بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

سنگدلی و قساوت تا کجا؟

نعمت احمدی


iran-emrooz.net | Tue, 19.02.2008, 12:02

سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶

روزنامه اعتماد

مرحوم اخوان ثالث شعر معروفی دارد به اسم «زمستان». اين شعر وارد تاريخ شده و بخش هايی از آن به صورت مثل درآمده است، مانند اول شعری که می گويد؛ «سلامت را نمی خواهند پاسخ داد» يا قسمت پايانی؛ «نفس ها ابر، دل ها خسته و غمگين، درختان اسکلت های بلورآجين، زمين دل مرده، سقف آسمان کوتاه، غبارآلود مهر و ماه، زمستان است.»به واقع زمستان است. چنان سرد است که گويی همه گونه ها سيلی خورده اند، گويی همه، سنگ تيپا خورده اند. لطافت از روابط اجتماعی رخت بربسته، حتی بين پدر و فرزندان. اگر آقای دکتر بهزادی سردبير اعتماد را خوب نمی شناختم و نمی دانستم که قلبی حساس دارد، به او نفرين می فرستادم که چگونه طاقت آورده در صفحه حوادث روزنامه يکشنبه مورخه ۲۸ بهمن اين خبر را درج کند؛ «پدری با انگيزه ناموسی دختر۱۴ ساله اش را سنگسار کرد.» خبر آنقدر وحشتناک است که نمی دانم چگونه سردبير روزنامه آن هم دکتر بهزادی اجازه چاپ مطلب را داد، از طرفی چاپ نشدن مطلب هم عمق فاجعه را از بين نمی برد. چاپ اين مطلب اشک های زيادی را بر صفحه روزنامه اعتماد سرازير کرد. مطلب از اين قرار است؛ پدری با انگيزه ناموسی دختر خود را با همدستی مردی ديگر سنگسار کرد. آيا باورکردنی است که پدر، پناهگاه و ملجاء فرزند، دختر ۱۴ ساله اش را در سنی که آغاز جوانی اش بود، اين گونه نامردانه به قتل برساند. به گوشه يی از گفته های اين مرد توجه کنيد؛ تصميم گرفتم سميه را بکشم و خودم را از اين ننگ نجات دهم(در کدام دادگاه ثابت شده بود که اين دختر عملی انجام داده است؟) بالاخره مصمم شدم وی را سنگسار کنم اما از آنجا که به تنهايی از عهده اين کار برنمی آمدم از يکی از دوستانم کمک خواستم و... ( اعتماد يکشنبه ۲۸ بهمن) ديگر نمی توان از متن خبر نوشت، هر قلبی اندازه يی توان و تحمل شنيدن شدايد را دارد. نمی دانم چگونه افرادی پيدا می شوند که دست به چنين اعمالی می زنند. يک لحظه تصور کنيد؛ دختری ۱۴ ساله در طول مسير، به گفته پدرش وحشت زده، توسط پدر و چند مرد به خارج از شهر برده می شود، ناگهان خود را وسط چند مرد می بيند و اين «مردان آبرودار» برای حفظ آبروی خانوادگی او را سنگباران می کنند. آيا صحنه يی از اين دردناک تر می توان يافت؟ به گفته مرحوم اخوان؛ حريفا، گوش سرما برده است اين، يادگار سيلی سرد زمستان است و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده، به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندوه، پنهان است. اين مرد مدت ها دنبال نوع مجازات جرمش بوده و به يقين از قانون اطلاع دارد، او سنگسار را مجازات شرعی دختر خود فرض و انجام آن را وظيفه تلقی می کند و می داند برابر ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی که مقرر می دارد؛ پدر يا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول و تعزير محکوم خواهد شد، فقط بين سه تا ۱۰ سال در زندان خواهد ماند و ديه هم نمی پردازد چون ورثه مقتول فرزندان او هستند که جرات مطالبه ديه را ندارند، او حتی می تواند به استناد تبصره ۲ ماده ۲۹۵ قانون مجازات اسلامی به اعتقاد اينکه دخترش مهدورالدم است ديه را هم از خود ساقط کند. او به يقين پرونده قتل های محفلی کرمان را در روزنامه ها خوانده و از سرنوشت ۶ نفر قاتلی که ۵ نفر را کشتند با اطلاع است. او حتی می تواند در دادگاه شعار هم بدهد که از آبروی خانوادگی اش دفاع کرده است. لايحه جديد قانون مجازات اسلامی را ورق می زنم، آنقدر به هم ريخته است که قادر به پيدا کردن موضوع نمی شوم تا ببينم در لايحه جديد چه نوع مجازاتی برای اين جرم در نظر گرفته شده است، شيوه جديد تدوين لايحه مانع از آن شد که ببينم برای اين نوع اعمال چه مجازات هايی در نظر گرفته اند. اگر مجازاتی که در قانون فعلی مجازات اسلامی آمده است، نص صريح است، بر عهده فقها است که شرعاً اظهارنظر کنند و اگر نظری فقهی است که به عنوان نظر غالب پذيرفته شده، بايد به نظريات ديگر فقها رجوع و نظری را که به واقعيت نزديک باشد به عنوان قانون، لازم الاجرا کرد.


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.