بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

"در آيات حجاب ابتدا مردان مورد خطاب قرار می گيرند سپس زنان"

حجاب! مو يا نگاه

مرضيه مرتاضی لنگرودی/کانون زنان ايرانی


iran-emrooz.net | Wed, 07.09.2005, 12:08

چهارشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۴
حاکميت نگاه جنسی مردانه بر جامعه ايران به حدی است که بسياری از ارزشهای دينی و اخلاقی در جامعه ايرانی برای توصيف و تبين خود از تعاريف جنسی کمک می‌گيرند. مثلاً در مجلس ترحيمی در ستايش تقوای مثال زدنی مرد مسلمان فوت شده‌ای از زبان روحانی مسجد شنيدم که می‌گفت: "خدايش رحمت کند آقا چنان با تقوی بودند که هرگز بر مبل يا صندلی که قبلاً زنی برآن نشسته بود تا وقتی فکر می‌کرد امکان اينکه اثری از گرمای بدن زن بر صندلی مانده باشد نمی‌نشست تا مبادا وسوسه‌ای در قلب مبارکشان پديدار شود...

هفتاد و اندی سال است که در ايران پوشاندن يا نپوشاندن رو و موی زنان به صورت يک مسئله اجتماعی مطرح شده است. قبل از آن پوشاندن رو و موی زن و اصولاً خانه نشينی و پرده نشينی زنان امری مسلم و بديهی بود، نه از سوی زنان و نه از طرف اجتماع معضل و مشکل تلقی نمی‌شد.

نوع پوشش زنان و مردان در همه جای جهان از جمله ايران بی ارتباط با وضعيت جغرافيايی و نوع معيشت ساکنان بومی هر منطقه نيست.
پوشش ساکنان مناطق کشاورزی و کشاورزان که معيشتی بی واسطه و از طريق رابطه مستقيم بين آنان و زمين تامين می‌شود با پوششی که صنعتگران شاغل در معادن رنگ و آهن و شيشه يا کارخانجات دارند متفاوت است. هر چند نياز به داشتن پوشش بواسطه اصل کلی حفاظت بدن از سرما و گرما و ضربات و تامين سلامتی تعريف می‌شود.

چنانچه از نقاشی‌های درون غارها بر می‌آيد، انسانهای نخستين نيز تکه‌ای تن پوش داشته اند. تاريخ پيدايش لباس با تاريخ پيدايش انسان هوشمند و انديش ورز تقدم و تاخر چندانی ندارد.

انسان هراسان از قدرتهای طبيعی، خدايانی طبيعی داشت. با ظهور برده داری پوشش کم و بيش همانند و يکسان و تقريباً يک جنس انسانها دچار دگرگونی شد. همانطور که خانه و سرپناه‌ها و نوع غذاهای مصرفی بين انسانهای ثروتمند در قالب ارباب و انسانهای فرودست در شکل بردگان تفاوت پيدا کردند. با وجود اين تفاوت‌ها به نظر نمی‌رسد تا پيش از ظهور اديان پوشش انسان"مانند ساير نياز‌های او" معنا و تعريفی جز اينکه بدن را بپوشاند داشته باشد. کسی خود را برای اينکه آن ديگری تحريک نشود در لباس استتار نمی‌کرد.

با ظهور اديان‘ نيازها علاوه بر فضای طبيعی شان ‘ بار معنايی جديدی را پذيرا شدند. يا به زبان ديگر اديان در روابط بين افراد و هويت آنها تعاريف جديدی بر مبنای نگرش جديد ارائه دادند.
اديان بزرگ توحيدی مانند يهوديت و مسيحيت و اسلام در نظامات برده داری به عنوان نظام مسلط اقتصادی زمان ظهورکردند.

در شريعت يهود و مسيحيت زن اغواگرست و باعث رانده شدن مرد از بهشت می‌شود. لذا مرد مومن بهتر است از زن دوری کند. زن اغواگر رانده شده از بهشت زشتی هايش را می‌بيند و از شرم آنها را می‌پوشاند. بنابراين در بهشت (مدينه فاضله) پوشش به معنای حجاب و چيزی که جلوگيری کند از تحريک مرد وجود ندارد.

يعنی ابتدا نظاماتی با روابط و رويکردهای ناسالم (غير بهداشتی) ساخته می‌شوند، پس از آن، زنان در آن جوامع مجبور می‌شوند در يک رفتار حفاظتی حداقلی خود را در اجتماع بپوشانند و رفتار حداکثری اين است که در خانه پنهان شوند. تا اينجا حجاب و پوشش زنان بيش از اينکه موجب حفظ امنيت و مانعی برای تعرض به آنها باشد، وسيله ايست برای اينکه مردان را از شر تحريکات جنسی اشان در امان بدارد. "اغواگری حوا" نه از طريق تحميق و بلکه تحريک اعمال می‌شود.

نظام قبايلی پدر سالاری آميخته با شيوه اقتصادی مسلط برده داری، از اينکه مردی (پدر) توسط عقلانيت زن (حوا) اغفال شود سرباز می‌راند. و تنها راه فريب را تحريک جنسی به عنوان نقطه ضعف مردان در برابر زنان قلمداد می‌کند و برای درامان ماندن خود از اين قبيل تحريکات در اجتماع که مخل نظم اجتماعی می‌شود. زن آزاد صاحب اولاد را وا می‌دارد خود را در هزار لای پوشش بپوشاند.

برای زنان آزاد يکجا نشين کشاورز محصور شدن در خانه‌ها و کارخانه‌ها و حرمسراها مقدوربود اما برای زنان کوچ نشين حصارهايی وجود نداشت. برای زنان برده که کنيز ناميده می‌شدند نيز حجابی وجود نداشت. کنيزان مالک ارباب شمرده می‌شدند و نشئتی متفاوت با زنان آزاد داشتند آنها در موقعيت و تعيين اجتماعی خاصی قرار نداشتند که تحريکاتشان خطر آفرين باشد، فرزند کنيز حتی اگر پدرش ارباب بود انسان آزاد تلقی نمی‌شد و جز وارث ارباب به حساب نمی‌آمد. بلکه خود به ارث برده می‌شد. مباشرت با کنيزان هيچ منعی نداشت بلکه تشويق هم می‌شد. زيرا بر تعداد برده‌های ارباب می‌افزود و دارايی اش را فزونتر می‌ساخت.

وقتی اسلام ظهور کرد‘ نظام قبايلی عربستان با اقتصاد مسلط برده داری و تجارت برده و کالا با مفاهيم جديدی روبرو شد. مهم ترين مفهومی که عرب در اسلام مواجه شد" عدالت" نام داشت.

عدل جزو اصول دين و از مهم ترين مفاهيم آن به شمار می‌رفت. پيامبر اسلام برای مهندسی اين مفهوم و کار بردی کردن آن در سطح جامعه پس از هجرت به مدينه و با نيت ساخت جامعه توحيدی و با توجه به تعريف جامعه مقرراتی وضع می‌کند. حجاب يکی از اين مقررات است. حجاب را پيامبر باب نکرد. بلکه سعی کرد از طريق حجاب به برقراری روابط احترام آميز تقابل انسانی در جامعه خشن قبايلی عربستان دست پيدا کند.

به گفته فاطمه مرنيسی و آيت الله مطهری، حفظ امنيت زنان از مهم ترين دلايل برقراری مقررات حجاب در عربستان بود.

اينجا با تعريف جديدی از حجاب روبرو می‌شويم. حجابی که تا قبل از اين برای ايمنی مردان از شر تحريکات جنسی بود. تبديل به وسيله‌ای ايمنی بخش زنان برای در امان بودن از شر تحريکات جنسی مردان شد.
بيشترين استفاده از حجاب را کنيزان مسلمان شده، بردند. زيرا آنان در حجاب از زن آزاد قابل تفکيک نبودند و می‌توانستند مانند زنان آزاد از شر تعرضات در امان بمانند.
ساختار نظام قبايلی عربستان بر اساس احترام به خون و خاک پی ريزی شده بود.
امنيت جسمی و جنسی و حفاظت از حال و آبروی اشراف وظيفه آرمانی افراد در قبايل بود. اما زنان و مردان برده در برابر تجاوزات و تعرضات جسمی و جنسی کاملاً بی پناه بودند. در تاريخ عربستان هرگز سراغ نخواهيد داشت دختری از اشراف " که زنده به گور شده باشد يا زنی از اشراف مورد تجاوز، قرار گرفته باشد که اگر چنين می‌شد خاک قبيله مرد تجاوزگر را به توبره می‌کشيدند. زنده به گور کردن دختران خاص والدينی بود که جزو بردگان بودند.

غلامان و کنيزان روا نمی‌داشتند دخترکان معصومشان سرنوشتی به سياهی و نکبت سرنوشت خودشان پيدا کنند و ترجيح می‌دادند بجای اينکه فرزندشان دچار مرگ فرسايشی توأم با شکنجه گردد يکباره بميرد و زندگی تلخ اسارت و کنيزی را تجربه نکند.

تقريباً مشابه همان کاری که قوم بنی اسرائيل با نوزادان پسر درزمان فراعنه می‌کردند آنها برای اينکه شاهد مرگ دردناک يا زندگی اسارت بار غلامانه پسرانشان نباشند آنها را به آبهای خروشان رود نيل می‌سپردند.

پيامبر سعی می‌کند در ساخت مدينة النبی بحرانهای موجود ناشی از روابط غلط اجتماعی را به نفع برقراری رابطه صلح آميز عادلانه در جامعه تصحيح کند.

در آيات حجاب ابتدا مردان مورد خطاب قرار می‌گيرند سپس زنان. يعنی در جامعه پدر سالارانه و در نظام قبايلی که سر رشته امور در دست مردان است ابتدا از آنان می‌خواهد که با فرو پوشيدن چشمشان از چشم چرانی و با تسلط بر خويش عورتهايشان را حفظ کنند و از تحميل تحريکات شهوانی و نگاه جنسی برجامعه خودداری ورزند. و سپس از زنان مسلمان می‌خواهد آنها نيز چنين کنند. و در جای ديگر که در مورد ضرورت رعايت حجاب زنان را مخاطب قرار می‌دهد از آنها می‌خواهد برای آنکه به هويت و تعين مسلمانی شناخته شوند تا از تعرض مصون بمانند حجاب را رعايت کنند آنهم نه در کناره گيری از اجتماع که در حد اينکه زينت‌ها يشان را آشکار نکنند. يعنی از تحريک مردان بپرهيزند زيرا طبق قراردادهای منعقده بين مسلمانان و قبايل غير مسلمان، کسی حق تعرض به مسلمانان را نداشت و (آنموقع که آيات مربوط به حجاب، توجيه شناسايی زن مسلمان از غير مسلمان نازل شد).

حاکميت نگاه جنسی مردانه بر جامعه ايران به حدی است که بسياری از ارزشهای دينی و اخلاقی در جامعه ايرانی برای توصيف و تبين خود از تعاريف جنسی کمک می‌گيرند. مثلاً در مجلس ترحيمی در ستايش تقوای مثال زدنی مرد مسلمان فوت شده‌ای از زبان روحانی مسجد شنيدم که می‌گفت: " خدايش رحمت کند آقا چنان با تقوی بودند که هرگز بر مبل يا صندلی که قبلاً زنی برآن نشسته بود تا وقتی فکر می‌کرد امکان اينکه اثری از گرمای بدن زن بر صندلی مانده باشد نمی‌نشست تا مبادا وسوسه‌ای در قلب مبارکشان پديدار شود."

من برای چنين آدمی آرزوی رحمت الهی می‌کنم. اما دلم به حالش می‌سوزد که همه ی عمر با روح و جسم اش در کلنجاربوده بودن اينکه بتواند از شر نگاه جنسی به زن خود را نجات دهد يا اينکه به جای اين همه کلنجار رفتن، نگاهش به زن را نگاه به يک انسان، نه وسيله و ابزار تمتع جنسی قرار دهد. با وجود برقراری حجاب به عنوان قانون اجباری که عدم رعايت آن جرم تلقی شده و مجازات دارد، حجاب اجباری و غير اجباری در جامعه ی ايران نتوانسته به زنان مسلمان ايرانی امنيت ببخشد، لذا برای بسياری از زنان حجاب ماهيت و ارزش وجوديش را از دست داده است. کافی است نگاهی به وضعيت حجاب اجباری جامعه بيندازيد!
اما شرايط زيست زنان مسلمان با حجاب در کشور‌های اروپايی هم سخت شده است هر چقدر آنها برای پوشيدن حجاب اجبار ندارند و در برابری بی حجابی مقاومت می‌کنند. به دلايل سياسی حجاب برای آنها نه تنها امنيت به بار نياورده که ايمنی آنها را به مخاطره می‌افکند.


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.