بازگشت به صفحه اول

جستاری پیرامون روزنامة «نامة نِسوان شرق»

الهه باقری


iran-emrooz.net | Thu, 23.02.2012, 12:21

جستاری پیرامون روزنامة «نامة نِسوان شرق» به روایت اسناد

مدرسه فمینیستی: پیش از انقلاب مشروطه زنان نقش مهّم و قابل توجهی در امور اجتماعی و سیاسی كشور نداشتند. چرا كه در طول تاریخ ایران، زنان همواره از کسب موقعیتی متناسب با شأن و توانایی‌هایشان محروم مانده‌اند. پرده‌نشینی و ‏‏حضور کمرنگ زنان جامعه از یک سو و داوری غیرمنصفانه در مورد نقش آن‌ها در عرصه‌های گوناگون از سوی دیگر، ازجمله ‏مهم‌ترین ‏عوامل این محرومیت تاریخی بوده‌اند.آنچه در لابه‌لای صفحات تاریخ از زنان بیان شده، تنها نقش آن‌ها در ‏حرم‌سراها و ‏توطئه‌های پشت پرده‌ی دربار بدون توجه به نقش سازنده‌ی آنان می‌باشد.‏ قبل از انقلاب مشروطه، روزنامه‌های مختلفی داخل و خارج از كشور انتشار می‌یافت. روزنامه‌هایی كه خارج از كشور انتشار می‌یافت، تأثیر بسیاری در نشر افكار آزادی خواهی و تجددطلبی داشت. این روزنامه‌ها كه به وسیله‌ی مسافران و یا در میان محموله‌ی تجار ایرانی به دست ایرانیان می‌رسید، دست به دست می‌گشت و نوشته‌های آن‌ها در قهوه‌خانه‌ها، مساجد و دیگر مجامع عمومی توسط دیگران نقل می‌شد. زنان روشنفكر و باسواد ایرانی این روزنامه‌ها را می‌خواندند و گاه خود در آن‌ها مطلب می‌نوشتند. این گونه روزنامه‌ها در بیداری زنان نقش مؤثری داشتند.[1] روزنامه‌هایی كه بلافاصله بعد از برقراری نظام مشروطیت در داخل كشور انتشار یافت، در بیداری زنان می‌كوشیدند و این روزنامه‌ها به طور كلی بشارت دهنده‌ی آزادی و برابری حقوق زن با مرد بودند و اعتقادشان بر این بود كه زن نیز انسان است، در خلقت به او ظلمی نشده و چیزی كسر ندارد و تفاوتی میان او و مرد در شرف انسانیت نیست. هر چند كه تلاش آنان در این دوره بیشتر در زمینه‌ی فراهم كردن شرایط احقاق حقوق اجتماعی و حضور زنان در عرصه‌های مختلف اجتماع بود و به موقعیت و جایگاه زنان و دختران در محیط خانواده نمی‌پرداختند.

با شروع انقلاب مشروطه، تحول عظیمی در حیات اجتماعی زنان ایرانی پدید آمد و آنان را متحول ساخت. انقلاب مشروطه‌ی ایران، به همان نسبت که در اجتماع ایران اثر گذاشت، در رشد نهضت بیداری زنان نیز تاثیر گذاشت و در این میان مطبوعات نقش اساسی داشتند. انتشار روزنامه که از اواسط دوران قاجاریه رواج یافت، بر فضای فکری جامعه تاثیرات عمیقی گذاشت و سبب شد که مردم با جریانات اجتماعی و سیاسی در شهرهای مختلف ایران، همچنین کشورهای دیگر آشنا شوند.[2] مهمترین دغدغه‌ی زن ایرانی پس از انقلاب مشروطه، شرکت در فعالیت‌های گسترده‌ی اجتماعی بود که یکی از مهم‌ترین آن‌ها انتشار نشریات تخصصی بانوان است. تا از این طریق خواست‌هایشان را مطرح نمایند و در راستای رسیدن به اهداف جنبش خود تلاش کنند.[3] در این دوره شاهد تلاش گسترده‌ی زنان در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی هستیم. آنان فعالیت گسترده‌ای را در عرصه‌ی تعلیم و تربیت، ارتقای سطح دانش و بینش از طریق تأسیس مدارس، انجمن‌ها و انتشار روزنامه آغاز كردند. هدف اساسی آنان روشن كردن بانوان و نجات آنان از جهالت و خرافات، باسوادكردن زنان، پرورش استعدادهای نهفته و سهیم كردن زنان در فعالیت‌های اجتماعی و معیشتی همچنین پشتیبانی از حقوق آنان بوده است.

کلمه‌ی روزنامه، در زبان فارسی ریشه‌ی قدیمی دارد و در بسیاری از کتاب‌ها به صورت «روزنامجه» دیده می‌شود. بنابراین روزنامه در زمان‌های قدیم به معنی دفتر «یادداشت‌ها» و «گزارش‌های روزانه» به کار می‌رفته است. این اصطلاح در قرون اخیر به همان معنای اولیه به کار می‌رود. گزارش‌هایی را که وقایع‌نگاران از هر گوشه‌ی کشور به دولت می‌دادند روزنامه می‌نامیدند.[4] اما روزنامه به معنی معمول و رایج كنونی، ابتدا «كاغذ اخبار[5]»نامیده می‌شد. نخستین روزنامه‌ها را دولت منتشر می‌كرد كه عبارت بودند از اوراق كوچكی كه اخبار و حوادث گوناگون درباری و دولتی را منتشر می‌كردند. این اوراق تنها در محیط نزدیك به دربار منتشر می‌شد و اغلب نویسندگان این اوراق، سمت دولتی و عنوان رسمی داشتند[6] كه می‌توان به دو روزنامه‌ی دولتی به اسم «ایران» و «اطلاع» كه فقط اخبار دربار را منتشر می‌كرد اشاره كرد، هر چند بعدها یك روزنامه هم برای ملّت به نام «روزنامه‌ی ملّتی» انتشار یافت. اما این روزنامه هم نسخه‌ی بدلی از همان روزنامه‌ی دولتی بود.[7]

روزنامه، به عنوان یكی از ابزار اطلاع رسانی، جایگاهی ویژه در افزایش سطح آگاهی افراد جامعه داشت و با توجه به ‏انقلاب مشروطه و رویدادهای پس از آن، سطح آگاهی زنان را با چاپ و انتشار مجله ارتقا بخشید. اولین نشانه‌ای که از ‏انتشار نشریه‌ی مطبوعات گیلان در دست است، مربوط به سال 1325 هـ .ق/1907م. است.‏ به طور كلی می‌توان روزنامه ‏را در مطبوعات گیلان به سه دوره تقسیم كرد: نخست، مطبوعات عصر مشروطیت كه در گیلان تا ‏نهضت جنگل تداوم داشت. دوم، مطبوعات زمان حكومت ملّی دكتر مصدق كه چندان تداوم نداشت. سوم، مطبوعات ‏زمان انقلاب اخیر ایران سال 1357هـ .ش/1978م. كه همچنان ادامه دارد. ‏ورود صنعت چاپ به گیلان زمینه‌ی چاپ و انتشار روزنامه‌نگاری را در این شهر فراهم ساخت.مجاورت شمال ایران با روسیه و ‏بادكوبه، نفوذ فكری و سیاسی جنبش‌های انقلابی آن سوی مرز، ایجاد روابط و مناسبات تجاری گیلانی‌ها و نزدیكی به ‏اروپا، توسعه سواد در بین عامه مردم، گسترش مدارس جدید، تشكیل احزاب و انجمن‌های مترقی و انقلابی، چاپ و نشر ‏جراید و رسانه‌های گروهی تأثیر عمیقی در بسط و توسعه مطبوعات گیلان به جا گذاشته است.‏[8]

روزنامه‌ها و مجلات مربوط به زنان كه جریانات پیشرو و مترقی را مطرح می‌كردند در عرصه مطبوعات ایران ‏در گیلان هم ظاهر شدند. تحت تأثیر این تفكر، جرایدی مخصوص زنان به بازار عرضه شد كه صاحب امتیاز و ‏سردبیرانشان زنان بودند. ‏در چنین شرایطی، مرضیه ضرابی(تولد: 1282 هـ .ق/ وفات : ؟) جزء نخستین بانوان فرهیخته‌ی گیلانی بود كه در زمینه‌ی آموزش، آگاهی دادن به زنان، انتشار روزنامه قدم‌های اساسی برداشت. وی از تاریخ 5 آبان 1298هـ .ش/1919م. مدیره‌ی دارالایتام دولتی، از اول مهر1300 هـ .ش/1921م. مدیره‌ی مدرسه‌ی نِسوان ملّی آستارا و از اول شهریور ماه مدیره‌ی مدرسه‌ی ‏بندر پهلوی فعالیت نمود و همچنین صاحب مقالات متعدد در روزنامة ستاره‌ی ایران[9] و عضو هیأت تحریریه روزنامة زبان زنان[10] ‏ در سال 1299 هـ .ش/1920م. بود.[11] ‏

نخستین اقدامات وی در جهت تأسیس مدارس برای دختران بود. وی اولین روزنامه اختصاصی زنان را در گیلان به‌نام «نِسوان‌شرق» منتشر كرد. نشریه‌ی «نسوان شرق» در راستای آگاهی دادن به زنان ‏در سال1304هـ.ش/1925م. به صورت مجله در 24 صفحه به ابعاد 16*12 سانتی‌متر هر 15 روز یك‌بار در بندر انزلی منتشر گردید. و امتیاز آن در تاریخ 8 آذر 1304 هـ .ش/1925م. از تصویب شورای عالی معارف گذشته است.[12] ولی این كار ادامه نیافت و نامه‌ی نسوان شرق به صورت روزنامه هر ده روز، یك شماره راه خود را ادامه داد. در جلد روی روزنامه‌ی نسوان‌شرق یك كادر كلیشه‌ای به طول و عرض 5/7*7*5/11 سانتی متر دیده می‌شود كه از گوشه‌ی سمت راست آن كُره‌ی خورشید (معارف) پرتو خود را می‌تاباند و در این شعاع، نامه‌ی نسوان شرق به صورت قوس به چشم می‌خورد و سه شاخه شعاع از زیرحرف (ن .ق.) اسم روزنامه به صفحه می‌تابد، میزی با رومیزی زیبا در سمت چپ و گهواره‌ای در سمت راست و زنی ایستاده در وسط كه با دستی گهواره و دستی دیگر كره زمین را می‌چرخاند. در داخل كره نوشته شده است: «زن با دستی گهواره و با دستی دیگر كُره را حركت میدهد». [13]



روزنامه‌ی «نامه‌ی نسوان شرق»

این نشریه نقش موثری در بیداری و تنویر افكار زنان گیلان ایفا نمود. فعالیت‌های فرهنگی وی از سوی قشر خاصی از زنان مورد استقبال قرار گرفت و گروهی از این زنان در روزنامه‌ی او قلم می‌زدند كه هدف اصلی آنها بیدار كردن همنوعان و جهت دادن به مسیر پیشرفت‌های اجتماعی آنان بود مرضیه ‌ضرابی زنی نوگرا بود كه عملكرد وی و تلاش‌های او به توسعه‌ی روند نوگرایی منجر شد.

در این نوشتار به بررسی نامه‌ی اعتراضی مرضیه ضرابی؛ مدیر مدرسه‌ی دوشیزگان، همچنین صاحب امتیاز روزنامه‌ی نِسوان شرق به وزارت معارف مبنی بر انتخاب یكی از دو شغل مذكور و همچنین اسناد تقاضای توقیف مجله‌‌ی نسِوان‌ شرق و گزارش حكومت گیلان از چگونگی انتقال مریضخانه‌ی بلدی بندر پهلوی به صحیه‌ی كل مملكتی پرداخته شده است.

ابتدا به امر شورای عالی معارف و وزارت جلیله امتیاز روزنامه را به مرضیه ضرابی واگذار نكردند. وی نامه‌ای اعتراضی به وزارت معارف نوشت، به این علت كه از وی خواسته بودند كه یا به شغل مدیر مدرسه بپردازد و یا مدیر روزنامه‌ی نِسوان شرق باشد. وی تقاضای صدور امتیاز روزنامه‌ی نِسوان شرق را از وزارت معارف خواستار شد و در این نامه به سمت و سوابق خود و فعالیت‌هایش در وزارت مطبوعات اشاره كرد. همچنین این نكته را نیز خاطر نشان كرد كه ‏روزنامه‌ی نِسوان شرق در مدت 10 ماه حیات اجتماعی خود توانسته است ایفای وظیفه نماید و مورد حمله‌ی هیچ یك از محاكمات قضائی واقع نشده است.[14]

مرضیه ضرابی به اداره‌ی معارف گیلان نوشت كه «از بیست و چهار ساعت خود را فقط پنج ساعت وقت خود را برای تعلیم و مدیریت در مدرسه كنترات داده‌ام».[15] هویت وی از طرف حكومت پهلوی به وسیله‌ی شخصی به نام یاور محمّد غفاری و شخص دیگری به نام سلطان حیدر قلی، تصدیق و به مدیریت معرفی شد. همچنین اعلام شد كه وی دارای معلومات جدید بوده و از این امر به خوبی بر می‌آید و در ادارات عدلیه مرتكب هیچ گونه تخلفی نشده است.[16]

اسناد توقیف مجله‌‌ی نسِوان‌‏‎ ‎شرق ‏ مربوط به «روابط سیاسی ایران و شوروی» در زمان رضاشاه در سال 1305هـ.ش/1926م. بوده‌ است. همچنین اسناد مزبور نشان می‌دهد، شوروی از راه‌های گوناگون و حمایت از كمونیست‌های ایران در پی این بود تا حضور خود را در ایران گسترش دهد. وی برخلاف قوانین بین‌المللی، گهگاه از تجاوز به خاك ایران نیز دریغ نداشت و در مناسبات اقتصادی خود با ایران نیز در پی منافع خود بود و كمتر به منافع مشترك دو كشور توجه می‌نمود.در بعضی از شهرهای مهم شمال ایران اتحادیه‌های صنفی متعددی تشكیل شد و جرایدی نیز به امور تبلیغاتی اشتغال داشتند ولی با تغییر سلطنت در 9 آبان 1304 هـ .ش/‏1925م. ‏مجلس شورای ملّی خلع سلطنت خاندان قاجار را به تصویب رساند و «رضاخان پهلوی» را به ریاست موقت مملكت انتخاب كرد. با مسأله‌ی تغییر سلطنت، سیر تحولات سیاسی ایران در مسیری خلاف انتظار كمونیست‌ها كه مقارن با گسترش اختلافات سیاسی و تجاری ایران و شوروی نیز بود، این دوره به پایان رسید. اولین نشانه‌های این تغییر و دگرگونی را می‌توان در تعطیل جراید كمونیستی و جلوگیری از فعالیت‌های صنفی و سیاسی كمونیست‌ها ملاحظه كرد.

گسترش كمونیسم در ایران نیز از اهدافی بود كه شوروی‌ها هیچ‌گاه از آن غافل نمی‌شدند. شوروی‌ها از یك سو با توجه به امكانات خود و بهره‌گیری از مهاجران و از سوی دیگر با شركت در انجام خدمات رفاهی برای مردم ایران، تلاش می‌كردند خود را دوستدار ایرانیان جلوه دهند، به تدریج اعتماد آنها را جلب كنند و از این راه به اهداف سیاسی خود دست یابند. البته در بین دولتمردان ایران كسانی بودند كه از پیش از ترفندهای سیاسی شوروی‌ها آگاه شده باشند.[17] اینست كه حاكم گیلان و طوالش ضمن بیان چگونگی انتقال «مریضخانه‌ی بلدی» بندر پهلوی به دولت ایران، توجه اولیای دولت را به این نكته جلب می‌كند « كه كاركنان دولت جماهیر شوروی معلوم است برای پیشرفت سیاست خود خیلی مساعدت با این مؤسسه‌ی ملّی [بیمارستان پهلوی] می‌كنند و از همین راه مردم و مرضی را مرهون عاطفه و توجهات خود كرده‌اند.».[18] تلاش‌های آشكار و پنهان مأموران شوروی در گسترش كمونیسم چیزی نبود كه دولت ایران در مقابل آن سكوت كند.

بازخوانی سند شماره‌ی اول :



[نشان تاج و شیر و خورشید] ، وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، ادارة معارف و اوقاف گیلان، سواد مراسلة مرضیه خانم ضرابی مدیرة مدرسة دوشیزگانِ بندر پهلوی، نمرۀ 186، مورخة 22 دی 1305

اداره‌ی محترم معارف و اوقاف گیلان و طوالش دامت شوكته

در جواب مرقومة نمرۀ 3519 خاطر عالی را متوجه می‌دارم كه در بدو امر كه این جانبه تقاضای صدور امتیاز روزنامة نِسوان‌شرق را از وزارت جلیلة معارف نمودم، سِمَتِ خود را مطابق سواد ورقه‌ی لَف كه یك نسخه‌ی آن نیز در وزارت متبوعه ضبط است معرفی نموده ممكن بوده در بدو امر شورای عالی معارف و وزارت جلیله این نكته را در نظر گرفته و افتخار امتیاز روزنامة مذكور را به این جانبه واگذار نفرمایند ولی وقتی كه شورای عالی و وزارت جلیله با قید معرفی امتیاز نامة فوق الذكر به این جانبه واگذار فرمودند، گمان نمی‌كنم قانوناً و بدون هیچ گونه تقصیری یا انحراف از خط مَشی (تقاضاشده) روزنامه دچار تعطیل و یا این جانبه هم از خدمت چندین ساله‌ام صرف‌نظر نمایم. اگر با دیدة حق بین نگریسته شود در سرتاسر ایران فقط یك روزنامة نِسوان شرق بوده است كه در مدت 10 ماه حیات اجتماعی خود توانسته است ایفای وظیفه نموده و مورد

بازخوانی سند شماره‌ی ‏دوم :



حمله‌ی هیچ یك از محاكمات قضایی واقع نشود. پس می‌توانم تصور كنم كه این بی‌مرحمتی وزارت متبوعه نه تنها سكته به امور شخصی و محاسبات این جانبه خواهد زد، بلكه این مسأله باعث خواهد شد كه سکتة مهمی به ترقی زنان این مملكت ستمدیده می‌رسد و بدیهی است تاریخ این سطور را ضبط خواهد كرد و از طرفی گمان نمی‌كنم با ذكر دلایل فوق اولیای وزارت جلیله و آن ریاست محترم راضی شوند كه پس از 22 سال مشروطیت ایران این مملكت فاقد یك روزنامة زنانه باشد. به علاوه این جانبه با ادارة معارف گیلان، فقط 5 ساعت وقت خود را برای تعلیم و مدیریت در مدرسه كنترات داده‌ام نه تمام 24 ساعت خود را. بنابراین به نام حفظ شئون زن از آن ریاست محترم خواستارم كه از وزارت جلیله تقاضا شود

بازخوانی سند شماره‌ی سوم :



كه در این باب، عطف توجه نموده و بیش از این راضی نشوند قلوب پاك نسوان جریحه‌دار گردد.

مدیره و صاحب امتیاز نِسوان شرق
مرضیه ضرابی
مُهر روزنامه‌ی نِسوان شرق

[حاشیه:] سواد مطابق اصل است. از طرفِ [امضای ناخوانا و مُهرِ کابینة معارفِ گیلان و طوالش]

بازخوانی سند شماره‌ی چهارم : ‏



‏[نشان تاج و شیر و خورشید] ، وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، ادارة معارف و اوقاف گیلان، نمرة ‏‏3624، مورخة 25 ماهِ 10 سالِ 1305‏

مقام منیع وزارت جلیلة معارف و اوقاف و صنایع مستنظرفه دامت شوكته

به محض وصول مرقومة نمرۀ 5227/6538 راجع به مرضیه خانم ضرابی مدیرة مدرسة دوشیزگان بندر ‏پهلوی، قسمت اخیر مفاد مندرجة آن را به وسیلة نمایندة معارف آنجا به خانم مُشارٌالیها متذكر شد (كه یكی ‏از این دو شغل را قبول و دیگری را استعفا دهد). اینك مشروحه‌ای به اداره نگاشته كه سواد آن را از لحاظ ‏مبارك می‌گذراند تا به هر نحوی كه صلاح می‌دانند امر و مقرر فرمایند تا جواب خانم مُعَزّی الیها داده شود. ‏
رئیس معارف و اوقاف گیلان[امضای ناخوانا]‏

‏[حاشیة 1:] معارف

‏[حاشیة 2:] آقای صبا ـ سابقاً جواب صادر شده، مراجعه نمایید و ضبط کنید. 12/11[/1305] ‏


بازخوانی سند شماره‌ی پنجم : ‏



‏[نشان تاج و شیر و خورشید] ، وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، ادارة معارف و اوقاف گیلان ‏

اسم مرضیه ضرابی پدر: مرحوم میرزا محمدخان دبیر خاقان طهرانی، سن : 34 ‏

به موجب ورقه‌ی سجل نمرة 1488 ناحیة دولت. سابقة خدمت از تاریخ 5 عقرب 98 مدیرة دارالایتام ‏دولتی، از اول میزان 1300 مدیرة مدرسة نِسوان ملّی آستارا، از اول شهریور ماه جلالی مدیرة مدرسة ‏بندر پهلوی. صاحب مقالات سابقه در [روزنامة] ستارة ایران و عضو هیأت تحریریه [روزنامة] زبان زنان ‏منطبعة اصفهان در مرخصی در سال 99. ‏

این جانبه برای بیداری خواتین گیلان خصوصاً بندر پهلوی و آشنا نمودن آنان به قوانین شرع انور درصدد ‏تحصیل امتیاز نامه به اسم نامة نِسوان شرق برآمده، امید است در سایة راهنمایی پیشوایان محترم و مساعدت ‏دولت خصوصاً وزارت جلیلة متبوعه از عهدة ایفای وظیفه برآید. علیهذا از محضر علمای اَعلام بندر پهلوی ‏کثرالله امثالهم و دوایر مربوطة محترمة دولتی متمنی است ذیلاً به تصدیق هویت این جانبه مِنّت‌گزارم ‏فرمایند. ‏
‏ ‏
مرضیه ضرابی ‏

بازخوانی سند شماره‌ی ششم : ‏



هویت خانم ضرابی را تصدیق می‌نماید. حكومت پهلوی. یاور محمّد غفاری. ‏

هویت خانم ضرابی را پلیس پهلوی تصدیق می‌نماید. سلطان حیدرقلی ‏

عورت مستوره المسطوره عالمه به علوم جدیده به مدیریت معرفی شده صحیح ‏است. العبد المسكین سلطان العلماء
‏ ‏
خانم دارای معلومات جدیده و به خوبی از عهدة مسئولیت اَعمال مرجوعه می‌توانند برآیند. هویت ایشان معلوم ‏و شرایط را دارا می‌باشند و در ادارات عدلیه مرتكب هیچ گونه ازعنوان جزایی نشده‌اند. صحیة پهلوی حاج ‏میرزا آقا. ‏

‏[حاشیه:] سواد مطابق سواد است. از طرفِ [امضای ناخوانا و مُهرِ کابینة معارف گیلان و طوالش]‏

بازخوانی سند شماره‌ی هفتم :



-از : وزارت داخله، اول دی 1305 هـ .ش، نمرة 9، محرمانه
-به : وزارت جلیلة داخله

عطف به 6214 وتعقیب نمرات بعدیه[ی] آن، به عرض این معروضه پرداخته. یك فقره روزنامه[ی] مُنْطَبَعة‌ بندر پهلوی را كه موسوم به نامه‌[ی] نسوان شرق[19] و مدیرة آن عیال ضرابی است كه پیشتر رئیس یكی از مدارس پهلوی بوده، لفاً ارسال می‌دارد. شوهر مرضیه خانم ضرابی، مدیرة روزنامه فعلاً در یكی از مدارس پهلوی معلم و این روزنامه هم مثل سایر مؤسسات ایرانی در آن بندر فی‌الحقیقه ارگان اجانب است و مروج مَنویاتِ آن‌ها، به یك زنی كه خودش هم مدیرة مدرسة اُناثیة یك سرحدی است، نباید اساساً امتیاز روزنامه داد. در بندری كه همسایة اجنبی، كشتی خود را متصل به پُرت نگهداشته و كاركنان سیاسی و اقتصادیش به وسیلة قوای بحریه و نظامیان خود، ادارة شیلات را بدون اینكه قراردادی با دولت بسته باشند به قوة قهریه ضبط می‌نمایند و عامل عمدة عملجات شیلات، یوزباشی حسینعلی را كه چهل و هشت سال است در شیلات بر عملجات ریاست داشته برای اجرای نفوذ و مَنْویات خود این طور خارج می‌نمایند و اسم او را از بین می‌برند و پلیس دولت را برای تحقیق راه نمی‌دهند، نامة نِسوانش هم این می‌شود كه ملاحظه می‌فرمایید. بالاخره در نتیجة عدم توجه حقیقی كه اسم بی رسم آن مسالمت جویی است، تمامت نظریات اجانب چنان‌كه تا به حال پیشرفت كرده بعدها بالاتر از این‌ها قوی و تثبیت خواهد شد. بالنتیجه حق مالكیت ایران در این بندر كه مهم‌ترین مواقع سرحدی و بنادر ایران است روزافزون تحلیل خواهد رفت. بنده اینجا نسبت به مذاكره با رئیس معارف اقداماتی كرده‌ام، اما عقیده دارم به فاصلة كم با تهیة ایرادی این نامه توقیف، مأمور معارف بندر پهلوی را هم كه اعلان را نمره گذاشته از آنجا احضار و به یكی از ولایات غیر سرحدی ایران مأموریت بدهند تا این مأمورین و این جرائد و مؤسسات نتوانند به اراده و مَرام پست خودشان و منفعت پرستی، حیثیات و هستی دولت و ملّت ایران را در همچو سرحدی دستخوش اغراض شئامتكارانة[20] خود قرار دهند و این طورها به تضییع حق دولت بپردازند.[21]

[امضاء] ، [مُهرحكومت گیلان]

بازخوانی سند شماره‌ی ‏هشتم :



-از: وزارت داخله، ادارة حكومت گیلان و طوالش،اول دی 1305، نمرة 10، محرمانه
-به : وزارت جلیلة داخله ‏

به طوری كه با تلگرافِ تََحَت (نمره‌ی 12) در جواب رمز نمره‌ی (1147) آن وزارت جلیله معروض داشته‌ام، بر اثر امر مبارك آقای دكتر موسی‌خان، رئیس صحة شمال را با احكام صادره به عهدة حكومت بندر پهلوی ورئیس بلدیة آنجا روانة پهلوی نمودم كه مریضخانة بلدی را تحت نظر دكتر عبدالله خان رئیس قرانتین آنجا تسلیم نمایند. تا جزو صحیة كلی مملكتی اداره شده باشد. اعضای انجمن بلدی آنجا عموماً و حاج یوسف زمان اف كه خانة شخصی او مریض‌خانه است، خصوصاً خیلی مخالفت كرده، پس از جلسات و مشورت‌های زیاد قرار داده‌اند، ده روز به آن‌ها فرصت داده شود تا انجمن نظریات خود را به تهران گفته، اگر در مدت مزبور بر طبق مَرام خود احكامی از طهران صادر نكنند مریضخانه را تسلیم صحیة كلی مملكتی نمایند. دكتر موسی خان هم این استمهال را پذیرفته و مقتضی ندیده است مقاومت شدیدی نموده باشد. البته اهتمام می‌شود بعد از ده روز مریضخانه تسلیم به دكتر عبدالله خان گردد، اما به این نكته دولت به ضرورت باید عطف توجه نماید كه كاركنان دولت جماهیر شوروی معلوم است برای پیشرفت سیاست خود خیلی مساعدت با این مؤسسة ملّی می‌كنند و از همین راه مردم و مرضی را مرهون عاطفه و توجهات خود كرده‌اند. البته وقتی مریضخانة بلدی تسلیم صحة كلی مملكتی شد طبعاً روس‌ها دیگر مساعدتی نخواهند كرد و اگر آن وقت مریضخانه خوب اداره نشود در انظار موهون و سخت به سیاستِ دولتِ هم توجه ضرر خواهد داد. ما باید این مؤسسه را كه امروز در حكم یك مؤسسة خارجی است همین كه تحویل گرفتیم به قدری مرتب و خوب نگاه داریم كه اجانب، وسیله به دست نیاورده، نتوانند افكار جامعه را به خود از این راه توجه دهند. در ذیل عرض مراتب فوق، نظر اولیای آن وزارت جلیله را توجه می‌دهد به صورت حساب بلدیة پهلوی كه مخصوصاً در جریدة نسوان شرق درج كرده‌اند. ضمناً عرضه می‌دارم جریدة ترغیب[22] هم یكی از جرایدی است كه در رشت طبع می‌شود و ارگان اجانب است و از بلدیة پهلوی فقط همین جریده را آبونه شده‌اند.[23]

[امضاء] ، [مُهرحكومت گیلان]

منابع :

الف ) اسناد

اسناد منتشر نشده :

‏ از وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه ‏به ادارة معارف و اوقاف گیلان، ‏ دی ماه 1305 هـ .ش، «‏ اعتراض مدیر ‏مدرسة دوشیزگان و صاحب امتیاز روزنامة نِسوان شرق به دستور معارف مبنی بر انتخاب یكی از دو شغل مذكور»،‏529 ‏ژ5 آپ1، سازمان اسناد ملّی. ‏

از وزارت داخله به وزارت جلیلة داخله ،اول دی ماه 1305 هـ .ش، «تقاضای توقیف جریده (نسوان شرق) به علّت تبلیغات به نفع اجانب و واگذاری بیمارستان از طرف روس‌ها به بلدیه» ، ‏21 4 ظ3 ب آ ا ، سازمان اسناد ملّی. ‏
از وزارت داخله به ادارة حكومت گیلان و طوالش، اول دی ماه 1305 هـ .ش،‏ «تقاضای توقیف جریده (نسوان شرق) به علّت تبلیغات به نفع اجانب و واگذاری بیمارستان از طرف روسها به بلدیه»، ‏21 4 ظ3 ب آ ا ، سازمان اسناد ملّی. ‏ ‏

اسناد منتشر شده :

اسناد روابط ایران و شوروی (در دوره‌ی رضاشاه/1318-1304هـ‌.ش)،به‌كوشش: محمودطاهراحمدی،(1374)، تهران، سازمان اسناد ملّی ایران. ‏

ب) كتاب‌ها

‏-آرین پور، یحیی، (1354)، از صبا تا نیما(تاریخ 150 سال ادب فارسی)، جلد اول، چاپ سوم، تهران، فرانكلین. ‏
‏-شیخ الاسلامی، پری، (1351)، زنان روزنامه نگار و اندیشمند ایران، تهران، انتشارات زرین.‏
-صدر هاشمی، محمد، (1364)، تاریخ جراید و مجلات ایران، جلد چهارم، چاپ دوم، اصفهان، ‏انتشارات کمال.‏
-فرخ زاد، پوران، (1378)، دانشنامه‌ی زنان فرهنگ ساز ایران و جهان، جلد دوم، تهران، انتشارات زریاب.‏
‏ ‏-‏ناهید، عبدالحسین، (1360)، زنان ایران در جنبش مشروطه، تبریز، نشر احیاء.‏
-‏مومنی، باقر، (1357)، ایران در آستانه‌ی انقلاب مشروطیت و ادبیات مشروطه،چاپ پنجم، نشرسپیده و انتشارات ‏شباهنگ.‏
-‏نوزاد، فریدون، (1379)، تاریخ جراید و مجلات گیلان (از آغاز تا انقلاب اسلامی)، تهران، سازمان وزارت فرهنگ و ارشاد ‏اسلامی. ‏

ج) مقاله

موسایی، بهزاد، (دی ماه 1375) ، «نگاهی به فعالیت زنان در مطبوعات گیلان» ، گیله‌وا ، سال پنجم، شماره‌ی 38، صص40-38. ‏

پانوشت ها:

[1] ناهید،عبدالحسین، زنان ایران در جنبش مشروطه، صص25 و 26 .‏
[2] همان ؛ ص 29.‏
[3] شیخ الاسلامی، پری، زنان روزنامه نگار و اندیشمند ‏ایران،ص75.‏
[4] آرین پور،یحیی ،(1350)، از صبا تا نیما ، ج1، ص234 .
[5] نخستین روزنامه فارسی به نام «كاغذ اخبار» در سال 1252هـ .ق/ 1836م. در ایران منتشر شد.گویا از واژه‌ی انگلیسی گرفته شده و ترجمه‌یNews paper است.
[6] آرین پور، یحیی، از صبا تا نیما، ج اول، صص234 و 235.
[7] مومنی، باقر،(1357)، ایران در آستانه‌ی انقلاب مشروطیت و ادبیات مشروطه، چاپ پنجم، تهران، نشر سپیده و انتشارات شباهنگ، ص134.
[8] موسایی، بهزاد، (دی ماه 1375) ، «نگاهی به فعالیت زنان در مطبوعات گیلان» ، گیله‌وا ، سال پنجم، شماره‌ی 38،ص38.
[9] مدیر روزنامه ستارة ایران حسین صبا بود و این روزنامه در اواخر حكومت قاجاریه در سال 1294 هـ .ش/1915 م. در تهران به چاپ رسید و به تخریب چهره‌ی حكومت قاجار و تلاش جهت استقرار جمهوری پرداخت. همچنین ستایش از رضاخان را در دستور كار خود داشت كه بعدها به خاطر انتقاد از رضاشاه سیصد ضربه شلاق خورد. این روزنامه طرفدار جمهوریت و آن را به هیچ روی مغایر با اسلام نمی‌دانست . همچنین به تشریح نسبت جمهوریت با جامعه، قانون، انتخابات، دیانت، زنان، اقتصاد، توسعه، نوسازی و پیشرفت می‌پرداخت. (برگرفته از كتاب: مشروطه و جمهوریت (ریشه‌های نابسامانی نظم دموكراتیك در ایران)، علیرضا ملائی توانی، نشر گستره ،تهران، 1381. )
[10] روزنامة «زبان زنان» سومین نشریه‌ی اختصاصی زنان ایران با مدیریت صدیقه دولت آبادی اداره می‌شد. این نشریه در سه دوره منتشر ‏شد و بر مباحث ویژه‌ی زنان، از سیاست و مسائل جامعه سخن می‌راند. این روزنامه ابتدا به بحث در امور مربوط به زنان و دوشیزگان (مانند شرایط انتخاب همسر، روابط زن و شوهر، اصول ‏خانه داری و...) می‌پرداخت. اما بعدها به موضوعات دیگری همچون مناقشه‌ی قلمی با مردان پرداخت که در نتیجه ‏روزنامه جنبه‌ی جنجالی پیدا کرد و موضوع آزادی و استبداد را پیش از ‏ مسائل‏ مرد و زن، هدف بحث قرار ‏‏‌داد.‏
[11] آرشیو (س. ا.م.ا )، محل در آرشیو؛ 529 ‏ژ5 آپ1 ، شماره ردیف 297016888 .
[12] فرخ زاد،پوران، (1378)، دانشنامه‌ی زنان فرهنگ ساز ایران و جهان، صص1176 و 1177.
[13] نوزاد، فریدون، تاریخ جراید و مجلات گیلان، ص153‏. ‏
[14] آرشیو (س. ا.م.ا )، محل در آرشیو؛ 529 ‏ژ5 آپ1 ، شماره ردیف 297016888 .‏
[15] برای اطلاع بیشنر ر. ك به : سند شماره‌ی 2.
[16] آرشیو (س. ا.م.ا )، محل در آرشیو؛ 529 ‏ژ5 آپ1 ، شماره ردیف 297016888 ؛ و جهت اطلاع بیشتر به : سند شماره‌ی 6 رجوع كنید.
[17] اسناد روابط ایران و شوروی (در دوره‌ی رضاشاه/1318-1304هـ‌.ش)،به‌كوشش:محمودطاهراحمدی، ‏ص23. ‏
[18] آرشیو ( س. ا.م.ا )، محل در آرشیو؛ ‏421ظ3ب آ 1 ‏ و شماره ردیف 293001990 .
[19] نامه‌ی نسوان شرق : مجله‌ای بود ویژة بانوان به سردبیری مرضیه ضرابی كه در بندر پهلوی (بندر انزلی فعلی) و هرماه دو شماره در سال 1304 هـ‌.ش.‏/ ‏1925م. ‏منتشر ‌شد.
[20] اصل: شئامتكانه
[21] آرشیو ( س. ا.م.ا )، محل در آرشیو؛ ‏421ظ3ب آ 1 ‏ و شماره ردیف 293001990 . ‏
[22] ترغیب ؛ روزنامه‌ای خبری بود كه اسدالله یاوری آن را در رشت در سال 1303 هـ.ش./1924م.‏ منتشر كرد.
[23] آرشیو ( س. ا.م.ا )، محل در آرشیو؛ ‏421ظ3ب آ 1 ‏ و شماره ردیف 293001990 .



نظر شما درباره این نوشته:







Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2019
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.