بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

پاره ی چهارم

راه‌های تکامل نظریه‌های حقوق بشر

اقتباس و تالیف : آراز م. فنی


iran-emrooz.net | Thu, 07.04.2016, 21:27

De mänskliga rättigheternas väg, genom historien och litteraturen
از تاریخ اگر درسی یاد گرفته باشیم، این است که درسی از تاریخ نگرفته‌ایم (هگل)
Professor Ove Bring :از پرفسور اووه برینگ
راه‌های تکامل نظریه‌های حقوق بشر در ادبیات و گذر تاریخ

روابط حقوقی در مصر دوران فراعنه، ایران دوره ی کوروش
در فصل پیشین به بررسی تاریخ تکامل قوم یهود، یهودیت و تفسیری از ده فرمان موسی پرداختم. آنچه که می بایست همزمان انجام می شد بررسی ساختارهای حقوقی، تفکر و اندیشه های موجود در رابطه با جرم و جزا و مقایسه ی احکام قضائی دین یهود با تمدن موجود در مصر بود. اما برای پرهیز از طولانی بودن مطلب، این بررسی به این فصل منتقل شد. در این فصل نگاهی اگر چه سریع به قوانین اداری و کیفری دوره ی فراعنه خواهیم داشت. سپس به ایران باستان فرمانهای کوروش و قوانین موجود در این سرزمین اشاره ائی خواهم داشت.

مصر و قوانین کیفری و اخلاقی در ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد:
در مقاله ی پیشین به تاریخ پیدایش یهودیت  و معرفی احکام کیفری در ده فرمان موسی پرداختم. این فرمانها را به سه بخش تقسیم کردم. فرمانهای مذهبی، فرمانهای اخلاقی و فرمانهائی که به حقوق بندگان/افراد مربوط می شدند. می دانیم که یهودیها در مصر زندگی می کردند و بعد از آنجا رانده شدند/کوچ کردند. اشاره کردم که باور به قوم برگزیده بودن یهودیها،  زندگی اجتماعی مصریهای دوره ی فراعنه را در تضاد با آئینهای یهودیها قرار داد. یا بالعکس.

اگر بخواهیم ده فرمان موسی را – که بعنوان شاخص و میزان رفتار و روابط مردم و رهبران دینی/حکومت یهودیها محسوب می شد –  با آئینها و فرمانهای فراعنه مقایسه کنیم می توان چنین نتیجه گیری کرد که حقوق و فرمانهای اندکی که از دوره ی فراعنه به یادگار مانده بیشتراخلاقی هستند تا قوانین حقوقی/کیفری مشخص. این برداشت البته با آثار، بناهای تاریخی بجای مانده در تضاد هست. در تاریخ تمدن بشریت کمتر آثاری به این قدمت و قدرت بجای مانده است. بهمین جهت اولین فرضیه ائی که به ذهن خطور می کند و منطقی بنظر هم می رسد به ضرورت وجودی قوانین  و ساختارهای سیاسی و اداری  بسیار سنجیده حاکم بر این تمدن حکم خواهد کرد. ولی بغیراز آثار و بناهای تاریخی بجای مانده – که البته می تواند مورد تفسیر و استفاده قرار گیرد –  اطلاعات ما از چگونگی اجرای احکام کیفری توسط حاکمان و مسئولین امور عصر بسیار ناچیز است. این بدلیل کسری وجود اسناد و نوشته هائی که به توضیح روابط موجود بین فرانروایان و مردم مبتنی است.

بدون تردید احکام کیفری خشن همانند سایر تمدنهای همعصر در مصر باستان نیز حاکم بود. وجود سیستم برده داری و برده های بی شمار در این دوره نمی تواند غیر از این برداشت  را ادعا کند. می دانیم که برای ساختن اهرام ثلاثه و یا آرامگاههای فراعنه از نیروی کار برده ها و طبیعتن با استفاده از خشونت و بدون رضایت آنها استفاده می شد. بدین ترتیب و بدون شک ساختار سیاسی، یک ساختار هرمی بود که در راس آن فرعون زمان قرار داشت. اما در مورد رابطه ی مردم با همدیگر مدارک کمتری وجود دارد. در مصر داد و ستد شغل متداولی بود و ارتباط مصریها با ملل همجوار و مناطق بین دو نهر بسیار گسترده بود.

با توجه به این توضیح معلوم نیست که اگر کسی برای مثال مواد غیرمجاز به اجناس مورد فروش قاطی می کرد مجازاتش چه بود. اگر به طلا مس قاطی می شد و یا به روغن حیوانی روغن گیاهی چه اتفاقی می افتد! یا اینکه اگر کسی ترازویش درست کار نمی کرد و در نوع و مکانیسم کار آن دست می برد (برای مثال بجای یک کیلو وزنه‌ی ۷۵۰ گرمی داشت) چه اتفاق می افتاد؟ آیا دادگاههای عمومی وجود داشت که به شکایات مردم از همدیگر و یا از مسئولین امور رسیدگی کند؟

در رابطه با رسیدگی به جرمهای سنگین از قبیل قتل عمد، دزدی، آتش زدن املاک مردم و تجاوز به املاک دولتی مونوپول داوری در اختیار مسئولین قضائی فراعنه قرار داشت. در عین حال پاپیروسهائی وجود دارد که در آن مواردی از مجازات در تعدی به حقوق دیگران و یا اشکال رسیدگی به تخلف را توسط دارسهای عمومی می توان پیدا کرد. اریک آنوس ضمن مقایسه ی احکام و فرمانهای مصری دوره ی فراعنه با احکام و مجازاتهای دوره ی فرانروائی آشوریها، فنیقیها  و حتی پاره ای از شاهان بعد از حامورابی این قوانین راملایم تر می یاد. آنچه که مسلم است قوانین تالیون یعنی چشم در برابر چشم، دندان در مقابل دندان و زندگی در مقابل زندگی که از خشنترین و بی رحم ترین انواع کیفری است در مصر متداول بود.

آمنهو تپ (آمون خرسند) یکی از فراعنه ی مصر مثل کوروش پدیده ی استثنائی بود. با گرایشی که به یکتاپرستی داشت بر آن شد که خدای ملی مردم تب را که آمون بود تغییر دهد و به خدای خورشید، آتون روی آورد. او نام خویش را نیز از آمنهوتپ به اخناتون (ستایش‌گر آتون) تغییر داد. وی دستور داد که در سراسر مصر آتون را بپرستند و او را خدای یکتا بدانند که خالق و حافظ همهٔ موجودات است. او در باره ی وظایف دولت و حاکمان چنین می گوید:”انسان باید مواظب فقرا، افراد کم قدرت و ضعفا باشد. نباید پا روی آرزوهای توانخواهان گذاشت. نباید به یک کور خندید و یا یک آدم کوتاه قد را خوار شمرد. آنهائی که اعمال ضد انسانی بر علیه کسانیکه فقیر و درمانده هستند روا می دارند زمین زیر پای آنها خواهد لرزید، آب – رود نیل –  خاک آنها را خواهد شست، رعد و برق را بالای سرشان خواهند یافت و دندانهای تمساحان در انتظارشان خواهد بود.”

از سایر احکام اخلاقی دوره ی آمنهوتپ می تواند موارد زیر را نیز پیدا کرد: “شهادت دروغ نده با قلم و کاغذت بر علیه دیگران کار نکن. اختلاس نکن! در اجناس قابل فروش دست نبر و طبیعت آنها را عوض نکن! کاری کن که ترازویت همیشه درست کار کند!”

لازم به یادآوری می دانم که سمبول عدالت و یا داوری که با تصویری از یک ترازو بر سر در دادگستریها وجود دارد از همین فرمان و یا حکم نشئت گرفته است. مجسمه ی فرشته ی عدالت با چشمان بسته که ترازو را در دست گرفته است تاویل و تاکیدی است در بیطرف بودن قضاوت و  قضات. یعنی اینکه مسند قضاوت و قاضی می بایست چنان بی طرف باشند که هیچ فرقی بین اشخاص نباید قایل شود و بهمین جهت قاضی می بایست با چشمان بسته که تاثیرپذیری قاضی را از پیرامون خود کم می کرد قضاوت می کرد. استدلال این است که دیدن قیافه، جنسیت، شکل و تناسب بدن و سن ... افرادی که در مورد آنها باید داوری شود؛ می تواند روی قضاوت تاثیر بگذارد. تا آنجا که ممکن است قضاوت بایست با اطلاعات یکسان در باره ی افراد توام باشد. فرد نباید شناخته شود.

طبق اسناد موجود در رم و مصر اصل بیطرفی قضات بعنوان یک اصل مهم در قضاوت در نظر گرفته می شد. تاسف اینکه این شاخص هنوز با تمام نیرو عمل نتوانست جاری شود و امروز نیز امکان رعایت بیطرفی راحت نیست. علایق، تعلیم و تربیت سایر هویتهای اجتماعی در نقض این شعار مهم اثر می گذارد. از طرف دیگر چشم پوشیدن به گذشته و ارتباطهای اجتماعی افراد می تواند روی قضاوت تاثیر منفی گذارد. ایجاد بالانس بین تحقیقات بیطرفانه و قضاوت بیطرفانه بدون در نظر گرفتن مقام اجتماعی فرد متهم مهمترین اصل در امر یک قضاوت عادلانه است. با این توضیح مختصر از ساختار اجتماعی و قضائی فراعنه ی مصر باستان قبل از ظهور موسی/یهودیت به بررسی قوانین و سیاست در ایران باستان می پردازم.

سقوط مادها و حکومت کوروش
دولت ماد در ۵۵۰ پیش از میلاد به دست کوروش منقرض شد و سلطنت ایران به پارسی‌ها منتقل گشت. طبق روایتهای گوناگون باقیمانده، روابط بین حاکمان و مردم باهم دیگر تقریبن خوب بود. مادها جزو اولین حکمروایان هستند که سران امور برای پیش برد کارها شوراهای مشورتی تشکیل می دادند. اگرچه در ایران پروسه ی تکامل آئینهای دموکراتیک آنگونه که در یونان و رم باستان تکامل پیدا کرد تدوام پیدا نکرد ولی وجود شوراها می توانست گام مهمی در این راه باشد.

هخامنشیان
هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند اما با شکستی که کوروش بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش  را بنیادگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

آنچه که در این مبحث و به بررسی ما مربوط می شود آئین سیاسی کوروش و برخورد با سایر قومها از آن جمله یهودیان است و نه قضاوت روی نوع حکومت این پادشاه. این کسری دو دلیل دارد. دلیل اول بر می گردد به خارج از موضوع بودن بررسی اجتماعی این دوره به موضوع کار ما و از طرف دیگر حجم زیاد و کمبود تخصص لازم در این مورد. مورد دوم به کمبود مدارک لازم برای چنین بررسی هائی اشاره دارد. منشور کوروش به نظر پاره ای از پژوهشگران تکامل منشورهای حقوق بشر، یکی از سنگبناهای کنوانسیونهای حقوق بشر امروز می توان بحساب آورد. من نمی دانم افرادی که در تنظیم و تدوین منشورهای حقوق بشر سازمان ملل دست داشتند آیا آگاهی از وجود این سنگنبشته  داشتند و یا نه. ولی تشابه قابل توجه است!

در پاره ای از نوشته ها آمده است که ایرانیان کوروش را پدر، يونانيان سرور و قانون گذار، يهوديان مسيح، بابليان دوست مردوك و در قرآن ذوالقرنين لقب می دهند. اینک به معرفی بخشی از مطالب استوانه ی گلی کوروش که فرمانهای او توسط دبیرهای بابلی بازآفرینی شده می پردازم. لازم به یادآوری می دانم که این استوانه در سال 1876 کشف شد و توسط هنری راولینسون برای نخستین بار به‌زبان انگلیسی ترجمه شد. آخرین ترجمه‌ها از استوانهٔ کوروش را میکالووسکی و ایروینگ فینکل انجام داده‌اند.

دبیران بابلی در نوشتن استوانهٔ کوروش، از سنّت هزار سالهٔ کتیبه‌های ساختمانی سلطنتی آشوری و بابلی الهام گرفتند. در چنین متن‌هایی، پادشاهان نه تنها ساخت و بازسازی پرستشگاه‌ها، کاخ‌ها، برج ‌وباروها، آبراهه‌ها و دیگر فعالیّت‌های عمومی را یادآور شده‌اند، بلکه از این فرصت برای زنده نگاه داشتن نام، تبارنامه، القاب و صفات خود، پشتیبانی خدایان از فرمانروایی خویش و گاهی نیز برای اشاره به کرده‌هایشان استفاده می‌کردند.

اشیائی که این متن‌ها بر روی آنها نوشته می‌شدند در شالوده یا پایه‌های ساختمان‌های یادبودی قرار می‌گرفتند، به این امید که فرمانروایان بعدی و دبیران‌شان، آن‌ها را بیابند و شناسایی کنند و به آن‌ها احترام بگذارند. از این‌رو، این اسناد با مجسّم کردن و گهگاه با بیان گذشته‌ای دور و با اشاره و امید به آینده‌ای نامعلوم، نگاه باستانی به آن چیزی را نشان می‌دهند که امروزه به آن «تاریخ» می‌گویند. آگاهی‌هایی که فرمانروایان برای انتقال به نسل‌های بعد گزینش می‌کردند، دانش آیندگان دربارهٔ تاریخ میان‌رودان و برداشت تاریخی آنها را شکل می‌داد و محدود نیز می‌کرد. متن گل‌نوشته به‌طور مشخص از دو بخش اصلی تشکیل شده‌است.

بخش نخست گل‌نوشته که در آن از نبونعید و کوروش سخن گفته‌شده، از آن‌ها به‌صورت سوم شخص یاد می‌شود (سطر ۱–۱۹). نویسندهٔ این بخش احتمالاً یکی از کاتبان یا کاهنان بابلی بوده‌است.

بخش دوم که طولانی‌تر است، به‌طور مستقیم از زبان کوروش به‌ صورت اول شخص بیان شده‌است (سطر ۲۰ به بعد). به‌نظر می‌رسد متن این قسمت از سوی یک مترجم یا کاتب یا فردی که به هردو زبان آشنا بوده، در اختیار نویسندهٔ بابلی قرار گرفته‌است و آن نویسنده، متن را به‌شیوهٔ نوشتاری رایج در بابل تنظیم کرده‌است.

اینک بخشهائی از متنهای استوانه ی کوروش البته به زبان فارسی رایج امروز:
“اينك كه به ياري مزدا، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي چهار گوشۀ دنيا را به سر گذاشته ام، اعلام مي كنم:  که تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد: دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زيردستان من، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند. هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند و یا قبول ننماید. هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم دادو ستمگر را مجازات خواهم کرد. من تا روزی که پادشاه هستم، نخواهم گذاشت مال منقول و یا غیر منقول دیگری را به زور و یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال، تصرف نماید. من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد به کار وادارد.

من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد بپرستد و در هر نکته ای که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید؛ هر شغلی را که میل دارد پیش گیرد و مال خود را به هر نحوی که میل دارد به مصرف برساند مشروط بر اینکه به حقوق دیگران لطمه نزند.

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده، مجازات كرد، مجازات برادر گناهگار و بر عکس ممنوع است. اگر یک فرد از خانواده و یا طایفه ائی مرتکب گناه می شود فقط مقصر باید مجازات گردد و نه هیچکس دیگر.

من تا روزي كه به ياري مزدا، سلطنت مي كنم، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من، مكلف هستند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند. رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد.

از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام، موفق گرداند.”

لینک ویکی پدیا:
https://fa.wikipedia.org/wiki/استوانه_کوروش
Humanistblogen:
http://humanistbloggen.blogspot.se/2012/02/kyros-cylinder.html

آنالیزی کوتاه از ساختارهای کیفری این دو دوره و دو منطقه ی مهم تمدن باستان:
آنچه که در خاتمه و در تفسیر و تاویل این متن بسیار صریح و واضح می توان نوشت این است علیرغم اینکه نویسنده های این فرمانها دبیرانی بودند که برای کوروش کار می کردند و معلوم نیست که کدام قسمتهائی را از سایر اسناد و فرمانهای قبلی کپی کرده و آورده اند ولی باید تاکید کرد که این فرمانها و احکام در نوع خود بی نظیر هستند. این را هر کلاس اولی نیز می تواند تشخیص دهد. آنچه که قابل یادآوری است این است که اسنادی وجود دارد که نشانگر اجرای – لااقل – بخشهائی از این فرمانها هست. برای مثال آزادی یهودیان و تکثرگرائی که در این زمان وجود داشت. از طرف دیگر باید بپذیریم که کنترل و اجرای این فرمانها بدلیل عدم وجود دستگاه اداری و قضائی متمرکز غیر ممکن بود.

در نهایت اینکه از طرف تعدادی این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود. موزه بریتانیا این سند را نخستین بیانیه حقوق بشر می‌خواند و همین‌طور بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، در جریان سفر به تهران، رسماً از استوانه کورش به عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر یاد کرد و آن را مایه افتخار ایرانیان دانست.

دیگرانی هستند که با اطلاق عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» به مطالب و فرمانهای مندرجدر استوانه مخالف هستند و نامگذاری این استوانه را به این نام به حکومت پهلوی نسبت می‌دهند. پروفسور امیلی کورت از محققان تاریخ خاورمیانه به وجود «دروغ‌های بزرگی» در این منشور که کوروش برای توجیه فتح بابل به کار برده، اشاره می‌کند. کاوه فرخ معتقد است که کورت اولین شخصی است که چنین ادعایی را علی‌رغم نظر دیگر متخصصان صرفاً بر اساس نظر شخصی مطرح کرده و تا کنون هیچ سندی برای اثبات فرضیه خود ارایه نداده ‌است.

کلاوس گالاس باستان شناس مشهور المانی در مقاله ائی در اشپیگل می نویسد که سازمان ملل در نامیدن این استوانه به عنوان منشور حقوق بشر دچار خطای بزرگی شده است. این جمله که برده داری باید در همه جهان منسوخ شود، یک ترجمه مجعول است. حتی شیرین عبادی فریب این شوخی طعنه آمیز را خورده و در سخنرانی جایزه نوبل از آن نقل قول نموده است.

این انتقادات از ارزش بالای تئوریک این احکام و نویسنده ی آن نمی کاهد. موردی را که باید اعتراف کرد این است که متاسفانه بدلیل نبود ساختارهای دموکراتیک در جامعه ی ایران و فردی و موضعی بودن این چنین قوانین ما در دوره های بعدی و با پادشاهان بعدی بازگشت به دوره های استبدادی و دیکتاتوری را شاهد بودیم/هستیم.

معضل جامعه ی بشری سعی در حل اختلاف بین آرمانها، ایده های انسانی/دموکراتیک و دنیای واقعی که در آن منافع و خواستهای گوناگون که اغلب در تضاد باهم نیز عمل می کنند دور می زند. بنظر من آنچه که در زندگی اجتماعی افراد و جوامع از قبل حاکم بود و هنوز هم هست تضاد، اختلاف، جنگ و استفاده از خشونت در رفع اختلافها و تقسیم ثروتهای انسانی و طبیعی هست. هنوز هم که هنوز هست ارگانهای کنترل در استفاده از خشونت، ارتشا، دزدی بسیار ضعیف عمل می کنند. در زمانیکه این نوشته را تدوین و تنظیم می کردم افشاگری مالی ثروتمندان، صاحبان شرکتهای بزرگ و مسئولین امور که در بانکهای پاناما با باز کردن حسابهای بانگی غیر قابل کنترل پول و ثروتهای زایدی را در این حسابها مخفی کرده اند در مدیا انعکاس پیدا کرده است. از نخست وزیر ایسلند گرفته تا بانکهائی مثل نوردا در سوئد، و سایر افراد و موسسات در اروپا و دنیا را در بر می گیرد.

آراز فنی
گوتنبرگ سوئد – آپریل 2016
.(JavaScript must be enabled to view this email address)



نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.