بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

همزمان با گراميداشت روز زمين در بيش از ۱۴۰ کشور جهان

يک زمين بيشتر نداريم

مژگان جمشيدی/روزنامه شرق


iran-emrooz.net | Tue, 03.05.2005, 9:05

سه شنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۴
از روزی که ۲۰ ميليون نفر شهروند آمريکايی در اعتراض به تخريب محيط زيست و بهره برداری بی رويه از منابع طبيعی در يک روز به خيابان ها ريختند و بزرگ ترين تظاهرات مردمی تاريخ جهان و تاريخ محيط زيست را رقم زدند، اکنون ۳۵ سال می گذرد؛ روزی که در سال ۱۹۷۰ به عنوان روز زمين در آمريکا نامگذاری شد. اما خيلی زود اين حرکت خودجوش مردمی در سراسر جهان گسترش يافت و امروز در بيش از ۱۴۰ کشور جهان صدها ميليون نفر از مردم جهان ۲۲ آوريل مصادف با ۲ ارديبهشت ماه را به عنوان روز زمين گرامی می دارند.
اما نخستين روز زمين چگونه پديد آمد و چرا «روز زمين» نامگذاری شد؟
سناتور آمريکايی به نام گيلورد نلسون، بنيانگذار روز زمين در ۲۲ آوريل ۱۹۷۰ است که بعد از ۸ سال تلاش سرانجام توانست در سال ۱۹۷۰ بزرگ ترين جنبش زيست محيطی ايالات متحده و حتی جهان را رهبری کند.
او در اين باره می گويد: سال های سال اين موضوع مرا رنج می داد که چرا محيط زيست ما اساساً جايگاهی در سياست های اين کشور ندارد و سرانجام در ماه نوامبر سال ۱۹۶۲ اين ايده در ذهن من شکل گرفت، ايده ای که يک بار برای هميشه مقوله محيط زيست را به صحنه سياست کشاند. اين ايده با تشويق و ترغيب رئيس جمهور کندی مواجه شد و سپس در قالب يک تور حفاظتی کلی در اذهان عمومی جلوه روشن تری پيدا کرد. سپس به واشينگتن رفتم تا اين طرح را با دادستان رابرت کندی در ميان بگذارم.
پس از آن به ديدن رئيس جمهور رفتم و وی سفر هفت روز ه اش را در قالب يک تور حفاظتی به يازده ايالت در سپتامبر سال ۱۹۶۲ آغاز کرد. اما به هزار و يک دليل اين تور در ارتقای مقوله محيط زيست به سطح يک سوژه سياسی موفقيت چندانی نيافت ولی بذر ايده ای بود که سرانجام در قالب «روز زمين» به شکوفايی نشست.
سناتور نلسون مذاکرات زيست محيطی خود را با طيف وسيعی از مردم در ۲۵ ايالت آمريکا ادامه داد و در حالی که در سراسر کشور آمريکا آثار تخريب و تباهی محيط زيست ظهور يافته بود همه مردم به آن توجه نشان می دادند به جز سياستمداران. نلسون هفت سال بعد سرانجام توانست موضوع محيط زيست را در شاهراه اصلی سياست وارد کند. در سال ۱۹۶۹ دانشگاه های سراسر آمريکا صحنه تظاهرات های ضدجنگ ويتنام بود. نلسون می گويد: «اين حرکت ها منجر به ايجاد يک جرقه ناگهانی در ذهن من شد که چرا ما در جهت سازماندهی حرکتی عظيم بر عليه آنچه بر سر محيط زيست مان می آيد، برنمی آييم. از اين رو با تزريق علايق زيست محيطی در اذهان عمومی و به ياری انرژی «ضد جنگ» گرد آمده در دانشجويان بالاخره محيط زيست را با فشار به عرصه سياست وارد کردم. ريسک بزرگی بود ولی به تلاشش می ارزيد.»
سناتور گيلورد نلسون با حضور در کنفرانسی که در سپتامبر همان سال در سياتل برگزار شد اعلام کرد که در بهار سال ۱۹۷۰ تظاهرات گسترده ای درباره موضوع محيط زيست برگزار می شود و از همه مردم برای شرکت در آن دعوت کرد. اين خبر از گوشه ای به گوشه ديگر مخابره شد و مردم از اينکه فرصتی پيش آمده تا برای آنچه بر سر رود ها، درياچه ها و هوايشان آمده اعتراض کنند، مطلع شدند. پنج ماه پيش از روز زمين در ۳۰ نوامبر ۱۹۶۹ نيويورک تايمز اقدام به چاپ مقاله ای از گلدوين هيل کرد که در آن حوادث و وقايع زيست محيطی ايالات متحده و اهميت يک روز ملی برای پرداختن به اين مقوله مورد بحث و اشاره قرار گرفته بود تا اينکه ۲۲ آوريل فرا رسيد. ۲۰ ميليون آمريکايی در سراسر کشور به خيابان ها ريختند و مطالبات خود را از دولت برای جلوگيری از نابودی محيط زيست اعلام داشتند و همين حرکت مردمی باعث شد تا در مدت سه سال بعد قوانين بسياری برای حمايت از حيات وحش و جلوگيری از تخريب محيط زيست توسط دستگاه های بهره بردار وضع شود و آژانس های حفاظتی متعددی شکل گرفتند.
مراسم روز زمين به سرعت در سراسر جهان گسترش يافت. در ۲۲ آوريل ۱۹۹۰ حدود ۲۰۰ ميليون نفر در ۱۴۱ کشور جهان در برگزاری مراسم اين روز مشارکت کردند و در سال ۱۹۹۱ جشن ها و مراسم روزانه «روز زمين» به هفته زمين تبديل شد و در سال ۲۰۰۰ صد ها ميليون نفر و بيش از ۵۵۰۰ سازمان پنج قاره جهان اين روز را جشن گرفتند.

زمين بدون محيط زيست
با گذشت بيش از ۳۵ سال از برگزاری اين روز نمادين در جهان اکنون سه سال است که روز ۲ ارديبهشت به نام «روز زمين پاک» در ايران نامگذاری شده و متوليان محيط زيست درصدد جذب مردم برای همکاری هر چه بيشتر در زمينه حفظ محيط زيست هستند. اما بحران تخريب محيط زيست امروز در کشور ما به گونه ای ديگر سر برون آورده است. آنچنان که رتبه کشور ما از نظر وضعيت محيط زيست در بين ۱۴۶ کشور جهان در سال ۲۰۰۵ به شدت افت کرده و حتی بعد از کشور های فقير و عقب افتاده ای همچون بورکينافاسو، ناميبيا، تانزانيا و موريتانی قرار گرفته است.
تخريب سالانه ۱۲۰ هزار هکتار جنگل، خطر انقراض نسل و کمياب شدن ۵۰ درصد پستانداران و ۲۰ درصد پرندگان ايران، دفن روزانه بيش از ۴۵ هزار تن زباله در کشور و ورود سالانه ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آب های داخلی و در دريا های خزر و خليج فارس در کنار مرگ و مير ناشی از افزايش آلودگی هوا و... در مجموع وضعيت محيط زيست ايران را در جهان به شدت بحرانی جلوه داده است که اگر فقط روند توليد زباله و چگونگی دفع آن در ايران و ساير کشور های جهان را به مقايسه بگذاريم آن وقت عمق فاجعه مشخص خواهد شد.
به رغم تصويب قانون مديريتی پسماند ها در بهار سال ۱۳۸۳ در مجلس شورای اسلامی هنوز آئين نامه اجرای قانون به مرحله تصويب و تاييد نهايی نرسيده است که اگر اين اقدام هر چه سريع تر صورت پذيرد نه تنها نقش ساير دستگاه ها در اين باره به وضوح مشخص خواهد شد بلکه محيط زيست کشور نيز از تحمل روزانه ۴۵ هزار تن زباله نجات خواهد يافت و از طرف ديگر همين زباله می تواند با رونق صنايع بازيافت به صنعتی سودده و مفيد و اشتغال زا تبديل شود.

تهران بر روی زباله
در تهران روزانه ۷۵۰۰ تن زباله خانگی و ۲۰ هزار تن نخاله ساختمانی توليد می شود که اين مجموعه در مدت يک سال بالغ بر ۵/۲ ميليون تن زباله خانگی و هفت ميليون و ۳۰۰ هزار تن نخاله ساختمانی خواهد شد اما آنچه تا امروز اتفاق افتاده اين بوده است که نزديک به ۸۰ درصد زباله های خانگی دفن و کمتر از ۲۰ درصد بازيافت و يا تبديل به کود کمپوست می شده است و نخاله های ساختمانی نيز بدون آنکه هيچ گونه عمليات بازيافتی بر روی آنها صورت بگيرد يا در دره ها سرازير می شوند و يا در بيرون از شهر روی هم انباشته و تشکيل سلسله کوه های جديدی را می دهند.
اما روی ديگر اين سکه هم ديدنی است و البته تاسف آور. متعاقب پر شدن رود، دره های اطراف تهران با نخاله های ساختمانی و دفن روزانه هزاران تن زباله خانگی در کهريزک که به قيمت آلودگی ميليون ها تن خاک و آلودگی سفره های آب زيرزمينی تمام می شود. هزاران هکتار از اراضی حاشيه رودخانه هايی همچون کرج در شهريار از شن و ماسه خالی می شوند و هر روز به عمق اين گودال های وسيع افزوده می شود. جنگل ها تخريب شده تا مواد خام صنايع کاغذ سازی فراهم شود...
روزانه ۳۳۰ هزار تن انواع پلاستيک فقط در تهران دور ريخته و يا در کوه ها و دشت های اطراف پراکنده می شوند. با يک حساب سرانگشتی می توان گفت که اگر فقط برای بسته بندی تغذيه کودکان تهرانی در دبستان ها از کيسه های پارچه ای استفاده کنيم در اين صورت روزانه چهار ميليون کيسه پلاستيکی و در هفته ۲۴ ميليون کيسه پلاستيکی کمتر دور ريخته خواهد شد!
طبق آمار منتشره از مرکز رايانه سازمان ميادين ميوه و تره بار در دو سال گذشته تنها در مدت پنج ماه نزديک به هشت ميليون جعبه خالی از ميادين هفت گانه اين سازمان جمع آوری شده است که اين رقم برای يک سال در حدود ۱۸ ميليون جعبه است. با فرض اينکه هر ۲۰ جعبه از قطع يک درخت معمولی ساخته شده باشد، برای ساخت اين تعداد جعبه بالغ بر يک ميليون اصله درخت از بين رفته است. حال با توجه به اينکه اين آمار تنها مربوط به سازمان ميادين است بنابراين می توان گفت تعداد درخت از بين رفته چندين برابر آمار فوق است.
۷۰ درصد زباله های تهران را مواد آلی تشکيل می دهند که ارزش دلاری آن طبق اعلام سازمان بازيافت و تبديل مواد شهرداری تهران معادل ۵۵ ميليون دلار است. اين به اين معنی است که تهرانی ها سالانه ۳۰ ميليون و ۲۵۰ هزار دلار پلاستيک، ۵۵ ميليون دلار پسماند غذايی آشپزخانه، ۶۵ ميليون دلار کاغذ و مقوا و فقط ۵۰ ميليون دلار نان در مرکز دفن کهريزک زير خروارها خاک دفن می کنند. که بازيافت آن سالانه بيش از ۲۰۰ ميليون دلار صرفه جويی ارزی به دنبال خواهد داشت. به عبارت ديگر اين رقم معادل ۱۲ ميليون و ۸۵۰ هزار بشکه نفت خام است.

کاغذ، زباله نيست
برای توليد هر تن کاغذ در کشور ۱۵ اصله درخت تنومند قطع می شود. اين در حالی است که به رغم روند روبه کاهش سطح جنگل های کشور همچنان مصرف کاغذ خصوصاً در تهران روبه افزايش است و اين کاغذها بعد از هر بار مصرف بدون اينکه مجدداً به چرخه توليد برگردند در زير خاک می پوسند و به آلودگی هرچه بيشتر آب و خاک می افزايند. نزديک به ۱۰ درصد معادل ۷۵۰ تن از زباله های تهران را در روز کاغذ تشکيل می دهد در حالی که کمتر از ۱۰۰ تن آن بازيافت می شود.
در ايالات متحده که بزرگ ترين مصرف کننده و توليدکننده کاغذ جهان است قريب به ۲۰ سال قبل کمتر از يک چهارم کاغذ مصرفی خود را بازيافت می کرد اما تا سال ۱۹۹۷ اين رقم به ۴۶ درصد افزايش يافت. در برخی ايالات کشور آمريکا ورود کاغذ به گودال های دفن زباله ممنوع شده است و از زمانی که دولت کلينتون در سال ۱۹۹۳ مقرراتی را برای اين موضوع وضع کرد بازيافت کاغذ به شدت روبه افزايش گذشت؛ به طوری که تمامی ادارات دولتی در آمريکا هم اکنون موظف اند ۶۰ درصد از کاغذ مورد نياز خود را از کاغذهای بازيافتی خريداری کنند.
کشورهای هلند و آلمان در سال ۲۰۰۱ نزديک به ۷۲ درصد کاغذ مصرفی خود را از بازيافت تامين کرده اند.
به گزارش موسسه ديده بان جهان، کشورهای ايالات متحده، چين، ژاپن، آلمان و انگلستان به ترتيب بيشترين مصرف کاغذ در جهان را دارند و بعد از آن کشورهای فرانسه، ايتاليا، کانادا، برزيل و کره جنوبی قرار دارند که مجموع مصرف کاغذ آنها در سال بالغ بر ۲۵۰ ميليون تن است.
اما هم اکنون نرخ بازيافت کاغذ در آلمان ۷۲ درصد، کره جنوبی ۶۶ درصد، سوئد ۵۵ درصد، آمريکا ۵۰ درصد، ژاپن ۵۳ درصد، فرانسه ۴۱درصد، فنلاند ۳۵درصد، ايتاليا ۳۱درصد و چين ۲۷ درصد است. ميانگين نرخ بازيافت کاغذ در جهان نيز ۴۳ درصد تا سال ۱۹۹۷ اعلام شده که تا به امروز قطعاً افزايش يافته است.
اما در ايران چطور؟ در تهران کمتر از ۱۰ درصد بازيافت می شود و در کشور می توان گفت کمتر از ۴ درصد. اين يعنی هر روز سطح بيشتری از جنگل های کشور تخريب می شود.

در جست وجوی چاره انديشی
راه حل چيست؟ در کشوری که اقتصاد محيط زيست تنها به يک واژه خلاصه می شود و هيچ جايی در اقتصاد کلان کشور ندارد روز به روز اينچنين منابع پايه از بين می روند تا جايی که بالاخره در نقطه ای چرخ اقتصاد کشور متوقف خواهد شد.
در برزيل که نرخ بيکاری بسيار بالا است بازيافت به يک صنعت درآمدزا و اشتغال زا تبديل شده است. به گزارش شبکه خبری آسمان آبی در برزيل حدود ۱۵۰ هزار نفر فقط از راه جمع آوری قوطی های آلومينيومی برای صنايع بازيافت زندگی خود را می گذرانند. در اين کشور ۷۷ درصد قوطی های آلومينيومی بازيافت می شود و بعد از ژاپن در رتبه دوم قرار دارد.
البته يک تفاوت اساسی بين ژاپن و برزيل در اين زمينه وجود دارد و آن اينکه در ژاپن آنچه بازيافت آلومينيوم را تشويق می کند کمبود محل برای جمع آوری و دفن آن است ولی در برزيل بيکاری مردم که البته همين بيکاری باعث رشد صنايع بازيافت و حفظ محيط زيست هم شده است. حداقل دستمزد هر برزيلی در ماه ۸۱ دلار است ولی آنهايی که به جمع آوری قوطی ها از بين زباله اشتغال دارند ماهانه ۲۰۰ دلار درآمد دارند!
توليد هر تن کاغذ بازيافتی طبق برآوردهای سازمان بازيافت و تبديل مواد شهرداری تهران می تواند ۵ نفر کارگر را در روز به کار دعوت کند که در اين صورت فقط با بازيافت کاغذهای موجود در زباله تهران ۵۶۸۱ نفر می توانند در سال اشتغال دائم داشته باشند. در اين صورت ۲۸ هزار نفر خانوار تهرانی هم درآمد خواهند داشت.
و بالاخره اينکه ۷۰ درصد زباله تهران زبالهتر يا آشپزخانه ای است. اگر از کمپوست آن هم صرف نظر کنيم می توان از هر تن آن معادل يک سوم موادغذايی دامی تهيه کرد که با يک حساب سرانگشتی از ميزان زباله آلی تهران در سال و ميزان غذايی که هر دام در روز مصرف می کند (۲۰ کيلوگرم برای گاو گوشتی) می توان به اين نتيجه رسيد که يک ميليون و ۹۰۰ هزار تن زباله آلی تهران که در زير خروارها خاک هر سال مدفون می شود و هزار و يک مشکل بهداشتی و آلودگی های بعدی را هم به دنبال خواهد داشت قابليت اين را دارد که سالانه به عنوان خوراک بيش از ۷۵ هزار گاو گوشتی مصرف شود.
با اين عمل هم آب و خاک جنوب تهران از آلودگی نجات می يابد، هم ده ها و صدها هکتار از مراتع اطراف تهران از تبديل شدن به بيابان رهايی می يابند و هم دولت کمتر هر سال صرف مبارزه با بيابان زدايی و از آن طرف خريد علوفه برای دام خواهد کرد.
اقتصاد محيط زيست و در اين مورد خاص اقتصاد بازيافت نه يک معادله چند مجهولی بلکه يک جمع و تفريق و دو دوتای ساده است که اگر اقتصاددانان کشور ما نيز همچون ساير اقتصاددانان کشورهای جهان
گوشه چشمی هرچند کوچک به آن بيندازند در اين صورت ديگر هر روز مجبور نخواهند بود معادلات
چند مجهولی کسری بودجه و... را حل کنند.
بد نيست خود ما هم به اين مسئله توجه کنيم. خصوصاً آن دسته از ما که وقتی به طبيعت می رويم فقط به اندازه عرض زيلويی که روی زمين پهن کرده ايم و پاهايمان را روی آن دراز کرده ايم خود را مسئول حفظ بهداشت محيط می دانيم و آن طرف زيلو انبوه بطری نوشابه و آب و آب ميوه و ورقه های پلاستيک چيپس و پفک و... را به جا می گذاريم.
اگر به تجربه برزيلی ها نيم نگاهی بيندازيم آنوقت می آموزيم که هربار که به طبيعت می رويم لااقل برای پر کردن جيب خودمان هم که شده زباله هايمان را جمع آوری کنيم و آن را در اختيار عوامل بازيافت قرار دهيم يا اگر هم شهرداری نخريد به همين دوره گردهای محلی بفروشيم!


نظر شما درباره این نوشته:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.