بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

دلایل عدم رشد سازمان‌های مردم نهاد در میان مردم

گفت‌وگوی شهروند با فاطمه قاسم‌زاده


iran-emrooz.net | Sun, 08.03.2015, 16:04

طرح نو/ «شهروند»
مفهوم توسعه اجتماعی تا دهه ١٩٨٠ میلادی بیشتر با شاخص‌هایی مانند رشد آموزش، رشد بهداشت و درمان و گسترش خدمات عمومی و رفاهی تعریف می‌شد. از دهه ١٩٨٠، براساس مطالعات و تجارب جهانی معلوم شد، رشد و توسعه اقتصادی و بالا رفتن درجه رفاه نمی‌تواند به تنهایی جامعه‌ای سالم و توسعه اجتماعی متوازن را به ارمغان آورد. در نتیجه فرهنگ و ابعاد اجتماعی توسعه به شدت مورد توجه قرار گرفت. ازجمله، شاخص‌های توسعه و پیشرفت گرایش قابل ملاحظه‌ای به سوی شاخص‌های کیفی همچون نظم، انسجام اجتماعی و مشارکت پیداکرد. به عبارت دیگر از این دوره به بعد رشد و توسعه در پیوند و پیوستگی به زمینه‌ها و سرشت فرهنگی- اجتماعی جامعه تعریف و شاخص‌گذاری شد. بدین ترتیب، انسان، نیازهای فکری و حتی معنوی‌اش و حضور اجتماعی او در عرصه‌های مختلف زندگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بسیار مهم تلقی شد. تحت تاثیر این تحول، یکی از شاخص‌های کلیدی توسعه و پیشرفت، نقش و میزان حضور فعال مردم در قالب تشکل‌های سازمان‌یافته برای تسهیل در امر توسعه و پرکردن خلأ‌های ناشی از توسعه‌نیافتگی بر شمرده شد. در چنین چارچوبی نهادهای مستقل از دولت یکی از لوازم اصلی تحقق توسعه اجتماعی مطلوب محسوب می‌شوند. با این نگرش تحقق توسعه اجتماعی زمانی امکان‌پذیر است که مردم بدون موانع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در امور مربوط به اداره جامعه خود مشارکت کنند. از این رو است که مفهوم مشارکت یک رکن مهم در توسعه اجتماعی به حساب آمد. حضور مردم در فعالیت‌های غیرانتفاعی در حوزه‌های مختلف مثل حقوق زنان و کودکان یا حقوق حیوانات و محیط‌زیست و تشریک مساعی و مسئولیت پذیری و خوداتکایی در این فعالیت‌ها در هر جامعه‌ای براساس چارچوب‌ها و ساختارهای سیاسی، اجتماعی و قانونی تعریف می‌شود و امکان توسعه می‌یابد. این‌که در ایران سازمان‌های مردم نهاد و غیردولتی تا چه حد میان مردم شناخته شده‌اند و چه فرصت‌هایی برایشان فراهم است، موضوع گفت‌وگوی «شهروند» با فاطمه قاسم‌زاده، فعال حقوق کودکان به‌ویژه در حوزه کودکان کار است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

می‌خواهیم در مورد ارتباط مردم با سازمان‌های مردم‌نهاد بیشتر بدانیم؛ ان‌جی‌او‌ها در ایران چقدر درون مردم رشد پیدا کرده‌اند؟
موضوع خوبی را مطرح کردید. البته نمی‌توان کلی‌گویی کرد. در نگاه اول باید این واقعیت را قبول کنیم که ارتباط‌های مردمی با سازمان‌های غیردولتی در کشور ما به‌طور وسیع شکل نگرفته است. تعارفی هم در این واقعیت نداریم. البته این رشد میان مردم در انجمن‌های مختلف متفاوت است؛ مثلا سازمان‌های محیط‌زیستی شاید زمینه توسعه میان جامعه را بیشتر از سایر حوزه‌ها داشته باشند. حوزه فعالیت و تلقی کلی جامعه از سازمان‌های مردم نهاد در کشور ما در زمینه رشد آن‌ها خیلی مهم است. موضوعی که شما مطرح کردید بسیار خوب و قابل بحث است. مسأله اول مشارکت و مصادیق مختلف آن است. به‌طوری که شرکت داشتن، حضور پیدا کردن، تشریک مساعی، سهیم شدن، مسئولیت‌پذیری و واگذاری امور به مردم و نوعی خودگرانی، همه و همه از مصداق‌های مشارکت تلقی می‌شوند که هر یک را می‌توان در تعریف مجزایی جای داد. یکی از مهم‌ترین دلایلی که شاید بتوان گفت برای کم‌بودن مشارکت مردم در فعالیت‌های سازمان‌های غیردولتی مطرح است، موانع سیاسی یا‌‌ همان ممانعت دولت‌هاست. به‌ویژه در کشورهای درحال توسعه یکی از مهم‌ترین موانع، جلوگیری دولت‌ها از رشد و توسعه جامعه مدنی محسوب می‌شود. من نمی‌دانم تا چه حد می‌توان این دلایل را شرح و بسط داد یعنی چقدر آزادی برای بیان دلایل داریم؟ خود من چون عمدتا در حوزه کودکان کار و کودکانی که در معرض آسیب‌های اجتماعی هستند، کار و فعالیت کرده‌ام می‌توانم از این حوزه موانع رشد میان مردم را بیان کنم.

اصلیترین موانع در این میان چه مواردی هستند؟ آیا محدودیت‌های سیاسی و قانونی مانع است یا این‌که کم‌بودن مشارکت اجتماعی میان مردم هم در این مسأله تاثیرگذار است؟
می‌دانید که کشور ما در فعالیت‌های خیریه‌ای و نیکوکارانه سابقه فرهنگی طولانی دارد. به همین نسبت ارتباط مردم با سازمان‌های خیریه‌ای بسیار خوب بوده و هست. در مواردی می‌توان گفت این ارتباط قوی‌تر از ارتباط نهادهای مدنی با مردم است. این‌که تفاوت این دو نهاد در چیست، خودش موضوعی است قابل تأمل. موانع را می‌توان در ٣حوزه بررسی کرد. یکی در حوزه خود سازمان‌ها که مواردی وجود دارد که نتوانسته‌اند رویکرد مردم محور را داشته باشند که اصطلاحا به آن رویکرد محله محور گفته می‌شود؛ به‌طوری که هر ان‌جی‌او‌ یی در حوزه فعالیت خود بتواند بیشترین ارتباط را با مردم داشته باشد. دلیل دیگر به خود مردم برمی‌گردد. مردمی که به خیریه‌ها و اهداف آن‌ها شناخت و اعتماد کافی داشتند ولی سازمان‌های جدید‌تر در حوزه‌های متفاوت را به خوبی نمی‌شناسند و به همین دلیل این مشارکت ایجاد نشده است. مانع سوم مشکلاتی است که از طرف دولت‌ها اعمال می‌شود. این مشکلات از دادن مجوز‌ها شروع می‌شود تا محدودیت‌هایی که در فعالیت این سازمان‌ها اعمال می‌شود. هریک از این دلایل خودشان زیرمجموعه‌های مختلفی هم دارند. به عبارتی می‌توان در پاسخ به این‌که چرا سازمان‌های دولتی نتوانسته‌اند با مردم ارتباط برقرار کنند، دلایل بسیار متعددی را عنوان کرد ولی در کل مشکلات و موانع از این ٣ حوزه خارج نیست و نکته مهم این است که هر ٣ حوزه با هم مرتبط هستند و نمی‌توان به قول معروف همه کاسه و کوزه‌ها را سر یک حوزه خالی کرد. مردم، سازمان‌ها یا دولت را نمی‌توان به تنهایی مقصر دانست.

درست است، با این حال اصلیترین سد راهی که در مسیر فعالیت ان‌جی‌او‌ها وجود دارد، چیست؟ دولت و موانع قانونی یا خود سازمان‌ها یا مردمی که شناخت کافی ندارند؟
من به این مسأله معتقدم که در مسائل انسانی نمی‌توان دنبال یک دلیل گشت. شاید به سهولت نتوان گفت اصلیترین عامل دولت‌ها بوده‌اند. البته در جامعه ایران می‌توان گفت این عامل بیشتر تأثیر داشته است. با این حال به‌عنوان یک دلیل اصلی یا دلیل خیلی مهم نمی‌توان آن را عنوان کرد. درواقع همه ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در این زمینه تاثیرگذار هستند. وقتی جامعه‌ای از نظر اجتماعی، آزادی‌های کافی را نداشته باشد و مشکلاتی وجود داشته باشد، طبیعی است که شکل گیری و توسعه ان‌جی‌او‌ها میان مردم و جذب مشارکت‌های اجتماعی خیلی کند و با مشکل انجام می‌گیرد.

همکاری و مشارکت بین سمن‌ها مطمئنا می‌تواند در توسعه و شناخت میان مردم تاثیرگذار باشد. امکان این همکاری‌ها در ایران چگونه است؟
شرط اصلی ایجاد تفاهم بین سازمان‌های مردم‌نهاد و نهایتا توسعه فعالیت‌ها میان جامعه، ایجاد تفاهم با دولت و سازمان‌های دولتی است. اگر زمینه این تفاهم به‌وجود آید می‌توان به مشارکت بین بخشی سازمان‌های غیردولتی هم رسید. به‌عنوان نمونه نهادهای اجتماعی فعال در حوزه محیط‌زیست به‌دلیل اهمیت فراوان آن و کمتر بودن حساسیت‌ها ارتباط بسیار خوبی با هم دارند و تاثیرگذاری نسبتا خوبی هم داشته‌اند تا جایی که توانسته‌اند سیاست‌های کلی را تا اندازه‌ای تغییر دهند. در کشور ما همان‌طور که اشاره کردم محدودیت‌ها بیشتر است و مشارکت و ارتباط سمن‌ها در این شرایط، سخت‌تر. با این حال حوزه‌هایی که کمتر حساسیت روی آن‌ها وجود دارد زمینه این کار را بیشتر دارند. مثل محیط زیست؛ که در ایران هم در این زمینه حرکت‌های خوبی را شاهد بوده‌ایم. اما به‌طورکلی باید شرایط تفاهمی با سیستم‌های دولتی به‌وجود بیاید چون در غیر این صورت امکان توسعه ارتباط وجود نخواهد داشت.

وضعیت فعلی جامعه ما مشخص است؛ موانع قانونی و سیاسی هم به جای خود وجود دارد؛ در شرایط فعلی به نظر شما ان‌جی‌او‌ها چقدر تکاپو کرده‌اند تا میان مردم رشد پیدا کنند؟ درواقع می‌توان گفت چه راهکارهایی برای رفع این موانع در پیش گرفته‌اند؟
همانطور که گفتم، هم دلایل متعدد است و هم راهکار‌ها. حقیقت این است که ساختار سازمان‌های غیردولتی در ایران آنچنان توانمند نشده‌اند چه از نظر نیروی انسانی متخصص و چه در زمینه اجرای برنامه‌ها؛ بخشی از این توانمندی از سوی مراجع بین‌المللی ارایه می‌شود که لازمه همین امر وجود داشتن نوعی ارتباطات فرامرزی است. افرادی که در سازمان‌های غیردولتی هستند، انسان‌هایی هستند که شوق کارهای نوعدوستانه دارند. این افراد برخلاف فعالیت امور خیریه لزوما پولدار نیستند. بنابراین کمبودهایی که از لحاظ مالی بر بسیاری از گروه‌ها وارد می‌شود آن‌ها را از توسعه فعالیت بازمی‌دارد و اجبارا محدود می‌شوند. مثلا موسساتی که تعدادی از کودکان کار را تحت پوشش قرار داده‌اند، سعی می‌کنند امکانات آموزشی و خدماتی همین تعداد محدود
٣٠٠ – ٢٠٠ نفره را حفظ کنند. در حالی که اگر امکانات بیشتری داشتند، بیشتر و بهتر می‌توانستند با مردم ارتباط بگیرند. از طرف دیگر مردم ما هم به چند دلیل با سازمان‌های مردم‌نهاد کمتر ارتباط دارند و زمینه توسعه این کار فراهم نیست. اول این‌که مردمی که با این مراکز ارتباط دارند، اغلب تمکن مالی زیادی ندارند و براساس دغدغه شخصی و داوطلبانه وارد این حوزه شده‌اند. نیروهای انسانی نهادهای مدنی اکثرا دانشجویان یا فرهنگیان هستند که در سازمان‌های غیردولتی فعالیت می‌کنند. در این‌جا باز هم نقش جامعه مهم و تاثیرگذار است. در جوامعی که آزادی کمتر است، هم مشارکت مردمی در این حوزه‌ها کمتر می‌شود. به عبارتی مردم یاد نگرفته‌اند که این فرصت‌ها هم برای فعالیت وجود دارد و زمانی که با این سازمان‌ها آشنایی پیدا می‌کنند هم به دلیل موانع و محدودیت‌هایی که وجود دارد، با نوعی ترس از مشارکت مواجه می‌شوند و ترجیح می‌دهند وارد این حوزه‌ها نشوند. درواقع دلایل بسیار پیوسته است. به نوعی نمی‌توان دسته‌بندی مجزایی داشت و گفت مثلا این دلیل به سازمان‌های غیردولتی برمی‌گردد و این دلیل به دولت؛ چراکه همه موانع ارتباط‌های مستمر با هم دارند.


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.