به ۷۲ سال حبس تعزیری، ۶ سال ممنوعیت خروج از کشور و ۶ سال تبعید محکوم شده‌اند.

بر اساس این حکم که روز شنبه ۱۲ بهمن ماه ۹۸ توسط شعبه ۴ دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی منصوری صادر و امروز یکشنبه ۱۳ بهمن ماه به این شهروندان ابلاغ شده است، هاشم خواستار به ۱۶ سال حبس، ۳ سال تبعید به شهرستان نیکشهر و ۳ سال ممنوعیت خروج  از کشور، محمد نوری زاد به ۱۵ سال حبس، ۳ سال تبعید به ایذه و ۳ سال ممنوعیت خروج از کشور، عبدالرسول مرتضوی به ۲۶ سال حبس، محمد حسین سپهری به ۶ سال حبس ، فاطمه سپهری به ۶ سال حبس و هاشم رجایی، محمد حسین پور و مرتضی قاسمی هر کدام به تحمل ۱ سال تعزیری محکوم شده‌اند.

پرونده جواد لعل محمدی دیگر متهم این پرونده نیز کماکان مفتوح است.

گفته می‌شود این حکم از بابت اتهامات “تشکیل گروه غیرقانونی و تبلیغ علیه نظام” صادر شده و در خصوص اتهامات “توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی و توهین به رهبری” پرونده ای کماکان در دست بررسی است.

به گفته یک منبع مطلع دادگاه در خصوص عبدالرسول مرتضوی به صورت غیابی اقدام به صدور رای کرده و سایر افراد نیز در جلساتی چند دقیقه‌ای توسط قاضی محاکمه شده بودند.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات، محمد نوری زاد، هاشم خواستار، فاطمه سپهری و محمدحسین سپهری فعالین مدنی محبوس در زندان مشهد در روزهای شنبه ۲۸ دیماه و یکشنبه ۲۹ دیماه در شعبه ۴ دادگاه انقلاب مشهد برگزار شده بود.

گفته می‌شود ۹ مورد اتهامی از جمله، “توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی، توهین به مقدسات، توهین به رهبری، تشویش اذهان عمومی، همکاری با رسانه‌های خارجی، شرکت در تجمعات غیرقانونی” علیه این افراد در کیفرخواست صادر شده بود.

این شهروندان در تاریخ ۲۰ مردادماه امسال، همراه با تعداد دیگری از فعالین صنفی و مدنی در مقابل محل برگزاری دادگاه تجدید نظر کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه، محبوس در زندان مشهد، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

در اواسط مردادماه امسال نامه ای با امضای ۱۴ تن از کنشگران مدنی مبنی بر استعفای آیت الله خامنه ای منتشر شده بود. با انتشار این نامه شماری از امضاکنندگان بازداشت و برخی دیگر نیز تحت فشار قرار گرفتند. هم اکنون محمد نوری زاد، هاشم خواستار، محمد حسین سپهری و فاطمه سپهری از امضاکنندگان این بیانیه در بازداشت بسر می‌برند و تعدادی نیز با قرار وثیقه آزاد شده‌اند.

iran-emrooz.net | Sun, 02.02.2020, 10:49
‏‏«معامله قرن» مانعی جدید ‏دربرابر صلح درخاورمیانه‏

اتحاد جمهوریخوهان ایران‎:‎
‏«معامله قرن» ترامپ مانعی جدید ‏در برابر صلح در خاورمیانه!‏

طرح دولت ترامپ تحت عنوان «معامله‌ی قرن» برای حل مناقشه بین اسرائیل و فلسطین  ‏عملا صلح در خاورمیانه را غیر قابل دسترس‌تر کرده است!‏‎ ‎این طرح یک جانبه که بدون اطلاع و ‏مشارکت فلسطینی‌ها و در همکاری تنگاتنگ با دولت دست راستی اسرائیل تهیه شده‌است، ‏مغایر تمامی قطعنامه‌ها و مصوبات سازمان ملل ‌است و حقوق مردم فلسطین را در داشتن ‏سرزمین و دولت خود پایمال کرده‌است.‏

‏ طرح ترامپ بازگشت به مرزهای سال ۱۹۶۷ را عملا کنار گذاشته‌ و با تلاش برای رسمیت ‏دادن به اشغال سرزمین‌های فلسطین و الحاق بخش مهمی از این سرزمین‌ها به اسرائیل، از ‏جمله دره اردن و کرانه‌ی باختری و شهرک‌های غیر قانونی، عملا امکان تشکیل دو دولت را ‏منتفی ساخته‌است و به ترسیم تشکیل کاریکاتوری از یک دولت برای فلسطین را بعد از چشم ‏پوشی از سرزمین خود، وصل کردن جزایر فلسطینی نشین از طریق یک پل هوائی و نیز ‏اجاره‌ی زمین‌هایی از مصر پرداخته‌است. بر اساس این طرح  اسرائيل می‌تواند نیمی از کرانهٔ ‏باختری و بخش مهمی از دره‌ی‎ ‎اردن را با خاک حاصلخیز آن ضمیمهٔ سرزمین خود کند. دره‌ی‎ ‎اردن که حدود یک سوم کرانه‌ی‎ ‎باختری را تشکیل میدهد، اهمیت کلیدی برای دولت آینده‌ ‏فلسطین دارد و حاصلخیزترین بخش کرانه‌ی باختری و سرزمینهای آنسوی مرز اردن است. ‏طرح ترامپ با این الحاق، پیشاپیش تقسیم منابع طبیعی را نیز منتفی کرده و منابع حیاتی ‏فلسطین را یک جانبه به اسرائیل بخشیده‌است.‏
‏ ‏
تصویری که طرح ترامپ از دولت فلسطینی به دست داده‌است، دولتی است که نه حریم ‏هوائی و نه فرودگاه و نه بندر دارد و نه می تواند ارتش داشته باشد. این دولت موظف است ‏هزینه‌ی کنترل نظامی مرزها و حریم هوائی اش را هم به دولت اسرائیل بپردازد. دولت ترامپ ‏با اعلام «اورشلیم پایتخت تقسیم‌ناپذیر‎»‎‏ اسرائیل یکی از موضوعات مورد مناقشه بین ‏اسرائیل و فلسطینی‌ها را به نفع اسرائیل تمام کرده‌است. حق بازگشت پناهندگان فلسطینی ‏را مسکوت گذاشته‌است و تنها امتیازی که برای فلسطینی‌ها قائل شده‌است، وعده‌ی ۵۰ ‏میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نسیه است که بعد از تسلیم آن‌ها قرار است توسط آمریکا، اروپا و ‏کشورهای نفت‌خیز خلیج فارس تامین شود.‏

اتحاد جمهوریخوهان ایران از‎ ‎مصوبات سازمان ملل متحد،‎ ‎تلاش‌های بین المللی در جهت ‏برقراری صلح در خاورمیانه، پایان دادن به اشغال سرزمین‌های فلسطین و بازگشت اسرائیل به ‏مرزهای ۱۹۶۷ پشتیبانی می‌کند. طرح ترامپ گامی در جهت حل مشکل مناقشه‌ی طولانی ‏بین اسرائیل و فلسطین نیست. اقدام دولت آمریکا برای دیکته کردن خواست‌های دولت دست ‏راستی اسرائیل به فلسطینان را غیرقابل قبول است. ما معتقدیم هیچ طرحی بدون مشارکت ‏فلسطینی‌ها و بدون توافق با آن‌ها به صلح منجر نخواهد شد.‏

هیات سیاسی اجرائی ‏
اتحاد جمهوریخواهان ایران
‏ ۱۲ بهمن ۱۳۹۸ - ۱ فوريه ۲۰۲۰‏

iran-emrooz.net | Sat, 01.02.2020, 10:05
افزایش فشارها بر خانواده‌های کشته‌شدگان آبان

یکی از بستگان برهان منصورنیا که روز شنبه، ۲۵ آبان ماه بر اثر اصابت گلوله در کرمانشاه کشته شد در مصاحبه با کمپین حقوق بشر در ایران از احضار پدر او به اطلاعات سپاه خبر داد و گفت که خانواده برهان منصورنیا برای “شهید” اعلام کردن فرزندشان تحت فشار هستند.

برهان منصورنیا، ۲۸ ساله، فارغ التحصیل دکترای دامپزشکی و سرباز وظیفه بود که در اعتراضات روز شنبه، ۲۵ آبان ماه در کرمانشاه بر اثر اصابت گلوله جنگی از سوی نیروهای انتظامی زخمی و ۳۴ ساعت بعد در بیمارستان طالقانی کرمانشاه جان باخت و خانواده اش مجبور شدند او را شبانه در مریوان به خاک بسپارند.

آمار دقیقی از تعداد کشته‌شدگان اعتراضات آبان ماه در ایران وجود ندارد. مقام‌های جمهوری اسلامی از ارائه آمار رسمی کشته شدگان و بازداشت شدگان سرباز می‌زنند. عفو بین الملل ۳۰۴ مورد را مستند کرده و خبرگزاری رویترز به نقل از منابعی در وزارت کشور ایران، از کشته شدن حدود ۱۵۰۰ نفر در جریان اعتراضات آبان ماه و همچنین دستور رهبر ایران برای پایان دادن به اعتراض‌ها “به هر شکل ممکن” خبر داده است.

کمپین حقوق بشر در ایران در بیانیه‌ای اعلام کرده است که استفاده مقامات ایرانی از خشونت علیه معترضین در ایران، از جمله استفاده از سلاح گرم و اسلحه، منجر به کشته‌شدن صدها نفر شده است و این اقدامات دولت برابر با تخلف آشکار و غیرقابل‌ توجیه قوانین بین‌المللی است و باید فورا متوقف شود.

یکی از بستگان برهان منصورنیا به کمپین گفت که “بعد از انتشار اخباری مربوط به برهان، اطلاعات سپاه روز پنج شنبه پدر او را احضار، بازجویی و تهدید کرده است: یک شبکه کردی زبان که در کردستان مخاطب زیاد دارد مطالبی درباره برهان منتشر کرده و پدر برهان را احضار کرده اند اطلاعات سپاه پدر برهان را روز پنج شنبه و بازجویی کرده و تهدید کرده اند. آنها به شدت مخالف انتشار هرگونه خبری درباره برهان و سایر کشته شدگان هستند و هر خبری که منتشر می شود خانواده را تحت فشار قرار می دهند. البته این اولین باری نیست که پدر برهان را احضار کرده اند.”

پیش از این یکی دیگر از بستگان برهان منصورنیا به کمپین گفته بود که “روز اول مراسم ختم برهان در مسجد، نهادهای امنیتی با پدر او تماس گرفتند و گفتند که باید بیایی اطلاعات مریوان، پدرش اما مقاومت کرد و گفت هر کسی که با من کار دارد بیاید وسط مسجد مردم هستند ما هم هستیم. دو سه بار تماس گرفتند و پدر برهان نرفت. چند روز بعد اطلاعات سپاه پدر برهان را احضار کرد تهدیدی نبود و پیشنهاد دادند که بیایید خانواده شهید شوید و دیه بگیرید.  البته این پیشنهاد شهید اعلام کردن و دیه دادن به پدر برهان بارها گفته شده خصوصا که خودش بازنشسته بنیاد شهید است. یک بار هم تماس گرفتند که امام جمعه، فرماندار مریوان، رئیس سپاه مریوان و رئیس بنیاد شهید و نماینده مریوان می آیند خانه شما برای تسلیت. خانواده به شدت مخالفت کردند و پدر برهان زنگ زد به رئیس بنیاد شهید و گفت که خانم ام شرایط اش مساعد نیست و ممنون می شوم نیایید. این پیشنهاد به شدت بی شرمانه ای است و خانواده برهان، خون برهان را نمی فروشند.”

حالا یکی از بستگان او به کمپین از ادامه این فشارها و اصرار مقامات امنیتی برای شهید اعلام کردن برهان منصورنیا گفته است: “فشار اول این بود که هیچ حرفی زده نشود خانواده هیچ صحبتی نکنند هیچ کجا و مصاحبه نکنند. حالا فشارها خیلی خیلی بیشتر است. خواسته شان این است که مقامات حکومتی بیایند و خانواده برهان پذیرای آنها باشند. از امام جمعه مریوان تا فرماندار و نماینده اطلاعات سپاه که خانواده تاکنون علیرغم فشارها نپذیرفته. می خواهند با دوربین و خبرنگار و عکاس بیایند و با تبلیغات رسانه ای برهان را شهید و خانواده او را خانواده شهید اعلام کنند. گفته اند که تشکیل پرونده داده اند و تحقیقات هم کرده اند و پرونده برای شهید اعلام کردن برهان آماده است اما تاکنون حتی یک بار نگفته اند که چرا برهان را کشتند و قاتل و قاتلان او چه کسانی هستند؟”

به گفته او “فشار روی خانواده هایی که مصاحبه کرده و کشته شدن فرزندان شان را رسانه ای کرده اند بیش از سایر خانواده ها است و اصرار بر شهید اعلام کردن آنها هم همین طور. مثلا خانواده یکی دیگر از کشته شدگان مریوان که تنها سرپرست خود را از دست داده اند و نیاز شدید مالی هم دارند خودشان خواسته بودند که  فرزندشان را شهید اعلام کنند اما جوابی به آنها داده نشده. در مریوان چند خانواده دیگر هستند اما فشارها بر خانواده برهان با عدم تمایل و امتناع نسبت به خانواده های دیگر کاملا تناقض دارد و به نوعی نشان می دهد که حکومت دنبال مصادره کشته شدگانی است که کشته شدن آنها با جزئیات رسانه ای شده است. از طرف دیگر برهان سرباز نیروی انتظامی بود و برای حکومت گویا اینکه یک سرباز نیروی انتظامی در اعتراضات کشته و شهید اعلام شود ابزار تبلیغاتی مهمی است که اینقدر روی خانواده فشار وارد می کنند.”

یکی از بستگان برهان در مصاحبه با کمپین ادامه داد: “برهان جزو معدود کسانی بود که زنده مانده بود تا جریان گلوله خوردن و کشته شدن اش را پیش از کشته شدن برای خانواده اش بگوید. او ۳۴ ساعت بعد از گلوله خوردن زنده بود و همه چیز را گفته بود. دوستان و بستگان برهان همه چیز را رسانه ای کرده اند هرچند که خانواده او به دلیل فشارها سکوت کرده اند.”

***

فشارهای امنیتی بر خانواده مهرداد معین فر؛ گلوله در جواب اعتراض

یکی از بستگان مهرداد معین فر که یکشنبه ۲۶ آبان ماه بر اثر اصابت گلوله جان باخت در مصاحبه با کمپین حقوق بشر در ایران گفت که خانواده او علیرغم فشارهای نهادهای امنیتی اجازه نداده‌اند که فرزندشان “شهید” اعلام شود.

به گفته او، مهرداد معین فر در خیابان ولیعصر شهریار از ناحیه شکم گلوله خورده اما گواهی فوت به خانواده او تحویل داده نشده است.

آمار دقیقی از تعداد کشته‌شدگان اعتراضات آبان ماه در ایران وجود ندارد. مقام‌های جمهوری اسلامی از ارائه آمار رسمی کشته شدگان و بازداشت شدگان سرباز می‌زنند. عفو بین الملل ۳۰۴ مورد را مستند کرده و خبرگزاری رویترز به نقل از منابعی در وزارت کشور ایران، از کشته شدن حدود ۱۵۰۰ نفر در جریان اعتراضات آبان ماه و همچنین دستور رهبر ایران برای پایان دادن به اعتراض‌ها “به هر شکل ممکن” خبر داده است.

کمپین حقوق بشر در ایران در بیانیه‌ای اعلام کرده است که استفاده مقامات ایرانی از خشونت علیه معترضین در ایران، از جمله استفاده از سلاح گرم و اسلحه، منجر به کشته‌شدن صدها نفر شده است و این اقدامات دولت برابر با تخلف آشکار و غیرقابل‌ توجیه قوانین بین‌المللی است و باید فورا متوقف شود.

مهرداد معین فر به گفته بستگان اش معترض بود. یکی از بستگان او به کمپین گفت: “مهرداد ۳۲ ساله، لیسانس شیمی و کارمند یک داروخانه بود. ورزشکار و مربی پرورش اندام بود و قرار بود آذرماه در مسابقات پرورش اندام در ترکیه شرکت کند. مهرداد معترض بود و از وضعیت اقتصادی و نداری مردم و وضعیتی که حکومت درست کرده رنج می برد. می گفت از دیدن خانمی که برای گرفتن فقط چند نان، کارت یارانه اش را در نانوایی گذاشته رنج می برد یا از دیدن مردی که در قصابی پولی برای خرید گوشت نداشت و دنبال گرفتن پسمانده ها بود. اینها را می دید که بلند شد و رفت توی خیابان و پاسخ اعتراض اش را با گلوله دادند. به جای اینکه بپرسند اعتراض شما به چی است؟ دردتان چی است؟ با گلوله توی شکم مهرداد زدند و بعد سراغ خانواده اش رفتند که او را شهید اعلام کنند اما خانواده اجازه ندادند.”

یکی از بستگان مهرداد معین فر از فشارهایی که بر خانواده او از سوی نهادهای امنیتی وارد می شود به کمپین گفت: “بعد از انتشار یک ویدئوی تصویری از مادر و خواهر مهرداد که از کشته شدن مهرداد می گفتند خانواده او را به شدت تحت فشار قرار دادند. از وزارت کشور و فرمانداری به خانه آنها رفته بودند که مهرداد را شهید اعلام کنند و گفته بودند که صدا و سیما هم برای مصاحبه می آید و شما بگویید که شهید شده. خانواده مهرداد اما نپذیرفتند و گفته بودند که پسرشان، شهید راه آزادی است به خاطر مردم اش رفت و اجازه نمی دهند قاتلان او، او را شهید بنامند. چند بار رفتند و آمدند و تهدید کردند که اگر مصاحبه کنید و حرفی بزنید خواهر مهرداد را بازداشت می کنیم. مهرداد فقط یک خواهر دارد که بعد از کشته شدن برادرش وضعیت خوبی ندارد و خانواده هم برای محافظت از او سکوت کرده اند.”

در هنگام تحویل جنازه هم به گفته بستگان مهرداد معین فر از خانواده او تعهد گرفته بودند. یکی از بستگان او به کمپین گفت: “مهرداد یک کارت عابر همراه خود داشت که از روی همین کارت او را شناسایی کرده بودند. یکی از بستگان اش در اداره آگاهی کار می کند و او به خانواده خبر داده بود که مهرداد در بیمارستان سجاد شهریار است. در بیمارستان اما گفته بودند که او را به پزشکی قانونی کهریزک فرستاده اند. هیچ پولی از خانواده او نگرفتند اما از آنها تعهد گرفتند که جنازه را جلوی خانه نبرند و تشییع نکنند و در سکوت همه چیز برگزار شود حتی اجازه چاپ پوستر هم ندادند. خانواده هم در سکوت در فردوسیه شهریار، همان جا که زندگی می کنند او را به خاک سپردند.”

***

برادر ناصر رضایی: برادرم معترض بود جواب اش را با گلوله دادند

منصور رضایی، برادر ناصر رضایی که یکشنبه، ۲۶ آبان ماه ۱۳۹۸ بر اثر اصابت گلوله جان باخت در مصاحبه با کمپین حقوق بشر در ایران گفت که برادرش معترض بوده اما نهادهای امنیتی از خانواده او خواسته بودند که در مصاحبه با تلویزیون ایران او را “رهگذر” معرفی کرده و بگویند که توسط “اشرار” کشته شده است.

آقای رضایی به کمپین گفت که برادرش از ناحیه چشم راست هدف گلوله قرار گرفته و در گواهی فوت او علت مرگ را “اصابت گلوله” ذکر کرده اند.

آمار دقیقی از تعداد کشته‌شدگان اعتراضات آبان ماه در ایران وجود ندارد. مقام‌های جمهوری اسلامی از ارائه آمار رسمی کشته شدگان و بازداشت شدگان سرباز می‌زنند. عفو بین الملل ۳۰۴ مورد را مستند کرده و خبرگزاری رویترز به نقل از منابعی در وزارت کشور ایران، از کشته شدن حدود ۱۵۰۰ نفر در جریان اعتراضات آبان ماه و همچنین دستور رهبر ایران برای پایان دادن به اعتراض‌ها “به هر شکل ممکن” خبر داده است.

کمپین حقوق بشر در ایران در بیانیه‌ای اعلام کرده است که استفاده مقامات ایرانی از خشونت علیه معترضین در ایران، از جمله استفاده از سلاح گرم و اسلحه، منجر به کشته‌شدن صدها نفر شده است و این اقدامات دولت برابر با تخلف آشکار و غیرقابل‌ توجیه قوانین بین‌المللی است و باید فورا متوقف شود.

ناصر رضایی به گفته برادرش ۳۵ ساله و فارغ التحصیل مهندسی کشاورزی بود، منصور رضایی به کمپین گفت: “ناصر تغییر رشته داده بود و مشغول خرید و فروش ماشین بود در همان فردیس کرج که به اتفاق همسرش که دو سال بود ازدواج کرده بودند آنجا زندگی می کرد. آن روز که او را کشتند حدودا ساعت ۵:۴۵ عصر تلفنی با او حرف زدم و یک ربع بعد چون در اعتراضات بود از نگرانی دوباره زنگ زدم که فرد دیگری موبایل برادرم را جواب داد و گفت که او گلوله خورده. ما سنندج زندگی می کنیم و تا برسیم به کرج شد نیمه شب و نگذاشتند حتی نزدیک بیمارستان قائم  که برادرم را آنجا منتقل کرده بودند شویم خیابان را بسته بودند.”

“حدود ساعت ۷ صبح بود که رفتیم بیمارستان و گفتند که جنازه ناصر را فرستاده اند بهشت سکینه. رفتیم بهشت سکینه گفتند باید نامه امضا کنید و تعهد دهید که نباید تشییع جنازه ای برگزار شود و باید سریع همان روزی که تحول می دهند خاکسپاری شود. هیچ پولی از ما نگرفتند و همان روز۶ غروب تحویل گرفتیم و و راه افتادیم شهر خودمان و شبانه در قروه سنندج خاکسپاری کردیم بدون هیچ مراسمی و هیچ تشییع جنازه ای و فقط خانواده خودمان بودند و چند آشنا که خبردار شده بودند.”

برادر ناصر رضایی از فشارهایی که از سوی نهادهای امنیتی متوجه او و خانواده اش شده به کمپین گفت: “ما فقط یک مراسم در مسجد داشتیم که همان هم با حضور نیروهای امنیتی بود. می خواستند با من مصاحبه کنند  به صورت نمایشی که یک کاغذی می دادند من آن کاغذ را حفظ می کردم و آنچه که در کاغذ نوشته بودند را باید می گفتم. مبنی بر این که ناصر رهگذر بوده، اشرار به او تیراندازی کرده اند و از اینجور چیزها. می خواستند از گردن خودشان باز کنند و بگویند که تیراندازی توسط مردم اتفاق افتاده. من نپذیرفتم. گفتند شکایت کنید ما شکایت نکردیم. گفتند شهید اعلام می کنیم و دیه می دهیم که ما هیچ کدام را قبول نکردیم.”

او به کمپین گفت که نمی داند ماموران لباس شخصی که خواستار چنین مصاحبه ای از سوی خانواده ناصر رضایی بودند از کدام ارگان یا نهاد بودند. منصور رضایی به کمپین گفت: “برادر من رهگذر نبود، معترض بود و در اعتراضات حضور داشت و حتی همان روز که با من حرف زد به من گفت که باید این بار حق مان را بگیریم. هیچ وابستگی به هیچ سازمانی نداشت و الان خیلی ها می پرسند که با چه کسانی رفته. با هیچ کسی نرفته. خودش رفته خودجوش و نسبت به گرانی بنزین اعتراض داشت نسبت به حکومت اعتراض داشت رفت و جواب اش را با گلوله دادند. گلوله ای که توی چشم راست اش خورده بود.”

برادر ناصر رضایی از ادامه آزارهای امنیتی خبر داد و گفت: “همچنان اذیت می کنند مثلا می خواستم یک امتحان بدهم برای یک مدرکی اما نگذاشتند و دلایل الکی آوردند و مرا از امتحان منع کردند. گفتند سن شما نمی خورد گفتم چرا اسم نویسی کردید چرا از من پول گرفتید. کارت ورود به جلسه به من داده بودند از من گرفتند و دیگر جواب ندادند. پدر و مادرم در بیمارستان بستری بودند و ماموران در بیمارستان سراغم آمدند و گوشی موبایلم را از من گرفتند. گفتند از لحاظ امنیتی باید چک کنیم و تقریبا دو هفته بعد پس دادند. نگذاشتند آن طوری که سنگ قبرش را خودمان دلمان می خواست بنویسیم و هرکجا می رفتیم مثلا برای گل می رفتیم یا برای سنگ قبر می رفتیم پشت سر ما فورا می رفتند سوال جواب می کردند.”

منصور رضایی به کمپین گفت: “شعر شاملو را روی سنگ قبر ناصر نوشتیم می گفتند آن را هم نباید بنویسید. اما ما نوشتیم. شعر مورد علاقه خود ناصر که زمزمه می کرد که “مردی ز باد حادثه بنشست، مردی چو برق حادثه برخاست، آن ننگ را گزید و سپر ساخت، وین نام را بدون سپر خواست”. پایین این شعر هم علت فوت را اصابت گلوله می خواستیم بنویسیم که رفتند پاک کردند و گفتند نمی گذاریم سنگ بگذارید آن را پاک کردند ولی شعر ماند.”

خانواده ناصر رضایی شکایتی برای شناسایی قاتل فرزندشان نکرده اند. برادر او به کمپین گفت: “به ما گفتند بروید شکایت کنید شهید اعلام می کنیم و دیه می دهیم. ما شکایت از کی بکنیم؟ از چه کسی؟ دادگاه که خودشان هستند رسیدگی که نمی کنند. یک مخاطب باید داشته باشیم. ما نمی دانیم که ما سنندج بودیم آنها فردیس کرج بودند تا رسیدیم جنازه تیر خورده به ما تحویل دادند. از کدام نهاد شکایت کنیم؟ از چه کسی؟ می گفتند بیایید شکایت کنید که ما بعد یک مدت برویم و بگوییم رضایت می دهیم شهید اعلام کنید بعد بنر چاپ کنند و بزنند دور میدان که بسیجی بوده. من خودم دیدم کسانی که به اسم بسیجی بنر چاپ شده. ما شکایت نکردیم و نه شهید و نه دیه را قبول نداریم. کاری هم از دست مان ساخته نیست پدر من ۷۰ سالش است و مادرم ۶۵ سال دارد کاری از دست شان برنمی آید. من هم فقط می توانم اطلاع رسانی کنم که رسانه ها هم کاری برای ما نمی توانند بکنند.”

منصور رضایی به کمپین گفت که گواهی فوت برادرش را به خانواده او تحویل نداده اند: “گواهی فوت را به ما ندادند. در بهشت سکینه موقع تحویل جنازه ناصر از پشت شیشه، پرونده را باز کردند گفتند بیا ببین و مشخصات را تایید کن. همان جا دیدم نوشته علت فوت، اصابت گلوله اما به ما ندادند.”

iran-emrooz.net | Fri, 31.01.2020, 10:10
امروز بریتانیا رسما از اتحادیه اروپا جدا می‌شود

جمعه ۳۱ ژانویه سرانجام رسید، روز شادی بریتانیایی‌هایی که خواستار ترک اتحادیه بودند و روز غصهٔ آن‌هایی که می‌خواستند در اروپا بمانند. طبق زمان‌بندی، برکسیت رأس ساعت ۲۳ به وقت اروپای مرکزی و ۲۴ به وقت بریتانیا رسما انجام می‌شود.

به گزارش یورونیوز؛ اما بالاخره بعد از برگزاری دو دوره انتخابات، و سه نخست وزیر و سه سال کشمکش و دعوای سیاسی خیلی‌ها از اینکه این روز سرانجام رسیده ناراحت نیستند.

اما ۳۱ ژانویه ۲۰۲۰ تنها شروع فرآیند برکسیت است و نه پایانش، چراکه از امروز تا ۳۱ دسامبر جاری میلادی یعنی دقیقا به‌مدت یازده ماه، بریتانیا و اروپا بر سر جزئیات توافق تجاری و روابط آینده‌شان گفتگو خواهند کرد.

کارشناسان احتمال می‌دهند هر دو طرف این گفتگو می‌آیند تا بر سر آنچه «حداقل حیاتی» نامیده می‌شود توافق کنند، و همچنین بعید می‌دانند اروپا مالیات گمرکی خاصی بر تولیدات بریتانیا و یا میزان واردات آن‌ها وضع کند.

اما دیگر نکات کلیدی باقی مانده عبارتند از: آنکه نخست ساکنان قارّهٔ سبز می‌خواهند از این به بعد هم بتوانند برای کار و زندگی، آزادانه، یعنی بدون نیاز به ویزا و مجوز به بریتانیا بروند و بیایند، و دیگر اینکه می‌خواهند که بتوانند مثل سابق حق بهره‌برداری از شیلات را در آب‌های بریتانیا داشته باشند، اما جزیره نشینان چندان راغب به دادن این امتیاز‌ها نیستند.

مسألهٔ دیگری که می‌ماند موضوع ایرلند شمالی است، یعنی بخش شمالی جزیرهٔ ایرلند که همراه بریتانیا از اتحادیهٔ اروپا خارج می‌شود، اما بناست هیچ مرز فیزیکی بین این بخش و بخش جنوبی جزیرهٔ ایرلند کشیده نشود، حال آنکه معیار‌ها و مقررات تجاری این دو بخش فرق می‌کند.

سخنرانی‌ها، گفتگو‌ها و بیانیه‌هایی که در راه است

بوریس جانسون، نخست وزیر بریتانیا بناست امشب سخنرانی کند و همچنین نایجل فاراژ، رهبر حزب برکسیت به همراه شماری دیگر از اعضای این حزب نیز به همین مناسبت در لندن سخنرانی خواهند کرد.

همچنین بناست امشب رأس ساعت ۱۱ اورزولا فن درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، شارل میشل رئیس شورای اروپا، و دیود ساسولی، رئیس پارلمان اروپا بیانیه‌ٔ مشترکی در رابطه با برکسیت صادر کنند.

از سوی دیگر امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه و میشل بارنیه، مذاکره‌کنندهٔ ارشد اتحادیهٔ اروپا در زمینهٔ برکسیت امشب در پاریس دیدار و گفتگو خواهند کرد.

لندن در شب جدایی

صادق خان، شهردار لندن اعلام کرد: «گرچه بریتانیا امروز اروپا را ترک می‌کند، اما لندن همیشه شهری جهانی و اروپایی باقی می‌ماند.»

او خطاب به حدود یک میلیون شهروند اروپایی که اینک در لندن زندگی می‌کنند گفت: «شما لندنی هستید. شما نه تنها از نظر اقتصادی بلکه از نظر فرهنگی و اجتماعی به غنای شهر ما می‌افزایید.»

بناست همزمان با انجام رسمی برکسیت، ساعتی شمارش معکوس آن را بر دیوار ساختمان نخست‌وزیری بریتانیا نمایش دهد و در لندن و نزدیک به پارلمان نیز مراسم آتش‌بازی انجام شود.

تاریخ اجرایی شدن برکسیت در حالی رسیده است که هزاران بریتانیایی که خارج از این کشور زندگی می‌کنند و هزاران شهروند اروپا که در بریتانیا به سر می‌برند به روشنی نمی‌دانند دقیقا چه در انتظارشان است و کار و زندگی‌شان دستخوش چه تغییراتی خواهد شد.

iran-emrooz.net | Thu, 30.01.2020, 19:22
آمریکا صالحی و سازمان انرژی اتمی ایران را تحریم کرد

صدای آمریکا

وزارت خزانه داری آمریکا روز پنجشنبه سازمان انرژی اتمی ایران و علی اکبر صالحی، رئیس آن سازمان را تحریم کرد.

براساس بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا که روز پنجشنبه ۱۰ بهمن منتشر شد، نام «علی‌اکبر صالحی»، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در فهرست تحریم‌های آمریکا SDN (فهرست ویژه اشخاص و نهادهای مشخص‌شده) قرار گرفت.

به نوشته رویترز، تصمیم آمریکا برای تحریم آقای صالحی و سازمان انرژی اتمی ایران بر برنامه غیرنظامی هسته ای ایران اثر خواهد گذاشت چرا که این نهاد، بر این برنامه کنترل دارد و اقدامات مربوط به خرید برای تاسیسات هسته ای ایران را انجام می دهد.

پیشتر بلومبرگ به نقل از منابعی خبر داده بود که دولت آمریکا قرار است علاوه بر تمدید معافیت همکاری‌های اتمی با ایران، علی‌اکبر صالحی رئیس‌سازمان انرژی اتمی ایران را «تحریم» کند.

مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، در تاریخ ۱۰ آبان ضمن تمدید معافیت همکاری شرکت‌های خارجی در تاسیسات هسته‌ای ایران، از تصمیمات جدیدی برای تحریم بیشتر و اعمال محدودیت بر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی خبر داد.

این معافیت‌ها به ایران اجازه می‌دهد با دیگر کشورهایی که هنوز به برجام متعهد هستند، در سه سایت هسته‌ای فردو، اراک و نیروگاه اتمی بوشهر، به همکاری خود با ایران ادامه دهند تا اطمینان حاصل شود ایران غنی‌سازی اورانیوم را در همان حد پایین نگه دارد.

دولت ترامپ با برشمردن ایرادات برجام، از توافق هسته ای خارج شد و تحریم ها علیه جمهوری اسلامی را بازگرداند. مقامات دولت آمریکا همچنین با اشاره به اقدامات مخرب جمهوری اسلامی در منطقه و حمایت از گروه‌های تروریستی، اعلام کردند فشار حداکثری بر رژیم جمهوری اسلامی تا هنگامی که مانند یک کشور عادی در منطقه رفتار نکند، ادامه خواهد یافت.

مقام های وزارت خارجه و وزارت خزانه داری آمریکا در آخرین اظهارنظرهای خود درباره تحریم های جمهوری اسلامی، آن را راهی برای پرهیز از جنگ با این رژیم در اوج تنش دو کشور دانستند.

همچنین برایان هوک، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران، نیز در حاشیه نشست دو روزه دوحه قطر، در مصاحبه با شبکه خبری سی ان بی سی آمریکا، گفت که تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، رژیم جمهوری اسلامی را در بر سر یک دو راهی قرار داده است.

دولت آمریکا بارها اعلام کرده است که جمهوری اسلامی درآمد خود را به جای اینکه برای بهبود معیشت مردم ایران صرف کند، در راه حمایت از گروههای تروریستی منطقه و اقدامات مخرب در دیگر کشورها صرف می‌کند.

iran-emrooz.net | Thu, 30.01.2020, 10:48
دعوت از مردم برای تحریم انتخابات مجلس

اتحاد جمهوریخواهان ابران:‏
علیه شرکت در انتخاباتی که انتخابی در آن نیست،
و دعوت از مردم برای تحریم انتخابات مجلس!‏

جمهوری اسلامی انتخابات مجلس یازدهم را درست در شرائطی برگزار می‌کند که با ‏بن‌بست ‌روبرو است و هم چنان اصرار بر ادامه‌ی همه‌ی آن سیاست‌هایی دارد که کشور را‎  ‎به روز ‏سیاه نشانده‌اند. اقتصاد کشور ورشکسته است؛ تحریم‌های بین المللی کمر اقتصاد را ‏شکسته‌است؛ قدرت خرید مردم به شدت تنزل یافته‌است؛ تورم و گرانی‎  ‎بیداد می کند؛ بیکاری ‏افزایش یافته و فقر عمومی شده‌است؛ مناسبات با همسایگان خصمانه است؛ مناسبات با دنیای ‏خارج تنش آلود است؛ کشور در مجامع بین المللی در انزوا است؛ خطر درگیری نظامی بر بالای ‏سر کشور سایه افکنده‌است؛ آن گاه، حاکمان جمهوری اسلامی به جای مراجعه به مردم، تن ‏دادن به تغییرات و ایجاد فضائی برای برون‌‌رفت از این همه نابسامانی که حاصل چهل سال ‏حاکمیت مستبدانه‌ی رهبران کنونی آن است، تیغ حذف را آن چنان تیز کرده‌اند که حتی حدود نود ‏تن از نمایندگان مجلس مطیع فعلی نیز حذف شده‌اند. نهادهای تحت فرمان ولی فقیه در تدارک ‏مجلسی هستند که ترکیب آن از قبل روشن است. آشی که هسته‌ی اصلی قدرت رژیم ‏پخته‌است، آن قدر شور است که محافظه‌کارترین منتقدان حکومت نیز امکان تاثیر در این انتخابات ‏را منتفی می‌دانند.‏

کشور ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند هم‌اندیشی ملی برای گذار از شرائط بحرانی ‏کنونی است. رهبری جمهوری اسلامی از درک واقعیت‌ها عاجز است. تنها سپرده شدن اداره‌ی ‏سیاسی کشور به نهادهای منتخب مردم در یک انتخابات آزاد و متکی شدن دولت و دیگر ‏نهادهای اداره‌ کننده‌ی کشور به انتخاب کاملا آزادانه‌ی مردم، می تواند وضعیت را در کشور ما ‏به‌گونه‌ی امیدبخشی دگرگون کند و اراده‌ی ملی برای حل مشکلات کشور را تقویت نماید. ‏سردمداران حکومت در توهمات مالیخولیائی خود غرق گشته‌ و قدرت درک واقعیت ها را از دست ‏داده اند. گذار از بحران‌هایی که این حکومت بر کشور هموار کرده‌است، بدون تغییرات اساسی در ‏سیاست‌های کشور و ساختار سیاسی ممکن نیست. ادامه‌ی مسیری که جمهوری اسلامی در ‏پیش گرفته است، چیزی جز افزایش خطر فروپاشی کشور و فلاکت بیشتر زندگی مردم نخواهد ‏بود. بی معنی است که مردم‎  ‎به امید واهی تحولات ممکن در برکه‌ی خشکیده‌ی انتخاباتی دل ‏ببندند که همه‌ی ارکان آن تحت کنترل باندهای فاسد قدرت در راس جمهوری اسلامی است. ‏انتخاباتی که در آن نه انتخابی ممکن است و نه از مجلس برآمده از آن کاری ساخته‌است.‏

در جمهوری اسلامی تا کنون انتخابات آزاد به معنی واقعی کلمه وجود نداشته است و هر بار تیغ ‏نیروهای انحصارطلب گروه تازه‌ای از نیروهای جامعه را درو کرده است. این بار این حذف‌ها تا درون ‏هسته‌ی اصلی حکومت و بخشی از جناح حاکم را نیز در برگرفته‌است. علاوه بر این، انتخابات ‏مجلس یازدهم درست در روزهایی برگزار می‌شود که کشور ما سرکوب خشونت‌بار اعتراضات آبان ‏ماه و سرنگونی هواپیمای مسافربری توسط سپاه پاسداران را پشت سر دارد و بر سر ‏صندوق‌های رأی کسانی نشسته‌اند و در لیست داوطلبان افرادی هستند که اعتراضات اخیر در ‏بیش از صد شهر مردم را به خونین‌ترین شکل سرکوب کرده‌اند و صدها تن را کشته و هزاران تن را ‏اسیر و زندانی کرده‌اند که در اعتراض به گرانی بنزین و برای تامین ابتدائی‌ترین خواست‌های ‏اجتماعی و انسانی خود به خیابان آمدند. به‌راستی در این شرائط با کدام کلام می‌توان در باره‌ی ‏چنین انتخابات فرمایشی قضاوت کرد، جز این که انتخابات نیز به یک وسیله‌ی سرکوب حقوق ‏اجتماعی و انسانی مردم ایران و تحکیم موقعیت سرکوبگران مردم در راس حکومت بدل ‏شده‌است.‏‎ ‎

اتحاد جمهوریخواهان ایران ولایت فقیه‎ ‎و حکومت دینی را عامل اصلی این وضعیت اسف بار ‏می‌داند، چنین انتخاباتی را تحریم می‌کند. در عرصه‌ی سیاست ایران هیچ چیز روشن‌تر از این ‏نیست که ولایت فقیه و حکومت دینی، همه‌ی نهادهای دولتی و اداری را برای تأمین منافع خود ‏سازمان می‌دهد و در این راستا نه فقط مجلس که دولت نیز فاقد اختیار و امکان عمل مستقل ‏است. مردم ایران جز از طریق تمرکز مبارزه علیه ولایت مستبد فقیه و طرح خواست الغای آن راه ‏دیگری برای نجات خود ندارد.‏

اتحاد جمهوریخواهان ایران مناسب ترین راه برای پاسخگوئی به نیازهای عاجل کشور و مردم ایران ‏را :‏‎ ‎
‏۱‏‎)‎‏ الغای ولایت فقیه، گشایش فضای سیاسی، تامین آزادی های مدنی و سیاسی،
‎ ‎‏۲‏‎)‎‏ آزادی زندانیان سیاسی، آزادی فعاليت احزاب سياسی، آزادی مطبوعات و مبادله‌ی ‏آزادانه‌ی اطلاعات،
‏۳‏‎)‎‏ برگزاری انتخابات آزاد تحت نظارت یک هیات مردمی مورد قبول همگان، برای تشکیل ‏مجلسی برآمده از رای آزادانه‌ی مردم و تدوين قانون اساسی جدید در انطباق با اعلامیه ‏جهانی حقوق بشر ، می‌داند.‏

مردم آزاده و مبارز ایران!‏

انتخابات در جمهوری اسلامی تاکنون نیز به خاطر سلطه‌ی ولایت فقیه و نهادهای وابسته به آن ‏و ایجاد محدودیت در انتخاب نمایندگان واقعی مردم و نقش محدود ارگان های انتخابی در ساختار ‏قدرت، عمدتا در خدمت تنظیم مناسبات قدرت در درون جمهوری اسلامی و رقابت بين جريان های ‏حکومتی بوده‌است. انتخابات اخیر اما، حتی رقابت میان جریان‌های حکومتی را هم منتفی ‏ساخته است. باید علیه شرکت در چنین انتخاباتی برخاست و فعالانه همگان را به اجتناب از ‏شرکت در آن دعوت کرد. ‏

تحریم فعال انتخابات مجلس و نرفتن به پای صندوق‌های رای، رفراندومی علیه نظام و شخص ‏آیت‌‌الله خامنه‌ای و نهادهای نظامی تحت فرمان او است. با ‏‎»‎نه‎» به انتخابات فرمایشی، جنبش ‏اعتراضی مردم علیه سیاست‌های ویرانگر حکومت را پرتوان‌تر کنیم و جبهه‌ی مبارزه برای ‏انتخابات آزاد و گذار به دموکراسی را در میان اقشار مختلف مردم و در مقیاس کل جامعه گسترش ‏دهیم‎!‎

هیات سیاسی اجرائی ‏
اتحاد جمهوریخواهان ایران
‏۱۰‏‎ ‎بهمن۱۳۹۸  - ۳۰‏‎ ‎ژانويه‎ ‎‏۲۰۲۰‏

iran-emrooz.net | Thu, 30.01.2020, 10:05
این انتخابات نیست، انتصابات است

سخنرانی اخیر حسن روحانی در اعتراض به «فرمایشی»، «نمایشی» و «تشریفاتی» شدن انتخابات، حذف نماینده‌های جریان‌های سیاسی متفاوت و عدم رقابت معنادار در انتخابات حاوی هشدارها و نکات مهم و قابل دفاعی بود. ما، جمعی از فعالان سیاسی و مدنی، به‌رغم نقدهایی که به عملکرد دولت داریم، از تذکر رئيس جمهور درمورد عادلانه و رقابتی‌شدن انتخابات حمایت می‌کنیم.

بر اساس ارزیابی‌های موجود، مهندسی هوشمند انتخابات توسط دولت پنهان در این دوره به سطحی از گستردگی و فراگیری رسیده است که از پیش نتیجهٔ انتخابات ۱۶۰ کرسی مشخص و در ۷۰ کرسی دیگر هم صرفا رقابتی کم‌رمق میان طیف‌های تندرو و معتدل اصولگرایان برقرار است. به تعبیر روشن در ۲۳۰ کرسی (بیش از سه‌چهارم کرسی‌ها) رقابتی جدی در کار نیست و به جز شهر تهران، حداکثر در ۳۰ کرسی، آن‌هم در شرایط غیرعادلانه و بدون حضور نماینده‌های قوی‌تر دیگر جریان‌های سیاسی قانونی، رقابتی حداقلی برقرار است. نام چنین روندی انتخابات نیست؛ انتصابات است و دموکراسی‌خواهان نمی‌توانند ویترین چنین انتخابات نمایشی و فرمایشی و تشریفاتی را بیارایند.

شرایط کشور، تهدیدهای نظامی، تحریم و فشارهای اقتصادی خارجی، انباشتِ بحران‌های برآمده از ناکارامدی و سوءحکمرانی، و افزایش چشمگیر نارضایتی عمومی بر ضرورتِ جلب مشارکت انتخاباتی مردم و تقویت نهادهای نمایندگی گروه‌های متکثر اجتماعی و سیاسی در جامعهٔ مدنی و نهادهای حکمرانی (از جمله مجلس) افزوده است. این امر مستلزم آزاد و عادلانه برگزارشدن انتخابات است تا با رقابت معنادار نمایندگان جریان‌های سیاسی مختلف، مشارکت وسیع شهروندان جلب شود. جریان‌های سیاسی قانون‌گرا هم نشان داده‌اند که باوجود همه‌ٔ موانع و دشواری‌های سیاست‌ورزی مصلحانه در شرایط کنونی، با برنامه‌های سنجش‌پذیری که برای انتشار و پیگیری در این انتخابات آماده کرده‌اند و تصویب اجرای سرا (انتخابات مقدماتی شفاف و دموکراتیک) برای انتخاب نامزدهایشان در انتخابات، برای حضور در رقابتی معنادار جدی بوده‌اند، اما با حذف‌ها و مهندسی حداکثری کنونی امکان انتشار لیست نامزدها و حضور سرمایه‌ساز و رقابت معنادار را از دست داده‌اند.

ما، جمعی از فعالان سیاسی و مدنی ضمن حمایت از هر تلاشی برای استفاده از ظرفیت‌های قانونی جایگاه ریاست جمهوری در جلوگیری از تشریفاتی‌شدن انتخابات و فرمایشی‌شدن مجلس، از جمله با دادن تذکر قانون اساسی به شورای نگهبان در جهت برگزاری انتخاباتی که رقابت معنادار در آن ممکن شود، به اعضای آن نهاد هشدار می‌دهیم که تداوم وضعیت فعلی مانع شکل‌گیری انتخاباتی می‌شود که بیمه‌کنندهٔ ایران و نظام سیاسی آن باشد.

به باور ما رقابت آزاد و عادلانهٔ انتخاباتی با حضور نمایندگان اصلی جریان‌های متفاوت سیاسی، شرط احیای صندوق رای و مشارکت گستردهٔ شهروندان و از ضرورت‌های افزایش ظرفیت‌ جامعه و حاکمیتِ آن برای عبور از بحران‌های هم‌افزای کنونی است. به نظر ما رفتار شورای نگهبان مانع شکل‌گیری انتخابات معنادار شده‌است. چنین انتخاباتی گره از مشکلات میهن و مردم نمی‌گشاید و بر شکاف دولت و ملت می‌افزاید. این روند خطرناک وظیفه رئيس‌جمهور و همه نیروهای سیاسی ایران‌دوست را در تلاش برای برگزاری انتخاباتی آزاد و عادلانه دو چندان می‌کند.

۱۰ بهمن ۱۳۹۸

اسامی امضاکنندگان:
محسن آرمین، زهره آقاجری، پروانه آل‌بویه، ابراهیم اصغرزاده، مهدی اقبال، جواد امام، محسن امین‌زاده، محسن باستانی، علی باقری، عماد بهاور، حسین بی‌غم، عاطفه پهلوان، سیدمصطفی تاجزاده، علی تاجرنیا، مهدی تحققی، محمد ترکمان، محسن ترکاشوند، رضا تهرانی، حمیدرضا جلایی‌پور، محترم حبیبی، مهرداد حجتی، محمد حسینی‌نیا، محمدرضا خاتمی، همایون خسروی، فرح خلیل‌نژاد، مصطفی درایتی، زهرا ربانی‌املشی، امین‌الله ربیع‌پور، علیرضا رجبیان، محمدجواد روح، محمد رهبری، مصطفی سبطی، عیسی سحرخیز، بهرام سمیع، مهدی شادکار، بهروز شاهرخ‌نیا، زهرا شجاعی، صادقه شیردل، عباس صادقی، نادر صدیقی، محسن صفایی‌فراهانی، منظر ضرابی، رحیم عابدان‌زاده، فیض‌الله عرب‌سرخی، علیرضا علوی‌تبار، امید عبدالوهابی، نرگس عافیت‌طلب، پروین فهیمی، مهین فهیمی، ناصر فهیمی، مریم قدس، الهه کولایی، مهدی کیانی، کتایون گلرخ، سیدعلی مجتهدزاده، مینا مجدزاده، فخرالسادات محتشمی‌پور، اعظم محقق، اروجعلی محمدی، مهدی محمودیان، علی مزروعی، محمدجواد مظفر، محمدهادی مهرانی، احمد منتظری، عبدالله مومنی، عبدالله ناصری، محمد نصراللهی، علی نیک‌جو، حسین واله، سیداحمد هاشمی.

iran-emrooz.net | Thu, 30.01.2020, 9:56
معاملۀ قرن یا حماقت قرن؟ / احمد زیدآبادی

بزرگترین مشکل طرح صلح ترامپ این است که کاملاً از “نگاه اسرائیل” تهیه و تنظیم شده است. سه یهودی ارتدکسی که طرح را تدوین کرده‌اند، یعنی جارد کوشنر، جیسون گرینبلات و دیوید فریدمن، به هیچوجه نتوانسته‌اند از علایق مذهبی و قومی خود فاصله بگیرند و گویی نه به عنوان اتباع آمریکا بلکه در جایگاه رهبران احزاب راستگرای اسرائیل به موضوع فلسطین نگریسته‌اند.

آنها به فلسطینی‌ها نه به عنوان مردمان صاحب حقی که قرن‌ها در این سرزمین زیسته‌اند بلکه به عنوان معضلی جمعیت‌شناسانه و امنیتی برای اسرائیل نگاه کره‌اند که به هر حال باید به گونه‌ای حل شود!

از این رو، حتی “امتیازاتی” هم که به زعم خود برای فلسطینی‌ها در نظر گرفته‌اند، یکسره از منظر منافع و نیازهای امنیتی اسرائیل است! برای نمونه، کوشنر موافقت نتانیاهو با تشکیل کشور مستقل فلسطینی را بزرگترین امتیاز اسرائیل به فلسطینی‌ها مطرح کرده است، اما اگر دقیق‌تر به موضوع بنگریم، همین نیز کاملاً به نفع اسرائیل است! اگر قرار بود نتانیاهو با تشکیل یک کشور فلسطینیِ ازهم‌گسیخته و بدون هرگونه اختیارات امنیتی نیز مخالفت کند، به قول ما ایرانی‌ها پس چه خاکی می‌خواست به سرش بریزد؟ آیا می‌خواست از راه حل یک کشوری حمایت کند؟ یا اینکه فلسطینی‌ها را بدون هرگونه حق تابعیت در “گتوهای منزوی از هم” برای ابد حبس کند و روی رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و حتی حزب نازی را سفید کند؟

در واقع، نتانیاهو جز تن دادن به چیزی به عنوان “کشور مستقل فلسطینی” که به مثابۀ شیر بی یال و دم و اشکمی در طرح ترامپ تعریف شده است، راهی پیش روی خود نداشت که بتوان از آن به عنوان ارائۀ امتیاز به فلسطینی‌ها نام برد!

بدتر از این، طرح در هر سه حوزۀ مربوط به مسائل اساسی، یعنی بیت‌المقدس، مسئلۀ آوارگان و سرنوشت شهرک‌نشینان یهودی در کرانۀ باختری، به طرز شرم‌آور و مفتضحانه‌ای جانب جناح راست اسرائیل را گرفته و نمونه‌ای از وقاحتی تاریخی را رقم زده است!

طبعاً ترامپ می‌توانست با ارائۀ طرحی متوازن، انرژی عظیمی از میانه‌روی و حس همزیستی در خاورمیانه و دنیای اسلام آزاد کند و بدین وسیله به ثبات و آرامش و پیشرفت منطقه کمک کند، اما او و تیم همکارانش ظاهراً خودشیفته‌تر و نادان‌تر از آن هستند که چشم اندازهای بلند مدت و چالش‌های عمیق را ببینند و خود را در سطح آلت دست رهبران شهرک‌های یهودی‌نشین تنزل رتبه داده‌اند!

بحران اما به این سادگی تمام نمی‌شود. گویا آمریکا و دولت اسرائیل ترجیح می‌دهند که مردم یهودی ساکن در اسرائیل همواره در اضطراب ناشی از ناامنی زندگی کنند و به عنوان نیرویی سرکوبگر و بیرحم  در سطح جهان شناخته شوند. من اما گمان نمی‌کنم که اکثریت یهودیان شرافتمند جهان که وارث بزرگترین نبوغ‌های تاریخ بشرند، با این وضع کنار بیایند.

در مورد فلسطینی‌ها اما گفته می‌شود که چاره‌ای جز کنار آمدن با همین وضعیت ناعادلانه را ندارند. بله، اگر فلسطینی‌ها خود را برای تشکیل کشوری مستقل با هر کم و کیفی، بی قرار و مشتاق نشان دهند، مجبورند به همین وضع تن در دهند؛ اما اگر آنها یک بار و برای همیشه از چنین خواسته‌ای صرف نظر کنند، آنگاه جای “دهنده” و “گیرنده” در بحران خاورمیانه عوض خواهد شد!

طبعاً من نمی‌توانم برای رهبران فلسطینی نسخه بپیچم! اما اگر به جای آنها بودم، “معاملۀ قرن” را به صورت ترامپ و نتانیاهو پرت می‌کردم و می‌گفتم؛ ما از همین امروز چیزی به اسم دولت خودگردان نداریم و استقلال هم نمی‌خواهیم! ما فقط می‌خواهیم به عنوان شهروندانِ صاحب حق رأی در سرزمین زادگاهمان زندگی کنیم و بس!

آیا از بروکرات های بعضاٌ آلوده به فسادی که  در رام‌الله جا خوش کرده‌اند چنین حرکتی برمی‌آید؟ گمان نکنم!

iran-emrooz.net | Wed, 29.01.2020, 20:51
اعطای دکترای افتخاری دانشگاه کانادایی به نسرین ستوده

دانشگاه کوئینز کانادا اعلام کرد که به پاس مبارزات نسرین ستوده در اه آزادی و حقوق بشر به او دکترای افتخاری می‌دهد. ستوده خرداد سال پیش بازداشت و به اتهام‌های مختلف به بیش از ۳۰ سال زندان محکوم شد.

دانشگاه کوئینز کانادا در بیانیه‌ای اعلام کرد که به نسرین ستوده، حقوقدان و فعال حقوق بشر که در ایران زندانی است، به پاس مبارزاتش در راه آزادی به طور غیابی دکترای افتخاری می‌دهد.

این بیانیه می‌گوید استادان و دانشجویانی که درخواست اعطای دکترای افتخاری به ستوده را امضاء کرده‌اند تاکید می‌کنند که قادر به یافتن فردی شایسته‌تر از این مدافع حقوق بشر برای قدردانی نبوده‌اند.

در بیانیه دانشگاه کوئینز که شامگاه سه‌شنبه هشتم بهمن (۲۸ ژانویه) منتشر شد نسرین ستوده از پیشتازان مبارزه علیه اعدام کودکان و نوجوانان در کشوری که بیشترین آمار اعدام کودکان را دارد، وکیل مدافع روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان بازداشتی و یک فعال شجاع حقوق بشری معرفی شده است.

نامه درخواست اعطای دکترای افتخاری به نسرین ستوده را بیش از ۵۰ عضو هیئت‌های علمی و ۵۰۰ دانشجوی دانشگاه کوئینز کانادا امضاء کرده‌اند.

در این نامه ستوده کنشگری با شهامت در دفاع از حقوق زنان در کشوری که شکنجه و سرکوب زنان با حمایت حکومت انجام می‌شود و وکیل مدافع معترضان، دگراندیشان و زندانیان سیاسی توصیف شده که این گونه فعالیت‌ها را تا زمانی که خود زندانی شد ادامه داده است.

نسرین ستوده خرداد ماه سال گذشته در محل سکونتش در تهران بازداشت و پس از محاکمه به اتهام‌هایی نظیر توهین به مقام‌های ارشد حکومت، تبانی علیه امنیت ملی، نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی در مجموع به ۳۸ سال حبس و تحمل ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شد. مطابق قوانین جزایی جمهوری اسلامی از مجموعه محکومیت حبس ستوده ۱۲ سال آن قابلیت اجرایی دارد.

قدردانی و جوایز بین‌المللی

نسرین ستوده پیش از این نیز به دلیل فعالیت‌های مدنی، حمایت از حقوق زندانیان سیاسی و عقیدتی و پایداری در دفاع از حقوق بشر جوایز و تقدیرنامه‌های دیگری از نهادهای بین‌المللی دریافت کرده است. دانشگاه یورک کانادا در سال ۲۰۱۳ به ستوده دکترای افتخاری اهدا کرده بود.

این فعال حقوق بشری یک سال قبل‌تر همراه با جعفر پناهی، سینماگر از سوی پارلمان اروپا به عنوان برندگان جایزه آزادی اندیشه ساخاروف این نهاد معرفی شده بود.

نسرین ستوده آذر ماه امسال نیز همراه با سه حقوقدان دیگر ایرانی که به دلیل دفاع از زندانیان سیاسی هم اکنون در زندان به سر می‌برند برنده جایزه حقوق بشر اروپا شد.

ستوده پس از جنبش اعتراضی به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نیز به زندان افتاده بود. او که وکالت خانواده شماری از قربانیان و معترضان زندانی را بر عهده داشت به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” محاکمه شد و از شهریور ۸۹ به مدت سه سال زندانی بود.

نسرین ستوده در زندان نیز دست از مبارزه برای دفاع از حقوق بشر بر نداشته و بارها در اعتراض به وضعیت خود و فشاری که بر دیگر فعالان سیاسی وارد می‌شود دست به اعتصاب غذا، تحصن و انتشار متن‌های انتقادی کرده است.

در سال‌های گذشته بسیاری از نهادهای بین‌المللی و شخصیت‌های شناخته شده سیاسی و فرهنگی جهان خواستار توقف آزار و اذیت نسرین ستوده و آزادی او از زندان شده‌اند.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده نیز شهریور ماه سال پیش بازداشت و در بهمن ماه به اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” به شش سال زندان محکوم شد.

iran-emrooz.net | Tue, 28.01.2020, 18:47
ترامپ تشریح کرد: جزئيات طرح موسوم به “معامله قرن”

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا روز سه‌شنبه ۸ بهمن (۲۸ ژانویه) حوالی ساعت ۱۲ ظهر به وقت واشنگتن (۱۸ به وقت اروپای مرکزی) در جریان یک کنفرانس خبری در حضور بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل جزئیات طرح صلح خود برای مناقشه اسرائیل و فلسطینی‌ها را تشریح کرد. ترامپ از این طرح را «گامی به سمت صلح» برای اسرائیل توصیف کرد و  گفت که این طرح به مقابله با «افراط‌گرایی» کمک می‌کند.

مهمترین مفاد اظهارات ترامپ در این نشست عبارتند از:

* طرح پیشنهادی ما ۸۰ صفحه و با جزئیات‌ترین طرحی است که تاکنون ارائه شده است.

* این طرح، یک پیشنهاد برد-برد برای هر دو طرف است.

* این طرح برای رسیدن به منطقه‌ای آرامتر و مرفه‌تر، راهکارهای عملی ارائه می‌دهد.

* آینده تشکیل دولت فلسطین به این بستگی دارد که آن‌ها قاطعانه تروریسم را رد کنند.

* اورشلیم پایتخت تقسیم‌ناپذیر اسرائیل باقی می‌ماند.

* البته قبلا این کار را برای شما کرده بودم و ایالات متحده حاکمیت اسرائیل بر این اراضی را به رسمیت شناخته است.

* هرگز کاری نمی‌کنیم که امنیت اسرائیل را به خطر بیاندازد.

* صلح نیازمند کوتاه آمدن است، اما هرگز نمی‌خواهیم اسرائیل بابت صلح از امنیت خود کوتاه بیاید

* من کارهای زیادی برای اسرائیل کرده‌ام.

* من پایتختی اورشلیم  را به رسمیت شناختم، حاکمیت اسرائیل برای جولان را به رسمیت شناختم و از همه مهمتر، از توافق وحشتناک هسته‌ای با ایران خارج شدم.

* این فرصت فوق‌العاده‌ای برای فلسطینی‌هاست که بعد از سال‌ها کشوری برای خود داشته باشند.

* ما تیم فوق‌العاده‌ای داریم، همه آن‌ها عاشق اسرائیل هستند.

* ترامپ وعده داد که این طرح شرق قدس را به پایتختی فلسطین به رسمیت شناخته و آمریکا در این منطقه سفارت بگشاید.

* رئیس‌جمهور آمریکا همچنین وعده داد با کمک کشورهای خارجی، ۵۰ میلیارد دلار در کشور فلسطین سرمایه‌گذاری شود.

* ترامپ توقف فعالیت‌های حماس و جهاد اسلامی، توقف بیان شعارهای ضداسرائیلی و همچنین توقف پرداخت غرامت به خانواده‌های فلسطینی کشته شده در درگیری‌ها را خواستار شد.

* دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در کاخ سفید گفت: رژیم ایران منزوی و تنها شده و ما قاسم سلیمانی که یکی از بزرگترین تروریست‌های جهان بود را از بین بردیم. او می گفت برای دسترسی به اورشلیمی آزاد، باید با اسرائیل وارد جنگ شویم. حقیقت این است که اورشیلم حالا آزاد شده و مکانی امن و باز و برای همه است. زمان آن رسیده که مسلمانان خطای گذشته خود را تکرار نکرده و حاکمیت اسرائیل را به رسمیت بشناسند.

* ترامپ گفت: رژیم ایران منزوی و تنها شده و ما قاسم سلیمانی که یکی از بزرگترین تروریست‌های جهان بود را از بین بردیم. سلیمانی با رئیس حزب‌الله بود و فکر نمی‌کنم به فکر انجام کارهای خوبی بودند.

* ترامپ گفت: خیلی مسلمانان هستند که هنوز الاقصی را دیدار نکرده‌اند. طرح من این شرایط را عوض می‌کند. تمامی بشریت باید بتواند افتخارهای سرزمین‌های مقدس را ببینند. این نمادها نباید مایه جنگ باشند که باید مایه افتخار و همکاری باشند.

* رئیس جمهوری آمریکا افزود: از عمان، بحرین و امارات متحده عربی برای کار زیاد آن‌ها و فرستادن سفیران خود به مراسم امروز قدردانی می‌کنم.

* ترامپ در پایان گفت: همکاری آمریکا در منطقه هیچ وقت به اندازه اکنون قدرتمندانه نبوده و اتحاد ما با اسرائیل هیچ‌گاه به قدرت امروز نبوده است. ما می‌توانیم روزی دیگری در خاورمیانه رقم بزنیم. خیلی‌ها از اول با ما بوده‌اند. همه می‌گویند این سخت‌ترین معامله است. خیلی سخت است ولی باید آن را انجام دهیم و به بشریت مدیون هستیم که آن را انجام دهیم.

***
جزئیات معامله قرن از نگاه فلسطینی‌ها

”معامله قرن” چیست؟

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در حالی درصدد است که امروز (سه‌شنبه) از طرح خود موسوم به «معامله قرن» رونمایی کند که فلسطینی‌ها که طرفی اساسی در این توافق به حساب می‌آیند، کاملاً مخالف آن هستند. اما این طرح از موافقت کامل بنیامین نتانیاهو و بنی گانتس، رقبای تصدی پست نخست وزیری اسرائیل برخوردار است.

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری فلسطینی معا، رسانه‌های فلسطینی سندی را در خصوص بندهای فاش شده از این طرح منتشر کرده‌اند که این بندها از سوی دولت آمریکا پیشنهاد شده است، در ادامه نکات اصلی مطرح شده در این توافق ذکر می‌گردد:

۱- توافق

توافق سه جانبه‌ای میان اسرائیل، سازمان آزادی‌بخش و حماس امضا می‌شود و کشور فلسطین با نام «فلسطین جدید» در اراضی کرانه باختری و نوار غزه بدون در نظر گرفتن شهرک‌های یهودی نشینِ برپا شده، ایجاد می‌گردد.

۲- تخلیه اراضی

شهرک‌های یهودی نشین همانطور که هستند، باقی می‌مانند و شهرک‌های یهودی‌نشین دوردست نیز به آنها ملحق می‌شوند و مساحت شهرک‌های یهودی نشین امتداد می‌یابد تا به شهرک‌های دوردست نیز برسد.

۳- قدس

قدس تقسیم‌ نخواهد شد و میان اسرائیل و فلسطینِ جدید مشترک خواهد بود و ساکنان عرب منتقل می‌شوند تا ساکن فلسطین جدید شوند. شهرداری قدس نیز مسئول تمامی اراضی قدس به استثنای بخش آموزش خواهد بود که فلسطین جدید مسئولیت آن را برعهده می‌گیرد. این فلسطین جدید خواهد بود که به شهرداری یهودی قدس مالیات املاک و آب را می‌پردازد.

همچنین به یهودیان اجازه داده نخواهد شد که منازل عربی را خریداری کنند، این اجازه به عرب‌ها نیز داده نمی‌شود که منازل یهودی را خرید کنند. مناطق بیشتری به قدس ملحق نخواهد شد، اماکن مقدس نیز همانطور که در حال حاضر هستند باقی خواهد ماند.

۴- غزه

مصر اراضی جدیدی را به فلسطین برای ساخت فرودگاه، کارخانه‌ها و برای تبادل تجاری و کشاورزی خواهد داد، اما به فلسطینیان اجازه سکونت در آن را نمی‌دهد. (در مورد مساحت اراضی و بهای آن میان طرف‌ها با میانجیگری «یک کشور حامی» توافق حاصل می‌شود و این کشور حامی در آینده معرفی می‌گردد/ یک مسیر بزرگراه میان غزه و کرانه باختری کشیده می‌شود و اجازه ایجاد کانال آب‌های تصفیه شده در زیر اراضی میان غزه و کرانه باختری داده می‌شود.

۵- کشورهای حامی

کشورهایی که موافقت کرده‌اند که به اجرای این توافق کمک کنند و از لحاظ اقتصادی بر آن نظارت داشته باشند، عبارت هستند از آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهای نفت‌خیز عربی در حاشیه خلیج فارس.

بدین منظور، مبلغ ۳۰ میلیارد دلار طی ۵ سال درخصوص پروژه‌هایی برای فلسطین جدید در نظر گرفته شده است. (بهای الحاق شهرک‌های یهودی نشین به اسرائیل از جمله شهرک‌های دوردست را خود اسرائیل پرداخت می‌کند).

۶- توزیع مشارکت‌ها میان کشورهای حامی

- آمریکا ۲۰ درصد
- اتحادیه اروپا ۱۰ درصد
- کشورهای عربی نفت‌خیز در حوزه خلیج فارس ۷۰ درصد.

نسبت مشارکت میان کشورهای عربی بر اساس امکانات نفتی آنها تقسیم می‌شود (از این مسئله که کشورهای نفت‌خیز بیشترین هزینه این طرح را پرداخت می‌کنند این برداشت ایجاد می‌شود که آنها از این توافق بیشترین سود را می‌برند).

۷- ارتش

فلسطین جدید نباید ارتش داشته باشد و تنها سلاحی که به فلسطین جدید اجازه برخورداری از آن داده می‌شود، سلاح‌های سبک پلیس است.

توافقی میان اسرائیل و فلسطین جدید امضا خواهد شد که بر اساس آن اسرائیل مسئولیت دفاع از فلسطین جدید در مقابل هر حمله خارجی را بر عهده می‌گیرد؛ اما به این شرط که فلسطین جدید به اسرائیل بهای دفاع از خود را بپردازد. میان اسرائیل و کشورهای عربی نیز مذاکره صورت می‌گیرد تا مبلغی که عرب‌ها به ارتش اسرائیل برای بهای این حفاظت می‌پردازند، مشخص شود.

۸- جدول‌های زمانی و مراحل اجرا

در هنگام امضای توافق:

۱- حماس تمامی سلاح‌هایش را کنار می‌گذارد و این شامل سلاح‌های شخصی رهبران حماس نیز می‌شود و این سلاح‌ها به مصری‌ها تحویل داده می‌شود.

۲- به جای آن، نیروهای حماس حقوق ماهیانه‌ای از کشورهای عربی دریافت می‌کنند.

۳- مرزهای نوار غزه برای تجارت جهانی از طریق گذرگاه‌های اسرائیلی و مصری و نیز از طریق دریا گشوده می‌شود، همچنین بازار غزه با کرانه باختری افتتاح می‌شود.

۴- بعد از یک سال از این توافق، انتخابات دموکراتیکی برای دولت فلسطین جدید برگزار می‌شود و هر شهروند فلسطینی می‌تواند برای این انتخابات کاندیدا شود.

۵- اسیران: بعد از گذشت یک سال از انتخابات، تمامی اسیران به صورت تدریجی طی سه سال آزاد می‌شوند.

۶- طی ۵ سال یک بندر دریایی و یک فرودگاه برای فلسطین جدید ایجاد می‌شود و تا آن زمان، فلسطینی‌ها از فرودگاه‌ها و بنادر اسرائیل استفاده می‌کنند.

۷- مرزها میان فلسطین جدید و اسرائیل در مقابل عبور و مرور شهروندان و کالاها باز خواهد بود؛ همانطور که وضعیت با کشورهای دوست اینگونه است. «اسرائیل نپذیرفته است که هیچ مرزی برای آن تعریف شود».

۸- پل معلقی میان «بزرگراه» ایجاد می‌شود که ارتفاع آن از سطح زمین ۳۰ متر است و غزه و کرانه باختری را به هم متصل می‌کند. ماموریت ساخت این پل را یک شرکت چینی بر عهده می‌گیرد و در هزینه آن، چین به میزان ۵۰ درصد، ژاپن به میزان ۱۰ درصد، کره جنوبی ۱۰ درصد، استرالیا ۱۰ درصد و کانادا ۱۰ درصد مشارکت می‌کنند، آمریکا و اتحادیه اروپا با هم ۱۰ درصد در ساخت این پل سهیم می‌شوند.

غور اردن

- دشت اردن در دست اسرائیل باقی خواهد ماند؛ همان طور که در حال حاضر این گونه است.

- جاده ۹۰ به جاده چهار مسیره تبدیل خواهد شد.

- اسرائیل بر ساخت جاده ۹۰ نظارت خواهد داشت.

فلسطینی‌ها از این مسیر استفاده می‌کنند و این مسیر فلسطین جدید را به اردن متصل می‌کند و این مسیر تحت نظارت فلسطینی‌ها است.

مسئولیت‌ها (مجازات‌ها)

۱- در صورتی‌ که حماس و سازمان آزادی‌بخش با این قرارداد مخالفت کنند، آمریکا تمامی حمایت مالی خود از فلسطینیان را لغو خواهد کرد و برای ممانعت از کمک هر کشور دیگری به فلسطینی‌ها به صورت جدی تلاش خواهد کرد.

۲- اگر سازمان آزادی‌بخش با شروط این توافق موافقت کند، اما حماس و جهاد اسلامی آن را نپذیرند، این گروه‌ها مسئول پیامدهای آن خواهند بود و در هرگونه رویارویی نظامی میان اسرائیل و حماس، آمریکا از اسرائیل برای ضربه زدن به رهبران حماس و جهاد حمایت خواهد کرد. “آمریکا نخواهد پذیرفت که فقط ده‌ها نفر در مورد سرنوشت میلیون‌ها تن تصمیم‌گیری کنند”.

۳- اگر اسرائیل با این توافقنامه مخالفت کند، حمایت اقتصادی از اسرائیل متوقف خواهد شد.

در همین حال، پیش از کنفرانس بحرین نیز که با هدف بررسی جوانب اقتصادی معامله قرن برگزار شده بود، کاخ سفید طرحی ۵۰ میلیارد دلاری را رونمایی کرد که ظاهراً بخشی از طرح موسوم به «معامله قرن» است.

بر اساس طرحی که جزئیات آن در ۴۰ صفحه در وب‌سایت کاخ سفید منتشر شده بود، سرمایه‌گذاری در حوزه‌های دولتی و خصوصی در سرزمین‌های فلسطینی دست‌کم یک میلیون فرصت شغلی ایجاد خواهد کرد.‌

همچنین بنا بر این طرح، مبلغ ۲۷.۵ میلیارد دلار در کرانه باختری و نوار غزه، و مبالغ ۹.۱ میلیارد، ۷.۴ میلیارد و ۶.۳ میلیارد دلار به ترتیب برای فلسطینیان ساکن مصر، اردن و لبنان سرمایه‌گذاری خواهد شد.

این طرح شامل این موارد است:

- راه اندازی ۱۷۹ پروژه زیربنایی و اشتغال زایی.

- هزینه کرد بیش از ۵۰ میلیارد دلار در اراضی فلسطینی نابسامان به لحاظ اقتصادی طی ۱۰ سال تا زمانی که مبلغ باقی مانده بین مصر، لبنان و اردن تقسیم شود.

- راه اندازی پروژه‌هایی در شبه جزیره سینای مصر که امکان سرمایه‌گذاری فلسطینی‌های ساکن غزه را در آنجا بدهد.

- در نظر گرفتن یک میلیارد دلار برای بخش گردشگری غزه و کرانه باختری.

-ایجاد گذرگاهی برای رفت و آمد فلسطینی‌ها بین کرانه باختری و غزه که از اسرائیل می‌گذرد و این پروژه همچنین شامل ایجاد یک مسیر میانبر می‌شود و نیز احتمالاً یک خط راه آهن می‌شود.

- برخی کشورها و اساساً کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس و سرمایه‌گذاران بخش خصوصی بخش اعظم هزینه‌های معامله قرن را پرداخت خواهند کرد.

- صندوق سرمایه‌گذاری جدیدی راه اندازی می‌شود که بانک توسعه چند جانبه‌ای آن را اداره می‌کند؛ به طوری‌که بخش‌های وام دهنده بین‌المللی نظیر صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در تاسیس آن مشارکت داشته و بر آن نظارت خواهند کرد.

- ارائه بسته‌های اقتصادی به فلسطینی‌ها که امکان ایجاد آینده‌ای شکوفا برای آنها را می‌دهد؛ اگر که به پای میز مذاکرات صلح بازگردند.

- این طرح در عین حال اگر اجرایی شود نیم میلیون شغل در کرانه باختری و غزه ایجاد می‌کند.

- معامله قرن از فقر فلسطینی‌ها می‌کاهد و آن را به نیم می‌رساند و به تولید خالص ملی فلسطین می‌افزاید.

- معامله قرن همانند طرح مارشالی است که واشنگتن در سال ۱۹۴۸ برای بازسازی اروپای غربی نابود شده بر اثر جنگ جهانی دوم ارائه کرد اما بر خلاف تامین مالی این طرح از سوی آمریکا این بار اکثر هزینه‌های آن برعهده کشورهای خاص است.

آمریکا سرمایه‌گذاری عظیمی در معامله قرن در صورتیکه سازوکار دولتی جدید را فراهم کند؛ خواهد کرد اما این مبلغ مشخص نشده است.

iran-emrooz.net | Tue, 28.01.2020, 17:44
دعوت به تحریم فعال انتخابات مجلس

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران در باره تحریم فعال انتخابات مجلس

در تمام دوران چهل سال پس از انقلاب، کشور ما جز در دورۀ اول ولو بطور نسبی، هرگز یک انتخابات واقعا دمکراتیک و آزاد با حضور احزاب اپوزیسیون، گرایشهای سیاسی دگراندیش و مطبوعات آزاد را تجربه نکرده است. اما این بار در یازدهمین دوره انتخابات مجلس، همه داده‌ها گواهی می‌دهند که اقلیت زورگوی حاکم به رهبری ولایت فقیه، با رد صلاحیت گسترده و کم‌سابقه تعداد کثیری از نامزدهای نمایندگی و نیز بخش چشم‌گیری از همین نمایندگان مجلس نیم‌بند کنونی، به کمک نظارت استصوابی شورای نگهبان، همه روزنه‌ها برای رقابت نامزدها و حضور نمایندگان راستین مردم در نهاد قانون‌گزاری را بسته‌اند.

هسته اصلی قدرت به رهبری خامنه‌ای با تشکیل نهادهای رنگارنگ فراقانونی نظیر “شورای سران سه قوه” و ترکیب جدید کمیسیون ”تائید صلاحیت وزارت کشور” عملا کارکرد نهاد مجلس و حتی دولت را از مضمون تهی کرده و “جمهوریت” نظام را از کار انداخته است.

انتخابات در شرایطی برگزار می‌شود، که اکثریت مردم میهن ما، بویژه از میان لایه‌های فرودست و میانه جامعه از سیاست اقتصادی اجتماعی نطام و نادیده گرفتن رای و نظر و خواست‌هایشان به‌شدت ناخشنود‌اند. اعتراضات گسترده آبان‌ماه امسال و سرکوب خونین معترضین یکبار دیگر نشان داد که مردم ایران مدت‌هاست که پایه‌های اعتمادشان به سران حاکمیت و امید به بهسازی امور جامعه و زندگی بهتر را از دست داده‌اند.


هم وطنان عزیز!

یازدهمین دوره انتخابات مجلس نشان دیگرِی از ارادۀ گردانندگان نظام به استمرارِ حاکمیت استبداد دینی و قانون اساسی تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی و مشروعیت دادن به یک نظام سیاسی ضد دمکراتیک و مغایر با منافع ملی ایران است.

حزب دموکراتیک مردم ایران بنا بر باور به پیکار مسالمت‌آمیز و عاری از خشونت موافق شرکت در بسیاری از انتخابات دوره‌های پیش به‌منظور گشایش فضای سیاسی، گسترش پیکار در راه آزادی و مردم‌سالاری بود. اما اینک با توجه به نکات فوق، همگان را به تحریم فعال انتخابات اسفند ماه مجلس فرا می‌خواند.

مردم شریف و مبارز ایران!

گفتنِ نۀ بزرگ و قاطع به انتخابات فرمایشی پیش رویِ مجلس، در صورت توفیق، می‌تواند بازتابِ روشنِ نارضایتی‌های انباشته شدۀ مردم طی این سال‌ها، این بار در مقیاس کشوری و بیانگرِ خواست آن‌ها برای اصلاحات و تغییرات اساسی در راستای تامین حقوق دموکراتیک مردم و دستیابی به آزادی‌ها باشد.

فرصت انتخابات را می‌توان به کوشش در راه ایجاد یک جنبش اجتماعیِ سراسری، جلب نظر مساعد حداکثر گروه‌های اجتماعی و غیرممکن کردن مهار جنبش اعتراضی از راه سرکوب، تبدیل کرد.

عدم شرکت فعال در انتخابات، در راستایِ بسیج افکار عمومی و ایجاد یک اجماع عمومی در گفتن “نه” بزرگ به سیاست حاکمیّت است که در رویای برقراری یک حکومت تمام عیار اسلامی در میهن ماست. تحریم فعال انتخابات درصورت پیروزی، بازتابِ توازن نیروهای سیاسی در کشور است. موفقیت دراین کارزار، زمینه‌سازِ هر اقدام و خواست بنیادی‌تر بعدی است. و وزن نیروهای هوادارِ آزادی و دمکراسی در ایران را سنگین‌تر می‌کند.

حزب دموکراتیک مردم ایران
سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۸

iran-emrooz.net | Mon, 27.01.2020, 20:29
سلب امکان دریافت کارت ملی از اقلیت های مذهبی غیر رسمی

هفتم بهمن ۱۳۹۸ — در اقدامی تازه که اقلیت‌های مذهبی غیر رسمی را در ایران شدیدا مورد تبعیض قرار می‌دهد، کارت ملی، که برای انجام اغلب کارهای دولتی و خصوصی واجب است، فقط برای شهروندان معتقد به ادیان رسمی صادر می‌شود.

به دلیل حذف گزینه «سایر ادیان» در فرم جدید درخواست کارت ملی، پیروان ادیان غیر رسمی باید به دروغ گزینه یکی از ادیان رسمی (اسلام، مسیحیت، یهودیت یا زرتشتی) را انتخاب کنند یا برای آنها کارت صادر نخواهد شد.

به گفته‌هادی قائمی، مدیر مدیر کمپین حقوق بشر در ایران: «در عمل دولت ایران با این رویه جدید حقوق اولیه اقلیت‌های مذهبی را زیر پا گذاشته و آنها را از دسترسی به خدمات ضروری شهروندی محروم می‌کند.»

قائمی افزود: «این اقدام باید به شدت از سوی جامعه بین المللی محکوم شود زیرا آشکارا اقلیت‌های مذهبی را مورد تبعیض قرار داده و قوانین داخلی و جهانی را نقض می‌کند.»

نداشتن کارت ملی دسترسی به بسیاری از خدمات و انجام کارهای روزمره، مانند عملیات بانکی، را برای اقلیت‌های مذهبی غیر رسمی، مانند بهائیان، که با جمعیتی در حدود ۳۰۰ هزار تا ۳۵۰ هزار نفر بزرگترین اقلیت مذهبی در ایران هستند، غیر ممکن می‌سازد.

فرم جدید پس از انتقاد نماینده مجلس

در فرم پیشین صدور کارت ملی، برای ثبت مذهب درخواست کننده، علاوه بر ادیان رسمی در قانون اساسی، گزینه «سایر ادیان» نیز ذکر شده بود.

اما در بهمن ماه ۱۳۹۷، جواد ابطحی، نماینده اصولگرای مجلس از خمینی شهر در استان اصفهان، در تذکر کتبی به عبدالرضا رحمانی فضلی، خواستار حذف گزینه «سایر ادیان» شد. به اعتقاد این نماینده، وزارت کشور با گنجاندن این گزینه، فرقه‌های «ضاله»، از جمله بهائیان، را به «رسمیت» شناخته بود. (تصویر نامه ابطحی)

در دوم بهمن ۱۳۹۸ بهاره هدایت، کنشگر مدنی که بخاطر فعالیت‌های مسالمت آمیز خود چند سال زندان کشیده است، در صفحه تویئتر خود پاسخ سازمان ثبت احوال به یک شهروند بهائی را بازنشر کرد. در این پاسخ آمده است: ‌«شهروند گرامی، با آرزوی سلامتی برای شما، دین مورد نظر شما در قانون مصوب نشده و راه حلی نیز در نظر گرفته نشده. در صورت امکان با شرایط موجود ثبت نام انجام دهید.»

رویه جدید موجب تشدید تبعیض علیه اقلیت‌های مذهبی

وارد شدن نماینده مجلس به موضوع کارت ملی و اشاره‌اش به بهائیان، تازه ترین نشانه ضدیت جمهوری اسلامی با جامعه بهائیان کشور است که سابقه‌ای بس طولانی دارد. در حالی که همه اقلیت‌های مذهبی رسمی و غیر رسمی تبعیض‌های گوناگون را لمس کرده‌اند، آزار و اذیت جمهوری اسلامی علیه بهائیان نسبت به اقلیت‌های دیگر بیشتر بوده است.

در ۲۰۱۴ محمد جواد لاریجانی، رئیس سابق شورای عالی حقوق بشر ایران، در پاسخ به گزارشی از سازمان ملل متحد در مورد بدرفتاری با بهائیان گفت: «بهائیان… از همه امتیازات سایر شهروندان برخوردار هستند.» با این حال، حکومت ایران رهبران و پیروان این مذهب را زندانی کرده، مانع تحصیل دانشگاهی آنها شده، کسب و کارشان را تعطیل کرده و زمینهایشان را مصادره نموده است.

با وجود تاکید «منشور حقوق شهروندی» بر «اصل عدم تبعیض و تساوی همه افراد و گروهها در برابر قانون بدون هرگونه ملاحظه‌ای از قبیل جنسیت، قومیت، مذهب و گرایشهای سیاسی-اجتماعی…»، حسن روحانی، رئیس جمهوری، تاکنون در مورد نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی غیر رسمی توسط وزیر کشور در خصوص دریافت کارت ملی سکوت کرده است.

رویه جدید وزارت کشور حسن روحانی ناقض قوانین داخلی و بین‌المللی

صدور کارت ملی بر اساس مقرراتی است که توسط وزارت کشور دولت حسن روحانی تنظیم شده و متقاضیان می‌توانند برای پر کردن فرم الکترونیکی به سایت  http://www.ncr.ir مراجعه کنند. این در حالی است که بخش مربوط به ثبت مذهب، اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و پیمان‌های بین المللی مصوب این کشور را نقض می‌کند.

بر اساس اصل ۱۹ قانون اساسی «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.»

همچنین مطابق اصل ۲۰ «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و ار همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اچتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.»

در اصل ۲۳ نیز آمده است: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمیتوان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»

علاه بر این، در اصل ۱۸ بیانیه جهانی حقوق بشر و اصل ۱۸ پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی تصریح شده که هیچکس حق ندارند آزادی مذهبی افراد را سلب یا آنها را وادار به پذیرش ادیان دیگر کند.

استفاده از فرم جدید درخواست کارت ملی، شامل متقاضیان جدید و درخواست کنندگان کارت جایگزین می‌شود.

iran-emrooz.net | Sun, 26.01.2020, 20:28
تظاهرکنندگان عراقی علیه مقتدی صدر شعار دادند

دویچه وله: یکشنبه باز هم گروه گسترده‌ای از مخالفان دولت عراق به خیابان رفتند. این بار آنها علیه مقتدی صدر شعار دادند، زیرا عقیده دارند که او به جنبش اعتراضی پشت کرده و از سیاست‌های ایران پیروی می‌کند.

خیابان‌های بغداد و برخی از شهرهای جنوب عراق یکشنبه (۲۶ ژانویه) بار دیگر میدان گردهمایی اعتراضی مردم ناراضی بود. این بار بسیاری از معترضان علیه مقتدی صدر شعار دادند، زیرا او را به “خیانت” به جنبش اعتراضی متهم می‌کنند.

نیروهای امنیتی برای پراکنده کردن مردم از گاز اشک‌آور و گلوله استفاده کردند. به گفته منابع پزشکی و امنیتی دستکم ۲۲ نفر زخمی شدند.

معترضان در تظاهرات یکشنبه علیه مقتدی صدر نیز شعار دادند و خواهان افشای او شدند که تاکنون از نفوذ زیادی برخوردار بود. به عقیده بسیاری از معترضان این روحانی تندرو دیگر از جنبش اعتراضی حمایت نمی‌کند، بلکه مواضع خود را با “کشورهای خارجی” هماهنگ می‌کند.

او در راهپیمایی گسترده‌ای که روز جمعه در بغداد برگزار شد، از نیروهای آمریکایی خواست که هرچه زودتر خاک عراق را ترک کنند. او در عین حال از معترضان خواست که به اعتراضات ضددولتی پایان دهند. او تهدید کرد که نیروهای پیرو او در دفاع از حکومت وارد عمل خواهند شد.

به نظر معترضان عراقی، مقتدی صدر که به تازگی در ایران بوده، در موضع‌گیری تازه خود از جمهوری اسلامی پیروی می‌کند، درحالیکه بسیاری از افراد ناراضی، هم با دخالت ایالات متحده و هم با مداخله ایران در عراق مخالف هستند.

عقب‌نشینی پیروان صدر

روز شنبه، چند ساعت پس از آن که پیروان مقتدی صدر از مواضع خود در بغداد و برخی از شهرهای جنوب عراق، مانند ناصریه و بصره، عقب‌نشینی کردند، نیروهای امنیتی برای پراکنده کردن سایر معترضان و برچیدن چادرها و سنگرهای آنان از میدان‌های شهرها هجوم بردند. به گزارش خبرگزاری‌ها در هجوم نیروهای امنیتی دستکم چهار نفر کشته شدند.

به گزارش آسوشیتدپرس بسیاری از معترضان این نگرانی را ابراز کرده‌اند، که جدایی مقتدی صدر و پیروان شبه نظامی او، می‌تواند به انشقاق و تضعیف جنبش اعتراضی و وخیم شدن اوضاع امنیتی عراق منجر شود.

معترضان در برابر مقتدی صدر که اکنون او را به دنباله‌روی از ایران متهم می‌کنند، بر حمایت آیت‌الله علی سیستانی، مرجع عالی شیعیان عراق، تأکید می‌کنند. آنها انتظار دارند که این مرجع بانفوذ در نماز جمعه آینده (۳۱ ژانویه) به حمایت خود از معترضان ادامه دهد.

مردم ناراضی که به گسترش فقر و فساد در کشور معترض هستند، خواهان برکناری حکومت و تغییرات بنیادی هستند. در اعتراضاتی که از دو ماه پیش در عراق جریان دارد تا کنون بیش از ۵۰۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند.

تنش روزافزون میان ایران و آمریکا نیز بر فضای سیاسی عراق سایه انداخته و اعتراضات را هرچه بیشتر به سوی خشونت رانده است.

iran-emrooz.net | Sat, 25.01.2020, 20:09
کانادا خواستار بررسی مستقل جعبه سیاه هواپیماست

دویچه وله فارسی

خانم کریستیا فریلند، معاون نخست وزیر کانادا بار دیگر خواستار بررسی مستقل جعبه سیاه هواپیمای سرنگون شده اوکراینی شد. او گفت با تحلیل محتویات جعبه سیاه می‌توان پی برد دقیقا چه اتفاقی افتاده و مسئولیت با کیست.

معاون جاستین ترودو می‌گوید سرنگونی پرواز تهران کی‌یف یک فاجعه ملی برای کاناداست و این کشور بر حمایت از شهروندان کانادایی و بازماندگان آنها و تحقق عدالت تمرکز خواهد کرد.

خانم فریلند در حاشیه نشست داوس و در گفت‌وگو با تلویزیون بلومبرگ، بر لزوم شفافیت و بررسی مستقل جعبه‌های سیاه هواپیمای سرنگون شده تاکید کرد و گفت: «ما به یک تحلیل مستقل واقعی جعبه سیاه نیاز داریم و باید بدانیم که دقیقا چه اتفاقی افتاد و چه کسی مسئول است.»

معاون نخست وزیر کانادا افزود که تلاش‌های این کشور برای گرفتن جواب این سوال‌ها ادامه خواهد یافت. او یادآور شد که کانادا در این زمینه از حمایت شرکای بین‌المللی از جمله هلند و اوکراین برخوردار است.

نخست‌وزیر کانادا پیش‌تر، با ابراز نگرانی نسبت به سرنوشت جعبه‌های سیاه هواپیمای اوکراینی گفته است: «آن قدر به ایران فشار می‌آوریم تا مجبور شود آنها را به فرانسه ارسال کند.»

جعبه سیاه هر هواپیما، حاوی اطلاعات پرواز و صداهای کابین خلبان است.

در جریان سرنگونی هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اوکراین توسط موشک سپاه پاسداران در بامداد چهارشنبه ۱۸ دی، تمامی ۱۷۶ سرنشین این هواپیما کشته شدند. دست‌کم ۱۳۹ نفر از مسافران هواپیما ایرانی بودند و ۵۷ نفرشان تابعیت دو گانه ایرانی کانادایی داشتند.

فرانسوا فیلیپ شامپین، وزیر خارجه کانادا نیز قبلا خواستار انجام تحقیقاتی شفاف بر مبنای قوانین جهانی هوانوردی شده است. او با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران مسئولیت کامل این حادثه را پذیرفته، گفته که “تنها تحقیقات شفاف و کامل” می‌تواند علت‌ها و دلایل اصلی این حادثه را مشخص کند: «اکنون خانواده‌های جان باختگان پاسخ می‌خواهند، جامعه بینالمللی نیز منتظر پاسخ است و ما تا زمان دریافت این پاسخ‌ها، آرام نمی‌گیریم.»

اما مقامات وزارت خارجه ایران نخست وزیر کانادا را متهم کرده‌اند که “کاسه داغتر از آش” شده و به دنبال اجرای عدالت در حق مسافرانی است که تابعیت مضاعف دارند. عباس موسوی، سخنگوی وزارت خارجه ایران گفته که این کشور تابعیت دو گانه را به رسمیت نمی‌شناسد و غرامت و مسائل حقوقی قربانیان هواپیما مبتنی بر  قوانین این کشور خواهد بود.

آسوشیتدپرس در گزارشی نوشته که جمهوری اسلامی ایران ممکن است از بیم آشکار شدن جزئیات سرنگون شدن هواپیمای اوکراینی با موشک‌های سپاه پاسداران، بازخوانی جعبه‌های سیاه آن را به تعویق بیندازد. طبق گزارش‌ها، بین اصابت موشک اول و موشک دوم به هواپیما حدود ۲۰ ثانیه فاصله بوده و آن چه در این فاصله روی داده، از لحاظ امنینی برای جمهوری اسلامی اهمیت دارد و می‌تواند به روشن شدن پشت پرده دلیل دو شلیک پیاپی به هواپیمای مزبور کمک کند.

وزیر خارجه ایران در تازه‌ترین مصاحبه خود گفته که عامل شلیک به هواپیمای اوکراینی در زندان است.

ثبت شکایت حقوقی بازماندگان در دادگاه انتاریو

هم‌زمان، به ابتکار خویشاوندان قربانیان پرواز سرنگون شده نیز شکایتی علیه مقامات جمهوری اسلامی از جمله علی خامنه‌ای و سرداران سپاه در دادگاه انتاریوی کانادا ثبت شده تا  اتهام “ارتکاب عمدی یک جنایت تروریستی” را پیگیری کند. در توافق با مقامات این دادگاه قرار شده هویت شاکیان محفوظ بماند تا فشاری احتمالی متوجه آنها نباشد.

عموی پونه گرجی، یکی از مسافران هواپیمای سرنگون شده اوکراینی، از تشکیل کمیته حقیقت‌یاب، ثبت شکایت علیه خامنه‌ای و سرداران سپاه در دادگاه انتاریوی کانادا و تلاش برای ارائه این شکایت به دادگاه بین‌المللی جنایی خبر می‌دهد.

علی‌اصغر گرجی، عموی یکی از سرنشینان پرواز تهران به کی‌یف در حساب فیس‌بوک خود از ثبت شکایتی علیه جمهوری اسلامی، خامنه‌ای و سرداران سپاه پاسداران در دادگاه انتاریو خبر داده و نوشته که این شکایت، تحت بند Justice for Victims of Terrorism Act S.C. 2012 از قانون جزایی کانادا صورت گرفته است.

آقای گرجی هدف تشکیل پرونده را محکومیت جمهوری اسلامی به اتهام “ارتکاب عمدی یک جنایت تروریستی” عنوان کرده و افزوده که این دعوی در دادگاه بین‌المللی جنایی نیز دنبال
خواهد شد. او نوشته که به علت فشارهای احتمالی جمهوری اسلامی بر شاکیان و در توافق با دادگاه، قرار شده که اسامی شاکیان ناشناس بماند: «خانواده‌های قربانیان می‌توانند بدون نگرانی به شکایت ملحق شوند.»

علی‌اصغر گرجی از کسانی که اطلاعاتی پیرامون شلیک عمدی به هواپیما دارند، خواسته که با او تماس بگیرند. او هم‌چنین نوشته که یک کنفرانس مطبوعاتی بین‌الملی نیز به زودی در این زمینه برگزار خواهد شد.

آقای گرجی که ساکن مونترال است، سه روز قبل از تشکیل کمیته حقیقت‌یاب و اولین جلسه آن خبر داده و گفته بود: «هدف انجام‌ تحقیقات مستقل جهت پی‌بردن به حقیقت چگونگی اتفاق این تراژدی، کمک به تحقیقات قضایی و‌ محکوم کردن عاملان در مجامع قضایی و در برابر دادگاه ملت ایران است.»

پونه گرجی (۲۵ ساله) و همسرش آرش پورضیایی (۲۶ ساله)، دانش‌آموختگان دانشگاه شریف و فارغ‌التحصیلان رشته کامپیوتر دانشگاه آلبرتا، برای برگزاری مراسم ازدواج خود به ایران رفته بودند. آنها تنها سه روز پس از عروسی در فاجعه شلیک پدافند سپاه به هواپیمای اوکراینی جان باختند. آرش پورضرابی مدال طلای المپیاد ریاضی را داشت.

iran-emrooz.net | Fri, 24.01.2020, 21:29
دامنه‌های بین‌المللی خبرگزاری فارس مسدود شد

در خبرهایی که شامگاه جمعه ۴ بهمن ۹۸ / ۲۴ ژانویه ۲۰۲۰، در کانال تلگرام خبرگزاری فارس منتشر شده، آمده است که دامنه‌های بین‌المللی (farsnews.com و farsnews.net) این خبرگزاری با دستور وزارت خزانه‌داری آمریکا مسدود شده است.

فارس نوشته است: «در ایمیلی که از طرف سرویس دهنده بین‌المللی این دامنه برای خبرگزاری فارس ارسال شده به صراحت دلیل این انسداد غیرقانونی «دستورالعمل مقرر شده توسط دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا (اوفک) و قرار گرفتن این خبرگزاری در فهرست SDN عنوان شده است.»

در ادامه این خبر آمده است: «از ساعتی قبل دسترسی مخاطبان خبرگزاری فارس به سایت این خبرگزاری در ایران و نقاط مختلفی از جهان با مشکل مواجه شده بود. بخش فنی خبرگزاری در حال تلاش برای ایجاد دسترسی همه مخاطبان بر روی دامین farsnews.ir است که ممکن است چند ساعتی به طول بیانجامد.»

خبرگزاری فارس در گزارش مربوط به بسته شدن دامنه‌های بین‌المللی آن خود را «نخستین خبرگزاری مستقل ایران» معرفی کرده  است که از سال ۱۳۸۲ ذیل موسسه فرهنگی مطبوعاتی فارس فعالیت می‌کند. اما جامعه مطبوعاتی و سیاسی ایران این خبرگزاری را وابسته به سپاه می‌دانند.

در گزارشی در «ویکی‌پدیا» درباره خبرگزاری فارس امده است: «بودجه فارس، از طریق کمک‌های فرهنگی سپاه پاسداران تأمین می‌شود. بسیاری از مدیران آن، سابقه عضویت در این دستگاه نظامی سیاسی را دارند. با توجه به محرمانه تلقی شدن جزئیات بودجه دستگاه‌های نظامی در ایران، تا مدت‌ها وابستگی فارس به بودجه سپاه، خبری غیررسمی تلقی می‌شد، اما در ژوئن سال ۲۰۰۸ سایت «تابناک» (وابسته به محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه) در گزارشی رسماً این خبر را مورد تأیید قرار داد.»

براساس گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌ها، در آستانه دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری (۲۲ خرداد ۱۳۸۸)، بیش از ۹۰ درصد دست‌اندرکاران بخش سیاسی خبرگزاری فارس تغییر کردند و نیروهای بسیج و وابستگان به سپاه، جایگزین آن‌ها شدند.

در هفته‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ - بنا بر اعلام انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران - ۳۹ روزنامه‌نگار و کارمند خبرگزاری فراس به خاطر اختلاف با مدیران در خصوص خط مشی خبری این خبرگزاری، اخراج یا مجبور به استعفاء شدند. این اقدام خبرگزاری فارس، واکنش فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران (آی اف جی) را در پی داشت که نسبت به ادامه سرکوب رسانه‌ها در ایران عمیقا ابراز نگرانی کرد.

iran-emrooz.net | Fri, 24.01.2020, 20:19
نخستین کنفرانس خبری کیمیا علیزاده در آلمان

ایران امروز: کیمیا علیزاده تکواندوکار ایرانی که به آلمان مهاجرت کرده برای نخستین‌بار در برابر رسانه‌ها قرار گرفت. او و همسرش حامد معدنچی مهمان کنفرانس خبری مسابقات انتخابی تیم ملی تکواندوی آلمان برای المپیک ‎توکیو ۲۰۲۰ بود.

در سخنانی کوتاه که زبان فارسی ایران کرد گفت: «امروز با توجه به این‌که دیگر متاهل هستم، مهم‌ترین مساله برایم این است که زندگی آرامی داشته باشم. به جز کسب مدال المپیک و قهرمانی جهان و موفقیت‌ها و اهدافی که در ذهنم هست، به دنبال زندگی آرام می‌گردم.»

کیمیا ۱۹ تیر ۱۳۷۷ در کرج از خانواده‌ای آذربایجانی زاده شد. مادرش اهل اردبیل و پدرش نیز اهل شهر زنوز شهرستان مرند است. کیمیا فرزند بزرگ خانواده است و یک برادر کوچکتر از خود دارد. کیمیا علیزاده در ۳۱ مرداد ۱۳۹۷ با حامد معدنچی، والیبالیست پیشین، ازدواج کرد.

او زمانی که ۱۷ سال داشت در بازی‌های المپیک ریو ۲۰۱۶  در وزن ۵۷ کیلوگرم زنان برنده مدال برنز شد. این نخستین مدال المپیک برای یک زن در تاریخ ورزش ایران بود.

به هنگام بازگشت نیم ایران ورزشی ایران از المپیک ریو، رهبر جمهوری اسلامی در پیامی بدون نام بردن از کیمیا، از او به دلیل آن که «با حجاب کامل در پیشانی کاروان درخشید» سپاسگزاری کرد. خامنه‌ای در پیام خود همچنین خطاب کاروان ورزش ایران نوشت: «از همه‌ی شما سپاسگزاری می‌کنم. قدر شما را می‌دانیم.»

با این‌حال دیری نپایید که کیمیا علیزاده به همراه حامد معدنچی (عضو سابق تیم ملی والیبال ایران) از کشور خارح شدند. آنها چند ماهی را در هلند بودند سپس به هامبورگ رفته و از آلمان تقاضای پناهندگی کردند.

او در نامه‌ای که در آن قصد خروجش از ایران را علنی کرد نوشت: «من یک انسانم و می‌خواهم بر مدار انسانیت باقی بمانم.»

او خطاب به ایرانیان نوشت: «مردم نازنین و داغدار ایران، من نمی‌خواستم از پله‌های ترقی که بر پایه فساد و دروغ بنا شده بالا بروم. کسی به اروپا دعوتم نکرده و در باغ سبز به رویم باز نشده. اما رنج و سختی غربت را بجان می‌خرم چون نمی‌خواستم پای سفره ریاکاری، دروغ، بی‌عدالتی و چاپلوسی بنشینم. این تصمیم از کسب طلای المپیک هم سخت‌تر است، اما هر کجا باشم فرزند ایران‌زمین باقی می‌مانم. پشت به دلگرمی شما می‌دهم و جز اعتماد شما در راه سختی که قدم گذاشته‌ام، خواسته دیگری ندارم.»

دفاع پدر کیمیا علیزاده از دخترش

کیوان علیزاده پدر کیمیا در گفت‌وگو با خبرگزاری «آنا» تاکید کرد که دختر و دامادش از هنگامی که تصمیم به ازدواج گرفتند تصمیم به خروج از ایران داشتند. او گفت، تمامی این موضوعات را رد می‌کنم و اصلاً صحت ندارد. همسر کیمیا همان روز اولی که به خواستگاری آمد، اعلام کرد قصد ترک ایران را دارد، حتی این موضوع را با آقای پولادگر (رئیس فدراسیون تکواندو) هم در میان گذاشتم.

پدر علیزاده در واکنش به این موضوع که «دخترش در ایران مورد حمایت همه‌جانبه قرار داشته است»، تأکید کرد: شما به چه چیزی حمایت همه جانبه می‌گویید؟ پرداخت چند هزینه عمل جراحی یعنی حمایت همه جانبه؟

وی در پاسخ به این سؤال که دخترش چه توقعی داشته که برآورده نشده، بیان کرد: نمی‌دانم دقیقاً او چه انتظار و توقعی داشته است، اما اگر کیمیا حرف نزند قطعاً بنده حرف‌هایی دارم که در آینده خواهم زد. کیوان علیزاده درباره منع قانونی دخترش برای پیوستن به تیم ملی آلمان نیز گفت: کیمیا بر اساس قانون نمی‌تواند در شرایط کنونی برای آلمان مبارزه کند. او تا دو سال محروم خواهد بود و پس از آن حق بازی برای این کشور را دارد. در شرایط فعلی او باید زیر نظر پرچم IOC (کمیته بین‌المللی المپیک) مبارزه کند.

***

متن نامه کیمیا علیزاده که ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰ در اینستاگرام خود منتشر کرد:

با سلام آغاز کنم، با خداحافظی یا تسلیت؟
سلام مردم مظلوم ایران، خداحافظ مردم نجیب ایران، تسلیت به شما مردم همیشه داغدار ایران.
شما مرا چقدر می‌شناسید؟ فقط آنطور که در مسابقات، در تلویزیون، یا در حضور مقامات دیده‌اید.
اجازه دهید حالا آزادانه، هویت سانسور شده‌ام را معرفی کنم.
می‌گویند کیمیا پس از این چیزی نخواهد شد. خودم از این هم فراتر می‌روم و می‌گویم قبل از این هم چیزی نبوده‌ام: «من کیمیا علیزاده، نه تاریخسازم، نه قهرمانم، نه پرچمدار کاروان ایران»
من یکی از میلیون‌ها زن سرکوب شده در ایرانم که سال‌هاست هر طور خواستند بازی‌ام دادند. هر کجا خواستند بردند. هر چه گفتند پوشیدم. هر جمله‌ای دستور دادند تکرار کردم. هر زمان صلاح دیدند، مصادره‌ام کردند. مدال‌هایم را پای حجاب اجباری گذاشتند و به مدیریت و درایت خودشان نسبت دادند.
من برایشان مهم نبودم. هیچکداممان برایشان مهم نیستیم، ما ابزاریم. فقط آن مدال‌های فلزی اهمیت دارد تا به هر قیمتی که خودشان نرخ گذاشتند از ما بخرند و بهره‌برداری سیاسی کنند، اما همزمان برای تحقیرت، می‌گویند: فضیلت زن این نیست که پاهایش را دراز کند!
من صبح‌ها هم از خواب بیدار می‌شوم پاهایم ناخودآگاه مثل پنکه می‌چرخد و به در و دیوار می‌گیرد. آنوقت چگونه می‌توانستم مترسکی باشم که می‌خواستند از من بسازند؟ در برنامه زنده تلویزیون، سوال‌هایی پرسیدند که دقیقاً بخاطر همان سوال دعوتم کرده بودند.
حالا که نیستم می‌گویند تن به ذلت داده‌ام. آقای ساعی! من آمدم تا مثل شما نباشم و در مسیری که شما پیش رفتید قدم برندارم. من در صورت تقلید بخشی از رفتارهای شما، بیش از شما می‌توانستم به ثروت و قدرت برسم. من به اینها پشت کردم. من یک انسانم و می‌خواهم بر مدار انسانیت باقی بمانم.
در ذهن‌های مردسالار و زن‌ستیزتان، همیشه فکر می‌کردید کیمیا زن است و زبان ندارد! روح آزرده من در کانال‌های آلوده اقتصادی و لابی‌های تنگ سیاسی شما نمی‌گنجد. من جز تکواندو، امنیت و زندگی شاد و سالم درخواست دیگری از دنیا ندارم.
مردم نازنین و داغدار ایران، من نمی‌خواستم از پله‌های ترقی که بر پایه فساد و دروغ بنا شده بالا بروم.
کسی به اروپا دعوتم نکرده و در باغ سبز به رویم باز نشده. اما رنج و سختی غربت را بجان می‌خرم چون نمی‌خواستم پای سفره ریاکاری، دروغ، بی عدالتی و چاپلوسی بنشینم. این تصمیم از کسب طلای المپیک هم سخت‌تر است، اما هر کجا باشم فرزند ایران زمین باقی می‌مانم. پشت به دلگرمی شما می‌دهم و جز اعتماد شما در راه سختی که قدم گذاشته‌ام، خواسته دیگری ندارم.

iran-emrooz.net | Fri, 24.01.2020, 10:48
محدودیت‌های جدید برای پیروان اقلیت‌های دینی در ایران

رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل در نامه‌ای به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از ایجاد محدودیت‌های جدید علیه پیروان سایر ادیان توسط جمهوری اسلامی، اظهار تاسف کرده و خواستار استفاده از کلیه امکانات قانونی جهت بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران شد.

«شیرین عبادی» با اشاره به اجبار شهروندان در پذیرفتن ادیان رسمی ایران برای دریافت کارت ملی، گفته است که به این نحو افراد خدا ناباور، بهایی، یارسان و ایزدی از حق شهروندی محروم می‌شوند. این حقوقدان در پایان نامه خود تاکید کرده است: «علی‌رغم تذکرات متعدد بین‌المللی و اعتراضات داخلی، وضعیت حقوق بشر در ایران روز به روز بدتر و در حال تبدیل به بحران است.»

متن کامل نامه شیرین عبادی به این شرح است:

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

پیرو گزارش‌های قبلی مبنی بر نقض حقوق بشر در ایران، متاسفانه هر روز شاهد تخلف بیشتری هستیم. در آخرین اقداماتی که حکومت جمهوری اسلامی ایران انجام داده برای صدور کارت ملی، داشتن اعتقاد به اسلام یا یکی از سه دین به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی (مسیحی، کلیمی و زرتشتی) ضروریست و در نتیجه پیروان سایر ادیان از گرفتن کارت ملی محروم هستند.

در ایران تعدادی افراد خدا ناباور، بهائی، یارسان و ایزدی زندگی می‌کنند که بدین نحو از حق شهروندی محروم می‌شوند. در بین افراد فوق بیشترین تعداد متعلق به جامعه بهائی است و حدود ۳۵۰ هزار بهائی در ایران زندگی می‌کنند. آنان پس از تأسیس جمهوری اسلامی از ابتدایی‌ترین حقوق بنیادین یک انسان محروم شدند و با این تصمیم جدید سایر حقوق خود را هم از دست می‌دهند. به عنوان مثال، در ایران اخذ پاسپورت موکول به داشتن شناسنامه و کارت ملی است و بدینگونه حتی حق خروج از ایران نیز از آنان سلب می‌شود.

در خاتمه توجه آن مقام عالی را به این نکته جلب می‌کنم که علی‌رغم تذکرات متعدد بین‌المللی و اعتراضات داخلی، وضعیت حقوق بشر در ایران روز به روز بدتر و در حال تبدیل به بحران است. پاسخ هر اعتراضی در این کشور گلوله یا زندان است. مراتب مجدداً به اطلاع می‌رسد تا قبل از حادتر شدن شرایط از کلیه امکانات قانونی جهت بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران استفاده کنید.

با احترام، شیرین عبادی (رئیس کانون مدافعان حقوق بشر)
۲۳ ژانویه ۲۰۲۰

رونوشت:
دبیرکل سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران
گزارشگر آزادی مذهب
گزارشگر آزادی بیان
گزارشگر بازداشت‌های خودسرانه

iran-emrooz.net | Thu, 23.01.2020, 19:51
شفافیت بین‌الملل؛ ایران در میان فاسدترین کشورهای جهان

در تازه‌ترین گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل در مورد شاخص فساد اداری و اقتصادی در سال ۲۰۱۹ که روز پنجشنبه ۲۳ ژانویه (۳ بهمن) منتشر شد، ایران از لحاظ فساد مالی و گسترش آن در میان ۱۸۰ کشور جهان رتبه ۱۴۶ را کسب کرده است.

سازمان شفافیت بین‌الملل، همه ساله در جدول ارزشیابی خود، برای شدت و ضعف فساد در کشورها، از صفر تا ۱۰۰ نمره می‌دهد. نکته برجسته در ارزیابی سال ۲۰۱۹ این سازمان آن است که نصف بیشتر کشورها کمتر از ۵۰ امتیاز گرفته‌اند.

بهترین رتبه به دانمارک و نیوزیلند تعلق گرفته که ۸۷ امتیاز گرفته‌اند. فنلاند با ۸۶ امتیاز و سنگاپور و سوئد و سوییس با ۸۵ امتیاز در رده‌های بعدی هستند.  ایالات متحده آمریکا نیز با ۶۹ امتیاز در رده ۲۳جای گرفته است. سوریه با ۱۳ امتیاز و کشورهای سودان جنوبی۱۲ و سومالی ۹ نیز در پایین‌ترین رده‌های این جدول قرار گرفته‌اند.

ایران در این بررسی در رده ۱۴۶ قرار گرفته و از ۱۰۰ امتیاز ۲۶ نمره گرفته که بدترین رتبه این کشور در چند سال گذشته است. در سال ۲۰۱۸، ایران با ۲۸ امتیاز در رده ۱۳۸ این جدول قرار داشت و در سال ۲۰۱۷ در جایگاه ۱۳۰.

آنگولا، بنگلادش و موزامبیک در رده‌بندی سال ۲۰۱۹ شفافیت بین‌الملل در کنار ایران قرار گرفته‌اند.

سازمان شفافیت بین‌الملل یادآور می‌شود که فساد در محیطی رشد می‌کند که ساختارهای قانونی و دمکراتیک رو به زوال رفته باشند؛ جایی که نهادهای دمکراتیک تضعیف شده‌ و عرصه برای جامعه مدنی و رسانه‌های مستقل تنگ شده باشد.

ارتباط آشکار فساد و بی‌ثباتی

بدترین نمرات به سومالی، سودان جنوبی، سوریه و یمن تعلق گرفته است. مروه فطفته، یکی از مشاوران شفافیت بین‌الملل در خاورمیانه و شمال آفریقا می‌گوید در این کشورها جنگ، ناآرامی و خشونت وجود دارد و همین ارتباط بین فساد و بی‌ثباتی را آشکار می‌کند.

پس از چهار نمونه یادشده، جنوب صحرای آفریقا بدترین وضع را در نمودارهای شفافیت بین‌الملل دارد. یکی از دلایل امر، منابع غنی مواد اولیه در منطقه است و این که شرکت‌های خارجی، در محل و به نفع مردم این پهنه سرمایه‌گذاری نمی‌کنند.

خانم موکگابو کوپه، یکی از همکاران سازمان شفافیت بین‌الملل در جنوب آفریقا به دویچه وله می‌گوید: «از این اقتصاد که حتی هیچ ساختاری برای مراقبت‌های بهداشتی و درمانی ندارد، چه انتظاری برای مقابله با فساد می‌توان داشت؟» 

خانم پاتریشیا موری‌را، مدیر سازمان شفافیت بین‌الملل می‌گوید: «فقدان پیشرفت در این عرصه نومیدکننده است و اثرات مخربی روی زندگی و سرنوشت شهروندان کشورها گذاشته است.» او یادآور می‌شود که بهبود زندگی مردم و پایان دادن به فساد، مستلزم آن است که رابطه سیاست و محافل مالی به چالش کشیده شوند.

اعتراض به مثابه امید

با این همه، در سراسر دنیا اعم از عراق، شیلی یا لبنان، مردم به خیابان‌ها ریخته‌اند تا علیه رشوه‌خواری، پارتی‌بازی و جریان‌های پنهان مالی و سیاسی اعتراض کنند.

هر چند پیشرفت‌ها اندک و نشانه‌های موجود نومیدکننده هستند، اما این که مردم همچنان علیه فساد اقتصادی به خیابان‌ها می‌ریزند و دولت‌ها را زیر فشار می‌گذارند، به خودی خود امیدوارکننده است.

خانم مروه می‌گوید: «تقریبا یقین دارم که در آینده شاهد تغییراتی خواهیم بود. خیزش‌های مردمی نشان می‌دهد که آنها تسلیم نشده‌اند و برای گرفتن حق‌شان هم‌چنان مقاومت می‌کنند.»


منابع: دویچه وله، یورونیوز

iran-emrooz.net | Thu, 23.01.2020, 19:22
تحریم چند فرد و شرکت مرتبط با صنایع پتروشیمی ایران

وزارت خزانه‌داری ایالات متحده اعلام کرد شش شرکت و دو فرد مرتبط با صنایع پتروشیمی و نفت ایران که پول دریافتی آن‌ها هزینه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی قدس می‌شود، به فهرست تحریم‌ها اضافه شدند.

استیون منوشن، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا، در بیانیه‌ای که روز پنجشنبه سوم بهمن ماه منتشر شد گفت: «بخش‌های پتروشیمی و نفت ایران اصلی‌ترین منابع تامین مالی فعالیت‌های تروریستی رژیم ایران در جهان و خشونت مداوم آن علیه مردم خودش است.»

افراد و شرکت‌های تحریم‌شده:

- علی بایندریان
- ژیکینگ ونگ
- شرکت بنتاکو دی‌ام‌سی‌سی
- شرکت جیاشیانگ
- شرکت پیکویو
- شرکت سِیگ انرژی
- شرکت پتروشیمی شاندونگ کیاوانگوا
- شرکت پتروشیمی تریلینس

شرکت پتروشیمی «تریلیانس» در هنگ‌کنگ مستقر است و شعبه‌هایی نیز در ایران، امارات متحده عربی، چین، و آلمان یکی از این شرکت‌های تحریم شده است.

شرکت «سیج انرژی» در هنگ‌کنگ، شرکت صنعتی «پیک ویو» در شانگهای، شرکت «بینیث کو» در دبی، شرکت «جیا شیانگ» هنگ کنگ، و شرکت «شاندونگ کیوانگ‌وا» در چین فعالیت می‌کنند.

از دو شخص تحریم‌شده علی بایندریان، تبعه ایران، و وانگ ژیکینگ، تبعه چین هستند.

دولت آمریکا روز ۸ مه ۲۰۱۸ (۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷) رسماً از برجام خارج شد و از آن روز به بعد در چارچوب سیاست موسوم به «فشار حداکثری» بخش‌های مختلف اقتصاد ایران، به‌ویژه منابع درآمدزای جمهوری اسلامی را تحریم کرده است. مهمترین بخش سیاست «فشار حداکثری» دولت دونالد ترامپ،‌ متوجه صادرات نفت ایران است. گفته می‌شود در حال حاضر ایران تنها قادر است روزانه حدود ۲۰۰ هزار بشکه نفت صادر کند.

iran-emrooz.net | Thu, 23.01.2020, 7:58
«من به جشنواره فجر نمی‌روم»

شماری از هنرمندان در شبکه‌های اجتماعی با پستی یک‌خطی با این جمله‌که «من به جشنواره فیلم نمی‌روم» اعلام کرده‌اند که در جشنواره‌های فجر شرکت نمی‌‌کنند؛ مسعود کیمیایی، رخشان بنی‌اعتماد، فریدون شهبازیان، جعفر پناهی، تهمینه میلانی، محمد رسول‌اف و حمید فرخ‌نژاد از آن‌جمله‌اند.

«من به جشنواره فجر نمی‌روم»

شهاب آب‌روشن، فرهنگ آدمیّت، مصطفا آل‌احمد، میترا ابراهیمی، شهرام اشرف ابیانه، اشكان احمدی، آرش اسحاقی، جمال اسکویی، اشکان اشکانی، حسن اصلانی، امیر علی اعلایی، علی افسرپور، مجتبی امینی، مزدا انصاری، مریم اورنگ، ژیلا ایپکچی، ناصر ایزدی، مهدی بوستانی شهربابکی، حسین باختری، امیرحسین بیانی، مهدی ایل بیگی، فرزاد پاک، جعفر پناهی، حمید رضا آشتیانی‌پور، کاوه ابراهیم‌پور، داریوش تقی‌پور، امین پوربرقی، علی تاجیک، زینب تبریزی، حامد ثابت، بابک جائز، مرتضا جذاب، مانی جعفرزاده، محمد جعفری، زهرا جعفری‌علی‌ملک، کیوان جهان‌شاهی، وحید حاجیلوئی، مهدی حسنی، سید فرید حسینی، آتبین حسینی، علی‌اصغر حصاری، پیمان حقانی، منصور حیدری، مهدیه محمد‌خانی، مصطفا خرقه‌پوش، بهمن دادفر، شهرزاد دادگر، امید رییس‌دانا، فرید دغاغله، زهره دلداده، بابک خرم‌دین، هومن ربیعی، علی رشیدی‌فر، عاطفه رحمانی، محمد‌علی رخشانی، جمیل رستمی، محمد رسول‌اف، زینت رضا، غلامرضا رضایی، مهدی رضایی، علی رضوانی، سوگل رضوانی، امید رنجبر، علی حسین‌زاده، الهام حسین‌زاده، کریم لک‌زاده، سمانه وفایی‌زاده، روزبه مشهدی‌زاده، ایرج سالاروند، سحر ستوده، محمدعلی سجادی، کاوه سخنگو، محمدرضا سرمدی، ستاره سنجری، حسین شاعری، معین شافعی، فرحناز شریفی، فریدون شهبازیان، مهوش شیخ‌الاسلامی، مصطفا شیری، هادی صباغ، بابک صلواتی، بیژن صیفوری، سروش طباطبایی، داود عباسی، امید عبداللهی، علی زمانی عصمتی، آدین(ابوالفضل) عطار، علی‌رضا فانی، مریم فخیمی، حمید فرخ‌نژاد، اسماعیل فلاح‌پور، تيمور قادری، قادر قادری، علی محمد قاسمی، مجید قربانی‌فر، علی گل‌صباحی، وریا گلزاریان، سينا گنجوی، محمدمهدی گورنگی، رضا نوروزی‌گوهر، سیدمحمدحسین محجلین، مهناز محمدی، ایرج محمدی‌رزینی، روح‌الله مسرور، سرکیو مسگری، علی مصفا، کسری معظمی، هادی معنوی‌پور، امیر معینی، مهدی ملک، روزبه ملکی، آذر مهرابی، فرهاد مهران‌فر، میلاد موحد، روح‌الله مولوی، محمد‌رضا مویینی، میثم مویینی، هوشنگ میرزایی، نظیر میرزایی، تهمینه میلانی، حمید ناصری‌مقدم، سارا نامجو، عارف نامور، اعظم نجفیان، سمیرا قربان‌نژاد، محسن نظری، نقی نعمتی، یاشار نورایی، سمیرا نوروزناصری، صادق نور، پریسا پروین‌نیا، بنیامین هفت‌لنگ، اردوان وزیری، حمید رضا وفاخواه، مرضیه وفامهر، تیام یابند، عباس یوسف‌شاهی، یوسف یزدانی

iran-emrooz.net | Wed, 22.01.2020, 22:51
آمریکا صدور روادید برای بازرگانان ایرانی را لغو کرد

دولت «دونالد ترامپ» رییس جمهوری آمریکا با اعمال محدودیت‌های تازه‌ای در زمینه فعالیت سرمایه‌گذاران و بازرگانان ایران،‌ صدور یا تمدید روادید برای این افراد را لغو کرد.

به گزارش آسوشیتدپرس، وزارت امنیت داخلی دولت امریکا در مقررات جدیدی که روز چهارشنبه در روزنامه رسمی «فدرال رجیستر» منتشر شد، اعلام کرد: ایرانی‌ها و خانواده‌هایشان دیگر واجد شرایط برای درخواست یا تمدیدهای روادیدهای موسوم به E-1 و E-2 نیستند. این محدودیت از روز پنجشنبه به اجرا در می‌آید.

این نوع روادیدها به «بازرگانان» و «سرمایه‌گذاران کلان» خارجی در شرکت‌های آمریکایی امکان می‌دهد که در ایالات متحده کار و زندگی کنند.

اداره خدمات شهروندی و مهاجرت  آمریکا که زیرمجموعه وزارت امنیت داخلی است، اعلام کرد که محدودیت‌های جدید در راستای خروج آمریکا از “عهدنامه مودّت، روابط اقتصادی و حقوق کنسولی بین دول متحده آمریکا و ایران” است. این عهدنامه در سال ۱۳۳۴ و در زمان ریاست جمهوری آیزنهاور و نخست‌وزیری حسین علاء میان ایران و آمریکا امضا شد.

اداره خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا همچنین افزود: ایرانی‌هایی که بر اساس این نوع روادیدها در ایالات متحده هستند، لازم است که پس از منقضی شدن اعتبار رواید آنها، این کشور را ترک کنند.

بنا بر اعلام این اداره، این مقررات جدید، ایرانی‌ها را از درخواست برای صدور یا تمدید سایر روادیدهایی که واجد شرایط آنها هستند، منع نمی‌کند.

به نوشته آسوشیتدپرس، شمار ایرانی‌هایی که از روادید نوع E-1 و E-2 استفاده می‌کنند، مشخص نیست اما به نظر می‌رسد که تعداد آنها کم باشد. سالانه بیش از ۱۰ میلیون روادید غیرمهاجرتی از سوی آمریکا صادر می‌شود که تنها ۴۸ هزار مورد آنها از نوع E است.

دولت دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا پیشتر نیز صدور روادید برای شهروندان ایران، لیبی، کره شمالی، سومالی، سوریه و یمن و نیز مقام‌های ونزوئلا و خویشاوندان آنها را ممنوع کرده بود.

این دولت اعلام کرده که می‌خواهد ۷ کشور دیگر شامل بلاروس، اریتره، قزاقستان، میانمار، نیجریه، سودان و تانزانیا را به فهرست ممنوعیت سفر به آمریکا اضافه کند.

iran-emrooz.net | Wed, 22.01.2020, 19:23
از حقوق روزنامه‌نگاران ایرانی شاغل در خارج حمایت کنید

گزارش‌گران بدون مرز (RSF) سازمان جهانی دفاع از آزادی رسانه‌ها با ابراز نگرانی بسیار خواهان جلب توجه شما به وضعیت روزنامه‌نگاران ایرانی ِ همکار رسانه‌های جهانی ومستقل در خارج از کشور و از این میان در اروپا است.

گزارش‌گران بدون مرز از هفت کشور فرانسه، انگستان، آلمان، جمهوری چک، هلند، سوئد و ایالات متحده امریکا که میزبان رسانه‌های مستقل و یا بخش فارسی شبکه‌های جهانی هستند، می‌خواهد در برابر جمهوری اسلامی ایران از حق بینادین اطلاع رسانی دفاع کنند. مسئولیت حفاظت از روزنامه‌نگاران ایرانی دردرون مرزهای این کشورها با شما و برخاسته از پایبندی‌های شما به موازین حقوق جهانی است.

در حالی که رسانه‌های در داخل کشور زیر فشارهای بی چون و چرای رژیم قرار دارند و توان پوشش مهمترین رویدادهای کشور و از این میان اعتراض‌های گسترده مردمی را ندارند، از روزهای نخست اعتراض‌های آبان‌ماه سال ۱۳۹۸، تهدید علیه روزنامه‌نگاران بخش‌های فارسی شبکه‌های جهانی به مانند رادیو فردا، بی بی سی، صدای امریکا، رادیو صدای آلمان، رادیو بین‌المللی فرانسه، رادیو زمانه و شبکه های تلویزیونی خصوصی ایران اینترنشنال و من و تو ، روزنامه‌های آنلاین کیهان لندن، و ایران وایر و... در واکنش به پوشش جهانی این رویدادها افزایش چشم‌گیر داشته است و همچنان ادامه دارد.

جمهوری اسلامی ایران می‌خواهد آخرین سرچشمه‌ها اطلاع‌رسانی آزاد و مستقل را که بسیاری از ایرانیان از آن بهره‌مند می‌گیرند، بخشکاند. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به تاریخ ۹ آذر ۱۳۹۸ در اطلاعیه‌ای با «مصداق همکاری با دشمنان ج.ا.ا در اقدامات تروریستی» اعلام کردن فعالیت شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال و «حکم ممنوع المعاملگی و توقیف کلیه اموال کارکنان و مرتبطین آن در داخل کشور توسط قوه‌ی محترم قضائیه» را تایید کرد. پیش از آن نیز در سال ۱۳۹۶ «ایران ۱۵۲ نفر از کارکنان و همکاران فعلی و پیشین بخش فارسی بی‌بی‌سی را ممنوع معامله کرده بود.»

بسیاری از روزنامه‌نگاران این رسانه‌ها به اشکال گوناگون تهدید می‌شوند. تهدید مستقیم، حملات سایبری، توهین و هراس‌افکنی بر روی شبکه‌های اجتماعی و حتا تهدید به «ربوده شدن در خیابان‌های لندن و انتقال به ایران» شده‌اند.

مقامات ایرانی همچنین خانواده‌های این روزنامه‌نگاران در ایران را با احضار و بازجویی از سوی نهادهای امنیتی آزار می‌دهند و زیر فشار می‌گذارند. و سپس با ارسال ای میل و یا در شبکه‌های اجتماعی این فشارها را به روزنامه‌نگاران منتقل می‌کنند.

به تاریخ ۴ مهر ۱۳۹۸، ماموران اطلاعات سپاه پاسداران، علی‌رضا علی‌نژاد برادر مسیح علی‌نژاد روزنامه‌نگار و فعال مدافع حقوق زنان را که از سال ۱۳۸۸ در تبعید بسر می برد بازداشت کردند. وی ویدئوی از برادرش پیش از بازداشت منتشر کرده است که در آن از فشار ماموران حکومتی بر پدر و مادر روزنامه‌نگار برای اعلام موضع علنی علیه فعالیت‌های روزنامه‌نگار سخن گفته است.

یکی از روزنامه‌نگاران تبعیدی در فرانسه که خواهان فاش کردن نامش نیست، به گزارش‌گران بدون مرز اعلام کرده است که در دو ماه گذشته بیشتر از پیش تهدید می‌شود « وقتی تو را سر بریدیم فیلم می‌گیریم ودر صفحه‌ات منتشر می‌کنیم»، «وقتی که به بدیترین شکل ترا کشتیم دیگران می بینند و خفه می‌شوند.»

پیس از این فرناز قاضی‌زاده، روزنامه‌نگار بی بی سی فارسی به تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۸۷ در توئیتی نوشته بود« جمهوری اسلامی ارعاب و تلاش برای سانسور روزنامه‌نگاران را از طریق فشار به خانواده‌هایشان در خارج از مرزها، ادامه می‌دهد. پدر ۷۳ ساله من را فراخوانده‌اند و درباره من ‌و خواهرم به او هشدار داده اند. خانواده‌های ما گروگان هستند. »

مجتبی پور محسن روزنامه‌نگار شبکه ایران اینترناشنال در مصاحبه با ساندی تایمز اعلام کرده است « که پدر ۷۵ ساله و خواهر جوانترش که یک معلم مامایی است، برای سوال درباره او احضار کرده اند. به اعضای خانواده‌اش گفته‌اند كه به من بگویند ظرف یک هفته استعفا بدهم و به تهران برگردم. آن‌ها گفتند که اگر استعفا ندهم، به لندن می‌روند و من را به ایران باز می‌گردانند.»

گزارش‌گران بدون مرز بیش از ۲۰۰ تهدید و آزار پیاپی علیه روزنامه‌نگاران تبعیدی و شهروند در خارج از کشور و از این میان ۵۰ تهدید به مرگ را شمارش کرده است.

گزارش‌گران بدون مرز از شما می‌خواهد به فوریت این اقدام‌های خطرناک برای آزادی رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران را محکوم کنید، از آزادی‌ بینادین اطلاع‌رسانی حمایت و امنیت جسمی و روحی روزنامه‌نگاران را تامین کنید. گزارش‌گران بدون مرز از همه روزنامه‌نگاران می‌خواهد برای امکان دادن به پیگرد قضایی، پس از هر تهدید در نزد سامانه‌های قضایی محل اقامت خود شکایت کنند. گزارش‌گران بدون مرز همچنین از صاحبان و مدیران رسانه‌ها می‌خواهد با وجود فشارها و بدون ملاحظات دیگر از اقدام به شکایت خبرنگاران خود را حمایت کنند.

جمهوری اسلامی ایران در رده‌بندی جهانی آزادی رسانه‌ها ۲۰۱۹ گزارش‌گران بدون مرز از میان ١٨٠ کشور جهان در رده ۱۷۰ قرار دارد.

iran-emrooz.net | Wed, 22.01.2020, 19:00
تحصن فریبا عادل‌خواه، پژوهشگر دوتابعیتی در زندان اوین

دویچه وله فارسی

فریبا عادل‌خواه، زندانی دوتابعیتی ایرانی فرانسوی، در اعتراض به عدم امكان ملاقات با شریک زندگی‌اش، رولاند گابریل مارشال، مقابل ورودی بند زنان زندان اوین تحصن کرد. ظاهراَ “عدم ثبت رسمی‌ ازدواج” این دو نفر مانع ملاقات است.

سعید دهقان، وکیل فریبا عادل‌خواه، زندانی دوتابعیتی ایرانی فرانسوی، روز چهارشنبه دوم بهمن (۲۲ ژانویه) با انتشار نامه‌ای، از تحصن موکل خود در مقابل درب ورودی بند زنان زندان اوین به دلیل ممانعت مسئولان زندان  از ملاقات او با شریک زندگی‌اش خبر داد.

آقای دهقان درخواست ملاقات خانم عادل خواه با گابریل مارشال را یک تقاضای ساده دانست که قاعدتاً نباید به دلایل “ملاحظات انسانی و اجتماعی” از سوی مقامات زندان رد می‌شد.

خانم عادل‌خواه در حالی اقدام به تحصن کرده که به گفته آقای دهقان، دچار “ضعف شدید ناشی از اعتصاب غذا” است.

فریبا عادل‌خواه و رولاند گابریل مارشال، هر دو از اعضای یک بنیاد پژوهشی دانشگاهی هستند. محور مطالعات هر دو فرهنگ و سنن مردم و اقوام خاورزمین است. عادل‌خواه تابعیت ایرانی فرانسوی و آقای مارشال تابعیت فرانسوی دارد.

خانم عادل‌خواه از خرداد ۹۸ به اتهام جاسوسی دستگیر و روانه زندان شد. رولاند مارشال، پژوهشگر فرانسوی که برای دیدن او به ایران آمده بود نیز به اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” دستگیر شد و تا امروز چندین بار قرار بازداشت موقتش تمدید شده است.

دهقان که وکالت هر دو این محققان را برعهده دارد، گفت که همچنان امیدوار است مقامات مسئول در زندان اوین امکان ملاقات این دو زندانی را فراهم کنند.

او در نامه‌ای که امروز در اختیار رسانه‌ها قرار داد، اشاره کرده که آقای مارشال، تنها و دور از وطن خود در زندان است و هیچ كسی را جز خانم عادل‌خواه، به عنوان شریك زندگی خود ندارد.

ظاهراً مسئولان زندان اوین، “عدم ثبت رسمی‌ ازدواج” این دو زندانی را مانع ملاقات دانستند كه به گفته وکیل آنها، این موضوع منطقاً نمی‌تواند دلیل موجهی برای این ممنوعیت باشد.

آقای دهقانی به بیش از ٣٨ سال سابقه زندگی مشترك این دو در فرانسه اشاره و تصریح کرد: «بنا بر اصول حاكم بر شریعت و انسانیت، همین سابقه موید وقوع شرعی و عرفی عقد نكاح است. از سوی دیگر، نكاح عقدی، رضایی است و برخلاف طلاق، تشریفاتی نیست و عمل و رفتار طرفین در طول این مدت طولانی، فراتر از لفظ و كلام بوده و خود گواه وقوع عقد بر مبنای رضایت طرفین است.»

وی در بخش دیگری از نامه خود راهکار عملی ملاقات این زندانیان را “ثبت رسمی‌ ازدواج این دو در همان زندان” دانست، چراکه به باور این وکیل، گویا قرار نیست در روند موجود كه غالباً بر “بازدارندگی” تمركز دارد و ظاهراً از “تسهیل‌كنندگی” غافل شده، تغییری ایجاد شود.

آقای دهقان اضافه کرد که با این راهکار، هم می‌توان از ورود صدمات و لطمات روحی بیشتر بر گابریل مارشال در غربت جلوگیری كرد و هم می‌توان مانع “مجازات مضاعف” برای این بازداشت‌شدگان شد.

به گفته وکیل خانم عادل‌خواه، اعتصای غذای او که از روز سوم دی ماه شروع شده است، همچنان ادامه دارد به همین دلیل بسیار ضعیف شده است.

خانم عادل‌خواه علاوه بر تبرئه از اتهام جاسوسی، از اتهام تشویش اذهان عمومی ‌به واسطه “مخالفت با قانون حجاب اجباری و مخالفت با قوانین تبعیض آمیز میان زن و مرد” هم تبرئه شد. دادگاه اما همچنان دو اتهام “اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم” و “تبلیغ علیه نظام” را در پرونده او ثبت کرده است.

پرونده رولاند گابریل مارشال نیز پس از تصمیم قضایی بازپرس و تایید دادستانی، با کیفرخواست اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” صادر شده است. قرار است پرونده او در دادگاه انقلاب بررسی ‌شود.

مقامات فرانسه نسبت به بازداشت و زندانی شدن این دو شهروند خود به ایران اعتراض کرده‌اند.

iran-emrooz.net | Wed, 22.01.2020, 15:17
روایت تلخ زنان کولبر و غم برنگشتن مادر

همشهری آنلاین - مریم سرخوش

کولبران در مناطق مرزی با خطرات بسیاری مواجهند و این نکته زمانی توجه دو چندان را به خود جلب می‌کند که پای زنان هم به حمل بارهای سنگین در مسیرهای صعب‌العبور و سخت کوه‌های مرزی غرب کشور باز شده و هر روز شاهد افزایش تعداد آنها هستیم. این آمار هر چند به صورت رسمی منتشر نشده اما بررسی میدانی روستاهای مرزی استان‌های کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه نشان می‌دهد که جمعیت زنان و نوجوانان ساکن در این مناطق برای کولبری با افزایش قابل توجه روبه‌رو شده است.

آماری که هلاله امینی، نماینده استان کردستان در شورای عالی استان‌ها، هم نسبت به آن هشدار داده و گفته «با زنان و دخترانی مواجه هستیم که مجبورند در نقش یک مرد ظاهر شوند تا به صف طولانی کولبران بپیوندند.» شاید صحبت‌های این نماینده در شورای عالی استان‌ها درباره افزایش آمارهای کولبری زنان در مرزهای غربی کشورمان که تنها به کردستان ختم نمی‌شود خبر تازه‌ای نباشد، اما زمانی که به آمار بیکاری در استان‌های مرزی نگاهی می‌اندازیم که امان ساکنانش را بریده و با وجود دشواری‌های این شغل، حتی برای مردان، که در ازای مبلغی ناچیز بارهای صد کیلویی را از مرزهای صعب‌العبور، برفی و یخ‌‎زده عبور می‌دهند، آن وقت است که کولبری زنان را باید با نگاهی پر از افسوس نگریست. آن هم در حالی که آمارها از وضعیت بیکاری در شهرهای مرزی این استان‌ها به مراتب اسفناک‌تر از دیگر استان‌هاست و پای زنان را به کولبری باز کرده تا شاید گوشه‌ای از مشکلات اقتصادی‌ زندگی‌شان را با حداقل درآمدی که نصیب‌شان می‌شود، بگیرند.

کولبری می‌کنم به خاطر همسرم

پیدا کردن‌شان سخت است و از آن سخت‌تر صحبت کردن. البته در میان‌شان زن‌هایی هم هستند که بعد از ۱۰ سال کولبری دیگر دغدغه‌ای برای حرف زدن ندارند. زنانی هم که سن و سال کمتری دارند حاضر به گفت‌وگو نمی‌شوند. ترس از دست دادن تنها منبع مالی زندگی، دهان‌شان را بسته است. اینها را تهمینه می‌گوید که خودش ۳۳ سال بیشتر ندارد، اما به خاطر دیسک کمر دیگر قادر به کار کردن نیست. «من از ۲۱ سالگی کولبری کردم چون همسرم تنها بود و کارش سخت. او جنس می‌برد و جنس می‌آورد. من هم گالن‌های نفت را با الاغ به آن طرف مرز می‌بردم. من بودم و ۳ زن دیگر از ثلاث و جوانرود که بنزین را از دلالان می‌خریدیم و با گالن‌های ۱۰ لیتری از کوه رد می‌کردیم. البته این مسئله برای چند سال پیش است و الان خیلی سخت شده. خیلی وقت‌ها بازرسان بارمان را توقیف می‌کنند و کلی ضرر می‌دهیم. یادم می‌آید یک روزهایی ساعت‌ها میان برفی که تا کمرمان می‌آمد منتظر می‌ماندیم تا ماموران بروند و بعد دوباره راهی شویم. مدتی هم شکر می‌بردیم و به جایش چای می‌آوردیم. اما الان دلار گران شده و دیگر نمی‌توانیم با پول‌مان چیزی بخریم. همین که جنسی را ببریم و بفروشیم و پولش را به زخم زندگی بزنیم کفایت می‌کند. »

کار که «عار» نیست

دختر جوانی که لهجه غلیظ کردی دارد، خودش را هیوا معرفی می‌کند و با حسرت از روزهایی می‌گوید که پدرش را تا دامنه کوه بدرقه می‌کرد. «هر بار که پدرم برای کول برداشتن می‌رفت تا صبح نمی‌خوابیدم و منتظر برگشتش بودم. دلم می‌خواست همراهش باشم، اما می‌گفت من مرده باشم که تو این همه سختی بکشی. ۵ خواهر بودیم و پدرمان با همین کولبری هر چه در توان داشت برای ما انجام می‌داد. ۷ سال پیش به کوهستان رفت و دیگر بازنگشت. دیگر کسی را نداشتیم که نان‌آور خانه‌مان باشد. باید به داد زندگی‌مان می‌رسیدم. کار که عار نیست. همان بارهای اولی که کولبری کردم کمی سخت بود اما کم‌کم عادت کردم. مردان هم کم و بیش متوجه زن بودنم می‌شوند اما شرایط زندگی آنقدر سخت شده که اگر کاری از دستشان برآید انجام می‌دهند و کمک می‌کنند. حیف که قدرتم کم است و نمی‌توانم بیشتر بروم. هر بار که می‌روم و می‌آیم تا چند روز کمردرد دارم. بسیاری از زنان را می‌شناسم که در ماه چندین بار به کوه می‌روند و با همسران‌شان کولبری می‌کنند. این که با بار نزدیک به ۳۰ کیلو ۴، ۵ ساعت از کوه بالا برویم و دوباره همان بار را برگردانیم خیلی سخت است، اما چاره‌ای هم نیست. باید پول در بیاورم.

همه کولبری می‌کنند؛ از دیپلم تا فوق لیسانس

مریم هم آخرین بار شوهرش را زیر پل معروف شهر دیده که اعتیاد امانش را بریده. همان زمان تصمیم می‌گیرد به روستای پدری بازگردد و برای تامین خرج خود و دخترش تنها کاری را که می‌تواند انجام دهد؛ کولبری. «به همراه ۲ برادرم راهی کوه‌ می‌شوم. صورتم را با روبنده می‌پوشانم و مراقب هستم کسی متوجه زن بودنم نشود. برای تأمین مخارج دخترم چاره دیگری ندارم. در این ۸ سال که کولبری می‌کنم اینقدر افراد جور واجوری دیده‌ام که هر کدام بنا به شرایطی که بر زندگی‌شان حاکم است این کار را انتخاب کرده‌اند. فوق لیسانس دارند و کار پیدا نمی‌کنند. بعد از ۶۵ سال زندگی حداقل یک بیمه ندارند که عصای روزهای پیری‌شان باشد و باید برای خرج خانواده‌هایشان از این مسیرهای سخت عبور کنند. شانه‌هایشان شکست از بس در این کوه و کمر جان کندند.

غم برنگشتن مادر

بعد از ۲۶ سال کولبری هنوز هم عاشق رفتن است. بقچه‌اش را سبک و سنگین هفته‌ای یک بار به کول می‌کشد و از نودشه کرمانشاه راهی ته‌ویله عراق می‌شود. پیرزن ۶۳ ساله ساکن روستای نودشه اگر بیمه داشت به شوق بازنشستگی، این سال‌های آخر را راحت می‌گذراند، اما برای ۵۰ هزار تومان خرج زندگی صبح ساعت ۸ از خانه می‌رود و ۵ ساعت بعد به روستای آن طرف مرز می‌رسد. تا برگردد شب شده اما دستش را جلو کسی دراز نمی‌کند که منت‌دارشان شود. نگار، دختر جوانش، این روزها برای زایمان به خانه مادری آمده است و از روزهایی می‌گوید که ترس از برنگشتن مادر دلش را آشوب می‌کرد.

«ما ۵ خواهر و برادر هستیم. پدرم سال‌ها پیش فوت شد. اوایل مادرم برای برخی سازمان‌ها نان درست می‌کرد و روزانه ١٠٠ تومان پول می‌گرفت. اما ما که بزرگ شدیم به قول مادر خرج‌مان هم بیشتر شد و نان پختن کفاف زندگی‌مان را نمی‌داد. خانواده پدرم هم میانه خوبی با ما نداشتند و تنها یک انباری ۱۰ متری برای زندگی کردن به ما داده بودند. یک خانمی در روستا بود که همه «حاجی خرامان» صدایش می‌کردند و زنان را برای کولبری می‌برد تا خرج زندگی‌شان را دربیاورند. مادرم را به واسطه یکی از آشناها قبول کرد و شد کولبر. اتاق‌مان خیلی کهنه و قدیمی بود و مادر، ما را که خیلی هم کوچک بودیم تنها می‌گذاشت و می‌رفت.

آن زمان‌ها خیلی کوچک بودیم و ترسی را که از نبود مادر داشتم همیشه به یاد دارم؛ حتی تا زمانی هم که مدرسه رفتم روزهایی که مادر به کوه می‌رفت، دلشوره برنگشتنش با من بود. یک بار پدربزرگم در نبود مادر برق را قطع کرد و ما هم از ترس تاریکی توی کوچه و روی برف‌ها نشسته بودیم تا مادر برگردد. وقتی بازگشت همان جا به همه ما قول داد که خانه‌ای بخرد تا دیگر اینقدر سختی نکشیم. » «اوایل مادرم با دبه نفت می‌برد و مسیرشان هم روستای هانگرمله و دزآور بود تا به مرز عراق می‌رسیدند. پول می‌گرفتند و خالی برمی‌گشتند. چند سال که گذشت وضع مالی‌مان بهتر شد و خانه گرفتیم. بعد از آن چند سال لاستیک می‌بردند و آنجا مردی این لاستیک‌ها را می‌خرید و در ازای آن سیگار بهشان می‌داد. مادرم تعریف می‌کرد که آن اوایل وقتی تازه کار را شروع کرده بودند، مردها به آنها طعنه می‌زدند که کولبری برای زن بد است، اما حاجی خرامان جواب همه را می‌داد. می‌گفت مرد و زن نداریم، باید خرج بچه‌های‌شان را بدهد. حالا دیگر مردان هم به حضور زنان عادت کرده‌اند. گاهی اوقات زن و شوهرها با هم کولبری می‌کنند. البته چون دلار گران شده دیگر کولبری مثل سابق نیست. قبلا جنس می‌بردند و جنس می‌آوردند، اما حالا دیگر فقط جنس می‌برند و پول می‌گیرند. دیگر ارزش ندارد از آنجا چیزی بخری و اینجا بفروشی. »

کولبری که جلو چشم مادرم روی مین رفت

«مادرم همه ما را سروسامان داده، اما هنوز برای هزار تومان دست جلو هیچ کدام ما حتی برادرهایم دراز نمی‌کند. هنوز هم هفته‌ای یک بار به همراه یکی از خانم‌های روستا تنهایی همین مسیر را می‌روند. البته کمی راه بهتر شده و بخشی از آن را می‌توانند با ماشین بروند، اما باز هم عبور از کوه سخت است. این روزها نان می‌پزند و به ته‌ویله می‌برند. »

کولبر کهنه‌کار نودشه‌ای که فارسی صحبت کردن بلد نیست گاهی میان حرف‌های دخترش لبخند می‌زند. یکی از خاطراتش را به زبان کردی می‌گوید و دخترش ترجمه می‌کند که چقدر روزهای سختی را پشت سر گذاشته است. روزی که یکی از کولبران مرد روی مین رفت و پایش قطع شد کسی همراهشان نبوده تا بتوانند کمکش کنند. بارهایشان را همان جا رها می‌کنند و مرد زخمی را با قاطر به درمانگاه روستای دزآور می‌رسانند در حالی که تمام لباس‌های‌شان خونی شده بود و فقط گریه می‌کردند. این که هر بار از فرزندانش خداحافظی می‌کرده، فکر می‌کرده شاید دیگر برنگردد و چه بر سر کودکانش می‌آید. از روزهایی که با هزار بدبختی پول تهیه کرده و جنس می‌خریده، اما در طول راه ماموران جنس‌هایش را می‌گرفتند و دست خالی به خانه برمی‌گشت. اما در این ۲۶ سال هیچ وقت ندیده که کولبری را با گلوله بزنند.

بارمان را که می‌گیرند، بدبخت می‌شویم

کولبر همراه مادر نگار هم از همه سختی‌هایی که برای بزرگ کردن ۷ فرزندش داشته است، می‌گوید. این که شوهرش بازنشسته شهرداری است، اما حقوق کمی می‌گیرد و برای کمک خرج هفته‌ای ۲ مرتبه نان به روستای ته‌ویله می‌برد. «اسمم را ننویسید. بچه‌هایم دوست ندارند درباره کارم صحبت کنم. آنها راضی نیستند، اما چه کنم؟ چاره‌ای نیست. زندگی نمی‌چرخد. ۲ پسر دارم که یکی خرج زندگی خودش را هم به زور درمی‌آورد. آن یکی پسرم هم بیکار است و هیچ جا استخدامش نمی‌کنند. لیسانس دارد، اما چند سال است که یک کار خوب پیدا نمی‌کند. قبل از این‌که کولبری کنم، چند تکه طلا برای جهیزیه‌ دخترهایم کنار گذاشته بودم، اما یک شب که مهمان بودیم، همه را بردند و بیچاره شدیم. الان ۷ سال است که کولبری می‌کنم. اوایل از عراق چای می‌آوردیم و خوب بود، اما الان دیگر فایده ندارد. هر بار ۴۰۰ نان می‌پزم و آن‌طرف مرز می‌بریم. اوایل ۱۰ ساعت می‌رفتیم و برمی‌گشتیم و شاید فقط ۱۰ هزارتومان دست‌مان را می‌گرفت، اما الان پول عراق ارزش بیشتری پیدا کرده است. البته بعضی از ماموران ما را می‌شناسند و اجازه می‌دهند راحت برویم، اما آن‌هایی که جدید می‌آیند بارمان را می‌گیرند و بدبخت می‌شویم. »

قصه تلخ زنان؛ از شمال تا غرب

قصه این زنان قصه تلخ‌تر مردان ساکنان سرزمین‌های غربی ایران است که به دلیل فراهم نبودن اشتغال، کوهستان شده محل کارشان و درآمد به دوش کشیدن بار سنگین و عبور از مسیر صعب‌العبور، نان بخور و نمیر سفره‌هایشان. شغل سخت و طاقت‌فرسای کولبری این روزها در خطه غربی کشورمان دیگر شغل مردانه نیست و به کاری برای زنان هم تبدیل شده است. سال‌هاست که در شمال کشورمان زنان در شالیزارها کار می‌کنند و کسی رنج‌شان را نمی‌بیند که با ورود به میانسانی با انواع دردهای مفصلی و آرتروز، روزگار می‌گذرانند. همان‌هایی که راه رفتن بدون عصا برایشان سخت شده است. چند سالی هم هست که در مناطق غربی دیگر دامداری و کشاورزی کفاف زندگی را نمی‌دهد و رنگ لباس زنان این منطقه عوض شده تا با ظاهری مردانه، مشکلات بیکاری را در عبور از کوه و راه‌های صعب‌العبورش کم کنند. در سردشت، پیرانشهر، مریوان، ثلاث باباجانی، جوانرود، سقز و ... می‌توان صف‌های زنان را دید که خود نان آورند و غیرت زنانه‌شان آنها را به کوهستان می‌کشاند تا کولبری کنند.

نرخ بیکاری در مناطق مرزی

با توجه به اعلام مرکز آمار ایران، تا پایان تابستان سال جاری نرخ بیکاری افراد ۱۵ سال به بالا در کشور ۵/۱۰ درصد بوده است و نگاهی به آمار بیکاری شهرهای مرزی استان‌های غربی نشان می‌دهد که عددی بالاتر از این میانگین را به خود اختصاص داده است. اقصی نخشی‌پور، فرماندار سردشت، نرخ بیکاری در این منطقه را ۲۳ درصد عنوان می‌کند و می‌گوید: «با تعطیلی معابر مرزی اشکان و قاسم‌رش بر این میزان افزوده شده ‌است. » سید علی ترابی، فرماندار پیرانشهر، هم بیان می‌کند: «نرخ بیکاری در این شهرستان رتبه‌ ۱۳ را در استان به خود اختصاص داده است که وضعیت خوبی نیست. » در کردستان هم نرخ بیکاری از ۴/۱۱ درصد در تابستان ۹۷ به ۲/۱۲ درصد در تابستان ۹۸ رسیده است. آماری که سید ‌احسن علوی، نماینده سنندج، دیواندره و کامیاران آن را بیشتر هم می‌داند و می‌گوید: سیب‌زمینی‌فروشی، دست‌فروشی، مشاغل کاذب و این‌ را که فردی یک فرغون بخرد و کسب و کاری راه‌اندازی کند جزو آمار اشتغال این استان نیاورید، چراکه ناپایدار هستند. نرخ بیکاری در استان کرمانشاه هم پاییز امسال ۳/۱۶ درصد بوده که ۷/۵ درصد نسبت به میانگین کشوری بیشتر است. اتفاقی که به نظر می‌رسد با تعطیلی و کسادی ۲ بازارچه مرزی سومار و جوانرود، رقم بیکاری را در شهرهای مرزی این استان باز هم افزایش دهد تا کرمانشاه را، که در پاییز ۹۸ بالاترین نرخ بیکاری را در بین استان‌های کشور داشته، همچنان در آمار بحران بیکاری قرار دهد.

iran-emrooz.net | Wed, 22.01.2020, 10:28
کنفدراسیون فوتبال آسیا: امارات میزبان بازی‌هاست

دویچه وله: کنفدراسیون فوتبال آسیا اعلام کرد بازی دو باشگاه ایرانی در پلی‌آف لیگ قهرمانان آسیا ۵ بهمن در امارات برگزار می‌شود. ایران می‌گوید این تصمیم ربطی به اعتراض شرکت‌های هواپیمایی و کمیته داوران ندارد.

کنفدراسیون فوتبال آسیا با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که دو مسابقه‌ “استقلال” و “شهر خودرو” در مرحله پلی آف لیگ قهرمانان آسیا به دلیل نگرانی‌های امنیتی در کشوری بی‌طرف برگزار خواهد شد.

قرار بود در این مرحله، “شهر خودرو” میزبان “الرفاع” بحرین باشد و استقلال روز سه‌شنبه به مصاف الکویت برود. اما هر دو بازی لیگ قهرمانان آسیا پس از صدور هشدارهایی در مورد سفر به ایران به تعویق افتاد.

طبق بیانیه‌ کنفدراسیون فوتبال آسیا، بازی استقلال” با “الکویت” و “شهر خودرو” با “الرفاع” بحرین شنبه آینده (۲۵ ژانویه / ۵ بهمن) به میزبانی امارات برگزار می‌شود. دبی میزبان آبی‌پوشان مقابل الکویت و الشارجه میزبان “شهر خودرو” مقابل الرفاع بحرین خواهد بود.

خبرگزاری رویترز می‌نویسد، این اقدام [تصمیم به تغییر میزبانی بازی‌ها] پس از آن اتفاق می‌افتد که ایران در بحبوجه‌ تنشی که پس از کشته شدن قاسم سلیمانی توسط آمریکا پیش آمد، “به اشتباه” به هواپیمای مسافربری اوکراینی شلیک کرد. در این سانحه ۱۷۶ سرنشین هواپیما جان باختند.

این در حالی است که خبرگزاری فارس، به نقل از نشریه “البلاد” بحرین می‌نویسد: «به نقل از یک منبع آگاه از کنفدراسیون فوتبال آسیا، دلیل محرومیت باشگاه‌های ایرانی در لیگ قهرمانان آسیا، اعتراض شرکت‌های هواپیمایی و کمیته داوران این کنفدراسیون نیست.» طبق گزارش این خبرگزاری، این تصمیم را “کمیته امنیت و سلامت کنفدراسیون گرفته است و هیچ ربطی به اعتراض شرکت‌های هواپیمایی و کمیته داوران ندارد”.

”خارج از خانه بازی نمی‌کنیم”

خبرگزاری رویترز به نقل از “رسانه‌های محلی” می‌نویسد، چهار باشگاه ایرانی حاضر در این رقابت‌ها از جمله پرسپولیس و سپاهان اعلام کرده‌اند که اگر نتوانند میزبان بازی‌ها باشند، از شرکت در رقابت‌ها انصراف می‌دهند.

مدیران عامل باشگاه‌های پرسپولیس، سپاهان، استقلال و “شهر خودرو” اعلام کرده‌اند میزبانی خود را “به هیچ وجه” به خارج از مرزهای ایران منتقل نمی‌کنند و بعد از آن، تنها در شرایطی در مسابقات حاضر می‌شوند که کنفدراسیون رسماً اعلام کند این باشگاه‌ها از رقبای خود در داخل ایران میزبانی می‌کنند. در ادامه نامه این باشگاه‌ها تاکید شده که بعد از پذیرفته شدن این شرایط، باشگاه‌های ایرانی “صرفا تغییر زمان برگزاری مسابقات داخل تقویم برگزاری” را می‌پذیرند.

خبرگزاری تسنیم هم با اشاره به گزارش نشریه “البلاد” بحرین و به نقل از “منابع آگاه” می‌نویسد: «تاکنون باشگاه‌های ایرانی به‌صورت رسمی از حضور در لیگ قهرمانان آسیا انصراف نداده‌اند. با وجود این شنیده می‌شود که آنها به‌شکل یکسان اعلام کرده‌اند، تصمیم کنفدراسیون فوتبال آسیا را در خصوص بازی در زمین بی‌طرف قبول نمی‌کنند.»

تأثیر تنش‌های سیاسی بر مسابقات ورزشی

این نخستین بار نیست که نگرانی‌های امنیتی بین ایران و همسایگان بر بازی‌های باشگاه‌های ایران در مساابقات قهرمانی آسیا سایه می‌افکند.

برای نمونه در سال ۲۰۱۶، اعدام یک روحانی سرشناس شیعه در عربستان و در پی آن حمله به سفارت و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد موجب شد که تنش میان دو کشور ایران و عربستان بالا بگیرد. عربستان روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع و سفر اتباعش به این کشور را ممنوع کرد.

تنش‌های سیاسی مزبور بر مناسبات ورزشی اثر گذاشت؛ در جریان رقابت‌های جام باشگاه‌های آسیا بازی تیم‌های ایرانی و عربستانی در کشورهای بی‌طرف برگزار شدند.

iran-emrooz.net | Tue, 21.01.2020, 12:43
استرالیایی اسیر درایران: سپاه به من پیشنهاد جاسوسی داد

کایلی مور گیلبرت، استاد دانشگاه استرالیایی که در ایران زندانی است، فاش ساخته مقام‌های امنیتی ایران به او پیشنهاد جاسوسی برای این کشور در ازای کاهش حکم حبس را داده‌اند.

روزنامه‌های گاردین و تایمز گزارش کرده‌اند این شهروند استرالیایی در نامه‌ای که به صورت قاچاقی از زندان خارج شده نوشته این پیشنهاد را رد کرده است. کایلی مور گیلبرت نوشته در مقابل این پیشنهاد سپاه پاسخ داده: «من جاسوس نیستم. هرگز جاسوس نبوده‌ام و هیچ علاقه‌ای به کار کردن برای نهادهای جاسوسی هیچ کشوری ندارم.»

این استاد دانشگاه در نامه خود آورده که حبس در سلول انفرادی به مدت ده ماه، سلامت روانی او را “به شدت آسیب زده است”. او همچنین اضافه کرده که همچنان از تماس تلفنی یا ملاقات حضوری محروم است و از این واهمه دارد که در صورت ادامه بازداشت و شرایط موجود، وضعیت روانی و روحی‌اش وخیم‌تر شود.

جمهوری اسلامی تا کنون تقاضای استرالیا برای آزادی کایلی مور گیلبرت را رد کرده است. این پژوهشگر به اتهام “جاسوسی” به ده سال حبس محکوم شده است. او در نامه خود نوشته مقام‌های امنیتی به او گفته‌اند چنانچه پیشنهاد جاسوسی برای ایران را بپذیرد حکم حبس او را به ۱۳ ماه زندان کاهش خواهند داد.

در یک ماه اخیر، نامه‌های متعددی از کایلی به بیرون از زندان اوین انتقال یافته است. جایی که او یک سال و نیم گذشته را به اتهام جاسوسی در آن سپری کرده و می‌گوید ماموران زندان برای افزایش فشار، کتاب‌هایش را هم از او دریغ می‌کنند. او قبلا نوشته بود که تلاش‌هایی در جریان بوده که همسرش را هم به ایران بیاورند.

کایلی شهریورماه ۱۳۹۷ زمانی که برای شرکت در هفتمین کنفرانس شیعه‌شناسی با مشارکت دانشگاه الزهرا و دانشگاه ادیان و مذاهب قم به ایران سفر کرده بود، بازداشت شد.

تا تابستان امسال که یک زوج استرالیایی دیگر به اتهام تصویربرداری با پهپاد در ایران دستگیر شدند، هیچ گزارشی از اینکه یک شهروند استرالیایی دیگر ماه‌هاست که در زندان اوین به سر می‌برد، منتشر نشده بود. اما پس از افزایش توجه‌ها به موضوع شهروندان استرالیایی بازداشت شده در ایران، مقامات کنبرا اعلام کردند که کایلی هم در ایران زندانی است.

پس از آن غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی اتهام او را جاسوسی برای کشوری غیر از استرالیا اعلام کرد.

اما در حالی که مقامات استرالیا بر پرهیز از جنجال رسانه‌ای و سیاسی کردن پرونده کایلی مور تاکید دارند، او در یکی از نامه‌های خود به ماهیت سیاسی بازداشت‌اش اشاره کرده و می‌گوید در مهرماه گذشته دو گزینه در مورد پرونده او مطرح بوده، حکم ۱۳ ماه زندان که با مدت بازداشت او از مهرماه ۱۳۹۷ تا مهرماه امسال برابری می‌کرد؛ یا حکم ۱۰ سال زندان.

او در این نامه می‌نویسد که برای خرید غذا پول کمی دارد، اجازه تماس تلفنی با خانواده‌اش را ندارد و وضعیت فیزیکی و روحی‌اش رو به وخامت است و بارها به بیمارستان منتقل شده است.

کایلی همچنین به پیشنهاد جاسوسی برای ایران اشاره می‌کند و در نامه‌اش خطاب به کارشناس پرونده‌اش می‌نویسد:«لطفا این نامه را پاسخ منفی رسمی و قاطع من با پیشنهاد جاسوسی برای اطلاعات سپاه محسوب کنید و من تحت هیچ شرایطی تصمیم خودم را تغییر نخواهم داد.»

کایلی تاکید می‌کند که جاسوی نیست و نبوده و هیچ علاقه‌ای به همکاری با سازمان‌ جاسوسی هیچ کشوری ندارد و می‌خواهد پس از ترک ایران مانند یک زن آزاد زندگی کند، نه در سایه تهدید.

گزارش گاردین حاکی از آن است که اطلاعات سپاه کایلی مور را در فرودگاه و هنگام بازگشت به استرالیا دستگیر کرده است.

کایلی در یکی دیگر از نامه‌های خود به نقش همکاران‌اش در معرفی او به عنوان سوژه مشکوک به سپاه اشاره کرده بود.

به گفته کایلی، بارها از مسئولان زندان خواسته که او را از سلول انفرادی به بخش زنان زندان اوین منتقل کنند.

تلاش مقامات استرالیا بر این بوده که پرونده کایلی مور را از طریق کانال‌های دیپلماتیک حل کنند. مریس پین،‌ وزیر امور خارجه استرالیا بارها در این زمینه با همتای ایرانی خود گفتگو کرده که آخرین آنها ملاقات هفته گذشته در هند بود.

اما به نظر می‌رسد کایلی به ادامه این رویکرد امیدوار نیست و می‌کوشد با بلند کردن صدای خود در جامعه بین‌المللی توجه‌ها را به پرونده خود جلب کند.


منابع: دویچه وله فارسی، ایندیپندنت فارسی

iran-emrooz.net | Tue, 21.01.2020, 11:52
پدر کیمیا علیزاده: دخترم قصد بازگشت به ایران را ندارد

پدر کیمیا علیزاده گفت: همسر دخترم در همان روز خواستگاری ما را در جریان مهاجرت قرار داد و آنها قصد ندارند به کشور بازگردند.

کیمیا علیزاده ۱۰ روز پیش (۱۱ ژانویه / ۲۱ دی‌ماه) با انتشار پستی در اینستاگرام قصد خود برای خروج از ایران را اعلام کرد.

کیوان علیزاده پدر کیمیا علیزاده تکواندوکار ایرانی است که خبر مهاجرت دخترش این روزها بر سر زبان‌ها افتاده است. او در خصوص برخی حواشی به‌وجود آمده مبنی بر اینکه بعضی افراد (از جمله حامد معدنچی، همسر کیمیا علیزاده) در مهاجرت دخترش تاثیرگذار بوده‌اند به خبرنگار ورزشی آنا گفت: تمامی این موضوعات را رد می‌کنم و اصلاً صحت ندارد. همسر کیمیا همان روز اولی که به خواستگاری آمد، اعلام کرد قصد ترک ایران را دارد، حتی این موضوع را با آقای پولادگر (رئیس فدراسیون تکواندو) هم در میان گذاشتم.

وی بر همین اساس ادامه داد: حامد معدنچی (همسر دخترم) گفته بود که قصد دارد برنامه زندگی‌اش را در خارج از کشور دنبال کند و ما از روز اول در جریان تصمیم آنها برای مهاجرت بودیم ولی زمان آن مشخص نبود. ما بر روی این موضوع توافق داشتیم و حرف‌هایی که زده می‌شود، حقیقت ندارد. برای چه دخترم بخواهد پشیمان باشد؟ او تصمیمش را برای مهاجرت از قبل گرفته بود.

پدر کیمیا علیزاده ادعاهای دیگر مبنی بر اینکه شخصی به نام شهین (اسپانسر کیمیا) در این مهاجرت نقش داشته را نیز رد کرد و اظهار کرد: من هم این موضوع را خوانده‌ام و دیده‌ام درباره شخصی به نام شهین صحبت شده است. اصلاً چنین موضوعی را تأیید نمی‌کنم، این موضوع کذب است.

کیوان علیزاده درباره موضع‌گیری دخترش علیه جمهوری اسلامی در بیانیه‌ای که در اینستاگرام منتشر کرد گفت: من با این موارد کاری ندارم.

پدر علیزاده در واکنش به این ادعاها که دخترش در ایران مورد حمایت همه‌جانبه قرار داشته است، تأکید کرد: شما به چه چیزی حمایت همه جانبه می‌گویید؟ پرداخت چند هزینه عمل جراحی یعنی حمایت همه جانبه؟

وی در پاسخ به این سؤال که دخترش چه توقعی داشته که برآورده نشده، بیان کرد: نمی‌دانم دقیقاً او چه انتظار و توقعی داشته است اما اگر کیمیا حرف نزند قطعاً بنده حرف‌هایی دارم که در آینده خواهم زد.

کیوان علیزاده درباره منع قانونی دخترش برای پیوستن به تیم ملی آلمان نیز گفت: کیمیا بر اساس قانون نمی‌تواند در شرایط کنونی برای آلمان مبارزه کند. او تا دو سال محروم خواهد بود و پس از آن حق بازی برای این کشور را دارد. در شرایط فعلی او باید زیر نظر پرچم IOC (کمیته بین‌المللی المپیک) مبارزه کند.


متن نامه کیمیا علیزاده در اینستاگرام خود:

با سلام آغاز کنم، با خداحافظی یا تسلیت؟
سلام مردم مظلوم ایران، خداحافظ مردم نجیب ایران، تسلیت به شما مردم همیشه داغدار ایران.
شما مرا چقدر می‌شناسید؟ فقط آنطور که در مسابقات، در تلویزیون، یا در حضور مقامات دیده‌اید.
اجازه دهید حالا آزادانه، هویت سانسور شده‌ام را معرفی کنم.
می‌گویند کیمیا پس از این چیزی نخواهد شد. خودم از این هم فراتر می‌روم و می‌گویم قبل از این هم چیزی نبوده‌ام: «من کیمیا علیزاده، نه تاریخسازم، نه قهرمانم، نه پرچمدار کاروان ایران»
من یکی از میلیون‌ها زن سرکوب شده در ایرانم که سال‌هاست هر طور خواستند بازی‌ام دادند. هر کجا خواستند بردند. هر چه گفتند پوشیدم. هر جمله‌ای دستور دادند تکرار کردم. هر زمان صلاح دیدند، مصادره‌ام کردند. مدال‌هایم را پای حجاب اجباری گذاشتند و به مدیریت و درایت خودشان نسبت دادند.
من برایشان مهم نبودم. هیچکداممان برایشان مهم نیستیم، ما ابزاریم. فقط آن مدال‌های فلزی اهمیت دارد تا به هر قیمتی که خودشان نرخ گذاشتند از ما بخرند و بهره‌برداری سیاسی کنند، اما همزمان برای تحقیرت، می‌گویند: فضیلت زن این نیست که پاهایش را دراز کند!
من صبح‌ها هم از خواب بیدار می‌شوم پاهایم ناخودآگاه مثل پنکه می‌چرخد و به در و دیوار می‌گیرد. آنوقت چگونه می‌توانستم مترسکی باشم که می‌خواستند از من بسازند؟ در برنامه زنده تلویزیون، سوال‌هایی پرسیدند که دقیقاً بخاطر همان سوال دعوتم کرده بودند.
حالا که نیستم می‌گویند تن به ذلت داده‌ام. آقای ساعی! من آمدم تا مثل شما نباشم و در مسیری که شما پیش رفتید قدم برندارم. من در صورت تقلید بخشی از رفتارهای شما، بیش از شما می‌توانستم به ثروت و قدرت برسم. من به اینها پشت کردم. من یک انسانم و می‌خواهم بر مدار انسانیت باقی بمانم.
در ذهن‌های مردسالار و زن‌ستیزتان، همیشه فکر می‌کردید کیمیا زن است و زبان ندارد! روح آزرده من در کانال‌های آلوده اقتصادی و لابی‌های تنگ سیاسی شما نمی‌گنجد. من جز تکواندو، امنیت و زندگی شاد و سالم درخواست دیگری از دنیا ندارم.
مردم نازنین و داغدار ایران، من نمی‌خواستم از پله‌های ترقی که بر پایه فساد و دروغ بنا شده بالا بروم.
کسی به اروپا دعوتم نکرده و در باغ سبز به رویم باز نشده. اما رنج و سختی غربت را بجان می‌خرم چون نمی‌خواستم پای سفره ریاکاری، دروغ، بی عدالتی و چاپلوسی بنشینم. این تصمیم از کسب طلای المپیک هم سخت‌تر است، اما هر کجا باشم فرزند ایران زمین باقی می‌مانم. پشت به دلگرمی شما می‌دهم و جز اعتماد شما در راه سختی که قدم گذاشته‌ام، خواسته دیگری ندارم.

iran-emrooz.net | Tue, 21.01.2020, 11:15
توقیف یک انتشارات برای فروش کتاب‌ «بی‌مجوز»

ایرناپلاس- انتشارات اندیشه نو و تک درخت که ناشر کتاب‌هایی به زبان آذری هستند، به‌دلیل فروش کتاب‌هایی که مجوز ندارند، به مدت یک ماه پلمب شدند.

در روزهای گذشته خبر پلمب دفتر دو انتشارات پخش شد. یکی از آنها انتشارات «تک درخت» و دیگری انتشارات «اندیشه نو» بود که کتاب‌هایی به زبان آذری منتشر می‌کردند. روی اطلاعیه که بعد از پلمب دفتر انتشارات اندیشه نو به در این انتشارات چسبانده شده، نوشته شده است: «این دفتر انتشارات به دلیل نشر و فروش کتاب‌های غیرقانونی پلمب شده است».

پلمب این دو دفتر نشر در حالی انجام شده است که یوسف فرزانه، مدیر انتشارات اندیشه نو درباره چرایی این اتفاق به خبرنگار ایرناپلاس گفت: این خبر برای این روزها نیست. یک سال پیش، وقتی که مغازه را بازدید کردند، تعدادی از کتاب‌های انتشاراتمان را با خود بردند. بعد از آن، مرا محاکمه و جریمه کردند و قرار شد یک ماه این مغازه را توقیف کنند که از بیست‌وسوم دی‌ماه تا بیست‌وسوم بهمن‌ماه این حکم اجرایی شده است. 

سؤالی که اینجا مطرح می‌شود، چرایی پلمب شدن این دفتر نشر برای مدت یک ماه است. فرزانه با اشاره به اینکه در حوزه نشر سابقه ۴۵ سال فعالیت دارد، تأکید کرد: گفتند که برخی از کتاب‌هایم مجوز ندارند. انتشارات اندیشه نو، پیش از انقلاب اسلامی ایران هم فعالیت می‌کرد. شاید منظورِ مسئولان، کتاب‌هایی است که پیش از انقلاب منتشر شده است. کتاب‌هایم درون انبار است و نمی‌دانم کدام کتاب‌ها مجوز دارند و کدام مجوز ندارند. ما از قبل از انقلاب فعال هستیم. کتاب‌هایی که مجوز بعد از انقلاب را نداشت، با خود بردند و من‌ را محکوم کردند.

به گفته این مدیر نشر، مسئولان قضایی هیچ ایراد دیگری بر روند فعالیت این انتشارات نگرفته‌اند، چراکه همه کتاب‌های انتشارات اندیشه نو با مجوز منتشر شده است. او در اظهارنظری عجیب ادامه داد: متوجه نبودم که برخی کتاب‌هایم مجوز ندارند، آن کتاب‌ها برای سال‌ها پیش بود و  گفتند که نباید آنها را بفروشید.

شاید فردی در کارهایم فضولی کرده باشد

فرزانه درباره چگونگی پیدا کردن کتاب‌هایی که به گفته او پیش از انقلاب مجوز چاپ و نشر گرفته است، توضیح داد: متوجه نشدم چگونه خبر وجود کتاب‌هایی که فراموششان کرده‌ بودم، پخش شده است. شاید فردی در کارهایم فضولی کرده باشد. نه‌تنها در ۴۵ سال فعالیت در حوزه نشر، بلکه در تمام عمرم تا به حال، حتی به کلانتری هم نرفته بودم.

حکم دیگر فرزانه برای این تخلف، دو روز زندان بود که او توانست هزینه آن را بپردازد و به زندان نرود و تنها دوره تعطیلی یک ماهه دفتر نشر را سپری کند. او با اشاره به اینکه به اندازه یک ماه به این انتشارات ضربه خورده است، بیان کرد: نوشته‌ای بر در انتشارات چسبانده‌اند که می‌تواند موجب شکل‌گیری تصور اشتباه درباره انتشارات اندیشه نو در ذهن مردم شود. روی در نوشته‌اند که این مغازه کتاب‌های بدون مجوز می‌فروشد، در صورتی که چنین چیزی ممکن نیست.

ارشاد: باید بررسی کنیم

فرزانه با اشاره به اینکه کتاب‌های این انتشارات، آثار ترجمه نیست که نیاز به رعایت کپی‌رایت باشد، گفت: کتاب ناشران دیگر را منتشر نکرده‌ام و کتاب ترجمه هم در مجموعه آثارم ندارم که بخواهم حق کپی‌رایت کتابی را پرداخت کنم. کتاب ترکی از شاعران و نویسندگان ترک زبان کشور خودمان با اجازه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می‌کنم.

پیدا شدن کتاب‌هایی برای سال‌های پیش از انقلاب اسلامی و توقیف فعالیت یک انتشارات به مدت یک ماه، مسئله‌‎ای است که می‌توان روی آن تأمل کرد. با وجود پیگیری مداوم خبرنگار ایرناپلاس متأسفانه مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه کتاب درباره صحت و سقم این ادعا هیچ‌گونه نظری ندادند و تنها محمدجواد مرادی‌نیا، مدیرکل دفتر توسعه کتاب و کتاب‌خوانی به خبرنگار ایرناپلاس اعلام کرد: باید بررسی کنیم و ببینیم موضوع چه بوده است.

iran-emrooz.net | Sun, 19.01.2020, 21:27
مرکل: درباره نقشه‌راه برای لیبی به توافق رسیدیم

خبرگزاری آناتولی

آنگلا مرکل، صدر‌اعظم آلمان طی سخنانی در پایان اجلاس لیبی در برلین طی یک مطبوعاتی مشترک اظهار داشت: در خصوص نقشه‌راه فراگیر برای لیبی به توافق رسیدیم.

هایکو ماس، وزیر امور خارجه آلمان و غسان سلامه نماینده سازمان ملل در امور لیبی نیز در این کنفرانس خبری حضور داشتند. مرکل در ادامه همچنین گفت:

«مذاکرات بسیار فشرده و جدی در برلین انجام شد. قصد داریم به تلاش‌ها برای حل بحران لیبی شتاب جدید سیاسی ببخشیم.

این اجلاس لیبی به تلاش‌های سازمان ملل برای برقراری صلح در لیبی کمک کرده است. تمام طرف‌ها در مورد لزوم راه‌حل سیاسی برای اختلافات اشتراک نظر دارند.

می‌دانستیم که نمی توانیم تمام مشکلات در لیبی را برطرف کنم. برای تشکیل کمیته نظامی ۵+۵ نفره اسامی ارائه شد.

تمام شرکت کنندگان متعهد شدند که زمان برگزاری نشست کمیته نظامی ۵+۵ از طرف‌ها درگیر حمایت کنند. امروز برای حل این بحران ممکن است گام‌های جدید برداشته شود.

برای برگزاری این نشست ممکن است هفته آینده دعوت‌نامه‌ها ارسال شود. این نشست ممکن است باعث پایداری آتش‌بس شود».

هشدار سازمان ملل نسبت به وقوع جنگ در سراسر لیبی

آنتونی گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد طی سخنانی در مراسم افتتاحیه اجلاس لیبی در برلین آلمان گفت: باید اکنون سریع و قاطعانه عمل کنیم تا از وقوع جنگ داخلی که کل کشور لیبی را فراخواهد گرفت جلوگیری شود.

وی افزود: ما برای یک موضوع فوری در اینجا جمع شده ایم. ما باید از وخیم شدن وصعیت در لیبی جلوگیری کنیم.مردم لیبی یک سال پیش با حمایت جامعه جهانی به یک روند سیاسی نزدیک شدند.

دبیرکل سازمان ملل متحد در ادامه سخنان خود همچنین اظهار داشت:

در ماه آوریل امیدها کمرنگ و درگیری در طرابلس باعث مرگ و مصدومیت هزاران نفر شد. قوانین بین المللی بشردوستانه در لیبی نقض می‌شود. بیش از ۱۷۰ هزار نفر آواره ۲۲۰ باب مدرسه در طرابلس تعطیل و ۱۱۶ هزار کودک از حق آموزش محروم شدند. مهاجرین در شرایط وحشتناکی هستند.

نمی‌توانیم اجازه دهیم این وضعیت وحشتناک ادامه یابد. در معرض خطر افزایش تنش های منطقه هستیم. راه حل نظامی در لیبی امکان پذیر نیست. درگیری در لیبی می تواند به کابوس تبدیل و سبب تجزیه این کشور شود. پیامد این امر نیز شامل افزایش تروریسم، قاچاق انسان و مواد مخدر خواهد بود».

بیانیه پایانی اجلاس لیبی در برلین

شرکت کنندگان در اجلاس لیبی در برلین به منطور برقراری آتش‌بس پایدار و یک روند سیاسی در این کشور در پایان طی بیانیه‌ای اعلام کرد: از تشکیل یک دولت متحد، فراگیر، موثر و مورد تایید مجلس نمایندگان لیبی حمایت می‌کنیم.

در این بیانیه همچنین آمده است:

« توافق سیاسی لیبی، نقشه‌راه مهمی برای حل بحران این کشور است. از تشکیل سیستم ملی امنیتی لیبی تحت کنترل قدرت مرکزی و مدنی حمایت می‌کنیم. پلیس و ارتش باید فرماندهی واحدی داشته باشند.

برای تشکیل کمیته‌های فنی جهت نظارت برای اجرای آتش‌بس، به سازمان ملل متحد مراجعه می‌کنیم. از سازمان ملل درخواست ایفای نقش تسهیل کننده در مذاکرات آتش‌بس میان طرفین می‌کنیم.

طرف‌های درگیر و حامیان آنها اقدامات نظامی خود را در پی اعلام آتش‌بس متوقف کنند. تمام طرف‌های لیبی را به پایان روند انتقالی از طریق انتخابات آزاد، فراگیر و عادلانه فرامی‌خوانیم.

برای استمرار هماهنگی پس از اجلاس برلین، کمیته بین‌المللی نظارت تحت حمایت سازمان ملل را تشکیل می‌دهیم. تمام سازمان‌های بین‌المللی و طرف‌های حاضر در اجلاس لیبی در برلین مشمول این کمیته خواهند بود.

کمیته مذکور با حضور مقامات ارشد به‌طور ماهانه تشکیل جلسه خواهد داد. این کمیته همچنین چهار کارگروه فنی در سطح کارشناسان را نیز شامل خواهد کرد».

اجلاس لیبی روز یکشنبه ۲۹ دی‌ماه / ۱۹ ژانویه ۲۰۲۰ با هدف برقراری به آتش‌بس پایدار و دست‌یابی به یک راه‌حل سیاسی برای بحران لیبی در برلین برگزار شد. در این اجلاس سران و مقامات سیاسی ۱۲ کشور و ۴ شرکت چندملیتی حضور پیدا کردند.

iran-emrooz.net | Sun, 19.01.2020, 20:27
عیسی کلانتری: ما کشور اسقاطی‌ها شده‌ایم

رییس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: با افزایش جمعیت و افزایش مصرف سوخت فسیلی کار به جایی رسیده که هوای پاک در مقاطعی از سال نیز به یک آرزو بدل شده است.

به گزارش ایسنا، عیسی کلانتری امروز در نشست رونمایی سامانه ملی تهیه فهرست انتشار آلاینده‌های هوای کلانشهرهای کشور که در سازمان حفاظت محیط زیست برگزار شد، اظهار کرد: هوای پاک از جمله حقوق‌ شهروندی است و هوای ناسالم به مراتب خطرناک‌تر از آب و غذای ناسالم است.

رییس سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه در گذشته جمعیت ما کمتر بود و به تبع آن مصرف انرژی نیز کمتر بود، تصریح کرد: از این‌رو هوای سالم بیشتری در اختیار داشتیم ولی با افزایش جمعیت و مصرف سوخت فسیلی و با اسراف در مصرف انرژی کار به جایی رسیده که هوای پاک نیز به یک آرزو تبدیل شده است.

کلانتری افزود: دولت‌ها هیچ وقت نه فکر این را کرده بودند و نه آمادگی آن را داشتند که برای هوای پاک باید هزینه کرد. در حال حاضر نزدیک به ۸۳ میلیون نفر روزانه ۱۴۰ میلیون لیتر سوخت فسیلی مصرف می‌کنند و به همین دلیل متأسفانه هوای پاک در مقاطعی از سال به یک آرزو برای شهروندان تبدیل شده است.

معاون رییس جمهوری با بیان اینکه به دست آوردن هوای پاک بدون صرف هزینه غیرممکن است، تصریح کرد: برای به دست آوردن هوای پاک هیچ بودجه‌ای در هیچ یک از برنامه‌های پنج ساله جمهوری اسلامی پیش‌بینی نشده بود.

به گفته کلانتری ما سالانه بیش از ۱.۵ میلیون خودرو به سیستم‌های شهری اضافه می‌کنیم بدون اینکه تعداد خودروها را کاهش دهیم و در بهترین حالت کمتر از ۵ درصد خودروهایی که به چرخه تولید اضافه می‌شوند از چرخه حذف می‌شوند.

رییس سازمان حفاظت محیط زیست در ادامه با بیان اینکه در حال حاضر ۸۷ درصد مینی‌بوس‌های کشور و ۸۱ درصد موتورسیکلت‌های کشور اسقاطی هستند، گفت: از این بین ۷۳ درصد اتوبوس‌ها و ۶۱ درصد کامیون‌های ما نیز اسقاطی هستند.

وی به خودروهای فرسوده اشاره و اظهارکرد: درحالی‌که ما کشور اسقاطی‌ها شده‌ایم انتظار هوای پاک داریم. اگر تلاش‌های وزارت نفت طی سال‌های اخیر نبود و کیفیت سوخت‌های ما مانند پنج سال پیش بود، امروز کشور غیرقابل اِسکان می‌شد.

معاون رییس جمهوری در ادامه گفت: متأسفانه چون نیازی نداشتیم در گذشته برای هوای پاک هیچ هزینه‌ای نمی‌کردیم. در حال حاضر حدود ۹.۶ میلیون از ۱۱ میلیون موتورسیکلت در کشور اسقاطی هستند اما می‌گویند که این‌ها ابزار رزق و روزی مردم هستند و باید حرکت کنند و هوای آلوده تولید کنند.

کلانتری با بیان اینکه هر موتورسیکلت اسقاطی ۷ تا ۸ برابر یک خودرو آلودگی تولید می‌کند، گفت: نزدیک به ۵۶۰ هزار کامیون اسقاطی در کشور در حال تردد هستند و در فصل سرما ۶۱ درصد آلودگی‌ هوا را خودروهای دیزلی ایجاد می‌کنند.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ادامه داد: ما هزینه‌ای نکرده‌ایم که انتظار داشته باشیم روز ناسالم نداشته باشیم. از سوی دیگر تحریم‌ها سبب شده است که وزارت نفت نتواند مازوت تولیدی خود را صادر کند. هنگامی‌که جلوی مصرف مازوت در نیروگاه‌ها را گرفتیم، پالایشگاه‌ها پر از مازوت شدند بنابراین به ناچار نیروگاه‌ها دوباره به مازوت سوزاندن روی آوردند و گرفتار هوای آلوده شدیم.  دچار سیکل بسته‌ای شده‌ایم که نمی‌دانیم در این شرایط، چطور از آن بیرون بیاییم؟

وی افزود: هوای پاک هزینه می‌خواهد. اگر دولت‌ها می‌خواهند برای مردم هوای پاک ایجاد کنند باید سرمایه‌گذاری کنند. در غیر این صورت تعطیل کردن مدارس و دانشگاه‌ها مشکل‌گشا نیست.

به گفته کلانتری ‌۸۳ درصد منبع آلودگی گازی کشور خودروها و ۶۱ درصد منبع آلودگی ذرات معلق کمتر ۱۰ میکرون، خودروهای دیزلی هستند. بر اساس گزارش نیروی انتظامی، شش خودروهای سواری و کل خودروهای دیزلی ما اسقاطی هستند.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ادامه داد: ما ناچار شدیم که در تولید سواری از بسیاری  استانداردها چشم‌پوشی کنیم و اگر بخواهیم این استانداردها را اعمال کنیم کل خودروسازی کشور باید تعطیل شود. توان اصلاح به طور کامل به ویژه در شرایط تحریم وجود ندارد و اگر تلاش‌های وزارت نفت نبود اوضاع به مراتب بدتر از این می‌شد. دو سال پیش در مشهد گازوییل با ۱۲ هزار پی پی ام سولفور تولید می‌شد که باورکردنی نیست و الان این رقم به زیر ۱۵۰ و ۱۶۰ پی پی ام رسیده است.

کلانتری در پایان گفت: ناوگانی که در حال حاضر در کشور داریم هوایی غیر از این به بار نمی‌آورد و ما اگر سرمایه‌گذاری در حوزه آلودگی هوا نکنیم نمی‌توانیم امیدوار باشیم هوایی بهتر از این داشته باشیم.

زیان‌های جانی و مالی آلودگی هوا

آلودگی هوا در کلان‌شهرهای ایران همواره در سه محور بنزین کم‌کیفیت، صنعت خودروسازی و تحریم‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد و هر یک از متولیان، عرصه مقابل را مقصر می‌خواند. شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی یادآوری می‌کند که کامیون‌ها، اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌های دودزا، گازوییل مصرف می‌کنند و بنزین خودروها استاندارد است. رئیس سازمان محیط زیست خودروسازی‌ها را متهم می‌کند و دبیر انجمن خودروسازان، مشکلات تحریم و عدم ارتباط با قطعه سازان خارج از کشور برای استانداردسازی سنسورها را.

کلانتری یک ماه قبل نیز با نام بردن از مافیای خودروسازی در ایران گفته بود این مافیا از نظر مالی چنان توانی دارد که می‌تواند تصمیم‌گیران را خریداری کند. او در آذرماه در همایش مدیران استان‌های تالابی کشور در اهواز گفت: «زمانی که از ایران خودرو چهار خودرو به سازمان حفاظت محیط زیست هدیه می‌کنند به معنی این است که هوای آلوده داشته باشیم و میلیون‌ها نفر آن را استشمام کنند.»

اواخر آبان، شینا انصاری، مدیرکل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران با استناد به گزارش بانک جهانی، پیامدهای اقتصادی آلودگی هوا برای شهروندان تهرانی را معادل ۲/۴ میلیارد دلار اعلام کرد؛ رقمی معادل تقریبا نیمی از مبلغ در نظرگرفته شده در بودجه ۹۸ برای طرح‌های عمرانی. دو سال قبل نیز وحید حسینی، مدیر عامل وقت شرکت کنترل هوای تهران گفته بود که هزینه اقتصادی آلودگی هوای تهران ۱۲ تا ۱۵ میلیارد تومان است؛ رقمی معادل بودجه شهرداری.

بانک جهانی در سال ۲۰۱۶ اعلام کرده بود که سالانه ۲۱هزار نفر از عوارض ناشی از آلودگی در ایران می‌میرند. به گزارش همین بانک، هزینه آلودگی هوا برای خاورمیانه و شمال آفریقا ۹میلیارد دلار است که بیش از همه متوجه ایران و مصر می‌شود. در جدیدترین گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نیز، به آمار وزارت بهداشت ایران استناد شده که سالانه ۴ تا ۵ هزار شهروند تهرانی جان خود را به خاطر استنشاق ذرات معلق از دست می‌دهند.

سازمان بهداشت جهانی دولت‌ها را مسئول مستقیم آلودگی هوا می‌شناسد و می‌گوید، آن‌ها وظیفه دارند سه گام عاجل در این زمینه بردارند: ایجاد کمربندهای سبز در حومه شهرها، توقف تردد خودروهای بی‌کیفیت و دودزا و جلوگیری از انتشار گازهای خطرناک و کنترل کارخانه‌ها.

iran-emrooz.net | Sun, 19.01.2020, 17:46
به ۹ دلیل اقتصاد ایران بدون خارجی‌‏ها اداره شدنی نیست

روزنامه سازندگی / یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۸
بهراد مهرجو، دبیر گروه اقتصاد

طی چند روز گذشته و پس از سخنرانی حسن روحانی، سوالی پیش‏روی جامعه اقتصادی ایران قرار گرفته ‏است: «اقتصاد ایران بدون حضور خارجی‏ها اداره‌شدنی است؟» پس از صحبت‌های روحانی تعداد زیادی از اقتصاددانان اصولگرا مانند الیاس نادران و کاندیداهای مجلس آینده به سرعت در عرصه ظاهر شدند و همگی با رد ادعاهای روحانی، اعلام کردند اقتصاد ایران بدون حضور نیروهای خارجی اداره می‏شود. محمد‌باقر قالیباف، رقیب دائمی و همیشگی روحانی هم در صفحه توئیترش فیلم سخنرانی رئیس‏جمهور را به اشتراک گذاشت و جملاتی کنایه‌آمیز نثار او کرد. اظهارنظر قالیباف بیش از اندازه شعاری و برآمده از نیت‏های انتخاباتی قلمداد می‏شد ولی زمانی که پای اقتصاددانان نام‌آشنای جناح راست به میان آمد، تردید در مورد صحت این ادعا هم کلید خورد. به سنت تمام دوره‏های گذشته، جناح‏های سیاسی در فرصت یک‌ماهه باقی‌مانده تا انتخابات مجلس، نقل قول‏های بدون مبنای کارشناسی بسیاری خواهند داشت ولی در مورد برخی گزاره‏ها پیچیده‏تر از یک ادعای رسانه‏ای به نظر می‏رسند و حتی نشانه‏ای از ایدئولوژی فکری این افراد ارزیابی می‏شوند. آیا کسانی هنوز در جامعه ایرانی حضور دارند که تصور می‏کنند، بدون ارتباط خارجی می‏توان اقتصادی را اداره کرد؟ این گروه حتی تجربه کشورهای کمونیستی مانند چین را نیز مطالعه نکرده‏اند. به نظر می‏رسد آنها به وضعیت اقتصادهای نوظهوری مانند هند هم توجه ندارند و حتی اطلاعات دقیقی از وضعیت کشوری مانند کره شمالی هم در اختیار ندارند. هفته‌نامه اکونومیست به تازگی گزارشی منتشر کرده که نشان می‏دهد، اقتصاد کره شمالی هم با وجود شعارهای سیاسی بسیاری که داده می‏شود، وابسته به خارج از مرزهای این کشور است. این درحالی است که نیروهای سیاسی داخلی بدون بررسی دقیق این اقتصادها آنها را به الگویی برای اداره کشور تبدیل می‏کنند. سازندگی در این گزارش ده دلیل بدیهی و ساده را برای ارتباط میان اقتصاد ایران و کشورهای خارجی مطرح کرده‏است.

۱
تکنولوژی خط تولید بسیاری از صنایع مهم کشور وابسته به کشورهای اروپایی و به خصوص اروپای شرقی است. از خط تولید کاشی و سرامیک گرفته تا صنایع نساجی همگی ماشین‌آلات سنگین‏شان را وارد کرده‏اند و در روزهایی که اقتصاد ایران رگ ارتباطش با آن‌سوی مرزها قطع شده،‏ این صنایع گرفتار باقی مانده‏اند. حتی طی یک سال گذشته که رابطه اقتصاد ایران با اروپا مخدوش شده، هزینه‏های کلانی به این صنایع برای واردات تحمیل شده‏است. در مورد صنایع غذایی، نساجی، کاشی و سرامیک، فولاد و لوازم خانگی هیچ گزینه جایگزینی به غیر از کشورهای اروپای شرقی و شرق آسیا برای واردات خط تولید وجود ندارد. ماشین‌آلات ساخت ایران و همچنین برخی تولیدات چینی، با فاصله، کیفیت پایین‏تر و قیمت بالاتری دارند. مبنای تکنولوژی بسیاری از این کارخانه‏ها به دهه ۵۰ باز می‏گردد. در صورتی که موقعیت روابط خارجی کشور به همین شکل کنونی باقی بماند و فشار تحریم‏ها نیز افزایش یابد، این صنایع با بحران جدی تامین قطعات و حتی بروزرسانی تکنولوژی‏هایشان مواجه می‏شوند.

۲
بحران اصلی اقتصاد ایران طی دو سال گذشته تامین منابع مالی بوده‏است. تحریم‏ها و کاهش درآمدهای نفتی باعث شده که خزانه دولت برای کلید زدن پروژه‏های جدید و حتی تسویه بدهی پیمانکاران قبلی خالی شود. در صورتی که سرمایه‏های خارجی به اقتصاد ایران وارد نشود، این وضعیت طی سال ۹۹ نیز ادامه پیدا می‏کند و اشتغال جدیدی در کشور ایجاد نمی‏شود. این درحالی است که چینی‏ها پیش‏بینی کرده‏اند در سال ۲۰۲۰ نزدیک به دو هزار میلیارد دلار سرمایه‏گذاری خارجی به انجام برسانند که با وجود تحریم‏ها هیچ عددی از این سرمایه‏گذاری به اقتصاد ایران تزریق نمی‏شود. تامین منابع مالی کشور از طریق درآمدهالی مالیاتی هم رویایی دور از دسترس به نظر می‏رسد. پیش‏بینی خوشبینانه دولت برای سال ۹۹ تامین ۱۷۰ هزار میلیارد تومان درآمد مالیاتی است که بیش از ۹۰ هزار میلیارد تومان آن را باید بخش‏خصوصی و افراد حقیقی تامین کنند. براین اساس طی سال آینده فشار مالیاتی بر بنگاه‏های رسمی افزایش می‏یابد و آنها را بیش از گذشته به سمت پرتگاه رکود هدایت می‏کند. در این موقعیت بنگاه‏های زیرزمینی و نهادهای وابسته به دولت و حاکمیت همچنان بدون پرداخت مالیات به کارشان ادامه می‏دهند و در فضای غیررقابتی به بحران اقتصاد ایران عمق بیشتری می‏بخشند. در صورتی که این سناریو محقق شود، بحران اشتغال اصلی‏ترین مسئله اقتصاد ایران می‏شود. گزارشی که به تازگی از سوی مرکز آمار ایران منتشر شده در مورد وضعیت اشتغال کشور می‏نویسد: «نرخ بیکاری در افراد ۱۵ سال به بالا در پاییز سال ۱۳۹۸، ۱۰,۶ درصد بوده که نسبت به پاییز ۱۳۹۷، ۱.۲ واحد درصد بهبود یافته است. در مقابل، نرخ مشارکت اقتصادی کشور در مدت مذکور نیز ۰.۲ واحد درصد کاهش یافته است. نرخ بیکاری جمعیت جوان کشور هم در زنان و هم در مردان به مراتب از نرخ بیکاری کل کشور بالاتر بوده است. با وجود اینکه گزارش‌ حاکی از بهبود نرخ بیکاری در فصل سوم سال ۱۳۹۸ نسبت به فصل مشابه سال ۱۳۹۷ هستند، اما به نظر می‏رسد همچنان ورود زنان به بازار کار از مردان دشوارتر است؛ به طوری که نرخ مشارکت اقتصادی زنان در پاییز ۱۳۹۸ نسبت به پاییز ۱۳۹۷ حدود ۰.۴ واحد درصد کاهش یافته است.» این اعداد به معنای آستانه بحران تفسیر می‏شود.

۳
اقتصاد ایران پس از برجام با شعار دسترسی به بازار ۴۰۰ میلیون نفری منطقه تلاش می‏کرد، شرکای خارجی را جذب کند. بخش مهمی از محصولات تولید داخل نیز روی صادرات و به دست آوردن سود ارزی حساب کرده‏بودند. افزایش دامنه تحریم‏ها و قطع همکاری با کشورهای خارجی،‏ بازار ۴۰۰ میلیون نفری منطقه را به سراب تبدیل کرده‏است. همزمان ترکیه، کره جنوبی و کشورهای اروپایی بازار منطقه را به قبضه درآورده‏اند. در صورت تداوم وضعیت موجود کالاهای ایرانی امکان مزیت صادراتی را از دست می‏دهند و پس از آن باز هم تولید زمین می‏خورد. وضعیت معیشتی خانوارهای ایرانی نیز به شکلی درآمده که نمی‏توانند منابع لازم برای تحریک بازار را از طریق خریدهای بیشتر تامین کنند. برخی اظهارنظرها نشان می‏دهد ۷۰ درصد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر یا نزدیک به آن شده‏اند. متوسط درآمد خانوارهای شهری به رقم ماهیانه ۳ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان رسیده درحالی که نرخ خط فقیر توسط برخی کارشناسان اقتصادی بین ۴ تا ۵ میلیون تومان تخمین زده‏شده‏است. نرخ پس اندازها نیز طی یک‌سال گذشته سیر نزولی داشته‏است. برهمین اساس خانوارهای شهری امکان خریدهای جدید را مانند سه سال قبل ندارند و خبری هم از تحریک تقاضا نیست. برآوردهای مرکز آمار نشان می‏دهد ۵۰,۶ درصد خانوارهای شهری به اتومبیل شخصی دسترسی دارند. همچنین ۶۰.۵ درصد خانوارها یخچال فریزر، ۶۳ درصد جاروبرقی، ۹۱ درصد ماشین لباسشویی، ۷.۳ درصد ماشین ظرفشویی، ۱۲.۴ درصد مایکروفر در اختیار دارند. میزان بهره‏مندی مردم نشان می‏دهد که همچنان امکان خریدهای جدید وجود دارد ولی وضعیت مالی خانوارها این گزاره را رد می‏کند.

۴
بخش قابل توجهی از درآمدهای ارزی کشور حاصل صادرات نفت، گاز، پتروشیمی و صنایع فولادی است. در صورتی که وضعیت تحریم‏ها به همین شکل باقی بماند، صادرات این کالاها به پایین‏ترین سطح تنزل می‏یابد و پس از آن منابع ارزی کشور از بین می‏رود. صادرات همه این کالاها به ارتباط با کشورهای خارجی وابسته است. حتی کالاهای سنتی ایران مانند پسته و فرش هم برای صادرات به رفت و آمد تجار خارجی نیاز دارند.

۵
طی یک‌سال پس از برجام، بیش از ۱۸۰ هیات خارجی به ایران آمدند. این هیات‏ها سعی داشتند، فرصت‏های سرمایه‏گذاری جدید در ایران را کشف کنند. دیدارهای چند‌جانبه میان آنها و صنعتگران ایرانی به عقد قرار‌دادهایی منجر شد که در نهایت ۵ میلیارد دلار سرمایه خارجی را به کشور وارد کرد. فشار تحریم‏ها یا قطع ارتباط با شرکت‏های چند ملیتی خارجی که بیش از ۶۰ درصد از تجارت جهانی را در اختیار دارند، حضور هیات‏های بین‏المللی در ایران را منتفی می‏کند و پس از آن هم درآمدها کاهش می‏یابد و هم موقعیت صنایع کشور را بهم می‏ریزد.

۶
حتی اقتصاد ایران هم از حضور متخصصان خارجی بی‏بهره نیست. آمار دقیقی از تعداد مهندسان، مشاوران و مجریان پروژه‌های خارجی مستقر در کشور وجود ندارد. این متخصصان خارجی در شرکت‏های بخش‏خصوصی کشور فعالیت می‏کنند. آنها عموما برای راه‏اندازی و اداره خطوط تولید کارخانه‏ها به ایران می‏آیند و بین چند ماه تا چند سال از عمر حرفه‏ای‏شان را در ایران سپری می‏کنند. طی دو هفته گذشته آخرین گروه از این افراد که کارمندان یک شرکت ژاپنی بودند از ایران خارج شدند. هرچند حضور این نیروها چندان در چشم‏ها نیست ولی غیبت‏شان بلاهای زیادی بر سر خط تولید کارخانه‏ها می‏آورد.

۷
سه سال قبل ظریف وزیر امور خارجه پس از آنکه تندیس امین‏الضرب را از همایش اتاق بازرگانی تهران گرفت، در مورد روابط اقتصادی و تجاری کشور چنین اظهارنظری داشت:«روابط دیپلماتیک بخش کوچکی از تاریخ روابط تجاری ایران است.» عدم حضور کشورهای خارجی در اقتصاد ایران روابط دیپلماتیک و حتی امنیت کشور را نیز مخدوش می‏سازد. پروژه انتقال برق ایران به ارمنستان، خطوط انتقال گاز و تعداد زیادی از مگاپروژه‏های ملی در ارتباط میان ایران و شرکای خارجی معنا یافته‏ که فشار تحریم‏ها و کاهش دامنه روابط خارجی به‌زودی همه آنها را با بحران‏های غیرقابل کنترل مواجه می‏سازد.

۸
۱۷۰۰ میلیارد درآمد ایران از پروازهای خارجی بوده که در آسمان کشور انجام شده است. بخش مهمی از درآمدهای کشور وابسته به ادامه روابط اقتصادی جهانی است. در صورتی که ایران در موقعیت فعلی باقی بماند، کشورهای منطقه این سهم را دریافت می‏کنند. همزمان با کاهش سطح ارتباطات خارجی، وضعیت شرکت‏های بین‏المللی بیمه‏ای هم به خطر می‏افتد و پس از آن کشتیرانی کشور با بحران جدی مواجه خواهد شد.

۹
در صنایع دارویی بیش از ۹۰ درصد از داروهای مصرفی تولید داخل است ولی ۹۸ درصد از مواد اولیه همین داروها وارداتی است. این وضعیت برای صنایع دیگر هم وجود دارد. بخش مهمی از مواد اولیه مورد نیاز کارخانه‏های کشور از شکلات تلخ تا پیچیده‏ترین مواد صنعتی با واردات تامین می‏شوند. در صورتی که سیاست درهای بسته در اقتصاد کشور اجرایی شوند، صنایع بیش از آن چیزی که به نظر می‏رسد، زمین‏گیر خواهند شد.

iran-emrooz.net | Fri, 17.01.2020, 20:33
کمک ۲۵هزار دلاری کانادا به خانواده‌های قربانیان

یورونیوز: جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا روز جمعه در جریان یک نشست خبری، از کمک ۲۵ هزار دلاری این کشور به خانواده‌های قربانیان حادثۀ سرنگونی هواپیمای اوکراینی در ایران خبر داد.

او گفت که کانادا سعی کرده است انواع کمک‌های ممکن از جمله دسترسی به خدمات درمانی و روانی را برای خانواده‌های قربانیان فراهم کند.

آقای ترودو تاکید کرد در کنار این کمک، ایران نیز باید به خانواده‌های قربانیان این حادثه غرامت مالی پرداخت کند و دولت کانادا در تلاش است تا غرامت وقوع این حادثه را از دولت ایران دریافت کند و به خانواده‌های قربانیان تحویل دهد.

بازگرداندن اجساد قربانیان به کانادا

آقای ترودو افزود با بازماندگان تمام قربانیانی که مقیم کانادا بودند، از جمله افرادی که در این کشور تحصیل می‌کردند، گفتگو شده است و برخی از آنها خواسته‌اند که اجساد عزیزانشان به کانادا فرستاده شود.

به گفتۀ او خانواده‌های بیست نفر از قربانیان این حادثه خواستار خاکسپاری اجساد در کانادا شده‌اند. بر همین اساس از ایران خواسته شده است برای بازگرداندن این اجساد اقدام کند.

او گفت که «اگرچه تا کنون هیچکدام از این اجساد برگردانده نشده‌اند، اما امیدواریم کار انتقال اجساد به کانادا به زودی آغاز شود.»


دولت کانادا کارهای زیر را برای خانواده‌های جانباختگان هواپیمای اوکراینی انجام می‌دهد:
۱. خدمات درمانی و روانی رایگان کانادا برای خانواده‌های جان‌باختگان
۲. ارائه یک کمک‌ فوری ۲۵هزار دلاری به هریک از خانواده‌‌های جانباختگان ایرانی-کانادایی
۳. راه‌اندازی وب‌سایت برای دادن راهنمایی به خانواده قربانیان سرنگونی هواپیمای اوکراینی
۴. همکاری با شرکت هواپیمایی قطر، برای جابه‌جایی مسافران میان ایران و کانادا
۵. آمادگی برای پذیرش پیکرهای جانباختگان در کانادا / تا الان ۲۰خانواده چنین درخواستی کرده‌اند.
۶. فشار به جمهوری اسلامی برای پاسخگو بودن، پذیرفتن مسوولیت‌اش و پرداخت غرامت به خانواده‌ها


به گفتۀ او ایرانی‌ها نیز در مقابل اعلام کرده‌اند که به درخواستهای کانادا احترام می‌گذارند و به نظر می‌رسد در این رابطه برای اتباع دو تابعیتی نیز مشکلی پیش نیاید. زیرا ایران پذیرفته‌ است که به خواست بازماندگان تمام مسافران کانادا احترام بگذارد، چه کانادایی باشند و چه ایرانی.

ایران، تنها مسئول سرنگونی هواپیمای اوکراینی

آقای تردو سرنگونی هواپیمای اوکراینی در ایران را یک فاجعه ملی خواند و در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران که پرسید «آیا آمریکا را نیز به دلیل کشتن قاسم سلیمانی و بالا بردن سطح تنش‌ها در منطقه در قبال این حادثه مسئول می‌داند؟» گفت: «ایرانی‌ها تنها مسئول سرنگونی این هواپیمای مسافربری با ۱۷۶ سرنشین از جمله ۵۷ کانادایی هستند.»

او از شرکای بین‌المللی کانادا که با جمع‌آوری اطلاعات، گردآوری تصاویر ماهواره‌ای و تلاش‌های دیپلماتیک به کانادا کمک کرده‌اند نیز قدردانی کرد؛ بویژه از ایتالیا که از طرف کانادا با ایران مذاکره می‌کرده است.

آقای ترودو ضمن اعلام آنکه «ایران باید در قبال آنچه روی داده، کاملا پاسخگو باشد» گفت که کانادا با همکاری جامعۀ جهانی خواستار انجام تحقیقی کامل دربارۀ این حادثه و روشن شدن جزئیات آن است.

او خواستار همکاری کامل ایران در انجام این تحقیقات و حمایت تهران از خانواده‌های قربانیان این حادثه شد.

انجام تحقیقات قضایی

نخست‌وزیر کانادا اعلام کرد که قرار است به موازات این تحقیقات، یک تحقیق قضایی مستقل نیز از سوی دستگاه قضایی کانادا با هدف اجرای عدالت انجام شود.

او تاکید کرد که کانادا پرسش‌های زیادی دربارۀ چگونگی وقوع این حادثه دارد. از جمله دربارۀ افرادی که در نیروهای مسلح ایران مسئول پرتاب این موشک بوده‌اند.

به گفتۀ جاستین ترودو، کانادا از نتیجۀ فعالیت‌های ایران و جوابهایی که تهران تا کنون داده، راضی نیست و خواستار آن است که ایران هرچه سریع‌تر جعبه‌های سیاه این هواپیما را نیز تحویل دهد.

او در پاسخ به اینکه «ایران در رابطه با این حادثه شماری را نیز بازداشت کرده است؛ تا چه اندازه می‌توان اطمینان داشت که بازداشت شدگان مقصران واقعی این حادثه هستند و نه صرفا افرادی که بار دیگر قربانی سیاستهای پنهانکارانه ایران شده‌اند» گفت: «این موضوع هم یکی از نگرانی‌های ما با توجه به بازداشت‌های گسترده در ایران است. با این وجود آنچه برای کانادا مهم است اینکه به جای آن افراد، سیستم به ما پاسخگو باشد.»

ایران هرچه سریع‌تر جعبه‌های سیاه را تحویل دهد

به گفتۀ آقای ترودو کارشناسان کانادایی هم اکنون در ایران در حال جمع‌آوری اطلاعات هستند و آنچه را که به دست آورده‌اند به اتاوا منتقل کرده‌اند. با این وجود برای تکمیل تحقیقات نیاز به بازخوانی جعبه‌های سیاه هواپیما است.

او افزود که جعبه‌های سیاه این هواپیما بشدت آسیب دیده‎اند و بر اساس پروتکل‌های بین‌المللی ضروریست تا هرچه سریع‌تر بازخوانی شوند.

نخست‌وزیر کانادا اعلا کرد از آنجا که ایران تخصصی در تحلیل داده‌های این جعبه‌های سیاه ندارد، بر اساس اجماعی که میان کشورهای درگیر در این حادثه در حال شکل‌گیری است، احتمالا باید جعبه‌های سیاه به فرانسه فرستاده شود.

او از ایرانی‌ها خواست تا جعبه‌های سیاه را برای بازیابی اطلاعات آن در اختیار فرانسه بگذارند.

دیدار وزرای خارجه ایران و کانادا

آقای ترودو در پاسخ به پرسش‌هایی دربارۀ نتیجۀ دیدار روز جمعۀ محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران با همتای کانادایی خود فرانسوا فیلیپ شامپانی در مسقط اعلام کرد که از آنجا که این دیدار تنها لحظاتی پیش به پایان رسیده است، هنوز از نتایج آن اطلاعی ندارد.

به گفتۀ او قرار بود در این نشست، نماینده کانادا خواستار کاهش تنش‌های منطقه‌ای شود و بیانیۀ پنج محوری تهیه شده در نشست روز پنج‌شنبۀ وزرای خارجه کانادا، اوکراین، سوئد، افغانستان و بریتانیا در لندن را به طرف ایرانی تحویل دهد.

طرح حادثه در سازمان ملل

آقای ترودو اعلام کرد که کشورش در حال گفتگو با شرکای بین‌المللی خود است تا موضوع سرنگونی هواپیمای اوکراینی در سازمان ملل نیز مطرح شود و از مسیر قطعنامۀ این سازمان، ایران موظف به همکاری برای انجام تحقیقات کامل گردد.

او به حادثۀ سقوط هواپیمای مالزی بر فراز اوکراین اشاره کرد و گفت که در آن حادثه نیز موضوع در سازمان ملل مطرح و قطعنامه‌ای برای انجام تحقیقات صادر شده است.

آیا کانادا سپاه را تحریم خواهد کرد؟

آقای تردو به این پرسش که آیا دولتش در پی وقوع این حادثه قصد تحریم سپاه پاسداران ایران را دارد، پاسخ روشنی نداد و تاکید کرد که در این نشست خبری، تمرکز تنها بر مسالۀ خانواده‌های قربانیان این حادثه و چگونگی کمک به آنها است.

iran-emrooz.net | Fri, 17.01.2020, 19:59
آمریکا: ایران بیش از پیش منزوی خواهد شد

دویچه وله: نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در واکنش به اظهارات خامنه‌ای گفت اگر ایران همچنان جامعه جهانی را تهدید کند، باز هم بیشتر منزوی خواهد شد. برایان هوک گفت که ایران یک رژیم دیکتاتوری است که در بحرانی همه‌جانبه فرو رفته است.

برایان هوک، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران، با اشاره به اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در خطبه نماز جمعه ۲۷ دیماه، برابر ۱۷ ژانویه، گفت که اگر ایران به تهدیدات خود ادامه دهد، بیش از پیش منزوی خواهد شد.

برایان هوک که در ساختمان وزات خارجه آمریکا سخنرانی می‌کرد، گفت رژیم ایران با سنگین‌ترین تحریم‌ها مواجه است و در یک بحران شدید اقتصادی فرو رفته است. او گفت که آمریکا موفق شده ۸۰ درصد از صادرات نفت ایران بکاهد.

نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا با اشاره به تظاهرات اخیر مردم ایران در اعتراض به شلیک “غیرعمدی” به هواپیمای اوکراینی در نزدیکی فرودگاه تهران، گفت که حکومت ایران با مخالفت‌هایی گسترده و بی‌سابقه روبرو شده که به عمر آن پایان می‌دهند.

برایان هوک حکومت ایران را نظامی دیکتاتوری خواند که انتخابات در آن سطحی و فرمایشی است و گفت که دونالد ترامپ از اعتراضات مردم ایران حمایت می‌کند.

رهبر جمهوری اسلامی با این که در نماز جمعه از سقوط هواپیمای اوکراینی که به مرگ ۱۷۶ نفر انجامید، ابراز تأسف کرد، اما همچنان از سپاه پاسداران ستایش نمود که به آمریکا ضربه سختی وارد کرده است. او کشورهای اروپایی را به دنباله‌روی از آمریکا متهم کرد و آنها را “غیرقابل اعتماد” دانست.

برایان هوک در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد که ایران عامل گسترش خشونت و بی‌ثباتی در خاورمیانه است و باید به فعالیت‌های منطقه‌ای خود پایان دهد.

او همچنین گفت که برنامه موشکی ایران خطرناک است و باید متوقف شود. او از سازمان ملل خواست که روسیه و چین را از فروختن سلاح به ایران منع کند.

برایان هوک تصریح کرد که از توافق اتمی با ایران (برجام) چیزی باقی نمانده و بهتر است که این توافق با یک توافق جدید جایگزین شود تا دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای را به طور قطعی ناممکن کند. او یادآور شد که ایران تاکنون تمام پیشنهادهای دیپلماتیک در این راستا را رد کرده است.

تحریم یک مقام سپاه پاسداران

برایان هوک گفت که دولت آمریکا از اعتراضات مردم ایران حمایت می‌کند و در برابر “عاملان نقض حقوق بشر و سرکوب” سکوت نمی‌کند. او اطلاع داد که در همین راستا دولت آمریکا یک مقام دیگر سپاه پاسداران را “تحریم ویزایی” کرده است.

هوک: نیروهای امنیتی احتمالا بیش از هزار تن را در اعتراضات ایران کشته‌اند

هوک فرمانده تحریم‌شده‌ی سپاه را به نام معرفی نکرد؛ به گزارش خبرگزاری دانشجویی ایسنا فرمانده مزبور حسن شاهوارپور، نام دارد که فرمانده سپاه پاسداران در خوزستان است.

بنا به گزارش‌ها در جریان اعتراض‌های آبان‌ماه گذشته در شهر ماهشهر بیش از صد نفر از مردم معترض به دست مأموران سپاه کشته شدند.

iran-emrooz.net | Fri, 17.01.2020, 12:28
اعتراض‌ها در مراسم تشییع قربانیان هواپیمای اوکراینی

دویچه وله فارسی

مراسم تشییع پیکر شماری از جان‌باختگان سرنگون شدن هواپیمای اوکراینی با شلیک پدافند موشکی سپاه پاسداران، که روز پنجشنبه ۲۶ دی (۱۶ ژانویه) در شهرهای مختلف ایران برگزار شد، از جمله در سنندج، مهاباد، کرمانشاه و اصفهان با اعتراض‌هایی همراه بود.

مراسم تشییع قربانیان این فاجعه در تهران، قم، گرگان، همدان، زنجان، تفت، سبزوار، ملایر و چند شهر دیگر ایران برگزار شد.

در جریان این مراسم در سنندج که برای تشییع پیکر آروین مرتب، مهندس ارشد شرکت ایتون و دانشجوی مقطع دکترای دانشگاه تکنولوژی در شهر کبک کانادا و همسرش آیدا فرزانه دانش‌آموخته دانشگاه این شهر برگزار شده بود، شعارهایی ضد حکومتی از سوی شرکت‌کنندگان سر داده شد.

با وجود گزارش‌هایی درباره حضور پررنگ نیروهای امنیتی در این مراسم، تصاویر و ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی حاضران را در حال سر دادن شعارهایی ضد حکومتی به کردی و فارسی نشان می‌دهد.

شرکت‌کنندگان در این مراسم از جمله شعارهایی چون “خامنه‌ای قاتله، ولایتش باطله”، “بسیجی سپاهی، داعش ما شمایی”، “دشمن ما همین جاست، دروغ می‌گن آمریکاست”، “نخبه‌هامون رو کشتن، آخوند به جاش گذاشتن” و “کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر الدنگو ستایش کنیم” سر می‌دادند.

مقام‌های ایران به مدت سه روز مصرانه علت سقوط هواپیما را “نقص فنی” اعلام کرده و برخلاف ادعای برخی منابع به‌خصوص نخست‌وزیر کانادا، پرتاب موشک به سوی آن را تکذیب می‌کردند. بالاخره پس از سه روز سپاه پاسداران مسئولیت شلیک “غیرعمد” به این هواپیما را برعهده گرفت.

تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که در مهاباد نیز مردم در جریان مراسم تشییع قربانیان هواپیمای اوکراینی، پرچم جمهوری اسلامی ایران را از روی پیکر جان‌باختگان کنار می‌کشند. در کرمانشاه هم سر دادن شعارهایی از سوی حاضران در مراسم تشییع گزارش شده است.

پرواز ۷۵۲ خطوط هوایی اوکراین در روز ۱۸ دی‌ماه گذشته حامل ۱۴۶ شهروند ایرانی، ۶۱ شهروند کانادایی که عمدتا تابعیت دوگانه ایرانی کانادایی داشتند، ۱۱ شهروند اوکراینی و نیز تعدادی شهروند افغانستان، سوئد و بریتانیا بود که همه ۱۷۶ نفر آنها کشته شدند. بخش بزرگی از جان‌باختگان این فاجعه را نخبگان و دانشگاهیان ایرانی تشکیل می‌دادند.

همسر یک قربانی: تو شهیدی اما نه شهیدی که اینا میگن

الناز نبیی، دانشجوی مقطع دکترا در رشته مدیریت ارشد کسب و کار در کانادا و از قربانیان حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی، یکی از این نخبگان بود که مراسم تشییع او دیروز پنجشنبه در زنجان برگزار شد.

جواد سلیمانی، همسر الناز نبیی، در صفحه اینستاگرام خود نوشته است: «خداحافظ ، ببخشید که نتونستیم مقاومت کنیم و اونجوری که خودت می‌پسندی تشییع‌ات کنیم. این جوری نمی‌مونه... خدا رو شکر نذاشتیم قطعه شهدا دفنت کنند. تو شهیدی اما نه شهیدی که اینا میگن، شهید راهی هستی که کاملا برعکس راه این ظالمین و جاهلین است.»

همچنین گزارش‌ها و ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که گروهی از حاضران در مراسم تشییع‌ قربانیان هواپیمای اوکراینی در اصفهان،‌ با دست زدن و شعار دادن صدای نوحه را می‌پوشانند.

این در حالی است که تلویزیون رسمی ایران تنها به پخش مراسمی پرداخت که در آنها اثری از اعتراض نبود و شعاری علیه حکومت سر داده نمی‌شد. سه روز پنهانکاری در مورد علت اصلی سرنگون شدن هواپیمای اوکراینی، در روزهای گذشته با اعتراض‌های وسیعی در ایران مواجه شد. این حرکت‌های اعتراضی با شعارهایی همراه بود که رأس قدرت و مجموعه نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار می‌داد.

ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که بسیاری از این حرکت‌های اعتراضی با تیراندازی، شلیک گاز اشک‌آور و سرکوب تجمع‌کنندگان توسط نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی مواجه شده است.

iran-emrooz.net | Thu, 16.01.2020, 19:10
کانادا: جهان منتظر پاسخ مناسب ایران است

دویچه وله فارسی

وزرای خارجه پنج کشور که شهروندانشان بر اثر شلیک دو موشک‌ سپاه پاسداران به هواپیمای اوکراینی کشته شدند، روز  چهارشنبه ۲۶ دی ماه (۱۶ ژانویه) با هدف تحت فشار قرار دادن تهران برای انجام تحقیقات “کامل و شفاف” درباره این فاجعه با یکدیگر دیدار کردند.

فرانسوا فیلیپ شامپین، وزیر خارجه کانادا، در این نشست مشترک، خواستار انجام تحقیقاتی شفاف بر مبنای قوانین جهانی هوانوردی شد و گفت که امروز پیش‌نویسی در پنج  ماده با هدف دسترسی آزاد به مدارک و شواهد وقوع حادثه در ایران و نیز شناسایی قربانیان تدوین شد.

او با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران مسئولیت کامل این حادثه را پذیرفته تاکید کرد “تنها تحقیقات شفاف و کامل” می تواند علت‌ها و دلایل اصلی این حادثه را مشخص کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، او در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «اکنون خانواده‌های جان باختگان پاسخ می‌خواهند، جامعه بین المللی نیز منتظر پاسخ است و ما تا زمان دریافت این پاسخ‌ها، آرام نمی‌گیریم.»

او اضافه کرد که با تحت فشار قرار دادن تهران، به دنبال “علت دقیق” حادثه، شناسایی مسئول آن و تحقق عدالت برای خانواده قربانیان خواهد بود.

بیانیه ۵ کشور درباره مسئولیت‌پذیری و پرداخت غرامت

آسوشیتدپرس نیز از لندن گزارش کرد که وزرای خارجه کانادا، بریتانیا، سوئد، اوکراین و سرپرست امور خارجه افغانستان امروز، به عنوان نمایندگان دولت‌های خود با انتشار بیانیه‌ای از تهران خواستند تا “مسئولیت كامل” سرنگون شدن هواپیمای اوکراینی را بپذیرد و به خانواده‌های قربانیان غرامت پرداخت کند.

آنها قبل از نشست مشترک خود، با حضور در میدان ترافالگار لندن، به یاد شهروندان خود که مسافر این پرواز بودند و نیز خدمه جان باخته هواپیمای اوکراینی، شمع روشن کردند.

“تحقیقات جامع، شفاف و مستقل بین‌المللی”

پیشتر بوریس جانسون، نخست وزیر انگلیس، خواستار “تحقیقات جامع ، شفاف و مستقل بین‌المللی” درباره این فاجعه شده بود. دولت کانادا نیز با انتشار بیانیه‌ای خواستار “تحقیقات رسمی” در این زمینه شد.

ماموران تحقیق کانادا آماده‌اند

مارک گارنو، وزیر حمل و نقل کانادا، دیروز از اعزام دو مسئول تحقیق این کشور به عنوان بخشی از یك تیم بین‌المللی به ایران خبر داد و گفت که سطح همکاری‌ها خوب بوده است.

او در همین حال خواستار مشاركت رسمی‌ کانادا در روند تحقیقات شد.

آقای گارنو با اشاره به اینکه جعبه سیاه این پرواز در اختیار ایران است، اعلام کرد دو مامور دیگر کانادایی ویژه تحقیقات این پرونده آماده‌اند اطلاعات این جعبه را در هر زمان و هر مکان بررسی کنند.

یک فروند بوئینگ ۷۳۷ هواپیمایی اوکراین روز ۱۸ دی ماه (۸ ژانویه)، بر اثر شلیک دو موشک‌ بالستیک سپاه پاسداران و دقایقی بعد از برخاستن از باند فرودگام بین‌المللی امام خمینی، سقوط کرد و همه ۱۷۶ سرنشین آن کشته شدند.

مقامات ایران ابتدا بروز نقص فنی را علت سقوط هواپیمای اوکراینی بر فراز آسمان تهران اعلام کردند ولی بعد از تایید شدن شواهد و مداركی در رد ادعای ایران، مقامات سپاه پاسداران بعد از سه روز تاخیر گفتند که این هواپیما به شکل “سهوی و غیرعمد”، توسط یک موشک‌ پدافند هوافضای سپاه پاسداران هدف قرار گرفته است. اما انتشار یک ویدیوی جدید نشان می‌دهد این هواپیما توسط دو موشک سرنگون شده است.

این ویدیو نشان می‌دهد که پدافند هوایی سپاه پاسداران برخلاف اظهارات مسئولان جمهوری اسلامی دو موشک به فاصله زمانی ۳۰ ثانیه به سوی هواپیمای یادشده شلیک کرده است.

واقعی بودن این ویدیو که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده از سوی روزنامه نیویورک تایمز تایید شده است.

iran-emrooz.net | Thu, 16.01.2020, 16:05
ایران با ابزار غیرقانونی ده‌ها معترض را زخمی کرده است

۲۵ دی ۱۳۹۸

تصاویر ویدئویی، عکس‌ها و اظهارات قربانیان و شاهدان عینی که سازمان عفو بین‌الملل به دست آورده و سندیت آنها را مورد تأیید قرار داده نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی ایران در جریان تجمعات اعتراضی مسالمت‌آمیزی که به دنبال اقرار مسئولان به سرنگون‌ساز ی تصادفی هواپیمای مسافربری اوکراینی در ۱۸ دی ماه در نقط مختلف کشور شکل گرفت، علیه معترضان ابزار غیرقانونی به کار گرفته‌اند.

بر اساس این شواهد، در روزهای ۲۱ و ۲۲ دی ماه، نیروهای امنیتی با استفاده از تفنگ‌های بادی، بدن و سر معترضان مسالمت‌آمیز را با ساچمه‌های نوک تیز هدف قرار داده و موجب خونریزی و جراحت‌های دردناکی شده‌اند. نیروهای امنیتی همچنین برای متفرق کردن معترضان به شلیک گلوله‌های پلاستیکی و گاز اشک‌آور اقدام کرده‌اند، با باتوم و مشت‌ولگد به ضرب‌وشتم معترضان پرداخته‌اند، با اسپری فلفل به آنها حمله‌ور شده و به طور فراقانونی و خودسرانه بسیار ی را دستگیر و بازداشت کرده‌اند.

فیلیپ لوتر، مدیر بخش پژوهش‌ها و امور حقوقی خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین‌الملل، می‌گوید: «منزجر کننده است که نیروهای امنیتی ایران تجمع مردم برای سوگواری و اعتراض مسالمت‌آمیز و درخواست اجرای عدالت در حق ۱۷۶ مسافر هواپیمای سرنگون شده و همین طور ابراز خشم نسبت به پرده‌پوشی اولیه مقامات را با توسل به خشونت سرکوب می‌کنند.»

به گفته‌ی او، «خشونت‌ورزی‌های ثبت‌شده‌ی نیروهای امنیتی در جریان تظاهرات‌های اخیر و و توسل غیرقانونی مقام‌های ایرانی به قوه قهریه بخشی از روالی است که از دیرباز برقرار بوده است.»

توسل غیرقانونی به قوه قهریه

عکسها و اظهارات قربانیان و شاهدان عینی حاکی از آن است که نیروهای امنیتی گلوله‌های ساچمه‌ای نوک تیز به سمت معترضان شلیک کرده‌اند و موجب خونریزی و جراحت‌های دردناکی شده‌اند که مداوای آن مستلزم عمل جراحی برای بیرون آوردن ساچمه‌ها است. اینگونه ساچمه‌ها برای شکار پرندگان و حیوانات کوچک‌جثه به کار می‌رود و کاربرد آنها در برخورد با تجمعات تحت هیچ شرایطی قابل توجیه نیست. عکس‌هایی که عفو بین‌الملل مورد بررسی قرار داده به علاوه معترضان مجروحی را نشان می‌دهد که جراحت‌هایشان نشاندهنده‌ی اصابت گلوله‌های لاستیکی است.

واحد تایید دیجیتال عفو بین‌الملل همچنین سندیت ده‌ها ویدیوها را تایید کرده است که نشان می‌دهند نیروهای امنیتی به داخل تجمعات معترضان گاز اشکآور شلیک کردهاند.

نیروهایی که برای سرکوب م عترضان به کار گرفته شدند شامل یگان ویژه نیروی انتظامی ، شبه‌نظامیان بسیجی و مأموران لباس شخصی بوده‌اند.

یکی از ویدئوهایی که سندیت آن به تأیید عفو بین‌الملل رسیده دو زن را نشان می‌دهد که در تهران مجروح شده و روی زمین افتاده‌اند. در ویدئوی دیگری که در نزدیکی همان محل ضبط شده، زنی دیده می‌شود که در حالی که خون زیادی دورش جمع شده، روی زمین افتاده و از درد فریاد می‌کشد. در ویدئوها صدای کسانی که برای کمک آمده‌اند شنیده می‌شود که می‌گویند این افراد مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌اند. عفو بین‌الملل نتوانسته است مشخص کند که اصابت چه نوع گلوله‌ای به جراحت‌های مشهود در ویدئوها منجر شده است.

در یک ویدئوی دیگر، مردی دیده می‌شود که از جراحت سرش خون می‌ریزد. دو عکس رادیولوژی که در اختیار عفو بین‌الملل قرار گرفته آشکارا نشان می‌دهد که ساچمه‌های نوک‌تیز در زانوی یک معترض و در پاشنه‌ی یک معترض دیگر فرو رفته است.

عفو بین‌الملل همچنین سندیت تصاویری را تأیید کرده است که نیروهای امنیتی حامل تفنگ‌های شاتگان را نشان می‌دهد، اما مشخص نیست که این سلاح‌ها حاوی چه نوع گلوله‌ای بوده‌اند.

این سازمان پیغام‌هایی از طرف چندین نفر از معترضان مجروح، حاوی تصاویر از جراحت‌هایشان دریافت کرده است؛ این افراد گفته‌اند که از ترس دستگیری، برای مداوا به بیمارستان مراجعه نکرده‌اند.

نیروهای اطلاعاتی و امنیتی همچنان حضور چشمگیری در برخی از بیمارستانها دارند و بیم آن می‌رود که در تدارک دستگیری مجروحان بستری‌شده باشند. عفو بین‌الملل همچنین اطلاعاتی به دست آورده است حاکی از آن که نیروهای امنیتی در صدد انتقال برخی از معترضان مجروح به بیمارستان‌های ارتش بوده‌اند. برخی از درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها در تهران از پذیرش مجروحان خودداری کرده و به آنها گفته‌اند که اگر نیروهای اطلاعاتی و امنیتی از حضور آنها در جمع معترضان باخبر شوند، دستگیرشان می‌کنند.

مردی از اهالی محله‌ی معالی‌آباد شیراز در استان فارس، که به گفته‌ی خود در 22 دی ماه برای روشن کردن شمع و ابراز همبستگی با قربانیان سقوط هواپیما رفته بود، گفته است که تعداد نیروهای امنیتی از تعداد شرکت‌کنندگان در مراسم بیشتر بوده و جو «وحشت و ارعابی» به وجود آورده بودند تا مردم بترسند و متفرق شوند.

او می‌گوید: «مأمورها فحاشی می‌کردند، به مردم حملهور می‌شدند و با باتوم به سرتاپای همه می زدند، حتی اگر کسی در حال رد شدن در پیادهرو بود. پیر و جوان و زن و بچه برایشان فرقی نداشت. همه را می‌زدند. اصلا ما را مثل یک انسان نمی‌دیدند.» به گفته‌ی او، نیروهای امنیتی گاز اشک‌آور نیز به سمت جمعیت شلیک کرده‌اند. این شاهد عینی مجروح شده بوده اما از ترس دستگیری، برای مداوا به بیمارستان مراجعه نکرده است.

یک شاهد عینی دیگر، مهسا از تهران، شرح داده است که چگونه نیروهای امنیتی با پرتاب گاز اشک‌آور به سالن ورودی یک ایستگاه مترو تلاش کرده‌اند تا مانع از خروج مردم و پیوستن آنها به اعتراضات شوند.

او می‌گوید: «به شدت گاز اشک‌آور می‌زدند ... این قدر فشار روانی و استرس زیاد بود که من اول متوجه نشدم که دارم تیر می‌خورم ... یگان ویژه با گلوله‌های ساچمه‌ای مردم را می‌زد... چند جای کاپشن من سوراخ شده و قسمت‌هایی از بدن‌ام کبود شده ... خیابان‌ها پر از لباس شخصی‌های اسلحه به دست بود که تیر هوایی می‌زدند و حتی تهدید به شلیک می‌کردند ... داشتم از اعتراضات فیلم می گرفتم که یک مأمور را به سمت من فرستادند و من داشتم حرکت می‌کردم که بروم و دستشان به من نرسد که به پای من یک تیر ساچمه‌ی زدند ... درد شدیدی دارم.»

مهسا همچنین گفته است که مقام‌ها و مسئولان پزشکان را تهدیده کرده‌اند و سه مرکز درمانی و حتی یک کلینیک دامپزشکی از ارائه‌ی کمکهای درمانی به او خودداری کرده‌اند. ۲۴ دی ماه، یکی از پزشکان در بیمارستانی در تهران به او اطلاع داد که باید بلافاصله بیمارستان را ترک کند چون اگر مأموران حراست متوجه شوند که او از معترضان بوده دستگیرش می‌کنند.

او می‌گوید: «الان شرایط ما در ایران از مرگ هم دردناک‌تر است. دارند ما را ذره ذره می‌کشند و زجرکش می‌کنند.»

در چندین ویدئو که در ایستگاه متروی شادمان در تهران ضبط شده صدای مردم شنیده می‌شود که می‌گویند نیروهای امنیتی گاز اشک‌آور به داخل ایستگاه شلیک کرده‌اند. کپسول‌های گاز اشک‌آور مسیر مشخصی را دنبال نمی‌کنند و می‌توانند به لطمات جدی و حتی مرگ منجر شوند، به ویژه زمانی که در فضای بسته شلیک شوند. استفاده از گاز اشک‌آور تنها در واکنش هدفمند به انواع مشخصی از خشونت جایز است و هرگز نباید برای متفرق کردن شرکت‌کنندگان در اعتراضات مسالمت‌آمیز از آنها استفاده شود. همچنین، هرگز نباید در محیط بسته گاز اشک‌آور شلیک کرد.

بسیاری از برخوردهای مأمور ان امنیتی در جریان اعتراضات اخیر ناقض اصل ممنوعیت شکنجه و سایر رفتارهای بی‌رحمانه، غیرانسانی و ترذیلی (تحقیرآمیز) است.

دستگیری‌های خودسرانه

انبوهی از معترضان، از جمله دانشجویان، در شهرهایی که شاهد اعتراضات بوده‌اند دستگیر شده‌اند، از جمله اهواز، اصفهان، آمل، بابل، بندر عباس، تبریز، تهران، زنجان، سنندج، شیراز، کرمانشاه و مشهد.

عفو بین‌الملل اطلاعاتی دریافت کرده است حاکی از آن که دست کم در دو شهر آمل و تهران، مقام‌ها و مسئولان از اطلاع‌رسانی به خانواده‌های بازداشت‌شدگان در مورد سرنوشت و محل نگهداری آنها امتناع کرده‌اند. این اقدام در چارچوب قوانین بین‌المللی، معادل ارتکاب جرم «ناپدیدسازی قهری» است. عفو بین‌الملل همچنین گزارش‌هایی حاوی اتهامات تکاندهنده در خصوص ارتکاب خشونت جنسی، دست کم در مورد یک زن، دریافت کرده است؛ این زن توسط مأموران امنیتی لباس‌شخصی دستگیر شده و چندین ساعت در یک پاسگاه نیروی انتظامی در بازداشت به سر برده بود. به گفته‌ی یک منبع مطلع، این زن را در مدت بازداشت‌اش به اتاقی برده بودند که در آنجا یک مأمور امنیتی او را وارد به رابطه‌ی جنسی دهانی کرده و تلاش کرده به او تجاوز کند.

فیلیپ لوتر می‌گوید: «نیروهای امنیتی ایران یک بار دیگر در اقدامی غیرقانونی و با توسل به تاکتیک‌های وحشیانه به حق مردم ایران برای آزادی بیان و تجمع مسالمت‌آمیز تعدی کرده‌اند.»

به گفته‌ی او، «مقام‌ها و مسئولان ایران باید بی‌درنگ به سرکوبگری خاتمه دهند، نیروهای امنیتی را موظف به رعایت حداکثر خویشتنداری در استفاده از قوه‌ی قهریه نمایند و به حق معترضان برای آزای بیان و تجمع مسالمت‌آمیز احترام بگذارند. بازداشت‌شدگان باید از شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها مصون بمانند و همه‌ی کسانی که خودسرانه بازداشت شده‌اند باید آزاد شوند.»

پیشینه

اعتراضات جاری از روز ۲۱ دی ماه و به دنبال آن آغاز شد که مقام‌ها و مسئولان ایرانی، بعد از سه روز انکار و در حالی که ابتدا نقص فنی را علت سقوط هواپیمای اوکراینی اعلام کرده بودند، به
سرنگون‌سازی «غیرعمدی» آن اقرار کردند. اعتراضات به سرعت و به گونه‌ای گسترش یافت که به سر دادن شعارهای ضدحکومتی و درخواست تغییرات اساسی در نظام سیاسی کشور، برگزاری رفراندوم و پایان یافتن نظام جمهوری اسلامی منجر شد.

اعتراضات اخیر در پی سرکوب‌های خونین آبان ماه شکل گرفته است که در جریان آن نیروهای امنیتی، در فاصله‌ی ۲۴ تا ۲۷ آبان ماه، با استفاده‌ی مرگبار از قوه‌ی قهریه بیش از ۳۰۰ نفر از معترضان را کشته و هزاران نفر را بازداشت کردند. عفو بین‌الملل از کشورهای عضو «شورای حقوق بشر سازمان ملل» درخواست کرده است تا با برگزاری نشست ویژه‌ای در مورد ایران، در راستای کسب اطمینان از پاسخگویی ، مأموریت ویژه‌ای را برای تحقیق و تفحص در مورد کشتار معترضان، موج هولناک دستگیری‌ها، ناپدیدسازی‌های قهری و شکنجه‌ی بازداشت‌شدگان به تصویب برسانند.

iran-emrooz.net | Wed, 15.01.2020, 21:00
بازداشت فرزند و محدودیت‌های جدید برای مهدی کروبی

محمدتقی کروبی: گفته بودند انتشار نامه پدرم به رهبر عواقب دارد

محمدتقی کروبی، فعال سیاسی و فرزند مهدی کروبی در مصاحبه با کمپین حقوق بشر در ایران از سخت تر شدن شرایط حصر و محدودیت های جدید برای پدرش همزمان با بازداشت برادرش حسین کروبی خبر داد. او به کمپین گفت که ماموران امنیتی برادرش را تهدید کرده بودند که در صورت انتشار نامه پدرش درباره سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط سپاه، با او برخورد خواهند کرد.

مهدی کروبی روز شنبه ۲۱ دی با انتشار نامه ای، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را به عنوان “فرمانده کل قوا” مسئول مستقیم در سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی توسط موشک سپاه دانسته و خطاب به او نوشت: “اگر در جریان بودید و با علم به موضوع به مسئولان نظامی و امنیتی و تبلیغاتی اجازه فریب مردم را دادید پس بدا به حال شما که بدون شک هیچ یک از شرایط و صفات احراز مسئولیت رهبری را بر اساس قانون اساسی ندارید.”

به نوشته مهدی کروبی در صورتی که آقای خامنه‌ای مطلع نبوده “پس بفرمایید که چه فرمانده کل قوایی هستید که آنان اینچنین شما و کشور را به بازی می‌گیرند. در این حالت هم مشخص است که فاقد شرط تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری هستید.”

محمد تقی کروبی به کمپین گفت که حسین کروبی به بند عمومی منتقل نشده، از محل نگهداری و وضعیت او خبری در دست نیست و ماموران امنیتی با یورش به منزل مسکونی و شکستن درب منزل حسین کروبی، وسایل شخصی او و فرزندانش را با خود برده اند.

روز سه شنبه حسین کروبی در حالی خود را به زندان اوین معرفی کرد که شب قبل ماموران امنیتی با هجوم به منزل مسکونی او درصدد بازداشت او بودند. حسین کروبی اما به سایت انصاف نیوز گفته بود که روز سه شنبه خود را به زندان اوین معرفی خواهد کرد. محمدتقی کروبی، برادر حسین کروبی در مصاحبه با کمپین گفت: “عدم انتقال برادرم به بند عمومی نشان دهنده این مساله است که مساله حکم قبلی او نبوده، بحث دیگری مطرح بوده و مهم تر اینکه در روز انتشار نامه پدرم با برادرم تماس گرفته و خواسته می شود که جلوی انتشار را بگیرد والا عواقبی برایش دارد. طبیعی است که تهدید پیشین و ریختن به منزل اش در حالی او به اوین مراجعه کرده و هیچ کسی در خانه نبود معنادار است. در منزل را شکسته اند، چند ساعت بازرسی کرده اند و وسایل خودش و بچه ها را برده اند اینها نشان دهنده این است که ارتباطی به موضوع قبلی نداشته و برای فشار بیشتر بر خانواده و خود آقای کروبی صورت گرفته.”

حسین کروبی اسفند ۱۳۹۵ به دلیل انتشار نامه پدرش به حسن روحانی به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود. برخی رسانه ها عنوان کرده اند که بازداشت او برای اجرای این حکم صورت گرفته است. اما محمدتقی کروبی این مساله را رد کرده و در مصاحبه با کمپین گفت: “همزمان با بازداشت حسین، کلیه ملاقات های افراد درجه دو و فامیل مثل عمه ام که تنها خواهر پدرم است با او قطع شده. ملاقات فرزندان برگشته به مانند یک سال پیش یعنی هفته ای یکبار و گیت بازرسی مجددا در درون منزل از امروز تعبیه شده. از نوروز امسال اجازه داده بودند ماهواره ای نصب شود و پدر دسترسی به یکی دو شبکه خبر بیرونی داشته باشد آن را قطع کرده اند. یکسری گشایش هایی شده بود که اجازه می دادند که اعضای خانواده با خود تلفن داشته باشند و آنها می گرفتند و با من هم صحبت می کردیم که اینها هم قطع شده. ارتباط تلفنی کاملا قطع است و روزنامه ها را محدودتر کرده اند امشب هم برادر دیگرم که رفته بود را راه نداده اند.”

او درباره نامه جدید مهدی کروبی که به شدت از رهبر جمهوری اسلامی انتقاد کرده به کمپین گفت: “در رابطه با محتوای نامه، آقایان  باید پاسخ دهند که مگر محتوای نامه چه بوده که بعد از ده سال حصر هنوز محدودیت ها باید به این شیوه اعمال شود؟ اما اینکه چرا این اتفاق افتاد پر واضح است که مربوط به نامه اخیر ایشان به رهبری بوده و مسائلی که در ارتباط با مساله سقوط هواپیما مطرح کرده بوده. باز نشان دهنده بی قانونی است در حصر که هر لحظه می تواند گشایش اولیه هم که اتفاق افتاده بود اگر خوشایند آقایان نبود از بین برود. پدر ما در ۸۲ سالگی در حصر است الان بیش از ۹ سال است حصر ادامه پیدا کرده و این روند هم به نظر می رسد که بنا است تا زمانی که مسولان کشور به خصوص شخص اول نظام، خود را فراتر از قانون می بیند ادامه پیدا کند.”

مهدی کروبی از رهبران جنبش سبز ایران از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ بدون برگزاری دادگاه در حصر خانگی به سر می برد. محمدتقی کروبی، پسر مهدی کروبی به کمپین گفت: “حاج آقا یک سیاستمدار فعال است ممکن است برخی با برخی نظرات و عقایدش همراه باشند برخی نباشند اما چون یک سیاستمدار فعال است از درون حصر هم بارها سخن گفته، نظرش را صریح گفته و حتی با رهبری مکاتبه صریح هم کرده و به خبرگان نامه صریح نوشته اما این بار که تحمل نشده فکر میکنم یک مقدار به وضعیت کشور هم برمیگردد. یعنی حاکمان شرایط خودشان را شکننده تر از قبل می بینند و تحمل شان نسبت به چندی پیش شاید کمتر شده.”

iran-emrooz.net | Tue, 14.01.2020, 21:22
سرکوب خونین مخالفت‌ها در ایران در سال ۲۰۱۹

(بیروت، ۱۵ ژانویه ۲۰۲۰) – دیده‌بان حقوق بشر امروز در گزارش جهان ۲۰۲۰ خود گفت مقامات ایران در سال ۲۰۱۹ با به کار بستن دستگیری‌های عمومی و نیروی کشنده سرکوب اعتراضات در سراسر کشور را تشدید کردند. اعتراضات ناشی از شرایط رو به افول اقتصادی، باور رایج به وجود فساد، و نبود آزادی‌های سیاسی و اجتماعی بود.

قوه قضاییه ایران در طی ۲۰۱۹ به شدت هزینه مخالفت مسالمت‌آمیز را بالا برد و ده‌ها مدافع حقوق بشر را به احکام زندان طولانی محکوم کرد. در یکی از خونین‌ترین سرکوب‌ها از زمان انقلاب ۱۹۷۹ مقامات در پاسخ به اعتراضات گسترده پس از افزایش ناگهانی قیمت سوخت در نوامبر ۲۰۱۹ معترضانی را که تهدید جانی متوجه کسی نمی‌کردند مورد هدف مستقیم نیروی کشنده قرار دادند.

مایکل پیج، معاون مدیر بخش خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر گفت «رهبران ایران نارضایتی گسترده از حکمرانی فاسد و ظالمانه را با سرکوب و ساکت کردن همه مخالفت‌های داخلی پاسخ داده‌اند مبادا قدرتشان را تهدید کند». او اضافه کرد «استفاده از نیروی کشنده علیه معترضان نشان‌دهنده بی‌توجهی کامل مقامات به تأثیر وضعیت رو به اقول اقتصاد بر شهروندان ایرانی است».

در گزارش جهان ۲۰۲۰ که در ٦٥٢ صفحه منتشر شده و ۳۰امین گزارش جهان دیده‌بان حقوق بشر است، این سازمان رویه‌های حقوق بشری در نزدیک به ۱۰۰ کشور را بررسی می‌کند. کنت راث، مدیر اجرایی، در پیش‌گفتار خود می‌نویسد که دولت چین، که برای بقا در قدرت به سرکوب وابسته است، دست به شدیدترین حملات دهه‌های گذشته علیه نظام حقوق بشری جهانی زده است. به نظر او اقدامات پکن هم مشوق پوپولیست‌های اقتدارگرا در سراسر جهان و هم مورد حمایت آنها است، و به شکل همزمان مقامات چین از قدرت اقتصادی خود برای بازداشتن دیگر دولت‌ها از انتقاد بهره می‌برند. ضروری است که در مقابل این تهاجم دست به مقاومت زده شود؛ تهاجمی که دهه‌ها پیشرفت در امر حقوق بشر و آینده ما را تهدید می‌کند.

در ۳ ژانویه ۲۰۲۰ سرلشکر قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در حمله پهپادی آمریکایی در فرودگاه بغداد کشته شد. علاوه بر پیامدهای جدی منطقه‌ای و بین‌المللی در حال وقوع، دستگاه سیاسی سرکوبگر ایران از در حال بهره‌برداری از این اتفاق برای سرکوب مخالفان، مخصوصاً در حوزه موضوعات منطقه‌ای و سیاست خارجی، است.

مقامات ایران حاضر به انتشار اعداد رسمی تعداد کشته‌شده‌ها یا دستگیری‌ها در جریان سرکوب نشده‌اند. عفو بین‌الملل گفته است که طبق گزارش‌ها حداقل ۳۰۵  نفر در اعتراضات کشته شده‌اند. یک نماینده مجلس تخمین زد که نیروهای امنیتی حدود هفت هزار نفر را دستگیر کرده‌اند. بیشتر آنها با ریسک بدرفتاری و شکنجه مواجه هستند.

تحریم‌های آمریکا، که شرایطی ناکافی برای دسترسی به داروهای حیاتی در نظر گرفته است، اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهند و تهدیدی جدی متوجه حق ایرانیان به سلامت می‌کنند. «معافیت‌های بشردوستانه» تحت تحریم‌ها کم‌اثر بوده است و تقریباً بدون شک منجر به کمبودهای پزشکی مستند، از نبود داروهای حاتی برای بیماران مبتلا به صرع تا محدودیت داروهای شیمی‌درمانی برای ایرانیان مبتلا به سرطان، شده است.

دادگاه‌های انقلاب در طی ۲۰۱۹ ده‌ها فعال را به خاطر فعالیت مسالمت‌آمیزشان به زندان محکوم کردند، از جمله فعالان کارگری مثل سپیده قلیان، اسماعیل بخشی، و مرضیه امیری، و وکلای حقوق بشری مثل نسرین ستوده. در ژوییه و اوت، یک شعبه دادگاه انقلاب در مرحله بدوی چهار زن- یاسمن آریانی، مادر او منیره عربشاهی، مژگان کشاورز، و صبا کردافشاری- که قوانین حجاب اجباری ایران را به چالش کشیده بودند به احکام زندان بیش از یک دهه محکوم کرد.

مقامات با اتهامات مبهم امنیت ملی دست به بازداشت ایرانیان دوتابعیتی و اتباع خارجی می‌زنند و اشاره می‌کنند که حاضر هستند در مذاکرات دوجانبه با کشورهای غربی از این بازداشتی‌ها به عنوان امتیاز استفاده کنند.

در نوامبر شعبه بدوی دیگری از دادگاه انقلاب ایران هشت کارشناس محیط زیست را که برای بیش از دو سال به اتهام «همکاری با دولت متخاصم آمریکا» در بازداشت به سر می‌بردند به احکام زندان از ۴ تا ۱۰ سال محکوم کرد. در ۸ فوریه ۲۰۱۸ کاووس سیدامامی، استاد دانشگاه ایرانی-کانادایی که با این گروه دستگیر شده بود، در بازداشت و تحت شرایطی مشکوک درگذشت.

بنا به گزارش گروه حقوق بشر ایران، ایران تا ۱ نوامبر ۲۰۱۹ حداقل ۲۲۷ نفر را اعدام کرده بود، از جمله دو نفر که ادعا می‌شود به خاطر جرایمی محکوم به مرگ شده‌بودند که در دوران کودکی مرتکب شده بودند. در دوره مشابه سال ۲۰۱۸ ایران ۲۵۳ نفر را اعدام کرده بود.

زنان ایرانی در قانون و عمل با تبعیض مواجه هستند. با وجود این، پس از یک دهه فعالیت، در ۲ اکتبر، شورای نگهبان بالاخره اصلاحیه‌ای به قانون تابعیت ایران را تأیید کرد که به زنان ایرانی ازدواج‌کرده با مردان خارجی امکان می‌دهد در صورت نبود «مشکل امنیتی» برای کودکان زیر ۱۸ سال خود درخواست تابعیت ایران بدهند.

ایران به دختران در سن ۱۳ سالگی و به پسران در سن ۱۵ سالگی، و در سنین کمتر در صورت اجازه قاضی، اجازه ازدواج می‌دهد. کمیسیون قضایی مجلس تلاش‌ها برای افزایش حداقل سن ازدواج را بلوکه کرده است.

کودکان دارای معلولیت با موانعی در راه آموزش فراگیر مواجه هستند. این موانع شامل آزمون پزشکی اجباری، دسترسی‌ناپذیری فیزیکی ساختمان‌های مدارس، رفتارهای تبعیض‌آمیز کارکنان مدرسه، و عدم آموزش کافی معلمان و مدیران مدارس می‌شود.

برای خواندن فصل ایران گزارش جهان ۲۰۲۰ لطفاً از این صفحه بازدید کنید:
https://www.hrw.org/fa/world-report/2020/country-chapters/336919

برای گزارش‌های دیگر دیده‌بان حقوق بشر درباره ایران لطفاً از این صفحه بازدید کنید:
https://www.hrw.org/middle-east/n-africa/iran

iran-emrooz.net | Tue, 14.01.2020, 20:10
خامنه‌ای باید دست از این قدرت جهنمی بردارد

ابوالفضل قدیانی

صبح چهارشنبه هیجدهم دیماه خبر سقوط هواپیمای مسافربری متعلق به کشور. اوکراین با ۱۷۶ مسافر منتشر شد. علت سقوط هواپیما توسط مسئولان مربوطه نقص فنی اعلام شد اما از همان ساعات اول سقوط هواپیما به علت نقص فنی توسط بسیاری از کارشناسان، ناظران، کنشگران فضای مجازی و رسانه‌ها زیر سوال رفت و برخی با انتشار چند ویدئو علت سانحه را اصابت موشک اعلام کردند. تعدادی از کشورها نیز احتمال قوی دادند که هواپیما توسط موشک سرنگون شده است.

اما عمال نظام استبداد دینی و در راس آن علی خامنه‌ای سه روز علت سقوط را کتمان و پنهان کردند و با وقاحت تمام و گوبلزوار به مردم دروغ گفتند و بر دروغ خود اصرار ورزیدند و از اصل اصابت موشک را انکار کردند. عجیب‌تر این که مدعی شدند که اساسا به لحاظ علمی چنین چیزی امکان پذیر نیست .البته دروغ و فریب سیستماتیک جزء لاینفک نظام استبداد دینی است اما عاقبت با فشار افکار عمومی و پیگیری کشورهای اوکراین و کانادا، ستاد مشترک نیروهای مسلح ناچار به پذیرش مسئولیت شد و طی بیانیه ای اعلام کرد که هواپیما توسط موشک سپاه پاسداران سرنگون شده است. هرچند در این بیانیه نیز سعی در فرافکنی کردند و کوشیدند تقصیر را به اشتباه یک افسر جزء فروبکاهند. سوالی که در رسانه‌ها و فضای مجازی مطرح شد این است که چرا هنگام آماده‌باش کامل نیروهای مسلح پرواز هواپیماهای مسافر بری کنسل نمی شود؛ رویه ای که در سایرکشورهای جهان معمول است. چرا اجازه پرواز می‌دهند که چنین فاجعه غیر قابل جبرانی ایجاد شود. در جواب می‌گویند جلوگیری از پرواز هواپیماهای مسافربری به ما مربوط نیست! اگر نیست به چه کسی مربوط است؟

موشک شلیک شده به هواپیما مانند شلیک به مغز و قلب قربانیان خیزش اعتراضی آبان‌ماه گذشته است. این یعنی شلیک بر پیکر مردم مظلوم ایران.

اینجانب ضمن عرض تسلیت و اظهار همدردی با بازماندگان این سانحه جانخراش و تسلیت مجدد به خانواده‌های داغدار قربانیان آبانماه ۹۸ از تمامی حق‌طلبان می‌خواهم که نگذاریم خون این قربانیان مشمول گذشت زمان شود و خون بناحق ریخته شده آن عزیزان پایمال ستم اردوگاه استبداد گردد. دستگیرشدگان آبانماه و سایر زندانیان سیاسی قبل از آن را به یاد داشته باشیم و به قدر مقدور از آنان دفاع و اعلام کنیم که این دستگیری‌ها از بن و بنیاد ظالمانه و غیر قانونی است. می‌دانیم که پدر پویا بختیاری، این عزیز به خون‌خفته، به جرم فراخوان برای برگزاری چهلم فرزندش هنوز زندانی است.

آنچه در سطور فوق بدان اشاره شد اندکی بود از ظلم و بیداد بسیار خودکامگان. این فاجعه بار دیگر نشان داد که نظام جمهوری اسلامی غیر قابل اصلاح است و هر فاجعه‌ای که رخ دهد تاکید موکدی است بر سوء مدیریت، ناکارآمدی و سرکوبگری این نظام تبعیض. به اعتقاد من خونبهای قربانیان به خون‌خفته رفتن مستبد امروز ایران و نظام استبداد دینی بر پایه ولایت مطلقه فقیه است. آقای خامنه‌ای باید دست از این قدرت جهنمی بردارد و استعفا دهد و کنار رود تا عرصه برای بر گزاری رفراندوم به منظور تغییر نظام جمهوری اسلامی و استقرار نظام جمهوری دمکراتیک سکولار فراهم گردد. همانطور که مکرر گفته‌ام مسالمت‌آمیزترین و کم‌هزینه‌ترین شیوه تغییر نظام برگزاری رفراندوم است. می‌دانم که بسیاری از سیاسیون گفته‌اند و خواهند گفت رفراندوم شدنی نیست پاسخ من این است اگر مردم بخواهند و رفراندوم تبدیل به مطالبه عمومی شود حتما شدنی است.

والعاقبه للمتقین

iran-emrooz.net | Tue, 14.01.2020, 10:25
ما نیز از دروغ خسته‌ایم

حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی همه‌ی ما روزنامه‌نگاران را مانند همه قشرها و گروه‌های اجتماعی در سوگی بی‌پایان فروبرد. آرزوی قلبی ما این بود که عامل بروز این حادثه چیزی دیگری می‌بود اما حسرتا که آن چه این روزها بر ما می‌رود فقط بر حیرت و خشممان می‌افزاید.

شلیک به هواپیمای مسافربری با نام مبارزه با دشمن خارجی، به هیچ‌وجه قابل قبول و پذیرفتنی نیست. پدران و مادران چشم‌انتظار! جانباختگان این فاجعه، عزیزان شما و نیز عزیزان ما هستند. فرزندان شما، فرزندان این مرز بوم و نیز فرزندان انسانیت‌اند. ما نیز از شنیدن این‌همه دروغ از رسانه‌های رسمی خسته‌ایم و متاسفیم که تمامی روزنامه‌ها هماهنگ با «رسانه ملی» و بدون تحقیق و بررسی جوانب واقعه، به تکرارِ یک دروغ بزرگ اقدام کردند و افشای واقعیت چیزی جز شرمساری و رسوایی برای آن‌ها در برنداشت.

ما روزنامه‌نگاران در کنار خانواده‌های قربانیان حادثه، خواستار محاکمه‌ی جدی همه‌ی عاملان و آمران حادثه‌ی مرگبار سقوط هواپیما هستیم و از تقلیل دادن این خطای مرگبار به خطای فقط یک فرد اعلام انزجار می‌کنیم.

ما به پدرها و مادرهای گریان، به همسران عزیز از دست داده و به فرزندان سوگوار می‌گوییم با تمام وجود و از صمیم قلب در کنار آن‌ها هستیم و امیدواریم ساختار رسانه‌ای کشور از چنان شفافیت، آزادی بیان و پاسخگویی برخوردار شود تا مقابل هر حادثه این گونه دست بسته و دهان بسته نباشد.

اسامی براساس حروف الفبا:

۱. آبا فرنوش
۲. آذرم‌وند امیرعباس
۳. استیری فاطمه
۴. اسماعیلی میثم
۵. آجرلو محمدحسین
۶. امیری قهفرخی مرضیه
۷. آشوری امین
۸. باباخانی الهام
۹. باقری الهه
۱۰ باقری آزاده
۱۱. باقری نگار
۱۲. باقری نگین
۱۳. تاجیک محمد
۱۴. جعفرزاده زهرا
۱۵. جودکی مهتاب
۱۶. حبیب‌زاده شکوفه
۱۷. حامدی نیلوفر
۱۸. حسین‌خانی نگار
۱۹. حسینی امیرمحمد
۲۰. حمیدی کیا الهه
۲۱ حیدریان سنا
۲۲. خراسانی غلامرضا
۲۳. خواجوی امیرحسین
۲۴. داداشی امیر
۲۵. دانائی سوگل
۲۶. درویش هانیه
۲۷. رجبی فاطمه
۲۸. رخش سودابه
۲۹. رستگار علی
۳۰. رفاهی علی
۳۱. رضاخواه مریم
۳۲. مریم رضازاده
۳۳. زارع سارا
۳۴. زبردست شاهرخ
۳۵. زراعت پیشه مهتاب
۳۶. زهرانی مرجان
۳۷. سالم علی
۳۸. سپندارند روح اله
۳۹. ستاری سهند
۴۰. سلیمانی آرمین
۴۱. سید رضا منیر سادات
۴۲. شمیرانی سارا
۴۳. شهدوست فاطمه
۴۴. صابری محمد جواد
۴۵. صابری نرگس
۴۶. صادقی خسرو
۴۷. صالحی محمد امین
۴۸. صالحی الهه
۴۹. صداقت سجاد
۵۰. صدر نیو
۵۱. طاهری سیامک
۵۲. طلوعی سحر
۵۳. عباسی فایزه
۵۴. علی اصغر فاطمه
۵۵. علوی میلاد
۵۶. غضنفری آرتین
۵۷. فراهانی سیما
۵۸. فرج الهی کاظم
۵۹. فرحزادی آرش
۶۰. فکری فروغ
۶۱. قریب حامد
۶۲. کریمی روزبه
۶۳. مالکی سارا
۶۴. محمدی الناز
۶۵. محمدی الهه
۶۶. محمدی صابر
۶۷. محمدی مهرزاد
۶۸. محمدی مهلا
۶۹. مسعودی فریبرز
۷۰. مشتاق حسین
۷۱. مرتضایی فرد زینب
۷۲. موذن منیژه
۷۳. مهداد لیلا
۷۴. نادری سعید
۷۵. نصیری مستوره
۷۶. نجمی محمدحسن
۷۷. وارثی کیوان
۷۸. هزاره مقدم نسرین

iran-emrooz.net | Mon, 13.01.2020, 18:39
مردم نمی‌توانند به رسانه‌های رسمی کشور اعتماد کنند

انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران درباره سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی توسط موشک‌های سپاه پادسداران و سیاست خبری رسانه‌‌های داخل کشور بیانیه‌ای صادر کرد.

متن این بیانیه به این شرح است:

اتفاق تأسف‌بار روزهای اخیر و سقوط هواپیمای مسافربری متعلق به اوکراین و کشته شدن تعداد زیادی از شهروندان ایرانی و غیرایرانی به‌ویژه جمعی از نخبگان کشور، موضوعی نبود که از چشم هیچ‌کس پنهان بماند، ولی رویدادهای ۳ روز بعد از آن نشان داد که جامعه ایران فاقد سامانه پدافندی رسانه‌ای است. آنچه که در شرایط کنونی می‌تواند این جامعه را با خطر مواجه کند، فقط حملات نظامی یا موشکی نیست، بلکه بیش از هر چیز فقدان رسانه آزاد است؛رسانه‌ای که بتواند مطالبات مردمی را پاسخ دهد و بر حکومت و کارگزارانش نظارت مدنی و موثر داشته باشد.

پنهان‌کاری و انتشار مطالب دروغ، ضربه سنگینی به اعتماد مردم و افکار عمومی زد و جایگاه لرزان رسانه‌ها را لرزان‌تر کرد. وضعیت این آش آنچنان شور شده که صدای سرآشپز هم درآمده است و دست‌اندرکاران صداوسیما نیز اذعان می‌کنند که با وضعیت کنونی اعتبار آنان زیر سؤال رفته است؛ غافل از اینکه اعتبار این رسانه و بسیاری از رسانه‌های داخلی، خیلی پیش از این از میان رفته بود با این تفاوت که سایر رسانه‌ها معترض این وضع بودند، ولی صداوسیما مدافع آن بود. این واقعه نشان داد که مردم نمی‌توانند به داده‌های رسمی اعتماد کنند و روزنامه‌نگاران باید با کوشش خود این خلا را تا حد ممکن پر کنند.

به باور انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران، ریشه این بحران را باید در نگاه مسئولان به کارکرد و نقش رسانه و نیز نگرش مدیران رانتی رسانه‌های غیرمستقل و وابسته جست‌وجو کرد.آنجا که یک مقام نظامی برای پذیرش مسئولیت و رفع اتهام از رسانه‌ها اعلام می‌کند که «رسانه‌ها هیچ تقصیری ندارند، چون آنها تا دیروز براساس دانسته‌های خودشان عمل می‌کردند و از واقعیت خبر نداشتند» و در همین راستا خبرنگار صداوسیما  نیز می‌گوید که «پنهان‌کاری مسئولان باعث شد تا اعتبار رسانه‌ای خودمان از بین برود.» این دو ارزیابی معرف وجود این دیدگاه مشترک است که رسانه یعنی بوق، رسانه یعنی روابط عمومی، رسانه یعنی آنچه که مسئولین ابلاغ و رسانه منعکس کند درحالی‌ که پنهان‌کاری دست‌اندرکاران رفع مسئولیت از رسانه نمی‌کند، وظیفه رسانه کشف حقیقت و بیان آن است و نه انتظار برای اعلام آن از سوی مسئولان و این مستلزم تامین امنیت حرفه‌ای و شغلی روزنامه‌نگاران است.

صبح روز شنبه فاجعه رسانه‌ای ایران به‌وضوح قابل مشاهده بود؛ در‌حالی ‌که مردم تیترهای شرم‌آور برخی از رسانه‌ها مبنی بر توطئه‌آمیز بودن اتهام سقوط با موشک را روی دکه‌ها مشاهده می‌کردند، همزمان از طریق دیگر در حال خواندن اطلاعیه‌های ستاد مشترک نیروهای مسلح و نیز ریاست‌جمهوری در خصوص اصابت موشک به هواپیما بودند.

اکنون که در حال تشییع اعتماد عمومی هستیم اولین تابوت‌های آن شامل جنازه‌های رسانه‌های رسمی به‌ویژه صداوسیما و سپس مطبوعات و سایت‌هاست. فرایند انتقال مرجعیت رسانه‌ای به فراسوی مرزها و نیز شبکه‌های غیررسمی و غیرحرفه‌ای تکمیل شده است. اکنون ماییم و این جنازه روی دست مردمی که باید با اتکا و اعتماد به آن در فرایندهای جامعه خود مشارکت می‌کردند.

انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران تاکنون و در چند نوبت نسبت به این وضعیت اعلام خطر کرده است، ولی ظاهرا هیچ گوش شنوایی وجود ندارد و ازاین‌رو این‌بار خطاب سخن خود را متوجه همکاران می‌کنیم و خواهان اقدام مشترک آنان برای بهبود فضای رسانه‌ای کشور می‌شویم.

از تمامی همکاران می‌خواهیم که از این پس بدون ملاحظات مرسوم که تماما نیز غیرقانونی است در تهیه خبر، گزارش و تحلیل اقدام کنند و پرسشگری را به مرکز فعالیت رسانه‌ای خود بازگردانند. امیدواریم که مدیران محترم مسئول مطبوعات و سایت‌ها و... نیز با همراهی و بدون ملاحظه‌های غیرقانونی امکان انتشار مطالب را فراهم کنند و تنها معیار آنان برای جلوگیری از انتشار مطالب چارجوب‌های قانونی و نه فشارهای این و آن باشد. اطمینان داریم که همکاران محترم در هر صورت می‌توانند تولیدات خود را منتشر نمایند و به اطلاع مردم برسانند.

iran-emrooz.net | Mon, 13.01.2020, 18:00
فائزه هاشمی: آیت‌الله خامنه‌ای کناره‌گیری کند

فائزه هاشمی در یک فایل صوتی خواستار کناره‌گیری آیت‌الله خامنه‌ای از رهبری شده است. او در این فایل، همچنین خواستار ادامه اعتراضات در ایران شد و همزمان از رویکرد اصلاح‌طلبان انتقاد کرده است.

فائزه هاشمی، فعال سیاسی، نماینده پیشین مجلس ایران و دختر اکبر هاشمی رفسنجانی در یک فایل صوتی که به دست بی‌بی‌سی رسیده، به شدت از نحوه اداره کشور انتقاد کرده و از آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، خواسته تا از رهبری کناره‌گیری کند.

خانم هاشمی خواستار تغییرات بنیادین در حکومت و کنار رفتن آیت الله علی خامنه ای شده و می‌گوید که “حکومت کردن برای هر کسی حد و حدودی دارد. آقای خامنه ای به اندازه کافی حکومت کرد و اگر تغییرات بنیادین و انتقال قدرت را خودش ایجاد کند، خود را عاقبت به خیر می‌کند.”

فائزه هاشمی در این فایل صوتی وضعیت فعلی کشور ایران را “متلاشی شده” توصیف می‌کند و و خطاب به رهبر جمهوری اسلامی می‌گوید که “آقای خامنه‌ای شما تنها کسی هستید که می‌توانید بدون هزینه برای مردم و برای جامعه، تغییرات اساسی و عمیق بدهید. با جایگزین کردن نیروهای تخصصی در سیاست داخلی و در سیاست خارجی، به جای معیارهای دیگری که اصلا ربطی به مدیریت ندارد. مشابه کاری که گورباچف کرد وقتی فهمید این سیاست‌ها راه به جایی نمی‌برد و روز به روز شرایط کشور و مردم را در تمامی حوزه‌ها به جز سلاح و نظامی‌گری نابود می کند.”

او گفته “ما نیاز به تغییرات جدی داریم اگر شما به عنوان رهبر جامعه نخواهید این تغییرات را بدهید اتفاقات دیگری می افتد. تا کی سرکوب؟ تا کی کشتن؟ تا کی زندان؟ بالاخره اینها هم یک روزی اشباع می‌شود”.

مقام‌های ایرانی تاکنون از بیان شمار کشته شدگان اعتراضات آبان ماه خودداری کرده‌‎اند اما رویترز شمار کشته‌شدگان را تا ۱۵۰۰ نفر اعلام کرده است. سازمان حقوق بشری عفو بین‌الملل نیز دست کم از کشته شدن ۳۰۴ نفر خبر داده بود.

فائزه هاشمی خطاب به آیت الله علی خامنه‌ای ادامه می‌دهد: “اگر به دموکراسی به حقوق بشر به اصول مدیریت و شایسته سالاری، اگر به ایران و ایرانی بودن و به رفاه و معیشت و امنیت مردم در سطحی که مردم انتظار دارند اعتقادی ندارید اقلا برای نجات اسلام یک حرکتی بکنید. الان دیگر خودتان ارزیابی دارید که اسلام در کشور ما در بدترین شرایط خود در طول تاریخ قرار گرفته و بلایی که در این دوران سر اسلام آمده فاجعه است. روز به روز هم با عملکرد و خطاهای بیشتر ما به نام یک کشور اسلامی و به نام نظام اسلامی بدتر و بدتر می‍‌شود.

در خردادماه امسال تعدادی از فعالان مدنی‌ و سیاسی در داخل ایران در نامه‌ای خواستار استعفای رهبری جمهوری اسلامی از قدرت و تغییر قانون اساسی ایران شده بودند. اما پس از آن، بسیاری از این امضاکنندگان این بیانیه‌ها بازداشت و احضار شدند.

در سه دهه گذشته که آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر ایران انتخاب شده، طیف گسترده‌ای از دوستان سابق، چپ‌های زندانی و فعالان سیاسی و فرزند کشته‌شدگان جنگ ایران به او نامه‌هایی نوشته‌اند. هر چند ارسال این نامه‌ها و انتقادها عمدتا مسیری یک‌طرفه است. این انتقادات اغلب برای منتقدانشان پیامدهای سنگینی هم داشته و با واکنش‌ تند نهادهای امنیتی و قضایی ایران مواجه شده است.

علی‌اکبر سعیدی سیرجانی، آیت‌الله حسینعلی منتظری، یدالله سحابی، قاسم شعله سعدی، احمد قابل، اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد نوری‌زاد هم از جمله منتقدان آیت‌الله خامنه‌ای بودند که به خاطر انتقادشان از ولی فقیه زیر فشار قرار گرفتند، کشته شدند و یا به زندان افتادند.

در روزهای گذشته در تجمعات اعتراضی که در برخی از شهرهای ایران برای همدردی با بازماندگان هواپیمای ساقط شده شکل گرفت، اغلب شعارهای علیه رهبر ایران و سپاه پاسداران بود.

“رهبر بی‌کفایت، استعفا استعفا”، “سلیمانی قاتل رهبرشم قاتله”، “کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم.” و “رئیس کل قوا، استعفا استعفا”از جمله شعارهایی بود که در این تجمعات سرداده شد.

تهران، مشهد، بابل، اصفهان، شیراز، کرمانشاه و یزد از جمله شهرهایی بود که معترضان در آن به وضعیت عمومی کشور اعتراض کردند.

خانم هاشمی در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفته “همه وظیفه دارند برای ثبت در تاریخ هم که شده اینها را بگویند و منتقل کنند. بعدا نگویند نمی‌دانستیم، نفهمیدیم، چه‌جوری این‌جوری شد و اگر می‌دانستیم نمی‌گذاشتیم. همین قضیه موشک را گفتند نمی‌دانستیم و اطلاع نداشتیم. همه اینها بهانه است.”

بیش از سه روز طول کشید تا مقام‌های ایرانی بپذیرند هواپیمای بویینگ ۷۳۷ با آتش پدافند هوایی ایران ساقط شده است. پیش از این موضع آنها بیشتر بر سکوت و انکار بود.

فائزه هاشمی در این فایل صوتی، جمعیتی که برای تشییع جنازه قاسم سلیمانی جمع شده بودند را با “مردم دوران محمد مصدق”، نخست وزیر پیشین ایران در حکومت محمدرضا شاه پهلوی مقایسه کرده و گفته است: “من یاد دوران مصدق که در تاریخ خوانده‌ام افتادم که مردم یک روز آمدند و گفتند درود بر مصدق و فردایش آمدند گفتند مرگ بر مصدق. و مصدق سرنگون شد. یعنی بالاخره حالا اگر نظام نمی‌خواهد کاری بکند ما باید حرکت‌های مان و عملکردمان را با ارزیابی بیشتر و با واقع بینی بیشتر انجام دهیم اینطور که بخواهیم احساساتی برخورد کنیم نتیجه‌اش تداوم همین نظام با تمام این مشکلات است و هیچ تغییری هم اتفاق نمی‌افتد.”

به گفته خانم هاشمی “ما مردم هم مهم هستیم که چگونه عمل می‌کنیم. سرنوشت هیچ قومی تغییر نمی‌کند مگر اینکه خود آن قوم یا جامعه یا ملت بخواهند حرکت کنند و تکانی به خودشان بدهند.”

او همچنین به نافرمانی های مدنی برخی از ورزشکاران ایرانی اشاره کرده و می گوید: “ما اخیرا داریم می‌بینیم که ورزشکاران‌‎مان به عنوان نماینده ایران می‌روند و بی‌حجاب بازی می کنند یا کیمیا علیزاده که از ایران رفت. این نافرمانیهای مدنی خیلی مهم است اگر این اتفاقات در ورزش گسترش پیدا کند و همه خودشان را درگیر کنند. هنرمندان و سیاستمداران.”

کیمیا علیزاده، قهرمان مسابقات تکواندوی المپیک پس از سپری شدن یک‌ماه از خروجش از ایران اعلام کرده برای تیم ملی ایران دیگر مسابقه نخواهد داد.
انتقاد تند از اصطلاح‌طلبان و دعوت برای ادامه اعتراضات

فائزه هاشمی در بخش دیگری از این فایل صوتی به شدت از اصلاح‌طلبان انتقاد می‌کند و می‌گوید: “یک اتفاق خیلی بدی هم که افتاده وضعیت اصلاح‌طلبی ما است. ما متاسفانه می‌بینیم شخصیت‌‍های اصلاح‌طلب یا اشخاص اصلاح‌طلب ما حالا چه حقیقی و چه حقوقی، در تحکیم خطاهای نظام بدتر از اصولگراها شده‌اند با بیانیه‌هایی که می‌دهند، با حمایت‌های بی‌منطقی که می‌کنند، با ذکر نکردن مشکلات واقعی و با نداشتن واقع بینی. به نظر می‌آید بقا و ماندگاری و قدرت یا آسیب ندیدن یک چیز عمومی شده حالا بعضی‌ها یک سمتی دارند می‌خواهند بمانند، بعضی ها نگران هستند اگر غیر از این شود با آنها برخورد می‌شود. دلایل متعدد خیلی زیاد دیگری هم می‌تواند وجود داشته باشد. بنابراین ما خودمان هم یک تقصیر اساسی داریم.”

خانم هاشمی به اعتراضات مردمی نسبت به سقوط هواپیمای اوکراینی بر اثر اصابت موشک سپاه و پنهانکاری مقامات اشاره می کند و می گوید: “وقتی سیاست‌های غلط، مملکت را به اینجا می‌رساند و اینطور با مردم برخورد می شود بالاخره یک جایی بیرون می‌زند. مردم ۸۸ با سکوت آمدند، ۹۶ یک جور دیگر آمدند، آبان ۹۸ یک جور دیگر آمدند و الان این طور آمدند. دیگران هم باید با مردم همراهی کنند. من تاکید می‌کنم بر اعتراضات مدنی که مردم همیشه مدنی عمل کرده‌اند و اگر می‌بینیم اغتشاشی اتفاق می‌ا‌فتد مردم نیستند. نیروهای نفوذی حکومتی هستند که می‌آیند و این اتفاقات را رقم می‌زنند. باید این اعتراضات ادامه پیدا کند و به سمتی برویم که حاکمیت مجبور شود یک تصمیم بگیرد.”

خانم هاشمی درحالی خواهان ادامه اعتراضات در ایران شده که گزارش‌هایی از جو امنیتی شدید در این شهرهای مختلف ایران مخابره شده است.

منبع: بی بی سی

iran-emrooz.net | Mon, 13.01.2020, 17:48
موج انصراف هنرمندان از شرکت در جشنواره فجر

دویچه وله فارسی

هم‌زمان با تجمع‌هایی در تهران و بسیاری از دیگر شهرهای ایران در اعتراض به سقوط هواپیمای اوکراینی به دست سپاه پاسداران، جمع دیگری از هنرمندان ایرانی نیز کناره‌گیری خود از جشنواره‌های فجر را اعلام کردند.

شمار زیادی از کارتونیست‌ها و طنزنویسان ایران با انتشار بیانیه‌ای ضمن اعلام کناره‌گیری خود از جشنواره‌های هنری فجر، خواستار اعلام عزای عمومی و برگزاری مراسم بزرگداشت برای جان‌باختگان حوادث اخیر، از جمله اعتراضات آبان‌ماه گذشته و قربانیان سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی شده‌اند.

این هنرمندان در بیانیه خود از جمله نوشته‌اند: «يقينا استمرار اين وضعيت، مردم را در حصر بغض، نگرانی و وحشت نگاه خواهد داشت؛ راه حل برون‌رفت از اين وضعیت، فقط و فقط تصمیم قاطع و اقدام برای سخن گفتن صریح مسئولان با مردم و دوری از تکذیب و فرافکنی (مشخصا در حادثه هواپيمایی اوكراين) است.»

در ادامه این بیانیه آمده است: «ما، جمعی از اهالی هنر اين مرز و بوم، خواستار روشن شدن علل واقعی اين فجايع و استعفا و محاکمه خاطیان از خرد تا کلان، برگزاری مراسم باشکوه برای درگذشتگان و اعلام عزای عمومی هستيم و همراه و همگام با مردم دردمند خود، بر این خواسته خود پای می‌فشاریم و از مسئولان کشور تقاضا داریم اجازه دهند مردم خود به جای خود سخن بگویند و کسی نقش ذهن و زبان آنها را برعهده نگیرد.»

این بیانیه که ۴۳ کارتونیست و طنزپرداز ایرانی آن را امضا کرده‌اند، ادامه می‌دهد: «همچنین اعتقاد داریم حال که در همراهی با آسیب‌دیدگان و داغداران حوادث اخیر، دبیر و داوران بخش‌های مختلف جشنواره فجر، از حضور در این رویداد، کناره گرفته‌اند، به نظر می‌رسد کمترین اعتراض، عدم حضور در این جشنواره است. بر این اساس، ما جمعی از هنرمندان ایران ضمن اعتراض به رخدادهای اخیر، عدم حضور خود را در جشنواره فجر اعلام می‌کنیم.»

سایه سقوط هواپیما بر سینما و تئاتر
بسیاری از بازیگران و هنرمندان حوزه سینما و تئاتر نیز از انصراف خود برای شرکت در جشنواره فجر خبر داده‌اند. پیمان معادی، پگاه آهنگرانی، سارا بهرامی، مریم بوبانی، پرستو گلستانی، حسن معجونی، امیر مهدی ژوله، مهدی کوشکی، سمانه زندی‌نژاد، آتیلا پسیانی، عبدالرضا کاهانی و حسام خلوصی، از جمله این انصراف‌دهندگان هستند.

در این میان مریم بوبانی، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون، اعلام کرده که نه تنها در جشنواره فجر شرکت نمی‌کند، بلکه پس از به پایان بردن دو سریال نیمه‌کاره‌اش، به همکاری خود با صدا و سیمای جمهوری اسلامی پایان خواهد داد.

پیش از این مسعود کیمیایی، کارگردان سرشناس سینمای ایران، از انصراف شرکت در جشنواره فجر امسال و بیرون کشیدن فیلم خود از این جشنواره خبر داده بود.

لغو کنسرت‌ها

علیرضا عصار، خواننده سرشناس نیز با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود به حوادث اخیر واکنش نشان داد و ضمن تسلیت به بازماندگان قربانیان فاجعه سقوط هواپیمای اوکراینی، از جمله گفت: «جانی برای آواز خواندن در من نمانده...»

آقای عصار همچنین ضمن اعلام لغو کنسرت خود، تأکید کرده که با وجود تمرین سه ماهه گروه‌اش برای اجرای این کنسرت، لغو آن “کمترین کار” برای ابراز همدردی و همراهی با مردم ایران است.

علیرضا قربانی، خواننده مشهور موسیقی ایرانی نیز دیروز یکشنبه با اعلام خبر لغو کنسرت‌هایش، در یادداشتی از جمله نوشت: «بیان آن‌چه در این روزها بر جان و جهان ما ایرانیان گذشته است، با بضاعت واژه‌ها حتی در شعر نمی‌گنجد. چگونه شرح بیان باید داد اندوه مادران و پدران داغدار، همسران دل‌سوخته، فرزندان بی‌پناه و مهم‌تر مام میهن را که اینچنین به عزای فرزندان رعنای خود نشسته است. چه عشق‌ها، چه دانایی‌ها و چه جوان‌هایی که اسطوره شدند، پیش از به ثمر نشستن. مگر می‌شود دید و دم بر نیاورد...»

علاوه بر لغو کنسرت‌ها، شماری از هنرمندان حوزه موسیقی نیز انصراف خود از شرکت در جشنواره فجر را اعلام کرده‌اند. بهرنگ حسین‌زاده، علی قمصری، هانا کامکار و مقداد شاه‌حسینی از جمله این هنرمندان هستند.

انصراف دبیر و داوران جشنواره کارتون فجر

هم‌زمان دبیر و داوران جشنواره کارتون فجر نیز با انتشار بیانیه‌ای از جشنواره امسال انصراف دادند. کیارش زندی، دبیر و کامبیز درم‌بخش، جمال رحمتی و علی درخشی، از داوران امسال جشنواره تجسمی فجر، در بیانیه خود نوشته‌اند: «در زمانی‌که داغ بر دل مردمان سرزمینمان سنگینی می‌کند، شایسته نیست به جشن بنشینیم، حتی اگر این بزرگترین جشن ملتی باشد که چهل سال پیش با هزار آرزو در کنار هم رقم زدند، ولی چه کنیم که چهلم فراغ فرزندان این آب و خاک پارچه‌ی سیاه ماتم بر سر ما کشیده است و کاری حتی از ما که کارتونیست هستیم بر نمی‌آید و تلخکی قلم‌هایمان از تلخی کام‌هایمان نمی‌کاهد.»

پیش‌تر ابراهیم حقیقی، دبیر دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر، به همراه شمار دیگری از دبیران و داوران بخش‌های مختلف این جشنواره از حضور در آن انصراف داده بودند. دبیر و داوران بخش عکس دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر ضمن “همدلی با قربانیان فاجعه اخیر و درک شرایط اجتماعی و حال عمومی جامعه انسانی و فرهنگی” در بیانیه خود نوشته بودند که از ادامه همکاری با “این رویداد” معذورند و ضمن تشکر از عکاسان شرکت‌کننده، “تأثر و همدلی عمیق خود را با مردم داغدار ایران” اعلام می‌کنند.

رضا رینه‌ای، دبیر بخش خوشنویسی این جشنواره نیز از حضور در آن “در راستای همدلی با مردم ایران” انصراف داده بود. مهدی مهدیان، علی باقری و مهدی فاتحی، دبیر و داوران بخش گرافیک و مهنوش مشیری، علی هاشمی شهرکی، علی خدایی و پیمان رحیمی‌زاده، دبیر و داوران بخش تصویرگری جشنواره هنرهای تجسمی فجر نیز در همین راستا از حضور در آن انصراف داده‌اند.

مهدی فاتحی، از داوران بخش گرافیک جشنواره فجر نیز در صفحه اینستاگرام خود از شرکت در این جشنوراه انصراف داده بود. فرزاد فرجی، مجید ضیائی، صادق باقری، هیربد همت‌آزاد، دبیر و داوران بخش سرامیک این جشنواره نیز از جمله انصراف‌دهندگان از حضور در این جشنواره مزبور هستند. کامبیز صبری که به عنوان داور مجسمه‌سازی دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر معرفی شده بود، با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود، از همراهی با این جشنواره اعلام کناره‌گیری کرد.

همچنین لیلی گلستان، ، مدیر گالری گلستان، اعلام انصراف خود برای حضور در دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر را اعلام کرده است.

اعتراض هنرمندان و موج انصراف آنها از شرکت در جشنواره‌های فجر واکنشی به سرنگون شدن هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اوکراین توسط سپاه پاسداران است که در جریان آن تمام ۱۷۶ سرنشین هواپیما کشته شدند. مسئولان جمهوری اسلامی پس از سه روز پنهان‌کاری، سرانجام اعتراف کردند که هواپیمای مزبور را اندکی پس از برخاستن از “فرودگاه امام خمینی” به مقصد کی‌یف، هدف اصابت موشک قرار داده و سرنگون کرده‌اند.

بیشترین قربانیان این حادثه شهروندان ایرانی و کانادایی بودند. تعدادی از مسافران این پرواز نیز دانش‌آموختگان دانشگاه‌های مهم تهران بودند و شماری از آنها قصد داشتند پس از توقف در کی‌یف با هواپیمای دیگری به محل زندگی و تحصیل خود در کانادا سفر کنند.

پگاه آهنگرانی بازیگر سینما در استوری اینستاگرامش نوشت: «با وجود این همه مصیبت که در ایام اخیر کام مردم ما را تلخ کرده، با دیگر دوستان و همکارانم همراه می‌شوم و در جشنواره فجر با هیچ عنوانی حضور پیدا نمی‌کنم.»

پیشتر مسعود کیمیایی کارگردان سینما و پس از آن پیمان معادی، پرستو گلستانی، مریم بوبانی و سارا بهرامی نیز از شرکت در جشنواره فیلم فجر انصراف داده بودند.

این هنرمندان سقوط هواپیمای اوکراینی با شلیک مستقیم موشک سپاه پاسداران و کشته شدن ۱۷۶ نفر را علت این امر بیان کرده‌اند.

iran-emrooz.net | Mon, 13.01.2020, 16:30
پیامدهای اقتصادی ناامنی آسمان ایران

دویچه وله فارسی

تنش میان ایران و آمریکا و سرنگونی هواپیمای اوکراینی، آسمان ایران را برای خطوط هوایی خارجی ناامن کرده است. این ناامنی خسارت زیادی به صنعت هوانوردی ایران خواهد زد. پیامد دیگر این ناامنی، لغو تورهای ورودی به ایران است.

بررسی سایت‌های بین‌المللی ارائه‌کنند‌ه‌ ترافیک هوایی کشورها در ساعت‌های گذشته (بررسی‌ها تا ساعت ۲ بعدازظهر امروز به وقت ایران) نشان می‌دهد، که شمار پروازهای عبوری از آسمان ایران به شدت کاهش یافته است.

هرچند هنوز می‌توان هواپیماهای خطوط هوایی خارجی چون قطر یا دوبی را در حال عبور از آسمان ایران دید اما تجمع ترافیک هوایی در حاشیه خلیج فارس گواه دور زدن آسمان ایران توسط بسیاری از ایرلاین‌های اروپایی است.

سایت‌های داخلی ایران از نصف شدن این ترافیک در روزهای گذشته می‌نویسند.

هر چند شرکت‌های هواپیمایی در صورت خودداری از پرواز از آسمان ایران و عراق متحمل هزینه سوخت بیشتری می‌شوند و مسیر پروازشان طولانی‌تر می‌شود، اما این هزینه‌ها را به جان می‌خرند چرا که آسمان ایران برای آنها تا اطلاع ثانوی ناامن است؛ ناامنی‌ای که از پیامدهای سقوط هواپیمای اوکراینی و کشته شدن ۱۷۶ سرنشین آن در اثر شلیک موشک پدافند سپاه در وضعیت هشدار پس از حمله‌ی موشکی ایران به پایگاه‌های آمریکا در عراق است.

در پی این حادثه، آژانس امنیت هوایی اتحادیه اروپا به ایرلاین‌های اروپایی هشدار داد از پرواز بر فراز آسمان ایران خودداری کنند. این آژانس پیش از این حادثه هم با بالاگرفتن تنش میان ایران و آمریکا به ایرلاین‌ها اعلام کرده بود که در ارتفاع زیر ۲۵ هزارپایی بر فراز ایران پرواز نکنند.

درآمد ایران تا آذرماه از پروازهای عبوری: ۱۷۰۰ میلیارد تومان

اما کاهش پروازهای عبوری از آسمان ایران پیامدهای اقتصادی شدیدی را برای شرکت فرودگاه‌ها و ناوبری این کشور به همراه خواهد داشت.  بر اساس مقررات بین‌المللی هر پرواز عبوری از آسمان ایران بر اساس میزان ماندگاری در آسمان و وزن هواپیما موظف به پرداخت مبلغی به شرکت فرودگاه‌های این کشور است.

رييس شركت‌ فرودگاه‌های ایران شمار پروازهای عبوری در آسمان ایران را در آذرماه امسال و پیش از “ناامن کردن فضای ایران توسط آمریکا”، ۹۰۰ پرواز در روز  گزارش داد. به گفته‌ سیاوش امیرمکری درآمد ایران از این منبع در سال ۱۳۹۷، ۱۷۰۰ میلیارد تومان بود که تا پیش از شلیک به هواپیمای مسافربری اوکراینی هم کاهشی تقریبا ۱۵ درصدی نسبت به سال ۹۶ داشته است.

اکنون با شرایط به وجود آمده و هشدار برای دور زدن آسمان ایران، کارشناسان از کاهش جدی درآمد شرکت فرودگاه‌های ایران که می‌تواند “هزینه‌ای جدی برای صنعت هوایی ایران به وجود بیاورد” سخن می‌گویند. مسئولان این حوزه می‌گویند، ۶۸ درصد درآمد شركت فرودگاه‌ها در ایران از محل پروازهای عبوری و ۲۰ درصد از خدمات هوانوردی است.

شرایطی که رو به بهبود بود، امیدهایی که بر باد رفت

به گزارش روزنامه “توسعه ایرانی”، شرکت فرودگاه‌ها در سال ۹۵ با ایجاد بیش از ۷ هزار کیلومتر راه هوایی جدید و رساندن رقم پروازهای عبوری از آسمان ایران به بیش از یک هزار پرواز توانسته بود در چندین ماه پیایی تنها از عبور پروازهای ایرلاین قطری ماهانه ۵۱ میلیارد تومان با نرخ ارز همان سال درآمد داشته باشد.

جنگ داخلی اوکراین و سقوط هواپیمای مالزی بر فراز این کشور، تحریم هوایی قطر، جنگ داخلی در عراق، همه دلایلی بودند که پای بسیاری ایرلاین‌های خارجی را برای رسیدن به اروپا به آسمان ایران باز کرده بودند. مسئولان و کارشناسان در حوزه‌ی ناوبری هوایی تا پیش از شروع دور جدید تنش‌ها میان ایران و آمریکا و اکنون سقوط هواپیمای مسافربری بر فراز ایران، امیدوار بودند که آسمان ایران با پروازهای عبوری بیشتر، درآمد بیشتری برای این صنعت به ارمغان بیاورد؛ درآمدهایی که طبق مقررات ایکائو باید صرف زیرساخت‌های هوانوردی و فرودگاهی شود.

به نظر می‌رسد در شرایط کنونی این امید دست کم برای مدتی برباد رفته است.

آسمان ناامن و گردشگرانی که دیگر نمی‌آیند

اما در کنار ضرر و زیان اقتصادی کاهش تردد هوایی در آسمان ایران، شاید بتوان گفت، نخستین حوزه‌ای که آثار ضربه‌ ناامنی بیش و پیش از دیگر حوزه‌ها بر پیکرش آشکار می‌شود، حوزه‌ی گردشگری است.

با سقوط هواپیمای اوکراینی برخی خطوط هوایی فعال در منطقه پروازهای خود به فرودگاه‌های ایران و عراق را تا اطلاع ثانوی قطع کردند.

ایران در سالی که گذشت به گفته‌ سرپرست وزارت میراث فرهنگی، با ۳ میلیون گردشگر در سه ماه نخست سال رشد ۴۰ درصدی ورود گردشگران خارجی در بازه‌ زمانی مشابه با سال پیش را تجربه کرده بود. در سال ۱۳۹۷ بنا بر آمار رسمی در ایران، ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار گردشگر وارد ایران شده بودند.

اخبار منتشر شده در روزهای گذشته اما از کاهش ۷۰ درصدی تورهای ورودی به ایران پس از سقوط هواپیما حکایت می‌کنند.

علی‌اصغر مونسان، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا، با اشاره به حوادث اخیر، از کشته شدن قاسم سلیمانی توسط آمریکا تا سقوط هواپیمای اوکراینی از “ضربه‌ی بزرگی” که به گردشگری وارد شده، سخن می‌گوید. مونسان با اشاره به تلاش‌هایی که در سال ۱۳۹۸ با “اقدامات تبلیغاتی زیاد” و “مشارکت بخش خصوصی” برای معرفی ایران در این عرصه و جذب توریست صورت گرفته بود، می‌گوید: «اما اكنون با وضعيتي مواجه شده‌ايم كه نياز است برنامه‌ريزي جديدي داشته باشيم.»

وزیر گردشگری در پاسخ به پرسش کاهش ۷۰ درصدی تورهای ورودی، می‌گوید، سقوط هواپیما حتما اثراتی در کنسل شدن تورهای ایران داشته است. مونسان اما اظهار امیدواری کرده است که با اضافه کردن بازارهای جدید، شرایط تغییر کند.

محمدعلی واقفی، نایب رئیس جامعه تورگردانان ایران در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر، هر چند به لغو تورهای گردشگری ژاپنی و چینی در روزهای گذشته اشاره می‌کند اما می‌گوید: « برای آمار دقیق باید چند روزی صبر کنیم.»

باید چند روزی صبر کرد تا آماری دقیق از این حوزه منتشر شود اما آنچه مشخص است این است که ضربه‌ای که بر پیکر گردشگری وارد شد، مدت زیادی وقت می‌گیرد تا درمان شود.

iran-emrooz.net | Mon, 13.01.2020, 15:27
سیستان و بلوچستان را آب برد، مسئولین را خواب!

دویچه وله فارسی

در ادامه فاجعه‌ها و حوادث دردناکی که در روزهای گذشته مردم ایران با آن دست به گریبان بوده‌اند، حال نوبت به سیل رسید. سیستان و بلوچستان درگیر سیلی ویرانگر شده است که به گفته‌ی مسئولان در جنوب این استان در نخستین ساعات، ارتباط بیش از ۵۰۰ روستا را قطع کرد. بنا بر گزارش‌های منتشرشده بر اثر بارش باران و جاری شدن سیلاب حدود ۳۵۰ میلیون متر مکعب آب در ثانیه از دو سد بزرگ زیردان و پیشین سرریز کرده است.

مسئولان استانی می‌گویند، این حجم آب در مناطق  دشتیاری، پلان و باهوکلات آمده و روستا‌ها در محاصره هستند، منطقه کنارک و زرآباد زیرآب هستند و جا‌هایی که در محاصره سیل نیستند نیز راه‌های ارتباطی قطع است. احمدعلی موهبتی استاندار سیستان و بلوچستان می‌گوید، با تلاش‌های صورت گرفته اما هنوز حدود ۴۰۰ روستا در محاصره سیل هستند.

در این میان اداره کل حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان در اطلاعیه‌ای نسبت به احتمال خروج گاندوها (تمساح‌های پوزه کوتاه) از برکه‌ها هشدار داده است. در این اطلاعیه آمده است، با سرریز شدن آب رودخانه‌ها و سدها در منطقه احتمال خروج تمساح‌ها و اسیرشدن در امواج خروشان آب و دور شدن آنها از زیستگاه اصلی‌شان وجود دارد. اداره کل حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان با فراخواندن مردم به خودداری کردن از تردد در حاشیه‌ی چندین رودخانه و محل تجمع‌ آب‌های راکد، از آماده‌باش یگان حفاظت این اداره برای “پیشگیری از وقوع حوادث تلخ و حملات احتمالی حیات وحش” خبر داده است.

سیل در حالی در سه روز گذشته سیستان و بلوچستان را بلعید که بیشترین حجم اخبار و تجزیه‌ و تحلیل‌ها در روزهای گذشته به فاجعه‌ سرنگونی هواپیمای اوکراینی و جان باختن ۱۷۶ نفر در این پرواز اختصاص یافته و البته به اعتراض‌هایی که در پی آشکار شدن علت اصلی سقوط هواپیما در شهرهای گوناگون در جریان است.

به گفته‌ استاندار سیستان و بلوچستان، با قطع شدن ارتباط زمینی و خرابی پل‌ها، در برخی مناطق کمک‌رسانی با قایق انجام می‌شده که با وخیم‌تر شدن شرایط، دیگر قایق‌ها نیز قادر به حرکت نیستند. استاندار با اشاره به حجم خسارات وارده به منازل، اراضی کشاورزی و تأسیسات و زیرساخت‌ها و راه‌های ارتباطی از نیاز به حمایت ملی برای جبران خسارت‌ها سخن گفته است.

استاندار سیستان و بلوچستان بر ضرروت ارسال بالگرد به منطقه برای ادامه کمک‌رسانی و “دست کم تأمین آذوقه‌ی مردم”، تأکید می‌کند. این مقام مسئول در مصاحبه با رسانههای داخلی گفته است که  “تنها یک بالگرد از هلال احمر بندرعباس به این منطقه آمده و بالگرد‌های مرکز استان به دلیل نامساعد بودن وضعیت هوا نتوانسته‌اند به منطقه سیل‌زده ورود کنند.”

این مقام استانی با اشاره به قطعی برق و عدم امکان پخت نان، مطلوب نبودن شرایط اسکان و کمک‌رسانی به مردم اظهار امیدواری کرده است که پشتیبانی بیشتری برای کمک به مردم سیل‌زده‌ی این استان و مهار سیل صورت بگیرد.

شمار قربانیان و حجم خسارت‌ها

برخی مسئولان استانی از نامشخص بودن خسارت سیل و قربانیان آن سخن می‌گویند، سازمان هلال احمر از کشته شدن سه نفر در هرمزگان و مفقود شدن یک تن در سیستان و بلوچستان خبر می‌دهند. استاندار سیستان و بلوچستان می‌گوید، تاکنون خسارت جانی جز یک مورد در رودخانه سرباز نداشته‌ایم. مدیر مرکز حوادث و فوریت‌های پزشکی زاهدان از جان باختن یک دختربجه ۵ ساله در اثر ریزش آوار در کهک سراوان سخن می‌گوید.

اما در شبکه‌های اجتماعی کاربران ابعاد فاجعه سیل سیتان و بلوچستان را بیشتر از این توصیف می‌کنند و از احتمال افزایش شمار قربانیان سیل می‌نویسند. شدت سیل در برخی مناطق استان به حدی بوده که مردم برای ایمن بودن از سیل، به بلندای درخت‌ها پناه برده‌ و شب را روی شاخه درختان در زیر بارش شدید باران، صبح کرده‌اند.

فائقه راغی یکی از خبرنگاران فعال در این استان در مصاحبه‌ای با شبکه‌های داخلی می‌گوید، اکثر مزارع را آب گرفته، مردم دام‌هایشان را از دست داده‌اند و کپرهای کپرنشین‌ها را آب برده است. به گفته‌ی این خبرنگار، مردم بلوچستان می‌گویند خیلی‌ها کمک‌های هلال احمر را دریافت نکرده‌اند و نیاز به کمک‌های دارویی، غذایی، آب ولوازم بهداشتی دارند. او می‌گوید، در روستاهای بلوچستان مشکل قطعی آب و برق پیش‌تر هم بوده و آنها در حال حاضر قطعی آب و برق و اینترنت دارند و مسیر ارتباطی با تلفن همراه و اینترنت هم قطع شده است.

راغی هم چنین از مسدود بودن راه‌ها و دشواری رساندن بیماران و زنان باردار به مراکز درمانی سخن گفته است. دیگر گزارش‌ها هم از مشکلاتی که به دلیل بارش‌های سنگین در وضعیت خدمات‌رسانی به بیماران به وجود آمده می‌نویسند. رئیس بیمارستانی در شهرستان زهک از ریزش سقف اتاقی در بخش “سی‌سی‌یو” بیمارستان خبرداده است. نوید برهان‌زهی یکی از شهروندان این استان، فعال در زمینه گردشگری و صنایع دستی و البته فعال در توییتر هم از وضعیت این منطقه‌ی سیل‌زده می‌نویسد و گوشه‌ای از مصیبتی را که مردم این منطقه با آن دست به گریبانند به تصویر می‌کشد.

بسیاری فعالان رسانه‌ای و اجتماعی در این بخش از ایران‌ با کمک طلبیدن از مردم برای امدادرسانی به سیل‌زدگان از افکار عمومی می‌خواهند که در میان اتفاقات تلخ این روزها سیستان و بلوچستان را به فراموشی نسپارند. اما صدای کمک‌خواهی مردمان سیستان و بلوچستان در سایه فاجعه‌ سقوط هواپیما و اعتراض‌های پس از آن به پنهانکاری مسئولان، گم شده است. روزنامه همدلی می‌نویسد، « حتی صداوسیما نیز چندان به موضوع سیل این استان نپرداخته است و مشغول آیتم‌های توجیهی خود در مورد اتفاقات اخیر است.»

آیا سیل سرزده آمد؟

در کنار محرومیت‌های شدیدی که مردم این استان با آن دست به گریبانند، در کنار گم بودن صدای کمک‌خواهی مردم این خطه از ایران از هموطنانشان پرسشی که مثل همیشه و در هر فاجعه‌ای مطرح می‌شود این است که آیا می‌شد جلوی این بحران را گرفت یا دست کم با مدیریت درست از ابعاد فاجعه کاست؟ آیا سیل سیستان و بلوچستان سرزده آمد؟

مریم طالشی، خبرنگار روزنامه ایران در توییتر می‌نویسد «تمام آبی که در حال حاضر به صورت سیل در دشتیاری جاری شده، به خاطر باران نیست. بخشی از آن نتیجه‌ سرریز شدن سدزیردان چابهار است. با وجود اینکه از دو هفته پیش نسبت به وقوع بارندگی شدید هشدار داده شده بوده، آب سد رهاسازی نشده و همین شدت سیلاب را بیشتر کرده است.»

نماینده مردم زابل در مجلس شورای اسلامی از عدم انجام اقدامات پیشگیرانه که باعث شده تا سیل به مردم استان خسارت بالایی وارد کند، انتقاد کرده است. حبیب‌الله دهمرده در تذکری شفاهی در جلسه علنی امروز مجلس گفت: «این سیل قابل پیش‌بینی بود». به گفته‌ او، به دلیل فراهم نبودن زیرساخت‌ها سیل به استان سیستان و بلوچستان خسارات زیادی وارد کرده است. نماینده مردم زابل می‌گوید، «براساس مصوبات ستاد بحران باید لایروبی رودخانه‌ها انجام می‌شد و اقداماتی پیشگیرانه برای جلوگیری از وقوع سیل صورت می‌گرفت، اما نه تنها اقدامی نشده بلکه خسارت سنگینی به مردم وارد شده است. ظاهرا پیشگیری برای برخی از مسئولان اصلا معنایی ندارد.»

توییت کوتاه نوید برهان‌زهی بازگوکننده‌ی پیشگیری و مدیریت بحران توسط مسئولین در بزنگاه چنین حوادثی است. او نوشته است: «دشتیاری را آب برد مسئولین را خواب!»

iran-emrooz.net | Mon, 13.01.2020, 14:34
رسوائی و بی‌کفایتی حکومتگران جمهوری اسلامی!‏

فاجعه‌ی سرنگونی هواپیمای مسافربری، و رسوائی و بی‌کفایتی حکومتگران جمهوری اسلامی!‏

اعتراف به سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراین توسط سپاه پاسداران که طی آن ۱۷۶ تن جان باختند، ‏سران جمهوری اسلامی را در تنگنای جدیدی قرار داده‌است. بعد از سه روز تلاش رسمی برای کتمان ‏واقعیت، تهدید روزنامه نگاران و معترضان، خود حکومت به این واقعیت تلخ اعتراف کرده‌است، اما هم چنان ‏به دنبال توجیه شلیک به هواپیمای مسافربری و سخیف‌تر از آن کتمان آن است. ‏

جمهوری اسلامی مدعی است که پدافند هوائی به اشتباه به هواپیمائی که از فرودگاه تهران برخاسته ‏بود، شلیک کرده‌است. جدا از این که چگونه می شود تفاوت یک هواپیمای مسافربری را با «موشک کروز» ‏تشخیص نداد، همین امر نشان می دهد که چه بلبشوئی بر این کشور حاکم است که رهبر جمهوری ‏اسلامی و فرماندهان تحت امر او دستور موشک باران پایگاه‌های آمریکا در عراق را صادر می کنند، اما ‏فراموش می کند که پرواز هواپیماهای مسافربری را در این شرائط جنگی متوقف کنند.‏

خامنه‌ای و سرداران تحت فرمان او، به دولت عراق و چه بسا به آمریکا، اطلاع می‌دهند که قصد حمله به ‏فلان پایگاه را دارند، اما به فرودگاه تهران اطلاع نمی‌دهند که پروازها را متوقف کند.  از درایت سران رژیم ‏همین بس که موشک‌باران آن‌ها در عراق تلفاتی نداشته، اما پدافند آن‌ها در تهران جان ۱۷۶ تن را گرفته ‏است و به یک فاجعه‌ی غیرقابل گذشت انسانی دامن زده‌است. ‏

فاجعه‌بارتر، کتمان واقعیت و خاک پاشیدن بر چشم مردم بود. فرمانده سپاه می گوید همان روز صبح به ‏مسئولان بالا موضوع را اطلاع داده است، اما سران حکومت از خامنه‌ای تا روحانی مدعی هستند که تا ‏روز شنبه اطلاع نداشته‌اند. ولی همه‌ی شواهد نشان می دهد که سران رژیم جمهوری اسلامی تصمیم ‏داشتند طبق معمول با دروغ موضوع را خاتمه دهند. به همین دلیل هم بلافاصله اعلام کردند که علت ‏سقوط هوا پیما نقص فنی بوده است و تاکید کردند که بحث احتمال سرنگونی از طرف پدافند هوائی ‏‏«جنگ روانی» است. اما بالاخره بعد از انتشار شواهد کافی، زیر فشار بین‌المللی پذیرفتند که «اشتباه» ‏صورت گرفته‌است.‏

در هر کشور دیگری چنین اشتباهی، دروغ و لاپوشانی آن به استعفای مسئولان آن استباه منجر می شد، ‏اما در کشور ما آب از آب تکان نمی خورد. هیچ کس پاسخگوی این فاجعه‌ی انسانی و دروغ به مردم ایران ‏و جهانیان نیست. هیچ کس مسئولیت تلاش برای قلب واقعیت در مورد این اتفاق تاسف‌بار را به عهده ‏نمی‌گیرد. امری که طی چهل سال گذشته به یک رویه‌ی معمول در جمهوری اسلامی تبدیل شده‌است و ‏تنها به حادثه‌ی سرنگونی هواپیمای اکراین محدود نمی‌شود. مصلحت نظام جمهوری اسلامی برای سران ‏آن انجام هر کاری را مجاز می کند، اعم از سرکوب، کشتار و دروغ را. ‏

مسئولیت شلیک به هواپیمای مسافربری اوکراین و قتل ۱۷۶ تن سرنشنین و خدمه‌ی ‌آن بر عهده‌ی سران ‏رژیم و در راس آن‌ها خامنه ای رهبر رژیم و فرمانده کل نیروهای مسلح است. مردم معترض ایران به‌حق ‏خواستار استعفای خامنه‌ای و برکناری او هستند.‏

اجبار رژیم به اعتراف بر اشتباه و عقب نشینی از دروغ آشکار خود، اولین گام مهم در اعلام بی کفایتی این ‏حکومت و سردمداران آن در اداره‌ی کشور و تامین مصالح ان است.‏

اتحاد جمهوریخواهان ایران جنایت ساقط نمودن هواپیمای مسافربری توسط حکومت را شدیدا محکوم می ‏کند؛ با بازماندگان و خانواده‌های قربانیان این فاجعه اعلام همدردی می کند و خواستار شناسائی آمران و ‏عاملان این جنایت، کتمان آن و دروغ به مردم ایران و جهانیان است. ان چه رخ داده است تنها یک خطا و ‏سهو انسانی نیست، بلکه بازتاب ساختار معیوب حکمرانی جمهوری اسلامی در کشور است که مصالح ‏حلقه‌ی قدرت را بر مصالح کشور و مردم ارجح می داند و از قربانی کردن جان انسان ها و انتشار اخبار ‏دروغ ابائی ندارد. ما از اعتراضات مردم در سراسر کشور علیه این بی کفایتی حکومت و حکومتگران ‏پشتیبانی می‌کنیم.‏

هیات سیاسی اجرائی
اتحاد جمهوریخواهان ایران‎ ‎
‏۲۳ دی ۱۳۹۸ - ۱۳‏‎ ‎ژانويه‎ ‎‏۲۰۲۰‏

iran-emrooz.net | Sun, 12.01.2020, 19:52
ادامه اعتراض‌ها در ایران، شعار علیه خامنه‌ای و سپاه

دویچه وله فارسی

بار دیگر در تهران و شهرهای مختلف تظاهراتی در اعتراض به نحوه خبررسانی درباره سرنگونی هواپیمای اوکراینی برگزار شد. در چند دانشگاه پایتخت دانشجویان یاد قربانیان این حادثه را گرامی داشتند و علیه حکومت شعار دادند.

یک روز پس از انتشار بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در تأیید سرنگونی یک هواپیمای مسافربری شرکت هواپیمایی اوکراین بر اثر شلیک موشک پدافند هوایی سپاه پاسداران، بار دیگر شماری از شهروندان ایرانی تجمع کردند و دست به تظاهرات زدند.

به گزارش خبرگزاری ایسنا روز یک‌شنبه ۲۲ دی (۱۲ ژانویه) در چند مرکز آموزش عالی پایتخت، از جمله دانشگاه‌های بهشتی، علامه طباطبایی و خواجه نصیر مراسم یادبودی برای قربانیان سقوط هواپیمای اوکراینی برگزار شد که با شعارهایی در اعتراض به “سهل‌انگاری” مسئولان همراه بود.

مسئولان جمهوری اسلامی پس از سه روز فریب افکار عمومی، پنهان‌کاری و تکذیب گزارش‌ها درباره هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری شرکت اوکراینی سرانجام اعتراف کردند که این هواپیما اندکی پس از برخاستن از فرودگاه “امام خمینی” به مقصد کی‌یف بر اثر اصابت موشک سقوط کرد و تمام ۱۷۶ سرنشین آن کشته شدند.

بیشترین قربانیان این حادثه شهروندان ایرانی و کانادایی بوده‌اند. تعدادی از مسافران این پرواز دانش‌آموختگان دانشگاه‌های مهم تهران بودند و شماری از آنها قصد داشتند پس از توقف در کی‌یف با هواپیمای دیگری به محل زندگی و تحصیل خود در کانادا سفر کنند.

علیرضا دشتابی، مدیر رسانه دانشجویی دانشگاه بهشتی، می‌گوید تعداد شرکت‌کنندگان در مراسم یادبودی که ظهر یک‌شنبه در این دانشگاه برگزار شد تا هزار نفر برآورد می‌شود و این میزان استقبال از چنین مراسمی “بی‌نظیر” است.

او درباره این مراسم گفت: «پرسش دانشجویان در تجمع امروز این بود که چرا مسئولان از همان ابتدا علت سانحه غم‌انگیز سقوط هواپیمای اوکراینی را اعلام نکردند و دانشجویان از این موضوع ناراحت بودند.»

در برخی مراکز آموزشی، مسئولان تلاش کردند با برگزاری مراسم یادبود حرکت‌های اعتراضی دانشجویان را که از روز شنبه آغاز شد و به بیرون از دانشگاه‌ها کشید مهار کنند.

در دانشگاه علامه طباطبایی معاونت فرهنگی مراسمی برگزار کرد اما تعداد زیادی از دانشجویان در محوطه دانشگاه تجمع کردند و علیه مسئولان حکومتی شعار دادند. برخی گزارش‌ها حاکی از حمله نیروهای امنیتی به دانشجویان این دانشگاه است.

تکذیب ورود نیروهای امنیتی به دانشگاه علامه

مدیر روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبایی تجمع دانشجویان معترض در محوطه دانشگاه را تأیید می‌کند اما ورود ماموران امنیتی به آن را رد کرده و به ایسنا گفته است: «به هیچ عنوان نیروهای امنیتی به داخل دانشگاه ورود نکردند و نیروهای انتظامی و امنیتی در بیرون دانشگاه مستقر بودند و این تجمع بدون هیچ گونه خشونتی به اتمام رسید.»

به رغم وجود گزارش‌ها و شواهد فراوانی که احتمال اصابت موشک به هواپیما را تأیید می‌کرد تمام مقام‌های ارشد سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی تا صبح شنبه ادعای خود در مورد نقص فنی و آتش‌سوزی در یکی از موتورهای هواپیما را تکرار می‌کردند.

علی عابدزاده، رئیس سازمان هواپیمایی کشور، در یک برنامه تلویزیونی سقوط هواپیما بر اثر برخورد موشک سامانه دفاعی را “غیرممکن” دانست و حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس جمهوری حسن روحانی، خبرها در این زمینه را “جنگ روانی” خواند و روزنامه‌نگاران ایرانی خارج از کشور را تهدید کرد به آن دامن نزنند.

روز چهارشنبه برخی رسانه‌های آمریکایی و سیاست‌مدارانی نظیر نخست‌وزیران کانادا و بریتانیا با استناد به داده‌های ماهواره‌ای که وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) ارائه کرده احتمال برخورد “غیرعمدی” موشک‌های سپاه با هواپیمای مسافربری اوکراینی را باورپذیر ارزیابی کردند.

علی ربیعی، سخنگوی دولت، در بیانیه‌ای این گزارش‌ها را یک “روش کاملا حساب شده و شناخته شده در عملیات روانی” خواند و نوشت: «در آینده که مشخص شد این ادعای دروغ عاری از حقیقت است هیچ کس مسئولیت این دروغ بزرگ را بر عهده نخواهد گرفت.»

به سخنگوی دولت دروغ گفتند؟

روز یک‌شنبه سازمان هواپیمایی، حسام‌الدین آشنا و ربیعی به خاطر این اظهارات، که به نوعی همدستی در فریب افکار عمومی است، عذرخواهی کردند. آشنا در یک پیام توئیتری نوشته که او را فریب دادند و عباس عبدی، فعال سیاسی، از قول ربیعی در روزنامه اعتماد نوشته که به او دروغ گفته‌اند.

این دروغ‌گویی‌ها و پنهان‌کاری‌ها زمانی آشکارتر شد که امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، روز شنبه در یک گفت‌وگوی تلویزیونی مسئولیت حادثه صبح چهارشنبه را بر عهده گرفت و گفت مامور سامانه پدافند هوایی سپاه هواپیمای مسافربری اوکراینی را “اشتباها موشک کروز تشخیص داده” و به سمت آن شلیک کرده است.

فرمانده هوافضای سپاه همچنین گفته است که همان صبح چهارشنبه که از واقعیت ماجرا مطلع شده موضوع را به مقام‌های بالاتر گزارش کرده است. این مقام‌های بالاتر ستاد کل نیروهای مسلح و منصوب کننده رئیس آن و فرمانده کل قوا علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی است.

شعار علیه خامنه‌ای، به عنوان مسئول اصلی حادثه

ظاهرا به دلیل مسئولیت مستقیمی که در این حادثه بر گردن فرمانده کل قواست در تظاهراتی که روز شنبه برگزار و روز یک‌شنبه در تهران و برخی دیگر از شهرها تکرار شد بیشترین شعارها علیه شخص خامنه‌ای سر داده شد.

خبرگزاری هرانا، وابسته به مجموعه فعالان حقوق بشری در ایران، در شبکه توئیتر یک فیلم ویدئویی منتشر کرده که به گفته این رسانه حرکت اعتراضی دانشجویان دانشگاه بهشتی را نشان می‌دهد.

شماری از هنرمندان ایران از شهروندان ساکن تهران و دیگر شهرهای ایران خواسته بودند روز یک‌شنبه ساعت شش بعد از ظهر برای همدردی با بازماندگان قربانیان هواپیمای سرنگون شده شرکت هواپیمایی اوکراین در میدان‌های آزادی شهرهایشان تجمع کنند.

برخی از این هنرمندان، از جمله رخشان بنی‌اعتماد، فیلم‌ساز، کمی دیرتر اعلام کردند که به خاطر تهدید و فشار ماموران امنیتی دعوت خود را پس می‌گیرند. با این همه در میدان آزادی تهران و برخی دیگر از شهرها عده‌ای گرد آمدند و علیه حکومت شعار دادند.

در شبکه‌های اجتماعی ویدئوهای زیادی منتشر شده که ظاهرا تجمع‌های اعتراضی در خیابان‌های اطراف میدان آزادی تهران و برخی شهرهای دیگر، مانند یزد، اصفهان، رشت، شیراز، مشهد، بابل، سمنان، کرمانشاه، اراک و ... را نشان می‌دهند.

برخی شعارهایی که در این ویدئوها شنیده می‌شوند از این قرارند: “فرمانده کل قوا، استعفا، استعفا”، “ننگ ما، ننگ ما، رهبر الدنگ ما”، “کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم”، “مرگ بر اصل ولایت فقیه”، “سپاه جنایت می‌کنه، رهبر حمایت می‌کنه”.

گفته می‌شود در برخی نقاط تهران و بعضی از شهرها ماموران امنیتی به سمت تظاهرکنندگان گاز اشک‌آور پرتاب کرده‌اند و در مواردی نیروهای لباس شخصی به ضرب و شتم معترضان پرداخته‌اند.

خبرگزاری فارس، از رسانه‌های نزدیک به نیروهای امنیتی و سپاه، پیش‌تر ادعا کرده بود خامنه‌ای تا روز جمعه از واقعیت آنچه بامداد چهارشنبه رخ داد اطلاع نداشته است.

مهدی کروبی، نماینده معترض به نتایج اعلام شده انتخابات سال ۸۸ که از ده سال پیش بدون حکم قضائی در بازداشت خانگی به سر می‌برد، در نامه سرگشاده‌ای به رهبر جمهوری اسلامی نوشته که او “بدون شک” هیچ یک از شرایط و صفات احراز این مقام مطابق قانون اساسی را ندارد.

خامنه‌ای؛ شریک فریب یا فرمانده بی‌خبر؟

او به خامنه‌ای می‌گوید اگر از همان صبح چهارشنبه در جریان واقعیت برخورد موشک با هواپیمای مسافربری قرار گرفته به این معناست که “با علم به موضوع به مسئولان نظامی و امنیتی و تبلیغاتی اجازه فریب مردم” را داده است.

کروبی در ادامه نوشت: «و اگر آنطور که می‌گویند در جریان این فاجعه نبودید و پیگیر کشف حقیقت هم نشدید پس بفرمایید چه فرمانده کل قوایی هستید که آنان اینچنین شما و کشور را به بازی می‌گیرند.»

به گفته برخی نمایندگان مجلس و مطابق برخی دیگر از شواهد تا روز جمعه رئیس جمهوری، حسن روحانی و حتی علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در جریان واقعیت سقوط هواپیمای اوکراینی قرار نداشته‌اند.

اگر این موضوع صحت داشته باشد نشان می‌دهد “دولت پنهان” با پشتوانه ولایت مطلقه فقیه برای “دولت منتخب” هم چندان ارزشی قائل نیست، چه برسد برای شهروندان و افکار عمومی. ظاهرا بر همین پایه است که سپاهیان همچنان به تناقض‌گویی مشغولند؛ روز شنبه فرمانده هوافضای سپاه جلوی دوربین تلویزیون و مقابل مردم گفته بود صبح چهارشنبه از ماجرا مطلع شده و به مافوق خود گزارش داده؛ فرمانده کل سپاه پاسداران، حسین سلامی، روز یک‌شنبه به “نمایندگان منتخب مردم” در مجلس می‌گوید غروب چهارشنبه از هدف قرار گرفتن هواپیما به وسیله موشک “اطمینان یافته” است.

iran-emrooz.net | Sun, 12.01.2020, 18:03
خاش، دلگان و روستاهای تفتان در محاصره سیل

سیلاب در سیستان و بلوچستان با قطع ارتباط ۳۵۰ روستا و آسیب پل‌ها و شبکه‌های آب و برق همراه شده است. روستاییان و عشایر به غذا و سوخت و پتو نیاز دارند اما امکانات هلال احمر کافی نیست. خطر ریزش سقف خانه‌های گلی بالاست.

بارندگی دو روزه و طغیان رودخانه‌ها خسارات گسترده‌ای به زیرساخت‌های استان سیستان و بلوچستان وارد کرده است. مدیرکل راهداری این استان می‌گوید راه‌های ارتباطی ۹۰ روستای حاشیه تفتان و میرجاوه قطع شده است. رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر از کشته شدن یک نفر در بشاگرد و مفقود شدن یک شهروند دیگر در شهرستان راسک خبر می‌دهد.

خبرگزاری ایسنا می‌نویسد، شهرستان‌های خاش، دلگان و روستاهای حاشیه تفتان در محاصره سیل قرار دارند و مردم برخی شهرها و روستاها تا کمر در آب فرو رفته‌اند: «امکانات هلال احمر برای کمکرسانی کافی نیست چرا که امکانات و زیرساخت‌های مناسب به اندازه کافی برای بازگشایی راه‌های مواصلاتی روستایی و نیز خدمات رسانی به سیل زده های محروم استان وجود ندارد.»

فرماندار قصرقند اعلام کرده که ۴۰ روستای این شهرستان در محاصره آب قرار دارند و ارتباط شان با پیرامون قطع شده است. او از سقوط ۳۰ تیر برق در این شهرستان نیز خبر داده است.

فرماندار دلگان از خسارات مادی و زیرساختی فراوان، تلف شدن احشام و دام مردم و آسیب‌های جدی به واحدهای مسکونی، مزارع و موتورهای کشاورزی خبر می‌دهد. او اعلام کرده که ۱۱۷ میلیمتر باران در شهرستان باریده در حالی که متوسط بارندگی سالانه استان ۱۱۳ میلیمتر است.

فرماندار سرباز نیز از قطع ارتباط این شهرستان با بندر چابهار به دلیل طغیان رودخانههای فصلی خبر داده و گفته است که بیش از ۲۰۰ روستای سرباز با مرکز شهرستان هیچ ارتباطی ندارند. اعلام شده که با اصرار دهیاران و شوراهای روستایی، اهالی توانسته‌اند به موقع خانه‌های گلی خود را ترک کنند.

فرماندار دلگان از نیاز این منطقه به اکیپ‌های امدادی و اقلام ضروری یاد کرده و گفته که در برخی مناطق وسایل و زندگی مردم را آب برده و روستاییان و عشایر به غذا نیاز دارند: «هوا رو به سرماست و نیازمند اقلام گرمایشی اعم از پتو و بخاری و همچنین توزیع نفت سفید به صورت ویژه هستیم. توزیع آب آشامیدنی و نان و آرد نیز بسیار حیاتی است»

خبرگزاری ایسنا به نقل از بخشدار ایرندگان خاش می‌نویسد: «به طور میانگین حدود ۹۰ میلی متر باران در این بخش باریده و هم اینک خطرات ریزش کوه و ریزش سقف منازل قدیمی و خشت و گلی احساس می‌شود.»

فرماندار خاش اعلام کرده که خطری متوجه سد مهران نیست اما باران ده‌ها دیوار حفاظتی و بند خاکی در این شهرستان را تخریب کرده است. به دلیل بارش سنگین برف، محور ترانزیتی خاش به زاهدان به شدت لغزنده است.

رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی ایران، علت تغییر الگوی بارش‌ در جنوب کشور را ناشی از دو عامل “تغییر پذیری آب و هوا” و “تغییرات اقلیمی” دانسته است.

iran-emrooz.net | Sun, 12.01.2020, 16:37
همدردی هنرمدان ایران با قربانیان هواپیمای اوکراینی

در پی هدف قرارگفتن هواپیمای مسافری اوکراینی توسط سپاه علیرضا قربانی دو کنسرت خود را لغو کرده و ۱۰۰هنرمند مشهدی از شرکت در جشنواره تئاتر فجر انصراف داده‌اند. شماری از گروه‌های نمایشی نیز گفته‌اند که یکشنبه اجرا نخواهند داشت. خانه هنرمندان خواهان پاسخگویی به احساسات عمومی شد.

علیرضا قربانی، خواننده موسیقی سنتی، طی یادداشتی اعلام کرده که پس از “وقایع هولناک و باورنکردنی روزهای اخیر” کنسرت‌های برنامه ریزی شده برای روزهای ۲۶ و ۲۷ دی را اجرا نمی‌کند. او یکشنبه ۲۲ دی نوشت: «با صراحت تمام و آگاهی كامل، انتقاد جدی خود به رفتارهای غیر قابل گذشت و خلاف اخلاق را به دست اندركاران ابراز داشته و آرزو داریم كاش برای تسكین این اندوه جانكاه رفتار خردمندانه‌تر، صادقانه‌تر و مهربان‌تری در قبال هم وطنانمان خصوصا آنها كه در این مدت جگر گوشه‌های خود را در آغوش ندارند از جانب حاكمیت شاهد باشیم. شاید دره عمیقی كه بین مردم و ایشان است كمی هموار شود.»

این کنسرت‌ها قرار بود در قالب پروژه‌ “با من بخوان” اجرا شوند که یک اجرای الکتروآکوستیک جمعی با رویکردی اجتماعی انتقادی است.

قربانی گفته که مجموعه عوامل این پروژه سعی داشتند با زبان هنر، در احوالات روز جامعه با مردم هم‌نوا و همصدا باشند: «پس از وقایع هولناك و غیر قابل باور روزهای اخیر احساس كردیم اجرای این مجموعه حق مطلب این روزها را ادا نمی‌كند و قطعات، باید كامل‌تر شود تا هم حزن خانواده‌های این عزیزان را التیام باشد هم در حافظه جمعی تاریخی كشور این فاجعه غیر قابل باور به زبان موسیقی ثبت شود تا رسالت «با هم خواندن» را عهده‌دار شویم. پس علی‌رغم اشتیاق، تمهیدات جدی و اقدامات حرفه‌ای برای برگزاری كنسرت‌های تهران در روزهای ۲۶ و ۲۷ دی‌ماه، با آلام روحی بسیار، مصمم به تعهد حرفه‌ای و اجتماعی خود برای لغو كنسرت‌ها اقدام نمودیم.»

تعطیلی ده‌ها اجرای تئاتر

هم‌زمان تعدادی از گروه‌های نمایشی اعلام کرده‌اند که اجراهای یکشنبه ۲۲ دی ماه را در همراهی با مردم سوگوار تعطیل می‌کنند.

“سقوط در کوه مورگان” به کارگردانی منیژه محامدی، «فرانکشتاین» به کارگردانی ایمان افشاریان، “چنور” به کارگردانی قطب‌الدین صادقی و ۲۰ نمایش دیگر از جمله برنامه‌هایی هستند که در همبستگی عوامل نمایش با سوگ مردم اجرا نخواهند شد.

منیژه محامدی به ایسنا گفته است: «دوست داریم که همدردی خود را به این شیوه با هموطنان‌مان نشان دهیم. بویژه اینکه نمایش ما لبخند کمرنگی هم بر لب تماشاگر می‌آورد و فکر می‌کنیم مردم ما این روزها حال چندان خوشی ندارند  که بتوانند لبخندی به لب بیاورند . بنابراین با اینکه در مدت اجرای‌مان با چندین تعطیلی رو به رو بوده‌ایم، ترجیح دادیم امشب هم در کنار مردم باشیم و روی صحنه نرویم.»

انصراف از جشنواره فجر

صد هنرمند مشهدی نیز که قرار بود در سه گروه نمایشی در ۳۸مین جشنواره تئاتر فجر شرکت کنند، از حضور در این فستیوال انصراف داده‌اند. گروه‌های “آدیداس”، “جانی سکیکی” و “خدای جنگ” در یک بیانیه گفته‌اند توان روحی حضور در جشنواره را ندارند و برای همدردی با مردم داغدیده ایران در ماجرای سقوط هواپیمای بویینگ ۷۳۷ چنین تصمیمی گرفته‌اند.

آنها در بخشی از این بیانیه نوشته‌اند: «واقعیت این است که درست نمی‌دانیم این انصراف از حضور، چقدر برای مدیران فرهنگی کشور مهم هست یا نیست، اما چیزی که بیش از این‌ها اهمیت دارد درد جانکاهی است که کشور عزیز و ملت شریف ایران را فرا گرفته و شاید با همین اقدام همدردانه به اندازه خود و نه بیشتر، تسلای قلب داغدیده مردم‌مان باشیم. چه اینکه دیگر توانی در روحیه ما برای حضور در این جشنواره و فعلاً هیچ جشنواره‌ای نمانده است.»

بغض مسعود کیمیایی، تسلیت خانه هنرمندان

روز شنبه ۲۱ دی، مسعود کیمیایی، کارگردان سینما، در ویدئوی کوتاهی گفته بود که فیلم “خون شد” را به نشانه تسلیت ‌گویی از جشنواره فیلم فجر خارج می‌کند.

او گفت:  «من امروز خیلی بغض دارم. من هیچ وقت اهل جشنواره نبودم و سمت و سوی من همیشه مردم بوده است و اگر نگاه کنیم، می‌بینیم که مردم روزگار سختی دارند و هر روز خبرهای بدی می‌شنوند. من در این شرایط دوست ندارم فیلمم در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شود، به نشانه تسلیتی که به همه آدم‌ها دارم.»

تهیه‌کننده این فیلم اما به رسانه‌ها اعلام کرده که “خون شد” در جشنواره فجر شرکت می‌کند: «اما با احترام به نگاه و نظر آقای کیمیایی تقاضای ما این است که فیلم در بخش کارگردانی داوری نشود و در مابقی بخش‌ها مورد قضاوت قرار بگیرد.»

رخشان بنی‌اعتماد، فیلمساز، نخستین هنرمندی بود که پس از اعلام شلیک پدافند سپاه به هواپیمای مسافربری، در پیامی توییتری مردم را به تجمع در میدان آزادی در پاسداری از “حرمتِ داغدارانِ این افتضاحِ سخت”  دعوت کرد. او ساعاتی بعد خبر داد که به دلیل تهدیدهای امنیتی، دعوت خود را پس می‌گیرد. 

جمع دیگری از هنرمندان نیز با بازماندگان فاجعه اعلام همدردی کرده و خواهان پیگیری و شفاف‌سازی بیشتر شده‌اند. سید علی صالحی، نیکی کریمی، منیژه حکمت، بهمن فرمان‌آرا، پرویز پرستویی، تهمینه میلانی، شهره سلطانی، ماهایا پتروسیان در میان این جمع هستند.

در تازه‌ترین واکنش، شورای‌ عالی خانه هنرمندان ایران با ابراز تاسف و تسلیت برای مرگ مسافران بیگناه پرواز تهران کی‌یف، خواستار معرفی مقصران این حادثه و حوادث چند ماهه اخیر شد. در متن این پیام آمده است: «امید و انتظار آن می‌رود که مقصران این حادثه ناگوار و نیز آنچه در حوادث تلخ چند ماهه اخیر کشور واقع شده و متاسفانه همواره با پنهان‌کاری، بی‌توجهی به احساسات عمومی و عدم صداقت و اطلاع رسانی شفاف و به موقع همراه بوده است، معرفی شده و پاسخگو باشند.»

iran-emrooz.net | Sun, 12.01.2020, 15:44
واکنش مقام‌های دولتی به سه روز  دروغگویی و کتمان حقیقت

دویچه وله فارسی

در پی اقرار سپاه به ساقط کردن هواپیمای اوکراینی، مقام‌های دولتی ایران تغییر لحن دادند. وزیر خارجه “شرمسار ایران و ایرانی” است. سفیر ایران در لندن “عذرخواهی” کرد. مشاور روحانی “گول” خورده و یک مسئول شهری در فکر استعفاست.

پس از آنکه ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی “خطای انسانی به صورت غیرعمد” را دلیل سقوط هواپیمای اوکراینی اعلام کرد و فرمانده هوا ـ فضای سپاه پاسداران نیز پس از سه روز پنهانکاری، مسئولیت سرنگون کردن این هواپیمای مسافربری و کشته شدن تمام سرنشینان آن را پذیرفت، وزیر خارجه ایران اعلام کرد که “باید شرمسار ایران و ایرانی بود.”

محمدجواد ظریف بامداد امروز یکشنبه ۲۲ دی (۱۲ ژانویه) در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «مهم نیست کجای یک ساختار ایستاده‌ایم، کجای یک اشتباه بدفرجام، در این تراژدی تاریخی باید شرمسار ایران و شرمسار شهروندان بود که مردم بر همه چیز مقدمند.»

ظریف همچنین نوشت: «تمام قد تعظیم می‌کنم در برابر رویاهایی که بر زمین افتادند، در برابر دیدارهایی که هرگز تازه نشد و در سوگ انتظاری که برای همیشه به درازا خواهد کشید.»

وزیر خارجه ایران در حالی از “شرمساری” در برابر ایران و ایرانی سخن می‌گوید که دستگاه تحت امرش و همین‌طور دولت روحانی پیش از این نه تنها احتمال سقوط هواپیمای اوکراینی توسط ایران را رد کرده بودند، بلکه طرح این موضوع را به “جنگ روانی” و “فضاسازی مشکوک” نسبت داده بودند.

عذرخواهی از “ارزیابی اشتباه”

عباس موسوی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، یک روز پیش از اقرار سپاه پاسداران به ساقط کردن هواپیمای اوکراینی، به “فضاسازی‌های مشکوک” در خصوص سقوط این هواپیمای مسافربری واکنش نشان داده بود.

حمید بعیدی‌نژاد، سفیر ایران در بریتانیا نیز در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی اسکای‌نیوز با بیان اینکه “اطمینان” دارد نیروهای مسلح ایران مسئول سقوط هواپیمای اوکراینی نبوده‌اند، گفته بود که «هیچ موشکی در آن منطقه در آن زمان شلیک نشده است.»

بعیدی‌نژاد نیز دیروز شنبه در پیامی توییتری از بابت “این ارزیابی اشتباه” که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به هیچ عنوان هواپیمای اوکراینی را سرنگون نکرده‌اند، “عذرخواهی و اظهار تأسف” کرد و گفت که تنها “یافته‌های اشتباه” مقام‌های مسئول ایران را منعکس کرده است.

”امان از پنهانکاری”

حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس جمهوری ایران نیز یک روز پس از سرنگون شدن هواپیمای مسافربری در یک پیام تهدیدآمیز توییتری به رسانه‌های فارسی‌زبان خارج کشور “هشدار” داده بود که به گفته خود “از مشارکت در جنگ روانی مربوط به هواپیمای اوکراینی و همکاری با ایران‌ستیزان خودداری کنند.”

رسانه‌های فارسی‌زبان مورد نظر آقای آشنا به‌خصوص پس از گزارش‌های منابع آمریکایی و در پی آن اظهارات رئیس جمهوری آمریکا و نخست‌وزیر کانادا، از “احتمال” ساقط کردن هواپیمای مزبور توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی خبر داده بودند. تعدیل لحن حسام‌الدین آشنا در توییت دیگرش هم که “اشتباه نکنید؛ هشدار هرگز تهدید نیست”، تغییری در مضمون آن که اصرار بر امتناع از تلاش برای پیگیری حقیقت بود، نداد.

مشاور حسن روحانی نیز پس از اقرار سپاه پاسداران به سرنگون کردن این هواپیما، دیروز شنبه بدون عذرخواهی از تهدید پیشین‌اش علیه “کارگزاران ایرانی‌تبار رسانه‌های فارسی‌زبان”، در توییتر نوشت: «آنچه خبر می‌پنداشتند دروغ بود. آنچه دروغ می‌پنداشتند خبر بود. ما ـ را ـ گول خوردیم. امان از پنهانکاری.»

دامنه اعتراض به همین “پنهانکاری” مورد اشاره حسام‌الدین آشنا به برخی مسئولان شهری نیز رسیده است. بهاره آروین، عضو هیأت رئیسه شورای شهر تهران، در همین ارتباط از احتمال استعفای خود خبر داده است.

احتمال استعفا در ساختاری “غرق در فساد و دروغ”

خانم آروین در پیامی که امروز یکشنبه در صفحه‌های تلگرام و اینستاگرام خود منتشر کرده، علت استعفای احتمالی‌اش را “ناامیدی” از اصلاحات در “ساختار موجود” عنوان کرده و نوشته است: «دو سال قبل که با رای شما به شورای شهر تهران راه پیدا کردم، آرزوهای بزرگی داشتم که بتوانم برای زندگی بهتر شما تلاش کنم. اما هر روز که می‌گذرد، ناامیدتر می‌شوم از این‌که بتوان در ساختار موجود قدمی برای کاهش رنج شهروندان برداشت.»

بهاره آروین افزوده است: «بر این باور بودم و هستم که شفاف بودن و شفاف عمل کردن یکی از اصلی‌ترین راه‌های کاهش فساد است. اما دریغ که امروز در ساختاری غرق در فساد سیستماتیک، با منظره‌ای تکان‌دهنده از دروغ و پنهان‌کاری و مسئولیت‌ناپذیری روبه‌رو شده‌ایم که با ساز و کار موجود، هیچ امیدی به اصلاحش نداریم.»

این عضو شورای شهر تهران البته اعلام کرده است: «هنوز نمی‌دانم که استعفای شخصی آیا می‌تواند به نتیجه‌ای منجر شود یا لااقل به معنای اقدام مسئولانه از موضع منتخب مردم تلقی شود یا خیر. هنوز باید فکر کنم، ولی اگر به چنین نتیجه‌ای رسیدم، پیشاپیش عذرخواه مردم این شهر غم‌زده خواهم بود.»

قطع همکاری با صدا و سیما: دیگر نمی‌توانم...

در این میان دو تن از مجریان رادیو تلویزیون حکومتی ایران نیز از قطع همکاری خود با صدا و سیمای جمهوری اسلامی خبر داده‌اند. زهرا خاتمی‌راد، یکی از این مجریان، شامگاه شنبه در صفحه اینستاگرام خود “مردم” را خطاب قرار داد و نوشت: دیگه هرگز به تلویزیون باز نخواهم گشت.»

صبا راد، مجری و نویسنده برنامه‌های رادیو تلویزیونی نیز در صفحه اینستاگرام‌اش از جمله نوشت: «پس از ۲۱ سال کار در رادیو و تلویزیون، قادر به ادامه فعالیت در رسانه نیستم. دیگر نمی‌توانم...»

اقراری پس از سه روز انکار

در حالی که نظامیان جمهوری اسلامی پس از سرنگون شدن هواپیمای اوکراینی سکوت اختیار کرده بودند، دولت ایران از همان ابتدا به تکذیب آنچه آن را “شایعات رسانه‌های خارجی” می‌نامید، پرداخت. محمد اسلامی، وزیر راه و شهرسازی ایران، شامگاه چهارشنبه قاطعانه احتمال سرنگونی هواپیما با اصابت موشک را رد کرده و علت آن را “نقص فنی” اعلام کرد. مسئولان سازمان هواپیمایی ایران نیز که تحت امر وزیر راه فعالیت می‌کنند، همواره احتمال اصابت موشک به هواپیما را رد می‌کردند.

علی ربیعی، سخنگوی دولت ایران نیز پنجشنبه ۱۹ دی گزارش‌های منابع آمریکایی مبنی بر احتمال سرنگونی هواپیما با اصابت موشک را “عملیات روانی” و “دروغ‌پردازی” خوانده بود.

تا آنکه بامداد دیروز شنبه، پس از گذشت بیش از ۷۲ ساعت از سقوط هواپیمای اوکراینی، ستاد کل نیروهای مسلح ایران با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد که این هواپیمای مسافربری به دلیل نزدیک شدن به یک “مرکز حساس نظامی سپاه” با “خطای انسانی و به صورت غیرعمد” هدف پدافند هوایی قرار گرفته و سرنگون شده است.

امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده هوا ـ فضای سپاه پاسداران نیز پیرو انتشار این اطلاعیه، با حضور در نشستی خبری، درباره علت سقوط هواپیمای اوکراینی گفت: «زمانی که اطمینان پیدا کردم که این اتفاق افتاده، آرزوی مرگ کردم. همه مسئولیت‌های این کار را می پذیریم.»

یک مقام بلندپایه رفتر ریاست جمهوری ایران اعلام کرده که حسن روحانی، رئیس جمهوری و رئیس شورای عالی امنیت ملی ایران تا عصر جمعه گذشته از این امر بی‌اطلاع بوده است.

خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، مدعی شده که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، تا بامداد جمعه از خبر اصابت موشک به هواپیمای مسافربری بی‌اطلاع بوده است. منتقدان جمهوری اسلامی و بسیاری از ناظران و تحلیلگران، با توجه به اینکه خامنه‌ای هم‌زمان رئیس کل قوا هم هست، این ادعا را باورپذیر نمی‌دانند.

در جریان سرنگون شدن هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اوکراین توسط سپاه پاسداران در بامداد چهارشنبه ۱۸ دی، تمامی ۱۷۶ سرنشین این هواپیما که دست‌کم ۱۳۹ نفر از آنها ایرانی بودند، کشته شدند.

iran-emrooz.net | Sun, 12.01.2020, 10:22
جعبه سیاه خبر / عباس عبدی

منتشر شده در روزنامه اعتماد،‌ یکشنبه ۲۲ دی ماه ۱۳۹۸

بنده معمولا در مراحل اولیه هر رخداد پیگیر اخبار آن نیستم، زیرا با وجود فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی چنان اخبار و تحلیل‌های ضد و نقیضی منتشر می‌شود که خواندن آنها جز اتلاف وقت و نیز اغتشاش روح و روان نتیجه دیگری ندارد. بنابراین صبر می‌کنم تا ابعاد ماجرا روشن شود بعد داوری یا اظهارنظر کنم. ولی در این مورد خاص قضیه متفاوت بود. چون برخی از نزدیکانم پیگیر ماجرا بودند، سعی کردم که مساله را حداقل برای خودم روشن کنم.

هر چند نکته‌ای که از ابتدا برایم قطعی می‌نمود، این است که دروغگویی در این مورد عملی احمقانه است. شاید دروغگویی درباره زندانیان عجیب نباشد، چون تجربه چنین دروغ‌هایی را علیه خودم داشته‌ام؛ زیرا کسی آنجا نیست که حقیقت را برملا کند، خدا هم که آنجاست، ظاهرا در این دنیا اقدامی نمی‌کند، همه را گذاشته برای آن دنیا، ولی این مورد قابل کتمان نبود و دیر یا زود مساله روشن می‌شد. بنابراین احتمال می‌دادم که مسوولان حقیقت را می‌گویند، نه به این دلیل که دروغگو نیستند، بلکه به این دلیل که گمان می‌کردم شعور دارند که در این مورد دروغ نگویند. با این حال پیگیر ماجرا شدم.

بعدازظهر پنجشنبه یکی از مقامات بالای دولت را در جمعی دیدم. اولین پرسشم درباره اتفاق ناگوار کرمان و سپس سقوط هواپیما بود. کس دیگری هم سوال نکرد. قدری درباره کرمان توضیح داد و در مورد هواپیما در یک کلمه قاطعانه گفت که آن نقص فنی بوده. آن قدر قاطع بود که تردیدی نداشتم که خودش هم همین طور فکر می‌کرد!

شب در خانه بودم که زنگ زدم به یکی از مسوولان هواپیمایی کشوری که او را می‌شناختم. جواب نداد. بعد خودش زنگ زد، معلوم شد که همراه رییس هواپیمایی کشوری در صداوسیما بوده تا توضیح دهند که چرا موشک نبوده!

البته برخی توجیهات برای ذهن ساده قابل فهم بود، اینکه در هوا منفجر نشده، اینکه با شکم روی زمین آمده و در زمین منفجر شده که سوخت هواپیما کامل و پر بوده و... ولی خب چند نکته را هم نگفتند. اینکه ترکش‌های روی بدنه چه معنایی دارد؟ اینکه موشک حرارتی به موتور می‌خورد و بدنه را دو نیم نمی‌کند. اینکه چرا صحبتی میان خلبان با برج مراقبت نیست و اینکه فیلم ویدیویی موجود را چگونه توجیه می‌کنند؟

او گفت رییس قاطعانه رد می‌کند. در حالی که من نظر او را خواسته بودم و او هم یک جوری صحبت می‌کرد که حدس زدم خیلی هم جدی نیست. ولی بالطبع باید به من حقیقت را می‌گفت. یا حداقل اظهار عدم اطمینان می‌کرد و با اما و اگر حرف می‌زد. حداقل به صورت ضمنی به من می‌گفت که حاضر نیست قاطعانه اظهارنظر کند. چون هواپیمایی کشوری و وزارت راه حتما باید از ماجرا اطلاع می‌داشتند. البته مهم‌تر از آنها پدافند هوایی است که باید به‌طور قطع می‌دانست که چه دسته‌گلی به آب داده است.

گذشت و کمابیش شک داشتم ولی هنوز فکر می‌کردم که اینها آن قدر می‌دانند که نباید خلاف واقع نگویند. به ویژه تکذیب سخنگوی دولت را که دیدم بیشتر اطمینان یافتم ولی هنوز پرسش‌های اصلی حل نشده بود. بعدازظهر جمعه بود که آقای ربیعی زنگ زد. پس از یک احوالپرسی کوتاه گفت: نظرت چیه؟ چه کار کنم؟ گفتم: درباره چی؟ گفت: کل ماجرا دروغ است و آبروی من رفته است. جالب است که ربیعی هم در ابتدا فکر آبروی خودش بود!

البته حق داشت، زیرا ساختاری که تا این حد به راحتی به خودش رحم نمی‌کند دلیلی ندارد که افراد به فکر آبروی آن باشند. توضیح داد که روحانی به او زنگ زده که بخش‌های آخر اطلاعیه‌ات درست نیست. در حالی که او می‌گفت وزیر راه و رییس سازمان هواپیمایی کشوری قاطعانه برخورد موشک را رد کرده بودند. گفتم بگذار فکر کنم، اطلاع می‌دهم ولی فعلا چیزی نگو. نیم ساعت بعد چند بار زنگ زدم، تلفنش پاسخ نداد، دو ساعت بعد خودش زنگ زد که به کلی به هم ریخته است، دو تا قرص خورده که بتواند بخوابد. الان هم دارد می‌رود جلسه.

دیگر چیزی به او نگفتم. فایده‌ای هم نداشت تا الان هم به توصیه من عمل نکرده است. یاد مشورتش افتادم که پرسید به من پیشنهاد سخنگویی دولت شده بپذیریم یا خیر؟ ظاهرا تنها کسی که به او گفته بود نپذیر من بودم. نه به دلیل اینکه معتقدم نباید به دولت کمک کرد، بلکه می‌دانستم که این کار مشکلات خودش را دارد و حالا دچار آن شده است. دلم برایش سوخت. امروز هم دیدمش بنده خدا گریه می‌کرد!

بلافاصله اقدام کردم و به همه رسانه‌هایی که می‌شناختم، پیام دادم که مبادا روی نفی اصابت موشک کار کنید. به‌طور ضمنی اصل ماجرا را هم گفتم. ولی چون گفته بودند که پس از جلسه شورای امنیت بیانیه خواهند داد، گفتم منتظر خبرهایی باشید و تا آنجا که می‌توانستم به همه گفتم صبر کنید. قرار است مسوولیت بپذیرند.

در این میان از یک کانال دیگر هم اقدام کردم که نتایج آن وحشتناک بود. آنان پیگیری کردند با نزدیک‌ترین ارتباطات ممکن برای کسب خبر، بعد قاطعانه رد کردند که اصولا قضیه مربوط به شلیک موشک باشد. و من هر چه بیشتر تعجب می‌کردم که این چه ساختاری است که خودی‌ترین نیروهایش نیز خبر ندارند.

بعدا معلوم شد که مساله فراتر از دروغگویی است. دروغی در میان نبوده. یک پنهانکاری ساختاری که به مراتب بدتر از دروغگویی است! و هنگامی که صبح شد، تمامی آوار آن ساختار فاجعه‌بار روی هم خراب شد و اتفاقا روی اصولگرایان بیشترین خرابی را داشت.

به نظر من مساله فراتر از دروغگویی است. با یک ساختار معیوب و ناکارآمد مواجهیم. از همه جالب‌تر دستورات صادر شده قضایی برای برخورد با مقصران ماجراست. مساله اساسی در این ماجرا حتی اصل دروغگویی نیست. مساله این است که آیا ممکن است چنین اتفاقی رخ داده باشد و با گذشت سه روز به اطلاع بالاترین مقام‌های سیاسی و نظامی کشور نرسیده باشد؟ آیا ممکن است سطوحی از عوامل اجرایی این اشتباه را مرتکب شده باشند و آن را مسکوت گذاشته و اجازه ندهند که خبر ماجرا از دایره خودشان بالاتر رود؟

متاسفانه آنان که به مردم پاسخ دادند بر اساس داده‌های دیگران اظهارنظر کردند. داده‌هایی که گمان می‌کردند صد درصد درست است، ولی درست نبود. پنهانکاری نظام‌مند ریشه این بحران است که فراتر از دروغ است. خیلی صریح بگویم، پیش‌تر در مورد قتل‌های زنجیره‌ای هم گفته بودم که بی‌اطلاعی مسوولان از آن قتل‌ها، به مراتب بدتر از این بود که آن قتل‌ها به دستور مسوولان رخ داده باشد. اکنون هم باید گفت بی‌اطلاعی از ماجرا در هر رده‌ای که باید مطلع باشد، به مراتب و به مراتب بدتر از اصل این اتفاق است.

این رویداد فاجعه‌بار به ما چند نکته را گوشزد می‌کند. اول از همه اینکه فقدان رسانه آزاد، مادر تمام مصایب جامعه ایران است. رسانه‌ای که نتواند در همه امور سر بکشد، بودنش زیان‌بارتر از نبودش است. رسانه است که باید ثابت می‌کرد این اتفاق بر اثر شلیک موشک رخ داده. ولی مسوول کدام رسانه است که حتی فکر چنین چیزی را به ذهن خود راه دهد، چه رسد به آنکه به مرحله عمل درآورد؟

شاید بپرسید چطور می‌توانست ثابت کند. کافی بود مکالمات موجود و ضبط شده خلبانان دیگر که شاهد شلیک موشک بوده‌اند را به دست می‌آورد. کافی بود با چند خلبان مستقل و کارشناس هوایی مستقل صحبت می‌شد. کافی بود که امکان دسترسی به نظامیان مرتبط با واقعه را داشتند. کافی بود که می‌توانستند چند پرسش اصلی درباره اجزای گوناگون ماجرا از جمله قطع ناگهانی ارتباط خلبان با برج مراقبت یا نحوه سقوط بدون کنترل را می‌نوشتند. کافی بود که شاهدان عینی جرات داشتند، حرف بزنند و روزنامه‌نگار آن را منتشر کند.

همه اینها برای روشن شدن ماجرا کفایت می‌کرد و البته اگر چنین شرایطی بود نه کسی جرات می‌کرد که دروغ بگوید و از آن بدتر ۳ روز پنهانکاری کند. حتی بعد از روشن شدن ماجرا هم دروغ گفتند و تغییر مسیر را بهانه کردند. به‌‌رغم آنکه مسوولیت کامل ماجرا را فرمانده پدافند هوایی به عهده گرفته است، ولی این بخشی از ماجراست. از یک سو باید مسوولیت پنهانکاری سیستماتیک نیز روشن شود که به مراتب بدتر از اصل اشتباه است. چون اشتباه گریزناپذیر است، کم و زیاد رخ می‌دهد، ولی پنهانکاری و دروغ گفتن به مردم، آن هم در چنین مساله‌ای غیر قابل پذیرش است و اشتباه نیست، بلکه یک برنامه و رفتار انتخاب شده است.

مسوولیت هواپیمایی کشوری و نیز وزارت راه در این ماجرا غیرقابل کتمان است. آنان نمی‌توانند بگویند که به ما دروغ گفته شده است و از خود رفع مسوولیت کنند. آنان به شیوه‌های گوناگون قادر بوده‌اند که دروغ بودن این ادعاها را ثابت کنند. برج کنترل، خلبانان دیگر، شواهد تجربی و معاینه‌های مستقیم و نیز فیلم‌های منتشر شده را می‌توانستند بررسی کنند و حداقل باید می‌گفتند که منتظر اعلام نتایج بررسی می‌مانیم نه آنکه قاطعانه رد کنند. در این باره سخن بسیار است باید در روزهای آینده گفت ولی مهم‌تر از همه اقداماتی است که باید صورت گیرد.


٭ تیتر یادداشت از شعر استاد شفیعی‌کدکنی به عاریه گرفته شده است:

ما شاهد سقوط حقیقت
ما شاهد تلاشی انسان
ما صاحبان واقعه بودیم
چندی به ضجر شعله کشیدیم
وینک درون خاطره دویدیم
گفتند رو به اوج روانیم
دیدیم سیر سوی هبوط است
شعر سپید نیست که خوانیش
این جعبه سیاه سقوط است.

iran-emrooz.net | Sat, 11.01.2020, 9:34
دروغ بزرگ رسوایی بزرگ!

سران امپراتوری دروغ از همان اول هم می‌دانستند که پدافند هوایی زیر کنترل سپاه هواپیمای اوکراینی را زده است. اما سه شبانه روز آسمان ریسمان بافتند. می‌خواستند ببینند می‌توانند سر مردم دنیا هم مانند مردم ایران کلاه بگذارند و این فاجعه را نیز مانند کشتار آبان لاپوشانی کنند اما جامعه جهانی اجازه نداد چنین شود...

آمن نباش!
احمد زیدآبادی

وای از رسوایی! چیزی بدتر از این خداوند خلق نکرده است! همۀ ابعاد فاجعۀ ساقط کردن هواپیمای اوکراینی یک طرف و کتمان حقیقت و دروغگویی در بارۀ علت آن، طرف دیگر!
یعنی اگر منابع آمریکایی، موشک شلیک شده به سمت هواپیما را در فضا رهگیری و افشا نمی‌کردند، قرار بود علت سقوط هواپیما تا ابد متکوم بماند؟ یعنی آن فردی که موشک را شلیک کرد یا فرمان شلیک داد، نمی‌دانست چه دسته گلی به آب داده است؟ یعنی اصلاً در این باره گزارش نداد؟ یا گزارش دروغ داد؟ یا اینکه او گزارشش را به درستی داد اما قرار شد که فاجعه نادیده گرفته شود؟
آیا وقتی که سخنگوی دولت، مشاور رئیس جمهور، مسئولان هواپیمایی و بسیاری محافل اصولگرا بخصوص رسانه‌های آنها، با ضرس قاطع و اطمینان خاطر کامل، بحث شلیک موشک را “جنگ روانی آمریکا” و “دروغی بزرگ” اعلام کردند، از اصل ماجرا بی‌اطلاع بودند؟ یا اطلاعات دروغ به آنها داده شده بود؟ یا خود در صدد دروغگویی برآمدند؟
هر کدام که باشد یک رسوایی تمام‌عیار است! حالا آنها چطور می‌خواهند چشم در چشم مردم بدوزند؟ چطور انتظار دارند که از این پس مردم حرف آنان را باور کنند؟ چرا فکر کرده‌اند که این دنیا اینقدر بی‌حساب و کتاب است که می‌توان واقعیتی چنین فاجعه‌آمیز را به کلی قلب کرد؟
بارها در این کشور نسبت به کتمان حقایق ورواج دروغ هشدار داده شده بود! چرا کتمان حقایق برای عده‌ای چنان سهل می‌آید که از عواقب آن نمی‌ترسند!
چونک بد کردی بترس آمن نباش
زانکه تخم است و برویاند خداش

***

محمد فاضلی (استاد دانشگاه)

آنچه نابخشودنی است

معلوم شد هواپیمای اوکراینی هدف موشک خودی قرار گرفته است.
اشتباه و اتفاق بخشی از ذات نظامیگری ، فناوری و حتی صنعت هوایی است.
اما دروغگویی و اصرار بر پنهان‌کاری ، با ذات اطلاع‌رسانی و روراستی با ملت در تضاد است.
سه روز پنهانکاری کردن خطرناک است.
وحشتناک، پاسخ این سؤال است:
«سیستم‌هایی که تا به این حد پنهانکار و غیرشفاف هستند، چه چیزهای دیگری را پنهان میکنند یا قادرند پنهان کنند؟»
هولناک، پنهان نگه داشتن واقعیت از دولت است که اگر پنهان نشده بود رئیس سازمان هواپیمایی و سخنگوی دولت با آن اصرار از نفی سناریوی اصابت موشک نمی گفتند.
دروغگویی و پنهانکاری سیستماتیک نابخشودنی است.
نمی‌دانم بر داغ بر دل مانده قربانیان پرواز بگریم یا بر این سطح از نابخردی!! بی‌اخلاقی یا ناکارآمدی که بر سر میلیون‌ ها ایرانی آوار می‌شود.

***

نظام بدون روتوش “جمهوری اسلامی”

من تعجب و حیرت دوستان رو از اینکه نظام هواپیما رو زده باشه متوجه نمیشم یا بهتر بگم از تعجب شما تعجب میکنم میگم یعنی اینها تاریخ نخوندن؟ نخوندن که خمینی با فتوای قتل کسروی و بعد با اعتراض به حق رای زنان وارد تاریخ ایران شد؟با سینما رکس نفت به امواج انقلاب اسلامی ریخت؟ اون دروغ‌ها و وعده‌ها که بعد گفت تقیه بود را نشنیدن؟ اون صحنه با کمربند به جان مستقبلین افتادن رو ندیدن؟پشت بام رفاه چطور؟ اون “بشکنید این قلم ها” را چطور؟اون اشاره اش به فالوس خودش و گفتن این که “اینها از آزادی این رو میخوان” هم نشنیدید؟ خرداد ۶۰ چطور؟ “لاکن جنگ نعمت است” چی؟ همه اینها به کنار دیگه ۶۷ رو که باید شنیده باشید؟ دارم از ماهیت و ژنتیک یک نظام حرف می‌زنم که تاریکترین و مرتجع‌ترین بخش‌های وجود ایرانی رو که خواب بود بیدار کرد و بسیج کرد برای ساختن ارتش تباهی، پدری که پسرش رو فروخت، زنی که بخاطر حجاب چنگ بصورت زنی دیگر در اتوبوس انداخت، مردی که به دختر پسری که دست همو گرفته بودن گیر داد، اینها همه نشانه بود.
تا این رو نشناسید و باورش نکنید خب حتما تعجب خواهید کرد نمیدونید که این یک سیستم فکری است که جان انسان و اساسا انسان درش معنا و اعتباری نداره،این سیستم فکری حالا صاحب یک حاکمیت سیاسی شده،دیپلمات و تکنوکرات هم داره اما همه اینها باعث نمیشه به غرایز تشکیل دهنده‌اش پشت کنه خلخالی و لاجوردی چهره بدون روتوش این نظام بود و ظریف و خاتمی چهره بزک کرده،که همین بزک کرده‌ها در مواقع بحران نقاب برمیدارن و باز دوستان تعجب خواهند کرد “ما باورمون نمیشه”، لطفا باور کنید دوستان تا دیگر سورپرایز نشوید و ما هم دچار خسران نشویم از داشتن دوستان ساده لوحی مانند شما!
فیسبوک امید حنیف (Omid Hanif)


این گزارش تکمیل می‌شود

iran-emrooz.net | Sat, 11.01.2020, 6:00
هواپیمای اوکراینی به صورت غیرعمد هدف قرار گرفته است

بر اثر بروز خطای انسانی و به صورت غیر عمد، هواپیمای اوکراینی مورد اصابت قرار گرفت

ستاد کل نیروهای مسلح اعلام کرد: بر اثر بروز خطای انسانی و به صورت غیر عمد، هواپیمای مسافربری اوکراینی مورد اصابت قرار گرفته که متاسفانه موجب به شهادت رسیدن جمعی از هموطنان عزیز و جان باختن تعدادی از اتباع خارجی شد.

به گزارش ایسنا متن کامل اطلاعیه ستاد کل نیروهای مسلح به این شرح است:

ملت شریف و انقلابی ایران اسلامی؛
درپی وقوع حادثه دلخراش سقوط یک فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ ۷۳۷ خطوط هوایی کشور اوکراین در اولین ساعات صبح چهارشنبه۹۸/۱۰/۱۸ و در بحبوحه تهاجم موشکی به پایگاه آمریکای جنایتکار و احتمال تاثیر اقدامات نظامی در این حادثه، ستاد کل نیروهای مسلح بلافاصله به منظور بررسی این احتمال اقدام به تشکیل هیئت بازرسی متشکل از کارشناسان فنی و عملیاتی، مستقل از سازمان هواپیمایی کشوری نمود که نتایج بررسی شبانه‌روزی و دقیق این هیئت به استحضار ملت شریف ایران می‌رسد:

۱-درپی تهدیدهای رئیس جمهور و فرماندهان نظامی آمریکای جنایتکار مبنی بر هدف قرار دادن تعداد زیادی از اهداف در خاک جمهوری اسلامی ایران در صورت انجام عملیات متقابل و نظر به افزایش بی سابقه تحرکات هوایی در منطقه، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به منظور پاسخگویی به تهدیدات احتمالی در بالاترین سطح آماده‌باش قرار گرفتند.

۲- در ساعات پس از انجام عملیات موشکی، پرواز های جنگی نیروهای تروریست آمریکایی در پیرامون کشور افزایش یافته و برخی اخبار نیز از مشاهده ی اهداف هوایی به سمت مراکز راهبردی در کشور به واحدهای دفاعی واصل و اهداف متعددی در برخی صفحات رادار مشاهده شد که موجب حساسیت بیشتر در مجموعه‌های پدافند هوایی گردیده است.

۳- در چنین شرایط حساس و بحرانی، پرواز شماره ۷۵۲ خطوط هوایی اوکراین از فرودگاه امام خمینی(ره) حرکت نموده و درهنگام چرخش، کاملاً در حالت نزدیک شونده به یک مرکز حساس نظامی سپاه و در ارتفاع و شکل پروازی یک هدف متخاصم قرار می‌گیرد که در این شرایط بر اثر بروز خطای انسانی و به صورت غیر عمد، هواپیمای مذکور مورد اصابت قرار گرفته که متاسفانه موجب به شهادت رسیدن جمعی از هموطنان عزیز و جان باختن تعدادی از اتباع خارجی می‌گردد.

۴- ستاد کل نیروهای مسلح ضمن عرض تسلیت و اظهار همدردی با خانواده‌های داغدار هم وطن و جان باختگان اتباع سایر کشورها و عذرخواهی به خاطر خطای انسانی پیش آمده، اطمینان کامل می دهد با پیگیری انجام اصلاحات اساسی در فرآیندهای عملیاتی در سطح نیروهای مسلح امکان تکرار این گونه خطاها را غیر ممکن ساخته و بلافاصله مقصر آن را به سازمان قضایی نیروهای مسلح معرفی نماید تا با خطاهای صورت گرفته برخورد قانونی صورت گیرد.

۵- همچنین ابلاغ گردید تا در اسرع وقت مسئولین مربوطه در سپاه با حضور در رسانه ملی توضیحات مشروحی را به مردم شریف ارائه نمایند.


بیانیه حسن روحانی درباره سقوط هواپیمای بویینگ؛
مسببین این اشتباه نابخشودنی مورد پیگرد قانونی قرار می‌گیرند

حسن روحانی در بیانیه ای اعلام کرد متأسفانه خطای انسانی و شلیک اشتباه، به یک فاجعه بزرگ منجر شد و ده‌ها انسان بی‌گناه قربانی شدند.

به گزارش ایسنا،‌ متن بیانیه حسن روحانی به این شرح است:

ملت شریف ایران

با نهایت تأسف و تأثر، ساعاتی قبل از نتیجه تیم تحقیقاتی ستاد کل نیروهای مسلح مربوط به سانحه سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی مطلع شدم. در فضای تهدید و ارعاب رژیم متجاوز آمریکا علیه ملت ایران پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی و به منظور دفاع در برابر حملات احتمالی ارتش آمریکا، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در آماده باش صددرصد قرار داشتند که متأسفانه خطای انسانی و شلیک اشتباه، به یک فاجعه بزرگ منجر شد و دهها انسان بی‌گناه قربانی شدند.

جمهوری اسلامی ایران از این اشتباه فاجعه بار بسیار متأسف است و اینجانب از سوی جمهوری اسلامی ایران به خانواده‌های قربانیان این فاجعه دردناک، عمیقا تسلیت عرض می کنم و به کلیه دستگاه‌های ذیربط دستور می‌دهم که تمامی اقدامات لازم برای جبران، همدردی و دلجویی از ایشان به عمل آورند. همچنین ضمن ابراز تأسف شدید، همدردی دولت ایران را به ملت‌ها، دولت‌ها و خانواده‌های قربانیان غیرایرانی تقدیم می‌نمایم. وزارت امور خارجه، همکاری کامل کنسولی برای شناسایی و بازگرداندن پیکرهای قربانیان به خانواده‌هایشان را به عمل می آورد.

این حادثه دردناک موضوعی نیست که به سادگی بتوان از کنار آن گذشت. می‌بایست تحقیقات تکمیلی برای شناسایی کلیه علل و عوامل این فاجعه ادامه یافته و مسببین این اشتباه نابخشودنی مورد پیگرد قانونی قرار گرفته و نتایج به استحضار ملت شریف ایران و خانواده‌های قربانیان برسد.

همچنین ضرورت دارد برای رفع نقاط ضعف سامانه‌های پدافندی کشور، ترتیبات و تمهیدات لازم اتخاذ گردد تا هرگز چنین فاجعه‌ای تکرار نشود.

مجددا ضمن اظهار همدردی با خانواده‌های قربانیان این حادثه دردناک، برای درگذشتگان از درگاه الهی، غفران و رحمت الهی، و برای بازماندگان صبر و اجر مسألت دارم.

حسن روحانی .  رئیس جمهوری اسلامی ایران

iran-emrooz.net | Fri, 10.01.2020, 20:54
صنایع فولاد و ۸ مقام امنیتی جمهوری اسلامی تحریم شدند

در واکنش به حملات موشکی ایران به دو پایگاه نظامی آمریکا در خاک عراق، ایالات متحده روز جمعه ۲۰ دی‌ماه (دهم ژانویه) تحریم‌های تازه‌ای را علیه صنایع ایران اعلام کرد و همچنین هشت مقام دیگر جمهوری اسلامی از جمله علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی را به لیست افراد تحریم‌شده افزود.

استیو منوچین، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در نشستی همراه با مایک پمپئو، وزیر خارجه این کشور، در کاخ سفید گفت: «۱۷ تحریم تازه علیه صنایع گوناگون ایران اعمال خواهد شد. افزون بر این هشت مقام ایرانی که در حمله اخیر موشکی به پایگاه‌های آمریکا دخالت داشتند تحریم می‌شوند.»

مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا نیز ‌گفت: هشت شخص ارشد رژیم ایران از جمله رییس بسیج که کارش سرکوب مردم است و دیگر مقامات رسمی نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای را تحریم کرده‌ایم.

وی افزود: ایران می‌داند هیچ کدام از دستگیر شدگان دوتابعیتی در ایران گناهکار نیستند و اتهام‌ها علیه آن‌ها ساختگی است. ما به تلاش‌های خود برای آزادی آن‌ها ادامه می‌دهیم.

استیون منوچین وزیر خزانه‌داری آمریکا جزئیات بیشتری از این تحریم را شرح داد. او گفت: همان‌طور که پرزیدنت گفت، به دلیل حمله به سفارت و حمله موشکی علیه مواضع آمریکا در عراق، بر تحریم‌ها علیه رژیم ایران اضافه می‌شود.

منوچین افزود: تحریم‌های ما علیه صنایع فولاد و آلومینیوم ایران است و هر فرد یا شخصی که در حوزه ساختمان سازی، نساجی و معدن با ایران همکاری داشته باشد، تحت تحریم‌های قرار می‌گیرند.

«ما بزرگترین تولیدکنندگان فلزات در ایران را مشمول تحریم می‌کنیم و بر بخش های جدید از اقتصاد ایران از جمله ساخت و ساز، صنعت و معدن تحریم اعمال می‌کنیم. این تحریم‌ها تا وقتی رژیم تامین بودجه تروریسم جهانی را متوقف نکند و متعهد نشود که هیچوقت صلاح اتمی نداشته باشد ادامه می‌یابد.»

افرادی که تحریم شده‌اند:

* علی شمخانی - دبیر شورای عالی امنیت ملی
* محمدرضا آشتیانی - جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح
* علی عبداللهی - معاون هماهنگ‌کننده ستاد کل نیروهای مسلح
* غلامرضا سلیمانی - رئیس سازمان بسیج مستضعفین
* محمدرضا نقدی - معاون هماهنگ‌کننده سپاه
* محسن رضایی - دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام
* علی‌اصغر حجازی از اعضای بلندپایه بیت رهبر ایران
* محمد قمی معاون ارتباطات و امور بین‌الملل رئیس دفتر بیت رهبر ایران که گاهی در سفرهای خارجی نماینده اوست.

نهادهای خارجی که تحریم شده‌اند:

* شرکت تجاری پامچل پکن به دلیل خرید مستمر فولاد از فولاد مبارکه اصفهان
* پاور انکر لیمیتد در سیشل که برای شرکت تجاری پامچل پکن خرید می‌کرده
* شرکت دریایی هونگ‌یوان که کشتی‌اش برای حمل فولاد تولیدی فولاد مبارکه استفاده شده

شرکت فولاد مبارکه اصفهان که نیمی از فولاد ایران را تولید می‌کند پیشتر مشمول تحریم‌های آمریکا شده بود.

شرکت‌های ایرانی تولیدکننده آهن، فولاد و مس که تحریم شده‌اند:

* صبا استیل
* شرکت فولاد هرمزگان
* شرکت فولاد اصفهان
* شرکت فولاد اکسین خوزستان
* شرکت فولاد خراسان
* شرکت فولاد کاوه جنوب کیش
* شرکت آلیاژهای فولادی ایران
* شرکت معدنی و صنعتی گل‌گهر
* شرکت معدنی و صنعتی چادرملو
* شزکت آهن و فولاد ارفع
* شرکت فولاد خوزستان
* شرکت آهن و فولاد غدیر ایرانیان

شرکت آلومینیوم ایران که ٧٥ درصد آلومینیوم ایران را تولید می‌کند، آلومینیوم المهدی، شرکت ملی صنایع مس ایران و شرکت خلاق تدبیر پارس (تولید کننده مس) هم تحریم شده‌اند. تخمین زده‌می‌شود که حداقل صد هزار نفر در کارگاه‌ها و کارخانه‌های تولید فلز و رقمی در همین حدود در معادن ایران کار می‌کنند.

برخی از این شرکت‌هایی که تحریم شدند خود چندین شرکت دیگر را در زیر مجموعه‌شان دارند. دور قبلی تحریم وسیع صنایع فلزی ایران اردیبهشت سال گذشته اعمال شد.

به گفته حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران تحریم‌های آمریکا در سه سال اخیر حدود ۲۰۰ میلیارد دلار زیان یا کسر درآمد برای ایران داشته است.

ترامپ:‌ من رژيم ایران را با تحریم‌های بیشتر پاسخگو می‌کنم

دونالد ترامپ رئيس جمهوری ایالات متحده روز جمعه با صدور بیانیه‌ای هدف از تحریم‌های جدید علیه ایران را تلاش برای پاسخگو کردن جمهوری اسلامی برای «اقدامات تروریستی و نفوذ بدخواهانه‌اش در منطقه» نامید.

پرزیدنت ترامپ روز جمعه ۲۰ دی‌ماه گفت: من رژیم ایران را با قطع درآمدهای آن، که ممکن است برای تامین مالی و حمایت برنامه هسته‌ای، توسعه موشکی، تروریسم، شبکه نیابتی تروریستی و نفوذ بدخواهانه‌اش در منطقه استفاده شود، پاسخگو می‌کنم.

پرزیدنت ترامپ در این بیانیه که متن آن در وبسایت کاخ سفید منتشر شد، افزود: «من یک فرمان اجرایی را به عنوان مجوز اعمال تحریم‌ها علیه هر فرد یا نهادی که در حوزه عمرانی، تولیدی، نساجی، یا معدن فعالیت داشته باشند، یا هر کسی که به چنین افرادی کمک کند، صادر کردم. این فرمان با دادن اختیار به دولت برای اعمال تحریم‌های ثانویه بر نهادهای مالی خارجی، تاثیر عمده‌ای بر اقتصاد ایران خواهد داشت. ایران کماکان در صدر حامیان تروریسم در جهان است. رژیم ایران اعضای نیروهای مسلح ایالات متحده، دیپلمات‌ها و غیرنظامیان و همچنین شهروندان و منافع شرکایمان را از طریق نیروی نظامی و گروه‌های نیابتی‌اش تهدید کرده است.

پرزیدنت ترامپ اضافه کرد: ایالات متحده به مقابله با رفتار مخرب و بی ثبات‌کننده رژیم ایران ادامه خواهد داد. ایران هرگز اجازه نخواهد یافت که سلاح هسته‌ای در اختیار داشته باشد و این تحریم‌های تنبیهی اقتصادی تا زمانی که رژیم ایران رفتار خود را عوض نکند، پابرجا خواهند ماند.

وی در پایان خاطر نشان کرد که ایالات متحده آماده است صلح را با هر کسی که به دنبال آن باشد، در آغوش بکشد.

منابع: بی بی سی، صدای آمریکا

iran-emrooz.net | Fri, 10.01.2020, 18:03
آمریکا اطلاعات مهم سقوط هواپیما را به اوکراین داد

دویچه وله فارسی

به گفته وزیر خارجه اوکراین، آمریکا درباره سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی اطلاعات مهمی در اختیار کی‌یف گذاشته است. مقام‌های آمریکایی احتمال می‌دهند این هواپیما به طور تصادفی هدف پدافند ضد هوایی ایران قرار گرفته باشد.

دو روز پس از سقوط یک بوئینگ ۷۳۷ شرکت هواپیمایی اوکراین در نزدیکی تهران، گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال هدف قرار گرفتن اشتباهی این هواپیما افزایش یافته و کشورهای بیشتری خواستار مشارکت در تحقیق درباره این حادثه شده‌اند.

پس از انتشار خبر سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین که چند ساعت پس از پرتاب تعدادی موشک به دو پایگاه نظامی آمریکا در عراق توسط سپاه پاسداران رخ داد، برخی رسانه‌های آمریکایی به نقل از مقام‌های این کشور از وجود شواهدی دال بر اصابت تصادفی یک موشک زمین به هوا به این هواپیما خبر دادند.

به گزارش رویترز، وادیم پریستایکو، وزیر خارجه اوکراین، روز جمعه، دهم ژانویه (۲۰ دی) در یک پیام توئیتری نوشته که ایالات متحده درباره سقوط هواپیمای اوکراینی “اطلاعات مهمی” در اختیار کی‌یف قرار داده است.

وادیم پریستایکو می‌گوید نمایندگان دولت آمریکا او و رئیس جمهوری اوکراین، ولودیمیر زلنسکی را در جریان این اطلاعات قرار داده‌اند و کارشناسان مشغول ارزیابی آن هستند.

گفت‌وگوی زلنسکی با مایک پومپئو

وزیر خارجه اوکراین گفته که طی روز جمعه رئیس جمهوری اوکراین با مایک پومپئو، وزیر خارجه ایالات متحده، درباره حادثه بامداد چهارشنبه تلفنی گفت‌وگو خواهد کرد.

روز پنج‌شنبه شماری از رسانه‌های آمریکا به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش دادند که ماهواره‌های ایالات متحده شلیک دو موشک در نزدیکی فرودگاه تهران و اندکی قبل از سقوط هواپیمای اوکراینی را رصد کرده‌اند.

جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا نیز گفته است که از طریق منابع مختلف اطلاعاتی در اختیارش قرار گرفته که اصابت موشکی دفاعی ایران به هواپیما شرکت هواپیمایی اوکراین را تائید می‌کنند.

مسئولان ارشد جمهوری اسلامی، تا کنون هر گونه احتمال اصابت موشک به هواپیمای اوکراینی را به شدت رد کرده‌اند. علی عابدزاده، رئیس سازمان هواپیمایی ایران، بعد از ظهر پنج‌شنبه در این باره گفت: «برخورد موشک به هواپیمای اوکراینی از لحاظ علمی غیرممکن و چنین شایعاتی، هیچ‌گونه منطقی ندارد.»

بوئینگ ۷۳۷ شرکت هواپیمایی اوکراین اینترنشنال اندکی پس از ساعت شش بامداد چهارشنبه ۱۸ دی فرودگاه “امام خمینی” را با ۱۶۷ مسافر و ۹ خدمه پرواز به مقصد کی‌یف ترک کرد و دقایقی بعد در منطقه محمود آباد شهریار و نزدیک شهرک پرند در جنوب غرب تهران سقوط کرد.

در این سانحه که مسئولان جمهوری اسلامی علت آن را نقص فنی و آتش گرفتن یکی از موتورهای هواپیما عنوان می‌کنند تمام سرنشینان جان خود را از دست داده‌اند.

در ساعت‌های نخست پس از سقوط هواپیما درباره ملیت سرنشینان آن اطلاعات ضد و نقیضی منتشر شد. مقصوداسعد سامانی، دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی، صبح چهارشنبه در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان گفته بود حدود ١٣٠ نفر از مسافران ایرانی بودند. رئیس سازمان اورژانس کشور ساعتی دیرتر تعداد ایرانیان قربانی این حادثه را ۱۴۷ نفر اعلام کرد.

مطابق گزارش‌های بعدی ۸۲ نفر از قربانیان ایرانی، ۶۳ نفر شهروند کانادا و بقیه شهروندان اوکراین، افغانستان و بریتانیا بوده‌اند.

اعتراض و انتقاد به سخنان ضد و نقیض

اظهارات ضد و نقیض مسئولان ایرانی که برخی مدعی سقوط هواپیما در راه بازگشت به فرودگاه شده‌اند و عده‌ای بدون انجام شدن بررسی‌های ابتدایی نقص فنی را با قاطعیت علت این حادثه عنوان کرده‌اند با اعتراض‌های بین‌المللی و انتقادهایی در داخل ایران روبرو شده است.

بهرام پارسایی، نماینده شیراز در مجلس شورای اسلامی شامگاه پنج‌شنبه با انتقاد از عابدزاده که ابتدا گفته بود ایران جعبه سیاه هواپیما را به خارج نمی‌فرستد و بعد حرف خود را پس گرفت در یک رشته توئیت از اظهارات “شتاب‌زده و غیرحرفته‌ای” مسئولان انتقاد کرد.

در این میان کشورهای بسیاری خواستار شفاف‌سازی کامل در مورد سانحه بامداد چهارشنبه و مشارکت در تحقیق و بررسی شواهد موجود و ارزیابی علت آن شده‌اند.

پس از ورود هیئتی از اوکراین به تهران، عباس موسوی سخنگوی دولت روز جمعه اعلام کرد یک هیئت ده نفره از کانادا نیز در راه تهران هستند.

همزمان، استفان لوون، نخست‌وزیر سوئد، پس از گفت‌وگو با همتای کانادایی خود خواستار تحقیقات “سریع، کامل و شفاف” درباره سقوط هواپیمای اوکراینی در ایران شد.

تاکید کشورهای اروپایی بر شفافیت بررسی‌ها

دفتر نخست‌وزیر سوئد می‌گوید لوون درباره این حادثه با رئیس جمهوری اوکراین نیز تلفنی گفت‌وگو کرده و خواهان مشارکت کارشناسان سوئدی در بررسی علت این سانحه شده است.

بوریس جانسون، نخست‌وزیر بریتانیا، نیز روز پنج‌شنبه در گفت‌وگویی تلفنی با ولودیمیر زلنسکی از خواست اوکراین برای بررسی “کامل و شفاف” سقوط هواپیما در نزدیکی تهران حمایت کرد و افزود لندن از تحقیقات درباره این سانحه پشتیبانی می‌کند.

هایکو ماس، وزیر خارجه آلمان، به رسانه‌های آلمانی گفته برلین در تماس با مسئولان ایرانی خواهان روشن شدن تمام زوایای سانحه سقوط هواپیمای اوکراینی شده و تاکید کرده که در مورد این حادثه نباید چیزی پنهان بماند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، اشتفان زایبرت، سخنگوی دولت آلمان، روز جمعه در جمع خبرنگاران تاکید کرد که در تحقیق در مورد علت سقوط هواپیمای مسافربری شرکت اوکراینی با همه چیز مد نظر قرار گیرد و بررسی‌ها “فقط به نقص فنی” محدود نشود.

در این میان فرانسه نیز به عنوان سازنده موتور بوئینگ ۷۳۷ سرنگون شده خواهان مشارکت در تحقیقات شده و ایران اعلام آمادگی کرده با نمایندگان شرکت آمریکایی سازنده هواپیما نیز همکاری کند.

iran-emrooz.net | Thu, 09.01.2020, 18:11
منابع آمریکایی: هواپیمای اوکراینی با موشک ساقط شده است

ایران امروز: دستگاه اطلاعاتی آمریکا می‌گویند بوئینگ مسافری اوکراین براثر اصابت دو موشک سقوط کرده است.

دو شبکه‌ آمریکایی سی‌بی‌اس، نیوزویک و خبرگزاری رویترز در خبری کوتاه به نقل از چند مقام‌آمریکایی که هویتشان مشخص نیست، نوشته‌اند: «هواپیمای اوکراینی با موشک ساقط شده است.»

ظاهرا این دو موشک اشتباها به هواپیمای اوکراینی اصابت کرده است.

کارشناسان اطلاعاتی وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) این احتمال را قوی می‌دانند که هواپیمای اوکراینی پرواز PS752 به اشتباه و به‌طور تصادفی از سوی پدافند هوایی ایران هدف قرار گرفته است.

علاوه بر کارشناسان اطلاعاتی پنتاگون،‌ دستگاه‌های اطلاعاتی عراق نیز تایید می‌کنند که بوئینگ مسافری اوکراین با موشک‌های پدافند هوایی ایران که سیستم روسی است، هدف قرار گرفته است.

منابع پنتاگون به عنوان شاهد به ثبت ۳ نور مادون قرمز از سوی ماهواره‌ها اشاره می‌کنند که دو تای مربوط به شلیک دو موشک و سومی مربوط یک انفجار بوده است.

نخست‌وزیر کانادا: هواپیمای اوکراین توسط یک موشک زمین به هوا سرنگون شد

شامگاه پنجشنبه به وقت اروپای مرکزی جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا نیز در یک کنفرانس خبری اعلام کرد هواپیمای اوکراینی که بامداد چهارشنبه در ایران سقوط کرد، توسط یک موشک زمین به هوای ایران سرنگون شده است.

جاستین ترودو گفت:‌ «ما اطلاعاتی از منابع متعدد داریم از کشورهای مختلف و سازمان اطلاعاتی خودمان که هواپیما در اثر شلیک یک موشک زمین به هوای ایرانی سقوط کرده است. ممکن است اقدام به این شلیک اشتباه بوده باشد ولی اطلاعات جدید به ما می‌گوید که نیاز به تحقیقات جدید و وسیع در این زمینه داریم». ‎

پس از کشته‌شدن قاسم سلیمانی، فرمانده سابق سپاه قدس و حمله موشکی تلافی‌جویانه ایران به دو پایگاه هوایی آمریکا در عراق، نیروهای نظامی و پدافند هوایی ایران در آماده‌باش جنگی قرار داست.

ساعتی پیش دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در واکنش به سقوط هواپیمای اوکراینی در آسمان تهران گفت مشکوک است که هواپیمای اوکراینی ساقط شده باشد. او ترامپ به خبرنگاران گفت: “ممکن است کسی اشتباهی کرده باشد.”

ترامپ در حاشیه یک سخنرانی در کاخ سفید در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره سقوط هواپیمای اوکراینی در ایران گفت: «من هم شک و تردیدهایی دارم. اتفاق بسیار دردناکی است. درباره این سقوط ابراز تردید‌ شده است. شاید در آنجا کسی اشتباهی کرده است. بعضی ‌ها گفته اند مشکل فنی بود.»

اظهارت غیرحرفه‌ای مسئولان جمهوری اسلامی در مورد سقوط بوئینگ اوکراینی نیز به شبهه‌ها در مورد علت فاجعه افزوده است. آنها با عجله ادعا کردند که نقص فنی در موتور هواپیما موجب سقوط آن شده است. بعد هم ادعا کردند که بخشی از جعبه سیاه هواپیما از بین رفته است. مقام‌های ایران هم‌چنین گفته‌اند که جعبه سیاه هواپیما در اختیار شرکت سازنده هواپیما قرار نمی‌دهند.

حسن رضائی‌فر  رئیس کمیسیون بررسی سانحه سازمان هواپیمایی به خبرگزاری فارس گفت: «ما از آمریکا به عنوان کشور طراح بوئینگ بابت حضور در کمیسیون بررسی سانحه دعوت کرده‌ایم، اما هنوز درخواست حضور به ما نداده‌اند‌، نماینده به ما معرفی کرده‌اند اما نگفته‌اند که قطعا حضور می‌یابند.»

اوکراین حمله موشکی یا اقدام تروریستی در وقوع این سانحه را متحمل می‌داند. هیاتی از اوکراین صبح پنجشنبه ۱۹ دی‌ماه برای تحقیق درباره علت سقوط هواپیما وارد تهران شده است.

بعداز ظهر پنجشنبه ولودیمیر زلنسکی، رییس جمهور اوکراین، در بیانیه‌ای خواهان دسترسی به گزارش‌های جدید درباره سقوط هواپیما شده است. او گفته: “کشور ما به دنبال کشف حقیقت است. برای همین ما در حال گفتگو با شرکای بین المللی خود هستیم. اگر شما هر نوع مدرک و شواهدی دارید که به ما در تحقیقات مان کمک می کند لطفا برایمان بفرستید.”

هواپیمای مسافری اوکراین یک بوئینگ ۷۳۷ بود و سه سال عمر داشت. این بوئینگ با ۱۷۶ سرنشین بامداد چهارشنبه ۱۸ دی‌ماه دقایقی بعد از پرواز از فرودگاه امام خمینی به مقصد کی‌یف سقوط کرد. محل سقوط  شهر جدید پرند در جنوب غرب تهران است.

iran-emrooz.net | Thu, 09.01.2020, 11:23
ایران اطمینان داده بود که تنها به یک حمله دست می‌زند

بی بی سی

شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان آمریکا گزارش داده که ایران پیشاپیش به آمریکا اطمینان داده بود که واکنش به کشته شدن قاسم سلیمانی منحصر به یک حمله تلافی‌جویانه است و آمریکا در نامه‌ای به سازمان ملل اقدام به کشتن فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران را توجیه کرده است.

سی‌ان‌ان در گزارشی در مورد واکنش دولت آن کشور به حمله به دو پایگاه نظامی ایالات متحده در عراق، گفته است که دولت ایران با استفاده از “دست کم سه مجرای پشت پرده” در طول روزهای گذشته به آمریکا اطلاع و اطمینان داده بود که به تلافی کشته شدن قاسم سلیمانی فقط به یک حمله علیه مراکز آمریکایی دست خواهد زد.

در این گزارش آمده است که یکی از مجاری مورد استفاده ایران سفارت سوئیس در تهران - حافط منافع ایالات متحده در ایران - بوده است. به گفته سی‌ان‌ان، ایران در این پیام‌ها تاکید داشت که حمله به پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق “تنها واکنش آنهاست و بعد صبر خواهند کرد تا اقدام بعدی آمریکا را ببینند.”

سی‌ان‌ان می‌افزاید که ایالات متحده در پاسخ به این پیام‌ها، که تا شامگاه چهارشنبه ادامه داشت، به اطلاع مقامات ایران رساند که کاملا آگاه است که حکومت ایران گروه‌های نیابتی خود در منطقه، از جمله حزب‌الله لبنان را کنترل می‌کند. این گزارش می‌افزاید که مقامات ایرانی در ابتدا کوشیدند از این موضوع شانه خالی کنند و گفتند که گروه‌های نیابتی در اختیار آنان نیستند اما دولت آمریکا قاطعانه گفت که این بهانه را نمی‌پذیرد.

سی‌ان‌ان در این گزارش مفصل که به چگونگی نظارت رئیس جمهوری و مشاوران ارشد او بر عملیات حمله ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا و تصمیم‌گیری در مورد واکنش به آن اختصاص دارد، گفته است که تصمیم بر این بود که اگر در این عملیات حتی یک آمریکایی کشته شود، ایالات متحده به اقداماتی تندی علیه ایران دست خواهد زد.

به گفته سی‌ان‌ان، مقامات آمریکایی از ساعاتی قبل از اقدام ایران به حمله موشکی به دو پایگاه آمریکایی در عراق آگاهی داشتند و تحولات مربوط به آن را دنبال می‌کردند. این شبکه نوشته است که آنان از اینکه ایران تعداد محدودی موشک به سوی پایگاه شلیک کرد متعجب شدند. در گزارش‌های خبری، تصاویری از قطعات چند موشک ایرانی هم منتشر شده که ظاهرا به هدف نرسیده و در مناطق دور از پایگاه‌های آمریکایی به زمین اصابت کرده بودند.

این شبکه که منبع گزارش خود را مقامات ارشد در تشکیلات حکومتی ایالات متحده معرفی کرده می‌افزاید که با مشخص شدن اینکه حملات ایران هیچ تلفاتی نداشته، رئیس جمهوری تصمیم گرفت این اقدام را به منزله “کوتاه آمدن” ایران بداند و در واکنش به آن، تنها به وضع تحریم‌های جدید اکتفا کند.

این گزارش می‌افزاید که مقامات ارشد حکومتی از جمله نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان از حزب دموکرات و سایر اعضای ارشد حزب در کنگره در جریان تحولات منتهی به حمله موشکی ایران قرار داشتند.

شامگاه گذشته، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در واکنش به حمله موشکی به دو پایگاه آن کشور در عراق سخنانی را خطاب به ملت آمریکا ایراد کرد. وی با تائید این ‌که حملات موشکی ایران تلفاتی در برنداشته گفت که هرگز اجازه نخواهد داد که ایران به “سلاح اتمی” دست یابد.

او گفته است که در واکنش به این حمله، تحریم‌های جدیدی را علیه ایران به اجرا خواهد گذاشت.

نامه‌های آمریکا و ایران به سازمان ملل: دفاع از خود

در خبری دیگر در مورد تحولات اخیر در روابط ایران و آمریکا، خبرگزاری رویترز از ارسال نامه ایالات متحده به سازمان ملل در مورد عملیات کشتن قاسم سلیمانی خبر داده است.

براساس این گزارش، کلی کرافت، نماینده آمریکا در سازمان ملل در نامه خود به شورای امنیت گفته است که کشتن قاسم سلیمانی اقدام به “دفاع از خود” و هدف از آن حفاظت از شهروندان و منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه بوده است.

وی افزوده است که ایالات متحده مصمم است که برای دفاع از خود در خاورمیانه “به هر اقدام مقتضی” دست بزند

در نامه خانم کرافت در عین حال بر تمایل آمریکا به تامین صلح تاکید شده و آمده است که ایالات متحده “آمادگی دارد تا بدون هیچ پیش شرطی به مذاکرات جدی با ایران بپردازد با این هدف که بتواند مانع از آن شود که تشدید بحران توسط رژیم ایران باعث به مخاطره افتادن بیشتر امینت و صلح جهانی شود.”

نماینده آمریکا در نامه خود توضیح داده است که دولت متبوع او عملیات کشتن قاسم سلیمانی را با استناد به اصل ۵۱ منشور ملل متحد در مورد دفاع از خود موجه می‌داند. وی افزوده است که “ایالات متحده آمادگی کامل دارد تا به منظور ادامه حراست از شهروندان و منافع خود در منطقه به هرگونه اقدام دیگری که لازم باشد دست بزند.”

اصل ٥١ منشور ملل متحد از کشورهای عضو می‌خواهد تا در مورد هرگونه اقدامی در راستای “دفاع از خود” این موضوع را فورا به شورای امنیت گزارش دهند.

به گفته رویترز، ایالات متحده عملیات علیه نیروهای داعش در سوریه در سال ٢٠١۴ را با استناد به همین اصل به اجرا گذاشت.

همچنین، مجید تخت روانچی نماینده دائم ایران در سازمان ملل در نامه‌ای که شامگاه گذشته به دبیرکل سازمان و رئیس دوره‌ای شورای امنیت ارسال داشت، حمله موشکی به پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق را مطابق اصل حق دفاع از خود دانست.

به گزارش ایرنا، وی روز گذشته و پیش از حمله موشکی ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا هم در نامه‌ای انتقام از خون فرمانده سپاه قدس را “حق ذاتی دفاع از خود” خوانده و همچنین گفته بود ایران برای گفتگو و همکاری با کشورهای منطقه جهت کاهش تنش آمادگی دارد.

هفته گذشته، قاسم سلیمانی و یکی از رهبران گروه‌های حشد الشعبی عراق پس از ورود از سوریه به عراق هدف حمله پهپادهای آمریکایی قرار گرفتند و همراه چند نفر دیگر کشته شدند. این اقدام باعث تشدید تنش بین ایالات متحده و ایران شد.

روز گذشته و ساعاتی پس از حمله موشکی ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای در سخنانی در تهران این حمله را “سیلی” به آمریکا توصیف کرد و گفت که ایالات متحده باید از منطقه برود. حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران نیز در این مورد اظهاراتی مشابه کرده بود.

iran-emrooz.net | Wed, 08.01.2020, 19:17
ترامپ: هیچ آمریکایی در حملات موشکی ایران آسیب ندید

رئیس جمهور آمریکا ترامپ ظهر چهارشنبه ۱۸ دی ماه در یک سخنرانی که مقامات دولتی و نظامی او را در کاخ سفید همراهی می‌کردند، درباره حملات موشکی ایران به دو پایگاه نظامی آمریکا در عراق واکنش نشان داد.

بخش‌هایی از سخنان ترامپ:

* تا زمانی که من رئیس‌جمهور ایالات متحده هستم، ایران هرگز سلاح هسته‌ای نخواهد داشت.

* به اطلاع مردم آمریکا می‌رسانم که هیچ آمریکایی در حمله شب گذشته آسیب ندید. همه سربازان ما سلامت هستند و تنها آسیب‌های جزئی به تجهیزات وارد شده است. به نظر می‌رسد ایران قصد دارد دست از رفتارهای خود دست بردارد.

* ما با استفاده از یک سامانه هشدار که خیلی خوب جواب داد، توانستیم سربازان خود را به موقع نجات دهیم.

* ایران حامی اصلی تروریسم در جهان است و تلاش می‌کند که به سلاح هسته‌ای دست یابد ولی ما اجازه نخواهیم داد.

* آن روزها دیگر تمام شد. ایران با تروریسم و فعالیت هسته‌ای جهان را به خطر انداخته است. هفته گذشته ما یک تروریست را که جان آمریکایی‌ها را تهدید می‌کرد، از بین بردیم. قاسم سلیمانی رئیس نیروی قدس مسئول یکی از وحشتناک‌ترین‌ گروها بود. تروریست‌های حزب‌الله و دیگر نیروها را تربیت کرد.... دست‌های سلیمانی به خون مردم ایران و آمریکا آغشته بود.

* همانطور که ما در حال بررسی اقدامات آتی خود در واکنش به تهاجم ایران هستیم من اقدامات تنبیهی اقتصادی علیه ایران اعمال می‌کنم. موشک‌هایی که شب گذشته به سمت ما شلیک شدند محصول پولی هستند که دولت پیشین آمریکا (اوباما) در اختیار ایران قرار داد.

* در اعترضات اخیر ضد دولتی در ایران ۱۵۰۰ نفر کشته شدند.

* ایران باید جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود را کنار بگذارد و به فعالیت‌های تروریستی خود در منطقه خاتمه دهد. ما به تلاش برای رسیدن به توافقی با ایران ادامه می‌دهیم که منجر به امنیت بیشتر در دنیا شود. زمان آن رسیده که شرکای اروپایی ما این واقعیت را درک کنند. آنها باید از برجام خارج شوند تا به توافقی جدید با ایران دست پیدا کنیم.

* ایران یک حکومت حامی تروریسم در جهان بوده و ما هرگز اجازه این را نخواهیم داد. هفته گذشته به دستور من بزرگترین و برترین تروریست جهان، قاسم سلیمانی کشته شد.

* امروز جهان باید یک پیام روشن برای ایران ارسال کند که دورانش در سرکوب و ترور ادامه نخواهد داشت.

* ارتش آمریکا تحت دولت من بازسازی کامل شد و نیروهای مسلح آمریکا از هر زمان دیگر قدرتمند‌تر است اما ما نمی‌خواهیم از آنها استفاده کنیم. نیروهای عالی آمریکا برای هر رویدادی آماده هستند.

* برای مدت طولانی ملت‌های مختلف جهان، رفتار بد تهران را تحمل کرده‌اند. آمریکا به زودی ایران را تحریم دوباره خواهد کرد. ایران در ماه‌‌های اخیر به تاسیسات عربستان حمله کرده و دو پهپاد آمریکایی را ساقط کرده است.

* ما به سرعت اقدامات تحریمی بیشتری را علیه ایران به اجرا می‌گذاریم. این تحریم‌ها تا تغییر رفتار ایران پابرجا خواهند ماند. ایران با امضای توافق هسته‌ای میلیاردها دلار، از جمله یک میلیارد و هشتصد میلیون دلار پول نقد گرفت و به جای توقف شعار مرگ بر آمریکا، در همان روز امضای توافق هم مرگ بر آمریکا گفتند.  رفتار ایران بعد از توافق احمقانه هسته‌ای بدتر و بدتر شده است.

* باید با همکاری یکدیگر تلاش کنیم تا با ایران به یک توافق دست یابیم.

* ایران و آمریکا می‌توانند در زمینه اولویت‌های مشترک از جمله مبارزه با داعش همکاری کنند.

iran-emrooz.net | Wed, 08.01.2020, 18:08
ایران به عمد از کشتن آمریکایی‌ها خودداری کرد

دویچه وله فارسی

روز چهارشنبه، ۱۸ دی‌ماه (هشتم ژانویه) خبرگزاری رویترز به نقل از مقامات دولتی ایالات متحده و اروپا نوشت که ایران نخواسته است، در واکنش به‌کشته‌شدن قاسم سلیمانی در یک حمله هوایی آمریکا به کشتن سربازان آمریکایی اقدام کند.

این خبرگزاری به نقل از سه منبع که “به دستگا‌ه‌های اطلاعاتی نزدیک هستند” ” نوشت، ایران سعی کرده است در حمله‌های موشکی خود حداقل خسارت جانی را به‌بار بیاید و به‌ویژه از کشتن سربازان آمریکایی خودداری کند.

“یک منبع” نزدیک به مقامات آمریکا به رویترز گفته است، در نخستین ساعات چهارشنبه نشانه‌هایی وجود داشته است که حمله‌های ایران به پایگاه‌های الاسد و و اربیل، تلفات جانی نداده است. منابع دیگر از اظهارنظر در این باره خودداری کرده‌اند.

رویترز در ادامه به نقل از منابع خود نوشته است که ایران به‌عمد بخش‌هایی از پایگاه‌ها را مورد هدف قرار داده است که نیرو‌های انسانی حضور نداشته‌اند.

یکی دیگر از منابع این خبرگزاری گفته است، ایرانی‌ها می‌خواستند پاسخ دهند اما از تشدید تنش جلوگیری کنند.

رویترز در ادامه به اظهارات محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران اشاره کرد که گفته است، ایران “پاسخ مناسب” به کشتن سلیمانی را خواهد داد اما علاقه‌ای به بروز جنگ ندارد.

واکنش ترامپ

خبرگزاری رویترز در پایان گزارش خود به واکنش رئیس جمهور ایالات متحده اشاره کرده است، واکنشی که خیلی خونسردانه بود. او در پیامی توئتیری نوشت، “همه چیز” بر وفق مراد است.

ترامپ بعدازظهر چهارشنبه، حین موضع‌گیری عمومی در باره ایران که به‌طور زنده از شبکه‌های تلویزیونی پخش شد، وارد نشدن خسارت جانی در دو پایگاه عراقی را تایید کرد.

او علاوه بر این گفت، ایران در تنش با ایالات متحده در حال عقب‌نشینی است.

رئیس جمهور آمریکا اضافه کرد: «این که ما یک ارتش باشکوه و تجهیزات نظامی عالی داریم، به این معنی نیست که باید از آن استفاده کنیم. ما نمی خواهیم از آنها استفاده کنیم.»

ترامپ ضمن اعلام اینکه تحریم‌های بیشتری علیه ایران اعمال خواهد کرد، خواستار همکاری با جمهوری اسلامی در زمینه‌هایی شد که به سود منافع دو کشور است.

او تصریح کرد، ایالات متحده حاضر است با تمامی کسانی که خواهان صلح هستند، صلح کند.

”بحران پایان یافت”

شامگاه چهارشنبه رویترز به نقل از مقتدی صدر، رهبر جنبش صدر عراق نوشت، “پس از موضع‌گیری‌های تهران و رئیس جمهوری ایالات متحده”، بحران به پایان رسیده است.

به گفته این خبرگزاری، صدر از شبه‌نظامیان خواست، صبر پیشه کنند و دست به عملیات مسلحانه نزنند.

روحانی شیعی روز ۱۴ دی در پیامی به مناسبت کشته‌شدن سلیمانی نوشته بود، هدف‌قراردادن سلیمانی “توسط استکبار جهانی” به مثابه حمله به “جهاد، معارضه و روحیه انقلابی بین‌المللی” است، «اما آنها نمی‌توانند در عزم ما و جهاد ما خللی ایجاد کنند.»

روحانی شیعی به گروه‌های مسلح، “به ویژه جیش‌المهدی و تیپ‌های الیوم الموعود” دستور آماده‌باش داده بود.

iran-emrooz.net | Wed, 08.01.2020, 10:07
سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین در جنوب تهران

ایران امروز: یک فروند بوئینگ ۷۳۷ شرکت هواپیمایی اوکراین اندکی پس از برخاستن از فرودگاه امام خمینی تهران نزدیک شهرک پرند سقوط کرد. این هواپیما حدود ساعت شش و بیست دقیقه بامداد اندکی پس از ترک فرودگاه به مقصد کی‌یف، سقوط کرد. علت دقیق سقوط این هواپیما هنوز مشخص نیست. تمام مسافران و خدمه آن کشته شده‌اند.

هواپیمای شرکت اوکراینی ۱۶۷ مسافر و ۹ خدمه پروازی داشت. مقصوداسعد سامانی، دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان گفته حدود ١۴۷ نفر از مسافران ایرانی بودند. رییس سازمان اورژانس کشور ساعتی دیرتر تعداد کشته‌شدگان ایرانی این حادثه را ۱۴۷ نفر اعلام کرد.

تلویزیون دولتی مصاحبه آقای کولیوند را پخش کرده که گفته است که این هواپیما ١٧٩ سرنشین داشته که ١۴٧ تن ایرانی و ٣٢ نفر دارای تابعیت غیر ایرانی بوده‌اند. خبرگزاری دانشجویان ایران - ایسنا - در گزارشی فهرستی اسامی جان باختگان این سانحه را منتشر کرده است. براساس این فهرست، شهروندان غیر ایرانی که در این سانحه جان خود را از دست داده‌اند تابعیت کشورهای مختلفی را داشتند.

خبرگزاری فارس نیز فهرست اسامی کشته شدگان این سانحه را منتشر کرده است. براساس این فهرست، ١۴٧ تن از مسافران ایرانی، ١٢ تن شهروند افغانستان، ۴ نفر شهروند سوئد، ٢ نفر شهروند اوکراین و ٢ نفر شهروند کانادا بودند. این پرواز ٩ خدمه داشت. ٧٠ نفر از قربانیان مرد، ٨١ نفر زن، ۱۵ نفر کودک و یک نفر نوزاد گزارش شده است.

تا کنون جزئیات بیشتری از علت سقوط هواپیمای شرکت اوکراینی مشخص و اعلام نشده است. منصور درجاتی، مدیرکل مدیریت بحران استانداری تهران می‌گوید بر پایه برآوردهای اولیه نقص فنی علت سقوط هواپیما بوده و علت دقیق این نقص پس از بررسی کارشناسان مشخص خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری ایرنا پرواز شماره ۷۵۲- PS این هواپیما در صبح امروز، چهارشنبه، با یک ساعت تأخیر از مقصد تهران انجام شد و لحظاتی پس از برخاستن از فرودگاه در حدود ساعت ۶ بامداد به وقت محلی سقوط کرد. سازمان هواپیمایی کشوری ایران محل سقوط را صباشهر از توابع استان تهران گزارش کرده است.

نوراله طاهری، فرماندار شهریار می‌گوید لاشه هواپیما در محوطه‌ای به وسعت یک کیلومتر مربع پخش شده و رئیس مرکز اورژانس تهران گفته با توجه به وضعیت سقوط هواپیما اجساد سرنشینان آن “تقریبا متلاشی شده” و شناسایی قربانیان بسیار دشوار است.

iran-emrooz.net | Wed, 08.01.2020, 1:37
حمله موشکی سپاه پاسداران به دو پایگاه آمریکا در عراق

ایران امروز: سپاه پاسداران در بیانیه‌ای از حملات سنگین موشکی خود به پایگاه آمریکایی عین الاسد به انتقام کشته شدن قاسم سلیمانی خبر داد.  گفته می‌شود بیش از  بیش از ده موشک بالستیک به سوی نیروهای ارتش آمریکا مستقر در عین‌الاسد شلیک شده است.

گفته می‌شود حمله به پایگاه آمریکایی در ساعت ۱:۲۰ صبح به وقت ایران آغاز شده است؛ همان ساعتی که پهپاد آمریکایی خودروی حامل قاسم سلیمانی را هدف قرار داد.

پایگاه هوایی عین الاسد واقع در شرق عراق بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا است. خبرگزاری فرانسه گزارش داده، ترامپ در حال مانیتورینگ گزارش‌های مربوط به حمله‌ی امشب سپاه پاسداران به پایگاه آمریکایی در عراق است.

علاوه بر عین الاسد، پایگاه هوایی آمریکا در اربیل نیز هدف قرار گرفته است.

پایگاه عین الاسد در عراق، یک فرودگاه نظامی با باند فرود به طول ۴۰۰۰ متر است. این پایگاه در اختیار نیروهای اشغالگر آمریکایی قرار دارد و بزرگترین پایگاهی است که در اختیار آنهاست. کار ساخت پایگاه هوایی عین الاسد، ۷ سال طول کشید (۱۹۸۰-۱۹۸۷) و مهندسین یوگوسلاو در آن مشارکت داشتند. این پایگاه هوایی که پس از پایگاه هوایی البلد (نزدیک فرودگاه بغداد)، دومین پایگاه هوایی عراق است، ۵۰ کیلومتر مربع مساحت و ۳۰ کیلومتر محیط دارد و در آن امکاناتی نظیر واحد مسکونی، مسجد، مدرسه ابتدایی و راهنمایی هم بوده است.

سپاه پاسداران در بیانیه خود به آمریکا  هشدار داده؛ «هر شرارت مجدد و تجاوز یا تحرک دیگر با پاسخ دردناک تر و کوبنده تری مواجه خواهد شد.»

سپاه در این بیانیه به دولت‌های متحد آمریکا که پایگاه‌های خود را در اختیار ارتش آمریکا قرار داده‌اند نیز هشدار داده شده اگر از خاک آنها به ایران حمله شود، هدف قرار خواهند گرفت.

منابع خبری ایران نوشته‌اند خود خامنه‌ای بر  حملات موشکی سپاه علیه پایگاه‌های آمریکا نظارت داشت.

وزارت دفاع آمریکا پنتاگون تایید کرده است که حداقل دو پایگاه نظامی در عراق که محل استقرار نیروهای آمریکایی است هدف موشک هایی قرار گرفته که از سوی ایران شلیک شده است.

جاناتان هافمن، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: “ایران با شلیک بیش از ۱۲ موشک بالستیک دو پایگاه عین الاسد و اربیل در عراق که نیروهایی آمریکا در آن مستقر هستند، هدف حمله قرار داده است. در حال ارزیابی اولین خسارت ها هستیم‌‍‍”.

وی در ادامه بیانیه توضیح داد: “تقریبا ساعت ۵.۳۰ به وقت شرق آمریکا در روز ۷ ژانویه، ایران بیش از ده موشک بالستیک علیه نیروهای ارتش آمریکا و نیروهای ائتلاف در عراق شلیک کرد. این موشک‌ها از ایران شلیک شده و حداقل دو پایگاه نظامی عین الاسد و اربیل در عراق را هدف قرار داده است”.

هافمن افزود: «پنتاگون تمام اقدامات و تدابیر لازم را علیه حملات احتمالی ایران اتخاذ کرده و این دو پایگاه نسبت به علائم حمله ایران در حال آماده باش بودند. ما در حالی که مشغول ارزیابی وضعیت و واکنش‌مان هستیم، همه اقدامات لازم برای محافظت و دفاع از پرسنل، شرکا، و همپیمانان ایالات متحده در منطقه را انجام خواهیم داد. به دلیل ماهیت سیال این وضعیت، ما به به‌روزرسانی و ارائه تازه‌ترین اخبار ادامه خواهیم داد.»

استفانی گریشام، سخنگوی کاخ سفید در واکنش به حمله موشکی سپاه پاسداران ایران به پایگاه محل استقرار نیروهای آمریکایی در عین‌الاسد استان الانبار عراق طی بیانیه‌ای اعلام کرد: “ما از گزارش‌های حملات به مراکز آمریکا در عراق آگاهیم. رئیس جمهور در جریان قرار گرفته است”.

وی افزود: دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمریکا از نزدیک اوضاع را زیر نظر دارد و درحال مشورت با تیم امنیت ملی است”.

خبرگزاری‌های وابسته به سپاه از “موج دوم” حمله موشکی به پایگاه آمریکایی در عراق خبر دادند.

خبرگزاری فارس نوشته است: «پس از موج اول حملات سنگین موشکی نیروی هوافضای سپاه به سوی پایگاه هوایی عین‌الاسد محل اجتماع نیروهای ارتش آمریکا در عراق طی عملیات شهید سلیمانی، خبرهای رسیده حکایت از آن دارد که کماکان شلیک موشک‌های بالستیک به سوی این پایگاه ادامه دارد»

شبکه تلویزیونی العالم وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی از هدف قرار گرفتن کنسولگری آمریکا در شهر اربیل خبر داد.

نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا در توییتی نوشت: “در پی بمباران محل استقرار نیروهای آمریکایی در عراق از نزدیک اوضاع را دنبال می‌کنم. ما باید از ایمنی خدمه نظامی آمریکا اطمینان حاصل کنیم، از جمله به تحریک‌های بی‌دلیل از سوی دولت (ترامپ) پایان دهیم و از ایران بخواهیم به خشونت پایان دهد. آمریکا و جهان تحمل یک جنگ دیگر را ندارد.”

خبرگزاری فارس نوشت: با توجه به فاصله میان کرمانشاه (محل احتمالی شلیک موشک) و پایگاه عین الاسد (۴۳۰ کیلومتر) به نظر می‌رسد که این حمله با استفاده از موشک‌های خانواده فاتح و نوع فاتح-۳۱۳ با برد ۵۰۰ کیلومتر صورت گرفته باشد.


پنتاگون: پایگاه‌های آمریکا در اماده باش کامل بودند

سخنگوی پنتاگون: پایگاه های آمریکا در عراق در حالت آماده باش کامل بودند زیرا شواهدی در دست بود که نشان می داد ایران برای حمله به نیروها و منافع ما در منطقه در حال برنامه‌ریزی است.

شبکه‌های خبری آمریکایی سی‌ان‌ان و فاکس نیوز به نقل از منابع خود گزارش داده‌اند که در حمله به پایگاه‌ها در عراق هیچ تلفات آمریکایی گزارش نشده است. این رسانه‌ها از زخمی شدن چند عراق ی در این حملات گزارش داده‌اند.

سخنگوی سنتکام در گفت‌وگو با پایگاه «ووکس» مدعی شد که مجموعا ۱۵ موشک شلیک شده که ۱۰ فروند آن‌ها به پایگاه عین الأسد برخورد کرده، ۱ فروند به پایگاه آمریکا در اربیل و ۴ فروند هم به هدف برخورد نکرده است. گفته می‌شود موشک‌ها از پایگاه‌هایی در لرستان و کرمانشاه شلیک شده‌اند.

ادعاهای سپاه: دست کم ۸۰ نظامی آمریکایی کشته

مطابق گزارشات دقیق منابع ما در منطقه تا این لحظه دست کم ۸۰ نظامی آمریکایی کشته و حدود ۲۰۰ نفر زخمی شده‌اند که زخمی‌ها بلافاصله با بالگرد از این پایگاه بیرون برده شده‌اند.

پایگاه عین الاسد یک مجموعه راهبردی برای آمریکا بوده که پشتیبانی از هواپیماهای بدون سرنشین در این پایگاه انجام می‌شده است.

۲۰ نقطه حساس این پایگاه توسط ۱۵ موشکی که شلیک شد مورد اصابت قرار گرفت و تعداد قابل توجهی پهپاد و بالگرد منهدم شد.

دقت موشک‌ها به حدی بوده که برخی همزمان چند هدف را منهدم کرده است.

به رغم آماده باش کامل آمریکایی‌ها پدافند آنها نتوانست هیچ عکس العملی نشان دهد.

۱۰۴ نقطه حساس از مواضع آمریکا در منطقه شناسایی شده که به محض اولین خطای آمریکایی‌ها منهدم خواهد شد.

اما رسانه‌های آمریکایی، سی‌ان‌ان و فاکس‌نیوز و نیز اسکای نیوز عربی گفته‌اند هیچ آمریکایی در این حمله کشته‌نشده و احتمالا چند نیروی عراقی آسیب دیده‌اند.

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در توییتی نوشت: “ایران اقدام متناسب را در دفاع از خود بر اساس ماده ۵۱ سازمان ملل انجام داد و تمام کرد و در آن پایگاهی را که از آن حمله مسلحانه بزدلانه علیه شهروندان و مقام‌های ارشد انجام شده بود، هدف گرفت. ما به دنبال افزایش تنش یا جنگ نیستیم اما از خود در برابر هر گونه خصومت دفاع می‌کنیم.”

ترامپ: همه چیز خوب است!

ترامپ: همه چیز خوب است! از ایران موشک‌هایی به دو پایگاه نظامی واقع در عراق شلیک شده است. ارزیابی تلفات و خسارات الان در جریان است. تا الان همه چیز خوب بوده! ما قدرتمندترین و مجهزترین ارتش کل جهان را داریم! فردا صبح بیانیه‌ای صادر می‌کنم.


خامنه‌ای: یک سیلی دیشب زده شد، اما انتقام مسئله دیگری است

علی خامنه‌ای پیش از ظهر چهارشنبه در نخستین موضع‌گیری عمومی پس از کشته‌شدن فرمانده پیشین شاخه قدس سپاه پاسداران، درباره این حمله و واکنش موشکی ایران به آن سخنرانی کرد. او کشته‌شدن قاسم سلیمانی را “حادثه‌ای مهم” دانست و حمله موشکی سپاه را “یک سیلی” توصیف کرد.

به گفته رهبر جمهوری اسلامی “کارهای نظامی این چنینی کفایت انتقام سخت را نمی‌کند”. او گفت: «حضور فساد برانگیز آمریکا در منطقه به پایان برسد [...] مذاکره مقدمه دخالت‌ها و حضور هاست. منطقه حضور آمریکا را قبول نمی‌کند.»

خامنه‌ای در بخشی از سخنان خود به “تدبیر” قاسم سلیمانی در “مراقبت از سربازانش” اشاره کرد. رهبر جمهوری اسلامی تشییع جنازه او را نشانه “زنده‌بودن انقلاب” برشمرد.

سی ان ان: محل اصابت موشک‌ها محل استقرار آمریکایی‌ها نبود

شبکه خبری سی ان ان آمریکا گزارش کرده که موشک های شلیک شده از سوی سپاه پاسداران ایران به مناطقی از پایگاه هوایی عین الاسد اصابت کرده که محل استقرار نیروهای آمریکایی نبوده است.

پیش از این هم مقام های پنتاگون گفته بودند که این پایگاه و دیگر پایگاه های عراق به علت تحولات و تنش بی سابقه طی چند روز گذشته با حداکثر هشدار امنیتی روبرو بودند و تمامی موارد احتیاطی برای حفاظت از این نیروها اعمال شده بود.

با وجود این مقام های نظامی عراق ساعتی پیش گفته بودند که در جریان این حملات موشکی چند تن از نظامیان عراقی آسیب دیده اند.

پنتاگون گفته منتظر بامداد و روشن شدن هواست تا میزان دقیق خسارات به این پایگاه را بررسی کند.

اربیل: حملات موشکی ایران خسارتی نداشته است

وزارت کشور اداره اقلیم کرد شمال عراق امروز چهارشنبه 8 ژانویه طی بیانیه‌ای اعلام کرد: حمله موشکی ایران به پایگاه‌های آمریکا در استان اربیل عراق در ساعات حوالی شب خسارات مالی و جانی به دنبال نداشته است.

بنا به رسانه‌های محلی، یکی از موشک‌ها در شهرستان بردراش از توابع استان اربیل سقوط کرده است.

ظریف: خروج آمریکا با اقدام نظامی نخواهد بود

محمدجواد ظریف، وزیر امورخارجه ایران: خروج آمریکا با اقدام نظامی نخواهد بود. اقدام نظامی ما همین بود که دیشب انجام شد.

وزیر دفاع جمهوری اسلامی: اقدامات بعدی ایران متناسب با رفتار آمریکایی‌هاست

امیر حاتمی، وزیر دفاع ایران، در حاشیه جلسه هیئت دولت به خبرنگاران گفت که حمله به پایگاه نظامی عین‌الاسد در عراق را “درس بزرگی‌ برای ایالات متحده” بود. او گفت که در این حمله از موشک‌های کوتاهبرد استفاده شده است.

حاتمی گفت که اقدامات بعدی ایران “متناسب با رفتار آمریکا خواهد بود.”

هر دو طرف راضی‌اند:

مکس فیشر، نویسنده نیویورک تایمز: بهترین سناریو این بود که ایران حملات نمادینی به پایگاه‌های آمریکایی انجام دهد، بدون اینکه تلفاتی در بین آمریکایی‌ها داشته باشیم و ایران هم مدعی شود به آمریکا جواب داده و واشنگتن هم اقدام متقابلی نداشته باشد.

iran-emrooz.net | Tue, 07.01.2020, 20:45
پومپئو:فرهنگ ایران را آیت‌الله‌ها خدشه‌دار کرده‌اند

مایک پومپئو وزیر خارجه آمریکا  روز سه شنبه ۱۷ دی (۷ ژانویه) در نخستین جلسه مطبوعاتی خود در سال جدید میلادی گفت: ماموریت دیپلماتیک قاسم سلیمانی، برای رساندن پاسخ ایران به عربستان از طریق دولت عراق دروغ است. «ما این دروغ‌ها را بارها شنیده‌ایم. هیچ ماموریت دیپلماتیکی در کار نبوده است. من با مقامات سعودی هم صحبت کردم، هیچ پیامی در کار نبوده است.»

محمد جواد ظریف و عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق در اظهارات جداگانه‌ای گفته بودند که قاسم سلیمانی برای رساندن پیام ایران به عربستان سعودی به عراق سفر کرده بود. عبدالمهدی در جلسه فوق‌العاده مجلس برای بررسی حضور نیروهای آمریکایی در عراق گفته بود صبح روزی که قاسم سلیمانی کشته شد، با او قرار ملاقات داشته است. به گفته عبدالمهدی قرار بوده در آن دیدار آقای سلیمانی واکنش ایران به پیام عربستان را به نخست وزیر عراق بدهد.

پومپئو با کنایه گفت که هیچ‌کس باور نمی‌کند قاسم سلیمانی، “این مرد مهربان و دیپلمات ماهر” در ماموریت صلح بوده است: «ما کارنامه او را می‌دانیم و می‌دانیم که اصلا چنین چیزی نمی‌تواند صحت داشته باشد. این فقط پروپاگاندای ایران است.»

دفاع وزیر خارجه آمریکا از کشتن قاسم سلیمانی

وزیر خارجه آمریکا درباره چگونگی عملیات کشتن قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه گفت: «هر وقت که رئیس جمهوری ترامپ چنین تصمیم مهمی می‌گیرد قطعاتی از پازل به آن اضافه می‌شود. فرصت و خطرات آن سنجیده می‌شود. قتل‌‌عام‌ها و نقض حق مردم سوریه همه کار سلیمانی بود و دیدیم که در نهایت در ماه دسامبر به مرگ یک شهروند آمریکایی انجامید. عملکرد این شخص می‌توانست منجر به کشته شدن شهروندان بیشتری بشود و رئیس جمهور ترامپ تصمیم درستی را گرفت.»

او در رابطه با قانونی بودن عملیاتی که در بغداد انجام شد، گفت: «هرگز ندیده‌ام که در این دولت، چنین عملیاتی (کشتن قاسم سلیمانی) با چنین ابعادی، بدون بررسی ابعاد قانونی آن انجام شود.»

مایک پومپئو در پاسخ به این سوال که آیا کشتن قاسم سلیمانی بخشی از سیاست فشار حداکثری آمریکا بر ایران است و آیا ایران باید منتظر تکرار چنین وقایعی باشد گفت: «رئیس جمهور ترامپ خیلی صریح گفت که اگر ایرانی‌ها تصمیم بدی بگیرند ما پاسخ خواهیم داد. همانطور که این بار پاسخ دادیم.»

او افزود: «این پیام ما به ایران است که جان آمریکائیان را به خطر نیندازد. مساله مهم جان آمریکاییان است. نه فقط اتفاق این هفته بلکه هدف استراتژی ما حفظ جان آمریکایی‌هاست.»

مایک پمپئو در مورد ابعاد کارزار فشار حداکثری در مورد ایران گفت: «کارزار فشار حداکثری ما ابعاد مختلفی از جمله دیپلماتیک، اقتصادی، و نظامی دارد و از زمان خروج از توافق هسته‌ای، با جدیت آن را دنبال کرده‌ایم. ائتلاف‌های زیادی را - نه فقط با سه قدرت برتر اروپا، بلکه با تمامی کشورهای اروپا - در ورشو راه انداخته‌ایم و با ائتلاف تنگه هرمز ایران را منزوی کردیم.»

وزیر خارجه آمریکا همچنین با تاکید بر ادامه یافتن تحریم‌ها گفت که در نتیجه فشار آمریکا، بودجه سال آینده ایران نمی‌تواند جوابگو باشد. وی همپچنین با اشاره به ابعاد امنیتی فشارهای آمریکا در منطقه و با متحدان آن، چند روز پیش دیدید که وقتی ایرانی‌های تصمیم بدی گرفته و یک آمریکایی را کشتند، ما به آن پاسخ دادیم.

مایک پمپئو افزود: «پرزیدنت ترامپ واضح گفته که ما هرگونه تهدیدی را جدی می‌گیریم. ما از تهدید و خطر آن با خبر هستیم؛ ولی اگر ایرانی‌ها تصمیم بد دیگری بگیرند، پرزیدنت آماده دادن پاسخی قاطع و صریح است. سیاست ما در مورد ایران برای حفظ امنیت آمریکا است و تصمیمی که در مورد سلیمانی گرفتیم جان خیلی‌ها را نجات داد.»

آقای پومپئو درباره صادر نشدن ویزای سفر به آمریکا برای محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران گفت که در این‌باره صحبت نمی‌کند و این مسئله به دفتر ویزای وزارت خارجه آمریکا مربوط است. او تاکید کرد که آمریکا به تعهداتش در چارچوب پروتکل‌های سازمان ملل “متعهد بوده است و همچنان متعهد خواهد ماند.”

دشمنی با فرهنگ ایران از طرف آمریکا نیست

دو خبرنگار درباره توییت اخیر دونالد ترامپ سوال کردند که در آن تهدید کرده بود اگر ایران به آمریکایی‌ها حمله کند، ۵۲ هدف را که از نظر فرهنگی برای ایرانیان مهم است در داخل ایران هدف قرار می‌دهد.

آقای پومپئو گفت: «من قبلا هم گفتم و الان هم تاکید می‌کنم که همه کارهایی که خواهیم کرد در چارچوب قوانین بین‌المللی خواهد بود.» «این آیت‌الله ها هستند که بیشتر از آمریکا به مراکز فرهنگی ایران ضربه زده‌اند. فرهنگ ایران را خدشه‌دار کردند. جشن کوروش را مختل کرده‌اند. دشمنی با فرهنگ ایران از طرف آمریکا نمی‌آید.»

آقای پومپئو گفت ایران با طالبان و شبکه حقانی ارتباط دارد و این صلح در افغانستان را دست‌نیافتنی کرده است: “بخشی از درگیری‌ها در افغانستان نیاز به توجه بیش‌تری دارد و آن بر می‌گردد به عملکرد جمهوری اسلامی ایران.”

او از آنچه “اقدامات تروریستی” ایران خواند انتقاد کرد و گفت که این عملکرد “مخل نظم جهانی” است.

وزیر خارجه آمریکا درباره فعالیت هسته‌ای ایران گفت وقتی آقای ترامپ وارد کاخ سفید شد ایران “در مسیر دستیابی” به سلاح هسته‌ای بود: “ما ایران را در موقعیتی قرار دادیم که هرگز در آن نبوده. دولت ما موضع متفاوتی با دولت قبلی آمریکا دارد و وظیفه ما این است که امنیت آمریکا و متحدانش را حفظ کنیم.”

منابع: بی بی سی، صدای آمریکا

iran-emrooz.net | Mon, 06.01.2020, 20:19
تهدید ترامپ به اعمال جنایت جنگی علیه ایران

ایران: تهدید ترامپ به اعمال جنایت جنگی علیه ایران
قوانین جنگ حمله تعمدی به مکان‌های فرهنگی را منع می‌کنند

(واشنگتن دی‌سی، ۵ ژانویه ۲۰۲۰) – دیده‌بان حقوق بشر امروز گفت تهدید علنی دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، مبنی بر حمله به مکان‌هایی با اهمیت فرهنگی در ایران در صورت اجرا جنایت جنگی خواهد بود. دولت آمریکا باید فوراً روشن کند که آمریکا در تمامی موقعیت‌ها به قوانین جنگ پایبند خواهد بود.

همزمان با تنشهای رو به افزایش بین ایران و آمریکا در پی حمله پهپادی آمریکا در عراق در روز ۳ ژانویه ۲۰۲۰ که قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، را به قتل رساند ترامپ در روز ۴ ژانویه توییت کرد که آمریکا به عنوان هشدار به ایران «۵۲ مکان در ایران...بعضی با اهمیت بالا برای ایران و فرهنگ ایرانی را هدف گرفته است، و این اهداف، و خود ایران، بسیار سریع و بسیار محکم مورد هدف قرار خواهند گرفت».

آندره‌آ پراسو، مدیر موقت واشنگتن دیده‌بان حقوق بشر گفت «رییس‌جمهور ترامپ باید علناً تهدیدهایش علیه دارایی‌های فرهنگی ایران را پس بگیرد و روشن کند که مجوز یا فرمان ارتکاب جنایات جنگی را نخواهد داد». وی افزود «وزارت دفاع آمریکا باید علناً تعهد خود به پایبندی به قوانین جنگ را مورد تأکید قرار دهد و تنها فرمان‌های نظامی قانونی را اجرا کند».

قوانین جنگ حمله تعمدی به اهداف غیرنظامی که مورد استفاده نظامی نباشند را منع می‌کند. اهداف با اهمیت زیاد برای میراث فرهنگی مردم نباید هدف حمله باشد. ماده ۵۳ پروتکل اول کنوانسیون ژنو صراحتاً هر گونه اقدام تخاصم‌امیز علیه اهداف فرهنگی، از جمله تبدیل آنها به هدف انتقامجویی را منع می‌کند. قانون راهنمای جنگ آمریکا(۲۰۱۶) که مقررات گسترده‌ای درباره حفاظت از دارایی‌های فرهنگی دارد این ماده را در قانون آمریکا می‌گنجاند. آمریکا همچنین عضو کنوانسیون لاهه برای حفاظت از دارایی‌های فرهنگی در صورت تعارض مسلحانه(۱۹۵۴) است، که به شکلی مشابه چنین حملاتی را منع می‌کند.

طبق قوانین عرفی جنگ افرادی که دستور به حملات تعمدی علیه اهداف غیرنظامی می‌دهند یا در چنین حملاتی ایفای نقش می‌کنند در حال ارتکاب جنایت جنگی هستند. ماده ۸۵ پروتکل اول مشخصاً بیان می‌کند که حملات علیه اهداف فرهنگی نقض جدی کنوانسیون هستند. معاهده رم دیوان کیفری بین‌المللی، که نه آمریکا و نه ایران عضو آن نیستند، هدایت تعمدی حملات به ساختمان‌های وقف دین، آموزش، هنر، علم، یا اهداف خیرخواهانه یا بناهای تاریخی که اهداف نظامی نباشند را جزو جرایم جنگی به شمار می‌آورد.

آیین‌نامه جنایات جنگی آمریکا اتباع آمریکا از جکله مقامات و پرسنل نظامی که مرتکب جنایات جنگی شده باشند را متوجه مسئولیت کیفری می‌کند. طبق قوانین عرفی جنگ، هر سربازی وظیفه دارد از فرمانی به وضوح غیرقانونی دست به نافرمانی بزند.

دیده‌بان حقوق بشر گفت تهدید ترامپ علیه میراث فرهنگی ایران بازتاب بی‌اعتنایی عمومی دولت او به حقوق بشر در ایران و نقاط دیگر است. تحریم‌های گسترده‌ای که آمریکا پس از رد توافق هسته‌ای ایران، برجام، تحمیل کرد، سبب ناتوانی ایرانیان عادی در دسترسی به داروهای حیاتی شده است. تهدید اخیر برای هدف گرفتن گنجینه فرهنگی ایران احتمالاً این دیدگاه را در میان ایرانیان تقویت خواهد کرد که آمریکا اهمیتی به سلامتی یا رفاه انها نمی‌دهد.

پراسو گفت «تهدید به حمله به میراث فرهنگی ایران از سوی ترامپ نشان‌دهنده بی‌اعتنایی جدی او به حکمرانی قانون در جهان است». او اضافه کرد «چه با امتناع از محکوم کردن قتل سبعانه جمال خاشقجی، مخالف سعودی، و چه با عفو جنایتکاران جنگی محکوم شده، ترامپ احترام چندانی برای حقوق بشر به عنوان بخشی از سیاست خارجی آمریکا قائل نیست».


برای گزارش‌های دیگر دیده‌بان حقوق بشر درباره ایران لطفاً از این صفحه بازدید کنید:
https://www.hrw.org/middle-east/n-africa/iran

برای اطلاعات بیشتر لطفاً تماس بگیرید:
در واشنگتن دی‌سی، تارا سپهری‌فر(انگلیسی و فارسی): +1-617-893-0375 (موبایل)؛ یا sepehrt@hrw.org. توییتر: @sepehrifar
در نیویورک، مایکل پیج(انگلیسی و عربی): +1-617-453-8063 (موبایل)؛ یا pagem@hrw.org. توییتر: @MichaelARPage
در واشنگتن دی‌سی، آندره‌ا پراسو(انگلیسی): +1-202-612-435؛ یا +1-917-842-5109 (موبایل)؛ یا prasowa@hrw.org. توییتر: @andreaprasow

iran-emrooz.net | Mon, 06.01.2020, 9:53
آلمان، فرانسه و بریتانیا در کنار آمریکا قرار گرفتند

آنگلا مرکل صدراعظم آلمان، امانوئل ماکرون رئیس‌جمهور فرانسه و بوریس جانسون نخست‌وزیر بریتانیا با صدور بیانیه‌ای مشترک ضمن محکوم کردن حملات اخیر علیه نیروهای ائتلاف ضد داعش در عراق، از ‘’ایفای نقش‌های منفی ایران و قاسم سلیمانی فرمانده کشته شده نیروی قدس سپاه پاسداران این کشور در منطقه’’ ابراز نگرانی کردند.

در این بیانیه مشترک آمده است: ‘’در حال حاضر کاهش تنش از همه مهم‌تر است. ما از همه بازیگران منطقه می‌خواهیم با مسئولیت پذیری رفتار کنند. خشونت‌هایی که در این روزها در عراق افزایش یافته باید در اسرع وقت متوقف شود. ما به ویژه، از ایران می‌خواهیم که از اقدامات خشونت آمیز یا حمایت از آن خودداری کرده و از هر تدابیری که مطابق توافق هسته‌ای (برنامه جامع اقدام مشترک) نیستند انصراف کند’‘.

همچنین سران سه کشور بزرگ اروپایی با بیان اینکه ‘’احتمال به هدر رفتن سال‌ها تلاش برای ثبات عراق وجود دارد’‘، بر ادامه حمایت از امنیت و حاکمیت این کشور تاکید کردند.

مرکل، مکرون و جانسون طی تماس‌های تلفنی برای بکارگیری حداکثر تلاش‌ها در جهت کاهش تنش در خاورمیانه توافق کرده‌ و گفته‌اند که ‘’این همچنان از اولویت های بالای سه کشور بوده و در این زمینه، حمایت از ائتلاف از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به همین دلیل ما از مقامات عراقی می خواهیم تا پشتیبانی لازم را به ائتلاف ادامه دهند’‘.

تنش میان آمریکا-ایران

کتائب حزب الله وابسته به گروه حشدالشعبی مورد حمایت ایران در عراق هفته پیش پایگاه نظامی ائتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا در کرکوک عراق را هدف قرار داد. در نتیجه پرتاب نزدیک به ۳۰ راکت توسط این گروه، یک شهروند آمریکایی کشته و چهار دیگر آنها با دو نظامی عراقی زخمی شدند. پس از آن، آمریکا ۵ موضع کتائب حزب الله در عراق را بمباران کرد. در این حملات حداقل ۲۵ عضو این گروه کشته و بیش از ۵۵ نفر زخمی شدند.

بامداد روز سوم ژانویه ۲۰۲۰ خودرو حامل قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس سپاه پاسداران ایران و ابومهدی المهندس جانشین فرمانده حشدالشعبی و چند عضو دیگر این گروه بر اثر حمله یک پهپاد آمریکایی در نزدیکی فرودگاه بغداد کشته شدند.

وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا «پنتاگون» اعلام کرده که این حمله هوایی به دستور دونالد ترامپ، رئیس جمهور و فرمانده کل قوای این کشور صادر کرده است.

علی خامنه‌ای، رهبر ایران نیز در واکنش به این حمله گفت: “انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او و دیگر شهدای حادثه‌ دیشب آلودند‌‍‍”.

به دنبال این حادثه تنش میان طرفین بالا گرفته و بسیاری از کشورها نسبت به تشدید درگیری‌ها در منطقه ابراز نگرانی کرده‌اند.

خبرگزاری آناتولی

iran-emrooz.net | Mon, 06.01.2020, 8:10
ترامپ عراق را به اعمال تحریم‌های شدید تهدید کرد

دونالد ترامپ، رئيس جمهور ایالات متحده آمریکا در مسیر بازگشت از فلوریدا به واشنگتن به خبرنگاران در داخل هواپیما درباره تصمیم پارلمان عراق پیرامون اخراج نیروهای خارجی گفت: “عراق در صورت اقدام برای اخراج نظامیان ما از این کشور،‌ مورد تحریم‌های بسیار بزرگ قرار خواهد گرفت”.

وی افزود: “اگر آن‌ها (عراق) خواستار خروج نیروهای ما شوند و این روند را دوستانه انجام ندهند، تحریم‌های سنگینی را بر آن‌ها اعمال می‌کنیم که قبلا هیچ شاهد آن نبوده‌اند”.

ترامپ در ادامه گفت: “عراق باید پول‌هایی را که در ساخت پایگاه‌های نیروهای هوایی آمریکایی مستقر در عراق هزینه‌ شده، پرداخت کند.”

او با بیان اینکه در ابتدا مخالف ورود ایالات متحده به عراق بوده، تأکید کرد: “ورود به عراق یک اشتباه بزرگ بود و ثابت شد که این کشور با حملات ۱۱ سپتامبر ارتباطی ندارد”.

ترامپ در ادامه توضیح داد: “نظامیان آمریکایی تلاش می‌کنند از بسیاری از مناطق خارج شوند. من از سوریه عقب‌نشینی کردم. بخاطر اینکه از مرز (ترکیه و سوریه) محافظت نخواهم کرد. چرا از آن مرز محافظت کنم؟ آنها سرباز دارند. آن مرز در حال حاضر تحت محاصره است، درگیری در آن از هزار سال تاکنون ادامه دارد. اکنون ما آن را منطقه امن می‌نامیم اما افراد زیادی در آنجا کشته شدند. بسیاری از شهروندان ترکیه نیز کشته شدند”.

دونالد ترامپ، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه در صورت حمله ایران به آمریکایی‌ها و اهداف این کشور به تلافی کشتن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، آمریکا ‌۵۲ نقطه در ایران را هدف قرار خواهد داد، گفت: “آنها مجاز باشند مردم ما را بکشند، شکنجه و زخمی کنند. از بمب کنار جاده‌ای استفاده کنند و شهروندان ما را بکشند. ولی ما اجازه اقدام علیه اماکن فرهنگی آنها را نداشته باشیم؟ این طور نیست”.

رئيس جمهور آمریکا همچنین اضافه کرد: “در صورت حمله ایران علیه ایالات متحده به تلافی کشتن قاسم سلیمانی، پاسخ واشنگتن بسیار سنگین خواهد بود. به ویژه سلیمانی در ۱۸ ماه گذشته کشورش را در مسیری بسیار خطرناک قرار داده بود”.

دفتر مطبوعاتی پارلمان عراق یکشنبه ‌۵ ژوئیه طی بیانیه‌ای اعلام کرد: نشست نمایندگان امروز با عادل عبدالمهدی به منظور بررسی حضور نظامی آمریکا در عراق برگزار شد. این نمایندگان در پایان این جلسه طرح اجبار نظامیان ایالات متحده آمریکا برای خروج از عراق را تصویب کردند. به دنبال آن عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق از اقدام قانونی دولت بغداد برای خروج نیروهای خارجی از این کشور خبرداد.

واکنش وزارت امور خارجه آمریکا به تصمیم پارلمان عراق

مورگان اورتاگوس، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا طی بیانیه‌ای اعلام کرد: واشنگتن نسبت به تصویب طرح خروج نیروهای خارجی در پارلمان عراق بسیار احساس ناامیدی می‌کند.

به گزارش شبکه سی ان ان، وی افزود: واشنگتن منتظر توضیحات بیشتر در زمینه ماهیت قانونی و تاثیر تصمیم پارلمان عراق است، ما از رهبران عراقی می‌خواهیم که اهمیت روابط اقتصادی و امنیتی دو کشور و اهمیت حضور ائتلاف برای شکست داعش را مورد بررسی قرار دهند.

دفتر مطبوعاتی پارلمان عراق یکشنبه ‌۵ ژوئیه طی بیانیه‌ای اعلام کرد: نشست نمایندگان امروز با عادل عبدالمهدی به منظور بررسی حضور نظامی آمریکا در عراق برگزار شد. این نمایندگان در پایان این جلسه طرح اجبار نظامیان ایالات متحده آمریکا برای خروج از عراق را تصویب کردند.

iran-emrooz.net | Sun, 05.01.2020, 19:34
ایران در کجاها می‌تواند به آمریکا و متحدانش لطمه بزند؟

دویچه وله فارسی

روز یکشنبه، ۱۵ دی‌ماه (پنجم ژانویه) روزنامه “دی ولت” مقاله جامعی در باره تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه ایالات متحده و اینکه در کجا نیروهای ایرانی یا گروه‌های تحت حمایت جمهوری اسلامی می‌توانند به آمریکا و هم‌پیمانانش ضربه بزنند منتشر کرد.

این مقاله توسط چهار روزنامه نگار (بوهمر، لوتس، ورجین و هاکنسبرگر) نگاشته شده و با اظهارات رئیس جمهور ایران آغاز شده است.

حسن روحانی روز جمعه گفته بود که کشته‌شدن قاسم سلیمانی باعث مصمم‌ترشدن ایران در مبارزه با “امپریالیسم آمریكا” شده است. در ادامه مقاله بر این نکته تاکید شده است که جمهوری اسلامی به‌تنهایی عمل نخواهد کرد بلکه بیش از پیش نیروهای طرفدار خود را برای انتقام‌جویی روانه عملیات مسلحانه علیه ایالات متحده خواهد کرد.

نویسندگان مقاله معتقدند که تاکنون هیچ یک از قدرت‌های نظامی نتوانسته است مانند جمهوری اسلامی “ضعف خود را به قدرت تبدیل کند”.

در این راستا به “تضعیف ارتش ایران بر اثر تحریم‌ها” اشاره شده و اینکه ایران صاحب جنگ‌افزارهایی است که عمدتا بین دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ ساخته شده‌اند: «حتی نیروی هوایی ایران به قطعات یدکی هواپیما دسترسی ندارد.»

چهار روزنامه‌نگار آلمانی تاکید می‌کنند که نیروهای سپاه پاسداران سخت‌آزموده هستند، اما تجهیزات آنها قابل‌ملاحظه‌ای ندارند. به همین دلیل ایران روی دو چیز سرمایه‌گذاری کرده است: موشک و گروه‌های شبه‌نظامی در کشورهای دیگر: «موشک‌ها وسیله‌ای نسبتا ارزان برای ایجاد خسارت و بازدارندگی در یک منطقه بزرگ هستند.»

آنها بر این نکته نیز تاکید می‌ورزند که جمهوری اسلامی توانسته است، توسط نیروهای تحت پوشش خود در کشورهای گوناگون، از جمله لبنان، سوریه و عراق نفوذ گسترد‌ه‌ای پیدا کند.

«ایران می‌تواند در کشورهای منطقه ناامنی ایجاد کند و هم‌زمان مانع ورود بحران‌به درون مرزهای خود شود. به این ترتیب ایران قادر است به دشمنانش ضربه بزند و از حمله متقابل جلوگیری کند»، زیرا حمله‌ها توسط نیروهای شبه‌نظامی آن کشورها انجام شده‌ نه ایران.

عراق

در مقاله “دی ولت” به حمله‌های طرفداران ایران به “منطقه سبز”، سفارت آمریکا در بغداد و پرتاب موشک به پایگاه البلاد در روز شنبه اشاره شده است.

به گفته منابع عراقی دو موشک به پایگاه هوایی “البلاد” در ۸۰ کیلومتری شمال بغداد شلیک شده است. در البلاد کارشناسان آمریكایی برای آموزش نظامیان عراقی مستقر شده‌اند.

به اعتقاد نویسندگان مقاله، این‌ها فقط دو نمونه از امکانات گروه‌های زیر پوشش ایران هستند و آمریکا علاوه بر دو دفتر نمایندگی خود در عراق، پنج هزار و ۲۰۰ سرباز و کارشناس نظامی در این کشور دارد و در پایگاه‌های نظامی زیادی استقرار یافته است. هر کدام از این‌ها می‌توانند هدفی برای گروه‌های شبه‌نظامی باشند؛ گروه‌هایی که “فقط منتظر یک اشاره از ایران هستند” و “هیچ ابایی برای تبدیل عراق به میدان جنگ ندارند”.

لبنان و اسرائیل

مقاله “دی ولت” به اهدافی در اسرائیل و لبنان اشاره کرده و این که بزرگ‌ترین نیروی طرفدار ایران حزب‌الله است که حدود ۱۳۰ هزار موشک در لبنان تعبیه کرده و اسرائیل را هدف گرفته است.

از دید نویسندگان مقاله، حمله به اسرائیل مهم‌ترین کارت ایران در قمار قدرت در خاورمیانه به‌‌ شمار می‌رود: «اسرائیل سیستم پدافند هوایی آیرون دام (گنبد آهنی) را دارد اما با یک حمله گسترده (موشکی)، به احتمال زیاد نیمی از موشک‌های مهاجم خنثی خواهد شد.»

اما چرا ایران از این کارت برنده استفاده نمی‌کند؟

«چون نمی‌تواند چند بار از آن بهره ببرد. پاسخ اسرائیل می‌تواند ضد حمله و دخالت نظامی در لبنان باشد. در این صورت، زرادخانه موشکی که ایران برای حزب‌الله در بیش از یک دهه انباشته است، نابود خواهد شد و مهم‌ترین سلاح تهران در منطقه از بین خواهد رفت».

ایالات متحده و اروپا

در مقاله روزنامه آلمانی همچنین به امکانات جمهوری اسلامی برای حمله در آمریکا و اروپا اشاره شده است. در این راستا از “سلول‌های خفته‌” نام برده شده که وابسته به حزب‌الله لبنان هستندٰ و چند تن از آنها در ایالات متحده شناسایی و محاکمه شده‌اند.

نهادهای امنیتی غربی احتمال می‌دهند که این گونه “سلول‌ها” در اروپا نیز وجود دارند و منتظر دستور برای حمله و خرابکاری هستند.

به گفته نویسندگان “دی ولت”، حزب‌الله لبنان به این نکته اهمیت می‌دهد که اعضای این “سلول‌ها” شهروند کشورهای غربی باشند. در این راستا به یک حمله انتحاری اشاره شده که در سال ۲۰۱۲ علیه یک گروه توریستی اسرائیلی در بلغارستان انجام شد. فرد مهاجم شهروند فرانسه بود.

در ادامه مقاله، احتمال حمله‌های تروریستی به اهدافی در آلمان هم مطرح شده است. بر اساس ارزیابی نهاد امنیتی “حمایت از قانون اساسی فدرال” (BfV) در تابستان ۲۰۱۹،  فعالیت‌های اطلاعاتی سپاه قدس ایران در آلمان “با هدف تحقیق در مورد اهداف حمله‌های احتمالی” انجام می‌‌شود.

در این راستا به جاسوسی در باره راینهولد روبه، رئیس پیشین انجمن آلمان و اسرائیل، اشاره شده است. در سال ۲۰۱۷ یک دانشجوی پاکستانی در آلمان به اتهام جاسوسی برای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی محاکمه شد. به گفته دادستانی، او از جمله زندگی روزمره روبه و یک استاد فرانسوی-‌اسرائیلی در دانشسرای عالی اقتصاد در پاریس را زیر نظر داشته و مسیرهای آمد و رفت آنها را کنترل می‌کرده است.

علاوه بر این، نیروهای امنیتی آلمان ده مظنون ایرانی را كه گفته می‌شود تاسیسات و پروژه‌های اسرائیلی یا یهودی را تحت نظر داشته‌اند دستگیر کرد‌ه‌اند.

به گفته اداره “حمایت از قانون اساسی فدرال”، فعالان اپوزیسیون ایرانی در آلمان بیش از پیش در خطر هستند.

پلیس جنایی فدرال (BKA) از روز جمعه در حال به روز کردن ارزیابی‌های خود در رابطه با خطر گروه‌های ایرانی و غیرایرانی طرفدار جمهوری اسلامی است.

تجارت جهانی

چهار نویسنده مقاله “دی ولت” در ادامه به خطری که می‌تواند از جانب مقامات ایران متوجه تجارت جهانی شود پرداخته‌اند. آنها به حمله‌‌های نیروهای ایرانی به تانکرهای نفتی در سال گذشته میلادی وهمچنین حمله‌های موشکی و پهپادی شورشیان حوثی یمن به تاسیسات عربستان سعودی پرداخته‌اند و تاکید کرده‌اند که تنگه هرمز مهم‌ترین راه آبی برای تجارت نفت منطقه است و اگر به‌خطر بیافتد، بهای نفت افزایش چشمگیری خواهد یافت و در تجارت جهانی خلل ایجاد خواهد کرد.

یکی دیگر از راه‌های آبی که برای رساندن نفت و کالاهای دیگر به اروپا استفاده می‌شود، باب‌المندب است. این تنگه، خلیج عدن و دریای سرخ را به‌یکدیگر وصل می‌کند.

مقاله “دی ولت” با این نکته پایان می‌یابد که حوثی‌های طرفدار ایران می‌توانند این تنگه را که بخشی از کوتاه‌ترین مسیر آبی از خلیج عدن به اروپاست، مختل کنند.

iran-emrooz.net | Sun, 05.01.2020, 18:14
اقدام آمریکا تا چه حد از نظر حقوقی توجیه پذیر است؟

یورونیوز

پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، فرماندۀ سپاه قدس ایران در جریان حملۀ آمریکا به کاروان او در نزدیکی فرودگاه بغداد، دو ادبیات متفاوت در قبال این حادثه دیده شد.

نخستین ادبیات از سوی ایران به کار رفت که این حادثه را «ترور» خواند و ایالات متحده را به انجام اقدامی تروریستی متهم کرد. این ادبیات هم در جریان پوشش خبری داخل کشور به‌طور گسترده استفاده شد و هم در جریان واکنش‌های ایران در مجامع بین‌المللی به این حادثه.

اما ادبیات دومی نیز از سوی جامعۀ بین‌الملل استفاده شد؛ ادبیاتی که این حادثه را «قتل» قاسم سلیمانی توصیف می‌کرد و فراتر از آن نرفت.

اما کدام موضع درست‌تر است و آیا درنهایت کشته شدن قاسم سلیمانی در عراق، آنگونه که ایران می‌گوید اقدامی تروریستی بوده است؟

برای پاسخ به این پرسش باید به چند نکتۀ اساسی توجه کرد؛ از جمله اینکه تعریف واژۀ ترور و مصداق‌های اقدام تروریستی چیست و دوم، فضایی که در آن حمله به کلیدی‌ترین فرد جمهوری اسلامی ایران پس از علی خامنه‌ای روی داده، چگونه فضایی بوده است؟

تعریف ترور و اقدام تروریستی

واقعیت آن است که تا کنون به جز تعریف‌های آکادمیک در محافل دانشگاهی، هیچ تعریف واحد و روشنی از ترور و اقدام تروریستی در سطح بین‌الملل ارائه نشده است.

به‌طور مثال در داخل ایران، حسین علیزاده در کتاب فرهنگ خاص علوم سیاسی، ترور را برگرفته از واژۀ لاتین terror به معنای ترس و وحشت می‌داند که به اقدامات فرد یا گروهی اطلاق می‌شود که از راه ایجاد ترس، وحشت و به کار بستن زور می‌خواهند به هدف سیاسی خود برسند.

اما به لحاظ حقوقی، در ایران برای سال‌ها هیچ تعریف روشنی از این عبارات وجود نداشت. در قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم که در سال ۹۴ خورشیدی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید نیز به جای تعریف ترور و تروریسم، مصادیق آن برشمرده شد.

در بند الف مادۀ یک این قانون دربارۀ مصداق‌های ترور آمده است: «ارتکاب یا تهدید به ارتکاب هرگونه اقدام خشونت‌آمیز از قبیل قتل، سوءقصد، اقدام خشونت آمیز منجر به آسیب جسمانی شدید، ربودن، توقیف غیرقانونی و گروگانگیری اشخاص و یا اقدام خشونت آمیز آگاهانه علیه افراد دارای مصونیت قانونی یا به مخاطره انداختن جان یا آزادی آنها به قصد تأثیرگذاری بر خط مشی، تصمیمات و اقدامات دولت جمهوری اسلامی ایران، سایر کشورها و یا سازمان‌های بین‌المللی دارای نمایندگی در قلمرو جمهوری اسلامی ایران.»

یکی دیگر از منابع قانونی در ایران که در آن به موضوع تروریسم پرداخته شده، موافقتنامه همکاری ایران و ترکیه برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر، جرایم سازمان یافته و تروریسم مصوب سال ۱۳۹۰ خورشیدی است که در آن فعالیت‌های تروریستی اینگونه تعریف شده است: «فعالیت‌های تروریستی، اقداماتی است که جهت اعمال زور و تحت فشار قراردادن دولت یا سازمان‌های دولتی با استفاده یا تهدید به استفاده از خشونت به منظور ارعاب جامعه یا کسب امتیاز سیاسی و یا اقتصادی صورت می‌گیرد و طبق قوانین ملی هر دو دولت، اسناد بین‌المللی منعقده توسط طرفهای متعاهد، جرم محسوب می‌گردد.»

بنابراین با توجه به این دو منبع داخلی، به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران می‌تواند از عنوان «ترور» برای حمله پهپادهای آمریکا به خودروی حامل قاسم سلیمانی استفاده کند.

اما در سطح بین‌الملل چطور؟

جستجو در قوانین و کنوانسیون‌های بین‌المللی نشان دهندۀ آن است که هیچ توافق جامعی درباره تعریف اقدام تروریستی وجود ندارد.

به عنوان مثال دولت استرالیا آن را «اقدام یا تهدید به قصد پیشبرد یک هدف سیاسی، مذهبی یا ایدئولوژیک، با هدف اجبار یا تحت تاثیر قرار دادن دولت استرالیا یا دولت‌های ایالتی آن، یک کشور خارجی یا ارعاب عموم مردم» تعریف کرده است که این کار نیز «توسط افراد یا گروههای تروریستی انجام می‌شود.»

دولت فرانسه نیز در ماده ۴۲۱-۱ قوانین کیفری خود آورده است که «هر جرمی که به‌طور عمدی توسط فرد یا گروهی با هدف برهم زدن نظم عمومی با استفاده از ایجاد ترس و وحشت انجام شود، اقدامی تروریستی است.»

در سطح بین‌الملل نیز از معدود مواردی که به این موضوع پرداخته، قطعنامه ۱۵۶۶ شورای امنیت (اکتبر ۲۰۰۴ میلادی) است که دربارۀ اقدامات تروریستی اینگونه نوشته است: «اقدامات جنایتکارانه به‌ویژه اقدامات علیه غیرنظامیان با هدف کشتن یا وارد کردن آسیب بدنی جدی به آنها، یا گروگانگیری با هدف گسترش ترور در میان مردم یا وادار کردن دولت یا سازمان‌های بین‌المللی برای انجام عملی یا خودداری از انجام عملی که در کنوانسیون‌ها و پروتکل‌های بین‌المللی مربوط به تروریسم به آنها اشاره شده است، به هیچ وجه با دلایل سیاسی، فلسفی، عقیدتی، نژادی، قومی، مذهبی یا مشابهی توجیه نمی‌شود...»

به این ترتیب به نظر می‌رسد در سطح بین‌الملل استدلال کافی برای تروریستی خواندن حملۀ بامداد جمعه به کاروان حامل قاسم سلیمانی وجود ندارد.

وضعیت سیاسی حاکم بر روابط ایران و عراق همچنین شرایط کنونی عراق نیز باعث می‌شود برخی برای اطلاق عنوان ترور برای این حمله تامل کنند که در ادامه نگاهی به این شرایط خواهیم داشت:

فضای حاکم بر عراق در زمان حمله به قاسم سلیمانی

تحلیلگران سیاسی در موضوع مکان اجرای این عملیات، دست‌کم به دو دسته تقسیم شده‌اند. برخی با استناد به اینکه آمریکا به خود اجازه داده است تا یکی از دشمنان خود را در داخل خاک کشور ثالثی به قتل برساند، این اقدام آمریکا را محکوم می‌کنند.

دولت عراق نیز در یکی از اولین واکنش‌های خود به این حادثه، به آمریکا به دلیل نقض حاکمیت این کشور و حمله به قاسم سلیمانی و چهره‌های حشد شعبی در نزدیکی بغداد اعتراض کرد.

در چارچوب این رویکرد، یرواند آبراهامیان، مورخ ایرانی و استاد دانشگاه سیتی نیویورک در گفتگو با پایگاه خبری دموکراسی نَئو(Democracynow) تاکید دارد که بر مبنای هر تعریفی، کشتن فردی در فرودگاه بین‌المللی یک کشور خارجی، اقدامی تروریستی است. رویکردی که پیروز مجتهد‌زاده، استاد جغرافیایی سیاسی، نیز در گفتگو با بی‌بی‌سی تکرار می کند. آقای مجتهد‌زاده نیز تصریح کرد که هدف قرار دادن یک مقام عالی رتبه و رسمی نظام جمهوری اسلامی در کشور ثالث هیچ معنا و مفهومی جز عمل تروریسم ندارد.

اما در مقابل تحلیلگرانی نیز وجود دارند که بر واقعیات موجود در عراق کنونی تاکید دارند. از نظر آنها اگرچه بر اساس حقوق بین‌الملل، در این حادثه حاکمیت عراق نقض شده، اما واقعیت آن است که در این کشور از سال ۲۰۰۳ میلادی یعنی پس از سرنگونی حکومت صدام حسین، هیچ حاکمیت ملی یکپارچه و سراسری وجود نداشته است.

عراق در تمام این مدت کشوری چند پاره و مملو از درگیری بوده که قدرت در مناطق مختلف آن از گروهی به گروه دیگر دست به دست می‌شده است. در تمام این مدت نیز حضور ایران و آمریکا در خاک عراق با اجازۀ دولت مرکزی این کشور ممکن بوده است. مضاف بر اینکه، به‌طور کلی بر اساس این واقعیت تلخ که همواره در تاریخ دیده شده است، زمانی که یک کشور بسیار ضعیف و دولت مرکزی ناتوان از اداره سراسر آن شود، موضوع احترام به حاکمیت یکپارچه آن، تنها روی کاغذها باقی خواهد ماند.

فارغ از این، آگنس کالامارد، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امر اعدام‌های غیرقانونی، با انتشار سلسه توئیتی در مورد حمله مرگبار آمریکا به قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس نوشت که هدف قرار دادن افراد تنها زمانی در چارچوب قوانین بین‌المللی حقوق بشر توجیه پذیر است که آنها تهدید جدی و فوری محسوب شده باشند، تهدیدی که در لحظه امکان رفع آن از سایر روش‌ها از جمله مذاکره وجود نداشته باشد.

بر پایه همین دیدگاه، مقام های آمریکایی از جمله مارک اسپر، وزیر دفاع این کشور مدعی شده که قاسم سلیمانی در تدارک حمله قریب‌الوقوع به منافع ایالات متحده بوده و اقدام ارتش آمریکا در قتل او اقدامی پیش‌دستانه و پیش‌گیرانه بوده است.

حتی در صورت صحت این ادعا باز هم خانم کالامارد در ادامه توئیت‌های خود تصریح کرده که در صورت اثبات سطح بالای تهدید افراد، کشته شدن همراهان آنها در جریان حمله هوایی از نظر قوانین حقوق بشر توجیه‌پذیر نیست.

موقعیت جنگ یا صلح؟

بابی چزنی، استاد حقوق و روابط بین‌المللی در دانشگاه تگزاس معتقد است، عملیات انجام شده برای حذف قاسم سلیمانی بسیار شبیه اقدامی است که در جنگ جهانی دوم آمریکا علیه یک نظامی ژاپنی انجام داد. به گفته او در آن عملیات که «انتقام» نام داشت، «ایزوروکو یاماموتو»، طراح حمله هوایی غافلگیرانه ۷ دسامبر ۱۹۴۱ علیه آمریکا، هدف حمله هوایی ارتش ایالات متحده قرار گرفت.

آقای چزنی سپس تاکید می‌کند، با وجود این که ایران و آمریکا در حال جنگ به مفهوم کلاسیک آن نیستند ولی احراز وجود درگیری نظامی بین آنها دشوار نیست لذا بر این اساس، مقام‌های آمریکایی بر این باورند که شرایط موجود اقدام آنها را توجیه می‌کند.

به گفته این حقوقدان آمریکایی، زمانی که نیروهای آمریکایی به دعوت عراق در این کشور حاضر شده‌اند، حق دارند که از خود در برابر هر تهدیدی دفاع کنند و به آن واکنش نشان دهند.

پاسکال بونیفس، مدیر پژوهشگاه روابط بین‌الملل و استراتژیک در پاریس در یکی از مصاحبه‌هایش در شبکه تلویزیونی «فرانس۵» فرانسه، آنچه که بامداد جمعه در عراق روی داد را «اقدام به جنگ» توصیف کرد. از نظر او کسی که کشته شده را باید فرد دوم حکومت ایران دانست، کسی که اهمیتش از یک وزیر و قدرتش از رئیس جمهور ایران بیشتر است.

او تاکید دارد: «وقتی نفر دوم یک کشور را می‌کشیم، این اقدامی جنگی است... اگرچه ترامپ گفته است که جنگ نمی‌خواهد اما اقدام او یک اقدام جنگی بوده است و برای او پیامدهایی خواهد داشت.»

به گفته او ترامپ از یک چیز دیگر نیز می‌ترسید، از اینکه با محاصرۀ سفارت ایران در بغداد، همان تحقیری نصیب آمریکا شود که در اوایل انقلاب اسلامی ایران با اشغال سفارت این کشور در تهران روی داد یا در سال ۱۹۶۸ میلادی در سفارت امریکا در ویتنام روی داد.

پاسکال بونیفس هشدار می‌دهد که هم باید منتظر اقدام تلافی‌جویانۀ ایران و هم احتمالا اقدام تلافی‌جویانه عراق بود. او همچنین این اقدام دونالد ترامپ را که بدون در جریان گذاشتن هیچکدام از متحدان منطقه‌ای و اروپایی آمریکا دست به اجرای چنین عملیاتی زده است، زیر سوال می‌برد.

اما برخی بر این موضوع تاکید دارند که این حمله در زمانی انجام شده که وضعیتی جنگی میان ایران و آمریکا حاکم بوده است. این تحلیلگران معتقدند که جنگ میان ایران و آمریکا مدتهاست که آغاز شده است؛ جنگ پهپادها، جنگ تکنولوژی، جنگ اقتصادی و جنگ از طریق نیروهایی که دو جبهه را نمایندگی می‌کنند.

از جمله طرفداران این ایده که سال‌ها از آغاز جنگ میان تهران و واشنگتن می‌گذرد می‌توان به آرمل شاریه، سردبیر بخش سیاست بین‌الملل در شبکه خبری «فرانس۲۴» اشاره کرد که می‌گوید: «آنچه که امروز در عراق و در منطقه خاورمیانه روی می‌دهد در واقع جنگ است؛ اما جنگی به شیوۀ جنگهای قدرت در قرن ۲۱ و نه به شکل سنتی جنگ. جنگی که با پهپادها مواضع هم را می‌زنند، جنگی که در آن به وسیلۀ نمایندگانشان و نه بطور مستقیم به هم حمله می‌کنند... یادمان نرود که پیش از این یک جنگ اقتصادی نیز میان دو کشور در جریان بوده است.»

فرانسوا کلمانسو، مدیر مسئول و مسئول اخبار بین المللی نشریه فرانسوی «Le Journal du dimanche» نیز معتقد است که این جنگ از زمانی آغاز شد که ایران تلاش کرد سهم خود را در عراق، به دلیل نقشی که در شکست داعش داشت بستاند. به نظر او مشکل از آنجا آغاز شد که محافظه‌کاران در تهران پس از آزادسازی موصل و با حذف تهدید داعش، متوجه شدند که سهم چندانی در روند توزیع قدرت در عراق نداشته‌اند.

«ترور» نه، «قتل هدفمند»

فرانسوا کلمانسو همچنین به مواضع ایالات متحده آمریکا و اسرائیل اشاره دارد که آنچه را روی داده است نه «ترور» بلکه «قتل هدفمند» می‌خوانند. او به این موضوع اشاره دارد که در این حمله، آمریکا به بمباران گستردۀ یک منطقه و کشتن صدها نفر اقدام نکرده؛ بلکه اقدام به قتل هدفمند کسی کرده است که سال‌ها به طور مداوم به آمریکا ضربه می‌زده است. او همچنین به این موضوع اشاره دارد که پیش از این بارها حذف قاسم سلیمانی به دلیل «اقدامات مخربش»، به پنتاگون توصیه می‌شده است.

فرانسوا کلمانسو با اشاره به تحولات ۱۰ روز اخیر در عراق، از حملۀ راکتی در نزدیکی کرکوک گرفته تا محاصرۀ سفارت این کشور در بغداد توسط طرفداران ایران، به سخنان مقامات پنتاگون اشاره دارد که اعلام کردند «نمی‌گذاریم ایران به این کارهایش ادامه بدهد».

آقای کلمانسو می‌گوید: «پنتاگون این را رسما اعلام کرد. آیا این پیام را ایرانی‌ها نشنیدند؟ آیا فکر کردند که آمریکا جرات انجام چنین کاری را ندارد؟»

با این وجود او معتقد است که آمریکایی‌ها برای انجام این حمله نیز بار دیگر دچار «اشتباه محاسباتی» شده‌اند. زیرا اگرچه توانایی نظامی ایران و آمریکا در یک سطح نیست و آمریکا از قدرت نظامی بسیار بالاتری برخوردار است، اما نفوذ ایران در منطقه نیز خیلی زیاد است.

البته این نخستین باری نیست که آمریکا به اقدامی این گونه دست می‌زند، پس از حملات ۱۱ سپتامبر و به ویژه در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما، بیش از ۵۰۰ حمله مرگبار مشابه انجام شد. آقای اوباما که خود متخصص حقوق است در آن زمان گفت:«تائید کارآمد بودن یا قانونی بودن یک تاکتیک نظامی به معنای اخلاقی یا عاقلانه بودن آن نیست.» جمله‌ای که رویکرد نظامی دولت آمریکا را در سطح جهان روشن می‌کند.

iran-emrooz.net | Sun, 05.01.2020, 10:17
ترامپ: ۵۲ موضع ایران را در تیررس داریم

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در واکنش به تهدیدهای ایران علیه ارتش و شهروندانش به دنبال کشته‌شدن قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس این کشور با انتشار پیامی در توئیتر خود نوشت که در صورت حمله ایران ۵۲ موضع متعلق به آن را در تیررس داریم.

در متن پیام توئیتری ترامپ آمده است:

«ایران جسورانه درباره هدف گرفتن برخی از عناصر آمریکایی به دلیل پاکسازی یکی از تروریست‌هایی که علاوه بر کشتن صدها معترض ایرانی و شمار بسیار دیگر یک آمریکایی را کشته و تعداد زیادی را زخمی کرده‌ است، صحبت می‌کند. (سلیمانی) درحال حمله به سفارت ما بوده و در تدارک حملات دیگر به سایر نقاط بود. ایران سال هاست که چیزی جز دردسر نبوده است. این یک هشدار است: اگر ایران به آمریکایی‌ها یا مواضع آمریکا حمله کند، ۵۲ موضع ایران (به نشانه ۵۲ آمریکایی که سال‌ها پیش ایران گروگان گرفت) را در نظر گرفته‌ایم. این نقاط دارای ارزش و اهمیت بالایی برای ایران و فرهنگ ایرانی هستند. به این اهداف و خود ایران، سریعا و به شدت حمله خواهد شد. آمریکا دیگر هیچ تهدیدی را برنمی‌تابد!»

پس از کشته شدن فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران و همراهانش در یک حمله پهپادی در نزدیکی فرودگاه بغداد، رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه‌ای و شمار دیگری از مقام‌های ارشد ایران تهدید کردند که “انتقام سختی” در انتظار آمریکا خواهد بود.

دونالد ترامپ می‌گوید برخی هدف‌های در نظر گرفته شده در سطح بالایی قرار دارند و برای ایران و فرهنگ ایران بسیار مهم هستند. او با بیان این که این اهداف و خود ایران ضربه‌ای “بسیار سخت و بسیار سریع” خواهند خود هشدار داد: «ایالات متحده آمریکا خواستار تهدیدهای بیشتر نیست!»

روایت‌های متناقض از محتوای پیام آمریکا

آمریکا پس از حادثه بامداد جمعه از چند طریق، از جمله توسط سفارت سوئیس در تهران، به عنوان حافظ منافع ایالات متحده پیام‌هایی برای جمهوری اسلامی ارسال کرد که در مورد محتوای آنها خبرهای ضد و نقیضی منتشر شده است.

علی فدوی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران شامگاه جمعه در یک گف‌وگوی تلویزیونی با تاکید بر این که “انتقام سخت” حتما انجام خواهد شد ادعا کرد: «هرچند [آمریکا] از همین امروز صبح به روش دیپلماسی و ... متوسل شدند و حتی گفتند اگر می‌خواهید انتقام بگیرد، متناسب با کاری که ما کردیم، انتقام بگیرید؛ در حالی که آن‌ها نمی‌توانند چیزی را تعیین کنند.»

همزمان با این ادعا، محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران که پیام آمریکا از طریق سفارت سوئیس را تحویل گرفته بود در یک برنامه تلویزیونی این پیام را، آن گونه که خبرگزاری فارس گزارش کرده، “گستاخانه” خوانده است.

بنابر این گزارش ظریف در این برنامه گفت: «سوئیسی‌ها به عنوان حافظ منافع مطالبی را منعکس می‌کنند، یک پیام بسیار نابخردانه‌ای را از آمریکایی‌ها آوردند و جواب قاطعی را دریافت کردند.» با توجه به پیام‌های توئیتری روز یک‌شنبه دونالد ترامپ می‌توان احتمال داد که پیام از طریق سفارت سوئیس نیز مضمونی در همین حدود داشته باشد.