تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول
Thu   25 08 2005   20:37

ما بايد با سکوت مبارزه کنيم

ايلزه شيمپف هرکن/ ترجمه احمد سمايی

    خانم "ايلزه شيمپف هرکن" (Ilse Schimpf-Herken) پرفسور جامعه شناسی، استاد دانشگاه برلين و از فعالان موسسه "پاول فرايه " وابسته با آکادمی بين المللی برلين است که در مسائل مربوط به حقوق بشر در سطح بين المللی فعاليت می‌کند. مسئله رعايت حقوق بشر در حوزه آفريقا و آمريکای لاتين عرصه فعاليت هرکن است و در آموزش مربيان و کارشناسان حقوق بشر در اين کشورها نيز صاحب تجربه است. هرکن از نزديک ناظر، مشاور و منتقد چند و چون فعاليت کميسيون‌های حقيقت ياب در دو قاره ياد شده بوده و مقالات و پژوهش‌های متعددی در اين زمينه انتشار داده است. مصاحبه زير نيز که روزنامه آلمانی تاتس با وی انجام داده حول و حوش مسائل مربوط به چگونگی برخورد با گذشته در کشورهای استبدازده و خشونت ديده و نيز موفقيت‌های و ناکامی‌های کميسيون‌های حقيقت ياب در اين عرصه دور می‌زند.
    اين مصاحبه پايان بخش مجموعه‌ای است که انتشار آن در آستانه سالگرد کشتار زندانيان در زندان‌های ايران در سال ١٣٦٧ شروع شد و مطالبی در باره تجارب شيلی ، يونان و مراکش در برخورد با گذشته استبدادزده اشان را دربرگرفت، با اين اميد که در کشور ما نيز بالاخره زمان بررسی جنايات و تجارب پررنج و شکنج دهه‌های گذشته و درس آموزی از آنها جهت ممانعت از تکرارشان فرارسد و رهيافت‌های ديگران نيز در اين راستا برايمان خالی از آموزه‌ها و درنگ‌ها نباشد. گفتنی است که قبلا نيز در سايت ايران امروز تجارب کشورهای ديگری مانند اسپانيا و آرژانتين و شيلی و پرو و ... به تفصيل يا به طور موجز بازتاب يافته‌اند که از طريق رجوع به آرشيو ايران امروز و يا جستجوی با ماشين‌های جستجوگر در اين سايت قابل دسترسی‌اند.
    مصاحبه با خانم هرکن از شماره ٤ فوريه ٢٠٠٥ روزنامه تاتس برگرفته شده است.
    .(JavaScript must be enabled to view this email address)



خانم شيمپف هرکن، آيا کمسيون‌های حقيقت ياب مدل و ابزار کارايی در برخورد با بيداد و رنج و شکنجه‌های گذشته هستند؟
نه، بررسی هر چالش و تجربه دردناکی در گذشته يک جامعه بايد با توجه به شرايط خاص آن جامعه صورت بگيرد. توجه به اين امر مهم تر از دل بستن و ايده آليزه کردن تجارب ديگران است. ولی خوب طبعا می‌توان از تجارب ديگران هم آموخت .مثلا برای مردمی که در رواندا ١١ سال پيش شاهد يک قوم کشی گسترده بودند ابدا خالی از فايده نيست که بدانند در شيلی، ٣٢ سال پس از کودتای پينوشه چه برخوردی با آن رويداد و پيامدهای آن می‌شود.

اصولا هدف بررسی و برخورد با گذشته چيست؟ آشتی و تقويت صلح و همزيستی اجتماعی؟
نه، دستکم بسياری اين مفاهيم را دارای سبقه و ريشه مسيحی می‌دانند و رد می‌کنند. در تعداد نه چندان کمی از جوامعی که از گذشته‌ای دردناک و توام با رنج عبور کرده‌اند گفته می‌شود که "آشتی" به معنای مصالح با صاحبان قدرت است و اين پذيرفتنی نيست.

صاحبان قدرت و عاملان و آمران رنج و ستم نبايد طبعا از اين که قربانيان با آنها آشتی کنند ناخرسند باشند.
درست است. من اصطلاح " احيای انسانيت" دروجود کسانی که مرتکب نقض حقوق بشر شده‌اند را بسيار بيشتر از واژه "آشتي" می‌پسندم. معروفترين کميسيون حقيقت ياب دنيا، يعنی کميسيون حقيقت ياب آفريقای جنوبی تنها کسانی را مشمول عفو کرده است که علنا از کرده و کارنامه گذشته خويش اظهار پشيمانی کرده‌اند. مادری از اين کشور که به خاطر رفتارش در قبال شکنجه‌گر و قاتل پسرش شهرتی بين المللی يافته در جلسه‌ای از کميسيون که علنی برگزار شده بود به اين فرد گفت: "تو از من تقاضای عفو و بخشش کرده اي. من چگونه می‌توانم تقاضايت را رد کنم؟ اگر چنين کنم، مانع احيای انسانيت در وجود تو شده ام." اصطلاح "احيای انسانيت" تصادفا از آفريقا نيامده است. آنجا مردم چنان فقير و نادارند که حتی امکان نقل مکان و دورشدن از حوزه زندگی کسی که از او رنج و آزار ديده اندهم برايشان ميسر نيست، سهل است که اغلب دوباره بايد همراه با او مشترکا به کشت و زرع در زمينی واحد بپردازند.

در زبان سولو که در آفريقای جنوبی رايج است واژه غيرقابل ترجمه‌ای وجود دارد به نام "اوبونتو". معنای آن تقريبا چنين است: من تتها در ارتباط و نسبت با ديگران است که من هستم. ظاهرا در رواندا چنين مفهومی وجود ندارد.
البته هرگز نمی‌توان از آفريقا به طور کلی و بدون توجه به تفاوت‌های نقاط و فرهنگ‌های مختلف آن صحبت کرد ولی من هم اين اصطلاح "اوبونتو" را خيلی می‌پسندم. پاول فرايه، از نظريه‌پردازان تعليم و تربيت رهايی بخش می‌گويد: من هستم ، چون تو هستی. و ايمانوئل لويناس، فيلسوف فرانسوی هم، يک گام فراتر رفته و می‌گويد: زمانی که من "ديگری" را به عنوان انسان درک می‌کنم در من توانايی‌های شکل می‌گيرد که هرگز نمی‌توانست پيش از آن به وجود بيايد.درک حضور "ديگری" است که من را من می‌کند و همين، من را در قبال او مسئول می‌کند."

آيا برای يک فرآيند معطوف به آشتی و صلح اجتماعی می‌توان مراحل مطلوب و ايده آلی را برشمرد؟
تعميم و ايده آليزه کردن اين يا آن تجربه، طرف‌های درگير را وسوسه می‌کند که مطابق آن به اعمال اراده و مصالح خود بپردازند. از اين رهگذر ممکن است گروه‌هايی از عاملان قسر دربروند و از طرفی رسيدگی به وضع و شکايت گروهی از قربانيان هم مشمول حذف شود. مسئله اصلی اين است که منشاء نارضايتی‌ها و تنش‌ها با نام و نشانی ذکر شود و قربانيان فرصت و امکان پيدا کنند ازتجربه و رنج و آلام خود سخن بگويند.

چنين چيزی اما در پرو و گواتمالا اتفاق نيفتاد.يکی از اشکالات اساسی کار کميسيون حقيقت ياب دراين کشورها اين بود که کار و فعاليت آن مشمول مردم سرخپوست بومی نشد و رنج و درد اينان عملا از حيطه بررسی‌های کميسيون بيرون ماند.
بله، و درست به همين دليل کار کميسيون‌های حقيقت ياب در اين کشورها پيشرفت چندانی نمی‌کند. فقر بی اندازه مردم بومی ممالک يادشده خود نقض حقوق بشر و عامل اکثر تنش‌ها و منازعات است. اما به اين مشکل کمتر اشاره می‌شود.

به اين ترتيب آيا می‌توان گفت که کميسيون حقيقت ياب در اين کشورها ناکارا و شکسته خورده است؟
نه، بالاخره کارشان آنقدرها هم خالی از معنا و فايده نيست.از رهگذر فعاليت اين کميسيون‌ها برای اولين بار نام قربانيان جمع آوری و ثبت شد. در گواتمالا کميسيون گزارشی در باره کشتارها و محل قبرهای دسته جمعی انتشار داد و همين سبب شد بازماندگان قربانيان جايی برای اندوه گذاری و ابراز غم و آلام خود داشته باشند. صد البته در اين کميسيون‌ها بسياری از موارد به سکوت برگزار می‌شود. مثلا گزارش معروف به " گزارش والخ" که سال گذشته در شيلی انتشار يافت حاوی اظهارات و شهادت ٣٥٠٠٠ تن از قربانيان شکنجه دوران پينوشه در مورد رنج و شکنجی است که در آن دوران متحمل شده‌اند. بخش مربوط به اين شهادت‌ها اما تا ٥٠ سال اجازه انتشار ندارد، و اين يعنی که در شيلی عاملان و آمران شکنجه و آزار تا ٥٠ سال ازحاشيه امن برخوردار خواهند بود.

در بسياری از کشورها، مثلا در کنگو يا افغانستان جنايتکاران جنگی کماکان در قدرت شريکند.اين آيا معضلی خاص است يا جنبه عمومی دارد؟
بله،اين مشکلی تقريبا عمومی است. در شيلی ديکتاتوری نظامی سال ١٩٨٨ از قدرت کنار رفت و رييس جمهور غيرنظامی جديد درصدد برآمد کشف واقعيت‌های مربوط به دوران پينوشه را "تا حد ممکن" مجاز کند. اما زمانی که گروه‌ها و سازمان مدافع حقوق بشر صدای خود را بيشتر بلند کردند و تقاضاهای متعدد و به حقی مطرح نمودند ارتش تهديد کرد که دوباره قدرت را در دست خواهد گرفت. سعی رييس جمهور بعدی اين بود که نظاميان دستکم در باره سرنوشت ناپديدشدگان اطلاعاتی ارائه کنند. تنها رييس جمهور سوم ، يعنی رييس جمهور کنونی بود که جرئت کرد کميسيونی را مسئول تهيه گزارشی از شهادت‌ها و اظهارات قربانيان شکنجه کند. ولی پس ازارائه اين گزارش هم ، قربانيان که با بازگويی تجارب دردناک خود زخمشان دوباره تازه شده کماکان به حال خود رها شده‌اند و کسی مرحمی بر اين زخم‌ها نمی‌گذارد.

در رواندا تقريبا تمامی مردم دچار رنج و ضربه‌های روحی و عاطفی شده‌اند و طبيعی است که نتوان تک تک افراد را به لحاظ روانی کمک و ياری داد. سوال اين است که چگونه می‌توان ميان بررسی موردی و بررسی عمومی جرم و جنايات گذشته پيوند زد؟
اولين گام برای کاستن از رنج و فشارهای روحی قربانيان ظلم و اعمال خشونت، سخن گفتن و بحث علنی و عمومی در باره اين خشونت‌ها و دامنه و ابعاد آنهاست. چنين امری در بسياری از کشورها هنوز اتفاق نيفتاده است. در ميان صاحب منصبان قبلی گواتمالا هنوز هيچکس حاضر به ابراز پشيمانی و عذرخواهی از بابت قوم کشی در حق مردم بومی "مايا" نيست. در السالوادر يک گروه متشکل از قربانيان خشونت، تنها پس از هفت سال تلاش و مبارزه توانست اجازه بنای ديوار يادبودی را به دست آورد تا بر آن نام ٢٦٠٠٠ نفری را حک کند که در جريان جنگ داخلی قربانی خشونت نيروهای دولتی شده‌اند. هنوز هم هيچکدام از مقامات دولتی حاضر نيست از اين ديوار که بالاخره سال ٢٠٠٤ برپا شد ديدار کند.
اين نيز مهم است که خود چرخه خشونت درهر شدت و ابعادی متوقف شود، چرا که خود خشونت اصولا بازتوليدکننده سکوت و مانع جريان بحث و گفتگوهای ضروری در جامعه است. گفتن ندارد که در سيستم‌های نئوليبرالی که قسما در سال‌های اخير جای رژيم‌های نظامی، استبدادی و اقتدارگرا را می‌گيرند قدرتمندان بيش از هرچيز مشتاق سکوت جامعه و فقدان بحث و گفتگو در باره تجارب گذشته اند، چرا که سکوت، اکثريتی منفعل و ساکت را پديد می‌آورد و مانع آن می‌شود که انسان‌ها به دنبال حق و حقوق خود باشند. وظيفه ماست که با اين سکوت مبارزه کنيم.


ارسال به شبکه‌های اجتماعی
Bookmark and Share
نظر شما درباره این نوشته:







Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2017
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.